سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


در روزگار قدیم ، دیدار دختر و پسر قبل از جاری شدن صیغه عقد کمتر صورت می گرفت و سرنوشت آنها در دست پدران و مادرانشان بود. تا قبل از عقد کمتر پیش می آمد دختر و پسر همدیگر را ببینند مگر آنکه با هم فامیل باشند.

http://www.khadamatmajales.com/WebsiteImages/SliderMpImages/348394105.JPG

در شهر نراق برای پیدا کردن دختر و پسر مناسب ،خانواده ها دوست داشتند حتی الامکان داماد یا عروس را از میان خویشان، بستگان وآشنایان پیدا کنند . روش دیگر به این صورت بود که یکی از آشنایان اعم از همسایه ، دوست ، همکار و اقوام دختر از کمال و اقوام پسر از برازندگی پسرشان تعریف می کردند و اینگونه ترتیب مراسم خواستگاری را می دادند. نوع دیگرآشنایی از طریق مردان خانواده در محل کسب و کار صورت می گرفت. آنها وقتی متوجه می شدند فلان شخص دختر دارد میان خودشان قول و قرار می گذاشتند.عده ای هم در مراسم مذهبی، زیارتگاه ها، تعزیه و مراسم روضه دختر مورد نظر خود را پسند می کردند.

 
مراحل ازدواج

*خواستگاری 

در این مرحله معمولا پدر و مادر پسر به طور سرزده به خانه دختر مورد نظر می رفتند و ضمن صحبت کردن با خانواده دختر پیشنهاد خود را مطرح می کردند و در صورتی که مورد توافق قرار می گرفت، برای مرحله بعدی که کفش پاکنان بود قول و قرار می گذاشتند .

http://iranbanou.com/wp-content/uploads/2016/11/photo_2016-09-18_12-17-38-12-29-2016.jpg

*کفش پا کنان

پس از به توافق رسیدن خانواده ها نوبت به مراسم کفش پاکنان یا بله برون امروزی می رسید. در این مرحله خانواده داماد با خُنچه هایی شامل لباس، کله قند، کفش و چیزهای دیگر به اتفاق برخی از بزرگان فامیل به منزل عروس می رفتند و در مورد مَهریه مراسم عروسی،شیربَها و... صحبت می کردند و پس از توافق بزرگان فامیل ، شرح مراسم کفش پاکنان را روی کاغذ می نوشتند مانند:یک جلد کلام الله مجید و آیینه شمعدان، یک راس ماده گاو، یک باب اتاق ،5سرچه آب قنات و...

http://daneshgahezendegi.com/wp-content/uploads/2017/02/vK1409703609.jpg

مبلغی هم به نام شیربها(پول نقد ) از طرف خانواده عروس به داماد پیشنهاد می شد که داماد ملزم به پرداخت آن جهت برخی هزینه های عروسی بود .سپس در مورد مراسم عقد و عروسی توافق می شد و حضار در مجلس صورتمجلس را امضا می کردند . بعد خانواده داماد با چای و شیرینی از مهمانان پذیرایی می نمود و مادر داماد هم یک عدد انگشتر دست عروس می کرد و سایر هدایا را هم به او تحویل می داد و بستگان عروس و داماد هم به دلخواه هدایایی به عروس می دادند و مراسم با سرور و شادمانی خاتمه می یافت.

*خرید عروسی
بعد از مراسم کفش پاکنان دو نفر از اقوام نزدیک عروس به اتفاق داماد و یکی از اقوام او به شهر کاشان یا قم می رفتند وخریدهای مربوطه را انجام می دادند.

http://image.topak.ir/2015/08/265352/0cbt273dqzose0hqorb.jpg

*صیغه خواندن
معمولا صیغه عقد و عروسی در موعد مقرر با هم خوانده می شد و دختر و پسر در طول نامزدی حق رفت و آمد به صورت امروزی را به منزل یکدیگر نداشتند. در طول دوران نامزدی داماد مجاز نبود عروس را حتی از دروازه نراق خارج نماید.هر گونه دید و بازدید می بایست به اتفاق خانواده داماد با عروس انجام شود. پدر عروس هم اجازه ماندن و بیتوته کردن در منزلش را به داماد نمی داد و در صورت اعتراض داماد ، به او می گفت :هر موقع که دختر مرا خواستی بیا عقد کن و ببر. حتی در برخی موارد داماد امکان نداشت سر و کله اش نزدیک خانه عروس پیدا شود و دختر هم که نامزد شده بود تا قبل از عقد کمتر از خانه خارج می شد و مراسم نامزدی به این صورت خاتمه می یافت.

جهیزیه ای هم که در آن موقع برای عروس خریداری می شد اندک بود که شامل : دو عدد یخدان چوبی فلزی چهارپایه به عنوان کمد، یک عدد مجری mejri برای نگهداری اسناد و وسایل قیمتی و پول و دو عدد هم مقبره (صندوق )کوچک چوبی با رویه مخمل به عنوان جعبه وسایل بهداشتی و آرایشی و سایر وسایل ضروری زندگی بود . جهیزیه عروس را هم در موعد مقرر در یک روز خاصی صورت برداری(صورت پاگیره )می کردند و در حضور اقوام در قبال اخذ رسید به داماد تحویل می دادند و آنها را به خانه داماد می بردند. قیمت کل این جهیزیه در آن زمان (حدود 60 سال پیش) نسبت به امروز قابل قیاس نیست .


مرحوم حاج احمد قطبی

در مراسم عقد که بعد از دوران نامزدی انجام می شد مرحوم حاج احمد قطبی فرزند نصرالله(1276 – 1368) یا مرحوم حاج ملا غلامرضا فروغی فرزند ملا محمد تقی را به خانه عروس می بردند و سفره عقد مختصری تدارک می دیدند. وسایل سفره عقد عبارت بود از آیینه وشمعدان، نقل و شیرینی ، کله قند، طَبق میوه و شیرینی و گلاب و... . مراسم ساده و خودمانی بود و چشم و هم چشمی هم وجود نداشت. از سکه و شمش طلا خبری نبود. مهریه های آنچنانی وجود نداشت.

به هنگام عقد، عروس را مقابل آیینه رو به قبله می نشاندند و هنگامی که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم بود که عروس خانم در آیینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش چون آیینه صاف و روشن باشد. و همچنین در موقع خواندن خطبه عقد دو خانم دیگر دو سر یک پارچه سفید را روی سر عروس نگه می داشتند و خانم دیگری به نیت شیرین شدن زندگی بر روی پارچه قند می سایید و عروس خانم بعد از سه بار تکرار خطبه عقد با اجازه پدر و مادر و بزرگان مجلس بله می گفت. سپس حضار به سرور و شادمانی می پرداختند و به عروس و مادر عروس تبریک می گفتند. سپس عروس دفتر عقد را امضا می کرد و بعد بستگان عروس و داماد به عروس هدیه و طلاجات می دادند . سپس داماد را به نزد عروس می آوردند و آنها حلقه های نامزدی را در دست یکدیگر می نمودند . جشن عقد تا پاسی از شب ادامه داشت. در آن زمان رسم بود که مادر عروس نقل های کوچکی را که به آن "نقل گشنیری" می گفتند در بسته های مخصوص به مهمان ها تقدیم می کرد. بعد از 3 روز مراسم عروسی برگزار می گردید .

* حنابندان
جشن حنا بندان آخرین رسم از آداب عروسی بود و در واقع مراسم خداحافظی عروس بود که در شب آخرین اقامت عروس در منزل پدر برگزار می شد و حضار با حنا دست خود را رنگی می کردند و ظرف حنا را در مجلس می چرخاندند تا دیگران هم این کار را انجام دهند. حنا اثری از بهشت است و نشانه ای از شادی،مهر و نیکبختی دارد. این باوری است که ایرانیان باستان داشتند و هنوز هم پا بر جاست.
*عروسی
روز بعد از حنا بندان معمولا بعد از ظهر، خانواده داماد عروس را از منزل به حمام می بردند و پدر و مادر عروس با اشک شوق بدرقه می کردند.عروس هم در حالی که دست و صورت پدر و مادر را بوسه می زد با والدین خدا حافظی می نمود و آنها هم برای او آرزوی خوشبختی می کردند. در آن روز زن های فامیل مقابل حمام جمع می شدند و عروس را در یک مراسم زنانه به خانه داماد می بردند تا به شادمانی بپردازند .

http://www.dana.ir/File/ImageThumb_0_608_458/1119816

مراسم مردانه هم در اتاق دیگری برقرار بود و لباس های داماد را می آوردند تا در حضور افراد بپوشد . این لباس ها در بعضی مواقع همان لباس سنتی نراق یعنی تنبان ، پیراهن سفید قدک بدون یقه، گیوه، کلاه نمدی و کت یا قبا بود و در مواقعی هم به داماد کت و شلوار می پوشاندند و سپس او را شادی کنان به اتاق عروس می بردند و ساعتی هم دو زوج با هم در اتاق بودند و بانوان و همه کسانی که با عروس محرم بودند در اتاق جمع می شدند و لحظه های پایانی مراسم را با رقص و آواز محلی و شادمانی سپری می کردند.

در پاپان مراسم خانواده های عروس و داماد صورت زوجین را می بوسیدند و بعد پدر داماد دست داماد را در دست عروس می نهاد و آنها را به خانه بخت روانه می نمود. به محض رسیدن به منزل پدر داماد گوسفندی را در جلو آنها قربانی می کرد و در حالی که همراهان با صدای بلند فریاد می زدند "عروس پا انداز می خواد " پدر داماد هم حدود 50 ریال(5 تومان) به عروس خانم به عنوان پاانداز تقدیم می کرد و بعد در خانه را باز می کردند و دو زوج جوان را برای آغاز زندگی مشترک به خانه می فرستادند. وبدین صورت مراسم عروسی پایان و حضار هم پراکنده می شدند.
لازم به ذکر است که عروس و داماد هرکدام در این مراسم یک نفر به عنوان راهنما داشتند .

* مادر زن سلام
مادر زن سلام از رسوم ازدواج است که صبح روز بعد از شب ازدواج داماد با مادر عروس ملاقات کرده واز وی به خاطر عقد دخترش تشکر می کرد .

*پاتختی
پا تختی از مراسم بعد از عروسی است که با شرکت نزدیکان عروس و داماد در روز بعد از عروسی برگزار می شد. در این جشن معمولا عروس بر "تخت" یا صندلی می نشاندند و دوستان و فامیل های عروس وداماد برای او کادو یا هدیه می بردند.
در روز سوم عروسی هم داماد و عروس مهمان مادرزن ( خَسرو ) بودند ودر این مهمانی هم از طرف پدر و مادر عروس هدیه ای به آنها تقدیم می شد و پس از آن هم زوج جوان زندگی زنانشویی خود را آغاز می گردند.
با آرزوی سعادت و خوشبختی برای همه جوانان این مرز و بوم با توکل بر خداوند قادر و تحت توجهات قطب عالم امکان حضرت حجت ابن الحسن (عج) .


سایت سلحشوران شهر نراق از جناب آقای مرتضی علی آقایی فرزند علی اکبر از بابت تهیه آیین سنتی ازدواج در بیش از نیم قرن پیش در زادگاهش شهر نراق تشکر می نماید .

۹۶/۰۶/۲۶
سلحشوران شهر نراق

نظرات  (۱)

۰۱ مهر ۹۶ ، ۱۰:۴۳ حمیدرضا شایان
با عرض سلام و خسته نباشید.
واقعا رسم و رسوم جالبی بوده.❤در یکی از عکسها جد مادری من ;مرحوم اوستا یوسف رضایی و جد پدری من مرحوم حاج مظفر سلطانی رو دیدم.یاد این مصراع افتادم:این قافله عمر عجب میگذرد!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

هدایت به بالای

folder98 facebook