سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


بایـگـانی

۱۸ مطلب در دی ۱۳۹۱ ثبت شده است

 پنج شنبه 25/08/1391 سرکار خانم زهرا رزاقی فرزند محمود متولد 1329 در منزل پدری اش در شهر نراق مورد ملاقات چند نفر از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس قرار گرفت .

 

u655_klilih.jpg            q1538_83271.jpg

خانم زهرا رزاقی

 

این منزل آشنا متعلق به پیر جبهه های نبرد مرحوم حاج محمود رزاقی است و گرچه در عملیات های مختلف دفاع مقدس حضور داشت و ترکش خمپاره چشمش را نابینا کرد و لیکن مردانه تا انتهای حماسه مقاومت نمود . خداوند قادر سرنوشتش را به گونه ای رقم زد که در اثر تصادف موتور سیکلت جان به جان آفرین تقدیم نماید . انشاءالله اجر شهیدان راه خدا برایش مقدر گردد .

 

t4475_khjyhk.jpg

   مرحوم جانباز حاج محمود رزاقی

 

در این خانه پر خاطره همچنین زن مومنه ای به نام خانم عشرت غفاری فرزند علی سکونت دارد که مونس و غمخوار جانباز و بسیجی نام آور شهرمان حاج محمود رزاقی بوده است .مردم قدرشناس نراق پدر مشارالیها مرحوم حاج علی غفاری فرزند آقاجان را به شایستگی می شناسند .

 

r257_8B271.jpg    g2289_.jpg

سرکار خانم غفاری                                                         مرحوم علی غفاری

 

خانم زهرا رزاقی از سجایای اخلاقی فرزند شهیدش حمید رضا رزاقی و سرنوشت دیگر فرزندانش سخن می گوید :

حاصل ازدواج با همسرم آقای قنبر رزاقی پنج فرزند بود .فرزند بزرگمان حمید رضا رزاقی متولد 1347 بود . تا کلاس ششم ابتدایی در مدرسه مشفق کاشانی تهران تحصیل کرد .

 

7847_image5992.jpg

    حمیدرضا رزاقی در کودکی

 

بعدا در تعمیرگاه ماشین متعلق به پسر عمویش علیرضا رزاقی مشغول گردید . این تعمیرگاه هم داستان های خاص خودش را دارد چون سه نفر از شهیدان نراقی به اسامی حمید رضا رزاقی فرزند قنبر ، ابوالفضل شاطری فرزند غلامرضا و علی اکبر مسلمی فرزند غلامرضا در آنجا در فواصل مختلف اشتغال به کار داشته اند .

 

2527_shahid_moslemi.jpg    f6762_shahid_razaghi.jpg    h44_shahid_shateri.jpg

شهید ابوالفضل شاطری                         شهید حمیدرضا رزاقی                         شهید علی اکبر مسلمی

 

فرزندم رفتار مظلومانه ای داشت . به زادگاه من و پدرش نیز علاقمند بود و هر موقع به نراق می رفتیم به هر دو پدر بزرگش حاج محمود و حاج اصغر رزاقی در امورات کشاورزی و دامداری کمک می کرد . سال1365 یا 1366 جنگ شرایط ویژه ای پیدا کرده بود و طاقتش به سر آمد و رفت پایگاه بسیج شهید بهشتی تهران و فرم رضایت نامه دریافت نمود و به خانه آورد تا من و پدرش امضا کرده تا اجازه اعزام به جبهه به او بدهند .

 

u792_image5954.jpg

       شهید حمیدرضا رزاقی

 

ابتدا پدرش گفت حداقل بگونه ای برو که بتوانی سربازی ات هم محسوب شود . او گفت پدر بزرگم حاج محمود چشمانش را در جبهه از دست داده و ما هم نیاز است حسین زمانمان را یاری کنیم .

 

p7725_image5960.jpg

 

هر دو امضا کردیم و به عنوان نیروی بسیجی رفت منطقه جنوب با لشکر محمد رسول الله و شش ماه تمام ماموریتش طول کشید . وقتی بازگشت هنوز عطش و عشق فعالیتش به رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی (ره) کم نشده و ارادتش فوران می زد .

دو هفته ای استراحت کرد و اردیبهشت 1367 دفترچه آماده به خدمت دریافت و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی گردید . وی با توجه به آشنایی که داشت جذب لشکر 27 محمد رسول الله گردید و روانه جبهه های حق علیه باطل گردید . مدت کوتاهی گذشت که در جبهه از ناحیه ریه مجروح شیمیایی شد و چند روزی به تهران آمد . نسبت به خوردن بعضی غذاها حساسیت نشان می داد .

 

r4616_image5989.jpg

 

مارش عملیات که زده می شد گریه می کرد که توفیق حضور در جبهه را از دست داده است . قسمتی از لشکر 27 محمد رسول الله از جنوب به غرب کشور منتقل شده بود و حمید رضا به آنها ملحق و در منطقه پدافندی اردوگاه کوزران حومه شهرستان کرمانشاه حضور داشت . مجموعه سربازی اش در سپاه پاسداران دو ماه طول کشید و یک ماهی هم به پایان جنگ ایران و عراق نمانده بود که تاریخ 23/4/1367 در رودخانه ای اطراف بخش کوزران به شهادت رسید .

 

r143_image5991.jpg

جنازه مطهر شهید حمیدرضا رزاقی

 

پیکر مطهرش پس از ده روز به تهران انتقال یافت و پس از تشیع جنازه با شکوه در روز عید قربان در قطعه 28 ردیف 99 شماره 15 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

 

z8863_image5977.jpg 

                                                                                                                                                                                                                 تشییع جنازه شهید در تهران

 

همسرم قنبر رزاقی نیز از نیروهای بسیجی بود و از طرف بانک صادرات به همراه مرحوم سید محمود موسوی فرزند سید حسن به جبهه اعزام شده بود و سابقه شش ماه حضور در دفاع مقدس در کارنامه دارد .

 

w9916_image5974.jpg

از راست : مرحوم قنبر رزاقی در جبهه

 

رابطه فرزند دلبندم با پدرم حاجی محمود خیلی صمیمی بود . دراواخر زمستان سال 1365 روزی پسرم با پدرم در گلزار شهدای شهر نراق فاتحه خوانی می کرده اند که حمیدر رضا به حاجی محمود می گوید اگر من شهید شدم کنار شهید غلامرضا یوسفی فرزند عباس (شهادت 22/10/1365) دفنم کنید .چون ایشان ظاهرا در نراق به این شهید ارادت پیدا کرده بود . این موضوع را چند سال بعد پدرم به من گفت .

d22_scan0219.jpg

حاج محمود رزاقی

 

پس از شهادت فرزندم خداوند به ما توفیق صبر و بردباری عطا نمود . ولی بعدا چندین مصیبت بر من آمد که تاب و تحمل زندگی را دشوار می کند :

 

- سال 1357 کودک دو ساله ام به نام مجید رزاقی در اثر سوختگی بدرود حیات گفت .

 

r3319_bho.jpg

 

- سال 1377 همسرم قنبر رزاقی فرزند اصغر به علت ناراحتی کبد فوت نمود و در قطعه 56 ردیف 78 شماره 1 بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد .

x355_y.jpg

 

- سال 1384 فرزند 21 ساله ام حسین رزاقی که سال سوم دانشگاه رشته عمران را سپری می کرد به علت سرطان استخوان فوت نمود و در قطعه 224 ردیف 4 شماره 32 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

i622_uyijc.jpg

 

- تاریخ 28/9/1389 پدرم حاج محمود رزاقی که از بسیجیان جانباز بود در اثر تصادف فوت و در قطعه ایثارگران شهر نراق دفن گردید .

 

k2163_upgup.jpg

 

اکنون صاحب دو فرزند پسر و دختر هستم و در همه شرایط از خداوند به خاطر نعمت های فراوان دیگرش شکر گزاری می کنم . به خاطر حفظ و قداست خون شهیدم حمید رضا رزاقی دست حمایت از ولایت بر نداشته و در حد بضاعت برای پیشرفت کشورم در صحنه تلاش می کنم .


چند بیت شعر در دفترچه خاطرات شهید نوشته شده که ذکر می گردد :

 

 

مکن پرورده خود را فراموش پسر ای میوه بستان مادر
                                                
تو چون گل با هزاران نعمت و ناز شده پرورده در دامان مادر
فرو ریزد چو بیند دردمندت سرشک از دیه گریان مادر
                                               
سپاس و احترام و حق شناسی با شکرانه احسان مادر
همیشه مونس و یادم پدر بود به وقت رنج غمخوار پدر بود
                                               
چو پروانه اگر بال و پرم سوخت ولی شمع شب تارم پدر بود

 

 

 

از جانباز سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا که مقدمات این ملاقات را فراهم نمود صمیمانه تقدیر و تشکر می شود .

 

وصیت نامه شهید حمید رضا رزاقی فرزند قنبر

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام یگانه یاور مظلومان خداوند سبحان. هیچ قطره ای در مقیاس حقیقت و در نزد خدا از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود بهتر نیست . خدایا تو شاهدی که چیزی عزیز تر از جانم ندارم تا فدای اسلام و قرآن کنم ، پس شهادت در راهت را نصیب من گردان که شیرین ترین مرگ هاست . خداوندا از تو می خواهم مرگی را نصیبم کنی که با افتخار همراه باشد در راه هدفم اسلام . ای معبود من ، معشوق من ، تو را سجده می کنم که جان من را خریدی . ای زندگان زمین برای ما اشک نریزید که ما زنده و جاویدیم . شهادت شربت گوارایی است که با نوشیدن آن عطش قلب شهید آرام می گیرد .

c3283_image5955.jpg

پدر آیا افتخار نمی کنی که از وجود پر ثمرت شهیدی در راه مکتب اسلام پرورش یافته . برادرم اسلحه خونین مرا از زمین بردار و تا پیروزی نهایی راهم را ادامه بده . خوشا به سعادت کسی که در راه خدا و برای خدا به شهادت برسد .زمانی که جسد مرا بر دوش می گیرید اگر با چشم دل بنگرید می بینید که چشم به سوی کربلاست . برادران تنها از کانال شهادت است که راه حسین(ع) تداوم می یابد . آیا این رسم انسانیت است که ما بمانیم و یاران همه سوی لقاءالله بروند .

i3385_image5981.jpg

شما را توصیه می کنم به ریسمان محکم الهی چنگ زنید . این انقلاب باید به دست امام زمان زمان(عج) سپرده شود و این نیاز به هوشیاری ما دارد . ولایت فقیه دنباله رسالت انبیاست و باید حفظ شود . پس در راه حفظ آن بکوشید تا به آرامش برسید . کاروان عاشقان کربلا در حرکت است ، مبادا از این کاروان عقب بمانید . مرگ هر لحظه از راه می رسد ، چه بخواهید چه نخواهید . حسین زمان(راه و رسم امام خمینی ره)را تنها نگذارید و پشتیبان او باشید .من این وصیت نامه را در حالی می نویسم که از صحت کامل برخوردار هستم . گرچه احساس می کنم که به فیض عظیم شهادت نخواهم رسید . اما فکر می کنم که اگر این وصیت نامه را ننویسم گناهی بزرگ مرتکب شده ام . خصوصا هنگامی که وصایای شهدا را می بینم . برادران و خواهران ، شما نیز برای من از خدا طلب بخشش کنید تا شاید خدا به حرمت دعای شما مومنین از سر تقصیراتم بگذرد .

f5246_image5973.jpg

زیرا بار گناهان و خطاها بر دوشم سنگینی می کند . دیگر اینکه مقاومت را هرگز فراموش نکنید . زیرا بار سنگین حفظ انقلاب بر دوش شما امت مسلمان است کاری کنید که خون شهدا به هدر نرود و راهشان تداوم یابد .پدر و مادر زحمتکش ، من را حلال کنید و از دست من راضی باشید . برادرم مجید و برادرم حسین و خواهر خوبم ، از شما می خواهم که از دست من راضی باشید   حمید رضا رزاقی 2/1/1366

 

p616_42__.jpg

۰ نظر ۲۹ دی ۹۱ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

 از هنگامی که نخستین زائر مضجع منور اباعبدالله الحسین(ع)، جابر بن عبدالله انصاری(16 78 قمری) در روز اربعین سال 61 قمری از مدینه به سمت کربلا رهسپار شد تا کنون 1373 سال میگذرد.

http://farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/12-11/10/12992-47387.jpg

در این سالها علما و اولیای الهی برای زیارت سیدالشهدا(ع) در روز اربعین اهمیت و جایگاه والایی قائل بودند و با پای پیاده از نجف اشرف به سوی کربلا رهسپار میشدند،این سنت حسنه نیز در سالهای حضور ائمه معصومین(ع) با وجود حکومت سفاک و خونریز اموی و عباسی انجام شده است.

http://www.karnaval.ir/images/cities/105/gallery/karbala2.jpg

امام صادق(ع) درباره ثواب زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده میفرماید:کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمی‏دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى‏فرماید و یک درجه مرتبه‏اش را بالا مى‏برد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مى‏فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج میشود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى می ‏گویند: اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهلبیت رسولش هستی، به خدا قسم هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد.(کامل الزیارات ص134)

http://2ba2.com/wp-content/uploads/2011/11/haram.jpg

 

پیاده روی مراجع و علما و مردم تا زمان حکومت صدام حسین ادامه داشته است، اما از زمانی که او در سال 1358 (1400 قمری)به ریاست جمهوری عراق رسید تا زمانی که در سال 1381 شمسی (1424) قمری سقوط کرد، وقفهای در اجرای مراسم عزاداری با شکوه و پیادهرویهای دسته جمعی ایجاد شد . اما مردم شیعه عراق با سقوط صدام، بار دیگر عشق و علاقه وصفناپذیر خود به امام حسین(ع) را طی این 10 سال به جهانیان ثابت کردهاند که در کنار دیگر محبان و شیعیان اهلبیت از کشورهای مختلف مراسم اربعین حسینی را با شکوهتر از سال قبل اجرا میکنند.

http://arbaeen.net/wp-content/uploads/2012/12/24112_MX2CQW58_pic.jpg

پیاده روی حضرت آیت الله شیخ میرزا جواد تبریزی

از شهر نجف در استان نجف تا کربلا در استان کربلا حدود 80 کیلومتر مسافت است . تیرهای برق این محور با علامت گذاری مشخص شاخصی است که زائران مسیر را تشخیص و مسافت را تخمین بزنند . فاصله تیرهای برق از یکدیگر حداکثر 55 متر و شمارش آن 1460 تیر می باشد که عرب ها با آن عمود می گویند .

http://media.afsaran.ir/sijR2Z.jpg

 

اولین حرکت پیاده روی محبان حسین ابن علی(ع) از شهر مذهبی نراق در استان مرکزی که جملگی از بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس بودند از شهر نجف اشرف تا کربلا در اربعین سال 1390 با حضور ده نفرشکل گرفت و بیش از چهل و پنج کیلومتر انتهای مسیر را طی نمودند . چند نفر نیز مسافت کمتری را پیمودند .

 

اسامی افراد : سید عباس جوادی فرزند سید ماشاءالله اسماعیل حبیبی فرزند اکبر قدرت الله آقاصادقی فرزند علی محمد سعید ایزدی فرزند عباس مهدی ایزدی فرزند هادی محسن حیدری فرزند حسین علی اکبر حیدری فرزند رضا محمد عضایی فرزند ابراهیم هادی ایزدی فرزند عباس حسین نباتی فرزند مندعلی

 

umn2drtaamtwi9v9zee.jpgwssrmavdlamah8ug2nc.jpgsptb0sim1q6gbenpsbfo.jpg

    

دومین حرکت راهپیمایی 27 نفر از بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق مسافت حدود 60 تا 70 کیلومتری انتهای محور نجف تا کربلا را با پای پیاده و بعضا پای برهنه طی نموده و یک تا دو شب را در این مسیر به استراحت پرداخته تا به مقصد عشق رسیدند .به تناسب سن و سال و وضعیت جسمانی عده ای مسافت کمتری را انجام داده و در حد استفاده از اجر معنوی و رسیدن به ثواب آن طی نمودند .

 

اسامی افراد : سید عباس جوادی فرزند سید ماشاءالله سید ابوالفضل جوادی فرزند سید ماشاءالله - علی محمد کمره ای فرزند تقی محمود مرادی فرزند علی محمد مجید خسروی فرزند علیرضا قدرت الله آقاصادقی فرزند علی محمد کیوان کاظمی فرزند حسین حبیب حبیب زاده فرزند محمد رضا سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی اسماعیل حبیبی فرزند اکبر محمد عضایی فرزند ابراهیم هادی ایزدی فرزند عباس حسن نباتی فرزند مندعلی غلام محمد قجری فرزند عباس حمید قجری فرزند غلام محمد حسین نباتی فرزند مندعلی محمد رضا(علی) قاسمی نراقی فرزند حسن میرزاعلی قجری فرزند غلامعلی - عبدالنبی نساج فرزند احمد محسن قجری فرزند رحمت الله مهدی قجری فرزند یوسف محسن عضایی فرزند اسماعیل حجت قربانعلی فرزند فرهاد(نوه علی نرگس) .

 

چهار نفر از زنان نراقی نیز با تبرک جستن از اجر معنوی راهپیمایی اربعین ثوابی برای ذخیره آخرت خود پیشه ساختند . اسامی : هما نساج فرزند عبدالنبی زهرا فروغی فرزند نصرالله سمیه قجری فرزند غلام محمد فاطمه یوسفی فرزند عباس

vvhv636vggcv8d84tm8r.jpg  wvgpjebcf2wolx7monjo.jpg

mkxt3g68u2vxy8xrxeig.jpg  rsgs7292sabmoi4hd0m8.jpg

 

مهم طی نمودن کل مسافت نیست . ارزش به دل نهادن به طریقت مولایمان حسین(ع) است و حتی اگر چند قدم در سرزمین کربلا در روز اربعین کام برداشته شود امید است که اجرش ذخیره بقیه پاداش ها گردد .انشاءالله سومین راپپیمایی نراقی ها با برنامه ریزی بهتر در اربعین 1392 از نجف تا کربلا انجام خواهد گرفت . مقرر است پرچم مشخص ، سربند های یکنواخت ، نام شهر نراق روی بنر و همه با کوله پشتی حرکت را آغاز کنند .

 

fde6gqk8xjurwdo3dkn9.jpg  zzb244nkgbox16cgt3.jpg

 

مردم شیعه عراق الحق برای زائران سنگ تمام گذاشته و در بین راه هر کمکی را با عشق وصف ناپذیری انجام دادند که بین رهپویان حسینی زبانزد گردیده است . آنان آب ، چای و قهوه ، شیر ، شلغم پخته ، خرما و شیرینی های محلی ، نان سمون ، تخم مرغ پخته ، انواع میوه و سبزیجات ، غذاهای مختلف از جمله فلافل و کتلت ، نوعی سوپ به نام محلبی ، آش ، فرنی ، نخود پخته ، و ده ها نعمت الهی را بین دوستاران امام حسین(ع) به صورت رایگان توزیع می کنند .

 

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2013/01/918871_orig.jpg http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1391/10/12/680475_399.jpg

 

1- هوا سرد است. کلاه بر سر و چفیه هایمان را دور سر و گردنمان می بندیم و راه می افتیم. از خداوند تقاضا می کنیم تا قوت به این پاها دهد تا انتهای مسیر را طی کنیم .

 d36ca7un5f8mhxsf7w1u.jpg

2- جاده نجف به کربلا، دو لاینه است که لاین سمت راست آن را فقط جمعیت کثیر پیاده ای تشکیل می دهند که عازم حرم سید الشهدا"ع" هستند و لاین سمت چپ آن که با فاصله چند متر خاکی قرار دارد، اختصاص دارد به خودروهای شخصی و عمومی که به آن طرف می روند .    

 http://hamblogi.ir/cfs-file.ashx/__key/Components.PostAttachments/00.00.01.88.20/sg3l4bth6wx3uca6krw.jpg

3- سمت راست مسیر پیاده، تماماً اختصاص به پذیرایی چای و مکان و غذا و خلاصه همه جور خوردنی و خدمات می باشد .

 

xv32ju1gn48yeopvrm9.jpg

4- هر زائری به هر دلیل نتواند به راهپیمایی ادامه دهد کمی آن طرفتر به صورت رایگان سوار ماشین های در حال حرکت می شوند . و یا اگر همچنان علاقمند به ادامه راهپیمایی داشته باشد از قبل به همراهان می گوید مثلا من در تیر برق شماره 950 از ماشین پیاده و منتظر شما هستم . و یا اولین مسجدی که بین راه قرار دارد .

0r0kii2vg3h6232k8e.jpg 

5- دولت عراق، تمام تیرهای برق یا به قول خودشان "عمود"های این مسیر را شماره گذاری کرده . فاصله هر تیر تا عمود بعدی 50 تا 55 متر است و کل مسیر تا دروازه کربلا با 1460 عمود شماره گذاری شده که بعدها بر هر عمود، حدیثی هم نصب شده است . اکثرا با این شماره ها قرارهای خود را می گذارند .

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2013/01/919052_orig.jpg

6- باید از دست صاحبان موکب های کوچک و بزرگ و پذیرایی کنندگان فرار کنیم. به زور دستت را می گیرند و به چای و میوه و نان و آش و کتلت و ... دعوت می کنند.

http://abna.ir/a/uploads/266/0/266070.jpg

7- بی اغراق، شاید در هر کیلومتر، فاصله خالی سمت راست جاده، یعنی خالی از هر گونه پذیرایی به چند متر نرسد. تمام این مسیر را مردم خالصانه و با عشق زاید الوصفی و گاهی با گریه و التماس و گاهی با زور! به پذیرایی از زائران پیاده مشغولند . کودکان یا پیرمردها در حد وسعشان با عطر کوچکی ، زائران مولا را خوشبو می کنند.

 

8- در بین راه، البته خیمه های کوچک و چادرهای بزرگ و مضیف (مهمانسرا)های متعددی وجود دارند که پر است از پتوهای نو یا شسته شده برای کسانی کهبخصوص برای ظهر و شب نیاز به استراحت و خواب دارند.

 8cshrcoe1dco7rpnnea.jpg

 

9- همچنین راه به راه، سرویسهای بهداشتی جداگانه برای مردان و زنان تعبیه شده است. خلاصه این مردم از خدمات دهی در این مسیر هیچ کوتاهی نکرده اند.

 

10- حالا چشممان به تنورهای کنار جاده ای نان هم روشن می شود که نان داغ تازه را از تنور در می آورند و به زائران می دهند.

7hf325fltnjhovll1oa6.jpg

کمی آنطرف تر عده ای دارند ماهی های تازه را خرد و پاک و سرخ می کنند و همانجا لای نان داغ می گذارند و به مسافران کربلا تعارف می کنند .

 z66exr21i20noy9kb08v.jpg

12- اکثر این موکب ها و هیئت ها شعاری دارند که بر سر در دکه ها یا اطاقک های پذیرایی شان زده اند: خدمة لِزُوّار الحسین شرَفٌ لنا.

 

13- اکثر زائران از مشکل درد پا رنج می برند . عرب ها خودشان اکثرا زن و مرد از دمپایی استفاده می کنند . کفش ها باید از تخت مناسب استفاده شده باشد و اگر کف آن کوتاه باشد پا به سوزش و درد و تاول گرفتار می شود .

 grol91lq7lmu1qwwpt7.jpg 

14- تقریباً تمام این موکب ها، با بلندگوهای بزرگ نوحه ها و مداحی های پر شوری پخش می کنند که به نحو خاصی در تندتر رفتن زائران مؤثر است. بعضی از نوحه ها گرچه به زبان عربی است ولی تداعی کننده سرود و نوحه های حماسی جبهه های جنگ می باشد .

 

15- از جلوه های شگفت این حرکت، پیرمردان و پیرزنان و سالمندانی است که عصا زنان و کمر خمیده طی طریق می کنند. زنی که دختر شش ساله اش را بغل کرده و ساکش را هم به دوش انداخته، خانواده بزرگی که متشکل است از دو کودک کالسکه سوار و دو فرزند و پدر و مادر و همسر، ... پیر و جوان، سالم و علیل، زن و مرد در این مسیر گام بر می دارند.

 

jb294rbf9pzwcgrt03xv.jpg    dsp7z2r9fpwqvaqp3mm.jpg

16- برخی تسبیح به دست ذکر می گویند، برخی می گویند و می خندند، برخی با نوحه ها و مداحی های موکب ها یا آنچه با هندز فری می شنوند اشک می ریزند، برخی دعایی در دست گرفته اند و می خوانند و وقتشان را اینگونه می گذرانند.

6x0i9lowbrdnvvu5q3c.jpg           

17- علاوه بر انسانها، حیوانات نیز در این مسیر زیادند: گوسفندانی که کنار موکب ها بسته اند، شتر ، گاو و گوسفندانی که با ریسمانی به دست صاحبانشان و جلوتر از آنان مسیر نجف تا کربلا را می دوند، حتی چارپایانی که کار بارکشی برخی از هیئت ها را به عهده دارند و ماهیان بزرگیکه در وان های سفید کنار برخی موکب ها به چشم می خورند.

 

p72silmlw3d3a88yx6zb.jpg    2742nl4rzaqn7qi94j5.jpg

18- ابوالفضل العباس نیز مثل برادرش مورد توجه ویژه شیعیان است . تقریبا تمام موکب ها نمایشی از حضور این دلاور تاریخ را یادآور هستند .

 wukrclk8ndrfswkkobc.jpg 

19- چند موکب شخصی و چند مرکز دولتی و نظامی هم امکان تماس تلفنی رایگان با شهرها و کشورهای مختلف را برای زائران فراهم کرده اند. اینها نذر دارند و اصرار می کنند تا کسی از زائران با تلفن آنها با شهر و کشور خودشان تماس بگیرد و خبر سلامتیاش را به خانواده و نزدیکانش بدهد.

 5prj0onsqawltiztvgqc.jpg

20- کودکانی با  پارچ آب و  لیوان و غذا از زائران پذیرایی و به آنان خوش آمدگویی می گفتند .

 

zgbtdeokjie7xw8z5net.jpg

21- غیر از پرجم ها و بیرق های اسامی امام حسین و حضرت ابوالفضل و اصحاب عاشورا و البته در این کشور شمایل هایشان که به وفور در دست مردم و بر سر در موکب ها به چشم می خورد، بیشترین پرچمی که در این مسیر دیدیم، پرچم بحرین بود که با شعارهایی چون «نصر من الله و فتح قریب» مزین شده بود. آنها می گویند ما برای اعلام حمایت از شیعیان بحرین این پرچم را دستمان گرفته ایم. اما فراوانی این پرچم در مسیر نشان می دهد کسانی که از این کشور به این همایش عظیم آمده اند بسیار زیادند.

 

22- از نکات جالب در این مسیر، فراوانی کسانی است که در کنار موکب هایشان، توجه خاصی به نظافت دارند و دم به دقیقه با جاروهایشان راه را از زوائد و کاغذها و اضافات، پاک و تمیز می کنند. کلاً مسیر بجز در کنار سطل ها و بشکه های زباله کنار جاده، تمیز و پاک است.

 

23- "ادعوا لی بالولد الصالح؛ یرحمکم الله". این عبارتی است که در طول مسیر بر کاغذی بر موکب ها و محل پذیرایی مشاهده شد . و به این ترتیب صاحبان آن از زائران می خواستند دعا کنند که خدا به او فرزند صالح عنایت کند.

 

24-هر چه به ظهر نزدیکتر می شویم تعداد جاهایی که با خواهش و التماس از مردم می خواستند آنها را مشت و مال و ماساژ بدهند بیشتر می شود. جالب است که در یکی از این جاها، فقط بچه ها بودند که با یک دستگاه ماساژور کوچک بچه ها و نوجوانان را ماساژ می دادند تا خستگی شان در برود.

 

25- در این مسیر هر چه اراده می کردیم از میوه ها و غذاها و ...تا ماساژ و ...تا خوراک معنوی و حدیث و مداحی و روضه و ذکر و غیره فراهم بود ؟ شده بود درست مثل بهشت!

0t1bpfk318voee8cf7gd.jpg

26- موقع نماز های یومیه و صدای قرآن و اذان از موکب های مختلف به یکباره مشاهده می شود که راهپیمایان به صورت خودجوش جاده را ترک و به سمت راست متمایل گردیده و به فرایض دینی مشغول می شوند و جلوه ای از شکوه و خضوع مقابل خداوند را به وجود می آورند .

27- حدس می زنید این زن شیعه عرب چند کیلومتر در محور نجف به کربلا پیاده روی کرده و چه میزان توان دارد به همین شکل و این بار سنگین بر سر ادامه دهد ؟

 

 nrd9v0bvkxpkur1r7ov6.jpg

 

28- چادرهای متعددی در بین مسیر و داخل شهرهای کربلا و نجف وجود دارند که زائران را با قرص و شربت و آمپول رایگان سر پا نگه می دارند تا بتوانند مسیر و عبادتشان را تا انتها ادامه دهند . نقطه جالب توجه اینکه به هر فرد مراجعه کننده جهت طبابت سرپایی دو قرص و یا یک آمپول بیشتر نمی دهند . و طلق های قرص در حد وفور قبلا برش خورده و آماده تحویل به بیماران می باشد . سر درب چادها نوشته شده : المفرزه الطیبه که آرم هلال احمر نیز روی آن نقش بسته است .

 cbp9o4xujvqfpzhsoldv.jpg

29- بیشترین دغدغه زائران اتمام شارژ موبایل و دوربین هایشان می باشد . برای رفع این مشکل به کرات در بین مسیر پنل های چند تایی برق آماده سرویس دهی به زائران می باشد . اطراف این مکان ها تعدادی منتظر شارژ وسایل خود می باشند .

wbjo75ucvbno0rqm2eq7.jpg

30- ماشین های آب رسان که حکم ساقی موکب ها و مکان های استراحت را دارند توسط مزدم سیاه پوش شده اند .

31- به دلیل استفاده 90 % زائران از کوله پشتی به تعداد مورد نیاز خیاط های حرفه ای با چرخ های خود به صورت رایگان کوله هایی که پاره شده و یا بند آنها جدا شده اند را می دوزند . تا کوله و کیف تعمیر می شوند زائر لختی به استراحت می پردازد .

 

fxzif7m395zlc6mh31f9.jpg

 

32- مردی میانسال به قدی کمتر از 60 سانتیمتر به دیگر زائران روحیه می داد .

 

 9x3t9dcm3l3v77nyovh.jpg

33- نمایشگاهی از ماکت های مختلف صحرای کربلا و جنگ نابرابر حق در مقابل انبوه دشمن را به نمایش گذاشته بود که مشاهده تصاویر دل هر بیننده ای را متاثر می کرد .

 

gg0yewqsvksu85mfrlk8.jpg  eour12uev40ty6dlexy2.jpg

34- با استفاده از مرکب و کجاوه هایی بر روی شتران و اسب ها شبیه سازی مسیر انتقال اسرای کربلا تا شام را به اجرا درآورده بودند . هر کجاوه نام یکی از فرزندان امام حسین (ع) نام گذاری شده بود . افراد دشمن در لباس های قرمز شلاق به دست یادآور سال 61 قمری را متذکر می شد .

 

duxf4he24lpyv2cvlthj.jpg

35- تعدادی خاک و گل بر سر و صورت لباس مالیده بودند و ژولیده حال در حال عزاداری برای مظلوم کربلا بودند .

 

36- هر فردی مشغول نوعی خدمت به زوار مولا بود . حتی کودکان با توزیع دستمال کاغذی سعی می کردند در پاک کردن اشک سوگواران دخیل باشند .

 

 c2vw8o0qoprgrjmuuzp4.jpg

37- اوج خدمت گذاری شیعیان عراق آنجا بود که به زور جوراب از پای پر ثواب زائران در آورده و در مکانی شبیه به وان با آب ولرم پاهای آنان را با اسفنج نرم شستشو و ماساژ می دادند تا ادامه مسیر امکان پذیر گردد .

 

38- بین راه و مخصوصا زمانی که در کربلا هستی جوانان و نوجوانان چنان روی پایت می افتند تا کفش هایت را واکس بزنند که انسان خجالت زده می شود . آنها بهتر از همه می دانند که این کفش ها در مسیری گام برداشته است که هر قدمش ثواب حج برایش در نظر گرفته شده است .

 

39- شش نفر از نراقی ها پس از عبور از نقطه صفر مرزی مهران استان ایلام در منطقه بدر عراق شبانه به زور مهمان یک خانواده عرب گردیده و نهایت لطف و محبت به آنان انجام می گیرد . شبانه نیز در این منزل به استراحت پرداخته و صاحبان منزل به عشق زوار تا صبح نخوابیده و از نراقی ها مواظبت می کنند .

 9lg8vszi4c55nqhwv5t.jpg 

40- مردی دست مادرش را گرفته تا با کمک همدیگر از پای نیافتند . و آن دیگری با ویلچر این زحمت را عهده دار است . به ما نگاه می کند و می فهماند چه عشقی بالاتر از خدمت به مادر در این بیابان پر نعمت .

1z17flpvb99ew0579.jpg  xqvdonyurxtejt0z64.jpg

41- در همه حال مادر مکرمه حسین بن علی (ع) فراموش نمی شود . ظریفی به زیبایی هر چه تمام تر در خلال موکب های مختلف بیت الاحزان حضرت فاطمه زهرا(س) را به یاد مظلومیتش بر پا کرده است .

 

42- دست همه نیروهای انتظامی و نظامی و نیروهای مردمی عراق درد نکند . انصافا امنیت کاملی در کل مراکز زیارتی به وجود آوردند . ایست و بازرسی های مختلف حافظ امنیت مردم گردید . بالگردها نیز مرتب وضعیت منطقه را رصد می کردند .

          kf8wtn5p2vo0ol8m8zh.jpg

گرچه این راه ولو اگر تهدیدی از ناحیه تروریست های وهابی و سلفی و بعثیون باشد کمرنگ نخواهد شد و هر سال بر تعداد جمعیت زائر حسینی افزایش خواهد یافت .ارتش در بعضی موارد برای جابجایی زائرین که از کربلا خارج می شودند تا سیطره بیرون شهر مسافرین را حمل و نقل می کند .

43- متحیر ترین فضای راهپیمایی شهرهای مختلف عراق به کربلا را زنان و دختران و کودکان به خودشان اختصاص داده اند . زنان عرب جلوه ای خاص به صحنه داده اند . در جمعیت میلیونی زنان حتی یک زن بدون چادر عربی و پوشش نامناسب دیده نمی شود . تکرار می کنم حتی یک زن . بسیاری از زنان شیعه عراق از پوشیه بر صورت های خود استفاده می کنند .تعدادی از زنان کشورهای دیگر عربی از جمله بحرین نیز با لباس های موقر در بین پیاده ها به چشم می خورند .

 

  

44- با همه جذابیت های معنوی که عراق به واسطه قبور منور شش امام معصوم در آن قرار دارد و واقعه تلخ عاشورا در کربلا و مظلومیت امام علی(ع) در آن رخ داده است کشور عراق از عقب ماندگی مفرط رنج می برد که بیشتر در زمان ریاست جمهوری صدام حسین بر این کشور تحمیل گردیده است . ما فقط یک مورد آن که در خصوص سیم کشی برق را به تصویر کشیده ایم که مربوط به شهر کربلاست .

 

9pqbfx8s66x4fd4qxvh.jpg   qr1tfrwvkqkfj1439t8.jpg

 

45- حالا پنجشنبه تاریخ 14/10/1391 شمسی برابر با 20 صفر 1433 قمری و روز اربعین است و نراقی ها به کربلا رسیده اند .

sae55do4xh2q145zo0oq.jpg  

 

جمع کل زائران شیعه از سراسر جهان به کربلا 17 میلیون نفر تخمین زده می شود . هر فرد و یا هر خانواده ای فرق نمی کند کوچک و بزرگ در هر مکانی که هستند به خواندن زیارت اربعین می پردازند .عشق و ارادتشان با سالار شهیدان کربلا و مصیبتی که به خاندان اهل بیت روا گردیده اشک می ریزند و من و تو هم اکنون و همه وقت به یاد این مصائب ناروا می گرییم و اشک ها را به صورت و سینه می مالیم به امید اینکه علی اصغر شش ماهه رقیه سه ساله علی اکبر جوان زینب نالان و بقیه اهل بیت دستمان را بگیرند و ما را بیمه کنند .

 

 

   

 

حال با این اشک های جاری از آنها تقاضا می کنیم برات کربلا در عاشورا و اربعین سال 1392 را به ما منت گذارند. به امید یکسال دیگر که اتوبوس از میدان شهر نراق زوار را سوار نموده تا از طریق یکی از مرزها به زیارت شش نفر از امامان معصوم در سامرا کاظمین نجف و کربلا مشرف گردیم .

 

۰ نظر ۲۸ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

 جمعه 22/10/1391 تعدادی از رزمندگان دفاع مقدس از آقای ابراهیم عضایی فرزند ماشاءالله و همسرش سر کار خانم مرحمت اکبری فرزند نعمت الله در منزلشان دیدار نمودند .

 

ab8gxtaenk1texpb2c8.jpg

خانم اکبری ، آقای عضایی

 

خانم اکبری که سه پسرش در دفاع مقدس ملت ایران سهیم بوده اند اظهار داشت : این منزلی که شما اکنون در آن قدم رنجه فرموده اید محل تردد خیلی از رزمندگان و شهیدان از جمله سید غلامرضا باشی ، عبدالله محمودی ، ابوالفضل بیابانگرد ، مهدی عباسی ، محمد رضا رمضانی ، محمد رضا بخشی ، عباس رمضانی ، قاسم جعفری و ... بوده است .آنان در این اتاق دعاهای کمیل و توسل بر پا نمودند .

خانم مرحمت اکبری افزود: پس از شهادت این فرزندان عکس هایشان را پسرم در طاقچه اتاق چیده بود . من هر روز صبح به این اتاق می آمدم و به آنها سلام می دادم و می گفتم السلام علیک یا شهیدان مظلوم وطن .

مشارالیها ضمن تعریف از بردباری و تحمل مصیبت هایی که در زمان جنگ بر خانواده ها گذشته است به ذکر چند نمونه از خاطراتش پرداخت . ایشان گفت پسرم محمد چند نوبت مجروح شد و زندگی ما شده بود استرس و دلواپسی . بدین جهت آخرین بار شیون کنان رفتم بیمارستان و گفتم خسته شدیم از دستت، یکباره شهید شو و خیال ما را راحت کن .

 

k8v61qsuzl90f8grvq.jpg

           محمد عضایی

 

الان هم همچنان اذیت هایش ادامه دارد . بعضی روزها درب منزلمان را می زنند و پاکتی را می دهند تا به دست محمد برسانیم . از مراجعه کنان می پرسم چی داخل پاکت هست . پول برایش آورده اید و آنها می گویند نه بابا عکس ، زندگینامه ، وصیت نامه و خاطرات رزمنده ها در جبهه است .

c224ii2z5gepwimr32tz.jpg

 

آقای ابراهیم عضایی همچنان مثل قدیم شوخ طبعی اش را حفظ نموده و گفت از فرزندم محمد که خیری به ما نمی رسد ، حداقل اگر شهید می شد شاید از لحاظ مالی و معنوی سودی می بردیم .

ایشان باز برای انبساط خاطر مهمانان اظهار نمود: اوایل انقلاب که اجناس سهمیه بندی بود تقاضای فرش نمودم . پسرم محمد به مسئول توزیع گفته بود ما نیاز به فرش نداریم و نام من را از لیست حذف کرده بود . در گرماگرم جنگ از منطقه زنگ زد و گفت پدرجان من نیاز به سی هزار تومان پول برای ازدواج دارم . من هم بی درنگ به او گفتم صبر کن آن فرش سهمیه ای که از ستاد توزیع اجناس خریده ام را بفروشم و پولش را در اختیارت قرار دهم .

 

7usuzylz9w8bgjjjyv9w.jpg

 

ابراهیم عضایی همچنان گفت دوستان فرزندم همه شهید شدند و ما هم هر روز منتظر شنیدن حادثه ای بودیم . بر خلاف مادرش من مرتب از رفتن به جبهه اش مخالفت می کردم تا اینکه در یکی از اعزام هایش گفتم بره ای که گرگ دم صبح می برد بذار سر شب ببرد.آقا ابراهیم شوخی ها را ادامه می دهد و می گوید : الان هم فرزندم محمد شده مسئول اموات و شهدا و بعضی موقع ها شماره شناسنامه افراد مورد نظرش را من برایش جمع آوری می کنم . هر شب منزل زنگ می زند و نسبت افراد با یکدیگر و مشخصات افرادی که شناخت ندارد را می پرسد .

f24g9avee1dor3o5uk5s.jpg

 

نراق هم که می آید ساعت ده یازده شب به بعد که خوابمان می برد یواشکی با یک دفتر که شبیه به دفتر مرحوم قطبی است از منزل خارج و در منزل شخصی اش با دوستانش قرار می گذارد و برای آنان مزاحمت ایجاد می کند . روزی هادی ایزدی به من گفت وقتی پسرت به نراق می آید زندگی ما متفاوت و وقتی خارج می شود آرامش به زندگی من و دوستانم بر می گردد .

قدیم ترها هم گفتم او در اثر اینکه ترکش خمپاره به سرش خورده موجی شده و بیش از این نمی شود ازش انتظار داشت .

 

s8azq371op5gc6ujm3d.jpg                    ovj9cdjda35mf9t264da.jpg

                          علی عضایی                                        اسماعیل عضایی

 

دو فرزند دیگر این خانواده آقایان علی عضایی در مقطع عملیات خیبر در جبهه جزیره مجنون انجام وظیفه نموده و اسماعیل عضایی در مقطع عملیات های کربلای 4 و 5 حضور داشته اند .

 

حسین عضایی نوه‌ی این خانواده ، اولین فردی است که به صورت جامع ، خاطرات و عکسهای رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق را گردآوری نموده و در فضای مجازی به رویت علاقمندان می رساند . البته این فرایند عظیم با همکاری و تلاشهای مجدانه برادر رزمنده محمد عضایی به سامان می رسد

 

از جهادگر جانباز حاج اسماعیل حبیبی که مقدمات این ملاقات را فراهم نمود تقدیر و تشکر می شود .

 

۰ نظر ۲۵ دی ۹۱ ، ۰۷:۴۰
سلحشوران شهر نراق

به همت بسیج شهر نراق جلسه ای با حضور عده ای از بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق در منزل یکی از یاران برگزار گردید.

 

7s9q204fb7cha0pvw38p.jpg


شنبه 23/10/1391 پس از نماز مغرب و عشا و در ساعات پایانی ماه صفر تعدادی از بسیجیان گرد هم آمده و یاد و نام سلحشوری های دوستانشان در عملیات های کربلای چهار و پنج در شلمچه خرمشهر استان خوزستان را گرامی داشتند .سرگرد مهدی نباتی فرزند شهید مندعلی نباتی مسئول حوزه مقاومت 2 ثارالله نراق در ابتدای جلسه اظهار داشت: هدف از برگزاری این مجلس تحلیف قلوب بین نیروهای بسیجی می باشد و همچنان علاقمند به ادامه و حفظ چنین جلساتی داریم . ایشان ضمن مدیریت مجلس و مصاحبه با افراد به فیلمبرداری نیز مبادرت ورزید .

u30b9aawd268irb0mw.jpg

                                                                                                                                                                                                                                  مهدی نباتی

 

دو نفر از آزادگان گرانقدر شهرمان آقایان قدرت الله ایزدی فرزند عباس و علی اکبر حیدری فرزند رضا با حضور خود به آراستگی جلسه افزودند .

84xgzhqsu4ugs01pe77l.jpg               1fyn8ra8zrg1izvciepn.jpg
علی اکبر حیدری                   قدرت الله ایزدی


مصطفی قجری فرزند رمضان از رزمندگان دفاع مقدس با صدمه ای که از سانحه تصادف رنج می برد با عشق و علاقه و با زحمت در این مجلس شرکت نمود .

1rmkgmc99fpbj2wkaye.jpg

مصطفی قجری

 

ابوالفضل جعفری فرزند ابراهیم از بسیجیان شهر ، مسئولیت تدارکات جلسه را بر عهده داشت . برادر ایشان به نام سردار قاسم جعفری یکی از فرماندهان عملیات کربلای پنج در شلمچه بوده که مظلومانه به شهادت رسید.


qzcvoco6m6dvoifwwkz.jpg
  
ابوالفضل جعفری

 

مجتبی عابدی فرزند شهید غیاثعلی از سجایای اخلاقی پدرش و حماسه آفرینی های ایشان طی عملیات کربلای پنج مطالبی ایراد نمود . وی بسیجی و از ذاکرین شهر می باشد . شهید غیاثعلی عابدی در کربلای پنج پس از ایثارگری های زیاد سر مبارکش را به مولایش حسین بن علی(ع) تقدیم نمود .

lr69wyvlxourjrjwpjg7.jpg

                                                                                                                                                             مجتبی عابدی

ذکر نامی از دلاور مردی جانباز 55 % مرحوم حاج محمود رزاقی فرزند صفر علی گردید .ایشان طی عملیات کربلای 5 به شدت مجروح و یکی از چشمانش را تقدیم آرمان مقدسش نمود . و نیز یاد و نام مرحوم حسین حیدری جانباز 55 % دفاع مقدس با حضور فرزند برومندش محسن حیدری گرامی داشته شد .

 

rcfw1iv66xw7uoi0xpwi.jpg                 o6igttesvk859flmmew.jpg

                              محسن حیدری           مرحوم جانباز حسین حیدری

 

بالغ بر ده نفر از رزمندگان شهر نراق که در عملیات کربلای 5 شرکت داشتند به ذکر خاطرات تلخ و شیرین خود پرداختند .یادآوری می شود از شهر کوچک نراق واقع در استان مرکزی قریب 75 نیروی رزمنده در پدافندی یا عملیات های کربلای 4 و 5 در دی ماه 1365 حضور داشته اند . ده شهید و شانزده مجروح سهم این شهر در پیروزی چشمگیر عملیات کربلای 5 می باشد . از سرگرد نباتی بابت ایجاد الفت و صمیمیت بیشتر بین بسیجیان در طول زمان مسئولیتش تشکر می شود .

o2skvytxaww4vbzmxivf.jpg

۰ نظر ۲۵ دی ۹۱ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

همه زائران اهل شهر نراق که توفیق یافتند در اربعین حسینی سال 1391 شمسی به کشور عراق مسافرت نمایند در شهر نجف اشرف واقع در استان نجف به زیارت مولی الموحدین علی ابن بیطالب(ع)امام اول شیعیان جهان مشرف شوندزائرین پس از خواندن نماز و دعاهای مخصوص زیارت سپس به بالای قبر علامه ملا محمد مهدی فاضل نراقی فرزند اباذر و فرزند برومندش ملا احمد فاضل نراقی رفته و فاتحه خوانی کردند .

cwwupj55p1syuibqu3i6.jpg              pzua83xmv4ta2fq3og6.jpg

       ملا محمدمهدی نراقی                                 ملا احمد نراقی


قبور فاضلین نراقی در ایوان علما(قبلا به ایوان صغیر مشهور بوده) و پشت ایوان طلا می باشد . در ایوان علما و کنار قبور نراقی ها قبر چهار نفر دیگر از شخصیت های برجسته به اسامی شیخ محمد باقر هزار جریبی سید عبدالباقی خاتون آبادی شیخ احمد جزائری و سید علی داماد قرار دارد .

http://www.naraqi.com/images/gallery/mohrk.jpg

تصویر مهر ملا احمد نراقی

 

 

مجموعا 154 نفر از علما در 53 اتاق و همچنین رواق ، ایوان و صحن اطراف حرم مطهر امام علی(ع) در نجف خاکسپاری شده اند .
علامه ملا محمد مهدی فاضل نراقی سال 1146 قمری(288 سال قبل) در نراق متولد و تاریخ هشت شعبان 1209 قمری (225 سال قبل) در سن 63 سالگی در شهر کاشان ایران(45 کیلومتری نراق) وفات یافته و پس از انتقال جنازه اش به نجف عراق در آستان قدس علوی به خاک سپرده می شود . پدرش ابوذر نایب الحکومة نراق بوده که در فتنه افغان ها در زادگاهش به قتل رسانده می شود .
علامه احمد فاضل نراقی فرزند برومند ملا محمد مهدی 14 جمادی الثانی سال 1185 هجری قمری (249 سال قبل) مطابق با 2 مهر 1150 هجری شمسی و در عهد سلطنت فتحعلی شاه قاجار در نراق متولد و 23 ربیع الثانی سال 1245 هجری قمری(189 سال قبل) مطابق با حدود 30 مهر 1208 هجری شمسی در سن 60 سالگی در اثر وبای عمومی در نراق کاشان وفات نموده است . جنازه ایشان سپس به نجف عراق منتقل و نزد پدر بزرگوارش در ایوان علما به خاک سپرده می شود .

 

7h21maehymagydqyo36v.jpg

اکثر علمایی که در اتاق های اطراف حرم دفن هستند دارای سنگ قبر و عکس هایشان بالای آن نصب می باشد . داخل حرم نیز بعضی از علما نوشته ای بالای قبرشان وجود دارد که زائران آن را تمیز دهند . متاسفانه در بازسازی ایوان علما آثاری از قبور نیست و عکس و نوشته ای از شش نفر از جمله این پدر و پسر وجود ندارد .

 

bfbqp2yx22086se9lj.jpg  fw6bvh8rv8x5p7ckab5.jpg

 

با مراجعه به دفتر حرم و اعتراض نسبت به این کوتاهی اظهار داشتند داخل حرم بهتر است عکس نباشد ولی نصب نام فاضلین نراقی و بقیه علما مستلزم پی گیری می باشد .خوشبختانه در دفترچه راهنما که دفتر حرم در اختیارمان قرار داد نام فاضلین نراقی با تاریخ فوق دقیق ثبت و طبق نقشه زائر به سهولت به ایوان کوچک علما مراجعه می نماید . بر روی این راهنما مرقوم شده : " قبور علما در آستان قدس علوی" که به دو زبان فارسی و عربی توسط دفتر حرم توزیع می گردد .

 

0n3ghgf1vkpp1n21uf8.jpg

 

اطلاع داشته باشید که تاریخ فوت ملا مهدی در بسیاری از مقاله ها اشتباه نوشته شده به گونه ای که سن ایشان را هشتاد ساله نشان می دهد ولی دقیق آن 63 سالگی می باشد .

50vno4h3naznzk7mzfn.jpg

 

یادآوری می گردد کنگره فاضلین نراقی به مدت سه روز از اول تا سوم خرداد 1381 در شهرهای قم ؛ کاشان و نراق برگزار گردیده است .
در همین ایام که همزمان با سالروز آزاد سازی خرمشهر بوده آثار و تالیفات فاضلین نراقی در فضای زیبایی در مسجد جامع شهر نراق راه اندازی و هم اکنون نیز پابرجاست .این طرح توسط مسئولین برپایی کنگره از جمله حجت الاسلام علی اکبر حیدری فرزند حسین (امام جمعه وقت نراق) و حجت الاسلام محمد فروغی فرزند حسین ایجاد گردید.

 

.vpx1qewhatlzsccgudh.jpg

 

 

با توجه به ممنوعیت همراه داشتن تلفن همراه و دوربین در حرم مطهر امام علی(ع)از نمایش عکس زائرین نراقی در کنار قبور فاضلین محروم شدیم . لذا صرفا قسمتی از عکس های دست جمعی زوار نمایش داده می شود .

 

vmigs250q7xmh03synw.jpg

۰ نظر ۲۲ دی ۹۱ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

 بیست وهشتمین اعزام بسیجیان شهر نراق به صورت گروهی به جبهه های حق علیه باطل در تاریخ 13/09/1365 انجام گرفت. این اعزام به نام " سپاهیان حضرت محمد (ص) " نام گذاری شده بود.

 

j8953_sdtudtu.jpg

 

از جمعیت سه هزار نفره شهر نراق، هفتاد و چهار  رزمنده در این مقطع حساس در جبهه ها حضور داشته و مشغول جانفشانی بودند که این آمار به نسبت جمعیت در منطقه قابل توجه است . علاوه بر شهدا هفده نفر مجروح و به خیل جانبازان پیوسته اند . اغلب رزمندگان ابتدا در شهر نراق رژه با شکوه و کم نظیری رفتند و بعد در گلزار شهدا با شهیدان پیمان ادامه دهنگی راه آنها را اعلام نمودند .

آنگاه با وسیله نقلیه به شهرستان دلیجان عزیمت و با بسیجیان این شهرستان در مراسمی شرکت داشته و به همین ترتیب در مسیر حرکت در مصلای شهرستان خمین مورد استقبال مثال زدنی مردم قرار گرفته و تلفیقی از نیروها به سمت شهرستان ساوه مسیر ادامه می یابد . مردم ساوه نیز با قربانی کردن گاو ، گوسفند و شتر روحیه تازه ای به نیروها بخشیده و بسیجیان ساوه نیز با کاروان همراه گردیده و به سمت تهران حرکت می نمایند .

b2rzq5dhtidwqftymwo7.jpg

پس از عزیمت به تهران و شرکت در مراسم باشکوه صد هزار نفره سپاهیان حضرت محمد(ص)از سراسر ایران در استادیوم بزرگ آزادی، بسیجیان نراق و گروهی دیگر از این نیروها در منازل در حال افتتاح شهرک اکباتان درغرب تهران استقرار یافته و چند روز بعد به نوبت روانه جبهه می گردند .

http://s1.picofile.com/file/7216726234/048.jpg      http://img.tebyan.net/big/1382/10/1722301042166919413218553452296203410240.jpg

 

چهل روز در پادگان شهید زین الدین واقع در شهرک صدر اندیمشک استان خوزستان آموزش های لازم را فرا گرفته و آماده نبرد با دشمن متجاوز عراق می گردند .

 

ibr08yyb0tu2iapbc58.jpg  1jeyfbz9gv4zjmnmeenb.jpg  ul7clyo0arqkt5ebzox9.jpg

 

در اعزام سپاهیان حضرت محمد (ص) مرحوم سید محمد حسین بهجت متخلص به شهریار دعوت شد و با همان کلاه واورکتش در جمع بسیجیان شعری سرود که دو بیتش چنین بود :

 

یا علی باز از خدا دستی به همراه بسیج                     جاودان کن در جهان این جلوه وجاه بسیج

صد هزار از بیست میلیون رهسپار جبهه هاست               تا بیفتد خرمگس در دام جولان بسیج

 

 

اسامی سلحشوران شهر نراق که طی عملیات های کربلای چهار و پنج در منطقه شلمچه خرمشهر استان خوزستان و پدافندی آنها شرکت داشتند عبارتند از :

 

wajotobhkbpvi9tmli7.jpg

1-اسماعیل عضایی فرزند ابراهیم

4od224syi5tl2r8w1y43.jpg

2- قمبر عابدی فرزند کمال مشهور به قنبرعلی

izf69gzuzp7wfpyf11t3.jpg

3- غیاثعلی عابدی فرزند کمال

kqik43vuf4uah6xlit0e.jpg

4- نورعلی آقاحسینی فرزند رضا

d0wrb8kogun22qv4jcy1.jpg

5- شعبانعلی حسینی فرزند رضا

pgv86hante0ecaw5nhv.jpg

6- عباس حسینی فرزند علی مشهور به غلامعباس

t0fj7g94okappgtqubi.jpg

7- تقی آعلی فرزند اسماعیل

vz52e5acxjjt5xxyfbyq.jpg

8- غلامرضا یوسفی فرزند نوروز

o0xzu1sx83cigyj65i0x.jpg

9- غلامرضا یوسفی فرزند عباس

sybs2ae5h8902dtzz6z.jpg

10- محمود رزاقی فرزند صفرعلی

f8ndrwvbsbjwq760pc58.jpg

11-علی قجری فرزند نعمت الله مشهور به میرزاعلی

kw6m4s1zqylibrsb8ox.jpg

12- علی قجری فرزند غلامعلی مشهور به دایی میرزاعلی

n4gkcgmrunduq7ngnw4s.jpg

13- محمود جعفری فرزند محمد مشهور به قاسم

2m2h24fauhvy1m86dxe.jpg

14- قاسم جعفری فرزند ابراهیم

sls2q4c0jbnhiz7eqtlj.jpg

15- علیرضا اسماعیلی فرزند عباس

r9os2h2icoztfoauv4is.jpg

16- علیرضا اسماعیلی فرزند باباخان

4m3oio07xfgkjjcol.jpg

17- غلامحسین رمضانی فرزند حسن

http://www.islamupload.ir/user_uploads/iurokhsaar4eb2/cggvhkgvhk.jpg

18- محمدرضا عابدینی فرزند علی

ax4kiwmh2xbrd1jc19ek.jpg

19- سید حسین جوادی فرزند سید ماشاءالله

iez9htd2ypkbyv7za9h.jpg

20- حسین نباتی فرزند مندعلی

lzwkz9zjfn7477iiiqp.jpg

21- علی اصغر عابدینی فرزند شکرالله

h0s46n1r5an2pwpb6s2z.jpg

22- موسی عابدینی فرزند علی

20r8kgf85ngnqrh525sr.jpg

23- مصطفی فروغی فرزند حسین

m088u5fbogsr621ag5.jpg

24- غلامحسین قجری فرزند حیدرعلی

7s8qeac1649j6doriwzt.jpg

25- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی

ae1pcvtebn0e7t0qjgux.jpg

26- سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا

nq5jm3yqzbj8bn6py81g.jpg

27- رضا قاسمی نراقی فرزند حسن مشهور به حمید

5jmhdmiud05lcexqcnfb.jpg

28- علی محمد پیشه ور فرزند حسین

yz6qvgt2o42bagt0h9a4.jpg

29- حمیدرضا پریشانی فرزند عبدالله

30- غلامعلی میرشکاری فرزند علی

ir7pyg41y9e5xk1n4rzh.jpg

31-سید احمد باشی (موسویان ) فرزند سید کاظم

x7ll19ftxeexfeojells.jpg

32- ابوالقاسم احمدی فرزند علی

ul58yw9vu9ddr8ijyssb.jpg

33- سید عباس حسینی فرزند سید حسین

bs2hkgxyi4kyrn3eu0t.jpg

34- محمود ایزدی فرزند حسین

e17xf7t4o649vtokzo58.jpg

35- مصطفی اصفهانی فرزند قاسم

u6qb84tmndvtltp4a5.jpg

36- کاظم جعفری فرزند ابراهیم

lp71kevr14p6pds7q7bq.jpg

37-سلطانعلی خسروی فرزند احمد

wmw9qq4slw7fjwj1x86.jpg

38-قاسم حیدری فرزند رضا

d59lq777ubjxnslyfgas.jpg

39-قاسم حیدری فرزند سلطانعلی

pnh7rpps9eyvvudek4g1.jpg

40- حجت الله ایزدی فرزند عباس

x2tigyxx53b6b9z6z1k6.jpg

41-اکبر قجری فرزند احمد

1v5syq93hqb88nx9qh3.jpg

42- محمد کمره ای فرزند فتحعلی

nk0szsaogxdayy5z8xrv.jpg

43- محمد حیدری فرزند رضا- راننده بلدوزر

0dgbibqx3t1559yhm8d.jpg

44- محمد قجری فرزند علی(میرزاعلی) راننده بلدوزر

36gb67an8gxq2bwmxgd.jpg

45- مصطفی آعلی فرزند علی محمد اعزامی از قم

5vido25nr1w0moij128.jpg

46- غضنفر(مهدی) فروغی فرزند حسین اعزامی از قم

rcfvf5ismo0y8xy7xyi8.jpg

47- قاسم موحدی فرزند علی

d06x34b2i3cusi3amlws.jpg

48- سیدحسین هاشمی فرزند سید ماشاءالله اعزامی از قم

rrnvdg0k7hfwi9fazy1.jpg

49- کاظم رمضانی فرزند حبیب اعزامی از قم

irbxfovnqp66jawoaxd.jpg

50- اسماعیل حبیبی فرزند اکبر اعزامی از جهاد سازندگی قم

v23l4fxnmfi40xb5hxjb.jpg

51- محمدرضا کمالی فرزند حمزه

zfj1y6r20bcx3pyz152b.jpg

52- غلامحسین ایزدی فرزند حسن(پدافند ضد هوایی)

bja60g8zd7fhi27buan.jpg

53- غلامرضا کمره (کمره ای) فرزند باقر

vrigx6ywkg6tbasnygf.jpg

54-علی اصغر حیدری فرزند حسین

xlqqnydj7skkr3a75mbf.jpg

55- علی اکبر کمره ای فرزند باقر- ادوات

p2ptkk0mb493pul0rdn.jpg

56- علی محمد کمره ای فرزند تقی ادوات

mx0t3280uxzpcymfvqpd.jpg

57- حسینعلی محمودی فرزند علی

63uyzq3mxi50kcjmij2i.jpg

58- ابوالفضل قجری فرزند رحمت الله

et5w3hj46jxplhsoo1.jpg

59- سعید ایزدی فرزند عباس مشهور به امیر

39qdv27slmgr3gmz0b6o.jpg

60- فردین رحیمی فرزند ماشاءالله

6kkj0jt4iemk5n899v1y.jpg

61- هانی پنبه زن فرزند سلطانعلی اعزامی از جهاد سازندگی کاشان

xyh02k0wiisilsstinlp.jpg

62- غلامحسین رزاقی فرزند حسن

8d3yjsoxbcr1l6wqf50.jpg

63- غلامرضاقجری فرزند حسین

q6qk72dcz3j5vpxz1qc9.jpg

64- رحیم ایزدی فرزند قاسم اعزامی از قم

6ompetu80b7yld5y7ejc.jpg

65-حسین کرباسی فرزند علی

azyycnkjyduttvwa27os.jpg

66- غلامعلی رضایی فرزند اکبر اعزامی از تهران

mbt32cz31u351fhmlb2.jpg

67- سید تقی باشی ( موسویان) فرزند سید علی

gfq10bku7xqmbxyih3cu.jpg

68- رضا رجبی فرزند ماشاالله

http://www.islamupload.ir/user_uploads/iurokhsaar4eb2/fgddfffffr.jpg

69- هادی ایزدی فرزند عباس

 

gp14w5y85zglb8cguuwk.jpg

70- پاسدار وظیفه غلامرضا اسماعیلی فرزند باباخان (واحد ادوات)

yxnzkth0fzffl1cdyxbu.jpg

71- پاسدار وظیفه حسن حبیبی فرزند اکبر( واحد ادوات)

up45hws3yrn5j6g4hfn6.jpg

72- پاسدار وظیفه حسن کاظمی فرزند سلطانعلی

iglyz8kjhcjlmbottqhw.jpg

73- پاسدار وظیفه سید حسین حسینی فرزند سید حسن

96cllsihvmhnp0wjg79y.jpg

74-پاسدار وظیفه سید باقر باباکریمی فرزند سید محمود مشهور به حاجی

 

75- غلامرضا حیدری فرزند غلام محمد

 

 

 

k1k4leu8vciwzbz2ijn2.jpg

 

 

نوروز 1361 در عملیات فتح المبین شهر نراق شاهد تشیع جنازه چهار فرزند دلاور خود بود و پس از پنج سال در زمستان 1365 این سلحشوری ها ادامه یافت و چهار شهید دیگر در عملیات کربلای پنج را با عظمت تشیع و در گلزار شهدای نراق به خاک سپردند . شش شهید دیگر نیز به دلیل حضور خانواده هایشان در تهران و قم در دل خاک آرام گرفتند . شور حسینی به راه افتاده بود . هفده نفر از رزمندگان نیز مجروح گردیدند . اکثر منازل در فراغ عزیزانشان سیاه پوش بودند و منازل مجروحین نیز در تب و تاب بود .

 

شهر کوچک نراق درعملیات کربلای پنج ،  ده شهید والا مقام به اسامی ذیل تقدیم اسلام و امام نمود :

 

ubpkh1hr10grb973c4.gif            d2rbfsp7aps7yosnq0i.jpg

غلامرضا یوسفی فرزند عباس متولد 1347 شهادت 22/10/1365 شلمچه عملیات کربلای پنج

4aza50jbwukxf0m4x.jpg            m4sm9ufc3frsj9icnb.jpg

غلامرضا یوسفی فرزند نوروز متولد 1349 شهادت 27/10/1365 شلمچه عملیات کربلای پنچ

0rdkprfuh9lctp6j4sd.jpg           azlap9zmn2cp0stoz60x.jpg

قاسم جعفری فرزند ابراهیم متولد 1341 شهادت 3/11/1365 شلمچه عملیات کربلای پنج

sh5vdt1y8x246s7862wr.gif              b241fyu0e0m0ebbonnvx.jpg

غیاثعلی عابدی فرزند کمال متولد 1329 شهادت 3/11/1365 شلمچه عملیات کربلای پنج

3ucf4vx4osgp4316lte.gif

 

علی اکبر مسلمی فرزند غلامرضا متولد 1348 شهادت 9/10/1365 مهران عملیات کربلای پنج

yopx50nck817ku3wosu.jpg

 

مجید ترابی فرزند حسین متولد1340 شهادت 21/10/1365 شلمچه عملیات کربلای پنج

rkw2wttyn94fje5bnox.jpg

 

سیدحسین هاشمی فرزند سیدماشاءالله متولد1342شهادت 22/10/1365 شلمچه عملیات کربلای پنج

kzhgf2hydk6a4c120i86.jpg         2jytxrc5fxmr41jyydhg.jpg

 

سیدبهرام(مهدی)موسوی فرزند محمود متولد1349شهادت24/10/1365شلمچه عملیات کربلاپنج

v6d2c05w82kzj7tl0kn.jpg

 

مهدی قیومی فرزند سلطانعلی متولد 1349 شهادت 10/12/1365 شلمچه عملیات کربلای پنج

qeuivy74v0p7fvvgbiv.jpg               zicjlz37jba51yc9z3.jpg

علی اکبر آقاصادقی فرزند منوچهر متولد1348 شهادت 12/12/1365 شلمچه عملیات کربلای پنج

 

 

 

همچنین هفده  نراقی طی عملیات کربلای 4 و 5 مجروح گردیده اند :

 


1- سید احمد باشی(موسویان)فرزند سید کاظم و جانباز 45 % می باشد
2-مرحوم محمود رزاقی از ناحیه صورت مجروح و یک چشمش نابینا و جانباز 55 % بود
3- علی محمد پیشه ور فرزند حسین از ناحیه چشم مجروح و جانباز 35 % می باشد
4- اکبر قجری فرزند احمد از ناحیه پا مجروح و جانباز 15 % است
5- مصطفی فروغی فرزند حسین از ناحیه دست مجروح و جانباز 10 % است
6- سید حسین جوادی فرزند سید ماشاءالله از ناحیه شکم مجروح و جانباز 15 % می باشد
7- قاسم حیدری فرزند رضا از ناحیه صورت و دست چپ مجروح و جانباز 20 % است
8- نورعلی آقاحسینی فرزند رضا مجروح شیمیایی خفیف در نواحی مختلف بدن و فاقد درصد
9- غلامحسین قجری فرزند حیدرعلی از ناحیه پایین کمر مجروح و جانباز 15 % می باشد
10- هانی پنبه زن فرزند سلطانعلی موج انفجار و مجروح شیمیایی و جانباز 20 % می باشد
11-غلامرضا کمره ای فرزند باقراز ناحیه دست راست و پهلوی چپ و جانباز 25 % می باشد
12-حسن حبیبی فرزند اکبر مجروح از ناحیه سر و دست راست و بنیاد به وی توجه ننموده
13- غلامرضا قجری فرزند حیدر علی مجروح شیمیایی و عدم مراجعه به بنیاد
14- حسن کاظمی فرزند سلطانعلی مجروح از ناحیه ژا و دست و جانباز 15 % است
15- حسین کرباسی فرزند علی مجروح از ناحیه دست و جانباز 15 % می باشد
16- غلامعلی رضایی فرزند اکبر مشهور به قهرمان کانال- قطع عضو و جانباز 70 %اعزامی از تهران

 

 

عملیات کربلای پنج در تاریخ 19/10/1365 با رمز یا زهرا (سلام الله علیها ) در منطقه عمومی شرق بصره و... آغاز گردید .

 

http://www.asremrooz.ir/images/docs/000015/n00015956-b.jpg

 

با شروع عملیات کربلای 4 ، در سوم دی 1365، مشخص گردید که عملیات لو رفته ، و ناگزیر دستور توقف عملیات صادر شد. عراق تحت شرایط جدید در صدد حمله به بندرفاو و بازپس گیری آن بر آمد .

 

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/f/f4/Karbala_5_Operation01.jpg     http://gallery.military.ir/albums/userpics/0036.jpg

 

منطقه عمومی شرق بصره ، نظر به اهمیت سیاسی و نظامی آن ، همواره جایگاه قابل توجهی در اندیشه طراحان نظامی داشته است ؛ دشمن با توجه به اهمیت منطقه ، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در این منطقه ، انجام هرگونه عملیاتی را غیر ممکن ساخته و فضای امنی را برای خود ایجاد کرده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط مقدم خود سرکوب کند .

http://img.tebyan.net/big/1382/10/59149168120231233157895124017121110816853250.jpg

 

زمان آغاز عملیات ساعت 2 بامداد روز 19/10/1365 ، تعیین شده بود. اما نظر به محدودیت زمانی برای شکستن خط ، مقرر شد که نیروها با استفاده از نور مهتاب حرکت کنند. و در پشت مواضع دشمن در انتظار صدور فرمان حمله بمانند . بالاخره عملیات آغاز شد و رزمندگان حمله خود را به عظیم ترین و پیچیده ترین استحکامات دشمن در شرق بصره آغاز کردند. و پس از هشت شبانه روز نبرد در منطقه شرق نهرجاسم ، دشمن از منطقه شرق نهرجاسم عقب نشینی کرد و سپاه اسلام به پیروزی نائل گردید .

 

 

نتایج عملیات کربلای پنج :

 

12کیلومتر پیشروی به طرف بصره و آزاد کردن جزایر بوارین ، فیاض و ام الطویل و پاسگاههای بوبیان ، شلمچه ، کوت سواری و خیّن

آزاد سازی شش روستا ، عبور از کانال ماهیگیری، نهر دوعیجی و جاسم

 

از عموم همولایتی ها و رزمندگان دفاع مقدس درخواست می شود چنانچه در نوشته ها اشکالی متصور است و یا رزمنده ای از قلم افتاده در قسمت نظرات مرقوم شود تا در مورد توجه قرار گیرد.

 

http://img.tebyan.net/big/1390/10/2012010717295557_26.gif

۰ نظر ۲۰ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

شهر قدیمی و تاریخی نراق قدمت بیش از دو هزار ساله دارد . نراق به نگین استان مرکزی مشهور است . مرکز علم و هنر ، تمدن و فرهنگ ، و در مسیر جاده ابریشم قرار داشته و دارای موقعیت استراتژیک اقتصادی و تجاری بوده و در قدیم الایام به هند کوچک معروف بوده است .

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/39900193.jpg http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/39904898.jpg   http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/39900443.jpg


علامه ملا احمد و ملا محمد مهدی نراقی نشانه و آذین این شهر است که این دیار را بیشتر با این نام می شناسند .دولت شاهنشاهی و ساواک رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید روح الله مصطفوی خمینی(ره) را تحت فشار قرار داده بود . امام تاریخ 4/8/1343 علیه لایحه کاپیتولاسیون سخنرانی و 13/8/1343 دستگیر و به شهر بورسای ترکیه تبعید گردیددر شرایط دشوار فرزند برومند ایشان آقا سید مصطفی و آیت الله بهاءالدینی به شهر نراق مسافرت نموده اند .

 

http://www.navideshahed.com/attachment/1386/10/87075.jpg                         http://sepidar.wlogfa.com/files/2012/10/2090.jpg

               سید مصطفی خمینی                            آیت الله سید رضا بهاالدینی


آیت الله بهاءالدینی معرف همه اهالی می باشد و ایشان به دفعات در نراق حضور داشته و به رتق و فتق امور مومنین رسیدگی می کرده است . بسیاری از نراقی ها تا سال ها خمس و سهم امام خود را در اختیار ایشان قرار می دادند . از پاتوق های همیشگی معظم له منازل آقای عبدالقدیر محمدی فرزند عبدالله آقای تقی رئوفی فرزند محمد رضا و به ویژه حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل بوده است .
یکی از این مسافرت ها آبان ماه 1343 می باشد که آیات عظام آیت الله سید رضا بهاءالدینی فرزند سید صفی الدین(1286 1376) ، آیت الله عبدالرحیم ربانی شیرازی فرزند بمونعلی(1309 1356) ، آیت الله مظاهری( احتمالا حسین مظاهری فرزند حسن اهل تیران اصفهان) ، آیت الله سید مصطفی خمینی(1309 1356) را در مسافرت به نراق همراهی می کرده اند .

 

se68sryiuy           zsdty      gwimqjn81p2dwiybht9b.jpg

         تقی رئوفی                           عبدالقدیر محمدی                              مرحوم حاج رضا آعلی

                    

در حال خوردن شام بوده اند که خانمی که نان های محلی را پخت می کرد منزل مرحوم عبدالقدیر محمدی فرزند عبدالله را دق الباب می کند و رو به آقایان می کند و می گوید مومنی به نام اسماعیل در حال احتضار است ، لطف کنید از مانده غذایتان برای شفایش ببریم . آقا مصطفی هم که دارای طبع بلندی بوده ، بلافاصله غذایش را می دهد  .

مشهدی اسماعیل آعلی فرزند رضا متولد 1307 به علت ابتلا به سرطان رو به قبله بوده است . منزل آعلی ها محل رفت و آمد روحانیون و علما بوده و بر این اساس و اتفاق شب قبل به عیادت ایشان می آیند و آقا اسماعیل با اینکه در حال احتضار بوده یا علی گویان از جا بلند شده و ضمن خوش آمد گویی اوضاع و شرایط سختی که بر او گذشته را تعریف می کند . شب دوم آقا سید مصطفی خمینی و همراهان در منزل آقای تقی رئوفی دعوت بوده اند. لذا آیت الله بهاءالدینی به اهل منزل سفارش می کند یک جلد قرآن بالای سر بیمار بگذارند و خداحافظی می کنند .

2tr98yw0k48tm39qujvj.jpg

                                                                                                                                                                                                                                                مرحوم اسماعیل آعلی

 

صبح روز بعد درهوای نسبتا سرد آبان 1343 روح آقا اسماعیل آعلی در سن 36 سالگی از محنت آباد دنیا پرواز می کند . پس از تشیع جنازه شایسته آیت الله العظمی سید رضا بهاءالدینی بر پیکر مرحوم اسماعیل آعلی نماز میت می خواند و آقا سید مصطفی خمینی و دیگر روحانیون نیز در صفوف اول اقامه نماز میت می کنند . سپس جنازه طی مراسمی جنب امامزاده سلیمان شهر نراق خاکسپاری می شود . عصر همان روز آیت الله مظاهری در حضور همراهان در مراسم ختم متوفی در مسجد ایراد سخنرانی می کند .

همسر مکرمه مرحوم آعلی سرکار خانم عفت غفاری فرزند علی با صبوری و بردباری فرزندان شایسته ای به جامعه تحویل داده است . یادگار پارسا و مومن مرحوم به نام حاج تقی آعلی چهار ماه بعد تاریخ 1/1/1344 متولد می شود و تاکنون توانسته روح پدرش را با اعمال نیکو و پسندیده شاد نگه دارد . آقا تقی بسیجی و یکی از سلحشوران جانباز دفاع مقدس می باشد که منشا خیر و برکت است .

 

lxydt2zzduqy4a1qpx8b.jpg

       تقی آعلی

 

حاج آقا سید مصطفی خمینی با همه معلومات و منزلتی که داشته انسان شوخ طبعی هم بوده است . در خلال آخرین مسافرتش به نراق در مزرعه پودنا مهمان حاج محمود رزاقی فرزند صفرعلی(1303 1389) و دوستان دیگر بوده است . کاسه دوغی به او تعارف می شود که سر کشد و او پس از نوشیدن دوغ ، کاسه خالی آن را بر سر می گذارد . حاضرین متعجب شده ولی ایشان می فرماید : اگر نگفتید کاسه دوغ را سر کش ، من هم آن را سرکشیدم .

 

       http://www.ir-psri.com/pic/article/392.jpg

تشییع جنازه آقا مصطفی در نجف اشرف

 

ایشان نزدیک دو ماه بعد تاریخ 14/10/1343 توسط رژیم ستم شاهی پهلوی و عوامل ساواک از ایران به شهر بورسا مرکز استان بورسا ترکیه نزد امام خمینی تبعید می شود .

در پایان از فرصت این مجال استفاده می گردد و به خاطره ای از آیت الله سید محمد باقر شریف موسوی همدانی فرزند سید هادی گروسی که از اوایل تابستان 1359 تا اواخر زمستان 1360 به عنوان اولین امام جمعه شهر نراق سکونت و فعالیت داشته، در خصوص شوخ طبعی آیت الله مصطفی خمینی پرداخته می شود .

«یک روز با مرحوم آیةالله حاج آقا مصطفی (فرزند امام خمینی ) در مسجد جامع همدان ملاقات کردم که اثاثیه مورد نیاز امام را در آن وقت که همدان بود، به همدان آورده بود. ایشان را به منزل بردم. سپس به طرف عباس آباد همدان حرکت کردیم. وقتی خواستیم از بیراهه به بالای تپه عباس آباد برویم، آقا مصطفی پرسید: چرا از بیراهه برویم؟ گفتم: در راه اصلی چند قهوه خانه وجود دارد و معمولاً در آنجا افراد نابابی هستند که صلاح نیست ما در آنجا عبور کنیم. آقا مصطفی بدون توجه به حرف بنده از همان راه اصلی حرکت کرد. من هم همراه او بودم. وقتی به جلو یکی از قهوه خانه ها رسیدیم، ناگاه دیدم جمعیت حاضر در آنجا نزد حاج آقا مصطفی آمدند و دست ایشان را بوسیدند و خیلی به ایشان احترام نمودند.

 

yotyis7jguhl95hfy3rq.jpg                      http://aramestaneamol.epage.ir/images/aramestaneamol/news/13870801_jomhori_islami_04_dakheli_12_1.jpg

                                                                             سید محمد باقر شریف موسوی همدانی

 

از ایشان پرسیدم: چنین صحنه ای را تا به حال ندیده بودم. اینها شما را از کجا می شناسند؟ حاج آقا مصطفی فرمود: ما دیروز از قم به همدان رسیدیم و به اتفاق آقای لواسانی و آقای مروارید به اینجا آمدیم. وقتی من جلو قهوه خانه رسیدم، جمعیتی را در آنجا دیدم که مشغول عیش و نوش هستند.با صدای بلند قهوه چی را صدا زدم گفتم: «عرق داری؟» همه حاضران تعجب کردند که یک روحانی از عرق می پرسد؟ همه حاضران قهوه چی را تشویق کردند که بگو: دارم . سرانجام جواب داد: دارم حاج آقا بفرمایید! من گفتم: پس کتت را بپوش که سر ما نخوری (منظورم عرق بدنش بود). با همین یک کلمه و برخورد مناسب، این آقایان به دور من جمع شده و به من لطف می کنند.»(1)

1  . روزنامه جمهوری اسلامی، صحیفه حوزه، 79/11/24، ص 7.

 

رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید روح الله مصطفوی (امام خمینی)ره اهل شهرستان خمین و با شهر نراق از توابع استان مرکزی هستند . بر این اساس با توجه به اهلیت فاضلین نراقی و حضور و ترددات علمای دین و تعریف های آقا سید مصطفی برای پدر بزرگوارشان از نراق مسلما امام خمینی نیز به نراق نظر وعنایت داشته است .

 

 

http://www.unimfh.ir/uni/Imam-Khomeini2.jpg        cwwupj55p1syuibqu3i6.jpg        pzua83xmv4ta2fq3og6.jpg

                                                   ملا احمد نراقی                                  ملامحمد مهدی نراقی                                                         امام خمینی (ره)

 

 

 

 

موارد متعدد وجود دارد که امام خمینی (ره) نراق و مردمانش را مورد عنایت قرار داده است . به ذکر سه مورد اشاره می گردد :


1- طی ملاقات حاج عباسعلی نوروزی فرزند شاطر عبدالله(پدر شهید غلامرضا) تاریخ 27/11/1356 در نجف اشرف عراق ایشان ازمردم نراق و حاج رضا آعلی احوالپرسی نموده است .امام می فرماید نراق مکانی است که آیت الله سید رضا بهاءالدینی به آنجا تردد و مردم مسلمانی دارد .


2- طی ملاقات حاج عباس معصومی فرزند علی(خیر مشهور) حدود سال 1358 که برای محاسبه خمس و سهم امام خدمت امام خمینی(ره) شرفیاب گردیده امام از مردم شهر نراق و فرد مشخصی یاد می کند .


3- در مسافرت و زیارت ائمه معصومین در عراق توسط حاج حسن قاسمی نراقی فرزندرحیم طی ملاقاتی که سال 1356 در نجف اشرف با حضرت سید روح الله خمینی(ره) داشته ایشان از اوضاع و احوال شهر نراق سوال نموده است .

 

 

سید مصطفی خمینی تاریخ 1/9/1356 در شهر نجف کشور عراق به شهادت رسید و جنازه مطهرش در حرم امام علی بن ابیطالب(ع) در اتاق جنب گلدسته شمالی خاکسپاری و همه لحظات مورد توجه اکثر زائران بوده و فاتحه می خوانند .

 

از بسیجی و جانباز هشت سال دفاع مقدس حاج تقی آعلی فرزند اسماعیل و از فرهنگیان گرانقدر منطقه نراق و دلیجان که قسمتی از نوشته ی این پست را تهیه نمودند صمیمانه تقدیر و تشکر می شود .

 

 

 

سایت سلحشوران شهر نراق19/10/1391

 

۰ نظر ۱۹ دی ۹۱ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

 در خط مقدم  جبهه طلائیه در پرسنلی گردان رزمی و خدمتگذار فرماندهان نیز بودم . تاریخ 25/1/1364 سفره مختصر شام که بیشتر کنسرو بود را پهن کردم  که بهرام شیخی اهل خمین و یکی از فرماندهان تیپ و غلامرضا جعفری فرمانده لشگر 17 علی ابن ابیطالب گفتند یک سری به سنگرهای کمین جلوتر می زنیم و هنگامی که برگشتیم شام می خوریم .گفتم چند لقمه ای غذا بخورید و بعد بروید که بهرام قبول نکرد .


n0ckspfdu3xyy8xdutu.jpg

 

 

ده دقیقه بعد با صدای انفجار  قایق فرماندهان مورد هدف نیروهای عراقی قرار گرفته  و شیخی به شهادت رسید و سردار جعفری مجروح گردید . زخم  سردار را باند پیچی کردم و ابتدا اجازه انتقال به عقبه خطوط را نداد لیکن با جنازه بهرام شیخی وداع کردیم تا به پشت خط منقل شود .

 

 

 

 7ots43qnd88x05ls09j.jpg

سید مهدی موسوی فرزند سید احمد اهل شهر نراق 2/2/1390

 

۰ نظر ۱۷ دی ۹۱ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

 در دی ماه 1365 در عملیات موفقیت آمیز کربلای پنج از روی یک دستگاه نفربر زرهی عراق یک قبضه موشک  آر. پی. چی. یازده  به سمت سنگرم شلیک شد و من را به کناری پرتاب نمود .

4mcstpvu250ry5j385bx.jpg

                                                                                                                                                                                                                                                                         اکبر قجری

با زحمت خودم را به گوشه دیگر خاکریز رساندم و دیدم ترکش مچ پای چپم را از بین برده و خون زیادی از پوتین هایم بیرون می ریزد . به اطرافم نگاه کردم کسی از هم ولایتی های نراقی ام را ندیدم و کسی توجه ای به من نداشت . چشمم به پاسداری با لباس فرم سپاه که در حال عبور بود افتاد .صدایش کردم ، گویی کاری دارد و نمی تواند به نزدم بیاید .مجددا صدایش زدم و گفتم حرف واجبی دارم . به محض اینکه نزدم آمد و خم شد تا حرفم را بشنود پریدم و با دو دست گردنش را گرفتم و گفتم باید مرا به عقب خط برگردانی .

 

dcig7xo20uoi4yu3ayuz.jpg

 

ایشان گفت بسیجی ، من نیروی اطلاعات و عملیات هستم و امورات واجب تری دارم ، رهایم  کن . مقاومت کردم و گفتم در شرایط فعلی از نجات من هیچ چیز واجب تر نیست . از ناچاری مرا به دوش انداخت و حرکت کردیم . کمی که گذشت گفت برادر حداقل کمی دستت را از دور گردنم آزاد کن چون دارم خفه می شوم . در بین راه نیز گفت اجازه بده کمی استراحت کنیم . گفتم با تو می نشینم و با تو بلند می شوم و در مقابل سماجتم گفت تو دیگه کی هستی ؟ 

64t2pwm8pxicrig9hhj.jpg

 

با اینکه هوا کمی سرد بود ولی  صورتش غرق در عرق  شده بود . خدا خیرش دهد با همه تلاش به عقبه خط انتقالم داد و رفت و اگر نجاتم نمی داد قطعا  شهید  و یا به اسارت دشمن گرفتار می شدم .

i5eq8tnvhbr1r6aj9e9.jpg

اکبر قجری فرزند احمد اهل شهر نراق 17/2/1390 

 

۰ نظر ۱۶ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

مادر بزرگوار شهید قاسم جعفری نقل کرد زمانی که قاسم مسئول بسیج نراق بود روزی به منزل آمد و گفت مادر طلاجات برای جبهه چه داری ؟ گفتم فقط یک جفت گوشواره که دامادم محمد کمره ای برایم هدیه روز مادر آورده و هیچ طلای دیگر ندارم .

qb00oltsddneszlra7uz.jpg       6ezxaou36ew8t36a5ijc.jpg

شهید قاسم جعفری


 
علاقه نیز به داشتن آن ندارم . بعد قاسم گفت مادر دوست داری این طلا را برای کمک به جبهه هدیه کنی و من هم گفتم قاسم جان با کمال میل . گوشواره ها را قاسم گرفت و برد بسیج تا با پول آن قطره ای کمک به جبهه را عهده دار باشیم .

سرکار خانم عذرا شریفی مادر بزرگوار شهید قاسم جعفری همچنین گفت : تنور محلی در خانه داشتیم که اغلب با یک یا چند زن دیگر برای رزمندگان نان پخت می کردیم و از طریق بسیج به جبهه می فرستادیم تا رزمندگان دفاع مقدس مصرف کنند .

yqod61i8pt0znq8xo6i.jpg
     سرکار خانم عذرا جعفری

 
قاسم عزیز و مهربان ؛ تو در عملیات کربلای پنج 3/11/1365 به شهادت که آرزوی دیرینه ات بود رسیدی ؛ لیکن چه داغ بزرگی بر دل دوستان و همرزمانت نهادی .بدان با ولایتمداری امام خامنه ای پیرو راه سرخت خواهیم بود" تا انتها حضور ".

 

2dlqkydaddrnpygfoqwx.jpg
جنازه مطهر شهید قاسم جعفری

 

قاسم جعفری وزنه ای در بین دوستان و بسیجیان بود. یادش به خیر چه بی ادعا و بی تملق و بی تکلف فعالیت انقلابی و مذهبی داشت . بسیجیان یاد می آورند ایام محرم حسینی(ع) هیئت بلندگوی از نوع اکو نداشت و صدا در مقابل هیئت های دیگر ضعیف و پول و امکانات نیز در مضیقه بود و علاقه ای هم وجود نداشت از کسی و جایی پول گرفته شود . اولین فردی بود که فرغون را برداشت و آمپلی فایرهای هیئت را توی آن گذاشت و در خیابان های نراق به حرکت در می آمد .

8tvpswlnzkitkyfty254.jpg

علی رغم طعنه هایی که می شنوید کارش را با اخلاص به پیش می برد . تا اینکه هیئت سر و سامانی گرفت و تا حالا که اینگونه می بینیم . مثل همه نییتش سوگواری برای ابا عبدالله الحسین(ع) بود .خدا می داند شاید برادرش ابوالفضل جعفری این سیستم برق و هل دادن گاری و تنظیم علم کش ها را به یاد برادرش تعقیب می کند .

 

jz7o825pbxfixdfei81.jpg

                                                                                                                                                                  ابوالفضل جعفری

 

غصه داریم از فراغ او و با فغان می نویسم که عجب گلهایی را روزگار پر پر کرد تا ما آسایش و آرامش داشته باشیم . تا اسلام زنده بماند.روزی که شهید تشیع شد دوستان به خانه عمو ابراهیم رفتند . خیلی ناراحت و غمگین بودند .تحملشان را از دست داده بودند .
ub8w8rjv441c4bhm6ku6.jpg
    
ابراهیم جعفری در کنار تابوت فرزند شهیدش

 

کنار پدر بهشتی و بزرگوارش قرار گرفتند می شنویدند که زمزمه می کند الهی شکرت - خدایا راضی ام به رضای تو - خدایا شکر و...آنجا کمی روحیه گرفتند . عهد کردند اسلحه قاسم و قاسم ها زمین نیافتد . قرآن و دینشان حفظ گردد .

 

6icrhlly850tnkw92yk.jpg

 

مادر مبارز و قهرمانش خانم عذرا شریفی را دیدند که رزمندگان را کمک کرد تا از پای نیافتند . زانوهایشان سست نگردد و در صحنه حضور داشته باشند . رفقا نیز به او تعهد دادند که ثابت قدم بمانند . اکنون خوشحالیم که خیانت به خونشان نکردیم . کم کاری کردیم . زندگی را بهانه کردیم و لیکن نیتمان پیروی از شهید و خون پاکشان بود .

 

khsxy23slfjurfczy5qi.jpg

مادر و همسر و خواهر شهید در کنار جنازه شهید جعفری

 

بر این اساس در وصیت نامه برای پدر و مادرش نوشته : ...و از این خوشحال تر هستم که هر وقت قصد جبهه می کردم یک کلام حرف "نه " از شما نشنیدم .

گمنامی تنها برای شهرت پرستان درد آور است ، وگرنه همه اجرها در گمنامیست.و این شهید والامقام نیز نامداری در دنیا را در گمنامی می دید که بعد از شهادتش نامدار شد.محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه می کشند .

 

7hbiplnevo25mb3fvjhl.jpg

 

امیدواریم شرمنده خون شهدای عزیزمان نشویمقاسم جان چکار کردی تو زمان مسئولیتت در بسیج نراق .بالاترین جذب نیرو . بالاترین از خود گذشتکی در بین نیروها. بالاترین کمک های مردمی به جبهه .فعالیت های مختلف دیگر . این چه قدرت الهی در وجود تو بود که همه جذب فعالیت هایت می شدند .به هنگام تحصیل تو یکی از اعضای انجمن اسلامی دبیرستان معصومی بودی . به هنگام تاسیس بسیج یکی از اعضای تشکیل دهنده بودی .

 

8wgzfe5nk2mmy438t6hu.jpg

شهید قاسم جعفری و کمک به پدر در زمینه کشاورزی

 

یادت به خیر با جمع آوری پول از بین بسیجیان بر روی تپه شهدا ورودی شهر نراق آرم جلاله الله را بنا نمودی و ما به شوخی به تو می گفتیم این تپه قاسم است . هنوز این تابلو به یادگار مانده است .یادت به خیر با چه سختی از خانوده های محترم شهدا پول جمع آوری نمودی و به همراه یکی دو تا از دوستانت بالای هر قبر شهیدی میله ای نصب و پرچم پر افتخار کشور اسلامیمان را به اهتزاز در آوردی . یعنی این شهید برای وطن اسلامی به افتخار رسیده است .اکنون این یادگاری ها به علت زیبا سازی گلزار شهدا جمع آوری گردیده است.

 

قاسم جعفری فرمانده دلاوری بود که بسیجیان نراق مقابل خلوصش سر تعظیم فرو می آوردند . جالب اینکه بزرگترهای بسیج بیشتر از کم سن ها احترامش می کردند .کاش می شد راز این قضیه را دانست . قاسم را خدا عزیزش داشته بود و محبوب دلها کرده بود .همه شهدا انصافا عزیز و گرانقدر بودند و برایشان غصه دار شدیم ولی شهادت قاسم قلب ها را تکان داد . راه او صواب بود ولی ما چکنیم با این همه مسئولیت . آنهم در این دنیای وانفسا.

 

vvpan45b0y3vcuslvlge.jpg

                                                                                                                                                                                                       سرکار خانم عذرا شریفی ، حاج ابراهیم جعفری

 

او در زعامت امام خمینی(ره) جاودانه شد . ولی متعهد می گردیم مسیر و راهش را ادامه دهیم در زعامت امام خامنه ای .قاسم عزیز ، پس از تو همسرت خانم بابایی راه سعادتمندی را می پیماید و دخترت سمانه نیز خوشوقت گردید . آنگونه که ملاحظه می شود خانواده ات مورد احترام همگان هستند . دوستان تلاش می کنند جانفشانی های تو فراموش نگردد و کسی به خونت خیانت نکند .

 

fq3hndgt8nn3tcw5pib1.jpg        dih7lg24g5tvj7dljn5w.jpg

شهید جعفری در کنار همسر و فرزندش

 

فیلم مختار نامه را هر کس مشاهده کرده باشد یاد شهید والامقام قاسم جعفری می افتد . شهیدی از نراق که به مادرش توصیه کرده است مثل مادر وهب شهید دشت کربلا باش .به وصیت نامه اش بنگرید :

...من می خواهم چون مادر وهب که فرزندش را در راه خدا داد و حتی جسدش را هم تحویل نگرفت و گفت چیزی را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم شما و دیگر مادران ( شهدا ) مانند او باشید .

 

u79tzdevmhcl5sg4fxu2.jpg


                                                                          
سایت سلحشوران شهر نراق12/10/1391

۰ نظر ۱۲ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

سلام حاجی  محمود

926tnikydtv9m1zco0.jpg

 

 تلویزیون نگاه می کردم ، شبکه 1 برنامه روایت فتح تاریخ 22/1/1390   وگزارشی از عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه سال 1365 را پخش می کرد....به ناگاه دوربین برنامه روایت فتح به خاکریزی رسید که تعدادی از رزمندگان اسلام در پشت آن پناه گرفته بودند .

 

1u6au29a3tslu5vgx2oe.jpg

تو را دیدم که با لباس خاکی بسیجی در پشت خاکریز نشسته بودی و با خلوص نیت و با احساس ناشی از اوج اعتقادت به سوالات خبرنگار پاسخ می دادی و می گفتی که اهل شهرنراقی ، کشاورز و دامدار و در نهایت بسیجی و... در کنارت حاج قنبرعلی عابدی را دیدم که او نیز به سوالات خبرنگار پاسخ داد و دوربین چرخید و رفت ....

6fzsfrl277qbf71sy1k.jpg

از راست : قنبر علی عابدی ، حاج محمود رزاقی

 

دل تنگ روزهایی شدم که هنوز بودی...شنیده ام که در تاریخ  11/9/1362 جذب بسیج شهر نراق شده ای . راستی حاجی؛ یادش به خیر چه عاشقانه و فاتحانه از خاطرات جنگ و جبهه برایم می گفتی..... خوب یادم هست وقتی در خاطراتت که برایم نقل می کردی به نام برادرم شهید غلامرضا یوسفی که می رسیدی اشک در چشمانت حلقه می زد و با لهجه ی نراقی می گفتی : بچمون غلامرضا

ky5wbe8w4yt8cz0bij.jpg

از راست : شهید غلامرضا یوسفی فرزند عباس ، مرحوم جانباز حاج محمود رزاقی

 

هر زمان با شما هم صحبت می شدیم آنقدر با روحیه بودی که اگر انگیزه و روحیه ما در انجام امور کم شده بود در ادامه دادن راه مصمم تر می شدیم.حاجی ؛ حسرت می خورم که چرا بیشتر نتوانستیم از روحیات بسیجی شما استفاده کنیم.....حاجی ؛ با بسیاری از رزمندگان و شهدای شهر نراق همرزم بودی و به عنوان امدادگر بسیاری از زخمها و آلام آنان را مرهم نهاده و پانسمان می کردی، و در عملیات کربلای 5 از ناحیه صورت مجروح شدی و یکی از چشمانت را تقدیم اسلام کردی.شاید زمان زیادی از آشنایی ما نمی گذشت ولی در همین زمان کم شیفته مرام و مردانگیت شدم...کاش زودتر می شناختمت....

knj3fcp0kd0e3sqma3l.jpg      ywj0hnull3ke325a7i6a.jpg

حاج محمود رزاقی

با حضور در هیئت عاشقان ثارالله شهر نراق همیشه مانند ستونی در آن هیئت بودی تا محرم سال 1389  که فقدانت به خوبی برای همه ما احساس می شد. حاجی ؛ چه با مهربانی و محبت با ما صحبت می کردی ، مهربانی که ناشی از قلب رئوف بود.....بعد از جنگ بدون هیچ چشمداشتی دوباره به سراغ شغلت که همان کشاورزی و دامداری بود رفتی و انگار نه انگار که جانباز جنگ تحمیلی هستی و استخوان خرد کرده جنگ و به دنبال سهم خواهی نرفتی...راستی چرا؟ این روزها  عده ای برای خود سابقه جبهه نرفته درست می کنند و ..... بماند.

تو را بزرگ بسیجی شهرمان خواندیم که کسی لایق تر از شما برای این نام پیدا نکردیم ، زیرا همیشه بزرگترین افتخارت این بود که بسیجی هستی و در کنار بسیجیان سالهایی از عمر با برکتت را سپری کردی.

 

dhblgup8r163u0f618n.jpg

از راست : شهید محمدعلی نوری ، مرحوم حاج محمود رزاقی ، شهید غلامرضا یوسفی فرزند عباس

 

و کلام آخر ....حاجی ؛ انشاالله در جوار رحمت حق و در کنار شهدای شهرنراق و دوستانت آرمیده ای ، ای کاش ما نیز تا آخر بسیجی بمانیم.

 

hevy44gk1qyyvti9iutt.jpg
  مهدی یوسفی فرزند غلامعباس اهل شهر نراق 23/01/1390

۰ نظر ۱۰ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

اواخر بهار 1361 و قبل از عملیات رمضان به اتفاق دو رزمنده از پاسگاه زید برای عزیمت به اهواز و تلفن کردن به منزلمان در شهر نراق مرخصی گرفتیم .


vlmq6rzojsi1vukobc.jpg


گرمای هوا ما را مجبور کرد تا از مغازه آب میوه ای بخریم . دو نفرمان یخ لیوان آب هویج را حل کرده و خوردیم . یکی از دوستان هر چه لیوانش را می چرخاند یخ آب نمی شد و مرتب مزه می کرد و می دید که آب میوه هنوز گرم است .


سرانجام به صاحب مغازه معترض شد و ایشان در کمال تعجب دید که به جای یخ یک تیکه شیشه از جلوی ویترین به داخل لیوان افتاده است . شما که همولایتی ها را توی خندین می شناسید . حالا نخند کی بخند .



y57n28k5kurpauwk2qw.jpg

 

اسماعیل حبیبی فرزند اکبر اهل شهر نراق 19/02/1390

 

۰ نظر ۰۹ دی ۹۱ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

 نه دی ماه 1388، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی بود.

 نه دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی‌بصیرتی در ماجرای ثقیفه پاک کرد.

 نه دی، درد کوته‌بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.

 نه دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.

 نه دی، فرق کوفه و نراق، عراق و ایران را نشان داد و آب بسته را به جوی بازگرداند.

 نه دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین (ع)، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.

 نه دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.

 نه دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و... داشت.

 نه دی، زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.

 نه دی، در ایران بود ولی پایه‌های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.

 نه دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می‌کرد.

 نه دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.

 نه دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت‌خواهی»

 نه دی، یک روز بود ولی «خیرٌ مِن الفِ شَهر» بود.

 نه دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه‌ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

 نه دی، عاشورا بود و ایران کربلا.

 نه دی، ثمره‌ی خون شهید آیت‌ها، مطهری‌ها، بهشتی‌ها، باکری‌ها، همت‌ها و... بود.

 نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ‌ساز بود.

 نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه‌گران توسط امت بود.

 نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد، بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

 نه دی، غدیر خم بود در نراق و سراسر ایران.

 نه دی، نور بصیرت الهی بود در دل‌های امت.

 هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می‌توانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.

 

http://www.asr-entezar.ir/9dey/wp-content/uploads/9day06.jpg

لبیک یا خامنه ای      لبیک یا حسین است

 

۰ نظر ۰۸ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

تاریخ 07/10/1358 به فرمان رهبر کبیر انقلاب آیت الله العظمی سید روح الله مصطفوی(حضرت امام خمینی ره) نهضت سواد آموزی تاسیس گردید .

http://www.aviny.com/news/83/10/06/Nehzat.gif.

برای از بین بردن فقر علمی و مبارزه با بیسوادی جمع برادران و همچنین بسیج خواهران شهر نراق و مرتبطین با آنها تلاش کردند تا با تشویق خانواده ها و افراد مورد نظر در کلاس های نهضت ثبت نام و تحصیل نمایند .



 http://media.farsnews.com/media/8410/Images/jpg/A0155/A0155449.jpg

مسئول نضت سواد آموزی شهرستان دلیجان آقای محمد رضا باقری فرزند دخیل الله متولد 1332 بود که تلاش های مضاعفی در سطح منطقه برای با سواد کردن مردم متقبل گردید . ایشان خود یک معلم بود که قبل از انقلاب در مدارس ابتدایی شهر نراق نیز تدریس می نمود.

                                                                                                    

 my2juvwwd3kq4nd70f.jpg 

                                                                                                                                                   محمدرضا باقری

                            

در واحد برادران دو نفر از بسیجیان به اسامی مصطفی طالبی فرزند حسین و عبدالله محمودی فرزند علی که بعد به شهادت رسیدند از جمله معلمان کلاس های نهضت سواد آموزی بودند . این دو شهید به صورت خودجوش و داوطلبانه فعالیت می کردند . شهید طالبی حتی به جز شهر نراق در روستاهای حومه از جمله مهدی آباد اردهال نیز کلاس دایر می کرد .



es05gwc64fj3r4pen8co.jpg                    qxdk4gy133104dhzjag.jpg             
                      شهید مصطفی طالبی                               شهید عبدالله محمودی

 

 

واحد خواهران از سال 1359 درخشش بیشتری داشتند . ابتدا سرکار خانم جمیله قاسمی نراقی فرزند حسن در ارتباط با فعالیت های سواد آموزی قرار گرفت .

 

 از سال 1361 به بعد چند نفر دیگر به اسامی ذیل به جمع آموزشیاران نهضت اضافه گردیدند .


سرکار خانم کبری عباسی فرزند غلام محمد

سرکار خانم اکرم عضایی فرزند ابراهیم

سرکار خانم فاطمه نصیری فرزند علی

سرکار خانم عشرت قجری فرزند علی جعفر

سرکار خانم زهرا حبیبی فرزند علی اکبر

سرکار خانم اکرم قجری فرزند سلطانعلی

 

این افراد همگی از اعضای بسیج و منتسب به خانواده های شهید ، جانباز ، رزمنده بودند که بعدها نیز به همین شکل با ایثارگران جنگ تحمیلی ازدواج و همچنان با سربلندی زندگی را سپری می نمایند .

http://shushtar.gov.ir/pic/news/267.jpg

 

آموزشیاران اهل نراق به صورت منضبط زیر نظر نهضت سواد آموزی شهرستان دلیجان انجام وظیفه می نمودند و سال های بعد جذب مراکز دولتی مثل آموزش و پرورشبهزیستی و... قرار گرفتند .

آنها علاوه بر نراق در اغلب روستاهای منطقه دلیجان از جمله دودهک ، راوه ، مهدی آباد ، مشهد اردهال و خاوه و... کلاس های نضت سواد آموزی دایر می کردند .

مجموعه این افراد با عشق و علاقه به انقلاب و رهبر عظیم الشان حضرت امام خمینی(ره) کار را با جدیت دنبال می کردند . جنگ هشت ساله که از ابتدای مهر 1359 آغاز گردید آنان همچنان تلاش برای رفع بیسوادی که آثار و اثرات به جای مانده از دوران حکومت ستم شاهی پهلوی بود را دنبال کردند .

با همت و عزم این افراد و کوشش آقای محمد رضا باقری نهضت سواد آموزی دلیجان گسترش یافت و تعدادی کارمند نیز به کارگیری شدند .

دو نفر از نیروهای محبوب و صدیق نهضت سواد آموزی شهرستان دلیجان به اسامی ذیل پس از خدمات ارزنده راهی جبهه ای جنگ شدند تا سهم خود را در دفاع مقدس نیز به منصه ظهور برسانند که طی نبرد با ارتش متجاوز عراق به شهادت رسیدند :

 

   y709o3m40862kp8qb.jpg

 هادی(غلامحسین) شفیعی فرزند حسن

   wcuxv67ez03g0f2g0s5.jpg

عباس محمدی فرزند قدمعلی

 

زیباترین اقدامی که اثرات آن در نامه های فی مابین خانواده ها با رزمندگانشان در سرحدات میهن اسلامی در جبهه به چشم می خورد نوشتن نامه توسط پدران و خصوصا مادران رزمنده می باشد که توسط اداره پست توزیع شده است . یعنی همانگونه که یک رزمنده در دفاع مقدس در حال مبارزه با دشمن و بیرون راندن آنها از سرزمین میهن اسلامی هست افرادی نیز در داخل روستا و شهرها در حال مبارزه با جهل و بیسوادی و یا کم دانشی می باشند و نشان می دهد آنها در دو سنگر متفاوت ولی با هدف متعالی جهد و کوشش می کنند

 

از میان جمعیتی که در کلاس های نهضت شرکت و باسواد شدند و اکنون به سهولت قرآن را قرائت می کنند عبارتند از :

 

u4s8cobpser2724gxxtq.jpg

 

1- سر کار خانم سکینه ماندنی فرزند حسین(مادر بزرگوار رزمندگان اسماعیل،حسین و حسن حبیبی(

 

   32gycejb5ezagb9bx9pv.jpg

 

2- سرکار خانم زهرا قجری فرزند غلامعلی(مادر بزرگوار شهید غلامرضا و رزمنده محمد قجری)

 

tpxjc9l0p7o9hu3rdtu.jpg

3- ام کلثوم مجیدی رضوانی فرزند علی، خواندن ابتدایی(مادر بزرگوارشهید سید غلامرضا باشی)

 

 

جالب توجه اینکه اکثر زنان که در کلاس های نهضت سواد آموزی حاضر می شدند مادران رزمندگان شهر نراق بوده اند .تعداد شهروندان بیسواد در شهر نراق ضعیف می باشد لکن ترک تحصیل جوانان در سطوح مختلف نگران کننده می باشد .

 

تاریخچه سواد آموزی قبل از انقلاب در ایران

 

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی امر آموزش عمومی و سوادآموزی بزرگسالان توسط سازمان‌های متعدد با عناوین مختلف از سال 1315 دنبال شد این سازمان‌ها عبارتند از :

 

1- سازمان تعلیمات اکابر (1320-1315(
2- سازمان آموزش سالمندان (1335-1332(
3-سازمان آموزش بزرگسالان (1343-1335(
4-کمیته ملی پیکار جهانی با بی‌سوادی(1355-1343(
5-سازمان جهاد ملی سوادآموزی (1357-1355(

 

سواد آموزی پس از انقلاب اسلامی

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی, بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) با درک عمیق از مشکلاتی‌که در اثر بیسوادی مردم در جامعه بروز ظهور می‌یابد طی فرمانی موضوع بسیج سوادآموزی را صادر نمودند .

در هفتم دی ماه سال 1358 سازمان نهضت سوادآموزی با هدف با سواد کردن خیل عظیم بی‌سوادان کشور تشکیل شد. حضرت سید روح الله مصطفوی (ره‌) به‌منظور تقویت برنامه‌های سواد آموزی حجه‌الاسلام و المسلمین محسن قرائتی فرزند علینقی متولد 1324 اهل شهرستان کاشان استان اصفهان را به ‌عنوان نماینده خویش‌ در این سازمان منصوب نمود.

 

 

http://www.shahr.ir/Images/jpg/all/34635La.jpg       http://www.pana.ir/Image/PicArchive/2012/11/1_634889966882802665_s.jpg

                                                                                                                                     حجت الاسلام محسن قرائتی

 

در سال 1363 دولت با هدف تقویت و توسعه برنامه‌های مبارزه با بی سوادی در کشور اساسنامه سازمان را به‌تصویب مجلس رساند. که در آن وظیفه اصلی نهضت آموزش بزرگسالان ,در حد خواندن و نوشتن و آموختن حساب با استفاده از ابزارهای هنری و تشویق و ترغیب بیسوادان و کم سوادان در یادگیری بیشتر جمعیت بی‌سواد کشور تعیین شد .

۰ نظر ۰۷ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

 نراق را که می شناسید؟ حروف عشق را در مردمش حس می کنید ؟

 

تعجب هایمان از وقایع شهر کوچک و زیبای نراق ادامه می یابد .  این بار افکارمان متوجه مزرعه احمد آباد و خانواده علی نرگس می شود . جستجو از نراق آغاز و سراغ به سراغ تا در حوالی ایستگاه دروازه دولت تهران ، منزل قدیمی و محقر شهید رضا مهرانی و خانم توران  آقاصادقی در مقابل چشمانمان قرار می گیرد .

 

fvau5o5i9scylkkt8453.jpg               t2fy6pcwk0h5o1x18q9.jpg

رضا مهرانی                                                              توران آقا صادقی

 

خدای کریم ، این خانم بزرگوار که مورد احترام اهالی محله و جامعه ورزش کشورمان ایران است در زادگاهش نراق و منطقه مرکزی حتی برای یکبار مورد تجلیل قرار نگرفته است .

 

اگر آماده اید مصاحبه اختصاصی سلحشوران شهر نراق را از زبان خودش نظاره گر باشیم :

 

سوال : لطفا خودتان  معرفی نمایید ؟

 

توران آقاصادقی فرزند علی محمد متولد 1345  هستم . در شهر نراق به دختر علی نرگس و یا نوه حسینعلی کله مهدی مشهور می باشم  .

 

سوال : علت ازدواجتان با جانباز 70 % رضا مهرانی چه بود ؟

 

 برادرم قدرت الله   آقاصادقی تاریخ 26/5/1360 در خیابان ملاصدرای تهران مورد هدف دو نفر از اعضای تروریستی سازمان مجاهدین خلق(منافقین) قرار گرفت . همشهری دیگرم قربانعلی احمدی نیز به همراه برادرم ترور گردید ولی الحمدالله ترورشان ناموفق بود. قدرت الله مدت ها در بیمارستان بستری بود . آن مقطع به دلیل حضور برادر دیگرم امرالله در جبهه منزل ایشان کمک حال زن داداشم در تهران بودم . 

 

ptnr96kip46mkwqumj7c.jpg

قدرت الله آقا صادقی و خواهر محترمه اشان

 

دکترها مرتب می گفتند فشنگ نخاع قدرت الله را تحریک نموده و احتمال قطع نخاع آن وجود دارد . همانجا نیت کردم و گفتم خدایا اگر برادرم شفا پیدا کند تصمیم می گیرم با جانباز قطع نخاع دفاع مقدس و یا نابینای جنگ ازدواج نمایم .

 

سوال : بعد چه اتفاقی رخ داد و چگونه شد که با هم ازدواج کردید ؟

 

قدرت الله به لطف خدا سالم شد و موعد فرا رسید . نوزده سالم بود و بارقه های از امید به زندگی آینده را داشتم و امکان زندگی نسبتا ایده آل مهیا بود . از طریق رایزنی یکی از اقوام که در نزدیکی منزل آقای رضا مهرانی در خیابان پیروزی سکونت داشت حرف و حدیث ها آغاز شد .

jwe4eems4098mj55xtm.jpg       t05tf1gl6juq9l4186kt.jpg

رضا مهرانی در زمان جوانی

 

مادرم نازنین ناصری فرزند محمد علی ابتدا مخالفت کرد و گفت تو جوانی و احساساتی شده ای و مدتی پس از ازدواج پشیمان خواهی شد . ولی من تصمیم خود را گرفته بودم و گفتم خدایا با تو معامله می کنم .

برای اینکه شرط و شروط روشن شود برادرانم رفتند و مطمئن شدند که رضا مجروح و جانباز جنگ می باشد و معلولیت غیر جنگ ندارد . رضا نیز قبلا  تصمیم داشته مثل خودش با یک خانم نابینا ازدواج کند که با مخالفت خانواده اش مرحومه خانم ربابه طاهریان و مرحوم علی اکبر مهرانی روبرو می گردد .

myfq6lpq1z3ju0sg4mzi.jpg             o2ihlaznv35thjbhrtlr.jpg

                                                                                                                   جانباز شهید رضا مهرانی

 

تصمیم نهایی شد و تاریخ 29/12/1365 بنده با رضا مهرانی جانباز 70 % ازدواج کردیم . معلوم شد خداوند به رضای من رضایت داده و زندگی بی دغدغه و زیبایی را شروع نمودیم . به یکدیگر عشق می ورزیدیم و در کنار هم خوشوقت بودیم . جنگ تحمیلی از اواسطش  گذشته بود .

روزهای پر التهاب دفاع مقدس در حال سپری شدن بود که یکی از اقوام به برادر زاده ام بسیجی علی اکبر  آقاصادقی فرزند منوچهر(امرالله) در جبهه نوشته بود که عمه ات با یک جانباز 70 % ازدواج نموده است . این نامه برگشت خورد و هرگز به علی اکبر 17 ساله نرسید و 17 روز بعد از ازدواجم تاریخ 12/12/1365 طی عملیات کربلای پنج در جبهه شلمچه خوزستان به شهادت رسید .

 

ocabqm8ihzwqedowoqc4.jpg

                                                                                                                                       شهید علی اکبر آقاصادقی

 

سوال : خانم آقاصادقی نحوه مجروحیت همسرت رضا مهرانی را بیان بفرمایید ؟

 

رضا مهرانی متولد 1340 بوده و پس از دریافت دفترچه آماده به خدمت تاریخ 18/11/1359 به خدمت مقدس سربازی در ارتش جمهوری اسلامی و لشکر 77 خراسان سازماندهی و راهی سرحدات خوزستان برای بیرون راندن ارتش عراق از سرزمین میهن اسلامی ایران می شود . مورخ 5/7/1360 عملیات ثامن الائمه و شکست حصر آبادان با موفقیت انجام می گیرد . مهرانی در واحد مخابرات لشکر 77 بی سیم چی بوده است . در پدافندی این عملیات و در محور اهواز- آبادان تاریخ 27/8/1360 در اثر ترکش خمپاره از ناحیه سر ، صورت ، چشم و ستون فقرات آسیب های جدی می بیند و هر دو چشمش را در راه هدف مقدسش تقدیم می کند .

 

0pnx9btx18yfveabqxb1.jpg

                         جانباز شهید رضا مهرانی

 

بیمارستان های مختلف را طی می کند تا بهبودی نسبی برایش به وجود می آید . در ناحیه صورتش ترکش ها تا انتهای زندگی با او همراه بود .  در همین جبهه همزمان در اثر بمباران شیمیایی ارتش عراق به طور خفیف مجروح شیمیایی می شود و بر عارضه های او افزوده می گردد .

 

سوال : فعالیت های پس از جانبازی رضا مهرانی را توضیح دهید ؟

 

یکسال پس از اینکه از بیمارستان مرخص می شود ، تصمیم می گیرد خانه نشین نشود و روی پای خودش بایستد . حرکت را آغاز می کند به ورزش روی می آورد و چون به کارهای مخابراتی آشنا بوده اشتغال به کار می شود . تا روز شهادتش به مدت 13 سال در تلفنخانه " انبارهای عمومی و خدمات گمرکی ایران " در حسن آباد تهران اشتغال داشت . از صبح ساعت هشت تا دو عصر آنجا بود بعد همزمان تحصیل نیز می کرد و یا در باشگاه ورزشی بود و مغرب به منزل می آمد .

   0jyhxbobqto8zth7gvg.jpg

 

همت او ستودنی بود . ابتدا مدرک ایشان پنج ابتدایی بود که با هر ستم و سختی بود دیپلم خود را در رشته ریاضی دریافت کرد . در ورزش نیز اسوه بود . رضا تا کاپیتانی تیم گلبال نابینایان ایران را طی کرد . در منزل نیز بیکار نبودند . مثلا این خانه سازی با مهره حاصل تلاش خودش است که به زیبایی درست کرده است . من این هنر را به یادگاری نگه داشته ام .

 x82mab29qfjm99ir2c2x.jpg

 

سوال : مدال ها و هر نوع فعالیت های ورزشی شهید رضا مهرانی را شرح دهید ؟

 

اهم فعالیت ها و رتبه های ورزشی رضا مهرانی عبارتند از:

 

1-  کسب مقام اول در مسابقات وزنه برداری کشوری جانبازان و معلولین در سال 1364 با مهار وزنه 5/157 کیلوگرم در حرکت یک ضرب

2-  کسب مقام اول در سومین دوره مسابقات وزنه برداری کشوری جانبازان و معلولین در سال 1367با مهار وزنه 5/110 کیلوگرم در حرکت یک ضرب

 

z2aprc2zfidlvfaf6f.jpg       8txw6wodprcd31ewk3ua.jpg

حضور در مسابقات پارالمپیک تابستانی سال 1988 میلادی در شهر سئول کشور کره جنوبی

 

3-  کسب مقام قهرمانی کشور در مسابقات دو میدانی در رشته پرتاب وزنه کلاس پزشکی B1 از استان تهران در سال 1374

4- کاپیتان تیم گلبال جانبازان و معلولین ایران در مسابقات پارالمپیک تابستانی 1988(شهریور 1367) در انگلیسی به نام " بازی های المپیاد بیست و چهارم" شناخته می شود . از 17 سپتامبر تا 2 اکتبر 1988 میلادی در شهر سئول در کشور کره جنوبی . تیم گلبال در این دوره از روبرویی با تیم رژیم اشغالگر قدس پرهیز کرد و رضا مهرانی با صدای رسا پرچم ایران بر دوش شعار الله اکبر و لااله الاالله سر داده بود .

5- حضور در بازی های بین المللی سال 1371 در مجارستان

6- مسافرت به کشورهای مختلف در راستای فعالیت  ورزشی

 

سوال: شهریور 1367 در مسابقات سئول کره جنوبی چرا رضا مهرانی با ورزشکاران اسراییل روبرو نشد؟

 

بیست و چهارمین مسابقات پارالمپیک تابستانی سال 1988 میلادی در شهر سئول کشور کره جنوبی رضا مهرانی همراه با یارانش برای اولین بار در ورزش گلبال راه پیدا کرده بودند . رسانه های جهان در حال انعکاس این رویداد بزرگ بودند . تیم ایران دو بازی اول خود را به آلمان و فنلاند واگذار و با هلند به تساوی کشاند . بازی چهارم به اسرائیل برخورد می کنند . تیم گلبال رژیم اشغالگر قدس وارد زمین شدند . مهرانی پرچم سه رنگ کشور اسلامی ایران بر روی دوشش بود و به زمین مسابقه وارد شد و همراه دیگر یارانش با صدای بلند و رسا الله اکبر و لا اله الا الله گفت و به پرچم اسراییل پشت کرد .

 

k8n0ve9x57jjprs85bs9.jpg   yv2oicdbl7kqci69233e.jpg

                                                                         نشسته از چپ : شهید رضا مهرانی

 

بعد شعار دادند فلسطین پیروز است .  با این حرکت نمادین به اثبات رساندند که این رژیم با پشتیبانی استکبار جهانی بر مردم مظلوم و بی دفاع فلسطین جفا می کند و هیچ حقوق انسانی را رعایت نمی کند . و به عنوان یک کشور به رسمیت نمی شناسیم .

 

سوال : نظر شهید رضا مهرانی در خصوص ظلم و جنایات اسرائیل چه بود ؟

 

رضا مهرانی بارها در منزل به حال فلسطینیان که اسرائیلی ها آنها را آواره کرده اند گریه می کرد و می گفت کاش من کیسه شنی بودم برای مردم فلسطین در مقابل تجاوزات نا به حق اسرائیلی ها .

pqo0n7m17tf1b9pesa.jpg

 

سوال : آیا مسئولین از این اقدام ورزشکاران جانباز نابینا تجلیل کردند ؟

 

چون سیاست مسئولین جمهوری اسلامی است که نباید کشور اسراییل را به رسمیت بشناسیم . باطبع ورزشکاران نیز به درایت مسئولین نظر دارند . وقتی اعضای تیم گلبال از کره به ایران بازگشتند مورد تفقد مسئولین دولت قرار گرفتند و جوایزی به حکم مدال به آنها دادند که این حرکت شما در مقابل اسرائیلی ها پیروزی است .

 

90d3etbq3ojjrv0cgaha.jpg

      تجلیل از جانباز شهید رضا مهرانی

 

سوال : آیا پس از شهادت رضا مهرانی تا کنون نام یا اسمی در جامعه ورزش از او بوده است ؟

1-  باشگاهی که ایشان قبلا در آنجا تمرین می کرد پس از شهادتش در سال 1375 به نام " باشگاه مهرانی" نام گذاری شده است .

2- بهمن ماه 1389 هفتمین دوره لیگ برتر گلبال نابینایان مردان یادواره شهید رضا مهربانی در اهواز برگزار شد . تیم مناطق نفت خیز جنوب قهرمان لیگ معرفی گردید .

3- از سوی شهرداری منطقه 16 مسابقه گلبال جانبازان محلات منطقه در مورخ 15/7/1390 در سالن الزهرا (س) با حضور 6 تیم بمناسبت گرامیداشت هشت سال دفاع مقدس برگزار گردید. این دوره از مسابقات که ویژه جانبازان دو چشم مجروح بود با همکاری خانه نور تهران و برپایی  10 بازی بین تیم ها برای تعیین تیم برتر اول تا سوم برگزار  و در پایان تیم شهید رضا مهرانی منطقه 16 مقام اول ، تیم بنیاد شهید منطقه 2 دوم و تیم شهید کریمی مقام سوم را کسب نمودند.

 

dcke2t9935nds0r2urx.jpg    6tte1totqg8w48lilngd.jpg

نمونه هایی از احکام قهرمانی شهید مهرانی

 

4- تاریخ 2/3/1391 به مناسبت سالروز آزادی خرمشهر و روز ایثار ، همایش تکریم از  قهرمانان ورزشی مدال آور از پارالمپیک 1988 سئول تا 2008 پکن در سالن فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین برگزار شد . از بنده به شایستگی به عنوان همسر شهید رضا مهرانی کاپیتان ورزش گلبال نابینایان تجلیل نمودند .

5- و  مکان ها و فضاهای ورزشی دیگر

 

سوال : حاصل ازدواجتان با شهید رضا مهرانی چند فرزند است؟

 

از شهید دو فرزند پسر به یادگار باقی مانده است .

مصطفی مهرانی متولد 1367

محمد مهرانی متولد1371

 

m9p69pazgzwh7olebuyb.jpg       xbwz9ag0tuoy102oco9.jpg

محمد مهرانی                                مصطفی مهرانی

 

این فرزندان در مقطع شهادت پدرشان هشت و چهار ساله بودند . موقع تشیع جنازه شهید فرزندش محمد جلوی تابوت پدر توسط دایی اش امرالله  آقاصادقی قلم دوش شده بود و برای اینکه خیلی احساس ناخوشایندی نداشته باشد یک شمشیر پلاستیکی دستش داده بودند . مصطفی که هشت ساله بود و شرایط را تمیز می داد و ناراحت از مرگ پدرش بود . این دو برادر  پس از اخذ مدرک دیپلم جذب بازار کار شده اند.

ryi9r856zkido3z8kqgt.jpg

 

سوال : نحوه  و تاریخ شهادت همسرتان رضا مهرانی را بفرمایید؟

 

پس از سالیان متمادی و عمل های مختلف و رنج و ملالت دو ترکش در بدنش آزارش می داد . یکی ترکش در ستون فقراتش که 5 میلی متری نخاع رسیده بود و دیگری ترکش در گونه راست صورتش بود . اگر دکترها می خواستند ترکش گونه اش را دربیاورند می بایست نصف صورتش را تخلیه می کردند که شرایطش نبود . ترکش کمرش نیز دکترها تشخیص به در آوردنش نمی دادند و جای حساسی بود .

فشارهای سنگین ورزشی نیز او را اذیت می کرد . وزنه برداری روز قبل از شهادتش به بدنش فشار آورده بود .

ترکش ها به حرکت در آمده بودند . تشنج کرده بود و سریعا به بیمارستان آراد منتقل گردید . به دلیل محبوبیتی که داشت و فدراسیون او را می شناخت کمیسیون پزشکی تشخیص دادند به خارج از کشور اعزام شود تا بهبودی اش بر گردد .

 دست تقدیر اجازه نداد و بال در بال فرشتگان گشود و در ایوان عرش منزل گرفت . رضای من پس از نه سال زندگی شایسته تاریخ 7/2/1375 مصادف با شهادت امام دوم شیعیان امام حسن مجتبی(ع) در بیمارستان آراد به شهادت رسید . به آنچه که سال ها آرزویش بوددست پیدا کرد . اکنون من و فرزندانم پس از 16 سال دوری از ایشان همیشه سایه اش را بر سرمان احساس می کنیم و او زنده جاوید است .

بنیاد شهید بدون درنگ شهادت وی را تایید نمود و در قطعه 53 ردیف 5 شماره 2 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) تهران به خواب ابدی سپرده شد . چشم امید ما به شفاعتش دوخته شده است .

 

سوال : از وضعیت خانوادگی رضا مهرانی بفرمایید ؟

 

مادرش مرحومه ربابه طاهریان فرزند صفدر اصالتا اهل لواسانات بود و در سال 1366 و هفت ماه پس از ازدواج ما در اثر ابتلا به بیماری عاصم بدرود حیات گفت . جنازه اش در قطعه 104 ردیف 33 شماره 23 بهشت زهرا(س) دفن گردید . مشارالیها زن پارسا و مومنه ای بود .

پدرش علی اکبر مهرانی فرزند محمد ابراهیم اصالتا اهل سلطان آباد اراک بود و سال 1385 فوت نمود .

 مشارالیه در قطعه 76 ردیف 14 شماره 1 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

برادرش حسن مهرانی تاریخ 11/9/1391 در اثر تصادف در تهران فوت نمود

برادران دیگر شهید به اسامی ابراهیم ، اسماعیل و حسین نام دارند .

دو خواهر دو قلو به اسامی زهرا و فاطمه مهرانی نیز دارد و مجموعا خانواده متعهد و دلسوزی هستند .

nkfrbdc4cagso3g8heju.jpg   3vofznncsjpi6q2e5y.jpg

نمونه هایی از احکام قهرمانی شهید مهرانی

 

 

سوال : علاقه شهید رضا مهرانی به رهبران ایران چگونه بود ؟

 

 

عشق و ولایتش امام خمینی(ره) بود و همیشه ابراز می نمود . خرداد 1368 که امام سید روح الله رحلت کردند ایشان با چشم نابینا پای پیاده به بهشت زهرا رفت و پس از خاکسپاری به منزلمان در خیابان پیروزی برگشت . پس از ایشان به رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای اظهار لطف داشت و از دستورات وی تبعیت می نمود .

 

 

سوال: خانم آقاصادقی علاقه شهید رضا مهرانی به شهر نراق چگونه بود ؟

 

شهر نراق و مردمش را دوست داشت . بارها به نراق زادگاه من مسافرت کرده بودیم . گلزار شهدای نراق و امامزاده سلیمان مثل منزلگاه وی بود . یک بار که مسیر منزل پدری ما را تا گلزار رفته بودیم بار دوم خودش از مسیر حرکت و روی پل شهرک فاضل را گذرانده و به گلزار رسیده بود . استعداد عجیبی داشت و در 15 سال نابینایی اش از عصای سفید استفاده نکرد .

 

6y53obdgsqs2xzfoh.jpg

جانباز شهید مهرانی

 

سوال : ظاهرا مشکلات حقوق و امرار معاش بر خلاف تصور برایتان وجود داشته است؟

 

هیچ اشکالی ندارد . برای خدا به این کار وارد شدیم و برای رضایت او تحمل می کنیم . همینکه دو فرزند سالم دارم و مردمان کوچه و خیابان به نجابت آنها احترام می گذارند بزرگترین افتخار است . از خدا کمک خواسته ایم و خدا پشتیبان ماست .

 

 

 

از فرصتی که در اختیار سایت سلحشوران شهر نراق قرار دادید سپاسگذاریم .

 

aoaykfxdnbs8d85m3xpq.jpg

                سرکار خانم آقا صادقی

 

من هم خوشحال شدم که از زادگاهم به سراغ ما آمدند و فرزندان شهید مهرانی احساس شعف کردند که یادی از آنها  شد . سلام من را به مردم دوست داشتنی و خونگرم نراق برسانید .

 

از خبرنگار نراق برادر بسیجی محمد مهدی ایزدی که ما را در این مصاحبه یاری رساند صمیمانه تشکر می کنیم .

 

1c4vbosfdpus14f5yfqs.jpg

 

 

همچنین از جانباز دفاع مقدس قدرت الله آقاصادقی که مقدمات مصاحبه با خواهر گرانقدرش در تهران را فراهم نمودند و تا پایان جلسه حضور داشتند نیز تقدیر می نماییم .

 

mi7aqk6vo8i8iq2t9i5w.jpg

 

۰ نظر ۰۵ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

اوایل اسفند 1363 بود و سلحشوران مترصد عملیات بر علیه ارتش متجاوز عراق بودند که بعد نامش را بدر گذاشتند . در مقر لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) در انرژی اتمی آبادان مشغول آموزش های نظامی بودیم . احساس کردم یکی از شب ها مربیان تاکتیک قصد دارند در خوابگاه گاز اشک آور انداخته و به اصطلاح رزم شبانه اجرا کنند .

 

mmlxe0g1p1rdmm21qnt.jpg

 

آن شب برای فرار از خوردن گاز اشک آور پوتین به پا و بند حمایل بسته و کوله پشتی بر دوش با آمادگی خوابیدم . به محض شلیک اولین تیر هوایی با حالت خواب آلودگی کوله پشتی دیگری را برداشته و روی دوشم انداخته و از چادر بیرون جسته و در میدان پرچم پادگان قرار گرفتم .

 

m2imdpgzt9z9qkpld45i.jpg

 

بعد که همه رزمندگان در محوطه تجمع کردند ملاحظه کردم اکثرا دارند به من نگاه می کنند و می خندند . قدم کوتاه و دو کوله پشتی را روی هم بسته بودم .دوستم در چادر برای پیدا کردن کوله اش ،  گاز اشک آور استنشاق کرده بود .

 

 

i7bktnc166r96shibgss.jpg

عباس(غلامعباس) آقاحسینی فرزند علی اهل شهر نراق 2/10/1391

 

۰ نظر ۰۳ دی ۹۱ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

 هر وقت از کنار آب انبار پائین (حاج عبد الباقی) رد میشم تصور می کنم عبد الله محمودی  روی تختگاه آب انبار  نشسته و با تبسمی که همیشه  روی لب داشت به من نگاه میکنه و میگه  حالا نوبت تو است که ظرف های مردم را پر آب کنی ، پس  تا فرصت داری کوتاهی نکن و ...... 

 

 

http://s3.picofile.com/file/7588004836/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%DB%8C2.jpg

شهید عبدالله محمودی

 

 

داستان از اینجا شروع میشه که ما بچه های محله پائین تاچشم پدر و مادرمون را دور می دیدیم   جلوی آب انبار جمع می شدیم برای بازی و پاتوق عبد الله هم که  چند سالی از ما بزرگتر بود ، سکوی جلوی آب انباربود .

 

 

http://s3.picofile.com/file/7587984943/%D9%86%D9%86%D9%86%D9%86.jpg

                                                                                                                                                                                   آب انبار عبدالباقی  شهر نراق

 

 

عبد الله به خاطر سن و سالش هم بازی  ما نبود فقط می نشست و به بازی ما  کوچکتر ها نگاه می کرد ، هروقت هم که دعوامون  می شد ما را از هم جدا می کرد . 

خیلی از اهالی محله به خصوص قدیمی تر ها وقتی می خواستن چای خوب نوش جان کنن حتما باید آب از آب انبار می آوردند و یکی از علایق ما دراون دوران این بود که اونها  ما را داخل آدم حساب کنن و کوزشون را بدن دست ما بریم آبش کنیم بیاریم بالا ،بخصوص  پیر زن ها و پیر مرد ها که توی جیبشون آجیل هم داشتن و به عنوان پاداش به ما می دادن .  

 

 

 

neysapifg3tldnngur7.jpg      izx8w4f4kx09cflt70.jpg

شهید عبدالله محمودی اهل شهر نراق پدافندی عملیات ثامن الائمه در جبهه محمدیه دارخوین در 20 کیلومتری آبادان - عبدالله در حال آب در آوردن با چرخ از چاه های دو متری در کنار رودخانه کارون برای مصارف روزانه - آبان 1360

 

 

تا عبد الله شهید نشده بود  کسی صدای ما نمی زد و کوزه اش را دست ما کوچکتر ها  نمی داد،  لذا همیشه این فرصت نصیب اون بنده خدا می شد . حضور رقیبی مثل عبد الله عقده ای بزرگ شده بود سر دل ما بچه های کم سن و سال  به همین دلیل وقتی خبر شهادتش را شنیدم  توی عالم بچگی نفسی از ته قلب کشیدم وبا خودم گفتم (( آی خوب شد عبد الله  شهید شد !!! ))

 

حال دیگه نیست  که بره کوزه های مردم را پر آب کنه بیاره بالا.

 

عبد الله جان هنوز  مثل زمان بچگی داریم توی سر هم می زنیم و سر هیچ و پوچ  دعوارا می اندازیم توی این فضای مجازی  نمی آیی جدامون کنی ؟

 

عبد الله جان اینه  رسم بچه محلی ؟

 

 

4bf2trlxfachv33rp.jpg

محمود مرادی فرزند علی محمد اهل شهر نراق 27/09/1391

 

 

۰ نظر ۰۲ دی ۹۱ ، ۰۷:۲۵
سلحشوران شهر نراق

 بهمن 1364 عملیات والفجر هشت و فتح شهر فاو عراق در حال نبرد با نیروهای ارتش متجاوز عراق بودیم که تیر قناسه از جلوی کلاهخود یکی از رزمندگان شهر نراق به نام غلامحسین رزاقی فرزند حسن وارد و از پشت آن خارج شد .

 

jps3jhsdwkmov3jrhg3w.jpg

غلامحسین رزاقی

 

صحنه تعجب انگیز و در عین حال عبرت انگیزی بود . تیر دقیقا از بالای موی سرش عبور نموده و جلو و عقب کلاه را سوراخ کرده بود . جالب اینکه این کلاهخود تیر خورده تا مدت ها از سر آقا غلامحسین جدا نمی شد .

 

هر رزمنده ای وی را می دید می گفت شهید زنده چطوری؟

 

o0sowb4uw7lf8wuib20.jpg

غلامحسین ایزدی فرزند حسن اهل شهر نراق 16/02/1390

 

۰ نظر ۰۱ دی ۹۱ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook