سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


بایـگـانی

محلات نمره 17
شماره 1599
13 ع 2
ربیع الثانی 1336(برابر بهمن 1296) 104 سال قبل
قربانت شوم
مرقومه مبارکه ئی که به جناب اَجل آقای مهندس الدوله دام اقباله مرحمت شده بود به چاکر منزل تشریف فرما شده و مطالبی فرمودند و از طرف حضرت اَجل ابلاغ نمودند ولی عین دستخط را زیارت نکردم و درست از مطلب مستحضر نشدم .
اینکه چاکر در نراق شرفیابی حاصل ننموده به نمک مبارک مریضه ئی مبتلا به قولنج(نوعی درد) شده در خانه افتاده بود که عاقبت از شدت درد ساقط نموده ؛ با وجود این وقتی آمدم شرفیاب شوم همان آن حرکت فرموده بودید و چاکر محروم گشته برگردید .

در موضوع جناب ضیاء السلطان( ضیاءالسلطان فرزند حاجی صدر راونجی حاکم نراق) که مرقوم شده بود که اطلاع داده شود که دشمنان قدیم او در کارند و فوری برود قم و فتح الله خان را هم می بَرد مطلب را واضح نفرمودند که مستحضر گشته تکلیف را بدانم و بعلاوه فرمودند که حضرت اَجل مرقوم فرموده اید که اگر حکومت و اداره ژاندارمری متحد شوند برای ایشان و دیگران ضرر دارد الی مطلب را خیلی گنگ فرمودند و متحیّرم چه مطلبی است و مقصد چه بوده است ؟
حضرت اَجل می دانید فدوی(بنده – جان نثار) را عقیده مذهبی بر این است که به سَریر(مَسند) حکومت و اولیای امور مطیع و صدیق و خدمتگذار باشم و خیانت به حکومت و اولیای امور را خیانت به خداوند می داند و تا جان دارم خدمتگذارم و حتی الامکان والقوه در اتحاد و اتفاق و اُلفت اهل عالَم باید بکوشم علی الخصوص در اتحاد و اتفاق و مودّت بین اولیای امور که فی الحقیقه سبب حفظ نفوس و نظم امور و امنیت عالم انسانی هستند .
در این صورت واضح و مشهود است که به جان و دل برای خدمتگذاری حاضر و مطیع و جانفشان است ؛ مطلب را و مقصود را واضح مرقوم دارید که مستحضر گشته انجام دهد و اطاعت نماید .
منتظر وصول دستخط مبارک هستم که به موجب مرقومه رفتار شود و از قرار مذکور آقای ضیاء السلطان( ضیاءالسلطان فرزند حاجی صدر راونجی حاکم نراق) از اسب افتاده و پایش عیب کرده و مدتی است از حالاتشان بی خبر هستم . حضور فلان فلان عَرض بندگی دارم

یاداشت پشت نامه با خط متفاوت که دلالتی به مطالب اصلی ندارد :

عرض می شود ان شاءالله تعالی حالت شریف خالی از کِسالت و مصون(محفوظ) از ملالت است.

ضمنا با کمال عجله بواسطه حرکت چاپار(نامه بَر پُست با اسب) و عدم محل اَمن مختصر را زحمت می دهم و از اظهار محبتی که منتقل جناب عمده الاعیان والتجار حاجی عبدالمناف ....... کرده بودید اظهار امتنان می نمایم ؛ خداوند توفیق خدمت بدهد زمین و مِلک تقدیمی ........ سرکارعمده الامراء الاعظام آقای امیر محمد حکمران دام اقباله العالی رسید شرح اظهار محبت و مودّت به جناب افتخارالتجار حاجی محمد جعفر سلام الله تعالی مرقوم فرموده اند ....... که در همین هفته جوف(داخل) نوشته جات خودشان ارسال دارید هرگونه فرمایشی باشد مرقوم دارید با کمال میل حاضرم بلکه رحمت است .


شماره 2416
1336 هجری قمری(برابر 1296 شمسی) 104 سال قبل

تصدقت گردم . ریاست مالیه توسط مهندس الدوله نوشته به فلانی بگوئید به ضیاء السلطان( ضیاءالسلطان فرزند حاجی صدر راونجی حاکم نراق) اطلاع بدهد دشمن قدیمی در خرابی شما اقدام دارد و برای فتح الله خان هم خیال دارد و اگر با ریاست ژاندارمری متحد شوند برای شما عاقبت خوبی ندارد و در کار شد نزد ماژور فضل الله خان( کلنل فضل‌الله خان آق‌اولی ۱۲۶۵- ۱۲۹۹از افسران ژاندارمری) شما و او را مقصر و خراب نمایند .

البته با فتح الله خان بروید قم‌ جلوگیری نمائید من با شما دوست و همراهم البته به فلانی بگو اگر اطلاع ندهد و او را خراب نمایند برای خود تو هم عاقبت ندارد .
قربانت گردم متحیّرم علت اینکه خودش راسا اینگونه مطالب را به ضیاء السلطان تبلیغ نکرده و بنده را واسطه این اطلاع بدون علت و جهت قرار داده است چه خیالی دارند و مقصودشان چیست ؟
در عقیده مذهبی چاکِر ؛ خیانت به حکومت خیانت به خداست و خدمت و صداقت به حکومت خدمت به خداست .
محرمانه عرض شد و حضرت اشرف را به وجدان و شَرَف خود قَسَم می دهم محرمانه باشد و خودتان بدانید و علت اینکه چاکر را خواسته داخل نماید و واسطه اطلاع قرار داده است محرمانه معلوم و به خان زاده مرقوم دارید که بیدار گشته در پناه حضرت اَجل محفوظ مانم .
بی نهایت اسباب خیال چاکر شده است دستورالعمل مرقوم دارید .
ان امرکم مطاع(فرمانبردار) مطاع

یاداشت پشت نامه با خط متفاوت که ظاهرا دلالتی به مطالب اصلی ندارد :
باز نزد خود سَرکاران باشد بهتر و پیغام شما هم از سلطان و ...... آمدن به نراق که شما عمل کنند یاس من حاصل شد ؛ لهذا نوشتم که باقر بیاید آمد ؛ امسال هم خودمان را بی بهره کردند در منافع کسب و هم مرا خانه خراب کردن .... لکن یک قدری تنبلی و کم کاری کردند .

هر گاه بار را زودتر حمل کرده بودند و اشیاء هم آورده بودند به هر حال گذشته ... را آقا محمد جعفر وجهی داشت خواست بیاورد من از ایشان گرفتم و تقبل سرکار کردم به فاصله هفت یوم به ایشان کارسازی دارید و .... را مطهر کرده برداشته بیاورید که اجناس جور موجود است برداشته بروید که داد و ستد کردن از میان نمی رود و مشغول کسب شدن باز آدم بی آبرو نمی شود و از سکه نمی افتد البته ........ را به ایشان کارسازی نمائید و غله هم خواست به ایشان بدهید او می تواند حمل کند و شما نمی دانید حمل کنید و ماندن در آنجا بی فایده است و شما هم باید بنشینید و کسب بکنید و خرج کنید بالمره(از هر جهت – یکباره) آدم از میان می رود البته ......... را کارسازی نمائید .
خواستم سیصد و پنجاه تومان معیّن کنم لهذا دویست و پنجاه تومان تقبل کردم هرگاه زیادتر هم شد بدهند ...... دادید و زهر هم می باشد که اجناس ببرید ..... اگر غله هم خواست ..... (بقیه متن موجود نیست)

سایت سلحشوران شهر نراق ؛ از استاد حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از جهت بازخوانی مکاتبات بین فضل الله نراقی معاون التجار و اداره مالیه محلات در خصوص ضیاءالسلطان فرزند حاجی صدر راونجی حاکم نراق پس از عزل نایب حسین خان نراقی و اتفاقات حادث شده در بیش از یک قرن قبل قدردانی می نماید .

۹۷/۰۷/۲۵
سلحشوران شهر نراق

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.

هدایت به بالای

folder98 facebook