سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


بایـگـانی
آخـریـن مـطـالـب

۲۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

 یا مقلب القلوب و الابصار،یا مدبر اللیل و النهار،یا محول الحول و الاحوال،حول حالنا الی احسن الحال


و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گل ها و درختان بشارت می دهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه به خود گیرند . دستان پر مهر بهار، طبیعت خفته را ازخواب بیدار می‌سازد و زمین و درخت ،رازهای رنگارنگ و عطر آگین خویش را نثار ما می‌کند.و نرم نرمک نوروز از راه میرسد و نراق همیشه پایدار را ملون میسازد .

shzw_10008401_631675713547824_1469089418_n.jpg

دلهامان را با بهاران بهاری کنیم، جداشویم از همه پلیدیهای نفس اماره و به سوی تکامل نفس مطمئنه به سوی پروردگار رجوع کنیم  . عیدیمان را از شهدا بگیریم از انها بخواهیم ما را نیز چون خود به مقام ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی رهنمون سازند و لاغیر.

ft8n_norooz.jpg

 این عید و سالی که ان شاالله نکوست با تکرار یاد خدا نیکوتر خواهد شداز بندگی غیر به در آییم و به ولایت او بازگردیم از منیت ها رها شده و به سوی یگانگی او پناه ببریم. سال را با بهاران چون شهدا آغاز کنیم ، چرا که سالی که نکوست از بهارش پیداست و یقینا سالی که با یاد خدا و تجدید عهد با ارمان شهدا آغاز شود نکوترین سال است.

 

yttl_11.gif


 
باشد که در آغاز سال 1393 هجری شمسی از رشادتها و دلاوریهای این مردان خدا یاد نموده و خود را تا همیشه مدیون خون این آلاله های عاشق سفر کرده بدانیم ان شاالله .

 

سلحشوران شهر نراق

۰ نظر ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۳
سلحشوران شهر نراق

به فرمان رهبر کبیر انقلاب آیت الله سید روح الله خمینی(ره) مبنی بر پیوستن به ارتش 20 میلیونی در بسیج شهر مذهبی و تاریخی نراق فعالیت داشتم .

ir4s_img_1785.jpg
سید باقر(حاجی) باباکریمی


 
تاریخ 18 تیر 1365 در کشمکش جنگ تحمیلی برای انجام خدمت سربازی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان معرفی شدم .  همراهان دیگر بنده آقایان سید حسین حسینی فرزند سید جلال حسن رزاقی فرزند غلامحسینغلامرضا قجری فرزند یوسف و سعید سامری فرزند حسین و... بودند .

zas8_1-(39)-copy.jpg

اولین گروهی که در بیابان های شهر چادگان در 15 کیلومتری اراک آموزش سه ماهه و تکمیلی را فرا گرفتیم و آن موقع در چادر انفرادی استقرار داشتیم . در اوج جنگ تحمیلی به عنوان پاسدار وظیفه به منطقه کوت عبدالله شهر اهواز مرکز استان خوزستان اعزام و در لشکر رزمی مهندسی 42 قدر گردان فتح سازماندهی شدم .

coqy_80524629-3695004.jpg


از بین افراد 30 نفر برای رانندگی لودر انتخاب شدیم و برای آموزش به پادگان امام حسن (ع) تهران واقع در اتوبان بسیج منتقل شدیم . پس از فراگیری آموزش به مناطق عملیاتی جنوب بازگشتیم . من هم شدم سنگر ساز بی سنگر . خیلی از شب ها و خصوصا شب های عملیات با شلیک منور دشمن و روشن کردن منطقه فعالیت ما مضاعف می شد .

lhss_image۲۷۶۱.jpg

بارها توپخانه و خمپاره اندازهای ارتش عراق با شلیک های بی امان خود تصمیم داشتند مانع کار من شوند . حتی یک شب زیر آتش آتشبارهای دشمن نتوانستیم کار کنیم و با لودر به عقب بازگشته و کار را متوقف کردم .

r1pr_139208031512525621402814.jpg

مدتی در جبهه جزیره مینوفعالیت می کردم . زمان عملیات های کربلای 4 و 5 در زمستان سال 1365 در جزیره ام الرصاص در حال زدن خاکریز بودیم . گفتند وصیتنامه بنویسید چون آغازعملیات است . کاغذ و خودکاری به دست گرفتم ولی هر چه فکر کردم نتوانستم وصیتنامه بنویسم . خیلی گریه کردم و تصورم نمی شد که لیاقت شهادت نصیبم شود . نهایتا کاغذ را پاره و خودکار را به کناری پرت کردم .

k3r9_65_1-(59)_fixd.jpg

در همین اثنا یکی از سربازان سپاه پاسداران به نام ...(نامش را فراموش کرده ام)که اهل یکی از روستاهای از توابع دلیجان بود با لبخند وصیتنامه اش را نوشت . مرتب می خندید و خوشحال بود و گفت در این عملیات شهید خواهم شد .

7zot_1_(210).jpg

آقای .... نسبتا چاق و راننده بلدوزر بود و در هنگامی که داشت خاکریز می زد عراقی ها به سمت او مدام شلیک کردند تا مانع از فعالیت او شوند که موفق شدند ولی او به آرزویش شهادت رسید .


ir4s_img_1785.jpg

سربازی با همه تلخی ها و شیرینی اش سپری می شد و من پس از نه ماه خدمت به دلیل کفالت مادرم تاریخ 18 فروردین 1366 پایان خدمت دریافت کردم .پس از آن در سال 1366 در بانک صادرات استخدام و همان سال با خانم عابدینی فرزند رضا ازدواج و در تهران سکونت یافتیم و تا مقطع دریافت دیپلم به تحصیلاتم ادامه دادم .

c04l_29_1-(73)_fixd.jpg

پدرم سید محمود حسینی فرزند میرزاآقا سال 1353 فوت نمود و مادر بزرگوارم سرکار خانم سیده رقیه حسینی فرزند سید قوام که در نراق به خانم آقا مشهور می باشد ما را به سختی بزرگ کرد .


  nk5y_img_1784.jpg                         vztj_عکس۰۳۵۸.jpg

21 سال از داشتن فرزند محروم بودیم . طی این مدت مادر بزرگوارم به بیماری مبتلا شد و بنده به همراه همسر محترمم خانم عابدینی خدمات شایسته به مشارالیها ارائه کردیم . در اثر دعای خیر مادر و توسل به ائمه اطهار و لطف خداوند قادر سال 1387 صاحب فرزندی شدیم که نامش را سیده ستایش گذاشتیم .

0bo_img_1784.jpg

سیده ستایش خانم

تحت رهبری امام خامنه ای(حفظ الله) اکنون در بسیج مسجد جامع افسریه تهران فعالیت و همچنین عضو بسیج و انجمن اسلامی بانک صادرات می باشم .

lhss_image۲۷۶۱.jpg

سید باقر(حاجی) باباکریمی فرزند سید محمود اهل شهر نراق 12/05/1391

۰ نظر ۲۸ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۸
سلحشوران شهر نراق

15 اسفند 1360 فرزندم علیرضا قجری پایان خدمتش را از ارتش دریافت کرد . دو سه هفته بعدش در عملیات فتح المبین چهار نفر بسیجی شهر نراق به شهادت رسیدند .

ywa_shahid_ghajari2.gif
شهید علیرضا قجری


قبرشان را کنده بودند و منتظر پیکرهای مطهر آنها بودند . 12 و 13 نوروز با شکوه بی نظیر تشیع و خاکسپاری شدند . وقتی بازگشتیم منزل علیرضا گفت: بابا جان قبل از اینکه چهار نفر را در گلزار شهدای جدید خاک کنیم من رفتم داخل قبرها دراز کشیدم .

dmra_s1aw_cfycjfy.jpg                                                                                                                          c68u_118_(13).jpg

 قبرها برایم کوچک بود ؛ سعی کن من که شهید شدم قبرم را گشادتر بکَنند . گفتم عزیز بابا ؛ تو پاره جگر من هستی ؛ این حرف ها را به من نزن .

62al_118_(12).jpg


من پدرت هستم و تاب تحمل شنیدن این مطالب را ندارم چه رسد به اینکه اتفاقی برایت رخ دهد . تو شجاع ترین انسانی هستی که تا کنون دیده ام .

zrud_118_(7).jpg
نخواست از شهیدان عقب بیافتد و روانه جبهه شد و چهل روز بعد از فتح المبین طی عملیات بیت المقدس در 17 اردی بهشت 1361 به آرزویش رسید و کنار شهدای نراق آرام گرفت .

ipmi_picture_201.jpg

حاج سلطانعلی قجری فرزند رحمان اهل شهر نراق 21/11/1390

 

۰ نظر ۲۷ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۸
سلحشوران شهر نراق

خرداد 1360 نه ماهی از جنگ گذشته بود . به بسیج مراجعه کردم و گفتم می خواهم برای رفتن به جبهه ثبت نام کنم . نگهبان گفت فعلا اعزام نداریم و داخل بسیج راهم نداد .

emy5_img_9979.jpg

اسماعیل حبیبی

بعد بیرون از ساختمان به عباس باقری یکی از مسئولین بسیج مراجعه کردم که خیلی تحویلم نگرفت و آن روزگار عضویت در بسیج به سختی صورت می گرفت . همان روز نزد محمد یکی دیگر از اعضای بسیج رسیدم و ایشان با خوش رفتاری راهنمایی لازم را انجام داد .


      dd8l_image5372.jpg                                                                                                             gyb9_image5395.jpg

نور امید در قلبم فوران زد و خدا را شاکر شدم . ابتدا بایستی وارد مراحل آموزش می شدم . کتابخانه ای به نام ولیعصر(عج) در جنب مسجد جامع وجود داشت و ضمن فعالیت های فرهنگی مکانی نیز برای آموزش بسیجیان بود .

5e84_image5386.jpg

اواخر شهریور 1361 با 25 نفر از نیروهای نراقی به مدت یک هفته در آموزشگاه صفی آباد محلات آموزش تکمیلی را فرا گرفتیم .

اولین شهید بسیج و چهارمین شهید شهر نراق اسدالله خسروی فرزند احمد تاریخ 22/9/1360 تشیع و در صحن امامزاده سلیمان به خاک سپرده شد .

 

x1st_shahid_khosravi.gif

                                                                                                                                                  شهید اسدالله خسروی

تحول بزرگی در من ایجاد شد و احساس تکلیف نمودم . با شهید خسروی عهد بستم تا در این مسیر استوار و ثابت قدم گردم . شانزده سال بیشتر نداشتم .ابتدا تصور کردم با نفسم مبارزه کنم . موی قشنگی داشتم و از فرق سر باز می گذاشتم .

yk8h_image5400.jpg

رفتم پیش آقای حسینعلی بیابانگرد و با نمره چهار کوتاه کردم و قیافه ای پیدا کردم که تاکنون کسی ندیده بود .  سومین اعزام گروهی بسیجیان نراق به جبهه فرا رسید .من به همراه سید مهدی موسوی فرزند سید احمد و حسن ترابی فرزند فتح الله نیز نسبتا آموزش را فرا گرفته بودیم و افتخاری بود تا با هسته تشکیل دهنده اولیه بسیج (اکثرا بعدا شهید و جانبازشدند) همراه شویم .

x9n_image5413.jpg

مینی بوس از سپاه پاسدارن به نراق آمد و تاریخ 9/8/1360 بیست و هشت نفر را به بسیج شهرستان محلات انتقال داد . آنجا نیز آموزش مختصری دادند و روز اعزام فرا رسید و مقصد جبهه محمدیه دارخوین در حومه آبادان بود تا در پدافندی عملیات شکست حصر آبادان حضور داشته باشند .

tylw_image5518.jpg

                                                                                                                                  اسماعیل حبیبی در سالهای دفاع مقدس

 

ما سه نفر به دلیل سن کمتر و قد کوتاه و بد شانسی از صفوف اعزام جبهه کنار زده شدیم . گریه می کردیم و روی بازگشت به نراق را نداشتیم . خانواده ها ما را از زیر قرآن عبور داده و کلی گریه کرده بودند . از دوستانمان نیز خجالت می کشیدیم .


2v47_image5542.jpg

با سرافکندگی به نراق باز گشتیم ولی از مسیر عقب نشینی نکردیم . لطف خدا شامل حال شد فرصت بعد در 8 اسفند 1360 تحصیل را رها و با 30 نفر که اکثرا جزء تشکیل دهندگان بسیج بودند به جبهه اعزام شدیم .  توفیق الهی بود که با موسسین بسیج که از مخلص ترین نیروهای روزگار بودند از نزدیک آشنا شدم .


jcw_scan2.jpg

آنان هر کدام تاریخ ساز جامعه و آینده بودند . صبح دومین روز سال 1361 درعملیات پیروز فتح المبین در جبهه شوش شرکت داشتم و مجروح شدم .


    btz7_image5478.jpg                                                                                                               7yun_image5509.jpg

طی عملیات فتح المبین از شهر کوچک نراق چهار نفر از بهترین بندگان خدا به اسامی سید غلامرضا باشی عبدالله محمودی ابوالفضل بیابانگرد و مهدی عباسی به شهادت رسیدند . سه نفر به اسامی قدرت الله ایزدی عباس باقری و احمد ابوالحسنی اسیر و هشت نفر هم مجروح گردیدند .

lzl9_1_(64).jpg

به پاس این همه فداکاری نام و یاد سلحشوران را گرامی داشته تا از برکت آنان در زندگی بهره مند گردیم .

9rot_image5424.jpg

جهادگر جانباز حاج اسماعیل حبیبی فرزند اکبر اهل شهر نراق 7/2/1390

         

۰ نظر ۲۶ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۳
سلحشوران شهر نراق

قدرت الله کمره ای فرزند رمضان سال 1340 در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد شد.

ryai_127_(2).jpg
سردار شهید قدرت الله کمره ای

او در خانواده ای مذهبی و کشاورز رشد کرد ودوران کودکی را سپری نمود. تحصیلات ابتدایی را در نراق و بقیه را تا سوم متوسطه در شهرستان دلیجان و قم با موفقیت به پایان رسانید.

vx9g_127_(3).jpg

از نوجوانی نسبت به دنیا و مظاهر فریبنده ی آن بی اهمیّت بود و اخلاق نیکو و پسندیده اش در خانه و مدرسه نسبت به دوست و فامیل باعث شد که از احترام فوق العاده ای برخوردار شود.

z4wc_127_(14).jpg

 

در جلسات مذهبی و سیاسی به خصوص نمازهای جماعت شرکت می کرد. به اسلام و رهبر کبیر انقلاب آیت الله سید روح الله خمینی(ره) علاقه ی خاصی داشت . در تمام عرصه های مبارزاتی که بر علیه رژیم ستم پیشه پهلوی برپا می شد فعالانه شرکت داشت.

c2mq_127_(1).jpg

او یکی از فعالترین افراد در پخش اطلاعیه های حضرت امام خمینی بود و می کوشید تا آنها به موقع به دست مردم برسد تا آنها با الهام گرفتن از فرامین الهی این مرد بزرگ بهتر در راه مبارزه با فرعون زمانشان قدم بردارند.

 

qssu_127_(6).jpg
سردار شهید قدرت الله کمره ای ، سردار شهید قاسم جعفری

نهاد پاک و تربیت صحیحش از او فردی عاشق اسلام و امام و انقلاب و مردم ساخته بود. به ولایت فقیه اعتقاد داشت، به همین جهت با شروع جنگ تحمیلی خود را مکلف به پاسخ به ندای رهبر انقلاب می دانست .

ee8x_127_(21).jpg


قدرت الله بسیجی بود و اولین استارت جبهه اش خرداد 1360 زده شد و با همرزمانش در پدافندی عملیات " فرمانده کل قوا خمینی روح خدا " در جبهه انرژی اتمی آبادان حضور داشت . 10  مرداد 1360 بسیج نراق را در ساختمانش تاسیس کردند . نام نیکوی ایشان در لیست 18 نفر هسته اولیه موسسین بسیج در نراق وجود دارد .دومین اعزام به جبهه اش 9 آبان 1360 به مدت سه ماه صورت گرفت

.
lqw3_127_(12).jpg


وی به همراه یارانش در جبهه محمدیه دارخوین مستقر و در پدافندی عملیات ثامن الائمه و شکست حصر آبادان حضور داشت . و به همین ترتیب تا انتهای جنگ نقش فعالی در دفاع مقدس ایفا کرد .

35o4_shahid_kamare1.gif

تاریخ 5/4/1361 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات درآمد. او نیز همچون دیگر همرزمانش پشت جبهه را دوست نداشت و می کوشید تا همیشه در کنار رزمندگان باشد .

0w8a_image4341.jpg

در طول عمر بابرکت خود 42 ماه در جبهه حضور داشت. کمتر به مرخصی می آمد . یک نوبت از ناحیه فک مجروح و سه مرتبه شیمیایی گردید . زمانیکه مجروح شیمیایی بود کسی از بستگان اطلاع دقیقی از این موضوع نداشتند .


ncdh_shahid_kamare3.gif

  شهید محسن کمره ای

برادر زاده اش محسن کمره ای فرزند علی که مدتی باهم در جبهه بودند تاریخ 24/5/1364 طی پدافند عملیات عاشورای 2 در جبهه چنگوله استان ایلام به شهادت رسید . پس از این واقعه روحیه مقاومت و مداومت در راه اعتلای کلمه الله در وی تقویت شد .


4kok_shahid_kamare2.gif

  شهید جعفرعلی  کمره ای

دوست و پسر عمویش جعفرعلی کمره ای فرزند فتحعلی تاریخ 11/2/1366 در روستای مرزی کوره شیر سردشت استان آذربایجان غربی در مصاف با نیروهای تجزیه طلب حزب منحله دمکرات کردستان مظلومانه به شهادت رسید .

5j3o_image4357.jpg

دوستانش در آخرین دیداری که با سردار داشتند درخواست شفاعت از او در قیامت می کنند . این انسان ملکوتی در جواب می گوید هرکس باید برای خود در این دنیا توشه آماده کند , خداوند بهشت را به بهاء می دهد نه بهانه .

01h1_image4347.jpg

سردار قدرت الله کمره ای فرمانده مخابرات لشکر مهندسی رزمی 42 قدر (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) بود . او به عنوان پیک فرمانده لشکر در کنار رزمندگان گزارش خط مقدم را به فرمانده می رساند.  در طول 42 ماه حضور تاثیر گذار جبهه در عملیات های متعدد شرکت داشت . نهایتا دو ماه به پایان جنگ تحمیلی تاریخ 4/3/1367 در پدافندی جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان بر اثر ترکش توپ به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

hmq5_127_(9).jpg
شهید قدرت الله کمره ای ، شهید سید غلامرضا باشی

 

تنها فرزند و یادگار سردار شهید قدرت الله سرکار خانم زینب کمره ای که اکنون زندگی زینب گونه ای را با همسر و فرزندشان سپری می کنند و از رهپویان پدر می باشد . مشارالیها و خانواده اش در زعامت ولایتمداری آیت الله سید علی خامنه ای(حفظ الله) امیدوارانه به زندگی زیبای خداوند می اندیشند .

به رسم ادب و فراموش نشدن نام زیبای این سردار شهید در این خانواده قدرت الله دیگری پا به عرصه هستی گذاشت و نامش قدرت الله کمره ای فرزند محمد رضا نهاده شد .


pmrr_127_(17).jpg

۰ نظر ۲۵ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۸
سلحشوران شهر نراق

از دیر باز علما ؛ فضلا ؛ دانشمندان و روحانیون بزرگی از شهر مذهبی و تاریخی نراق پا به عرصه گیتی نهاده و نامشان در تاریخ این دیار جاودان مانده است . عده ای از این عالمان عبارتند از :

0bq0_30550911909168283669.jpg

 

علامه ملا محمد مهدی فاضل نراقی فرزند ابوذر معروف به محقق(1146 ق 1209 ق)
علامه ملا احمد فاضل نراقی فرزند ملا محمد مهدی متخلص به صفایی(1185ق 1245ق)
ملا ابوالحسن نراقی فرزند ملا محمد مهدی
ملا محمد باقر نراقی فرزند ملا محمد مهدی
میرزا ابوالقاسم نراقی فرزند ملا محمد مهدی
ملا اباذر نراقی فرزند ملا محمد مهدی
ملا مهدی نراقی فرزند ملا محمد مهدی ملقب به آقا بزرگ و آقا کوچک(1209ق-1268)
ملا محمد نراقی فرزند ملا احمد ملقب به عبدالصاحب و حجت الاسلام(1217ق1297ق)
میرزا محمد صادق نراقی فرزند ملا احمد فاضل(از شاگردان شیخ مرتضی انصاری)
میرزا محمد نصیر نراقی فرزند ملا احمد(احتمالا نصیرالدین مولف شرحی براصول کافی)
ملا محمد تقی نراقی فرزند ملا احمد فاضل
میرزا ابراهیم نراقی فرزند ملا احمد فاضل
حاج ملا محمد جواد نراقی فرزند ملا احمد فاضل متخلص به شفایی
ملا هاشم نراقی فرزند ملا احمد فاضل
ملا محمد علی نراقی فرزند ملا احمد فاضل
میرزا نصرالله نراقی فرزند ملا احمد فاضل
حاج میرزا ابوالقاسم نراقی فرزند حاج محمد ملقب به نجم الدین(برادر فخرالدین) (. ـ 1252ق)
حاج ملا محمد علی نراقی فرزند ملا مهدی بن ملا محمد مهدی
میرزا محمد الدین نراقی فرزند حاج محمد(حاجی خان)
حاج میرزا صدرالدین احمد نراقی( . 1315)

حاج میرزا فخرالدین نراقی فرزند محمدبن احمدبن مهدی بن ابی ذر نراقی
جلال الدین محمد فرزند حاجی محمد عبدالصاحب(برادر فخرالدین) مدفون در شیخان
علامه میرزا شهاب الدین نراقی( .- 25 شوال 1325)مقبره در شیخان قم

حاج میرزا محمد حسین نراقی استاد علم اصول فقه( . 1319 ق)
حاج آقا میرزا ابوالحسن نراقی از پیشوایان تراز اول کاشان و از یاران شهید آقا علی نراقی
آقا میرزا حسن مجتهد رییس و بزرگ خاندان نراقی و از یاران شهید آقا علی نراقی
حاج میرزا نظام الدین نراقی( . 1285 )
حجت الاسلام آقاعلی نراقی فرزند میرزا محمد حسین مشهور به امام(. شهادت 1331 ق)
حجت الاسلام آقا محمد فاضلی نراقی فرزند ملا محمد رضا(. 1350 ق)
حجت الاسلام آقا حسین فاضلی نراقی فرزند ملا محمد رضا(حدود 1285 ق 1355 ق)
طلبه شهید و رزمنده دفاع مقدس محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی(1342 2/3/1361)
طلبه شهید و رزمنده دفاع مقدس حسن کرباسی فرزند علی(1348 21/1/1365)
حجت الاسلام مرحوم سید ابوالفضل بابایی فرزند رضا رزمنده دفاع مقدس(1342-1372)

i8st_naragh_map3.jpg

بر این اساس عالمان و روشنفکران و شخصیت های زیادی در طول تاریخ دو هزار ساله به نراق مسافرت و ضمن برخورداری از آب و هوای پاک خداوندی یادی هم از بزرگان این منطقه می کنند .

cki4_1_(58).jpg

منزل تقی خان رئوفی فرزند محمد رضا در شهر نراق مرداد 1361
شکرالله شریفی فرزند اسماعیل آیت الله محمد رضا مهدوی کنی فرزند اسدالله قدرت الله آقاصادقی فرزند علی محمد

 

مرداد 1361 آیت الله محمد رضا حاجی باقری(مهدوی کنی) فرزند اسدالله اهل روستای کن از توابع تهران سفر یک هفته ای به شهر نراق داشتند و بسیجیان مسئولیت حفاظت و مسافرت ایشان را تامین نمودند .آن مقطع 45 نفر از پاسداران و بسیجیان شهر که در سه گروه مجزا به جبهه های نور علیه ظلمت اعزام و در عملیات رمضان شرکت داشتند به نراق باز گشته بودند .


2t1_14.jpg

          تفرجگاه جاسب در حومه شهر نراق مرداد 1361
چهره های قابل شناسایی : حجت الاسلام علی محمد مهدیزاده نراقی فرزند ابوالفضل احتمالا محمد سعید مهدوی کنی - آیت الله محمد رضا مهدوی کنی فرزند اسدالله غلام محمد ابوالحسنی فرزند عزت الله

 

پاسدار محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله به عنوان فرمانده بسیج در خصوص مسافرت آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مهدیزاده و خانواده هایشان به نراق اظهار داشت :


bqlm_96884565519435745306.jpg

                                                                                                                                               غلام محمد ابوالحسنی

آقای دیبایی مقدم فرماندار شهرستان دلیجان به بنده فرمود که عالمان برجسته آقایان محمدرضا مهدوی کنی و فضل الله مهدی زاده محلاتی به مدت یک هفته مهمان ما هستند و شما و بسیجیان نراق به دلیل مسئولیت پذیری بالایی که دارید از آنان محافظت و تلاش کنید مشکلی پیش نیاید .

t6ap_27.jpg

از راست : ناشناس حجت الاسلام حسین رجبی نویسی امام جمعه فقید شهرستان دلیجانناشناس - آیت الله محمد رضا مهدوی کنی فرزند اسدالله غلام محمد ابوالحسنی

 

بودجه مورد نیاز را تامین کردند . ابتدا آماده باش کامل به نیروهای بسیج دادم و کا را آغاز کردیم .اول به فکرم رسید منزل پدری ام را محل اسکان در نظر بگیرم که امکانات کافی وجود نداشت . بعد منزل زیبا و فرح بخش آقای تقی خان رئوفی فرزند محمد رضا با اتاق های زیادش مقابل منبع آب را برای اسکان مهیا کردیم و صاحبان منزل مساعدت ویژه ای مبذول داشتند .

 

bjle_34.jpg

تفرجگاه جاسب در حومه شهر نراق مرداد 1361

ایستاده ها از راست : صادق رضی فرزند منصور ناشناس حسن نباتی فرزند مندعلی قدرت الله آقاصادقی فرزند علی محمد
نشسته ها : آیت الله محمد رضا مهدوی کنی فرزند اسدالله اسماعیل حبیبی فرزند اکبر

 

آیت الله فضل الله مهدی زاده به همراه همسر مکرمه اش حاجیه خانم اقلیم السادات شهیدی محلاتی فرزند سید جلال و دخترانشان خانم ها نجمه و ندا مهدی زاده حضور داشتند . آیت الله محمدرضا مهدوی کنی نیز به همراه همسر مکرمه اش حاجیه خانم قدسیه سرخه ای و تنها پسرش محمد سعید حضور داشتند . آقازاده ایشان بعدا روحانی شد .

bo2l_80894685-5142756.jpg

حجت الاسلام هبت الله نوروزی فرزند حسنعلی( 1310 - 1382) امام جمعه نراق نیز با همت بلندی که داشت مهمان نوازی خوبی به عمل آورد . حجت الاسلام حسین رجبی نویسی فرزند... (1314 - 1385) امام جمعه شهرستان دلیجان نیز گاهی اوقات در جمع مهمانان حضور داشتند . همچنین واعظ شهر نراق حجت الاسلام علی محمد مهدیزاده نراقی فرزند ابوالفضل نیز علاوه بر لباس روحانی به عنوان نیروی بسیجی از مستقبلین مهمانان بودند .

 

amal_image5528.jpg

از راست : اسماعیل حبیبی فرزند اکبر عباس(حسینعلی) پیشه ور فرزند غلام محمد - آیت الله محمد رضا مهدوی کنی فرزند اسدالله حجت الاسلام هبت الله نوروزی فرزند حسنعلی امام جمعه فقید شهر نراق

 

روزی هم در سردیان جاسب با آب و هوای زیبایش گذرانده شد . یک شب پُر خاطره هم منزل حاج سید جلیل ناصری(1299 1379) خیٌر نیکوکار روستای واران جاسب بودیم . حاج ناصری مدیر کارخانه تولید حلوا شکری عقاب شد .

 

2pu7_25.jpg

تفرجگاه جاسب
آیت الله محمد رضا مهدوی کنی در جمع روحانیون و بسیجیان منطقه نراق

 

در بازگشت از منطقه زیبا و طبیعت بکر جاسب بودیم که در مزرعه ای با آیت الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی )1316 ق 1372 ش) از مراجع تقلید شیعه مواجه شدیم . علما ساعتی در آنجا به گپ و گفتگو پرداخته و پس از خداحافظی به نراق وارد شدیم .

مهمانان گرانقدر در مراکز مختلف نراق بازدید به عمل آوردند . یک روز نیز در گلزار شهیدان و امامزاده سلیمان صلوات و فاتحه ای قرائت شد و آقای مهدوی برای حفظ و ارتقای روحیه رزمندگان دفاع مقدس به ساختمان بسیج نراق تشریف فرما شدند .

 

0xth_copy_(2)_of_ccf20110122_00000.jpg

ساختمان بسیج شهر نراق مرداد 1361

از راست : مرحوم سیف الله اکبری فرزند شکرالله محمد قجری فرزند علی ناشناس شکرالله شریفی فرزند اسماعیل صادق رضی فرزند منصور - آیت الله محمد رضا مهدوی کنی فرزند اسدالله غلام محمد قجری فرزند عباس قدرت الله آقاصادقی فرزند عی محمد علی قجری فرزند غلامعلی ناشناس ناشناس ناشناس

نشسته ها : سید نظام الدین باشی فرزند سید علی اسماعیل اوضایی فرزند ابراهیم

 

هنوز عکس های یادگاری و به یادماندنی آن روز دست به دست بین دوستان می چرخد . تا آن مقطع 14 شهید گلگون کفن در جوار امام زاده سلیمان و گلزار شهیدان در خاک آرمیده بودند . چندین نفر نیز در اسارت ارتش عراق بودند .

9p5x_images.jpg

آیت الله محمدرضا مهدوی کنی

آیت الله فضل الله مهدی زاده با مردم خداجو و مهمان نواز شهر نراق آشنایی داشت و اولین نماینده منطقه دلیجان و محلات در مجلس شورای اسلامی بود . ولی این سفر برای آیت الله مهدوی کنی جذاب و خاطره انگیز بود و مطمئن هستم همچنان از اهالی نراق و علمای طراز اولش که در جهان مشهور هستند یاد می کند .

 

ptz4_33.jpg

احتمالا محمد سعید مهدوی کنی - آیت الله محمد رضا مهدوی کنی فرزند اسدالله آیت الله شهید فضل الله مهدیزاده محلاتی فرزند غلامحسین

 

آقای دیبائی مقدم به دفعات از تلاش های موثر و مثمر ثمر بسیج نراق نسبت به مهمانان تشکر کردند . ایشان بعدا داماد آیت الله مهدوی شد و با آقای بجنوردی باجناق هستند . بسیجی اسماعیل حبیبی فرزند اکبر در خصوص سفر آیات عظام مهدوی کنی و مهدی زاده محلاتی به شهر نراق اظهار داشت :


w7hg_img_3204.jpg

                                                                                                                                                      اسماعبل حبیبی

مرداد 1361 از روزهای زیبای خداوند بود . تازه از جبهه و عملیات رمضان بازگشته بودیم . یکی از محافظین آقای کنی طی یک هفته حضور در نراق بودم و از این بابت احساس غرور و خوشحالی می کردم که چنین شخصیتی به زادگاهم تشریف فرما شده است .

v71j_20120220150528cb-مهدوی_کنی.jpg

             آیت الله مهدوی کنی

ایشان قبل از انقلاب از روحانیون مخالف حکومت استبدادی پهلوی بود و پس از انقلاب یکی از پنج روحانی بود که هسته اصلی شورای انقلاب را تشکیل دادند . وی پس از آن به عنوان وزیر کشور (در دولت‌های شورای انقلاب، رجایی و باهنر و کفیل نخست وزیر (پس از ترور رجایی و باهنر) بود .

یک هفته در خدمت مبارک وی در نراق و جاسب بودیم . وقتی قدم به ساختمان بسیج نراق گذاشت غرق در شادی شدیم . محل استراحت اصلی او منزل آقاتقی رئوفی بود . همان جایی که سال های قبل آیات عظام حاج مصطفی خمینی فرزند رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(ره) و آقا رضا بهاءالدینی و ... تردد داشتند .

plmj_ccf20110122_00001.jpg

 

آیت الله فضل الله مهدی زاده محلاتی فرزند اسدالله متولد 1309 در اول اسفند ۱۳۶۴ به همراه هشت تن از نمایندگان مجلس، قضات عالی رتبه قضایی در حالی که نمایندهٔ امام خمینی(ره) در سپاه پاسداران بود با هواپیمای اف 27 فرندشیپ عازم جبهه‌های جنگ بود که هواپیمای حامل آنها مورد حمله دو فروند جنگنده عراقی قرار گرفت و در ۲۵ کیلومتری شمال اهواز سقوط کرد و همهٔ سرنشینان هواپیما که نزدیک به ۵۰ نفر بودند عاشقانه به شهادت رسیدند . آقا شیخ فضل الله زمان شهادت 56 ساله بود .

    9nzz_32318_334.jpg      rzpj_fazlolah-mahallati-biographya-com-3.jpg

شهید شیخ فضل الله محلاتی

 

آیت الله محمد رضا مهدوی کنی از تاریخ 17/12/1389 به مدت دو سال ریاست مجلس خبرگان رهبری را بر عهده گرفتند و پس از آن مجددا این مسئولیت تکرار گردید .

 

 

 

 

 

بسیجی مهدی قجری فرزند سلطانعلی اظهار داشت :


4e91_index.jpg

                                                                                                                                                     مهدی قجری

11  سال داشتم و همراه پدر و عمو و اقوامم در بسیج نراق حضور داشتیم . زمانی که آقای مهدوی کنی وارد نراق شد منزل آقای غلام محمد ابوالحسنی غذای مهمانان طبخ می شد و به منزل آقا تقی رئوفی می بردیم . شکرالله شریفی و محسن قجری و سایر بسیجیان به طور نوبه ای بر پشت بام منزل آقای رئوفی نگهبانی می دادند .


rzw3_jkj_(5).jpg

محوطه ساختمان بسیج شهر نراق مرداد 1361

شکرالله شریفی فرزند اسماعیل ناشناس صادق رضی فرزند منصور سیف الله اکبری فرزند شکرالله - آیت الله محمد رضا مهدوی کنی فرزند اسدالله ناشناس میرزاعلی قجری فرزند غلامعلی

 

اغلب روزها خانم ها در سمتی با هم بودند و آقایان نیز در سمت دیگر منزل به مطالعه و استراحت و هواخوری می پرداختند . یکی از روزها چند نفر از زنان مهمان در حال قرائت دعا و قرآن بودند که صدایشان به ندرت شنیده می شد . پس از پایان مراسم یکی از خانم ها رو کرد به من و گفت آقا پسر آیا موقعی که ما دعا می خواندیم صدایمان داخل حیاط شنیده می شد که من گفتم کسی توجه به این موضوع نداشت .

محافظ اصلی آقای کنی دو سه روز از ایشان جدا شد و اسلحه یوزی وی در اختیار پدرم حاج سلطانعلی قجری به عنوان محافظ کمکی قرار گرفت . در پخت غذا نیز پدرم زحمت می کشید . از جمله خانم هایی که در مهمان نوازی و پخت غذا برای مدعوین خیلی زحمت کشید سرکار خانم زلیخا صالحی فرزند رضا همسر آقای محمد باقری بود . خانم صالحی و خانواده اش در منزل آقا تقی رئوفی سکونت و زندگی می کردند .

بسیجی محسن قجری فرزند رحمت الله اظهار داشت :


bugc_img_9883.jpg

                                                                                                                                                  محسن قجری

 

در یک هفته ای که آیت الله مهدوی کنی و مهدیزاده و خانواده آنها در شهر نراق به سر می بردند بنده به عنوان بسیجی و محافظ اغلب در پشت بام منزل مرحوم آقای رئوفی نگهبانی می دادم تا گزندی به ایشان وارد نشود .

زیرا آن موقع منافقین ترورهای زیادی در ایران انجام داده بودند و ما هم تلاش می کردیم اتفاق غیر مترقبه ای رخ ندهد .

 

z5bj_26.jpg

تفرجگاه جاسب

 

 

یادم می آید یکی از روزها برای کمبود تامین غذایی به میدان رفته بودیم و مقداری کباب تهیه کردیم و هنگامی که به مقابل کاروانسرای بازار رسیدیم تعادل موتور به هم خورد و با یکی از دوستان نقش بر زمین شدیم .

کباب ها هم در اطراف ما کف خیابان ولو شد . هم درد می کشیدیم و از طرفی خنده امانمان نمی داد . نگران برخورد فرمانده مان غلام محمد ابوالحسنی هم بودیم .

 

 

سایت سلحشوران شهر نراق

۰ نظر ۲۳ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۸
سلحشوران شهر نراق

مصطفی طالبی فرزند حسین سال 1341 در شهر نراق از توابع دلیجان استان مرکزی متولد گردید . در نوجوانی در کنار تحصیل به کارگری می پرداخت .

hxf5_117_(13).jpg       kgln_1_(7).jpg
شهید مصطفی طالبی

کارگری در کوره پزخانه و یا ساختمان سازی او را خسته نکرد . از سستی و تنبلی گریزان بود . زبانش لطیف و عفت کلام داشت .همیشه در تعقیب دانش و علم بود .

mbta_1_(66).jpg
انتهای کوچه آنها آن طرف رودخانه محلی به نام سرناصار هست که ایشان در حال حرکت درس یاد می گرفت . صاف و سنگ ریزه ای هم یافت نمی شد بقدری تردد کرده بود که به شوخی به او می گفتند جاده مصطفی .

 

7oe_1_(74).jpg
شهید مصطفی طالبی ، شهید محمدرضا رمضانی

 

انصافا بغض در گلو می شکند زمانی که به یاد می آوریم این بزرگوار چگونه فقیرانه با صبر و شکیبایی زندگی را سپری کرد . مردی با اندیشه و آینده نگر بود .

80x3_1_(105).jpg

 کمک حال مادر مظلومش منور خانم اصفهانی بود . ایشان در پنج سالگی پدر بزرگوارش آقا حسین طالبی را از دست داد و یتیم بزرگ شد .

8dmr_پدر_شهید_طالبی.jpg
 مرحوم حسین طالبی

آینه تمام نمای گفتار ؛ کردار و پندار بود . در همه حال تبسم بر لب داشت . گفتارش مصدر الهام و سرمشق گران بهایی برای جوانان بود. با دعا و قرآن مانوس بود . مصطفی یک بسیجی آراسته بود .

ipib_1_(1).jpg

طی دوره یک هفته آموزش در مرداد 1360 در آموزشگاه صفی آباد شهرستان محلات به همراه 25 نفر از بسیجیان دیگر نراق حضور داشت . به هنگام آموزش شعارهای حماسی صبحگاهی را قرائت می کرد و دوستانش با صدای رسا پاسخ شعارهای او را می دادند .

khea_117_(3).jpg

تاریخ 9/8/1360 با همرزمانش به جبهه محمدیه دارخوین اعزام شد و در پدافندی عملیات ثامن الائمه و شکست حصر آبادان شرکت داشت .

hweu_117_(4).jpg

در زمانی که در این جبهه حضور داشت به همراه دو سلحشور دیگر ابوالفضل بیابانگرد(شهید) و عباس باقری(آزاده) مجروح شد و طالبی از ناحیه چشم آسیب دید که بعد به مرور مداوا گردید .

 

znji_117_(11).jpg     jntr_117_(6).jpg

شهید مصطفی طالبی

 

بعد در مقطع حساس جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران به خدمت سربازی در ارتش اعزام شد و تاریخ 16/1/1362 طی عملیات والفجر یک در جبهه زبیدات عراق به شهادت رسید و آسمانی شد .

 

ddwc_117_(2).jpg

 

پیکر مطهرش پس از تشیع با شکوه در گلزار شهیدان شهر نراق در کنار سایر شهدا آرام گرفت .

 

 

2eo9_117_(19).jpg

                                                                                                             

۰ نظر ۲۲ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۳
سلحشوران شهر نراق

روز پنج شنبه 22 اسفند 1392 در تقویم رسمی ایران " روز بزرگداشت شهدا" نام گذاری گردیده است . به پاس احترام و ارج نهادن به 80 شهید شهر نراق و 6 شهید گمنام این روز را گرامی می داریم .

5dnd_64822090869638590673.jpg


گناه من نیست


من، نمی‌شناسمت. باور کن! بهانه نیست. حرف، حرف دل است. شاید از دلی غافل. گاهی، آن هم به بهانه‌ای، نامت را شنیده‌ام. سوسو زنان به هر سو، چشم دوختم تا نوری از وجودت را دریابم، تا چشمانم بیدار شود.  می‌گویند: شجاعت، شرمنده شمایل شما بوده. مروت، درمانده مردانگی‌هاتان . کجا رفته‌اید؟! خوبان خدادوست کجا رفته‌اید؟! غریبان شهر .

rjdc_nahaii.jpg


گناه من نیست


من به جستجوی شما آمده‌ام و شما را نیافته‌ام. زنجیر بند هوای نفس و اسیر دیدنی‌های دنیا شده‌ام و دیگر شما را نمی‌شناسم. آنقدر غرق در دنیایم که یادم می‌رود، یاد شما حماسه‌سازان حماسه سرخ جبهه‌ها را.

mihz_img10255348.jpg


گناه من نیست


کمتر کسی از روزهای خوب شما برایم می‌گوید. از سکوت شب سنگرها، از درد دلهای شبانه. کمتر کسی برایم قصه‌های عاشقانه و صادقانه‌تان را می‌گوید.

0q7t_shohada_big.jpg

 

کمتر برایم از نگاه پرعاطفه و حرف‌های عاشقانه می‌گویند کمتر لحظه‌های سبز شما را برایم روایت می‌کنند. کمتر زمزمه حدیث سفرهای غریبانه را می‌شنوم. آری! من آشنای غزلهای خاطرات شمایم.

 

v3o_گلزار2.jpg


گاهی در دلم سوگواره برپا می‌شود. گاهی دلم برای صدای خمپاره‌ها می‌تپد. دلم برای نخلهای سوخته می‌سوزد و آهسته و بی‌صدا ساقه زرد غم و اندوه در دلم ریشه می‌کند و به یاد شما آوای غریبی سر می‌دهم و در این روزگار غریب به غربت و تنهایی خود می‌گریم و به یاد شما، دوباره جان می گیرم.

iozo_img_2438.jpg    j4vo_img_2439.jpg

 

گناه من نیست

من، از شما جدا مانده‌ام. من، قصه مرغان مهاجر را بارها شنیده‌ام. من، قصه عروج را از دشت شقایق‌ها نشنیده‌ام. اما، نشانه غربت شما را از زمان و زمانه دیده‌ام. من، حدیث حادثه‌ها را شنیده‌ام.

qbjl_گلزار11.jpg

گناه من نیست


باور کنید! من اسیر دنیای دردآلود و نازیبا شده‌ام و از زیباییهای شما فاصله گرفته‌ام. من، اسیر مردابهای تباهیم. طوفان حوادث، در این زمانه غربت از شما جدایم کرده است.

zm36_image8663.jpg

 

گناه من نیست


آن قدر کوچک بودم، که گرمای جبهه‌های جنوب را نچشیده‌ام. آن قدر که در سنگرهای خون و خمپاره نجنگیده‌ام.

 

kefa_img_1399.jpg

 

گناه من نیست

 

مردمان گرم جوش و مهربان آن روزها را ندیده‌ام. من شهر نخلهای سوخته را ندیده‌ام. خاک گلگونش را نمی‌شناسم. من چشم‌اندازهای تماشایی‌اش را ندیده‌ام. نخلهای ثابت و نخلهای بی سر را ندیده‌ام. آری! من سوگ گلها را ندیده‌ام.

sryj_picture_216.jpg

حکایت پرپر شدن لاله‌های خفته در بستر خون را نشنیده‌ام. حکایت شقایقهای سوخته را، حدیث شجاعت و شهامت شما را نشنیده‌ام. آری! من صدای گریه‌های کودکان بی مادر را نشنیده‌ام. آری! من صدای مادران فرزند از دست داده را نمی‌شناسم.

jkz5_شهدای_گمنام.jpg

گناه من نیست


زمانه می‌خواهد که، من بی غم و درد باشم. روزگار می‌خواهد مرا به عشرت و شهوت دعوت کند. آری! زمانه می‌خواهد که راحت تن فراهم کنم و روح سرگشته را رها سازم اما من نمی‌توانم لب فرو بندم. آری! من پیام خون شما را نشنیده‌ام و شاید نفهمیده‌ام. خدا کند، شور جانبازی‌های شما، نگذارد زمزمه‌های ناپاک نامردان را نظاره کنم.

 

f314_image8661.jpg

 

گناه من نیست


نگاه‌های ناپاک، چشم‌های بسیاری را فریفته خود می‌کنند و فریب می‌دهند و به خواب غفلت می‌برند. گویی آغاز خوابهای خوش فرا رسیده است.

vnsj_6887.jpg

 

خدا کند که روح بلندتان همیشه مرا مدد کند. بگذار حرفهایم، در دل بماند و عقده‌های غریبانه خود را در سینه، نگه دارم و زخم‌نامه غربت و تنهایی را برایت شرح ندهم.

آری! بگذار هر از گاهی شمیم نام پاکت را بشنوم و یادت را در دل زنده نگه دارم و تصویرت را در خاطره ایام جاری و باقی نگه دارم.

 

vjsw_baner_(5).jpg

۰ نظر ۲۱ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۵۳
سلحشوران شهر نراق

 

vlf_ftuovu.jpg

 

محدوده مسجد حاجی صغری شهر نراق - سال 1355

ایستاده از راست : محمد صادقی نراقی فرزند حسین رحمت - علی قجری فرزند رحمت الله - مرحوم محمد قجری فرزند رحمت الله

 

نشسته از راست : حسین حبیبی فرزند علی اکبر - ناشناس - ابوالفضل قجری فرزند رحمت الله - مهدی قجری فرزند یوسف - محسن قجری فرزند رحمت الله - ... صادقی نراقی فرزند حسین رحمت

 

6mi2_image8753.jpg

 

افتتاح مدرسه راهنمایی مرحوم حسین معصومی شهر نراق - سال ...

عکس مشهود : آقای مرتضی رادفر فرزند شکرالله از چهره های مشهور فرهنگی نراق

 

bwiz_0gy.jpg

 

محل عکس : آرامگاه سعدی در شیراز استان فارس - مرداد 1367

بعد از ملاقات با جانباز رمضان قجری فرزند سلطانعلی در بیمارستان نمازی پس از مجروحیت ایشان در جبهه فاو

ایستاده ها از راست :

حسن نباتی فرزند مندعلی احمد لطفعلی فرزند قربان محمود ایزدی فرزند حسین شعبان طالبی فرزند محمد کلاه به سر ناشناس سلطانعلی عباسی فرزند اسماعیل سید عباس موسوی فرزند سید حبیب مرحوم رمضان قجری فرزند حبیب سید احمد باشی فرزند سید کاظم علی محمد قجری فرزند احمد ابوالفضل قجری فرزند رحمت الله سید باقر موسوی فرزند سید حسن علی محمد قجری فرزند... اکبر قجری فرزند احمد عباس علی اکبری فرزند علی اکبر عزیزا لله فروغی فرزند ابراهیممرحوم اسماعیل سلیمانی فرزند احمد سید صدر موسوی فرزند سید حسین عباس آقا حسینی فرزند رضا محمد رجبی فرزند ماشاءالله علیرضا حیدری فرزند رضا ناشناس - حیدر علی قجری فرزندعبدالرحمانسید علی باشی فرزند سید ابراهیم علی اکبر نوری فرزند علی

نشسته از راست : علی قجری فرزند رحمت الله جواد جوادی فرزند صفرعلی نعمت الله ایزدی فرزند عباس

 

7dxk_7.jpg

 

مرقدمطهر حضرت سطانعلی ابن محمد باقر(ع) - مشهد اردهال - شب عاشورا سال 1384

ردیف عقب از راست  : سید مسعود موسوی فرزند سید هادی - محمد جواد قجری فرزند علی اصغر- حسن آقا صادقی فرزند شکرالله - حسن قجری فرزند رمضان احمد عابدینی فرزند علی سید حسن باشی فرزند سید میرزاآقا –  ناصر ..... مداح از شهر قم - محمد - اسماعیل حبیبی فرزند اکبر قدرت الله ایزدی فرزند عباس

 

ردیف جلو از راست :سید محمد موسوی فرزند سید مهدی  حسین مهدیزاده نراقی فرزند علی محمد محسن اوضایی فرزند اسماعیلمجتبی مهدیزاده فرزند علی محمد مرحوم حجت الله ایزدی فرزند قدرت الله

 

cbai_image8784.jpg

قنات آب در مزرعه بیدشک  شهر نراق در پایین بقعه متبرک بی بی زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد (ع)           زنان نراقی در حال وضو گرفتن سال حدود 1352(40 سال قبل)

 

hoqd_p12.jpg

محل عکس ... سال حدود 1364

ایستاده ها از راست : قاسم اصفهانی فرزند عباس یوسف عضایی فرزند ماشاءالله
نشسته ها از راست : غلامحسین رزاقی فرزند حسن حسینعلی لطفعلی فرزند ... مهدی اصفهانی فرزند.... مرتضی اصفهانی فرزند قاسم مرحوم نعمت الله پیشه ور فرزند فتح الله

 

wqz0_image6713.jpg

 

حسینیه سید الشهداء شهر نراق - سال 1364


بسیجیان پس از اجرای تاتر در خصوص دفاع مقدس


از راست : ابوالفضل عابدی فرزند قنبر در نقش نیروی عراقی شهید غلامرضا یوسفی فرزند نوروزشهید غلامرضا یوسفی فرزند عباس سید حسن باشی فرزند سید میرزاآقا علی کمره ای فرزند تقی حسینعلی محمودی فرزند علی جانباز متوفی محمود رزاقی فرزند صفر - محمود مرادی فرزند علی محمد مظاهر عابدی فرزند قنبرعلی - تقی باقری فرزند حسینعلی  سید حسین جوادی فرزند سید ماشاءالله مرتضی عابدینی فرزند علی اصغر نجات عابدی فرزند کمال اکبر قجری فرزند احمد علیرضا اسماعیلی فرزند عباس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

 

سایت سلحشوران شهر نراق

۰ نظر ۱۹ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۰۱
سلحشوران شهر نراق

تاریخ 22 تیر ماه 1328 در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی نوزادی متولد  شد که نامش را بهرام گذاشتند .


nidb_getveteranpicture.aspx.jpg

شهید سرتیپ بهرام قاسمی

 

پدرش آقای مظفر قاسمی فرزند محمد بود که بعد از فوتش  در بقعه امامزاده زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد(ع) دفن گردید .مادرش خانم مرصع یوسفی فرزند علی اهل نراق که پس از فوت در گورستان ابن بابویه شهر ری به خاک سپرده شد .


55f2_عکس۰۳۴۲.jpg

یادمان شهید در زادگاهش نراق

 

بهرام سال 1334 وارد کلاس اول ابتدایی شد و تا دریافت سیکل در زادگاهش نراق تحصیل نمود . سال 1343 برای ادامه تحصیلات به همراه تنها خواهرش سرکار خانم حشمت قاسمی راهی شهرستان محلات در 40 کیلومتری نراق گردید .  

 

دیپلم ریاضیات را دریافت و سپس به دبیرستان نظام رفت. به علت علاقه اش به ارتش تاریخ 14/5/1346 وارد دانشکده افسری در تهران شد . پس از گذراندن دوره سه ساله دانشکده به مرکز آموزش زرهی شیراز منتقل و دوره مقدماتی زرهی را با موفقیت سپری کرد . به دلیل همت و شایستگی اش درجات مورد نیاز را زودتر دریافت کرد .

 

9u92_عکس۰۳۴۱.jpg

آقای قاسمی حدود سال 1352 به کشور انگلستان اعزام شد تا در دوره فراگیری تانک پیشرفته چیفتن آموزش ببیند . آن زمان ایران خرید تعدادی تانک چیفتن را از بریتانیا قرارداد بست که به شیر ایران لقب گرفت . 

egxa_0079.jpg

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام سید روح الله خمینی(ره) و با شروع جنگ تحمیلی توسط دشمنان در تاریخ 31 شهریور 1359 وارد نبرد شد . او طاقت چکمه های بیگانه در سرزمین ایران را نداشت و لذا شجاعانه به پا خاست .

9iwr_emam-www.iransit.com_06.jpg

سردار قاسمی  همراه با لشکر 92 زرهی خوزستان حماسه های جاوید و سلحشورانه ای از خود به یادگار گذاشت .  در عملیات های مختلفی از جمله فتح المبین ؛ رمضان ؛ بیت المقدس ؛ بدر، خیبر ؛ والفجر 8 ؛ کربلای 5 شرکت داشت و  طی این عملیات ها در مشاغلی همچون فرماندهی دسته، معاونت و فرماندهی گروهان و ... خدمت کرد .

آخرین مسئولیت او فرماندهی تیپ 3 لشکر 92 زرهی اهواز بود . بهرام علاوه بر اینکه یک ارتشی و نظامی بود یک ورزشکار و نیروی چابک و ورزیده به حساب می آمد .

6lgo_2قاسمی.jpg

زمانی با یک دستگاه تانک جلوی پیشرفت و عبور واحدی از ارتش عراق را در جبهه های استان کرمانشاه می گیرد تا اینکه در اوج درگیری به شدت مجروح گردیده و مدتی در بیمارستان مرحوم محمد نمازی شیراز بستری بود .


99l1_عکس۰۳۴۰.jpg

                                                                                                                                                                                                                                         یادمان شهید در زادگاهش نراق

ترکش های زیادی را دکترها از بدنش خارج کردند و پس از حدود 40 روز زمانیکه از بیمارستان ترخیص شد به جای استفاده از مرخصی استعلاجی و استفاده از دوره نقاهت خیلی زود به جبهه های حق علیه باطل باز می گردد .

امیر سرتیپ بهرام قاسمی زمانیکه که از خطوط جبهه برای سرکشی و ملاقات خانواده اش به تهران می آمد سعی می کرد در محله محل سکونتش از خودش نشانی از مقام و برتری بروز نکند . لباس معمولی می پوشید و زمانی هم که لباس درجه داری اش را به تن می کرد کاپشن روی آن می پوشید تا درجه اش هویدا نباشد .

 

48w3_عکس۰۳۴۳.jpg

خیلی اجازه نمی داد ماشین به دنبالش درب منزل بیاید . بیشتر سعی می کرد شبانه بیاید و صبح زود از منزل خارج شود . او قلبی مالامال از محبت و عشق به وطن و مملکت ایران داشت . ماخوذ به حیا بود و نمی خواست مطرح شود . شکوه و جلال را از خداوند طلب می کرد .

6yx5_رزمایش.jpg

 سرتیپ بهرام قاسمی نراقی در چهل سالگی سرانجام  تاریخ 10/6/1368 هنگام رزمایش بیعت در بهمن شیر خوزستان به دلیل اشکال در کار نیروهای خودی و بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ 151 میلی متری به جایگاه فرماندهان به شهادت رسید و پیکر مطهرش پس از تشیع باشکوه در قطعه 29 ردیف 6 شماره 16 بهشت زهرا(س) تهران دفن گردید .


v0is_image۲۴۸۹.jpg

 

روی سنگ قبر شهید سرتیپ بهرام قاسمی نوشته شده :

این آرامگاه ابدی سردار رشید و جوانمردی بی نظیر و نمونه محبت و ایثار است که با پیکری پر جراحت میادین جنگ را ترک نکرد تا به دیدار خالق شتافت . روحش شاد ؛ یادش گرامی و نامش جاودانه خواهد ماند .

 

قبر این شهید با فاصله چهار قبر در جوار سید شهیدان اهل قلم و مستند ساز تلویزیونی روایت فتح شهید سید مرتضی آوینی و در چند متری فرماندهان عالیرتبه ارتش از جمله شهید سرلشکر منصور ستاری خواص و سپهبد علی  صیاد شیرازی قرار دارد .

  ay5_21.jpg

همزمان با قاسمی سرتیپ جواد علی   گندمکار فرزند قربانعلی متولد 1322 با داشتن چهار پسر و سه دختر  تاریخ 10/6/1368 به شهادت رسید . شهید گندمکار اهل روستای شیدان از توابع شهرستان بوانات استان فارس و در مقطع دفاع مقدس فرمانده گردان 283 از لشکر 92 زرهی خوزستان بود . پیکر مطهر شهید جواد علی گندمکار در  شیراز  خاکسپاری گردید .

 

همسر شهید بهرام سرکار خانم جلالی توانسته دو فرزندشان سودابه و سروش قاسمی را تا مدارج تحصیلات شایسته و زندگی سالم رهنمون باشد و زندگی ساکت و آرامی را سپری کنند .

1hij_0043.jpg

دیگر شهید منتسب به این خانواده علی اصغر  آقازمانی فرزند علی محمد اهل شهر نراق تاریخ 7 تیر 1360 در انفجار حزب جمهوری اسلامی توسط منافقین به شهادت رسید .

 pwbs_img_2011.jpg

از جناب آقای یارمحمد قاسمی فرزند میرزامنصور  باجناق و پسر عموی شهید صمیمانه تقدیر و تشکر کرده و از لطف ایشان بی نهایت سپاسگزاریم .

 

۰ نظر ۱۸ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۳
سلحشوران شهر نراق

طی هشت سال دفاع مقدس در مقاطع عملیات رمضان و کربلای پنج در جبهه حضور داشتم . در زمان عملیات رمضان سه گروه از بسیج نراق و مجموعا حدود 45 نفر در جبهه های جنوب حضور داشتند .

aqwo_1_(5).jpg
شعبانعلی حسینی

مسئول بسیج آقای غلام محمد ابوالحسنی از اعزام عباس رمضانی نراقی فرزند حسن به جبهه جلوگیری می کرد و دلسوزانه به او گفت تو تازه عصا را کنار گذاشتی و هنوز زخم های عملیات فتح المبین در بدن داری .

sj67_12.jpg                             kpi4_37.jpg
      
غلام محمد ابوالحسنی                                                                        شهید عباس رمضانی

 

اما عباس به او گفت نمی توانم اینجا بمانم و شعبانعلی حسینی با سه فرزند عازم جبهه شود .بیشترین عاملی که حال عباس را منقلب کرد شهادت دوست دیرینش محمد رضا بخشی فرزند عباس تاریخ 24/4/1361 در پاسگاه زید بود.

 

qhca_img_4393.jpg


پس از تشیع و خاکسپاری شهید بخشی تاریخ 26/4/1361 ده نفری به عنوان گروه سوم اعزام شدیم .  ابتدا به مقر تیپ 17 علی بن ابیطالب(ع) که بعدا به لشکر تبدیل شد در سپنتای اهواز رفتیم . بعد سازماندهی شدیم و در منطقه عملیاتی پاسگاه زید مستقر شدیم .

cdpm_1_(1).jpg

حاج شعبانعلی در سالهای دفاع مقدس

 

عباس رمضانی نگذاشت مستقیم در عملیات رمضان که پنج مرحله داشت شرکت کنم و در واقع در پشتیبانی و پدافند عملیات بودم .


banw_p12.jpg



آنچه که نگرانش بودم رخ داد و عباس تاریخ 7/5/1361 به شهادت رسید . او راه و آرمان مقدسش را تعقیب و به نتیجه رساند اما ما بی یار و یاور شدیم . اکنون گلزار شهدای شهر نراق مزین به عطر و بوی ایشان و مجموعا 80 شهید گلگون کفن است

 .

co8x_image۲۴۰۲.jpg

شعبانعلی آقاحسینی فرزند رضا اهل شهر نراق27/11/1391

۰ نظر ۱۷ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۳
سلحشوران شهر نراق

با خود اندیشیدم حیف است سالروز ولادت حضرت زینب (س) از برکات این روز با عظمت و میمون بهره ای نبرده و مطلبی ننویسیم .


reri_1_100896894761_1_.jpg

 

دنبال بهانه گشتم تا این روز را که به روز زیبای پرستار مزین شده را به نام یکی از پرستاران زحمتکش شهرمان آراسته گردانم که به یکباره به یاد خانم کمالی افتادم .


4h4h_عکس۰۳۴۷.jpg

 

اهالی شهر نراق مدیون زحمات ارزشمند مرحومه معصومه کمالی هستیم که در منزل و درمانگاه حاج شنتیایی خدمات پزشکی انجام می داد .همه نراقی ها به نوعی با صبر و حوصله و خوش اخلاقی این مادر در ارتباط با مسایل پزشکی و درمانی سر و کار داشته اند .


4ozb_عکس۰۳۴۴.jpg

 

خانم معصومه کمالی سال 1328 در نراق متولد و تاریخ 19/10/1386 در اثر بیماری به دیار باقی شتافت . فرصت را مغتنم شمرده برای شادی روح مشارالیها و پدرش مرحوم هاشم کمالی و مادرش مرحومه نسترن خسروی فاتحه و صلواتی نثار می کنیم .

 

 

سایت سلحشوران شهر نراق

۰ نظر ۱۷ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۸
سلحشوران شهر نراق


شهادت چیزی نیست که بتوان آن را با سنجش های بشری و مادی ارزیابی کرد .

                                                                                                               امام خمینی(ره)

 

ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی سال 1343 در شهر مذهبی  و تاریخی نراق از توابع شهرستان دلیجان متولد شد و تا مقطع دریافت دیپلم تحصیلاتش را در این شهر سپری کرد .

8asn_1_(93).jpg

انسان مومن و خداترسی بود . یکی از یاران همیشگی ایشان عباس باقری آزاده سرافراز می باشد . در نراق و  بسیج و جبهه همیشه این دو را در کنار هم بودند . قرآن و کتاب و دعا می خواندند .

w1lu_1_(110).jpg
شهید ابوالفضل بیابانگرد

سرانجام نیز وصیت کردند هر که زنده ماند فرزند دیگر خانواده نیز باشد .اکنون حاج عباس باقری حق فرزندی را برای حاج حسینعلی و حاجیه خانم نیره قاسمی ادا می کند .

d8a8_1_(138).jpg

پدر و مادر ابوالفضل هم رمق همیشگی را ندارند و به قول خودشان از پای افتاده اند و گرفتار بیماری از جمله پادرد می باشند . فرزندشان ابوالفضل با همه سجایای اخلاقی که داشت در نوجوانی شوخ طبع بود و همکلاسی هایش یاد می آورند که منزلشان ابتدای بازار نراق انتهای آن کوچه تنگ بود.

e15_1_(2).jpg

وی می گفت من کبوتری دارم که دو شاخ روی سرش هست و وقتی دوستان برای مشاهده کبوترهای شاخ دار روی پله جلوی منزل به انتظار می نشستند به یکباره با یک سطل آب از پشت بام مواجه شده و ضمن فرار از سادگی خود می خندیدند .

ppbe_68576006093843690249.jpg

ابوالفضل بیابانگرد از اعضای تشکیل دهنده انجمن اسلامی دبیرستان حاج عباس معصومی و یکی از مسئولین کتابخانه این دبیرستان بعد از انقلاب بود .

4zef_shahid_baiabangard.gif

همچنین یکی از موسسین بسیج نراق نیز بود که همچنان این مکان به عنوان مدرسه عشق دانش آموخته های فراوانی را پرورش و تربیت نموده است . ابوالفضل و دوستانش که از موسسین بسیج بودند بهار سال 1360 در سال چهارم دبیرستان مدرسه و تحصیل را رها و به فرمان مقتدایشان حضرت سید روح الله خمینی(ره) راهی جبهه های نور علیه ظلمت شدند .

lm0m_02025787254928449634.jpg

شهید بیابانگرد در منطقه تفریحی آبشتا

45 روز در جبهه ماندند و بعد از بازگشت یکماهی به تحصیل ادامه دادند که آبان 1360 باز جبهه نیاز به نیرو داشت تا این عده سهم خود را در شکست دادن حصر آبادان و حضور در جبهه محمدیه دارخوین تجربه کنند .

aulm_59705372299962483275.jpg

همین جبهه او و دوست دیرینش عباس باقری و مصطفی طالبی را به درجه جانبازی ارتقاء داد . یک چشمش برای همیشه آسیب دید ولی سعی می کرد اطرافیان زیاد توجه نداشته باشند .

88q_87646263892773519737.jpg

ابوالفضل و یارانش از ممتاز ترین محصلین دبیرستان بودند که به علت هوش و استعداد بالایی که در سطح استان مرکزی دارا بودند مقرر بود تحصیلات جهشی داشته باشند که جبهه و تعهد آنان به دین و مملکتشان این فرصت را از آنها گرفت .

ly3v_1_(88).jpg

سومین بار اعزام به جبهه شرکت در عملیات ظفرمند فتح المبین در منطقه زعن و جبهه شلش حومه شهر شوش استان خوزستان بود که به همراه بیش از 34 نفر از شهرستان های محلات و دلیجان و نراق تاریخ 2/1/1361 به شهادت رسید.

ddgy_1_(83).jpg

روز سیزده بدر 1361 تشیع پیکر مطهر و پاک چهار شهید عملیات فتح المبین (شهیدان عبدالله محمودی ، سید غلامرضا باشی ، ابوالفضل بیابانگرد ، مهدی عباسی) بود که گلزار شهدای نراق با حضور آنان افتتاح گردید .

a6l4_1_(116).jpg

گرچه تنها خواهر شهید زینب گونه و سه برادر محترمشان آقایان ماشاءالله ، علی اصغر و رضا راه این شهید بزرگوار را تا کنون به درستی پیموده اند ولی همه ما نیز متعهد به ادامه راه این شهید و شهیدان گلگون کفن میهن اسلامی ایران هستیم .

 

ws0n_25بیابانگرد_ابوالفضل.jpg

۰ نظر ۱۵ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۸
سلحشوران شهر نراق

سال 1361 یکی از روحانیون شهر نراق بر بالای منبر مسجد جامع گفت : آی خانواده های شهدا آیا شما حاضرید چند تا کهنه دستمال نوک چوبی بکنند و بگویند این تمثیل سر فرزندان شماست؟

 

a99o_image5170.jpg

سید حسین جوادی


 
پس بنابر این از آقای حسن کاظمی که نقش شمر را بازی می کنید خواهش می کنم تعزیه خوانی به این سبک را تعطیل و یا سعی کنید به شکل اصولی تر اجرا کنید .

ukfd_25492724633363513507.jpg

من عضو بسیج نراق بودم . آبان ماه و محرم سال 1361 فرا رسید و مقرر شد تعزیه ای در حسینیه برگزار شود . حاج حسین پریشانی در لباس یزید نقش بازی می کرد و هر کس در جایگاه شخصی در سال 61 هجری تعزیه می خواندند .

jjfm_naragh27.jpg

من در سن 16 سالگی نقش پیک را ایفا می کردم و نامه عمربن سعد را به یزید بن معاویه منتقل و متن نامه را که در آن نوشته بود حضرت مسلم به کوفه آمده و مردم با او بیعت می کنند را قرائت کردم .

dsr8_image5139.jpg

 

مغرور از اینکه تعزیه خوانی را موفق اجرا کردم و خوشحال بودم که نظر بزرگان این آیین عاشورایی را نسبت به خودم جلب کردم .
سرمست و خوشحال به بسیج رفتم ولی تا به سالن رسیدم متوجه چشمان خشم آلود بعضی از دوستان شدم . فهمیدم تعزیه خوانی با آن سَبک که روحانی مخالفت ورزیده مورد موافقت آنان قرار نگرفته است .

6ysj_image5140.jpg

                                                                                                                                                                                                                     جوادی در سالهای دفاع مقدس

 

خلاصه رفتم دراز کشیدم و پتو را روی سرم کشیدم و راستش خیلی هم می ترسیدم . در تب و تاب بودم که صدای قدرتمند و ناراحت صادق رضی مسئول بسیج فضا را پُر کرد . فریاد می زد و همینطور جلو می آمد و می گفت گو این سید حسین جوادی؟

 

5eb_image5156.jpg

  سید حسین جوادی به همراه فرزندش علی

 

رسید بالای سرم و داد زد پاشو ؛ پاشو از بسیج برو بیرون که آبروی بسیج را بردی .افتادم به دست و پایش و گریه کردم و گفتم آقا صادق دیگر این اشتباه را تکرار نمی کنم .

cq6s_image5178.jpg

آن زمان و همیشه یاد یک حرف و نصیحت شهید بزرگوار غلامرضا قجری فرزند علی که طی عملیات بیت المقدس به شهادت رسید می افتم که در ساختمان بسیج به من نصیحت کرد بدون دعوت هیج جا نرو و در کارها با دیگران مشورت کن .

dtcf_image5161.jpg

ولی حیف که تعزیه همه جا رونق گرفت ولی در نراق با آن همه قدمت آیین تعزیه خوانی از بین رفت .مدت کوتاهی پس ازاین واقعه تاریخ 20 آبان 1361 با جمعی از سلحشوران شهر نراق به جبهه اعزام شدیم و در دو عملیات پدافندی محرم و والفجر مقدماتی حضور داشتیم .

 

7pep_img_6726.jpg

ذاکر و جانباز سید حسین جوادی فرزند سید ماشاءالله اهل شهر نراق15/10/1390

 

۰ نظر ۱۴ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۵۳
سلحشوران شهر نراق

مادرمُرده بذار اون بکوبه تو بخور

 کوچیک بودیم . برادرم مجتبی فرزند آخر خانواده و مورد توجه ویژه پدر و مادرم بود .

 

9ojc_1_(14).jpg

   احمد رمضانی

روزی سه نفره سر سفره نشسته بودیم و مجتبی تو دیزو با گوشکوب اُلبر (نخود و لوبیا) می کوبید و من می خوردم . یواشکی دیدم مادرم نیره خانم داره سقلمه به مجتبی می زنه و زیر لب بهش میگه مادرمُرده بذار اون بکوبه تو بخور .

 

   wp9l_103.jpg       ym2s_saharichikhordi.jpg

مجتبی رمضانی

 

ریفیقم بود

 خونه قدیم پدری سکونت داشتیم . فردین رحیمی تازه با برادرم علی رفیق شده بود . وقت و بی وقت فردین میومد درب منزل را دق الباب می کرد و بابام حاج غلامعلی با حرص و جوش می گفت علی کی بود؟

 

pyle_1.jpg        5s6q_تصویر۰۷۸۱.jpg

حاج غلامعلی رمضانی

 

علی هم طبق معمول  خیلی غلیظ می گفت ریفیقمه .

چند بار دیگر به همین منوال ماجرای زنگ زدن منزل تکرار شد و هر بار علی در مقابل سوال بابام می گفت ریفیقم بود .

   35iz_image5296.jpg   52fm_30941_100619060104861_776210641_n.jpg

علی رمضانی

آقام دیگه کاسه صبرش سر آمد و به علی گفت همچی میگی ریفیقمه که انکار هیمه را پشت من فرو می کنند .

 

 

دورم بگردی . بنداز دور این سیخچه(اسلحه کلاشینکف) را

 اواخر پاییز 1360 در سن 12 سالگی وارد بسیج شهر نراق شدم . شهریور برای دوره آموزش به همراه 25 نفر به آموزشگاه صفی آباد شهرستان محلات رفتم . وقتی مقابل بسیج نگهبانی می دادم احساس غرور می کردم .

 

47fj_image5356.jpg

  احمد رمضانی در حال نگهبانی جلوی بسیج نراق

 

لباس به تنم لق لق می کرد و انکار آویزان بود . هر کار می کردم انکار تفنگ از من بزرگتر بود . یه دوچرخه هم داشتم که مرتب تو بسیج دور می زدم .

xz96_احمدرمضانی.jpg

احمد رمضانی

 

تند تند رزمنده ها به جبهه اعزام می شدند و پشت سر هم به نراق شهید می آوردند . مادرم خانم نیره قجری سال 1356 داغ برادر جوانم حسن رمضانی را دیده بود و ترسید که در جنگ نیز این اتفاق تکرار شود .

11_2011-09-11_(4).jpg

                                                                                                                                              مرحوم حسن رمضانی

فلذا هر بار که از مقابل بسیج عبور می کرد و بر حسب اتفاق من را می دید میومد جلو و خیلی راحت و خودمونی با لهجه نراقی  می گفت :

دورم بگردی . خدا دیونتو نکنه . بنداز دور این سیخچه(اسلحه کلاشینکف) را . قربونم بری ایشاالله . بیا برو خونه .

ykqq_تصویر۰۷۸۵.jpg

          احمد در کنار مادر بزرگوارش

 

هر چی بهش می گفتم ننه من خجالت می کشم او بدتر می کرد . خلاصه یه روز فرمانده بسیج نراق حمید(امیر) حسینی اهل محلات که فتح المبین شهید شد متوجه شد و عذر منا خواست . گرچه من دست بردار از بسیج نبودم ولی رفتار ننه ام در جمع دوستان منا خجالت زده می کرد .  

mlem_1_(308).jpg

                                                                                                                                          حاج احمد با دوچرخه اش در گلزار شهدای نراق

زمان گذشت و در راه آزاد سازی خرمشهر برادرم محمد رضا که از موسسین بسیج بود به شهادت رسید . طاقت مادرم طاق شد . محمد دوست صمیمی برادرم روز تشیع جنازه سقلمه ای از مادرم نوش جان کرد .

dsgl_jksryjk145_(9).jpg epkf_1_(68).jpg
شهید محمدرضا رمضانی

 

شهادت برادرم کار را برای من سختر کرد ولی به هر شرایطی بود تا کنون بسیج و افکار بسیجی را ترک نکرده ام .  

 

 پرتاب گوشکوب در زیره

 روزی بابام حاج غلامعلی که پنبه زن بود با یه گونی پنبه اومد  . داد زد آهای ؟ دوباره گفت آهای زن؟ وقتی جوابی نشنید داد زد کسی تو این خراب شده نیست ؟ من گفتم بله بابا .

bwp4_تصویر۱۵۵۸.jpg

احمد رمضانی در کنار فرزندانش محمد امین و محمد عرفان

 

گفت جونم مرگ شده بدو کلید زیره(زیر زمین) را بیار . هل شدم کلید چوبی دندانه دار از بدشانسی بغل گوشکوب بود و اشتباه گوشکوب را براش بردم که سرم فریاد زد و گوشکوب را به سمتم پرتاب کرد که  جا خالی دادم .

 

 efw6_تصویر۱۵۶۰.jpg

حاج احمد رمضانی فرزند غلامعلی اهل شهر نراق 3/3/1391

۰ نظر ۱۲ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۹
سلحشوران شهر نراق

یکشنبه 11 اسفند 1392 در رقابت سخت و پُر تلاش جهت تعیین رئیس و هیئت مدیره حاج احمد ابوالحسنی نراقی با 125 رای به عنوان رئیس اتحادیه سازندگان کلیشه و لیتوگراف ؛ مُهر و پلاک چاپ اسکرین انتخاب گردید .

http://papna.ir/home/Files/images/1393405348.jpg
حاج احمد ابوالحسنی

 

احمد ابوالحسنی اهل شهر نراق و از رزمندگان فعال دفاع مقدس است که طی عملیات فتح المبین تاریخ 02/01/1361 پس از مجروحیت به اسارت نیروهای عراق در آمد. مقاومت هشت ساله وی در اردوگاه های عراق باعث چندین بار دستگیری و برخورد با او را به همراه داشت .

dwbn_1858_634358682573055014_l.jpg
ابوالحسنی از نیروهای متعهد و ولایتمدار می باشد و در دیداری که اول اسفند 1392 با مقام معظم رهبری داشت ضمن بوسیدن دست و صورت آیت الله خامنه ای به معظم له اظهار داشت مثل گذشته تا پای جان مطیع رهبرم و برای پیشرفت ایرانی آباد تلاش می کنم .

xxr_picture_122(5).jpg

اتحادیه سازندگان کلیشه و لیتوگراف، مهر و پلاک چاپ اسکرین در سال 1353 تاسیس شده و اکنون حدود 600 عضو دارای مجوز فعالیت دارد .موفقیت روزافزون حاج احمد ابوالحسنی باعث خوشنودی دوستان و همفکران و اهالی شهر نراق می باشد .

 

y3gw_url.jpg

سایت سلحشوران شهر نراق

۰ نظر ۱۱ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۵۱
سلحشوران شهر نراق

در طول هشت سال دفاع مقدس مردم فداکار شهر نراق کمک های اهدایی خود را با جان و دل برای رزمندگان در سرحدات میهن اسلامی ارسال نمودند .همچنین در حوادث غیر مترقبه از قبیل سیل و زلزله به هموطنان پیشقدم بودند .

http://www.khabarkhani.com/%D8%B9%DA%A9%D8%B3/2n96gq93q8u8wsk8wgsg4c44w/eyJ3IjoiNzE2IiwiaCI6IjQ5NyJ9/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AC%D9%86%DA%AF+%D8%AA%D8%AD%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D9%87%D9%87.jpg

اینک به یکی از کاروان های ارسال کمک به جبهه به نام " کاروان شهدای 7 تیر" اشاره می کنیم :

 

4fim_1_(14).jpg

 

محوطه بسیج شهر نراق قبل از ماموریت کاروان 7 تیر 15/4/1364

ایستاده از راست :
ناشناس مرحوم ماشاءالله(نعمت الله) آعلی فرج الله قجری مرحوم عبدالله پریشانیمرتضی قجری رضا رضایی جانباز متوفی حسین حیدری حجت الاسلام علی محمد مهدیزاده نراقی شعبان طالبی محمد رضا خسروی
نشسته از راست :
غلامحسین رزاقی جانباز متوفی محمود رزاقی مرحوم غلامرضا قاسمی مرحوم علی کرباسی عباس حیدری مصطفی آعلی مجید مجیدی

 

با مساعدت ستاد پشتیبانی جنگ و بسیج و همکاری بی شائبه امام جمعه شهر نراق حجت الاسلام هبت الله نوروزی فرزند حسنعلی           (1310 1382) تاریخ 15/4/1364 هدایای مردم شریف تحت عنوان کاروان شهدای 7 تیر به جبهه های جنوب منتقل گردید .

7bvs_64720614203988032943.jpg

اقلام اهدایی مردم که پاسدار علیمحمد کمره ای فرزند تقی به عنوان سرپرست پاسگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نراق لیست و امضاء نموده و از طرف پاسدار سید حسن باشی گزارش کرده به شرح ذیل است :


1- گوسفند(دام زنده) 140 راس
2- نان خشک محلی 3500 کیلوگرم برابر سه و نیم تن
3- خاکشیر 30 کیلوگرم
4- کلمن آب 8 عدد
5- لباس زیر مردانه 20 دست
6- کیسه و صابون 15 عدد
7- توتون برای استفاده در اطراف چادر انفرادی یک کارتن بزرگ
8-آبلیمو 5 کارتن 20 تایی
9- کمپوت 60 عدد
10- انواع کتاب 500 جلد
11- ماست محلی 8 حلب 17 کیلوگرمی(136 کیلوگرم)

 

cvf3_169.jpg


اغلب اقلام فوق الذکر توسط زنان سختکوش و همیشه یاور رزمندگان تهیه گردیده و زحمات آنان در طول هشت سال دفاع مقدس قابل تقدیر می باشد .

6mo7_image3347.jpg

 

پخت سه و نیم تُن نان خوشمزه و مقوی شهر نراق به دست بانوان گرانقدر در چندین تنور خانگی فقط در یک مرحله به این میزان زیاد بوده است . سراسر جنگ تحمیلی و هفتگی و ماهیانه این فداکاری ها ادامه و متداول بوده است .

 

dv6k_1_(19).jpg

جانباز متوفی حسین حیدری عباس حیدری مرحوم تقی کمره ای مرتضی قجری علیرضا باقری سلطانعلی قجری علی اکبر پورصادقی
عباس(حسینعلی) پیشه ور مرحوم عبدالله پریشانی فرج الله قجری رضا رضایی سید علی باشی

ماشین ها شامل کامیون داف متعلق به آقای شعبان طالبی فرزند محمد(غلام) و بنز خاور حاج علی محمد آعلی فرزند رضا به رانندگی استوار بازنشسته غلامرضا قاسمی فرزند علی(مرحوم) و کامیون بنز خاور آقای حسین عضایی فرزند ماشاءالله بودند .

 

x9q6_5877.jpg

انرژی اتمی آبادان مقر لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) تیر 1364
پاسدار عباس حیدری در کنار یکی از ماشین های اهدایی مردم نراق متعلق به حسین عضایی

 

18 نفر از خانواده های شهدا و علاقمندان به امام خمینی(ره) و سلحشوران مرز با یک دستگاه مینی بوس متعلق به آقای عباس(حسینعلی) پیشه ور فرزند غلام محمد جهت بازدید از جبهه ها و دیدار فرزندان همراه کاروان هفت تیر عازم گردیدند .

dbuc_170.jpg

سرپرست کاروان پاسدار جانباز حسین حیدری فرزند محمد علی(1341 - 1391) و روحانی و مبلغ کاروان حجت الاسلام علی محمد مهدیزاده نراقی فرزند ابوالفضل بودند .

 

1pta_image2864.jpg

محوطه ساختمان بسیج شهر نراق قبل از ماموریت کاروان اهدایی 15 تیر 1364
بنز خاور متعلق به آقای حسین عضایی فرزند ماشاءالله

از راست : سید علی باشی جانباز متوفی محمود رزاقی جانباز متوفی حسین حیدری حجت الاسلام علی محمد مهدیزاده نراقی

 

نراقی ها کمک های اهدایی مردم را به واحد تدارکات لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) مستقر در انرژی اتمی آبادان تحویل و رسید دریافت کردند . در قسمتی از رسید اقلام به شماره 1000-8-102 تاریخ 16/4/1364 نوشته شده :

... بدینوسیله تایید می گردد اجناس زیر تاریخ 16/4/1364 هدایای امت حزب الله و ایثارگر شهر نراق توسط برادر حسین حیدری(فرزند محمد علی) به انبار مرکزی لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) تحویل گردید .

 

gvo6_image3416.jpg

از راست : داخل ماشین مرحوم علی کرباسی مرتضی قجری مرحوم تقی کمره ایعباس حیدری علیرضا باقری محمد رضا قاسمی سلطانعلی قجری

 

لازم به ذکر است اطراف انرژی اتمی محوطه ای حصار شده مربوط به نگه داری دام های زنده وجود داشت که به مرور و به تناسب نیاز رزمنده ها کشتار و به آشپزخانه لشکر تحویل می دادند . مدتی آقای سیف الله اکبری مسئولیت تدارکات این واحد را عهده دار بود .

 

bpva_jkj_(3).jpg

بازدید از فتوحات جبهه تیر 1364
از راست : سلطانعلی قجری جانباز متوفی حسین حیدری عباس حیدری

 

اسامی افرادی که برای بازدید از فتوحات جبهه عازم شدند عبارتند از :

 

1- حسین حیدری فرزند محمد علی (مرحوم)
2- علی محمد مهدیزاده نراقی فرزند ابوالفضل
3- سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی
4- محمود ایزدی فرزند حسین
5- علی کرباسی فرزند علی اکبر(مرحوم)
6-حسن کرباسی فرزند علی(شهید)
7- سید علی باشی فرزند سید ابراهیم
8- تقی کمره ای فرزند رضا(مرحوم)
9- ماشاءالله(نعمت الله) آعلی فرزند رضا(مرحوم)
10- عبدالله پریشانی فرزند عباس(مرحوم)
11- سید آقا نصرت(نصرت الله) میرسلطانی فرزند سید محمود(مرحوم)
12-  رضا رضایی فرزند نظر
13- مرتضی قجری فرزند رمضان
14- علی اکبر پور صادقی فرزند محمد
15- فرج الله قجری فرزند نعمت الله
16- غلامحسین رزاقی فرزند حسن
17- عباس(حسینعلی) پیشه ور فرزند غلام محمد

18-

 

1vwg_اعزام_(10).jpg

 

سه نفر از این تعداد به عنوان نیروهای کمکی در کامیون ها کنار دست رانندگان بودند . رانندگان دفاع مقدس پس از تحویل اقلام اهدایی و استراحت به همراه حاج نعمت الله آعلی به شهر نراق بازگشتند .نراقی ها در شهر اهواز به منزل حاج احمد هلالی رفته و با ایشان و فرزندانش ملاقات کردند . خانواده محترم هلالی در سال اول جنگ تحمیلی در میان حدود 400 جنگزده در حسینیه و منازل مردم نراق اسکان یافته و دو سه سالی آنجا بودند .

مدت بازدید جبهه هفت روز و از مناطق انرژی اتمی آبادان اهواز خرمشهر و مسجد جامع آن- مهران و... بازدید به عمل آمده و با نیروهای مستقر در جبهه ها هم ملاقات داشته اند .

n0is_image3421.jpg

از راست : جانباز متوفی حسین حیدری شهید حسن کرباسی فرج الله قجری عباس(حسینعلی) پیشه ور محمد رضا قاسمی سید علی باشی

 

چند نفر از رزمندگان شهر نراق در جبهه حضور داشتند و همشهریان خودشان را برای بازدید از مناطق همراهی کردند و در عکس یادگاری مشهود هستند . از جمله آنان : محمد رضا(علی) قاسمی نراقی فرزند حسن - علیرضا باقری فرزند غلامرضا عباس حیدری فرزند حسن علیرضا اسماعیلی فرزند باباخان سیف الله اکبری فرزند شکرالله و... می باشند.

ewn5_image2871.jpg

از راست : مرحوم تقی کمره ای- شهید حسن کرباسی - سلطانعلی قجری - جانباز متوفی حسین حیدری

 

از بسیجیان حاج سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی و حاج محمود ایزدی فرزند حسین در ارائه مطلب و تکمیل اطلاعات فوق الذکر تشکر می شود .

 

b4po_image3432.jpg

۰ نظر ۱۰ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۹
سلحشوران شهر نراق

گور یا قَبر یا مدفن حفره‌ای در زمین است که مردگان را در آن به خاک می‌سپارند . واژه قبر به عربی " گور " می گویند که به صورت قُبور جمع بسته می‌شود.

vgs2_img_3094.jpg


اگر در مورد گور افراد با احترام یاد شود به آن آرامگاه یا مَقبره و اگر گور فرد محل زیارت شود به آن مزار گفته می‌شود . گور مقدسان و مرشدان دینی را تربت و خاک می‌نامند .

5oqy_img_3103.jpg


محلی که گورهای زیادی در آن در کنار هم کنده شود گورستان یا قبرستان نام دارد و شهرداری‌های ایران از دهه ۸۰ و ۹۰ شمسی اصطلاح آرامستان را نیز برای این منظور به‌کار می‌برند .

tjz0_img_3110.jpg

 

اولین متوفی که در قبرستان پایین شهر نراق دفن شد مرحوم محمد رضا صالحی فرزند صادق تاریخ 8/5/1349 ( 43 سال قبل) می باشد که در اثر تصادف اتومبیل در سن 91 سالگی دارفانی را وداع گفت .


8jdd_img_3105.jpg
سنگ قبر مرحوم محمدرضا صالحی

گور ایشان توسط آقای رمضان قجری فرزند حبیب الله( . - 1391) کَنده شد . آقای صالحی توسط دو دامادش حاج قاسم اصفهانی فرزند عباس و مرحوم سید جلال جلالی فرزند سید تقی جهت معالجه به بیمارستانی در قم مشایعت می شد که ماشین مابین دودهک و نیزار تصادف و هر سه مصدوم می شوند .

zzwi_img_3109.jpg

 

 آقا محمد رضا به بیمارستان شهرستان محلات منتقل ولی به علت صدمات و آسیب های وارده فوت می کند . دومین متوفی مرحوم غلامرضا حسینی فرزند حسین تاریخ 25/5/1349 پس از 17 روز از مرده اول می میرد که کنار محمد رضا صالحی دفن می شود . آقای حسینی دارای دو فرزند به اسامی سلطانعلی و رضا می باشد .


q2x_img_3107.jpg

سنگ قبر مرحوم غلامرضا حسینی

قبرستان فعلی شهر نراق ملک شخصی حاج عبدالکریم احمدی فرزند حبیب الله و زمانی باغ بوده که برای دفن عمومی اموات مسلمین در سال 1349 وقف و اهدا گردید .

4afj_img_1736.jpg

مرحوم حاج عبدالکریم احمدی


حاج عبدالکریم احمدی متولد 1275 در سال 1321 یعنی 70 سال پیش و قبل آن کارمند پست و تلگراف نراق بود . ایشان تاریخ 07/05/1352 از دنیای فانی رفت و در همین قبرستان در مقبره خودش به خاک ابدی سپرده شد .

qbo4_img_3118.jpg

پس از آن در سال ... مرحوم حاج احمد دستمالچی فرزند... (و فرزندش حاج حسین دستمالچی ) قطعه زمین دیگری اهدا نمودند که به وسعت گورستان افزوده و از قناس بودن نیز خارج گردید . همچنین در سال 1391 حاج حسین اکبری فرزند ... قطعه زمینی در جوار این مکان وقف و اهدا کرده اند که مساحت وادی السلام را در آینده افزایش خواهد داد .

به پیشنهاد آقای میرزاعلی قجری فرزند غلامعلی یکی از اعضای شورای اسلامی شهر نراق در دوره دوم (1381 الی 1385) مقرر شد نامی برای قبرستان پایین انتخاب شود .

cgwb_img_3117.jpg

از میان سه گزینه پیشنهادی نام " وادی السلام " به دلیل اهمیتش در نجف عراق برای گورستان در نظر گرفته شد و پس از نصب تابلو تا کنون به این نام بین مردم مشهور می باشد .

mnyg_img_3096.jpg

شهرداری نراق امکانات مناسبی در قبرستان وادی السلام ایجاد کرده که مهمترین آن : ایجاد نور کافی در محوطه سازیپارکینگ - درختکاری - جدول کشی آب آشامیدنی مکان مناسب برای اقامه نماز میت - غسالخانه سرویس بهداشتی و... می باشد .

xc0k_img_3100.jpg    t86j_img_3099.jpg

شب های جمعه قریب به اتفاق مردم نراق برای فرستادن صلوات و توزیع نذری و فاتحه خوانی اهل قبور از منازل خود خارج می شوند . علی رغم ارادتمندی مردم اخیرا شاهد کم توجهی جمعیت به گلزار شهیدان و امامزاده سلیمان هستیم .

xe0q_img_3111.jpg

قبلا محل اجتماع و گپ و گفت و پرداختن به مسائل اخروی در گلزار شهیدان و حومه امامزاده سلیمان صورت می گرفت . ولی اکنون بیشترین تجمع و حضور طولانی افراد در وادی السلام انجام می گیرد .

 

ybo9_img_3095.jpg

۰ نظر ۰۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۹
سلحشوران شهر نراق

بسیج به لحاظ لغوی به معنای سامان و اسباب ساز و سازمان جنگ ؛ عزم و اراده ، آماده سفر شدن و آماده ساختن نیروهای نظامی یک کشور برای جنگ می باشد ). دهخدا )

 به جهت نیاز و ضرورت ؛ رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) تاریخ 5 آذر 1358 فرمان تشکیل بسیج مستضعفین را صادر فرمودند .

vrp7_0989e6ee-45f9-46c4-b241-26c794cffc9a.jpg

نیروهای جان بر کف از هر خانواده ای دور هم جمع شده و بسیج را راه اندازی و فعالیت خودشان را برای حفظ دستاوردهای انقلاب شروع کردند . تاریخ 10/5/1360 ساختمان متروکه درمانگاه صفایی را به عنوان اولین پایگاه در اختیار گرفتند . این نیروها نیاز به آموزش های مختلف داشتند که به سه نمونه آن اشاره می شود :

45fh_81028996-5475904.jpg

اولین دوره آموزش عمومی بسیجیان نراق در صفی آباد محلات


اولین دوره آموزش بسیجیان نراق و محلات نوروز 1360 به مدت چهارده روز در منطقه صفی آباد محلات انجام گرفت که آن موقع مزرعه بزرگ و دارای چندین اتاق بود .

zg05_khazaen1.jpg

در آموزشگاه صفی آباد آقایان علی اصغر هادی زاده محلاتی فرزند محمد مشهور به حاج کویت و پاسدار سید محمد حسینی فرزند عباس مربیان آموزش بودند. یک مربی دیگر به نام مجتبی شعبانی اهل محلات نیز مختص تدریس کلاس آر. پی. جی هفت بود .

e0xi_13.jpg

ایستاده از راست : شهید ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی شهید مظاهر لطفی فرزند محمد محمود مرادی فرزند علیرضا(علی یدالله) شهید غلامرضا قجری فرزند علی
نشسته از راست : جانباز متوفی حسین حیدری فرزند محمد علی شهید محمد رضا بخشی فرزند عباس اکبر قجری فرزند احمد

یکی از ویژگی این دوره آموزش این بود که بسیجیان برای اولین بار مدتی از خانواده و شهر دور بودند و راه را برای ماموریت های خطیر آینده هموار می نمودند. بسیجیان نراق 14 نفر و تاریخ اعزام به دوره آموزش 29/12/1359 لغایت 13/1/1360 بود.علت اعزام در ایام نوروز و تعطیلات عید به دلیل تحصیلات اغلب بسیجیان در دوره متوسطه(سوم و چهارم دبیرستان) بود.

3uhp_1_(38).jpg

ایستاده ها : پاسدار مصطفی قجری فرزند رمضان شهید غلامرضا قجری فرزند علی احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله مربی آموزش سید محمد حسینی فرزند سید عباس


فراگیران آموزش در صفی آباد محلات عبارتند از :

 

1- سید غلامرضا باشی فرزند سید علی(شهید)

2- عبدالله محمودی فرزند علی (شهید)

3- عباس رمضانی فرزند حسن(شهید)

4- محمد رضا بخشی فرزند عباس(شهید)

5- مهدی عباسی فرزند غلام محمد(شهید)

6- غلامرضا قجری فرزند علی (شهید)

7- عباس باقری فرزند حسین علی(آزاده جانباز)

8- احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله(آزاده جانباز)

9- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی(جانباز)

10- اکبر قجری فرزند احمد(جانباز)

11- حسین حیدری فرزند محمدعلی(جانباز متوفی)

12- مهدی ایزدی فرزند عباس

13- محمد رضا رحمانی فرزند نصرالله

14- محمد عضایی فرزند ابراهیم

 

لازم به یادآوری است شش نفر از افراد فوق بعدا در جنگ به شهادت رسیدند . دو نفرشان پس از مجروحیت به اسارت دشمن درآمدند و اکنون از آزادگان سرافراز می باشند. از نیروهای محلات نیز اغلب شهید و اسیر و مجروح جنگ می باشند .

wxkd_1_19262218615116004494.jpg

یکی از تفنگ های آن مقطع ام یک ساخت آمریکا بود که در حال حاضر از چرخه سازمانی خارج گردیده است . شانه خشاب این تفنگ هشت تیری از بالا به وسیله انگشت شصت تغذیه می شد . و چون سخت جا می رفت اغلب انگشت شصت بسیجیان آسیب می دید .گلنگدن مخصوصی داشت و اسلحه ای بلند و نسبتا سنگین و قدرتمندی بود . ولی ناچارا باید آموزش آن فرا گرفته می شد


http://www.vaultroyale.com/RoyalGunnery/Archive_02/AK47_M1Garand_01.jpg

آموزش کوکتل مولوتف با استفاده ازبطری شیشه ای و پارچه به جای فتیله و ماده سوختی مثل نفت نیز مرسوم بود که چند نوبت از این وسیله در تمرین استفاده گردید .از کوکتل مولوتف در اوایل جنگ توسط رزمندگان در خرمشهر بر علیه تانک های عراقی خصوصا با پرتاب از پشت بام منازل استفاده گردید .

cgl5_index.jpg

علت فراگیری کوکتل مولوتف و سه راهی جهت استفاده در جنگ های چریکی و خیابانی نیز مورد استفاده قرار می گیرد .

نحوه شلیک نارنجک انداز تفنگی به وسیله اسلحه ژ3 که در ابتدای جنگ خصوصا جنگ های با فاصله نزدیک کاربرد داشت آموزش داده می شد . نارنجک به شکل استوانه به دهانه تفنگ متصل می شد و قنداق اسلحه روی زمین و کنار تو رفتگی پا با کمی زاویه محکم می گردید و به تخمین فاصله که حدود زاویه 45 درجه را تشکیل میداد شلیک می شد .

b7ol_untitled-1.jpg

ایستاده ها : مصطفی قجری فرزند رمضان - مربی آموزش سید محمد حسینی فرزند سید عباس

 

فرود نارنجک تفنگی به صورت قوسی و شبیه خمپاره به هدف اصابت می کرد . رزمنده باید با مقاومت تفنگ را نگهداری می نمود تا لگد حاصل از شلیک آسیبی به فرد وارد نکند . اولویت در همه آموزش ها مباحث و کلاس های ایدئولوزی و عقیدتی و به ویزه جهان بینی اسلامی بود .

از مشهورترین مربیان آموزش نیز آقای علی اصغر هادی زاده محلاتی مشهور به حاج کویت (نماینده دوره های پنجم و ششم مجلس) و پاسدار سید محمد حسینی فرزند عباس مشهور به محمد عباس از اهالی محلات بودند.

v2xr_186470_551.jpg

 علی اصغر هادی زاده محلاتی

فراگیران آموزش به صورت گروهی در روز 12 فروردین 1360 به مناسبت روز جمهوری اسلامی ایران به شهرستان محلات وارد و رژه باشکوهی را همراه با پاسداران در مقابل مردم انجام دادند. بسیجیان پس از پایان دوره در بیابانی در شهرستان محلات بر سیبل های مشخص تیراندازی نموده و نمرات لازم را از مربیان خود دریافت کردند .

xrc_12.jpg

بسیجیان نراق در حال حرکت به سمت میدان تیر در محلات

 

یکی دو نفراز نیروهای آموزش دیده روز میدان تیر نبودند از جمله محمد رضا رحمانی که به جای آنها افرادی که قبلا فعالیت انقلابی داشتند برای برنامه در میدان تیر جایگزین شدند که از جمله محمود مرادی فرزند علیرضا(علی یدالله) و مظاهر لطفی فرزند محمد بودند .

jxqe_11.jpg

ایستاده ها : مصطفی قجری فرزند رمضان - مربی آموزش سید محمد حسینی فرزند سید عباس
بسیجیان در حال تیراندازی : شهید ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلیمحمود مرادی نراقی فرزند علیرضا کاپشن سفید شهید مهدی عباسی فرزند غلام محمد

 

یکی از این بسیجیان آموزش دیده به نام مهدی ایزدی به عنوان اولین نیروی بسیجی اعزامی به جبهه در تاریخ 18/1/1360 با نیروهایی از محلات رهسپار جبهه جنوب در سه راهی دارخوین گردید .

28v0_image5041.jpg

          مهدی ایزدی

وی پس از پایان ماموریت در تاریخ 15/03/1360 با یکی دیگر از بسیجیان به نام اکبر قجری فرزند احمد به خدمت مقدس سربازی در جبهه های جنگ اعزام شدند. فرمانده هان بسیج شهرستان محلات حجت الاسلام پاسدارحیدر ظهرابی و حسن رضوانی فرزند مدیر بودند و بسیجیان نراقی را به خوبی می شناختند و احترام می گذاشتند و شاید هم می دانستند که این شیران بیشه شجاعت در آینده نزدیک چهره های ماندگار تاریخ خواهند شد.

 

http://itna.ir/images/docs/000017/n00017641-b.jpg

        حسن رضوانی

 یک دوره آموزش دیگرعده ای از نیروها که چهار ماه بعد جزء موسسین بسیج نراق گردیدند حدود اوایل بهار سال 1360 به مدت یک هفته طول کشید و در اردوگاه منظریه واقع در شمال تهران که اکنون به آن اردوگاه شهید باهنر می گویند صورت گرفت.

f3cp_untitled-12.jpg

                                                                                                                                                                                                 سید مجتبی میرکریمی

اکثر نیروهای بسیج که مرداد 1360 در ساختمان متروکه درمانگاه صفایی مستقر شدند به صورت پراکنده آموزش هایی دیگری را سپری کرده بودند .

 

دومین دوره آموزش بسیجیان نراق در صفی آباد محلات

 

دومین گروه اعزامی بسیجیان نراق برای آموزش به مدت دو هفته در تیر ماه 1360 در صفی آباد محلات انجام گرفت .

 

اسامی فراگیران آموزش عبارتند از :

 

1- قاسم جعفری فرزند ابراهیم (شهید)

2- سید مجتبی میرکریمی فرزند سید علی(جانباز)

3- محمد قجری فرزند میرزاعلی(جانباز)

4- علی رضایی فرزند رضا(جانباز)

mi3u_2011-11-05_(5).jpg

ایستاده از راست : سید مجتبی میرکریمی فرزند سید علی شهید قاسم جعفری فرزند ابراهیم
نشسته از راست : محمد قجری فرزند علی علی رضایی فرزند رضا نطر

 

این چهار نفر با تعدادی از بسیجیان محلات و حومه برای اعزام به جبهه ها آموزش دیده بودند . یکی از نیروهای شاخص شهرستان محلات محمد رضا (مسلم) شاهرخی فرزند لطف الله متولد 1345 بود . سرتیپ شاهرخی حماسه های زیادی در دفاع مقدس و کردستان از خود باقی گذاشت و سرانجام تاریخ 15/7/1385 در اثر تصادف در محور سلفچگان قم بدرود حیات گفت .

eoqz_1_(116).jpg

                                                                                                                                                                                               سردار شهید قاسم جعفری

 

دو نفر از مربیان مشهور این دوره پاسداران غلامرضا صالحی و نورالله رجبی فرزند ولی الله از اهالی محلات بودند .

 

 

سومین دوره آموزش بسیجیان نراق در صفی آباد محلات

 

سومین گروه بسیجیان نراق برای دوره آموزش عمومی اواخر شهریور 1360 به آموزشگاه صفی آباد شهرستان محلات اعزام شدند تا خود را برای حضور در جبهه ها و پشت جبهه آماده نمایند .

x0zf_untitled-11.jpg

از راست : سید مجتبی میرکریمی فرزند سید علی مرحوم محمد رضا(مسلم) شاهرخی فرزند لطف الله

 

اسامی فراگیران این دوره هشت روزه عبارتند از :

 

1- مصطفی طالبی فرزند حسین(شهید)

2- اسماعیل حبیبی فرزند اکبر

3- هادی ایزدی فرزند عباس

4- حسن ترابی فرزند فتح الله

5- حسن نباتی فرزند مندعلی

6- رضا کریمی فرزند علی اکبر

7- رحیم عباسی فرزند علیرضا

8- علیرضا سرطاقی فرزند شیرعلی

9- سید اکبر کاظمی فرزند سید محمد

10- علی اشرف پورصادقی فرزند علی اکبر

11- علی محمد کریمی نراقی فرزند ابوالفضل

12- احمدرضا کاظمی فرزند قاسم(متوفی)

13- رضا محمودی فرزند حسن

14- احمد رمضانی فرزند غلامعلی

15- سید صدر موسوی فرزند سید حسین

16- علی رضایی فرزند اصغر

17- محسن عبدلی فرزند حسین

18- علیرضا عباسی فرزند غلام محمد

19- حسین کرباسی فرزند علی(متوفی)

20- محمد رمضانی فرزند علیرضا

21- سید محمد میرقاسمی فرزند سید جلال

22- محمد کریمی فرزند یوسفعلی (فرزند رئیس سابق اداره پست نراق)

23- ابوالفضل کریمی راد فرزند تقی

24- نبی الله مظفری فرزند عزیز

25-

 

دو نفر از مربیان این دوره پاسداران نورالله رجبی و غلامرضا صالحی بوده اند .

 

zkwv_fvguovo.jpg

مصطفی طالبی (شهید) در مراسم صبحگاه صفی آباد و نرمش و قدم رو شعارهای حماسی می داد و بقیه جواب وی را می دادند و روحیه خود را با شعارهای جبهه تقویت می کردند .همچنین در صفی آباد بعضی از نیروها در جمع بسیجیان شهرستان محلات آموزش خود را فرا گرفتند که از جمله مهدی جعفری فرزند علی ومظاهر پیشه ور فرزند حسین و ... می باشند .

mz5_untitled-16.jpg

ایستاده از راست : مرحوم محمد رضا(مسلم) شاهرخی فرزند لطف الله - علی رضایی فرزند رضا نطر - شهید قاسم جعفری فرزند ابراهیم
نشسته از راست : شهید سید عطاءالله حسینی فرزند سید غلامعلی - سید مجتبی میرکریمی فرزند سید علی محمد قجری فرزند علی ناشناس

 

از سال 1361 به بعد مانور و آموزش ها در بسیج و حومه شهر نراق از جمله منطقه چالنخچیر و شریف آباد و... ادامه یافت . دو نفر ازمربیان این دوره پاسداران قدرت الله آقاصادقی و سید حسن باشی(حسینی نژاد) بودند .

 

ahec_مذهبی-ودینی.png

                                                                                                      

۰ نظر ۰۸ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۵۱
سلحشوران شهر نراق

مفقودالاثر فرامرز محمدی فرزند مسلم طی عملیات پیروز بیت المقدس در اردیبهشت 1361 به شهادت رسید .

 

b6e2_img_۲۰۱۴۰۲۲۲_۲۲۵۲۰۸.jpg

شهید مفقودالاثر فرامرز محمدی

 

خونین شهر آزاد شد و به همان نام نیکویش خرمشهر تبدیل گشت . لیکن پیکر مطهر برادر خانم بنده همچنان در نوار مرزی ایران و عراق از سلحشوری و حماسه آفرینی مردم ایران زمین پاسبانی و حفاظت می کند .


 

r38j_dsc_0154.jpg       sqsn_img_9399.jpg

شهید فرامرز محمدی                     غلامحسین ایزدی


خانواده اش که اهل دودهک از توابع دلیجان می باشند همچنان پس از گذشت 31 سال در انتظار تکه لباس و استخوانی هستند تا عقده های سالیان طولانی چشم انتظاری را خالی کرده و خود را تسکین دهند  .

در عین حال امیدوارانه زندگی با امیدشان را سپری کرده و به پیشرفت ایرانی سربلند که شهیدان پی گیر بودند می اندیشند . پیروی راه شهدا آرمانی فراموش نشدنی است .

lgk_img_4208.jpg

غلامحسین ایزدی فرزند حسن اهل شهر نراق 1/6/1391

۰ نظر ۰۵ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۸
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook