سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


بر اساس گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ دوران دفاع مقدس ، یادآور حماسه دلیر مردانی است که تا ابد بر تارک تاریخ ایران و اقصی نقاط کشور افسانه ای می درخشد و روز بروز ابعادی تازه ای از هزاران لایه های ناگفته آن باقی مانده و باقی خواهد ماند .

یکی از این نقاط شهر تاریخی و کهن نراق می باشد که دلیر مردان آن در گرمای جلگه خوزستان و در سینه کش کوه های غرب و سرمای زَمهَریر پر از برف و کولاک آن ، در اوج روز و قعر شب در رویاروی دشمن تا بُن مسلح که حمایت مادی و رسانه ای جهانی را همراه خود داشت ، ایستادند و تا حصول کامل به اهداف مقدس خود یعنی آزاد سازی مناطق اشغال شده خاک میهن اسلامی یایمردی کردند .


ایام تجاوز عراق علیه ایران آغاز به ثبت رساندن ایثارها و پایداری هاست که یک ملت بزرگ ، در عرصه تاریخ به نمایش می گذارد و هویت راستین خود را از درون اعصار تاریخ بیرون می کشد .
در دوران جنگ نابرابر عراق علیه ایران مردان و زنان این سرزمین با آغاز جنگ و با اولین شلیک گلوله دشمن به میهن عزیز، از همه چیز خود حتی از جگر گوشه ها و عزیزترین فرزندان خود گذشتند تا اسلام و ایران پایدار بماند .
جنگ نابرابر با بعثیون عراق ، آزمون حق بود در برابر باطل ؛ آزمونی که پیروزی آن تا ابد پایدار و استوار برای این ملت باقی خواهد ماند .

در دوران هشت سال دفاع مقدس ، علاوه بر رزمندگان ، مردم این کشور نیز در طول دوران جنگ همیشه خالصانه به یاد فرزندان خود بودند و با کمک های نقدی و غیر نقدی یاری گر این غیور مردان بودند و با ارسال کمک در قالب کاروان ها و جمع آوری کمک های مردمی در بسیج پشتیبان سلحشوران بودند و به فرمایش رهبر خود امام خمینی (ره ) که کمک به جبهه کمک به اسلام است لبیک گفتند .

مردم قهرمان پرور نراق هم در این مهم پیشتاز بودند و در جمع آوری کمک های مردمی و ارسال آن به مناطق جنگی درخشیدند . کمک های مردمی نراق به جبهه ها بسیار چشمگیر بود و مردم به منظور حمایت از رزمندگان اسلام هر آنچه در توان داشتند به جبهه ها می فرستادند تا در اختیار سلحشوران در سر حدات قرار گیرد . افرادی به جمع آوری کمک های مردمی می پرداختند که از جمله آنان مُندعلی نباتی فرزند حسین بود .
نباتی تابستان سال 1361 بعد از عملیات رمضان ، پس از جمع آوری کمک های مردمی نراق که بیشتر اقلام آن دام زنده و شکر و آبلیمو تازه بود همراه راننده کامیون بصورت مستقیم از نراق به جبهه های جنوب ماموریت یافت .
مُندعلی در جمع آوری و ارسال کمک های مردمی نقش داشت. در یکی از این ماموریت ها ؛ اقلام پس از بارگیری برای رساندن امانت مردم فداکار نراق راهی جبهه شدیم . گوسفند ها در کامیون داف قرمز رنگ حاج شعبانعلی طالبی و دیگر اقلام در اتومبیل گلف شبیه ون امروزی بارگیری شد .



پس از طی طریق از شهرهای دلیجان - خمین - الیگودرز - ازنا و درود به خرم آباد رسیدیم . بعد از ظهر گوسفندان را برای اینکه در وزنشان نقصانی صورت نگیرد و لاغر نشوند از کامیون پیاده کردیم تا آب و علف بخورند . بعد از تعلیف گوسفندان و آب دادن اقدام به شمارش کردیم .
با کمال تاسف یکی از گوسفندان کم بود و چندین بار با دقت شمارش کردیم و با لیست مقایسه نمودیم و مطمئن شدیم که یکی از گوسفندان گم شده است.

دوستان از جمله امام جمعه نراق حجت الاسلام هبت الله نوروزی(۱۳۱۰-۱۳۸۲)- حجت الاسلام علی محمد مهدیزاده - دایی میرزاعلی قجری و برادرش سلطانعلی- مرحوم حاج علی محمد آعلی- مرحوم حاج قاسم تهرانی(گلاب گیر) که هزینه همه شکر و آب لیموی اهدایی را تامین نمود - شهید مُندعلی نباتی و آقای مجید مجیدی فرزند علی(دایی مجید) ابراز ناراحتی می کردند که در رساندن امانت مردم قصور کردیم .

به هر حال گوسفندان را با یکی کمتر از آمار بارگیری کردیم و با حالتی گرفته راهی اهواز مرکز استان خوزستان شدیم .
قبل از ظهر وارد مقر تیپ علی ابن ابیطالب (ع ) در جاده تازه آزاد شده خرمشهر اهواز نزدیک ایستگاه حسینیه شدیم . نماز ظهر به امامت آقای نوروزی برگزار شد. طبق معمول بین دو نماز ایشان به ایراد خطابه پرداختند که در همین حین با شیطنت خدمه های ضد هوایی چند گلوله با صدای رعب آور شلیک شد و آقای نوروزی نیم خیز نشست و سپس بلند شد و لحن صدایش متفاوت شد .

بنده و دایی مجید که لباس بسیجی بر تن داشت کنار هم نشسته بودیم ؛ کنار ما یکی از رزمندگان بود رو کرد به دایی مجید و گفت این حاج آقا (آقای نوروزی )خوب آمد و خودش را کنترل کرد چون بعضی از افراد بدلیل اضطراب نمی توانند به سخنرانی ادامه دهند . نکته جالب اینجا بود که دایی مجید رو به حقیر کرد و گفت امروز این شلوار بسیجی به داد من رسید و آبرویم را خرید اگر این شلوار تنم نبود این رفیقمان بمن نمی گفت برای ما عادی است .
همگی هم قول و هم قسم شدیم که در خصوص مفقود شدن یکی از گوسفندها حرفی زده نشود تا مورد عتاب و خطاب انسان های نکته سنج قرارنگیریم .
مدتی از گذشت این واقعه من به جبهه اعزام شدم و در عملیات محرم در جبهه عین خوش موسیان استان ایلام شرکت داشتم و چند روز بعد آقای مُندعلی نباتی در پدافندی عملیات محرم در جبهه پاسگاه شرهانی عراق حضور داشت و تاریخ 17 آذر 1361 به شهادت رسید و در گلزار شهیدان نراق آرام گرفت . چون ایشان 56 ساله و محاسن سفید داشت به حبیب ابن مظاهر شهدای نراق ملقب گردید .

پس از 35 سال از این موضوع شایسته است مردم فداکار و همیشه در صحنه نراق فرزندان خود را عفو نمایند .
http://bayanbox.ir/view/7879631728985246204/photo-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%DB%B0%DB%B2-%DB%B2%DB%B4-%DB%B1%DB%B4-%DB%B2%DB%B1-%DB%B0%DB%B0.jpg
راوی : رزمنده دفاع مقدس آقای محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق – 3 خرداد 1396

۹۶/۰۶/۱۶
سلحشوران شهر نراق

نظرات  (۱)

سلام به نظر بنده پول گوسفند را باید به گروه سلحشوران داد تا یه آبگوشت دسته جمعی به بدن بزنیم .
خدایی جهت مزاح بود
دم شما گرم خدایی برای جبهه خیلی زحمت کشید
از خداوند متعال عمر با عزت برای عزیزمان آقای ابوالحسنی خواستارم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

هدایت به بالای

folder98 facebook