سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


بایـگـانی
آخـریـن مـطـالـب

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

ضرب المثل های رایج در شهر نراق که آقای حسام الدین نراقی پور در زمان حیاتش سال 1378 جمع آوری نموده است :

fputitj8o1wryfg9fxl5.jpg


1) این خر نشد یک خر دگر پالان بدوز رنگی دگر .

2) جایی که شتر بود به یک غاز ؛ خر قیمت واقعی ندارد

3) آب که سر بالایی بره غورباقه ابوعطا می خونه

4) از خر میپرسی شنبه کی است .

5) زمستان میرود اما سیاهی به ذغال می ماند .

6) شتر گم کرده پی افسارش می گردد .

7) خر لخت را پالانش را بر نمی دارد .

8) طغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام کاسه لیسان .

9) گر صبر کنی ز غوره حلوا سازند .

10) خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی

 

zbbx7ngrarxq8ju0fi3h.jpg

 

11) علف باید به دهن بزی شیرین باشد .

12) آسیاب به نوبت است .

13) دیگ به دیگ می گه رویت سیاه سه پایه میگه صل علاء .

14) آفتابه خرج لحیم .

15) تو سرش بزنی پهن میشه .

16) شاید کاسه ای زیر نیم کاسه باشه .

17) جوجه را آخر پاییز می شمارند .

18) کافر همه را به کیش خود پندارد .

19) دوستی خاله خرسه .

20) خلاف مسیر آب شنا کردن عاقلانه نیس .

 

cjxgpvvdwsniy0g518ji.jpg

 

21) قورباغه سربالایی آب ؛ ابو عطا میخواند .

22) علاج واقعه را باید قبل از وقوع کرد .

23) اگر نخوردیم نان گندم دیدیم دست مردم .

24) سرنا را از سر گشاد میزنند .

25) فرزند عزیز نور دیده ؛ از دبه کسی ضرر ندیده.

26) مرغ را برای تخمش می خواهند نه غدغدش .

27) آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد .

28) فلانی را به ده راه نمی دادند سراغ خانه کدخدا را می گرفت .

29) از فلانی غیظم میگرفت .

30) دماغتون چاقه .

 

uodcmock6ifvghkd1d58.jpg

 

31) کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم می رسه .

32) آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته .

33) هر که به فکر خویشه کوسه به فکر ریشه .

34) آش نخورده و دهن سوخته .

35) هر میمونی که زشتره ؛ ادا و اصولش بیشتره .

36) چاه نکن بهر کسی اول خودت دوم کسی .

37) یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگران .

38) یک چیزی میدهم سرونه دخترم خونه نمونه .

39) کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی .

40- کَک به تومّانشه ( کَک وقتی داخل لباسهای کسی میرود طرف را حول و ولا بر می دارد.

 

xwgj3ivfwwwxt7iul4p.jpg

 

41- طلا که پاکه چه منت از خاکه. (کنایه به دزد ودست کج نبودن را می رساند)

42- حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی(کنایه از زحمت وخرج کردن برای کسی که قدر شناس نباشد)

43- موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست.

44- وعده سر خرمن (کنایه از وعده های پوچ وبی اساس)

45- جوجه را آخر پاییز می شمارند (کنایه از نتیجه کار آخر مشخص می شود)

46- کوری که عصا کش کور دیگر است. (کنایه از راهنمایی از کسی که خودش راه وچاه را بلد نیست)

47- غوز بالا غوز (کنایه از مشکل یا مصیبتی که در پی مصیبت دیگر رخ دهد)

48- علف دَم آخور تلخه(در مورد چیزی گویند که انسان بدان دسترسی دارد، اما مورد پسندش نیست)

 

6o5vw9qwi5h7dxvlnslm.jpg

استاد حسام الدین نراقی پور فرزند احمد تاریخ 20 مهر 1311 در شهر نراق تولد یافت . ایشان فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه تهران و ریاست آموزش و پرورش شهرهای تهران( منطقه 8 )، بروجرد ، محلات ، بابل و گرگان را عهده دار بود تا اینکه بازنشسته گردید . نامبرده تاریخ 2 آذر 1391 در سن 80 سالگی بدرود حیات نمود .

xn6n11tblykcekdwisvu.jpg

از مهندس کامران نراقی پور فرزند برومند آقا حسام الدین از بابت تحویل این اسناد و از سرکار خانم زینب السادات موسویان فرزند سید تقی نیز از بابت تایپ این مجموعه کمال تشکر را داریم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

۰ نظر ۲۷ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۴۱
سلحشوران شهر نراق

 

مقرر بود آیت الله سید روح‌الله خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب تاریخ ۶ بهمن ۱۳۵۷ از فرانسه وارد ایران شود ولی دولت شاپور بختیار فرودگاه‌ها را بسته اعلام کرد. بسته شدن فرودگاه‌ها بر دامنه اعتراضات مردمی و اعتصابات انجامید.

aoaxwpturk6cb9fzap.jpg

امام خمینی(ره) در تبعید اعلام کرد که به محض باز شدن فرودگاه‌ها به کشور بازخواهد گشت و مردم را به ادامه اعتراضات دعوت کرد تا اینکه ۹ بهمن ۱۳۵۷ فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد .مردم شعار می دادند :


خمینی خمینی قلب من باند فرودگاه توست                                                       وای به حالت بختیار اگر خمینی دیر بیاد


16 روز از فرار شاه خائن گذشته بود که تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه پرواز چارتر هواپیمای بوئینک 747 ایرفرانس که خلبان آن ژان معی بود از فرودگاه شارل دوگل پاریس در باند 11 فرودگاه مهرآباد تهران بر زمین نشست و محبوب قلب ها پس از 15 سال تبعید و دوری به وطن بازگشت .

1b6669l8eorfje1cy1q3.jpg

پرواز شماره 4721 حدود 500 هزار تومان توسط حاج مهدی عراقی و دوستانش در فرانسه اجاره و هزینه اش را بازاریان مذهبی از جمله علی بابایی و حاج محمد انوری زاده تقبل نمودند . بیمه هواپیما و سرنشینان توسط بازاریان تهران و چند شهر از جمله تاجر مشهور اهل اصفهان آقای علاالدین میرمحمد صادقی عضو حزب موتلفه اسلامی تضمین گردید .

 zlo0364guajo1id6qy5.jpg

زن و کودکی در این پرواز شش ساعته حضور نداشت و همسر محترمه حضرت امام خانم خدیجه ثقفی فرزند میرزا محمد مشهور به قدسی ایران و دیگران با پروازهای بعدی رهسپار وطن شدند . مهمانداران زن هواپیمای فرانسوی نیز به احترام امام از پوشش روسری استفاده کردند .

hfl9ybbok7t9vdqpf5c.jpg

از مجموع 400 صندلی بیش از 250 آن عمدا خالی ماند و حدود 120 خبرنگار خارجی و چند خبرنگار ایرانی و 30 نفر از همراهان و علاقمندان رهبر در پروازی که حداکثر ظرفیت سوخت را داشت حضور داشتند . چون تضمینی وجود نداشت مجبور بودند حداقل افراد در پرواز لحاظ گردد ولی رهبر در همه شرایط آرام بود . امام ابتدا از پذیرفتن جلیقه ضد گلوله پرهیز داشت ولی به دلیل سفارش اطرافیان از جمله حاج مهدی عراقی و صادق قطب زاده جلیقه را زیر عبایشان پوشید امّا داخل هواپیما ساعاتی آن را به دلیل سنگینی از تَن در آورد .

 7o144mvbjay55meus7u.jpg

این هواپیمای سال 1970(1349 شمسی) وارد ناوگان شرکت ایرفرانس شده و سال 1994(1372شمسی) به قبرستان اوکلوهماسیتی آمریکا تحویل شد تا اوراق گردد . جمهوری اسلامی علاقه داشت این هواپیما را برای استفاده تاریخی در موزه خریداری نماید که موفقیتی حاصل نگردید . تعدادی از افرادی که 12 بهمن 1357 در پرواز مشهور به انقلاب همراه با امام خمینی(ره) از پاریس به تهران حضور داشتند برای اولین بار توسط وبلاگ سلحشوران شهر نراق به صورت متمرکز معرفی می گردد .

                                                                                  aqnv9v7n6tcd7wehv90n.jpg

اسامی بیش از نیمی از کسانی که همراه آیت الله سید روح الله خمینی(ره) رهبر انقلاب با مشخصات کامل پس از مطالعه زیاد جمع بندی و در یک لیست به صورت ذیل ارائه می شود :

 

1- حجت الاسلام سید احمد مصطفوی فرزند سید روح الله(1324 1373)

2- حجت الاسلام محمدعلی صدوقی فرزند محمد(1328 1390)

3- حجت الاسلام سید محمود دعایی فرزند سید محمد(1320 0)

4- حجت اسلام محمد منتظری فرزند حسینعلی (1323 شهادت 1360)

5- حجت الاسلام سید محمد موسوی خوئینی ها فرزند سید حسین (1320 0 )

6- حجت الاسلام حسن لاهوتی اشکوری فرزند نصرالله (1306 سکته در زندان 1360)

7-محمدمهدی ابراهیمی عراقی فرزند غلامعلی مشهور به حاج مهدی عراقی(1309-شهادت1358)

8- دکتر تقی ابتکار فرزند احمد (1311 1379)

9- دکتر سید ابوالحسن بنی صدر فرزند سید نصرالله(1312 0)

10- دکتر صادق طباطبایی فرزند محمدباقر(1322 0)

11- دکترصادق قطب زاده فرزند حسین(1314 اعدام 24/6/1361)

12- دکتر ابراهیم یزدی فرزند محمد صادق(1310 0)

13- دکتر حسن ابراهیم حبیبی فرزند باقر(1315 1391)

14- دکتر احمد غضنفرپور فرزند کریم(1321 0)

15- دکتر محمد حسن(محسن) سازگارا فرزند محمدعلی(1333 0)

16- دکتر محمد مکری کیوانپور کرمانشاهی فرزند عبدالله(1298 1386)

17- دکتر داریوش فروهر فرزند صادق (1307 ترور1377)

18- سید رسول صدرعاملی فرزند حجت الاسلام والمسلمین سید فخرالدین (برادر شهید سید حسین صدر عاملی) به عنوان خبرنگار فعّال و عکاس با روزنامه اطلاعات همکاری داشت .

19- شاهرخ حاتمی فرزند ... یکی از عکاسان ایرانی که در اروپا نیز فعالیت هنری انجام می داد در پرواز انقلاب حضور و از رهبر و انقلاب ایران عکس های تاریخی انداخته است.

20-

 

* هنگامی که هواپیما بر زمین فرود آمد آیت الله سید مرتضی پسندیده فرزند سید مصطفی(1275 1375) برادر بزرگ رهبر و آیت الله مرتضی مطهری فرزند محمدحسین(1298 شهادت 1358) به داخل هواپیما رفته و امام خمینی را در آغوش گرفته و خیرمقدم می گویند .

63a24lsawixy18o0ezl.jpg

بعد آیت الله پسندیده جلوتر از بقیه پیاده و به دنبال ایشان برادرش آقا سید روح الله و برادر زاده اش آقا سید احمد و آقای مطهری و همراهان از پله های هواپیما پیاده می شوند.


*
مهماندار که دست راست آیت الله خمینی(ره) را در دست خود دارد و از پلکان هواپیما پایین می آیند به نام ژرژان فابین باتااوش مشهور به رضا آهی معرفی گردیده و به زبان فارسی نیز مسلط است .

5l0xnd1vhff0hot5eh9v.jpg

بعضا گفته شده او فوت نموده ولی دهه فجر سال 1388 باتااوش معامله خبری با نیروهای دولتی ایران برای منافع مادی را داشته که موفق نمی گردد . باتااوش گفته دارای همسر ایرانی به نام بیتا آهی با دو فرزند بودیم که از هم جدا شده ایم .

*
آقای پیتر شول لاتور نویسنده و خبرنگار آلمانی در بین مسیر در طبقه دوم هواپیمای انقلاب با رهبر عظیم الشان ایران مصاحبه نمود . وی مرداد 1393 درگذشت .

9ke33g55h3vx1lrfrvxj.jpg

* یکی از عکاسان فرانسوی به نام میشل ستبون در پرواز بود . ایشان به خاطر عکس گرفتن از آیت الله خمینی(ره) در باغ روستای نوفل لوشاتو در زیر درخت سیب که به پُشتی تکیه داده مشهور گردید . وی عکس های منحصر به فرد دیگری از رهبر و انقلاب ایران گرفت و در جهان ممتاز گردید .

t8kwzoq0m75bckn1566l.jpg

* دکتر نصیر تامارا خبرنگار کشور اندونزی به عنوان تنها خبرنگار اندونزیایی که هنگام مراجعت حضرت امام خمینی (س) به میهن اسلامی در معیت ایشان بود .

 معمار انقلاب مورد استقبال بیش از سه میلیون ایرانی مشتاق مسیر 32 کیلومتری فرودگاه تا بهشت زهرا(س) قرار گرفت و ساعت 13در قطعه 17مدفن شهدای انقلاب سخنرانی فرمود .

j3leued74p0nxq1aa9a0.jpg

از شهر نراق تعدادی از انقلابیون مثل علی رعیتی راد فرزند حسین - حسین نباتی فرزند مندعلی رمضان و علیرضا قجری(شهید) فرزندان سلطانعلی یک دستگاه ماشین پیکان متعلق به آقای غلامحسین آقاعباسی فرزند علی اکبر(1330 1368) را کرایه کرده و راهی بهشت زهرا(س) تهران شدند تا رهبر فرزانه را از نزدیک رویت کنند .انقلابیون دیگری نیز برای استقبال از امام خمینی(ره) به طور انفرادی از نراق راهی تهران شدند که نمونه آن علی(میرزاعلی) کمره ای فرزند فتحعلی بود که شب 12 بهمن در بهشت زهرا(س) سرما را تحمل کرد تا صبح روز بعد به معشوقش برسد .

 

cfyi0y1aro2yhrz2bz4q.jpg

 بر حسب اتفاق دو نراقی دیگر به اسامی علیرضا غفاری فرزند رضا و اصغر طحانی فرزند عزیز را آنجا دیده و همراه هم با جمعیت کلان دیگر شب سرد زمستان را به سر کرده تا 12 بهمن امام وارد قطعه 17 گردید و مورد استقبال بی نظیر مردم قرار گرفت و سخنرانی فرمودند .    از نمونه های دیگر مسلم مرادی فرزند نصرالله(1328 1381) بود که ایشان نیز برای استقبال از بازگشت رهبر خود را به تهران رساند و تا روزی که زندانیان سیاسی توسط مردم از زندان های شاه آزاد شدند همچنان بین نراق و تهران تردد می کرد .

ia6oav2f1l5sop54ps26.jpg

عباس باقری فرزند حسینعلی نیز خود را به تهران رساند و در خیابان های منتهی به کشتارگاه و در مسیر بهشت زهرا(س) در جمع مشتاقان و منتظرین رهبر ایستاد . مسیر 32 کیلومتری که قائد عظیم الشان آیت الله خمینی(ره) عبور می کرد شاخه های گل چیده شده بود . نراقی های ساکن تهران نیز به هر طریقی یا در مسیر 32 کیلومتر فرودگاه تا انتهای مسیر مشغول استقبال بودند و یا در محل سخنرانی حضرت امام در قطعه 17 حضور داشتند .

m8e9dhdg7g798dxd023l.jpg

ایرانیان مشتاق در سراسر میهن پهناور منتظر بودند که دولت شاهنشاهی به طور مستقیم و زنده ورود رهبر را از سیما پخش کند و لیکن برنامه با برفک و پارازیت های زیاد و خرد کردن اعصاب بینندگان به این عمل مبادرت ورزیدند . رادیو شاهنشاهی نیز مراسم را با اخلال پوشش داده بود .

u99d7qsp0g6e36l87dqm.jpg

تا اواخر سال 1356 شش دستگاه تلویزیون در منازل شهروندان نراق وجود داشت و در مقطع پیروزی انقلاب در بهمن 1357 این میزان به بیش از 35 دستگاه افزایش یافت . قبل از انقلاب با توجه به جوّ حاکم بر کشور و رواج فساد و بی بند و باری در سیمای ملی و همچنین دربار پهلوی به افرادی که آنتن روی پشت بام تعبیه کرده بودند می گفتند : پرچم یزید را عَلَم کرده ای .

p8eh6zv6su4akqrd5a8.jpg

ولی پیشرفت انقلاب مردمی و تکنولوژی باعث شد مردم به رسانه های ارتباط جمعی سالم تر از جمله تلویزیون روی بیاورند . شهروندانی که دارای تلویزیون بودند ظهر روز پنج شنبه 12 بهمن 1357 با گشاده رویی از امت درخواست کردند در منازل آنان برنامه جذاب ورود آیت الله سید روح الله خمینی(ره) را نظاره گر باشند . مجموعا بیست دقیقه برنامه زنده اجرا شد و با نمایش عکس محمد رضا شاه پهلوی و برداشتن سریع آن ادامه مراسم نمایش نگردید .


9udxhyx2qhcqtmo5ga5m.jpg

* سید مهدی موسوی فرزند سید احمد اظهار می دارد :

یکی از مومنینی که دارای تلویزیون بود آقای سید محمود غفاری فرزند سید محمود(1292 1364) بود که من و عده ای برای مشاهده تلویزیون در لحظه ورود امام به منزلش رفتیم . حاجیه خانم کوکب غفاری فرزند میرزاجواد از همه مهمان ها پذیرایی نمود و لحظات شاد و مفرحی برایمان رقم خورد .

* سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا بیان نمود :

هشت ساله بودم که 12 بهمن رهبرمان وارد ایران شد . اغلب سالنین محله پایین در منزل دایی ام حسن آقاجانی فرزند محمد(1309 1381) حضور یافتند . حجت الاسلام سید حسین باشی(حسینی نژاد) و عده ای از طایفه سید کاظمی ها نیز در منزل دایی ام جمع شدیم و شور و شعور زاید الوصفی داشتیم .

im9c0twv3fdam8bylidg.jpg

* اسماعیل عضایی فرزند ابراهیم گفت :

12 بهمن 1357 داخل منزل پدری ام ابراهیم عضایی فرزند ماشاءالله(1307 1393) مملو از همشهریان بود و برفک های مداوم تلویزیون که عمدا توسط دولت شاپور بختیار باعث رنجش خاطر مردم می شد . ما می رفتیم تا تلویزیون را دستکاری کنیم تا بلکه تصاویر ورود حضرت امام صاف تر گردد که همه فریاد می زدند دست نزن خرابتر می شود .

* احمد رضایی فرزند رضا نظر بیان داشت :

روز ورود امام امت هفت ساله بودم و با جمعیتی در منزل آقای عبدالله اشرفی فرزند ... از تلویزیون مراسم تشریف فرمایی ایشان را نگاه می کردیم . همگان خوشحال بودند که لحظات تاریخی یک واقعه مهم را به تماشا نشسته اند .

qcfg6h878rvxfsl939ss.jpg

* محمود مرادی فرزند علی محمد اظهار کرد :

ظهر 12 بهمن 1357 بنده و عده ای از نراقی های مشتاق ورود تاریخی امام خمینی(ره) به ایران را از تلویزیون شخصی آقای ماشاءالله اکبری فرزند ... در منزلش مشاهده می کردیم . شیرینی این لحظه ها در سنین کم فراموش نشدنی است .

* خانم زلیخا صالحی فرزندیوسف اظهار داشت :

همراه همسرم آقای محمد باقری در منزل آقا تقی خان رئوفی فرزند محمد رضا ( . ) و همسرش خانم معین السادات کُلُری جنب منبع آب سکونت داشتیم . آقای رئوفی شناخت خوبی از رهبر داشت و ظاهرا در شهر قم همسایه بودند . روزی که امام خمینی آمد عده ای منزل آقا تقی بودند و از تلویزیون برنامه را نگاه می کردند . بیشتر خانواده حاج رحمت الله قجری و همسایه های دیگر بودند . غیر از برفک که دولت نقش داشت صدای تلویزیون به علت خرابی قطع بود و فقط تصویر نشان می داد . شاید باور نکنید همان تلویزیون که دارای درب و مثل کمد کوچک است در قسمتی از منزل پس از 36 سال همچنان وجود دارد .

9wf6ra9pxvb2b31m1fb.jpg

* احمد رمضانی فرزند غلامعلی:

سنم کم بود ولی خاطرم هست یوم الله 12 بهمن 1357 با پدر و مادر و بقیه اعضای خانواده در منزل عمویم غلامرضا رمضانی فرزند محمد تقی( 1313 - 1383 ) در کوچه سرازیری منتهی به رودخانه مشهور به شتران بودیم . روزگار شاد و زیبایی بود که مردم شیفته و علاقمند به رهبرشان بودند و آن روز را جشن گرفتند .

 

* اسماعیل حبیبی فرزند اکبر فرمود :

روز ورود امام خمینی(ره) به میهن اسلامی را خوب به یاد دارم . بنده به همراه خانواده ام در منزل چهره فرهنگی آقای علی اکبر جعفری فرزند غلام در کوچه حاج شیخ عباس رفتیم .

71g6m4exhihftyfih50b.jpg

* محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله:

یک دستگاه تلویزیون سیاه و سفید کوچک آورده شد و مقابل دبیرستان حاج عباس معصومی روی یک میز گذاشتند و جمعیتی مثل سینما نشستیم و ورود حضرت امام راحل به ایران را مشاهده کردیم . در اثنای برنامه که همراه با برفک و قطع و وصل بود به یکباره برای لحظاتی عکس محمد رضا شاه نمایش گردید که همه ناراحت شدیم . روزنامه های آن زمان نوشتند عده ای در تهران به محض نمایش عکس شاه تلویزیون های خود را از آپارتمانشان به خیابان پرتاب کردند .

* مرتضی محمودی فرزند علی

دوازده بهمن پدرم مرحوم علی و مادرم مرحومه فاطمه رضایی در منزل برادرم حسینعلی محمودی بودیم و اقوام و همسایه ها دور این جعبه جادویی نشستیم و با دشواری که دولت فراهم کرده بود ورود یوسف کمگشته خود را دیدیم . برادرم عبدالله محمودی(شهید) نیز در خانه بود . بعد از برپایی جمهوری اسلامی از برادرم کاظم محمودی(شهید) که در تهران بود درخواست کردم یک دستگاه تلویزیون بخرد . تلویزیون 14 اینچ به قیمت 1360 تومان خریداری و در منزلمان نصب گردید .این تلویزیون را برای یادگاری نگه داشته ایم .

pwnti2wy3oh2yd5foimh.jpg

* عده ای در منزل خانم آمنه جعفری فرزند جعفر(همسر مرحوم عبدالکریم قاسمی فرزند...) به تماشای تلویزیون به هنگام ورود آیت الله خمینی(ره) حضور داشتند .



* سید عباس جوادی فرزند سید ماشاءالله :

عده ای در منزل شوهر خاله ام علی قجری فرزند جعفر و همسرش خانم معصومه کریمی بودند و تلویزیون را نگاه می کردند که چگونه رهبر عظیم الشان پس از 15 سال وارد مملکت گردید .

cb2sy9xqh81k2s20yliv.jpg

* تعدادی در منزل رضا نظریان فرزند حسین برای مشاهده تلویزیون اجتماع کرده بودند تا ورود چهره محبوبشان را ببینند .

*
جماعتی در منزل پدری خانم معصومه کمالی فرزند هاشم(1328 1386) از تلویزیون لحظه های تاریخی ورود رهبر پس از 15 سال تبعید به کشور را نظاره گر بودند . مرحوم هاشم کمالی و مرحومه نسترن خسروی والدین خانم کمالی با خشرویی مهمان نوازی می کردند .

go74uckjla3ipjly0hce.jpg

* محسن قجری فرزند رحمت الله :

ظهر بود که گفتند ورود آیت الله خمینی(ره) را از تلویزیون نمایش می دهند و ما جماعتی رفتیم منزل خانم عزت(حشمت) اشرفی فرزند حسین(0 1392) و مراسم را مشاهده کردیم . البته تلویزیون برفک و خَش زیاد داشت ولی در کل با هر زحمتی این روز مهم تاریخ کشورمان در 12 بهمن را در سن 14 سالگی دیدیم .


* علی کمره ای فرزند تقی :

12 بهمن 1357 من در منزل آقای عبدالله بخشی فرزند رضاحیدر پای تلویزیون بودم . منزل ایشان در محله شنگولی های نراق بود و انصافا آنقدر شلوغ شده بود که جا برای نشستن نبود . هنوز رژیم شاه سقوط نکرده بود ولی همه خوشحال از تشریف فرمایی رهبرمان پس از 15 سال تبعید به ایران بودیم .

s1ksxy34ksqfl571t1.jpg

* حسین قنایی فرزند میرزا :

بنده افتخار داشتم که در کمیته استقبال مقابل دانشگاه تهران حضور داشته باشم . بازوبند سبز رنگی که هنوز به یادگار نگه داشته ام به بازو داشتیم و در حفظ امنیت و نظم منطقه تلاش می کردیم . وقتی ماشین بلیزری که راننده اش محسن رفیقدوست از خیایان عبور می کرد به دشواری چهره مصمم نور چشممان خمینی کبیر رحمت الله علیه را دیدم . ازدحام و استقبال به حدی بود که لحظه ای ماشین حامل امام دقایقی توسط مردم از زمین بلند شد .

* مهدی جعفری فرزند علی :

قبل انقلاب در محله نراق نو چهار تلویزیون مورد استفاده بود . در منزل پدری من ابتدا تلویزیون شاولورنس بود که لامپ تصویرش سوخت و در زمان ورود امام امت فیلیپس خریدیم . 12 بهمن خیلی از همسایه ها ورود رهبر را تماشا می کردند . امام در بهشت زهرا فرمود من توی دهن این دولت می زنم که مردم ابتدا همه کف زدند .آقای اسماعیل میهن دوست اهل فراهان اراک نیز در بحبوبه انقلاب فرمانده پاسگاه ژاندارمری شهر نراق بود که ایشان نیز از داشتن تلویزیون بهره مند بود . همسرش خانم پری ... و دارای چهار فرزند به اسامی امیر ؛ علیرضا ؛ شهره و شهلا میهن دوست بودند .

quzkya97qu0s2tp4frh.jpg

* خانم اعظم بلالی فرزند علی محمد :

جمعیت زیادی ظهر روز 12 بهمن 1357 در منزل پدری ام آقای علی محمد بلالی فرزند نوروز(1311 1376) در نراق نو اجتماع کرده بودند و با شادگامی به تماشای تلویزیون نشسته بودند . مسیر تردد آقا از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا گل چیده بودند .

* سید اکبر کاظمی فرزند سید محمد:

منزل پدرم آقای سید محمد کاظمی فرزند سید عباس در نراق نو دارای تلویزیون بود که در روز سرنوشت ساز ورود رهبر به ایران درب منزلش به سوی مشتاقین باز بود و عده ای از اقوام و همسایگان صحنه های شگفت انگیز و تاریخی 12 بهمن را مشاهده نمودند .

 f1fiuy82813vafcwi2f.jpg

* خانم سَروَر محمودی فرزند علی :

روزی که رهبر قدوم مبارکش را به خاک دلیران ایران نهاد ما در منزل آقای ناصر خسروی فرزند غلامرضا(برادر شهید جهانگیر) بودیم و از تلویزیون مشاهده می کردیم . به دستور بختیار اختلال در برنامه ها وجود داشت ولی خوشحال بودیم که پیروز شدیم .

*
یک دستگاه تلویزیون در نانوایی بازار بود که شاطر علی ... اهل نوش آباد کاشان از آن استفاده می کرد و روز 12 بهمن 1357 مورد استفاده جمعیت قرار گرفت .


* تقی آعلی فرزند اسماعیل :

یکی از اولین فرستنده های تلویزیونی در نراق در منزل آقای مرتضی یوسفی(رادفر) فرزند شکرالله نصب و مورد استفاده اش قرار گرفت لیکن 12/11/1357 که آیت الله خمینی(ره) به کشور بازگشت ایشان در اصفهان سکونت یافته بود . بنده در این روز بابرکت در سن 13 سالگی در منزل آقای علی اکبر جعفری فرزند غلام این صحنه های دلنشین را تماشا کردم .

*
روزی که امام خمینی (ره) پس از سال ها رنج و مشقت به میهن بازگشت تعدادی از شهروندان در منزل آقای مسلم رجبی فرزند عبدالله از تلویزیون برنامه های ورود ایشان را نظاره گر بودند .

 s4toidniipffbkay3y1.jpg

 * نصرالله حیدری فرزند رضا :

بنده در زمان بازگشت از هجرت حضرت سید روح الله روحی له الفدا با دوستان به منزل آقای بشیر شفیعی فرزند علی رفتیم و از رویت چهره امام از صفحه تلویزیون مشعوف شدیم.


*
چند نفر از همشهریان در منزل علیرضا خان یوسفی فرزند یوسف از طریق گیرنده تلویزیون بازگشت آیت الله خمینی به میهن اسلامی را جشن گرفتند .


* اکبر قجری فرزند احمد :

ایّامی که رهبر عظیم الشان قصد بازگشت از هجرت 15 ساله به وطن را داشتند و مشخصا روز 12 بهمن من در تهران منزل اقوام بودم . خبردار بودم در نراق منزل آقای نادعلی حیدری فرزند عباس چند نفر از همشهریان ورود امام را از تلویزیون تماشا و خوشحال بوده اند .

 biisa33x0cr3ujri5ru.jpg

* غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی :

بنده و تعدادی در منزل آقای بشیر شفیعی فرزند علی از گیرنده تلویزیون بازگشت معمار انقلاب اسلامی را به تماشا نشسته بودیم .

* احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله :

بنده با مادر دلبندم خانم طلعت محمودی پایان هجرت رهبرمان را از تلویزیون منزل آقا تقی خان رئوفی در محله بالا نگاه می کردیم .

 3yq8d33upusfyxvhjbp.jpg

 *حجت الاسلام علی اکبر حیدری فرزند حسین :

ششم بهمن 1357 با روحانیون و مردم خمین رفتیم تهران برای استقبال از امام خمینی رحمت الله علیه ولیکن بختیار فرودگاه ها را بسته اعلام کرد و غمگین برگشتیم . روز 12 بهمن 1357 که امام از هجرت 15 ساله به ایران بازگشتند بنده در نراق حضور داشتم . خانواده ام در منزل آقای حسین قجری فرزند قاسم مشهور به حسین کربلایی قاسم از تلویزیون تشریف فرمایی رهبر را به نظاره نشستند .

* کاظم رمضانی فرزند حبیب الله :

اینجانب 12 بهمن روز تشریف فرمایی خمینی کبیر پای تلویزیون منزل آقای جواد رجبی اهل نخجیروان بودم که ساکن نراق شده بود و در آتشکوه محلات معدن داشت . همسرش خانم رقیه کاظمی فرزند حسین اهل نراق بود و در منزل حاج یوسف رمضانی مستاجر بودند .
یک دستگاه تلویزیون نیز در سال 1356 در منزل معلم جغرافیای ما به نام آقای ... جباری بود که در منزل آقای عبدالله پریشانی مستاجر بود . نمی دانم بهمن 1357 نیز در نراق بود که از تلویزیونش استفاده شده باشد یا خیر ؟

v72daqdagwnebitdn0e.jpg


* عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم :

روزی که رهبر معظم از هجرت طولانی بازگشتند بنده تازه ازدواج و تلویزیون خریده بودم و به همراه چند نفر از اقوام قدوم مبارک ایشان را از این فرستنده به نظاره نشستیم .

 

* علی محمد میرشکاری فرزند علی :

یکی از مهمترین تصاویر ذهنی بنده از انقلاب اسلامی در تاریخ 12/11/1357همان لحظات تماشای ورود امام از تلویزیون سیاه وسفیدی است که در مدرسه حاج عباس معصومی نراق در معرض نمایش عموم قرار گرفت . با توجه به اعلان قبلی و انتظار بی وقفه مردم چشمان همه از فرط اشتیاق در آستانه گریستن بود و تپش قلبها تند تر از حرکت زمان احساس می شد .
از طرفی خاطرم هست مراسم استقبال امام از تلویزیون با برفک و پارازیت همراه و آنهم پس از حدود 20 دقیقه پخش ٰ ناگهان عکس شاه ظاهر و برنامه قطع و عصبانیت و هیاهوی مردم را برانگیخت .

5exq2jxju2xtbufriwz.jpg


* مهدی قجری فرزند سلطانعلی :

با مادرم مرحومه حاجیه خانم ملوک رحمانی فرزند نصر الله 12 بهمن به نراق آمده بودیم . بنده 7 ساله بودم که در منزل آقای نادعلی حیدری فرزند عباس اولین روز دهه فجر و آمدن امام به ایران را از طریق تلویزیون تماشا می کردیم . منازل برادران حیدری با اتاق های زیاد وحیاط بزرگ ظاهرا قدیم ها در اختیار رئیس التجار نراقی بود .


* محمد قجری فرزند علی(میرزاعلی) :

من به همراه مادر بزرگم مرحومه کوکب کمره ای فرزند رضا(همسر حاج نعمت الله قجری) به منزل خانم فاطمه ... فرزند ... در اطراف مسجد جامع رفتیم و صحنه های خاطره انگیز ورود رهبر گرانقدرمان را از تلویزیون نگاه کردیم .

 

 * سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی :

بنده و چند نفر دیگر زمان ورود رهبر انقلاب در منزل آقای حسینعلی محمودی فرزند علی در کوچه حاج شیخ عباس از طریق تلویزیون نگاه می کردیم . لحظات تاریخی و به یاد ماندنی بود .

 

 شما کاربر گرامی یا خانواده ات روز بازگشت امام خمینی از تبعید و هجرت 15 ساله کجا بودید و آن روز چگونه بر شما گذشت تا به لیست اضافه گردد .

 

 y2lj7a6fjmtv93m6wtho.jpg

                                                            سایت سلحشوران شهر نراق

                                                             دهه فجر انقلاب بهمن 1393 

 


۰ نظر ۱۱ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۴۰
سلحشوران شهر نراق

به نام او که خرد را ترازومان ساخت و خدمت را آرزومان . به یاد همه آموزگاران بزرگ خردورزی و خدمتگزاری در سراسر تاریخ .

ibkax4mni79g3xxp9alx.jpg

روزی بر آن شدم که گویش ها و لهجه های مردم زادگاه با بصیرتم را در حدی که بضاعت آن را در خود حس نمایم به رشته تحریر درآورم . شاید این اقدام خود دلیل بارز و عشقی وافر به زادگاهم شهر نراق باشد . امیدوارم دیگران هم به تکمیل و پُربار نمودن آن بیفزایند .

wvyv2k66uccr0eae3pg8.jpg

بعد از این مقدمه باید اذعان نمایم زیاد نیست در جهان پاره خاکی که به اندازه ایران ماجرا به چشم دیده باشد . زیرا قحطی و خشکسالی و هوس بازی امیران و پادشاهان و سالوس موبدان و زاهدنمایان به وفور آزموده است .همه این انبوه عظیم یادگار دسترنج مردمی است که به تعداد ده ها میلیون این سرزمین را آباد کردند ؛ و آن را دوست داشتند و به آن عشق می ورزیدند . لذا در راهش جنگیدند و چه پیکرهای جوانی که هوده (با هدف و فایده) بر این خاک افتاده است و چه چشم هایی به راه آنکه می بایست بیاید و هرگز نیامد .

nwxrt2oxe984y6bt3a4.jpg

دانشکده حقوق دانشگاه تهران - 20/12/1337

نفر اول از سمت چپ : حسام الدین نراقی پور


این سرزمین مقدس در برابر تازه به دوران رسیده های عباسی و مروانی و نِخوت غلامان ترک ، تحقیر و توهین ها دیده ولی باز مردانی آزاده سر بلند کرده اند و به هم وطنان ستم کشیده خود گفته اند شما آزادگان و سرافرازان بوده اید ؛ این رادمرد فردوسی بود که کتاب او اخلاقی ترین و انسانی ترین کتابی است که تاکنون در زبان فارسی نوشته شده است و به قول نظامی عروضی : "سخن را به آسمان علین برده" .

pgl4x10wp3n1tt2kpwfa.jpg

                                                                                                 تهران - 12/02/1347 - جلسه امتحانات - مراقب آقای حسام الدین نراقی پور

 

مولوی بزرگترین کتاب عرفانی و اشراقی زبان فارسی را آفرید و به گمان من پهناورترین مغزی است که تاکنون زبان به گفتن باز کرده . سعدی و حافظ هم هر یک در جای خود منزلتی رفیع دارند که حافظ آخرین بزرگ است .

سخن کوتاه ؛

یکی از ویژگی های مردم ایران تنوع و تعدد گویش ها و لهجه های مردمان در نقاط مختلف این سرزمین پهناور است و شاید در سایر جهان و کشورهای دیگر هم چنین باشد . این تنوع در حد خود بسیار جالب و دلپسند است و موجب ایجاد سوژه ها و مطالب مفرّح و نشاط آور و سرگرم کننده می شود که ذیلاً به درج آن می پردازم.

 vx8nj37vuenausguhft.jpg

در ضمن متذکر می شوم که وظیفه هر ایرانی وطن پرستی است خصوصاً آنان که قلم گویا و بیان پویا دارند که به مردم مملکت خود خدمت کنند و خفتگان وادی غفلت را از کابوس جهالت بیدار نمایند . زیرا قدم به قهقرا گذاشتن راه ترقی معکوس پیمودن است .

fw4b4tr5nkj38dgkce80.jpg

حسام الدین نراقی پور 25/2/1378

اصطلاحات رایج در شهر نراق که توسط آقای حسام الدین نراقی پور فرزند احمد چهره فرهنگ دوست که زمان حیاتش در سال 1378 جمع آوری نموده است :

10313838_556436244472297_5902525976917297584_n.jpg


ماجون : مادربزرگ                              • خصرو : مادرزن،مادرشوهر

باقصوره : پدرزن،پدرشوهر                  • هم دوماده : باجناق

دائیزه : خاله                                      • دوتی : دختر

دادا : خواهر                                       • جوجون : مادربزرگ

پور : پسر                                            • آبجی : خواهر

عجوزه : پیرزن پرمدعا                          • پِتیاره : زن وقیح

 

qogjjxxwqxpvhh9ib0o.jpg


شِلَخته : نامنظم                                    • هالو : بی مغز و بی سواد

گَر : کچل                                               • بیچی : بچه شیرخوار

پوشاب : ادرار                                         • زهراب : ادرار

مَوال : مستراح                                      • خَلا : مستراح

اَلِنگاز : معطّل                                        • اَلدنگ : بی عار

پاپَتی : گدا                                             • یک نمازی : خسیس

qs2748dekkzfjvctuws.jpg


های و هو : سرو صدا                                • آغور بخیر : کجا میروی

 اوسّا : دلاک حمام                                     • بدسرشت : بد ذات و بد اخلاق .

سَرجومه : شماتت                                    • نازک دردونه : نازک نارنجی

پاپی شدن : پی گیری                                • تُمّون : شلوار

وِروِر کردن : مبهوت نگاه کردن                     • تو زِکِش زدن : خیط کردن

پس صبا : پس فردا                                      • پَسّا : نوبت

jt9c3z8mu86is0iok2vu.jpg


آله کردن : دو قسمت کردن                            • پوشه : هسته

اَلگ : نوعی هلو                                             • تُرشاله : برگه زرد آلو

دلواپسی : اضطراب                                        • دَم دادن : حرف زدن

دَم نده : حرف نزن                                               • دَمِش نده : حرفی به او نگو

شید : باز کردن                                                    • شید کردن : پهن کردن

بَرانداز : کنار کردن                                               • سُدِّه : سرما خوردی

0yy7re8f9rni6v15epf.jpg


ناخوش : بیمار                                            • سَوا کردن : جدا کردن

پامیل : فامیل                                             • خرت و پرت : وسایل ناقابل

شارلاتان : حقه باز                                      • داغون : منهدم

پیومِه : بهانه                                              • کج و کوله : ناموزون

قُرِّه : رعد و برق                                         • تاقار : ظرف ماست

بَستو : کوزه                                                • سِرکو : هاون سنگی

6d1qgkk1ptrybxcmsz.jpg


سِلخ : استخر                                        • دَول : وسیله چرمی برای آب کشیدن ازچاه

یَختِه : مقدار کم                                     • رِِجه : بند لباس

ماسوره : قرقره                                     • چُلمو : دَماغو

چُس دماغ : متکبر                                  • بُغ : گونه

تخم اذا زلزله : بچه شرور                        • ناساز : بیمار

پَنگاندن : بهم پیوستن                              • بُرمه : غذا پز سنگی

w6elnl1g31dlzz439ma.jpg


تُکِ پا : یک لحظه                                            • دَبّه در آوردن : بی جهت ایراد گرفتن

آغوز : شیرگاو تازه زاییده                                • هوای گرگ و میش : تاریک و روشن

طاس : لگن حمام                                           • گیجگاه : شقیقه

پَسین : بعدازظهر                                           • چِنقُلوسه : قلقلک

زی یَسمان : زن تازه زا                                    • شَلتاق کردن : شلوغ کردن

تخم دو زرده کرده : پر مدعا                            • مُشت در کونی : قضیه سربریدن گوسفند

قُمپوز : لاف زدن                                چُلمَنه : کسیکه آب دماغش همیشه بیرون است

 

agp6sehdzfnsw3ptd5ik.jpg


ورانداز کردن : با دقت اندیشیدن                                        • چاخان : دروغ

چوخط : چوبی که از روی آن جنس نسیه می گرفتند         • گاه : صبح

شُوم : شب                                                                     • مشت و مال : ماساژ

غُرولَند : اعتراض                                                              • عَروگوز : هوچی گری

پَستو : صندوق خانه                                                         • بِجِّه : بدو

چِکّوله : مقدار کم                                                             • درگیرانه : آتش روشن کن

کُلوم دان : قفل چوبی درب ورودی خانه                             • پاتَمَرد : بلند شو

vx8nj37vuenausguhft.jpg


پامیر : بلند شو                                             • بِِدَرون : پاره کن

دَرید : پاره شد                                              • بُلُوق : چشم درشت

پردا : فردا                                                    • رُفتنِ سردرختی : چیدن

دِقِز : شکاف ، تَرَک                                        • ته طَغاری : آخرین فرزند

حُکماً : حتماً                                                 • گُرم : گردن

آخاله : پسرخاله                                           • آقاعمه : پسر عمه

آقادائی : پسردائی                                        • آقا عمو : پسرعمو

بچه نحس : بچه شلوغ و ناراحت                    • لوغوز : متلک

در را پیش کن : درب را ببند                             • پاتیل : دیگ

qv3wezi2c4i2rmgqgb6p.jpg


آغُل : طویله                                                   • لیسیدن : زبان زدن

جِر دادن : پاره کردن                                         • طَبوله : جایگاه احشام

رباط : کاروانسرا                                               • آغوندن : پُر کردن

اومعَلیه : آن وقت                                             • خَرَند : بالکن، زمین جلو اتاق

چوقُلی : شکایت ، گله کردن                              • بِستانَم : گرفتن

رودِم : عزیزم                                                    • توله : بچه سگ

اُتُل : ماشین                                                     • گُرده : گردن

هرز : هدر                                                         • پِِشک : قرعه کشی

 زاوارشدن : از خواب پریدن                                 هُرم : گرمای زیاد

 

zz1x0jj9wkb180yajap.jpg


غُراب : پُز ، تعریف بیش از واقعیت                      • غُرّه : مغرور

قِی : استفراغ                                                   • کُلّی : زیاد

بیلچه : بیل کوچک                                             • پِی : دنبال کردن

کلنجار رفتن : ضد ونقیض گفتن                           • آشغال کله : بی شعور

تق ولق : نامرتب                                                • تَلَق وتُلوق : سروصدا

کِز کردن : جمع شده و خوابیده                           • هَرَزگاهی : بعضی مواقع

تک و توک : مقداری                                            • به جُم : زود باش ، تکان بخور

سَلید : پاره شد                                                  • باباجی : پدربزرگ

کُل : کوتاه                                                          • کوتوله : قدکوتاه

واهمه : ترس                                                      • چَموش : سرکش

کُشتن : خاموش کردن                                        • درب و داغون : متلاشی

مَنگ : گیج

3png9y3a3whfnihknv7q.jpg

استاد حسام الدین نراقی پور فرزند احمد تاریخ 20 مهر 1311 در شهر نراق تولد یافت . ایشان فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه تهران و ریاست آموزش و پرورش شهرهای تهران( منطقه 8 )، بروجرد ، محلات ، بابل و گرگان را عهده دار بود تا اینکه بازنشسته گردید . نامبرده تاریخ 2 آذر 1391 در سن 80 سالگی بدرود حیات گفت . از مهندس کامران نراقی پور فرزند برومند آقا حسام الدین از بابت تحویل این اسناد و از سرکار خانم ... موسویان فرزند سید تقی نیز از بابت تایپ این مجموعه کمال تشکر را داریم .

 

10259740_10201792754002023_7005964682273958172_n.jpg

 

                                                                                                                                        وبلاگ سلحشوران شهر نراق


۰ نظر ۱۰ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۴۳
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook