سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

ولی ای کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد

کاش بودی ودستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها ونبودنهایت میشد

کاش بودی تا سر به روی شانهای مهربانت میگذاشتم

ودردهایم را به گوش تو میرساندم

بدون تو زندگی برایم عذاب است

بدون تو این خانه دگر صفایی ندارد

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر چشمهایم سو برای دیدن ندارن

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم وبی تاب نگاه مهربانت هستم

 

حسین عابدینی تنها فرزند ذکور خانواده است . 16 ساله بود که در کنار هسته اولیه تشکیل دهندگان ستاد ناحیه مقاومت زادگاهش به بسیجی ها ملحق گردید . همزمان نیز تاریخ 18 مهر 1360 در کتابخانه ولیعصر(عج) شهر نراق عضویت یافت .

این کتابخانه که جنب مسجد جامع قرار داشت سال 1357 راه اندازی گردید و سال ها بعد به علت تعریض خیابان تخریب گردید . اکثر جوانان در این مکان برای فعالیت های انقلابی خود تردد داشته و حتی مدتی آموزش دفاعی جنگ را فرا گرفتند .

حسین اسفند 1360 با گروهی از بهترین بندگان خدا راهی جبهه گردید و تاریخ 2 فروردین 1361 در عملیات بزرگ فتح المبین شرکت نمود . چهار نفر از دوستانش به اسامی : سید غلامرضا باشی – عبدالله محمودی – ابوالفضل بیابانگرد – مهدی عباسی در فتح المبین به شهادت رسیدند و دوستان دیگر به اسامی : قدرت الله ایزدی – عباس باقری و احمد ابوالحسنی به اسارت ارتش متجاوز بعث عراق گرفتار شده و عده ای هم مجروح گردیدند .

این توصیف کوتاه در یک مرحله اعزام به جبهه را می توان مورد سنجش قرار داد که این خانواده برای تک پسر 16 ساله شان چه حال و روزی داشتند .
حسین عابدینی برای حفظ و گسترش آرمان های الهی اش و به فرمان موکد رهبر کبیر انقلاب حضرت سید روح الله(ره) برای دومین بار راهی جبهه گردید تا اردی بهشت و خرداد 1361 در عملیات ظفرمند الی بیت المقدس سهمی داشته باشد.

طی عملیات بیت المقدس نیز دوستان سلحشورش به اسامی : غلامرضا قجری – علیرضا قجری و محمدرضا رمضانی به شهادت رسیدند و حسین از ناحیه سَر مجروح گردید و همچنان این خانواده مومن بر استرس ها و مشکلات با ایمانی که داشتند فایق آمدند .

حسین سال 1362 و در اوج شرایط جنگ تحمیلی دفترچه آماده خدمت دریافت و راهی سربازی گردید و با ایده و آرمان دفاع مقدسی که داشت باز برای دفع تجاوز دشمن در کنار سایر نیروها به سرحدات جنوب ایران روانه گردید .

بِسان سایر ارتشی ها دلاوری های موثری از خود به نمایش گذاشت تا اینکه اواسط آذر 1363 در محور خسروآباد آبادان و نهر عبود در اثر ترکش خمپاره از ناحیه شکم زخم کم عمقی برداشت ولی موج ناشی از انفجار سال هاست اعصاب و روان وی را آزار می دهد . پس از بهبودی نسبی مجددا به فعالیت های ارزشمند خویش ادامه داد و لحظه های جهاد را غنیمت شمرد .
نامبرده از جانبازان شایسته دفاع مقدس می باشد و در حال حاضر نیز خود را سرباز جان بر کف ولایت می داند و هر جا نیاز به نیرو باشد برای کیان ایران اسلامی آماده است .

فشار روحی و روانی بر والدین حسین مختص او نمی باشد زیرا سه دختر خانواده نیز زودهنگام دارفانی را وداع گفتند .
خانم ملوک عابدینی فوت نمود . متعاقب آن فروردین 1392 خواهران ملکه و مریم عابدینی به فاصله بیست روز به رحمت ایزدی پیوستند و ایمان بالای پدر و مادر توانست در مقابل این مصیبت ها تاب تحمل آورد.
جمعه تاریخ 1 آبان 1394 مصادف با روز تاسوعا پدر خانواده و مرد مومن و خندان آقای علیرضا عابدینی فرزند شکرالله بدرود حیات گفت و حسین و مادرش تنهاتر از گذشته شدند .

مادر پیر و فرتوت شد و حسین و سایرین سنگ صبور و غمخوار او بودند . سرانجام مادر مومنه و با ایمان خانم کوکب خسروی فرزند غلامحسین که عمه شهید بزرگوار اسدالله خسروی محسوب می شد تاریخ 4 تیر 1396 برابر با 30 رمضان 1438 مرغ جانش به ملکوت اعلی پَر کشید و در وادی السلام شهر نراق ماوی گرفت .

سایت سلحشوران شهر نراق مصیبت وارده را به خانواده های خسروی و عابدینی به ویژه به جانباز و رزمنده دفاع مقدس آقای حسین عابدینی تسلیت می گوید .

۹۶/۰۴/۰۴
سلحشوران شهر نراق

نظرات  (۱)

۱۵ تیر ۹۶ ، ۲۰:۰۰ سید موسی موسویان
خدا رحمت کند این مادر و پدر گرامی و عزیزانشون را . مشهدی علیرضا عابدینی واقعا نمونه مرد مخلصی بود که علیرغم مشکلات خنده از لبانش نمیرفت. واقعا جاش خالیه. خدا رحمتش کند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

هدایت به بالای

folder98 facebook