سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


بایـگـانی
آخـریـن مـطـالـب

۱۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۱ ثبت شده است


دستان پر مهر بهار، طبیعت خفته را ازخواب بیدار می‌سازد و زمین و درخت ،رازهای رنگارنگ و عطر آگین خویش را نثار ما می‌کند.و نرم نرمک نوروز از راه میرسد و نراق همیشه پایدار را ملون میسازد .

شهر نراق واقع در استان مرکزی زادگاه علامه ملامهدی و ملا احمد نراقی دارای جمعیت سه هزار نفره با داشتن 180 رزمنده در 8 سال دفاع مقدس ، 8 آزاده ، 88 جانباز و 80 شهید و 6 شهید گمنام تقدیم آرمانهای میهن اسلامی نموده است . از تعداد هشتاد شهید ، سی و دو نفر در گلزار شهدا و امامزاده سلیمان در آغوش خاک آرمیده اند. چهل و هشت شهید دیگر نیز در شهرهای تهران ، قم ، و الیگودرز سر به تیره تراب نهاده اند.

بی معرفتی است اگر بهار بیاید و برود، اما از شهدا یادی نکنیم. بی معرفتی است اگر سفره هفت سین مان، «سربند سرخ یازهرا» نداشته باشد. نوروز 1392 و لحظه قشنگ سال تحویل پیش رو، یکی از بهترین مکانها، گلزار شهداست. در کنار مزار معطر شهدا ما را از دعای خیرتان بهره مند سازید.

 باشد که در آغاز سال 1392 هجری شمسی از رشادتها و دلاوریهای این مردان خدا یاد نموده و خود را تا همیشه مدیون خون این آلاله های عاشق سفر کرده بدانیم ان شاالله .

 

32 شهید گلگون کفن مدفون در گلزار شهدا و امامزاده سلیمان شهر نراق به ترتیب تاریخ شهادت

 

 

  002.jpg  003.jpg  004.jpg005.jpgشهید محمد علی قجری

 

006.jpg  007.jpg  008.jpg  009.jpg  0010.jpg

 

0011.jpg  0012.jpg  0013.jpg  0014.jpg  0015.jpg

 

0016.jpg  0017.jpg  0018.jpg  0019.jpg  0020.jpg

 

0021.jpg  0022.jpg  0023.jpg  0024.jpg  0025.jpg

 

0026.jpg  0027.jpg  0028.jpg  0029.jpg  0030.jpg

 

0031.jpg  0032.jpg

 

 

 

 

48 یادیود در گلزار شهدای شهر نراق به ترتیب تاریخ شهادت

 

0033.jpg  0034.jpg  0035.jpg  0036.jpg  0037.jpg

 

0038.jpg  0039.jpg  0040.jpg  0041.jpg  0042.jpg

 

0043.jpg  0044.jpg  0045.jpg  0046.jpg  0047.jpg

 

0048.jpg  0049.jpg  0050.jpg  0051.jpg 0052.jpg

 

0053.jpg 0054.jpg  0055.jpg  0056.jpg  0057.jpg

 

0058.jpg  0059.jpg  0060.jpg  0061.jpg  0062.jpg

 

0063.jpg  0064.jpg  0065.jpg  0066.jpg  0067.jpg

 

0068.jpg  0069.jpg  0070.jpg  0071.jpg  0072.jpg

 

0073.jpg  0074.jpg  0075.jpg  0076.jpg  0077.jpg

0079.jpg  0080.jpg  شهید حمیدرضا انصاری

 

 

 

 

شهادت را نه در جنگ که در مبارزه می دهند ، ما هنوز شهادتی بی درد میطلبیم غافل از آنکه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند.       شهید سید مرتضی آوینی

 

 

 

سایت سلحشوران شهر نراق

 

 

۰ نظر ۲۸ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۵۶
سلحشوران شهر نراق

تاسال 1361 عده ای از موسسین بسیج نراق به شهادت رسیده و چند نفر اسیر و مجروح شده بودند . جنگ تحمیلی نیز در اوج خود بود . بنابراین نیروی جدید پذیرش می کردند .سال 1361 جذب بسیج شدم . مدتی بعد در شیفت نگهبانی قرار گرفته و مقابل بسیج با اسلحه به نگهبانی می ایستادم .

zq2a3zp2k2yxa4ui0u9t.jpg

فرامرز رحیمی

سن کم و قد کوچک در لباس مقدس بسیج در من قداستی ایجاد کرده بود . بسیج نراق شده بود عشق من . دوره های مختلف آموزش نیز آغاز شده بود .ضمن تحصیل یک هفته مدام نیز به فراگیری آموزش مشغول بودیم . حدود هفتاد نفر سازماندهی و مقرر شد رزم شبانه برگزار شود . ساعت 21 از طریق دشت و مسیر باغات به سمت دره پاتاق حرکت کردیم .

x3evgppdwj10xc2f9jyl.jpg

مقابل درب ورودی منزل مرحوم حاج عباس عضایی پاردی بود که بسیجیان نیاز بود در تاریکی به سمت باغ حدود دو متری بپرند و مسیر را ادامه دهند . من به محض اینکه پریدم پایم توی چاله افتاد و شکست . بسیجیان چون متوجه مصدومیت من نشدند یکی یکی و یا دو سه تایی با هم از پارد می پریدند و از شانس بد اغلب روی پای من فرود می آمدند . به قول نراقی های خودمان درب و داغون شدم .

2rlgwupc1s7hjefr3v5r.jpg

مرحوم حاج محمود رزاقی که ایشان نیز سال 1361 به بسیج پیوسته بود با مهربانی آمد و کمی از مشکلات مرا حل کرد . خدا بیامرز مرتب غصه می خورد و می گفت بچمون فلامرز هم بد آورد . از آن به بعد به فلامرز مشهور شدم .

m685_4.jpg

مرحوم حاج محمود رزاقی

سرانجام قدرت الله آقاصادقی که مسئولیت آموزش را به عهده داشت من را بیمارستان نیکویی شهر قم منتقل نمود و پایم را کچ گرفتند .

45 روز در منزلمان نراق دوره نقاهتم طول کشید و مادرم و پدر مرحومم ماشاءالله رحیمی و بقیه اعضای خانواده از من مواظبت می کردند . دوستان بسیجی ام هم مرتب به ملاقاتم می آمدند و دلجویی می کردند .

 

rd53m2xshgoi39bd8jp.jpg

برادرم فردین رحیمی هم در بسیج نراق فعالیت داشت و از آن طریق به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام گردید . بعد هم سرباز سپاه پاسداران شد و همچنان در دفاع مقدس حضور داشت .

k452_t6y89.jpg

فردین رحیمی

زمان جلوتر رفت و به خدمت سربازی در ارتش سازماندهی شدم . مدتی در پادگان 01 و مدتی نیز در پادگان حر خدمت کردم . سرانجام در مقطع دفاع مقدس و پس از آن در کردستان خدمت سربازی را ادامه داده تا پایان خدمت دریافت نمودم .هم اکنون با برادرم فریبرز رحیمی در حومه تهران در کارگاه قطعات یدکی اتومبیل اشتغال دارم .

 

 

66031aldomdi2rn4wvxd.jpg

فرامرز رحیمی فرزند ماشاءالله اهل شهر نراق15/01/1391

۰ نظر ۲۷ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

شب عملیات ظفرمند محرم در عین خوش موسیان استان ایلام مظاهر لطفی در جمع دوستان خوش و بش می کرد .

tg2vid0qs36ok0642s.jpg
از راست : شهید مظاهر لطفی ، محمد(غلام) ابوالحسنی

 

من مسئول تعاون و کاظم محمودی جانشین گردان بود .آنشب مظاهر زیاد می خندید و در اثنای صحبت گفت انگار نه انگار امشب شب آخر عمرمان است.


0vfg08zmnpf1w2w0m3u.jpg

مظاهر لطفی فرزند محمد متولد 1339 اهل شهر نراق تاریخ 11/8/1361 به سوی معبود پر کشید .

03vzh1gpsmi3xcgu0tb.jpg

 

محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق 12/12/1391

 

۰ نظر ۲۶ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

زمستان 1366 در جبهه شلمچه خرمشهر بودیم . همرزمم حسن نباتی گفت مرخصی بگیریم برویم خرمشهر و بعد دزفول و در منزل پدر خانم برادرم حسین استحمام کنیم و تلفنی هم به خانواده هایمان در نراق بزنیم و خلاصه خستگی در کنیم .

t8262_1.jpg

ازراست : حسن نباتی ، موسی عابدینی روی خاکریز جبهه شلمچه

آقای عبدالنبی نساج که از انسان های مومن می باشد در منزلشان به گرمی از ما استقبال کرده و بعد خداحافظی کردیم تا در شهردزفول نیز گشتی بزنیم .

b2561_CIMG0084.jpg

         عبدالنبی نساج

از دور یک ماشین بنز خاور می آمد به شوخی گفتم حسن نگاه کن ماشین اسماعیل احمد بگم است . نباتی نیز گفت آره خودشه . ماشین که نزدیکتر شد در کمال ناباوری دیدیم واقعا اسماعیل سلیمانی فرزند احمد بگم پشت فرمان است .

i7452_Untitled1.jpg    l3851_IMG_2068.jpg

مرحوم اسماعیل سلیمانی در جبهه سوسنگرد روی تانک - 1360

در دیار غربت همه خوشحال شدیم و همدیگر را در آغوش گرفتیم . در ماشین همچنین آقای علی محمد مرادی فرزند نصرالله و یک فرد دیگر همراه بود که کمک های مردم شهر نراق را برای رزمندگان به جبهه آورده بودند .آقای مرادی گفت از برادر خانم من یحیی نجاتی فرزند حسین اهل هستیجان دلیجان چه خبر دارید؟

i6297_1_2.jpg

                                                                                                                                                                                                                                               موسی عابدینی

یحیی در شلمچه مجروح شده بود ولی ما گفتیم او را دیده ایم . حالش بد نیست .

g6336_.jpg

علی محمد مرادی

حاج اسماعیل سلیمانی فرزند احمد متولد 1331 یکی از رانندگان دفاع مقدس نراق بود که تاریخ 4/11/1388 در سن 57 سالگی در اثر بیماری به رحمت خدا پیوست ..

v9312_1_14.jpg

موسی عابدینی فرزند علی اهل شهر نراق31/01/1390

 

۰ نظر ۲۵ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

شهیدان برکتی هستند که با رفتنشان نور امید و پویایی در جامعه پدیدار گشت . آنها شمع شدند تا آتش عشق و ایثار ، اجتماع را شعله ور سازد .اکنون پدران و مادران شهدا برکت بین امت هستند .

2168_1.jpg

علی(میرزاعلی) قجری

تعدادی از آنان با بارقه هایی از عشق و ایمان به وطن و آینده درخشان برای جوانان از دار دنیا رفتند و عده ای مانده اند تا راه صواب و رستگاری را بپیمایند . جامعه به خانواده های شهدا می بالد و به آنها افتخار می کند که فرزندانشان برای حس وطن پرستی و بالا بردن پرچم اسلام در مقابل کفر پایداری کردند و جانشان را هدیه دادند .

علی(میرزاعلی)قجری فرزند نعمت الله یکی از انسان های پاک طینت است که مورد احترام عموم مردم شهر نراق می باشد . فرزند سلحشور و دلاور ایشان به نام غلامرضا قجری یکی از فاتحین خرمشهر می باشد که جانش را تقدیم اهداف ارزشمندش نمود و ایران را سربلند کرد .

m4287_0010.jpg

میرزاعلی قجری خود از رزمندگان فاتح نبرد حق علیه باطل بود و پیروزی های رزمندگان در جبهه شلمچه خرمشهر در استان خوزستان طی عملیات کربلای پنج مرهون فداکاری آنها قرار دارد . قلب ایشان کمی با مشکل مواجه شده و در بیمارستان خاتم الانبیاء تهران بستری و فقط شکر گذار نعمت های خداوند می باشد .

i595_IMG_2345.jpg  q2465_IMG_2346.jpg

                                                              دکتر خانی بر بالین میرزاعلی قجری

 

 

 

محمد قجری فرزند برومند ایشان طی هشت سال دفاع مقدس از زبده ترین دلیران نبرد بود که اغلب عملیات های جنگ را تجربه کرده است .

p2782_1_44.jpg

                   محمد قجری

فرزندان دیگر این خانواده از نیروهای ارزشی و ولایتمدار جامعه می باشند .

 

یادآوری می گردد غلامرضا قجری فرزند علی متولد 1342 تاریخ 17/2/1361 طی عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر به شهادت رسید و در گلزار شهدای شهر نراق آرام گرفت .

 


۰ نظر ۲۴ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

تاریخ 24/5/1364 در زمان عملیات عاشورای 2 در منطقه چنگوله از توابع مهران استان ایلام  حضور داشتم .

p9964_ali_tavakoli032.jpg

       غلامرضا قجری

از طریق بیسیم به من اطلاع دادند که اولین فرزندمان زهرا قجری متولد شده و ضمن شادباش این رحمت اللهی درخواست شیرینی داشتند .

i5938_ali_tavakoli035.jpg       http://asrupload.ir/img/images/koodakane-7.jpg

 

 

خانواده ام طی تماس تلفنی از شهر نراق به ستاد لشکر 17 علی ابن ابیطالب(ع) در انرژی اتمی آبادان این خبر را داده بودند و همکارانم نیز  به من اعلام کردند و از این رحمت خداوندی خوشنود گشتم .

 

g53_DSC00132.jpg

غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی اهل شهر نراق15/01/1390

 

۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

دوشنبه تاریخ 21/12/1391 برنامه تلویزیونی " پشت صحنه " به مجری گری احسان علیخانی انجام شد . سوژه اصلی پشت صحنه جانباز حاج محمود خسروی وفا رئیس فدراسیون جانبازان و معلولین بود که در این برنامه یاد و خاطره سلحشوری های کاپیتان تیم جانبازان و معلولین شهید رضا مهرانی گرامی داشته شد .

6heq3qua10j48etqyik.jpg

در خلال این برنامه محمد مهرانی فرزند برومند شهید مهرانی در خصوص سجایای اخلاقی و جانفشانی های پدرش در موضوع ورزش و جنگ صحبت کرد . محمد در زمان شهادت پدر چهار ساله و برادر دیگرش مصطفی هشت ساله بوده است .

oa757z0t0pi5oxyj21a4.jpg

                                                                                                                                                  محمد مهرانی

مادر این جوان و همسر شهید مهرانی سرکار خانم توران آقاصادقی فرزند علی محمد می باشد و در شهر نراق به دختر علی نرگس و یا نوه حسینعلی کله مهدی مشهور می باشد . مشارالیها به درخواست خود در تاریخ 29/12/1365 با جانباز مهرانی ازدواج نمود تا سهمی در خدمت به دفاع مقدس و فرهنگ ایثار داشته باشد .

c818_IMAGE.jpg              y1578_IMG_0416.jpg

                                                         توران آقا صادقی

یادآوری می شود رضا مهرانی فرزند علی اکبر متولد 1340 تاریخ 18/11/1359 به خدمت مقدس سربازی اعزام و در لشکر 77 خراسان سازماندهی و برای حفظ ثغور مرزهای ایران راهی خوزستان گردید .

yn3t6egbb2mp2my9jpv.jpg

مورخ 27/8/1360 طی پدافندی عملیات ثامن الائمه و شکست حصر آبادان در محور اهواز آبادان در اثر ترکش خمپاره دو چشم خود را از دست داده و همچنین از ناحیه سر صورت و ستون فقرات نیز آسیب جدی می بیند .

k84sgfi5fukq7z1v3i.jpg

ایشان به 70 % جانبازی نایل می گردد تا اینکه تاریخ 8/2/1375 در اثر شدت جراحات در بیمارستان آراد تهران به شهادت می رسد .


۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۵۶
سلحشوران شهر نراق

ارتش رژیم عراق تاریخ 31/6/1359 جنگ را بر علیه ایران اسلامی تحمیل نمود . آبان ماه 1359 به واسطه سفارش حجت الاسلام سید محمدباقر شریف موسوی امام جمعه شهر نراق از طریق ستاد پشتیبانی جنگ و با پشتیبانی فرمانداری شهرستان دلیجان به پادگان منظریه قم اعزام شدیم .

0gyxndds2k0l78vrl0fi.jpg
حاج محمود ایزدی


ماموریت محرمانه ما برای جابجایی مهمات و انتقال به جبهه های جنگ بود و حساسیت این اقدام به مثابه رفتن جبهه بود . بیش از ده روز طول کشید و نمازمان را کامل می خواندیم . من آن موقع فرزند نداشتم.

30wq5ruq73egpzomle5x.jpg

 

 از نراق بالغ بر 15 نفر اعزام شدیم . قبل از ما یک گروه دیگر که حاج رضا رضایی فرزند نظر یکی از سانحه دیدگان آنها بود به منظریه قم ماموریت یافته بودند .یک شب هم حجت الاسلام سید عبدالعلی مقدسی فرزند سید مرتضی مشهور به حاج طه امام جمعه شهرستان محلات به ملاقات ما آمد و از زحمات اهالی دلیجان - محلات و نراق که به پادگان برای تشریک مساعی در دفاع مقدس آمده بودند تشکر نمود .

vmzdhxs00o130ozkz0re.jpg

همان ایام یک فروند هواپیمای جنگی ارتش عراق بر فراز منظریه قم توسط پدافند ضد هوایی ایران ساقط شد و سه چهار تریلی لاشه هواپیما را به پادگان شهید نوژه همدان انتقال دادند که ما هم این صحنه را مشاهده نمودیم .

m2fklrktpw71g4twpep5.jpg  ma66qvxc0puqka9mvr18.jpg

حاج محمود ایزدی


تریلی های حامل لاشه هواپیما در شهر قم نیز برای نشان دادن اقتدار نیروهای خودی و روحیه دادن به مردم چرخی زدند .
آن مقطع ولی الله صادقی فرزند علی محمد یکی از افسران نیروی هوایی پادگان منظریه بود که به نراقی ها برای ملاقات سرکشی میکرد .

 

 

iskspjbi2sv0wskgp4rg.jpg

 

محمود ایزدی فرزند حسین اهل شهر نراق07/05/1390

۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۵۳
سلحشوران شهر نراق

سه شنبه تاریخ 15/12/1391 نراقی های مقیم مرکز در سالگرد وفات احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی مشهور به ملا احمد نراقی مجلس گرامیداشت برگزار کردند . مکان اجرای مراسم حسینیه کوثر در خیابان پیروزی تهران بود .

pi7mpdk7vrltjff0e4b.jpg

سخنران استاد محمد کاظم نیکنام کارشناس دینی و اخلاقی تربیتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود . سپس ذاکر اهل بیت آقای حسین نادری به مدیحه سرایی پرداخت .

 

30qz2swawrya1b2wfg02.jpg       u913_IMG_2073.jpg

      حسین نادری               محمد کاظم نیکنام

 

ملا احمد نراقی در جنگ دوم ایران و روس تاریخ 18 ذیقعده 1240 هجری قمری در شرایطی که مرجع تقلید بوده به صورت کفن پوش وارد میدان کارزار می گردد و چندین ماه سابقه حضور در جنگ قفقاز را در کارنامه افتخارات خود دارد .

http://shahadat-talab.ir/wp-content/uploads/Naraghi.jpg

                                                                                                                                                   ملا احمد نراقی

علامه احمد فاضل نراقی صاحب کتاب ارزشمند معراج السعاده 14 جمادی الثانی سال 1185هجری قمری (249 سال قبل) مطابق با 2 مهر 1150 هجری شمسی و در عهد سلطنت فتحعلی شاه قاجار در نراق متولد و 23 ربیع الثانی سال 1245 هجری قمری(189 سال قبل) مطابق با حدود 30 مهر 1208 هجری شمسی در سن 60 سالگی در اثر وبای عمومی در نراق حومه کاشان وفات نمود .

a4236_IMG_2081.jpg  e4417_IMG_2111.jpg

جنازه ایشان به شهر نجف عراق منتقل و نزد پدر بزرگوارش علامه ملا محمد مهدی بن ابی ذر ( 1146 قمری – 1209 قمری) در جوار مضجع شریف امام اول شیعیان جهان علی ابن ابیطالب(ع) در ایوان علما به خاک سپرده می شود .

r411_IMG_2082.jpg

یادآوری می گردد حسینیه کوثر نراقی های مقیم تهران 15 رمضان سال 1386 مصادف با شب تولد امام حسن مجتبی(ع) در حومه میدان شهدا و پشت اداره برق راه اندازی گردیده و مورد استفاده در اعیاد و سوگواری ها می باشد .

 

از نوجوان بسیجی غلامرضا قجری فرزند محمد در جهت تهیه عکس مراسم سپاسگزاری می نماییم .

 

ixycx7u06wt44s92uyhr.jpg         9ijq5ib3onvdxktxwamw.jpg

                     جمشید توکلی                           غلامرضا قجری

از آقای جمشید توکلی به جهت دعوت از وبلاگ سلحشوران شهر نراق و پوشش خبری مراسم ملا احمد نراقی تشکر و قدردانی داریم .

 

6mflblkk110vtxh4vvql.jpg

 

۰ نظر ۱۹ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۵۳
سلحشوران شهر نراق

ششمین اعزام بسیجیان شهر نراق به صورت گروهی به جبهه های حق علیه باطل از تاریخ 05/10/1360 لغایت 05/01/1361 به جبهه پدافندی سومار در استان کرمانشاه صورت گرفت . این اعزام دو هفته پس از عملیات مطلع الفجر در ارتفاع شیاکوه گیلانغرب(20/9/1360) و عملیات امیرالمومنین(ع) در ارتفاع گاومیشان سرپل ذهاب(22/9/1360) انجام گرفته است .

alzmovib2xf8d15des6j.jpg

مدت ماموریت برادران 90 روز وتعداد آنها ده نفر و اعزام آنان از طریق سپاه پاسداران شهرستان محلات سازماندهی گردید .

 

اسامی بسیجیان اعزامی عبارتند از :

 

lsuw1mxo3hw2wwwdut8.jpg                                                       

1- سید ابوالفضل بابایی فرزند سید رضا

70yfgpd80rr9svalehhr.jpg

2- سید اکبر کاظمی فرزند سید محمد

r0gvz9bsjer0qovs35ae.jpg

3- مجتبی شریفی فرزند غلامعلی

e7367_scan0028.jpg

4- هادی ایزدی فرزند عباس

0enjxe0bm2lse05q3f4.jpg

5- غلامرضا قجری فرزند علی( میرزاعلی)

v8zpkm8a0mlysxyzjrjj.jpg

6- غلامرضا قجری فرزند حسین

b7eqc2xlb5drz0zspdm.jpg

7- قمبر عابدی فرزند کمال مشهور به قنبرعلی

8prtpumftae1b6yqtheu.jpg

8-سیف الله اکبری فرزند شکرالله

5pta49gtp0woe9lm2hu.jpg

9- مهدی جعفری فرزند علی

rzhowfoobmzbrz3zyqlg.jpg

10- نصرالله حیدری فرزند رضا

 

این نیروها قبلا آموزش های نظامی و رزم انفرادی را فرا گرفته بودند . پس از تجمع نیروهای فوق الذکر در میعادگاه همیشگی بسیج شهر نراق مراسم بدرقه با شکوهی از این ده نفر صورت گرفت .

gpk553zfiy75dla2ks1.jpg

آن مقطع گلزار شهدا ایجاد نشده بود وتا آن زمان شهر نراق پنج شهید تقدیم نمود که چهار نفرشان(محمدعلی قجری احمد ابراهیمی محمدرضا پورصادقی اسدالله خسروی) در امامزاده سلیمان در دل خاک ماموا گرفته بودند و شهید علی اصغر مهدوی هم مفقودالجسد گردیده بود .

خانواده ها از اینکه جوانان عزیزشان را به مسلخ عشق می فرستند اضطراب داشتند ولی این مسیرها انتخاب شده است و نیاز به صبر و مقاومت دارد . فرمان سید روح الله و علاقه به رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(ره) روحیه مضاعف ایجاد می نمود . جوانان رعنا از زیر قرآن عبور داده شدند و در فضای معنوی و دود اسپند و توزیع نقل بر سر نیروهای اعزامی لحظه وداع و خداحافظی به پایان می رسد .

nzjl8d7cenw0h2zr7se.jpg

بسیجیان شهر نراق در محل بسیج شهرستان محلات واقع در تفرجگاه سرچشمه با سایر نیروهای منطقه به یکدیگر ملحق و آنگاه به وسیله مینی بوس و اتوبوس راهی پادگان امام حسن(ع) در اتوبان شهید عباس دوران تهران می شوند .فرماندهان سه روزی به سازماندهی و آموزش و توجیهات نیروها در پادگان امام حسن(ع) که قبل از انقلاب به اسبدوانی مشهور بود مبادرت ورزیده و بعد بسیجیان به وسیله اتوبوس راهی شهر کرمانشاه در غرب کشور می شوند . سه روزی در پایگاه های مختلف از جمله اسلام آباد غرب سپری شده و پس از دریافت تجهزات کامل نظامی راهی جبهه سومار می گردند .

lcdn1yi7bjt497n7xvcc.jpg

سومار از ابتدای جنگ هشت ساله در مهر 1359 در تصرف ارتش متجاوز رژیم بعث عراق در آمد و به کلی ویران گردید و پس از اجرای قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد در مرداد 1367 به ایران بازگردانده و بازسازی گردید . سمت چپ جاده مرزی سومار به نفت شهر با نقطه صفر مرزی حدود 600 متر فاصله دارد .

در این منطقه رودخانه دائمی کنگیر جاری می باشد . سومار یکی از شهرهای شهرستان قصرشیرین در استان کرمانشاه می باشد . سومار شهر مرزی است که در میان بلندی های سارات چغاامان اردوبان قرار دارد . فاصله این شهر با شهر مندلی عراق 15 کیلومتر و یکی از نزدیکترین مناطق ایران به بغداد است .

w73_17.jpg


نیروهای اعزامی از شهرستان محلات و از جمله ده نفر نراقی پس از آشنایی با محیط به منطقه گل به سرماموریت می یابند . 750 متر پیاده روی به سمت ارتفاع کوه بالا رفته و سنگرهای استقراری را از نیروهای قبلی تحویل می گیرند .

دو قاطر در اختیار این نقطه جبهه قرار داشت که هفته ای یکبار این حیوان زبان بسته مواد غذایی از پایین کوه به بالا را حمل می کرد . دو دبه 20 لیتری آب آشامیدنی هر روز بر اساس تقسیم کار توسط دو رزمنده به بالای کوه انتقال و بین سنگرها توزیع می گردید .

tmi4rb6uy3sztetjhon5.jpg

پاییز و زمستان که موسم بارش برف و باران بود استفاده از چکمه های ساق بلند در گل و لای منطقه از ضروریات بود . جهت استحمام و رعایت بهداشت در حالت عادی هر پانزده روز یکبار حق استفاده از مرخصی ساعتی میسر بود تا با هر مشکل و سختی از ارتفاعات پایین آمده و در حومه شهر سومار استحمام صورت گیرد .

استاد زبر دست نراقی آقای قنبرعلی عابدی در جبهه کارایی مضاعفی از خود نشان داده و سنگرهای را برای نراقی ها و محلاتی ها درست کرده بود که هنوز در یادها مانده است . حیوان گراز در این منطقه جبهه به کرات توسط رزمنده ها رویت شده که بعضا باعث نگرانی هم می شده است .

94rphkluzzfclrropm0.jpg

 

در بهمن ماه 1360 قنبر عابدی و سیدابوالفضل بابایی پس از بازگشت مرخصی میان دوره ای با وسیله نقلیه ریوی ارتش که خشکبار برای جبهه سومار انتقال می داده از جاده خارج و واژگون گردیده و آقای عابدی از ناحیه سر و صورت زخمی می شود و در بیمارستان متعلق به سپاه پاسداران معالجه می شود . سید ابوالفضل نیز به جز چند خراش جزیی آسیبی نمی بیند ولی 12 سال بعد با سابقه 38 ماه حضور در دفاع مقدس و لباس معزز روحانیت تاریخ 22/7/1372 در اثر تصادف ماشین در محور شهر قم فوت می نماید .

سیف الله اکبری اواخر ماموریت در این جبهه پدافندی دچار مصدومیت گردیده و به بیمارستان ایلام منتقل و سپس برای دوره نقاهت به شهر نراق باز می گردد . ایشان 22 سال بعد با سابقه طولانی در دفاع مقدس تاریخ 06/06/1389 در اثر تصادف موتور سیکلت در نراق فوت نموده است .

غلامرضا قجری فرزند علی نیز چهل روز پس از بازگشت از این ماموریت و اعزام مجدد به جبهه های نبرد حق علیه باطل طی عملیات بیت المقدس و آزاد سازی شهرخرمشهر تاریخ 17/2/1361 پس از ایثارگری های زیاد به شهادت می رسد .


در مقطعی که بسیجیان در این جبهه پدافندی حضور داشته اند یکی از سربازان دلاورارتش جمهوری اسلامی ایران به نام علیرضا حیدری فرزند رضا اهل نراق درمناطق گیلانغرب و سومار انجام وظیفه می نموده و بسیجیان نراق متناوبا با آقای حیدری ملاقات و فعل و انفعالات منطقه را برای یکدیگر بازگو می کرده اند .

 

hooxnaue2gknyans8xc.jpg   z8c9qvcybnwde4wwkw.jpg

علیرضا حیدری

 

مقطع سربازی آقای حیدری تاریخ 22/9/1359 لغایت 22/9/1361 بوده که منهای دوره آموزشی ما بقی را در لشکر 81 زرهی کرمانشاه جانفشانی داشته و پس از پایان خدمت به دلیل حضور فعال در دفاع مقدس کارت ایثار دریافت می نماید .

ضمنا یکی از بسیجیان به نام هادی ایزدی پس از پایان ماموریت از سومار و یک هفته استراحت در شهر نراق تاریخ 13/1/1361 با ماموریت سه ماهه مجددا به منطقه غرب اعزام و با نیروهای اعزامی از شهرستان محلات در جبهه گیلانغرب کرمانشاه مستقر گردیده است .وی زمانی که قصد داشته از سپاه پاسدارن شهر قم خارج و وارد راه آهن شود جنازه مطهر سه نفر از شهیدان عملیات بزرگ فتح المبین را مشاهده و با آنها وداع نموده است .

سه شهید همان روز سیزده بدر در شهر نراق تشیع و تدفین می گردند . هادی ایزدی تاریخ 29/1/1361 در جبهه تنگه حاجیان گیلانغرب استان کرمانشاه یکی از همافران نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به نام غلامرضا حمزه ای فرزند علی محمد متولد شهر نراق را در هنگام شهادت به وسیله توپ مستقیم تانگ دشمن متجاوز عراق مشاهده نموده و پیکر مطهرش را به عقب خطوط انتقال می دهد .

sw18i8006epair4x1icg.jpg

 

نکته حایز اهمیت اینکه همزمان با این ده نفر که در جبهه سومار در غرب کشور جانفشانی داشته اند دو گروه هشت نفره و بیست و دو نفره دیگر از بسیجیان و پاسداران در جنوب و جبهه های رقابیه و شوش دانیال حضور داشته اند تا در عملیات بزرگ فتح المبین حماسه آفرینی کنند .

یعنی باعث افتخار است از شهر کوچک نراق بالغ بر 40 نیرو همزمان در  جبهه های غرب و جنوب برای حفظ ثغور مرزهای ایران اسلامی دفاع جانانه داشته اند .

 

    

۰ نظر ۱۸ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

گرماگرم جنگ بود و عملیات فتح المبین به پایان رسیده بود . به دلیل ارتباط و دوستی بسیجیان شهر نراق با برادر شهیدم محمد رضا رمضانی که تاریخ 2/3/1361 در عملیات بیت المقدس شهید شد با اکثر آنها آشنایی داشتم .

ak2xjmum2bugtx9d1o85.jpg

احمد رمضانی در مزار شهیدان گمنام بهشت زهرا(س)

دوازده سیزده ساله بودم  ولی به خاطر برادرم به من احترام می گذاشتند . تبلیغات و روابط عمومی بسیج آن روزها خیلی فعال بود . هر کجا دیوار صاف و مناسبی پیدا می شد محمد عضایی با اکیپ رنگ و خطاط پای آن بود .

z4tfle48f208gr795ogq.jpg

محمد به دلیل رابطه دوستی دیرینه با شهید محمد رضا به من علاقمند بود و بر این اساس به جمع آنها ملحق شدم .

rbdbxacpr8xnbtrhkpos.jpg

ما وظیفه داشتیم دیوارهایی که خطاط روی آن شعار می نوشتند را آماده کنیم و زمینه های آن را رنگ آمیزی نماییم . گاهی اوقات تا دو سه اکیپ تبلیغاتی همزمان فعال بود . حتی بعضی ها با کلیشه های( رادیولوژی) از قبل آماده روی پارچه های سفید پلاکارد نویسی می کردند .  القصه روزی در خیابان حاج شیخ عباس بساط رنگ را پهن کرده بودیم و محمد عضایی قرار بود به اکیپ دیگر سرکشی کند و توصیه کرد به این پیستوله ها دست نزنی .

fkaitnd75ihlfph1eqy.jpg    ioqtrv35u4evgqcy5lng.jpg

محمد عضایی

من از سر کنجکاوی یکی از آنها که مثل پیف باف عمل می کرد را برداشته و دکمه بالای آن را فشار دادم که چشمتان روز بد نبیند ، یکباره حس کردم نابینا شدم .نگو سوراخ پیستوله رو به صورتم بود و به محض فشار دکمه رنگ قرمز صورتم  و از جمله چشمانم را پر نمود .

wz8cnb7wmtuzwkqtdsba.jpg

                                                                                                                                              رمضانی در کنار مادر بزرگوارش

عضایی سر رسید و خنده امانش نمی داد . تا می رفت ناراحتی کند که چرا به حرف گوش نمی دهی به چهره ام نگاه می کرد و می خندید .صورتم و خصوصا دور چشمانم با رنگ قرمز قیافه ام را تغییر داده بود .

z5vlfg0yro5ghvy2udx.jpg

احمد در گلزار شهدای شهر نراق - 1362

یک روز دیگر برای اجرای تئاتر در دبیرستان نراق یک دست لباس فرم سپاه پاسداران را به شرطی که با آن عکس نگیریم از محمد عضایی تحویل گرفتیم .

62phs6z1qnkcvjpaafkj.jpg

احمد رمضانی در نوجوانی

سال های 1361 و 1362 و... لباس سبز سپاه آنهم در مقطع جنگ مقدس تر بود . تئاتر که تمام شد علاوه بر خودم چند نفر از دوستان با لباس فرم عکس یادکاری گرفتیم و روز بعد قیافه ناراحت محمد نشان از این می داد که موضوع لو رفته است . اعتبار ایشان نسبت به من کم رنگ ولی علاقه اش بیشتر گردید . اکنون هر وقت ایشان را می بینم به یاد برادرم به او نگاه می کنم .

o1176_.jpg

دو قلوهایم محمد عرفان و محمد امین رمضانی مرتب از من درخواست دارند از عموی شهیدشان و خاطرات بسیجیان شهر نراق برایشان تعریف کنم .

 

3ziae572ziwet9fm2foz.jpg

احمد  رمضانی فرزند غلامعلی اهل شهر نراق 12/2/1390

 

۰ نظر ۱۵ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

طی عملیات رمضان در تیر ماه 1361 چند نفر از بسیجیان شهر نراق در آفتاب سوزان جبهه پاسگاه زید در حال صحبت بودیم که یکی از آنها گفت جایی برویم که از آفتاب در امان باشیم . اطرافمان هیچ جایی نبود الا یک پی ام پی .

 

f7686_DSC02173.jpg

هادی ایزدی

 

به زیر پی ام پی رفتیم و با حالت درازکش در حال استراحت و کپ بودیم که کمتر از چند دقیقه محل قبلی که ایستاده بودیم با اصابت گلوله توپ ارتش عراق زیر و رو شد و همه ناظر این صحنه تعجب انگیز بودیم .

 

بعضی از شاهدان این صحنه : سیدابوالفضل بابایی فرزند سید رضا(مرحوم) - غلامرضا قجری فرزند حیدر علی- علیرضا لطفعلی فرزند حسین - محمد کاظمی فرزند یوسف و ...

 

e7367_scan0028.jpg

                                                   هادی ایزدی فرزند عباس اهل شهر نراق 10/11/1389

 

۰ نظر ۱۳ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

 طی عملیات والفجر 8 در بهمن ماه 1364 در یکی از مقرهای تسخیر شده شهر بندری فاو عراق بی مهابا درب تنوری را برداشتم ، با کمال تعجب دیدم یک افسر ارتش بعث عراق با اسلحه داخل تنور است .

 

http://uploadtak.com/images/q887_100417.jpg

 

وی را بیرون آوردم که گفت از دیشب که عملیات شده در این جا پنهان شده بودم تا راهی برای فرار پیدا کنم . خشاب اسلحه اش را کنترل کردم فشنگی به سمت رزمندگان ایران شلیک نکرده بود . عراقی به عنوان اسیر جنگی به عقب جبهه هدایت شد .

 

 

z313_image3456.jpg

 

محمدرضا(علی) قاسمی فرزند حسن اهل شهر نراق10/11/1389

۰ نظر ۱۲ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

زانوانشان دیگر مثل همیشه قدرتمند نیست و کمی از حرکت ایستاده است . یلی بوده و سنگ هایی که برای ساختمان سازی استفاده می شده و بعضا دو جوان آن را به نزدیک استاد حمل می کرده اند، ایشان تنها بلند کرده و در چینش دیوار استفاده می کرده است .

z559_zfdgjxcgj.jpg
قنبر عابدی

کوهی از صبر و مقاومت است . مرتب شکر خداوند قادر را بر زبان جاری دارد . با یاد سید روح الله خمینی(ره) ؛ شهیدان و مظلومیت رزمندگان دفاع مقدس اشک از دیدگانش جاری می شود .

z6852_05.jpg

شغلش بنایی و به اوستا قنبرعلی و یا قنبر عمو کمال مشهور می باشد .اولین بار تاریخ 5/10/1360 تا سه ماه به همراه نه نفر از جوانان بسیجی شهر نراق در جبهه پدافندی گل به سر سومار استان کرمانشاه حضور داشته است .

w73_17.jpg

همچنین در مقاطع عملیات های رمضان در تیر 1361 و خیبر در اسفند 1362 و کربلای پنج در دی 1365 و... در دفاع مقدس حضور داشته است .

                                                            l471_13.jpg     o3541_scan0170.jpg                       

قنبر عابدی

 

روان گریه می کند و دستش را به روی پا می زند و با حسرت می گوید طی عملیات رمضان که در پاسگاه زید انجام شد در معراج شهدا فعالیت داشتم.

 

f6481_DSC01214.jpg


 
پیکرهای مطهر و نازنین محمدرضا بخشی و عباس رمضانی را بسته بندی کردم و به شهر نراق انتقال دادیم تا مهمان ملائک گردند . تجسم مظلومیت این دو شهید روحم را آزار می دهد .برادرش غیاثعلی عابدی با داشتن شش فرزند در کربلای پنج ملکوتی شد و سرش را به مولایش ابا عبدالله الحسین(ع) تقدیم نمود .

 

r678_119_3.jpg

                                                                                                                                                                                                                                    شهید غیاثعلی عابدی

 

فرزندش ابوالفضل عابدی در اواخر دفاع مقدس و زمانی که 16 سال بیشتر نداشت دو نوبت در جبهه های حق علیه باطل حضور سبز داشت .

b9126_15.jpg              p9693_DSC01207.jpg
ابوالفضل عابدی                                    مظاهر عابدی


فرزند دیگرش مظاهر عابدی نیز در راستای اهداف عالیه جمهوری اسلامی و در خط ولایتمداری رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله امام سید علی خامنه ای کوشا و فعال است .

 

 

 

 

a3151_ghik.jpg          h862_02.jpg


رزمنده و بسیجی دوران مقدس قنبر عابدی فرزند کمال علاقه دارد مردم و مسئولین به خون های نا به حق ریخته شهیدان عنایت بیشتری داشته و تلاش کنند اهداف و سیره شهدا که آرمان خواهی و پیشرفت کشور اسلامی است توجه لازم مبذول نمایند .

 

 

y649_srtz.jpg

سایت سلحشوران شهر نراق11/12/1391

 
۰ نظر ۱۱ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۵۳
سلحشوران شهر نراق

آقای فضل الله فروغی فرزند حبیب الله عاشق نراق و نراقی هاست . چنان با حرارت از زادگاه خود و آبا و اجدادش سخن می راند که دل هر علاقمندی را شیفته می کند .

gz7ivuxa6wigd4ygfx0u.jpg

                                                                                                                                                                                                                                             فضل الله فروغی

او می گوید زمانی که از تهران راهی شهرش می شود هنوز به شهرستان دلیجان نرسیده و کوه های نراق نمایان می شود حس خاصی از شوق و ذوق در من ایجاد می گردد .وی عاشق باد بیله باد است . نوعی باد محلی که همگان را سرمست از امید به زندگی و نعمت های الهی می کند .

h9sma9r1heqbe0cfas6.jpg

نگاه کردن به کوه استوار ال با آن هیمنه سنگین و با عظمت ، جلال و جمال خداوندی را در وجودش زنده می کند .

دشت ها و صحراهای زادگاهش دوران زیبایی کودکی را در ذهنش متبلور می سازد .

میوه های زندگی مشترک آقای فروغی و همسرش در جامعه موثر واقع شده اند و خانم آتوسا در آمریکا و دکتر آرش در کانادا فعالیت های عام المنفعه دارند .

iz8xsvc4qx3p7ylniu7n.jpg

با وجود شرایط آماده و مهیا برای تردد و ماندن آقا فضل الله در خارج ولی نیاز است هفتگی و یا ماهانه بوی زادگاهش نراق را تنفس و اکسیژن اخذ کند و با طراوت تر از قبل روحیه سرشار از امید را در زندگی پویا سازد .ایشان پسر عمو و همچنین پسر خاله مرحوم فریدون فروغی فرزند نصرالله خواننده و آهنگساز نامی کشور ایران می باشد.

http://20ist.com/wp-content/uploads/2011/05/Fereydoon-foroghi.jpg

             فریدون فروغی

 

خانه مشهور فروغی ها که اکنون در اختیار شهرداری قرار گرفته برای بازدید توریست ها و علاقمندان به معماری کهن نراق مهیاست . او خاطراتی به اندازه چند جلد کتاب از خانه پدری دارد .

frohkkq35odjid2xrwe.jpg

                                                                                                                                    خانه پدری آقای فروغی

در عین حال چند سند قدیمی که به مانند جواهرات گران بها می باشد در اختیار وبلاگ سلحشوران شهر نراق قرار می دهد تا مردم با رویت آن بر خود ببالند که یکصد سال قبل در نراق تحصیلات و فرهنگ ناب و اصیل و همچنین تجارت رواج داشته است . و آه و افسوس سر دهند که این مسیر منقطع و ادامه نیافته است .

yj6twkdy20z0d5x5cin.jpg

بازخوانی نامه ای یکی از تجار عمده به نام حاج محمد بن حاجی محمد رضا نراقی که به همدان نقل مکان نموده به زادگاهش ارسال نموده است :

از همدان به نراق

تاریخ : 25 ذیقعده سال 1338 هجری قمری(96 سال پیش یعنی سال 1295 شمسی)

جناب مستطاب عمده التجار آقای حاج محمد علی آقا تاجر نراقی * و عموم آقایان نراق

عرض می شود مرقومه شریف شما زیارت گردید .

در خصوص تاسیس مدرسه(در نراق) نهایت خوشوقت شدم ولی کاملا از پروگرام * و معلمین او مطلع نیستم . به هر حال افسوس می خورم که اوضاع با چند ماه قبل تغییراتی کرده که بودجه اجازه نمی دهد کاملا به این مدرسه بنمایم .

عجالتا موجب این ورقه از ... شهر محرم که اول سال هجری 1339 باشد ماهی سه تومان از جناب آقا ملا علی * جهت کمک به مدرسه دریافت فرمایید . تا بعد از یکسال البته مقتضی دیدم اضافه خواهم نمود . در خاتمه خدمت تمام آقایان تعظیمات خود را تقدیم و به دفعات نامتناهی خداوندی را جهت جمیع خواستارم .

75y8lff890v6pl2efv2f.jpg

 

حاج محمد علی آقا(غفاری) از تجار مشهور نراق

آقا ملا علی فرزند ملا ابوالقاسم(فروغی) یکصد سال قبل مسئول اداره زمین ها و اموال حاج محمد بن حاج محمد رضا در نراق بوده است(

پروگرام لفظ فرانسوی بمعنی دستور کار یا عملی و اغلب در مورد دستور تعلیمات مدارس بکار میرود . و امروز کلمه ٔ برنامه بجای آن معمول است .

حاج محمد نراقی و پسرانش آنقدر در جامعه دارای نفوذ و صاحب نام در تجارت بوده اند که اسکناس هایی را رایج نموده که به عنوان پول مورد قبول عامه مردم بوده است .

e81u5zqp398lvnn2z074.jpg

مورد بعد فاکتوری است به عنوان " اتحادیه تجار نراق " و آرم آن به نشانه اتحاد و دست در دست هم نمایشگر الفت و مودت می باشد . این سند که آقای فضل الله فروغی به تاریخ شهر نراق ارائه داد مربوط به سال 1300 شمسی یعنی مربوط به 90 سال قبل می باشد . تجارت و فعالیت های اقتصادی در سطح کلان آن در نراق که به هند کوچک مشهور بوده رواج داشته است .

http://8pic.ir/images/scesz7j94qwhovoezh61.jpg

آقا فضل الله به خوبی به یاد دارد که سال 1354 به همت ایشان که مدیر کل اداره شهرداری های استان مرکزی (قزوین ، البرز ، تهران ، مرکزی ، قم ) بوده خیابان های فعلی امام خمینی نراق و طالقانی شهرستان دلیجان راه اندازی و شهرها از بن بست در آمده است . وی می گوید مسئولین این دو شهر و شخصیت های با نفوذشان در احداث این دو خیابان تاثیر گذار بودند که نام همه آنها را ارائه نمود .

pal439fxxa4vhugykma8.jpg

از آقای حاج احمد رضایی فرزند رضا نظر که مقدمات مصاحبه و ملاقات با آقای فضل الله فروغی را فراهم نمود تشکر و قدردانی داریم .

 

rd8m7jnvhgx7z2bh80jf.jpg


۰ نظر ۱۰ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

بنده اهل مشهد اردهال هستم و قبل از انقلاب در شهر نراق تحصیل می کردم.یکی از همکلاسی های من محمدعلی قجری فرزند یوسف بود.

zoslwhz1zd3as1zn6mnx.jpg

سید حسن میرحسینی

ایشان همیشه با وضو بود. موقع اذان ظهر اگر معلم اجازه می داد سر کلاس نماز را اقامه می کرد و اگر استاد اجازه نمی داد از کلاس بیرون می رفت و در مکانی از مدرسه نمازش را ادا می کرد .

yzr4b0mot9v6anxwdh9d.jpg     teqowwbvckqvluinmudf.jpg

شهید محمد علی قجری

جالب بود نه از کسی ترسی داشت و نه از تمسخر کسی دلخور می شد.آنگونه که شریعت دستور داده است را رعایت می کرد.

معلمی داشتیم به نام آقای افغانی که چند درس از جمله جانور شناسی در مقطع نظام قدیم را تدریس می نمود و به قجری می گفت نمی شود صبر کنی و نمازت را در منزلتان به جای آوری ؟لیکن وی اصرار داشت که هر چی باید سرجایش اجرا شود و نماز نیز وقت و ساعتی دارد .

37ogftkjrjgui68a1wnl.jpg   67ihwnq9t62c8p8sljcl.jpg

تشیع جنازه مطهر شهید محمد علی قجری اردیبهشت  1359

درود و رحمت واسعه خداوند بر پاسدار محمدعلی قجری اولین شهید نراق و منطقه که در تاریخ 8/2/1359 در سنندج توسط گروهک کومله به شهادت رسید.

lc6f7l32tm25b4jby9ta.jpg

سیدحسن میرحسینی فرزند سید جمال اهل مشهد اردهال 11/11/1389

۰ نظر ۱۰ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

مصاحبه با آقایان سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی و علی اکبر عابدی فرزند ماشاءالله و مهدی قجری فرزند سلطانعلی از اهالی شهر نراق

           

pnjcksjr0ilwfu5pm3ez.jpg

از راست : سلطانعلی قجری ، علی اکبر عابدی

روز سیزدهم شهریور راهپیمایی بزرگ عید سعید فطر در تپه های قیطریه بر علیه رژیم ستم شاهی رقم خورد .

پنج شنبه 16  شهریور در راهپیمایی عظیم مردم تهران اعلام شد، فردا جمعه محل تجمع میدان ژاله است و آیت الله یحیی نصیری فرزند اسماعیل مشهور به علامه نوری نیز نماز اقامه می کند .

محمد رضا پهلوی شاهنشاه ایران( فوت 5/5/1359 در قاهره مصر) وحشت زده شد وبرای اشرافیت بر اوضاع مملکت همان شب به  جعفر شریف امامی فرزند محمد حسین اهل تهران( فوت 3/3/1378 در نیویورک آمریکا) که دو هفته قبل بر مسند نخست وزیری نشسته بود دستور داد در پایتخت و یازده شهر ایران حکومت نظامی اعلام نماید و ارتشبد غلامعلی اویسی فرزند غلامرضا اهل روستای فردو از توابع شهر قم (ترور 18/11/1362 در پاریس) نیز اولین فرماندار نظامی منصوب گردید .

حکومت نظامی از ساعت شش صبح اعلام شده بود و اجتماع بیش از سه نفر ممنوع گردید ، ولی مردم آزاده و انقلابی هیچ توجهی به تهدیدات رژیم شاه نداشتند .

b1q5a9hwt0a2abj69t3r.jpg

اکثر هموطنان شهر نراق قبل و بعد از انقلاب در مناطق خیابان های فرح آباد ( پیروزی) ، چهار راه کوکاکولا ؛ نبرد و ابوذر سکونت دارند و در قیام 17 شهریور انقلابیون نراقی ساکن تهران در اعتراض به رژیم حضور فعالی داشتند . اما اینجانب سلطانعلی قجری منزلمان در محدوده مهرآباد بود . لذا به دعوت آقای علی اکبر عابدی  به منزل ایشان در خیابان نبرد آمدیم تا مسافت به محل تجمع کم باشد .

0wc1uhu62kupvexj9cn.jpg

                                                                                                                                                                           علی اکبر عابدی

صبح 17 شهریور آقای سلطانعلی قجری به همراه همسرش مرحومه ملوک رحمانی فرزند نصرالله و فرزندانش مهدی و دخترش و آقای علی اکبر عابدی و همسرش خانم کبری اکبری فرزند حسینعلی و مرحوم علی اکبری فرزند حسینعلی ( برادر زن عابدی) و مرحوم پرویز یوسفی فرزند عباس از خیابان فرح آباد به سمت میدان ژاله حرکت می کنند .

le6pg40z0aknveca4h0t.jpg

از راست : مهدی قجری ، سلطانعلی قجری ، میثم قجری

مردم زیادی نیز از خیابان شهناز و شهباز ( 17 شهریور) به سمت ژاله حرکت می کنند .  نیروهای جان بر کف زیاد بوده و این چند نفر در انتهای خیابان فرح آباد و نزدیک میدان قرار می گیرند .

ساعت نه و نیم صبح ابتدا از بلندگو به صورت تهدید گونه از مردم درخواست متفرق شدن را می نمایند ولی آنان مطالبات بر حقشان که سرنگونی سلطنت است را درخواست کرده و دست از قیام به رهبری مجاهد قائد آیت الله سید روح الله خمینی  بر نمی دارند . بعد از ساختمان شرکت برق که حسینیه کوثر نراقی های مقیم تهران پشت آن است نیروهای گارد به طور سازماندهی شده بیرون آمده و به دستور فرمانده در نزدیک ترین شرایط ممکن به جمعیت حاضر به سمت مبارزین شلیک می نمایند .

yaijk15hc7f9vgwfjbs1.jpg

ازبالای کارخانه برق و پشت بام دو سینمای میدان به سمت مردم تیراندازی می شود . کماندوهای ضد شورش  با باطوم و گاز اشک آور به جان خلق الله می افتند . ماشین های آب پاش نیز همزمان به سوی راهپیمایان آب می پاشند . میدان ژاله و خیابان های اطراف غوغایی بر پا می شود .

آقایان قجری و عابدی می افزایند جمعیت هراسناک به هر سو فرار می کردند و شعار مرگ بر سلطنت پهلوی سر می دادند .

عده ای جلوی چشمان مردم بر زمین می افتادند . ماشین های عبوری که بعضا زنان و مردان انقلابی داخلش بودند برای فرار از صحنه تصادف می کردند ولی اعتنا به سانحه نداشتند . مامورین رژیم دست بردار نبودند و تانک و نفر بر وارد صحنه کردند و حتی با جیپ دنبال انقلابیون بودند . یک یا دو بالگرد نیز از آسمان به گردش درآمده و با تیراندازی مردم بی دفاع را مورد هدف قرار می دادند . شلوغ بود و صدا به صدا نمی رسید .

tpcbixiccte3jon0jl49.jpg

 به کمک دوستان یکی دوتا از مجروحین را روی ماشین گذاشتیم و تلاش کردیم تا آنان را به بیمارستان فجر نیروی هوایی نزدیک صحنه در سه راهی سلیمانیه انتقال دهند . چون میدان ژاله و اطراف شلوغ شد اکثرا همراهانشان را گم می کردند و ما هم مرحوم پرویز یوسفی را گم کردیم . شرایط دشوار بود و مهدی قجری که هفت ساله واکرم قجری هشت ساله بودند را سریعا به منزل آقای عابدی در نبرد رساندیم و دوباره با صحنه کارزار برگشتم . ضمن اینکه خانم هایمان نیز در انبوه زنان در حال مبارزه و شعار دهی بودند .

m7526_tt.jpg

                                                                                                                                      سلطانعلی قجری

آقایان قجری و علی اکبر عابدی اضافه کردند جوشش انقلابی داشتیم ولی مشت در برابر تانک کارایی نداشت و فقط ایمان بالای مردم رمز مقاومت و موفقیت بود .  همینطور که به عقب می آمدیم جمعیت تصمیم گرفت به سمت منزل یکی از وعاظ به نام آیت الله محمد علی  موحدی فرزند عباس معروف به موحدی کرمانی در حومه میدان بروجردی برویم . ایشان از فرط ناراحتی و حرکت زشت مامورین شاه در کشتار مردم بی دفاع عبا را روی سرش کشید و گریه کرد .

زنان و مردان  خواستار بازگشت رهبرشان امام خمینی از تبعید به ایران بودند و فریاد می زدند :

 

نهضت ما حسینیه                               رهبر ما خمینیه

استقلال آزادی                                 حکومت اسلامی

 

 

آقایان عابدی و قجری در ادامه اظهار داشتند :

مجددا با جمعیت انقلابی به خیابان های نبرد و  فرح آباد(پیروزی) برگشتیم و با چشمان اشکبار بر علیه رژیم سفاک شاه شعار می دادیم . سه جنازه از شهدا را مردم با زحمت به مسجد مسلم ابن عقیل در خیابان شیردم نبرد انتقال داده بودند و زنان برای اینکه از بو گرفتن جنازه ها جلوگیری شود از منازلشان یخ آورده و روی آنها ریخته بودند .

zd2maurr9tx2gxj6fgp.jpg

وقتی جنازه ها را رویت کردم در لحظه اول به تصور اینکه یکی از شهدا آقای ملک عابدی فرزند دایی رحمت است کلی گریه کردم ولی ساعاتی بعد متوجه شدیم ایشان سالم است . مسجد مسلم ابن عقیل(ع) قبل و بعد از انقلاب مورد استفاده نراقی های ساکن تهران برای مراسم های سوگواری و جشن های اعیاد می باشد . در افکار عمومی جامعه شایع کرده بودند که رژیم تصمیم دارد پول فشنگ های شلیک شده را هم از صاحبان جنازه ها بگیرد .

 در چهار راه کوکاکولا خون مردم به جوش آمده بود و مامورین همچنان به صورت پیاده و سواره عرصه را بر انقلابیون تنگ کرده بودند و ما تصمیم گرفتیم فروشگاه شاهنشاهی کورش را به آتش بکشیم و به نحوی جلوی ددمنشی های رژیم را بگیریم . ابتدا با میله های آهنی درب ها را از بین بردیم . بعد چند حلقه لاستیک نو ماشین را تهیه کردیم و با توجه به کمبود نفت و بنزین جلوی چند دستگاه موتور سیکلت عبوری را گرفتیم و از هر کدام کمی بنزین روی لاستیک ها پاشیدیم و پس از آتش زدن لاستیک ها را به سمت سرازیری فروشگاه که انبار کالا بود روانه کردیم .

کم کم شعله ها در حال نمایان شدن بود و همزمان نیز انقلابیون دیگر طبقات بالاتر را شعله ور کرده تا اینکه کل فروشگاه کورش در چهار طبقه در آتش خشم مردم بر حکومت استبداد پهلوی به آتش کشیده شد . روزنامه ها نوشتند خشم مردم انقلابی به خاطر اعتراض به کشتار وقیحانه نظامیان شاه باعث به آتش کشیدن فروشگاه کورش در چها راه کوکاکولا گردید .

http://media5.irna.ir/1391/13910616/80311980/80311980-3035997.jpg

بعد از آتش گرفتن فروشگاه سلطانعلی قجری و علی اکبری (مرحوم) در اثر تیراندازی بی امان ارتشیان به داخل یک کوچه فرار می کنند که انتهای آن بن بست بوده است . آن دو نگران از دستگیری بودند که به یکباره درب منزلی باز می شود و آنها را پناه می دهند .

وقتی وارد حیاط می شوند بالغ بر چهل نفر دیگر انقلابیون با همین شرایط در داخل خانه محبوس شده بودند و صاحبخانه به همه پناه داده بود .

عابدی گفت : پس از اینکه فروشگاه به آتش کشیده شد و جمعیت خروشان بر علیه رژیم شعارهای تندی مبنی بر سرنگونی می دادند  و خواستار برقراری جمهوری اسلامی شدند ، یک نفر لباس شخصی که از نیروهای ضد اطلاعات بود آمد و به من گفت اقا چه خبره ؟من در اطرافم یک پاره آجر برداشتم تا به سمتش پرتاب کنم و گفتم پدر سوخته تهران در خشم مردم انقلابی بر علیه رژیم شاه بیداد می کند و تو میگی چه خبر است ؟ این کشتار بی رحمانه را نمی بینی ؟ آتش گرفتن فروشگاه کورش را نمی بینی ؟ و او مجبور به فرار شد .

http://www.qudsonline.ir/Images/News/Smal_Pic/14-6-1391/IMAGE634824847915350746.jpg

هفده شهریور سال 1357  با  نام های جمعه سیاه و جمعه  خونین  و همچنین   " یوم الله " در ادبیات انقلاب اسلامی شناخته شده است. تعداد شهدای این روز در تهران هشتاد و هشت نفر ثبت گردیده که شصت و چهار نفر آن در میدان ژاله و بیست و چهار نفر نیز در سایر مناطق تهران توسط عمال رژیم شاه به شهادت رسیده اند .همچنین 205 نفر نیز در ژاله مجروح شده بودند .

آقای عابدی با خنده های ملیح می گوید : چشمتان روز بد نبینه . پنج روز بعد تاریخ 22/6/1357 چند افسر ضد اطلاعات و چند مامور آمدند درب منزلم تا من را دستگیر و با خود ببرند . خدا خیر به همسرم و همسایه ها بدهد آمدند و پا درمیانی کردند و گفتند این آقا را می شناسیم ضعف اعصاب دارد و بعضی موقع ها که ناراحت می شود بد خلقی کرده و ناسزا می گوید . حکومت شاه رو به زوال بود و پنج ماه بعد در بهمن 1357 همه جشن پیروزی گرفتیم و اگر وساطتت همسایه ها و اوضاع نا آرام کشورنبود مطمئنا مورد عتاب و خطاب افسران قرار می گرفتم که به خیر گذشت .

 خانم کبری اکبری همسر آقای عابدی نیز اذعان داشت در تمامی راهپیمایی ها بر علیه رژیم شاه به همراه سایر زنان قهرمان حضور داشته و از نهضت امام خمینی دفاع می کرده است .

آقای مهدی قجری فرزند سلطانعلی متولد 1350 و خواهرش خانم اکرم قجری متولد 1349 مقطع 17 شهریور 1357 هفت ساله و هشت بوده اند . مهدی در نوجوانی و سنین 11 و 12 سالگی عضو گروه سرود بسیج شهر نراق بوده و چندین اجرا در مسجد جامع نراق داشته است .

psfvp1gksd7teb5aj1c.jpg

                                                                                                                                                مهدی قجری

ایشان می گوید :

اعتراضات مردمی بر علیه رژیم شاه را یادم می آید . آن روز جمعه به همراه خواهرم و مرحوم مادرم و پدرم و آقای حاج علی عابدی علی رغم حکومت نظامی به راهپیمایی رفته بودیم . درگیری ها که اوج گرفت پدرم من و خواهرم را به منزل آقای عابدی برگرداند و خودش مجددا به صحنه بازگشت . با اینکه بارها از خانواده ام واقعه جمعه خونین هفده شهریور و مقاومت ملت را شنیده ام ولی باز هم علاقمند به شنیدن آن هستم . 17 شهریور گرچه روز تلخی بود ولی آغاز فروپاشی رژیم پهلوی را رقم زد .  

qfpwv3zyvcuz6dlcwr4d.jpg

دو مطلب را در اینجا نیاز است ذکر شود و اینکه شهر نراق یکی از جوانانش به نام علیرضا صادقی فرد فرزند امرالله در تظاهرات مردمی روز 17 شهریور در خیابان سبلان شمالی در منطقه نظام آباد تهران به شهادت رسیده است . جوان دیگر شهر نراق به نام سید حسین  میرسلطانی فرزند سید نصرت الله یکی از افراد حاضر در روز 17 شهریور بوده و بعد جوان ترین فاتح لانه جاسوسی شد و سپس طی دفاع مقدس در تاریخ 27/8/1359 در سوسنگرد به شهادت رسید .

 

برای اطلاع کاربران در چند خط فروشگاه های کورش معرفی می گردد :

 

فروشگاه‌های کورش توسط آقای حمید کاشانی اخوان در سال ۱۳۴۹ تاسیس گردیدند و سپس آقای سید احمد خیامی فرزند سید علی اکبر با ایشان شریک شد . پس از چند سال تعداد آنها به 14 فروشگاه‌ در تهران رسید فروشگاه کوروش واقع در ابتدای خیابان نبرد در چهار راه کوکاکولای تهران در چهار طبقه در بعد از ظهر روز 17 شهریور 1357 توسط انقلابیون به آتش کشیده شد.

z8wa7kmlnv4qxqwxscs3.jpg

این فروشگاه‌ها پس از انقلاب 1357  مصادره و در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفته و به فروشگاه‌های زنجیره ای قدس تغییر نام دادند و در اواخر دهه هفتاد تعطیل شدند. سپس فروشگاه زنجیره ای رفاه در سال 1374 راه اندازی و آغاز به کار کرد و تا دی ماه 1390 تعداد  178 فروشگاه رفاه در سراسر  ایران به ثبت رسیده و مورد استقبال عموم هموطنان قرار گرفته است .

 

ضمنا فروشگاه کسا در محل فروشگاه مخروب شده کورش ابتدای خیابان نبرد در چهار را کوکاکولا ( خیابان پیروزی) چند سالی است راه اندازی گردیده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق 06/12/1391

 

۰ نظر ۰۶ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۵۳
سلحشوران شهر نراق

بیستمین اعزام بسیجیان شهر نراق به صورت گروهی به جبهه های حق علیه باطل در غالب طرح لبیک یا خمینی در آذر ماه 1362 شکل گرفت .

http://uploadtak.com/images/9659_4013.jpg    http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/12/20/13901220000166_PhotoA.jpg

واحد بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال 1362 ضمن فراخوانی نیروهای بسیجی سراسر کشور به مراکز بسیج ، طرح لبیک یا امام خمینی را برای حفظ و انسجام و آمادگی نیروهای بسیجی به اجرا گذاشت. 

نیروهای بسیجی براساس توانمندی و تخصص و تجربه سازماندهی شدند تا در هنگام اعزام بر اساس کد تعیین شده در سازماندهی بکارگیری شوند.

 

بسیجیان و پاسداران اهل شهر نراق که در عملیات خیبر و پدافندی آن در طلائیه و جزایر مجنون حضور داشتند عبارتند از :


s8azq371op5gc6ujm3d.jpg

1- علی عضایی فرزند ابراهیم

x5k72cbt7atar0dua0.jpg

2- علی قجری فرزند فرج الله

3asbhgwdx3ar5crrzew5.jpg

3- محمد قجری فرزند علی (میرزاعلی)

5m3nngpjmd7xeatj1ck0.jpg
4- حسین آقاحسینی فرزند رضا
wz1rxncdt0ox7b982vpn.jpg
5- قاسم آقاحسینی فرزند رضا

kqik43vuf4uah6xlit0e.jpg

6- نورعلی آقاحسینی فرزند رضا

s23xksaoht25mq3a3g8.jpg

7- حسن ترابی فرزند فتح الله

4od224syi5tl2r8w1y43.jpg

8- قنبرعابدی فرزند کمال

gxct9ok3svie0k63218.jpg

9- محمود رزاقی فرزند صفرعلی

spm60ry1dx9btr6trdt3.jpg

10- علی اکبر باقری نراقی فرزند حبیب

lh5gioacwu23snksxp9l.jpg

11-قدرت الله کمره ای فرزند رمضان

5fd6gbf1xd2zkgw60c2i.jpg

12- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی
htvwbduxqnmwssx7n0k.jpg
13- سیدعباس باشی(حسینی نژاد) فرزند سید میرزاآقا

mbt32cz31u351fhmlb2.jpg

14- سید تقی باشی(موسویان) فرزند سید علی

r9724_4.jpg
15- علی اکبر اسماعیلی فرزند عباس

i5z6hveb4rhwjahqc5kl.jpg

16- سید عباس جوادی فرزند سید ماشاءالله

qgrbmt3eu9fslk4tjzi.jpg

17-  غلامعباس ایزدی فرزند رمضان

wu5m6zb2suw46rbo70.jpg

18- حسن رزاقی فرزند غلامحسین

x2tigyxx53b6b9z6z1k6.jpg

19- اکبر قجری فرزند احمد
9ovoahiblhyjtnycm4c.jpg
20- سید مرتضی میرسلطانی فرزند سید جعفر

yx6oxfg3oyq03el40.jpg
21- سید ابوالفضل بابایی فرزند سید رضا

lwtyubxq3l3ng0x8rjq.jpg

22- محمدرضا عابدینی فرزند علی

5dtkn3ecjcyhp1t5rjs.jpg

23- محمد کمالی فرزند رمضان

nq5jm3yqzbj8bn6py81g.jpg

24- رضا قاسمی نراقی فرزند حسن مشهور به حمید

pnh7rpps9eyvvudek4g1.jpg

25- حجت الله ایزدی فرزند عباس
3e8twoqgky641kx50clo.jpg
26-حسن کرباسی فرزند علی
b6iydiluj4g0oj3cl00v.jpg
27- غلامعلی رمضانی فرزند حسن
uozlc90vzv28lcnaq3fv.jpg
28- سیف الله شریفی فرزند اسماعیل

2ae86zjqvbywsvmiiow.jpg

29- محمد حیدری فرزند علی مشهور به محمد بسیجی

rcy101irkasm31cucs9z.jpg

30- مهدی جعفری فرزند علی

gv74yqasyee0knwkishq.jpg

31- علی محمد پیشه ور فرزند حسین
z0ohbgs9qqt5l2yw0whk.jpg

32- حسن نباتی فرزند مندعلی

c37te3aamjvmfx0wxj2.jpg

33- سید مظفر باشی(موسویان) فرزند سید غضنفر

6ktlonfrbp5kuih99xa1.jpg

34- حسن عابدینی فرزند رضا

5rhhwbvmwkq9jtmy5392.jpg

35-محمدعلی نوری فرزند حسین

4ng3k5xbhaoeouuqk6fp.jpg

36- اصغر صفری فرزند مرتضی قلی

u6451_45t.jpg

37- بهمن طالبی فرزند محمد(غلام)

zgzsa2hq7qc25jgvu0.jpg

38- نعمت الله ابراهیمی فرزند علی اکبر (راننده آمبولانس)

gxih8ekjk1ra4n6gfly3.jpg

39- سید محمد باشی(موسویان) فرزند سید احمد

0p0afmdcj605xihr1l7d.jpg

40-سید حسن جوادی فرزند سید ماشاءالله

gi0cqsqyrs4so852no6p.jpg

41- علیرضا عباسی فرزند غلام محمد

xlkz46ingmf3bepj383t.jpg

42-غلامعباس پیشه ور فرزند حسین

gxfbjpwv6uovtjcr6lk4.jpg

43-مظاهر پیشه ور فرزند حسین اعزامی از تهران

zrnfgjt8xhhenpmme3u4.jpg

44-سید مجتبی میرکریمی فرزند سید علی

 


طی عملیات خیبر و در جبهه جزیره مجنون دو نفر از اهالی شهر نراق که از شهر تهران به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شده بودند به شهادت رسیدند :

jgm7wjuyene8hl1b6hy.jpg

1- محسن محمودی فرزند محمد متولد 1344 تاریخ شهادت 04/12/1362

9nxh0qwhi1jv0tnrgv5b.jpg

2-  سید محمد جوادی فرزند سید رضا متولد 1346 تاریخ شهادت 18/12/1362

 

 

مجروحین عملیات خیبر و پدافندی آن در طلائیه و جزایر مجنون


1- علی اکبر باقری نراقی فرزند حبیب از ناحیه مچ پا مجروح شیمیایی خفیف و عدم مراجعه به بنیاد

2- نورعلی آقاحسینی فرزند رضا به صورت خفیف مجروح شیمیایی و فاقد درصد

3- علی محمد پیشه ور مجروح شیمیایی و با احتساب مجروحیت بعدی دارای 35 % جانبازی

4- محمود رزاقی فرزند مجروح از ناحیه ترکش به پا و با احتساب مجروحیت بعدی 55 % جانبازی

 

در خطوط پدافندی جزیره مجنون و طلائیه نیز تعدادی از رزمندگان شهر نراق مجروح شده اند که از جمله عبارتند از :

 

- محمد رضا عابدینی فرزند علی در بهار 1363از ناحیه پهلو
سید عباس جوادی فرزند سید ماشاءالله تاریخ 29/10/1363از ناحیه پا و پشت
محمد کمالی فرزند رمضان تاریخ 3/12/1363 از ناحیه کمر و ستون فقرات

 

شرح عملیات خیبر و نتایج آن

 

عملیات خیبر روز 3 اسفندماه 1362 و با رمز «یا رسول الله(ص)» در شرق رودخانه دجله و داخل هورالهویزه آغاز شد. طلائیه یکی از محورهای مهم عملیات خیبر بوده است .

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/c/c4/KheibarOperation11.jpg

در مجموعه محورهای عملیاتی خیبر، دو جزیره مجنون شمالی و جنوبی، دکل های فشار قوی برق دکل های تقویتی رادیو و تلویزیون، تأسیسات و کارخانه های کاغذ سازی و چاه های نفت عراق قرارداشت.

http://img.tebyan.net/big/1383/11/61822244722259631751315218633159244210127.jpg

در مرحله دوّم عملیات، محور جزایر مجنون و طلائیه به منظور الحاق و پیشروی به سمت «نشوه» در نظر گرفته شد، اما به دلایلی پیشروی صورت نگرفت و دشمن به شکل گسترده ای اقدام به استفاده از بمبهای شیمیایی کرد .

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/b/b2/KheibarOperation03.jpg

مرحله سوّم عملیات که بیشتر به منظور دفع فشارهای دشمن به جزایر مجنون جنوبی به اجرا درآمد، طی 72 ساعت پاتک، دشمن نزدیک به یک میلیون گلوله توپ و خمپاره شلیک کرد. در مجموع این عملیات در منطقه ای به وسعت 1180 کیلومتر انجام شد که جزایر مجنون به مساحت 160 کیلومتر مربع همراه با 50 حلقه چاه نفت و چندین روستا از جمله مناطق آزاد شده می باشند .

 

نقش رزمندگان شهر نراق در ساخت پل خیبر

 

تعدادی از سلحشوران نراق در ساخت پل استراتژیک و حیاتی که بعد خیبر نام گرفت مستقیما حضور داشته و شبانه روز زحمت کشیدند . پس از ساخت پل عملیات مهم خیبر آغاز گردید .

 

http://www.engshahid.ir/Public/kheibar2.jpg

سایت سلحشوران شهر نراق 04/12/1391

۰ نظر ۰۴ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

شهر نراق همیشه در اولین های فعالیت پیشتازند . اولین شهید منطقه در مقطع قبل از پیروزی انقلاب باز به نام نراق رقم خورده است .

 

edevz7f1fwj3bxbqgy9y.jpg

شهید علیرضا صادقی فرد

17/4/1338  فرزندی متولد شد که به پاس قدوم مبارکش نامش را علیرضا نهادند . پدرش به نام  امرالله صادقی فرد فرزند حسین اهل شهر نراق و کارمند بانک صادرات بود و اکنون بازنشسته شده است و  مادرش خانم فرخ السادات سوداگر فرزند سید رضا از زنان مومنه شهر نراق می باشد .

tc5jjgefktk5q40917j.jpg

              امرالله صادقی فرد و  سرکار خانم سوداگر

علیرضا در خانواده مومن و متدین و در محیطی با صفا و صمیمی رشد کرد . تحصیلات خود را تا دریافت دیپلم ریاضی در تهران ادامه داد . ایشان علاقه به ائمه اطهار بالاخص امیرالمومنین علی علیه السلام داشت . وی دارای عقایدی بر خلاف شرایط اجتماعی و فرهنگی موجود آن زمان داشت و با وجود هشدارهای اطرافیان عقاید مذهبی خود را در فرصت های گوناگون بیان می داشت .

اخبار و اوضاع روز کشور و استبداد رژم پهلوی را تعقیب می کرد .  در محیط تحصیل در دبیرستان و محیط خارج از خانه فعالیت هایی بر علیه رژیم ستم شاهی داشت . حتی به مادرش اظهار نموده بود که  حاضر نیستم برای این سلطنت خدمت سربازی انجام دهم .

با اینکه هنوز انقلاب اسلامی 1357 پیروز نشده بود و جو مذهبی رواج مناسبی پیدا نکرده بود اهل نماز و روزه و واجبات و ترک محرمات بود . حجب و حیا از سجایای اخلاقی ایشان به شمار می رفت .

7r0u4znjfj3co8auwhzk.jpg

                                                                                                                                                                                                                                  شهید علیرضاصادقی فرد

علیرضا صادقی فرد با شروع اعتراض های اکثریت مردم بر علیه دستگاه زور و جور محمد رضا پهلوی و به حمایت و پشتیبانی از رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی در بعضی از راهپیمایی ها شرکت می کرد . بدین سان خشم و اعتراض خود را ابراز نموده و اعتقاد داشت زندانیان سیاسی نباید در بند باشند .

علم و تحصیل برایش در اولویت قرار داشت لذا در مرداد 1357 در کنکور سراسری شرکت نمود و قبولی اش در دانشگاه پلی تکنیک تهران (امیر کبیر) زمانی از طریق پست به دست خانواده اش رسید که ایشان چند روز قبلش به شهادت رسیده بود . 

نامبرده همانگونه که هفدهم متولد شده بود  روز 17 شهریور 1357 در قیام مردم در راهپیمایی ضد استبدادی شاه و به پشتیبانی از امام خمینی توسط کماندوهای رژیم در سن 19 سالگی به شهادت رسید .    

 g87nm7x6uuepzqq57zb5.jpg

یکشنبه تاریخ 5/6/1391 خانواده محترم شهید با گشاده رویی که خصلت مردم نراق می باشد در منزلشان محدوده میدان رسالت از دوستان استقبال نمودند .

آقای امرالله صادقی فرد پدر بزرگوار شهید ضمن خوش آمدگویی اظهار داشت متولد 1310 در نراق می باشم . در بحبوبه انقلاب به رهبری آیت الله خمینی به فرزندم علیرضا هشدار می دادم که مواظب رفتار و اعمالش باشد .

7kt0x9ckrmjozu8d1lk0.jpg

    امرالله صادقی فرد پدر بزرگوار شهید

ولی او راه را یافته بود و به دنبال عدالتخواهی می گشت . ساعت ها گذشت و ایشان به منزل بازنگشت و نگرانی خانواده افزایش می یافت  . عصر هفده شهریور چندین مکان از جمله بیمارستان جرجانی ابتدای خیابان دماوند در حومه میدان امام حسین  - بیمارستان  شیر و خورشید (17 شهریور فعلی) در ایستگاه پل تهران نو و پزشکی قانونی در جنوب پارک شهر را جستجو کردیم و اثری از ایشان نیافتیم . 

سرانجام شنبه هجده بهمن به اتفاق دو نفر از اهالی نراق به نام های حاج ابراهیم اسماعیلی فرزند علی و حاج غلامعباس قجری فرزند ابراهیم که از اقوام ما می باشند جنازه فرزندم را در سردخانه بهشت زهرا(س) پیدا کردیم که به شهادت رسیده بود .

http://8pic.ir/images/a63f95o2kebbb92bwv6.jpg

دو تیر به قوزک پایش و دو سر نیزه به پهلویش زده بودند . سخترین ددمنشی رژیم شاهنشاهی اینکه وقتی جنازه را خواستند تحویل ما بدهند تا دفن کنیم پانصد ریال معادل پنجاه تومان پول دو عدد فشنگ شلیک شده به فرزندمان و کشتن او را از خودمان دریافت نمودند . یعنی جریمه عدالتخواهی و تقاص پیروی از رهنمودهای رهبرمان امام خمینی را نیز باید می دادیم .

حال با این ظلم و جور آیا چنین حکومتی با پرجا می ماند ؟ پنج ماه بعد در 22 بهمن 1357 نتیجه خون علیرضا و بقیه شهدای انقلاب رژیم دیکتاتوری شاه را سرنگون نمود .

97bem3k934kabmo31.jpg

علیرضا به شهر نراق علاقه خاص داشت و مخصوصا تابستان ها اکثرا به این شهر مسافرت می کرد .

فرزندان حاج علی اکبر  علی اکبری و به قول نراقی ها علی عشقی و خصوصا دوستی با عباس علی اکبری که پسر خاله اش بود باعث می شد ایشان بیشتر به زادگاه ما تردد داشته باشد .

                  

آقای محمد صادقی فرد متولد 1342 برادر شهید نیز تشکر داشت که راه و سیره شهیدان همچنان در حال پی گیری است . وی گفت برادران دیگرم غلامرضا  و حمید رضا صادقی فرد نام دارند و از نعمت خواهر محروم هستیم .

مشارالیه افزود : جنازه برادرم را به پیشنهاد نراقی ها در قطعه 9 بهشت زهرا دفن کردیم .

اقوام گفتند تعدادی از قبرهای قطعه 9 مربوط به نراقی هاست و اگر تعلل کنید امکان دارد عوامل رژیم جنازه را در مکان مورد نظرشان دفن کنند که دسترسی برای شما مقدور نباشد .

 تصمیم داشتیم مراسم ختم در تهران برگزار کنیم که از طرف رژیم اجازه برپایی مراسم را ندادند . حتی گفتند حق ندارید روی قبر فرزندتان بنویسید تاریخ فوت 17 شهریور 1357 .

5h6876kzajwpwxl1z86.jpg

بنابراین  یا 16 و یا 18 شهریور را انتخاب کنید که بیشتر نظرشان 16 شهریور بود . با خانواده ام به زادگاهشان شهر نراق رفتیم تا بلکه آنجا مراسم برگزار کنیم تا باعث تسکین پدر و مادرم باشد ولی متاسفانه پاسگاه ژاندارمری نراق نیز از طریق واسطه پیغام دادند که حق برگزاری مجلس عزای فرزندتان را ندارید و مجبور شدیم در منزل مجلس محقری را با حضور محدود طایفه منعقد کنیم .

برادر نوزده ساله ام علیرضا صبح 17 شهریور در منزل بود . من پانزده ساله بودم و کم کم داشتم وفای برادری را درک می کردم و احساس می کردم با برادرم رفاقت را شروع کرده ام .  آن مقطع منزل ما بالاتر از چهار راه نظام آباد - سبلان شمالی و محله موتور آب بود .

ifp847tgyrfsk3ec26ah.jpg

آن روز تهران یکپارچه تیراندازی و سر و صدا بود . اوج و محوریت فعالیت های انقلابی به رهبری قائد بزرگ امام خمینی در میدان ژاله(شهدا) بود . کماندوهای شاه  درخواست های منطقی مردم را با گلوله جواب می دهند و از آن جمله برادرم علیرضا را به شهادت می رسانند .

یادآوری می گردد کتاب " مهر دلدارها " به کوشش مدیریت فرهنگی هنری منطقه 14 شهرداری تهران در دهه فجر انقلاب اسلامی سال 1390 رونمایی گردید . در این کتاب به زندگینامه و خاطره در خصوص 72 نفر از شهدای بهمن 1357 پرداخته شده که یکی از این شهدا علیرضا صادقی فرد اهل شهر نراق می باشد .

سرکار خانم فرخ السادات سوداگر فرزند سید محمد مادر شهید علیرضا صادقی فرد برای همه کسانی که در پویایی و درخشش نام شهیدان زحمت می کشند دعای خیر نمود و در خصوص آخرین دیدار با فرزندش گفت :

ehgpmtagvso6ig7jj1r.jpg

سرکار خانم فرخ السادات سوداگر مادر بزرگوار شهید

جمعه بود و با فرزندانم علیرضا ، محمد ، غلامرضا و حمیدرضا  صادقی فرد صبح 17 شهریور 1357 در منزل بودیم . علیرضا امتحان کنکورش را داده بود و منتظر نتیجه  بود . اخبار شقاوت مامورین رژیم منحوس شاه در برخورد با مردم در همه جای تهران زبانزد شده بود .

ظهر نهار را خوردیم و حدود ساعت 13 بود که علیرضا تحمل ماندن در خانه را نداشت و به خیابان رفت . بیرون از منزل که می آید خانمی از همسایه ها که دوست من هست دیده بود علیرضا کمربندش را محکم کرده و بند کفش هایش را گره زده و آماده می شود .

sx823yyph4xjmtkrn03z.jpg

قیام به پا شده بود . صداهای تیراندازی و چرخبال ها قطع نمی شد . اضطراب ما هم بیشتر می شد و از علیرضا خبری نشد . ساعت ها گذشت باز فرزندم به خانه نیامد و تا صبح این استرس و نگرانی را تحمل کردیم .

چندین بیمارستان را جستجو کردیم ولی موفقیتی کسب نکردیم . شنبه صبح به همراه پدرش و دو سه نفر از اقوام به بهشت زهرا راهنمایی شدیم و مشاهده کردم که غوغا و آشوبی به پاست . مادری شیون می کرد که فرزندم دو شب دیگر عروسی داشت و دیگری فریاد می زد پسرم تازه داماد بود . مشخص شد مامورین رژیم خیلی از خانواده ها را داغدار نموده است .

3dupcpfcmchpcpzquew6.jpg

مردها رفتند سردخانه و با پی گیری انجام گرفته  سرانجام جنازه دلبندم را از انبوه دیگر شهدای واقعه خونین 17 شهریور پیدا کردند . شرایط به گونه ای بود که حتی اجازه دیدن جنازه فرزندم مهیا نشد تا بتوانم  او  را در آغوش بگیرم . خدا خیرشان دهد همولایتی های خودمان اهالی شهر نراق را آمدند و گفتند  در قطعه 9 قبر داریم و اگر دیر بجنبید وابستگان رژیم جنازه را در جایی مخفی دفن می کنند . جنازه جگر گوشه ام تشیع نشد و بعد هم اجازه برگزاری مراسم ترحیم و سوگواری ندادند .

من هم دلم را سپردم به مصیبت های خانم حضرت زینب(س) و مثل فرزندم به سردمداران رژیم پهلوی نفرین کردم . سلطنت پهلوی هم مزد خیانت کردن به مردمش را گرفت و 22 بهمن 1357 یعنی پنج ماه پس از شهادت علیرضا و سایر شهدا انقلاب مردم به رهبری امام خمینی نتیجه داد و رژیم شاه سرنگون گردید .

xrn2a1q8rrrsi4ded3.jpg

در عرض این 34 سال بارها از طرف بنیاد شهید انقلاب اسلامی مرکز تشریف آورده اند و تقاضا کرده اند تا اگر مشکل مسکن داریم مرتفع نمایند و یا شماره حساب بانکی بدهیم برایمان  حقوق ماهیانه واریز کنند ولی تا کنون پولی دریافت نکرده ایم و من و پدر شهید از گرفتن پول و امکانات مخالفت ورزیده ایم .

مسئولین بنیاد محبت کرده و گفتند این حق و امتیاز شماست ، حداقل پول را بگیرید و به حساب خیریه ای واریز کنید که باز ما مخالفت کرده ایم . از زادگاهمان شهر نراق شما اولین نفراتی هستید که با خانواده ما ملاقات داشته اید ولی از بنیاد شهید تهران به دفعات برای شرکت در مراسم ها و اعیاد و... دعوت شده ایم و در حد وسعشان نیز به ما سر می زنند و از آنها ممنون هستیم .

هیچ خواسته و نیازی از کسی نداریم و متوقع نیستیم و برای سربلندی جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله سید علی خامنه ای دعای خیر داریم .  

jkhdi87cyhhhmssnrkkt.jpg

                                                                                      سایت سلحشوران شهر نراق 01/12/1391

 

 

۰ نظر ۰۱ اسفند ۹۱ ، ۰۷:۴۳
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook