سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


۲۳ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

از تاریخ 15/12/1358 لغایت 15/12/1360 از شهر نراق جهت خدمت سربازی در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران راهی شدم و در چندین منطقه از جمله تهران ؛ بندرعباس و شهرهای جنگی استان خوزستان حضور داشتم .

http://www.8pic.ir/images/70579190121373481265.jpg

علی محمد  قجری

مرداد ماه سال 1360 در پی فراخوان اعلام شده عده ای از سربازان جان بر کف ارتش به صورت داوطلبانه به ستاد جنگ های نامنظم دکتر چمران پیوستیم تا در لباس بسیج مردمی با ارتش متجاوز عراق مقابله کنیم .

شهید علیرضا خواجه کجوری

یکی از دوستان صمیمی بنده در آن مقطع سرباز علیرضا خواجه کجوری اهل شهرهای شمالی کشور بود که با ایشان و عده ای دیگر به گروه چمران پیوستیم . خواجه کجوری یکبار در رودخانه ای حومه جبهه اهواز من را از غرق شدن حتمی نجات داد .

                                                                                                                                          علیرضا در نوجوانی
بنده و علیرضا و دوستان دیگر آن مقطع در تیپ علی بن ابیطالب(ع) سازماندهی شدیم و فرمانده اش پاسدار حسن درویش اهل جعفر آباد شوش بود که بعد سال 1363 در عملیات بدر به شهادت رسید .

از راست : شهید علیرضا خواجه کجوری - کریم بوربور اهل ورامین - علی محمد قجری فرزند احمد اهل شهر نراق

خاطراتم با علیرضا خواجه کجوری را هر از گاهی مرور می کردم تا اینکه شنیدم اواخر دفاع مقدس در سال 1367 به شهادت رسید و غمی جانگاه در وجودم احساس کردم . اکنون عکسی از شهید به یادگار برایم باقی مانده تا یاد روزهای زیبا و شیرین با هم بودن را زنده نگه دارم .

رزمنده جانباز حاج علی محمد قجری فرزند احمد اهل شهر نراق 5/8/1394



توضیح سلحشوران شهر نراق :

علیرضا خواجه کجوری فرزند محمد رضا سال 1340 در شهر علی آباد نوشهر در استان مازندران متولد گردید .


                                                    

پس از پایان خدمت سربازی حدود سال 1361 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استان مازندران در آمد . هنگام دفاع مقدس از سرداران لشکر 25 کربلا بود تا اینکه در روزهای پایانی نبرد با دشمن بعثی تاریخ 1/5/1367 در جبهه پاسگاه زید بر اثر ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نایل آمد .

پیکر مطهرش پس از 27 روز با شکوه فراوان در گلزار شهیدان علی آباد نوشهر در خاک ماوی گرفت .

۳ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۰:۳۷
سلحشوران شهر نراق

تیم فوتبال پرسپولیس شهر نراق مرکب از :


اشرفی – رئوفی – ایزدی – رضایی – سلمانی – غفاری – بخشی – آعلی – اکبر و علیرضا عضایی – رزاقی – جوادی – طالبی – عباسی

عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

در یک مسابقه دوستانه تیم فوتبال پاس مشهد اردهال را 3 بر 1 شکست داد .


شماره : 123
تاریخ 13/9/1351
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

۱ نظر ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۰:۳۵
سلحشوران شهر نراق

طبیعت و کوه اُل سترک و استوار شهر نراق – سال 1359

از راست : سید علی حسینی فرزند سید رضا -....علی آقایی فرزند......- سیدمحمدحسینی فرزندسیدرضا


محرم سال 1390 - مسجد جامع شهر نراق


سد کرج - سال 1359

از راست : عبدالعلی عبدالله زاده ممقانی فرزنداحمد علی - رضا شیخ الاسلامی فرزند محمد اهل نیاسر کاشان آموزگار مدارس شهر نراق -.....کسائیان دبیر مدارس شهر نراق - عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم


مرحوم حاج اسماعیل آعلی فرزند رضا سال فوت 1343

سفر زیارتی به مشهد مقدس – سال 1350

مهدی مراد فرزند اسکندر – خاور اکبری فرزند نعمت الله – مرحوم اسکندر مراد فرزند محمد حسن اهل ده عباس تهران داماد استاد نعمت الله اکبری – مرحومه جواهر رحیمی فرزند رحیم بن مهدی مشهور به جواهر رحیم مهدی و جواهر تهرانی(از اولین نراقی هایی که به تهران مهاجرت داشته) همسر مرحوم محمدحسن مراد که در پاسگاه ژاندارمری شهر نراق اشتغال داشت
– مرحوم استاد نعمت الله اکبری فرزند رضا – مرحومه مرحمت خانم اکبری فرزند نعمت الله


لحظه سال تحویل در بقعه متبرکه زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد علیه السلام شهر نراق - فروردین 1377

متوفیان در عکس : حاج محمد لطفی فرزند عباس(1297 - 1378) و حاج اسماعیل سلمانی فرزند احمد(1331 - 1388)

اداره مخابرات شهر نراق به ریاست آقای ذوالفقار قجری فرزند مصطفی – سال 1355

محوطه ساختمان شهرداری شهر نراق – سال 1357

از راست : نورعلی آقاحسینی فرزند..... – راننده ناشناس – ابوالفضل قجری فرزند رحمت الله – مرحوم علیرضا جعفری فرزند صادق



کوه پیمایی جوانان بسیجی شهر نراق به پشت دره و دره بهشت – سال 1388


مشهد الرضا - سال 1362

از راست : مهدی جعفری فرزند علی - علی جعفری فرزند حسین - اکرم جعفری فرزند علی - کبری صالحی فرزند رضا


شهر نراق - سال 1356

از راست : غلامحسین رمضانی فرزند غلامعلی - مرحوم ابراهیم سلمانی فرزند احمد


تهران - سال 1354

از راست : علی لطفعلی فرزند حسین - ماشاالله لطفعلی فرزند حسین


طبیعت شهر نراق - سال 1366

از راست : مرتضی اصفهانی فرزند قاسم - علیرضا حیدری فرزند رضا - علی عضایی فرزند ابراهیم


گلزار شهدای شهر نراق - سال 1376

از راست : مهدی مهدیزاده نراقی فرزند علی محمد - مهدی کمره ای فرزند فتحعلی


شهر نراق - سال 1375
از راست : محمد قاسمی نراقی فرزند....- مرحوم سلطانعلی قاسمی نراقی فرزند....-مرحوم غلامرضا رمضانی فرزند محمد تقی....
ردیف جلو از راست : صالح قاسمی نراقی فرزند اکبر- محمدرضا رمضانی فرزند غلامرضا


این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.


خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............



سلحشوران شهر نراق

۴ نظر ۲۸ آبان ۹۴ ، ۲۳:۲۵
سلحشوران شهر نراق

در نراق برف بارید


ریزش برف در شهر نراق از دیروز شروع به باریدن کرد و تا امروز ادامه دارد . وسائط نقلیه ای که قصد عزیمت به کاشان را دارند باید به زنجیر چرخ و لاستیک یخ شکن مجهز باشند .

http://fararu.com/files/fa/news/1392/11/14/106804_734.jpg

ماشین هایی که فاقد وسایل ایمنی باشند خطر آن ها را تهدید می کند .


شماره :124
تاریخ 15/9/1351
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

۰ نظر ۲۷ آبان ۹۴ ، ۲۱:۳۴
سلحشوران شهر نراق

از بسیج شهر نراق به جبهه اعزام شدم . بهمن 1366 در خط پدافندی شلمچه خرمشهر استان خوزستان مستقر بودیم . فاصله سنگرهای کمین ما تا نیروهای ارتش بعث عراق خیلی نزدیک بود . بر این اساس مجبور بودیم از نارنجک انداز تفنگی استفاده کنیم .


                                                             http://8pic.ir/images/7iszcbmdastv1qyq7ps.jpg

حسن نباتی

یکی از سنگرهای دشمن بیشتر آسیب رسان بود فلذا تصمیم گرفتم آن را منهدم کنم .قندان تفنگ را به کنار پایم قرار داده و با زاویه شلیک می کردم . چندین موشک حرام کردم و به هدف نمی خورد تا اینکه نهایتا یکی از آن ها دقیقا داخل سنگر عراقی ها فرود آمد .

        

با غرور خاص و طبق معمول سریع از دوربین خرگوشی نگاه کردم تا انهدام سنگر را به تماشا بنشینم ولی چند ثانیه صبر کردم و خبری نشد . خودم هم تعجب کردم که موشک های قبلی با فاصله از سنگر منفجر می شدند پس چرا این عمل نکرد .

http://upload.tehran98.com/img1/czs1q2wq082oouscoq6.jpg

در همین اثنا از طریق دوربین دیدم یک عراقی با قد و قواره بلند و سبیل کلفت موشک نارنجک تفنگی را مثل میل باستانی دست گرفته و آمد بیرون سنگر انداخت .
کمی تامل کردم تا اینکه متوجه شدم ضامن این نارنجک که به هدف خورد را نکشیده بودم .

 بسیجی جانباز حاج حسن نباتی فرزند شهید مندعلی اهل شهر نراق – 14/6/1391

۴ نظر ۲۶ آبان ۹۴ ، ۲۱:۵۲
سلحشوران شهر نراق
همشهریان مهربان نراق و علاقمندان به وبگاه سلحشوران شهر نراق به دلیل اظهار لطفی که به ما و نوشته ها دارید بر آن شدیم به تدریج صفحه ای به نام اسناد تاریخی و قدیمی کهن شهر نراق را نمایش دهیم .

عکس و اسناد تاریخی و قدیمی شهر نراق(1)


22 سنبله(شهریور) 1333 هجری قمری(105 سال قبل)

جناب ... آقای معاون التجار نراقی
(آقای فضل الله نراقی بن محمد جواد)

مرقومه شما که به آدرس اداره مالیه نراق ارسال نموده بودید توسط پست واصل گردید .
مضمون آن بکلی با ترتیبی که از طرف اداره مالیه رفتار شده مخالف رعیت شما که مورد مواخذه اداره مالیه واقع شده بود و توسط حکومت محلی به مجازات رسید برای آن بود که در موقع اغتشاش حدود اطراف مامورین حکومت و تفتیش اداره مالیه برای حفظ عموم اهالی در مقام جلوگیری از اشرار بر آمد . نیز آن موقع عده ای از محترمین نراق هم در حفظ خود و با خیالات حکومت را اداره مالیه همراهی نمودند .



ضمنا لازم بود که برای جمع بودن اهالی که حفظ خود را نموده باشند دروازه ها را ممانعت کرده که هیچکس خارج نشود ؛ این ترتیب هم اقدام شده بود.
رعیت شما در موقع خروج تفتیش مالیه مانع از خروج شده بود. این جلوگیری که عمومیت داشته در نظر او تلخ آمده در صورتیکه محل ؛ حکومت دارد و می تواند به اجازه او شاید خود را خارج نماید بدون آنکه به هیچکس اظهاری کند ؛ در مقابل جلوگیری او با نهایت سختی ایستادگی گردد مُفتش اداره را که نوکر رسمی دولت و مُلبس به لباس دولتی و دارای علامات بوده سیلی زده .



البته اداره مالیه هم مجبور می شود که برای مجازات او از اداره حکومت درخواست نماید . این بود که به اداره حکومت نراق اطلاع داده آن اداره محترم اقدامات لازمه در مجازات مشارالیه نمودند . از طرف اداره مالیه اقدامی در مجازات ایشان نشد مگر فقط درخواستی که از اداره محترم حکومت شد .


اینکه گوشه اظهار داشته اید که اهالی نسبت به یکدیگر طرف مخاصمت و غرض ورزی هستند به اداره مالیه ابدا مربوط نبوده و نیست . هر کدام اداره اجازه آن را نمی دهد که اغراض اهالی را دخیل شویم ؛ فقط در دستوریکه از طرف اداره مقدم خود داده اند می توان گردن نهاده تصدیع اوقات خواهد بود .



خزانه داری کل ایران
امضا از طرف امانت مالیه و دوائر نراق – 1333 هجری قمری




سلحشوران شهر نراق از آقای حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود اهل شهر نراق به سبب بازخوانی سند تاریخی کمال تشکر را دارد .

۱ نظر ۲۶ آبان ۹۴ ، ۱۷:۳۱
سلحشوران شهر نراق

اسفند 1366 جنگ عراق بر علیه ایران همچنان ادامه داشت و جوانان زیادی از شهر نراق در جبهه های مختلف نبرد مقاومت و ایستادگی می کردند .
حجت الاسلام سید محمد علی شهیدی محلاتی در سومین انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه محلات و دلیجان کاندید شده بود .


استقبال مردم شهر نراق از حجت الاسلام سید محمد علی شهیدی محلاتی

در آن ایام روزی ایشان جهت تبلیغات به شهر نراق وارد شد و در مسجد جامع استراتژی و علل کاندیداتوری خویش و نوع خدمت به ملت را بیان داشت .


    مرحوم سید محمد موسوی

آقای سید محمد موسوی فرزند سید مصطفی که مرد رُک گو و صراحت لهجه داشت مثل همیشه بی رودربایستی مطالبات به حق مردم را گوشزد می کرد بلند شد و گفت :
جناب شهیدی ؛ واجب العرضم

آقای شهیدی گفت بفرمایید

ایشان که به سید محمد بِرار مشهور است با لهجه زیبای نراقی گفت :

شما باید مثل زنبوردارهای عسل باشید که هر هفته و هر ماه در مکانی اتراق کرده و کندوهایشان را جابجا می کنند تا محصول بهتر و بیشتری بدهد . نکنه ما به شما رای بدیم و نماینده مردم منطقه ما بشی و دیگه شما را نبینیم ؟


مرحوم سید محمد موسوی و همسرش
مرحومه نیره حمزه ای فرزند حسین

در این دوره بیشترین آراء مردم نراق متوجه آقای شهیدی گردید .

سرانجام 19 فروردین 1367 سومین انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار و حجت الاسلام سید محمد علی شهیدی از حوزه محلات و دلیجان توسط آراء آزاد مردم انتخاب و به مجلس راه یافت .

آقای شهیدی اکنون معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران و داماد آیت الله سید هاشم رسولی محلاتی است .
http://www.defapress.ir/IDNA_media/image/2014/04/24935_orig.jpg
باجناغ های ایشان آقایان عباس احمد آخوندی وزیر راه و شهر سازی و حجت الاسلام علی اکبر جمشیدی مشهور به ناطق نوری رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری و عضو تشخیص مصلحت نظام می باشند .


                                                                                مرحوم سید محمد موسوی در طبیعت شهر نراق

تصورم این است اگر سید محمد بِرار زنده بود از آقای شهیدی به دلیل ایجاد دسترسی های قانونی اش برای آبادانی بیشتر و رفع مشکلات شهر خوبی ها و تاریخی نراق مطالبات بیشتر و شایسته تری درخواست می کرد .


سلحشوران شهر نراق


۴ نظر ۲۵ آبان ۹۴ ، ۱۷:۵۵
سلحشوران شهر نراق

به مناسبت فرا رسیدن مام محرم ؛ ماه عزاداری و ماتم از روز اول ماه تا به حال (روز عاشورا ) با مراسم مخصوصی از طرف کلیه طبقات مردم ؛ مجالس سوگواری بر پا شد .

                  

                                                 عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

دستجات عزادار در مصائب امام حسین علیه السلام با همکاری پاسگاه ژاندارمری و ماموران انتظامی با نظم و ترتیب در خیابان و کوچه و مساجد و تکایا به عزاداری پرداختند . هنوز هم در بیشتر مکان های مذهبی مجالس به همین منظور بر پا می باشد .

شماره : 307
تاریخ 27/12/1348
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

۱ نظر ۲۵ آبان ۹۴ ، ۱۷:۱۵
سلحشوران شهر نراق

یک شنبه 24 آبان 1394 روز کتاب ؛کتابخوانی و کتابدار در تقویم ایران ثبت گردیده است . فرصت را مغتنم می شماریم و به یکی از معلمان و اساتیدی که سهم به سزایی در کتاب و کتابخوانی و تحصیل نوجوانان و جوانان شهر نراق دارد احترام می گذاریم .

مرتضی رادفر

آقای مرتضی یوسفی فرزند شکرالله متولد اول بهمن 1316 سالهاست شهرت خود را به رادفر تغییر داده ولی زیرنویس نامه های آموزش و پرورش و مشخصا زیر مهر  نماینده فرهنگ شهر نراق نام معلم و استادی به نام مرتضی یوسفی حک شده است .

                                                    

دوشنبه تاریخ 13 اردی بهشت 1355روز تاریخی برای ایشان که یکی از فرهنگ دوستان شهر نراق می باشد . اکنون جناب رادفر در کنار همسر مکرمه اش خانم زهرا غفاری پا به سن گذاشته و نیازمند دعاست و شایسته است شاگردان دیروزش تکریم بایسته ای از وی داشته باشند . او همچنان عاشق نراق و نراقی است .

سندی مربوط به 40 سال قبل که آقای مرتضی رادفر از نراق به اصفهان مهاجرت نمودند را برای یادآوری خاطرات مردم و فرهنگیان محترم انتشار می دهیم :


به مناسبت انتقال آقای مرتضی رادفر نماینده محترم آموزش و پرورش بخش نراق به استان اصفهان ؛ فرهنگیان نراق و دوستان ایشان به منظور تجلیل از خدمات مشارالیه مجلس تودیعی در سالن دبیرستان عباس معصومی نراق برگزار می نماید .
از جناب عالی دعوت می شود ساعت چهار بعد از ظهر روز دوشنبه 13/2/1355 با شرکت در این مجلس ما را قرین افتخار فرمایید .

مراسم تودیع جناب آقای رادفر از شهر نراق به اصفهان - 1355/02/13

سلحشوران شهر نراق برای استاد مرتضی رادفر و همسرش صحت و عاقبت به خیری از خداوند مسئلت می نماید .


۷ نظر ۲۴ آبان ۹۴ ، ۲۲:۰۱
سلحشوران شهر نراق


ای خوشا با فرق خونین در لقا یار رفتن

سر جدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن

عاشقان را عشق فرمان می دهد منزل به منزل

گه بخاک تیره خفتن گه فراز یار رفتن

دوشنبه تاریخ 14 اردیبهشت 1343 در منزلی واقع در خیابان مولوی تهران محله باغ فردوس کودکی به دنیا آمد که پدرش نام او را جهانگیر گذاشت به این امید که روزی جهان زیر گام هایش باشد.

شهید جهانگیر خسروی

پدرش غلامرضا خسروی فرزند محمد( 1298 – 1371) کارمند صدیق وزارت دارایی بود و مادرش صاحب خانم خسروی فرزند شکرالله(1309 – 1386) هر دو اهل شهر نراق از توابع دلیجان استان مرکزی بودند .

    

مرحوم غلامرضا خسروی               مرحومه صاحب خانم خسروی

این کودک به سن هفت سالگی رسید و در یکی از مدارس جنوب شهر تهران شروع به تحصیل نمود و بر این منوال ادامه داد . ایشان و عده ای از دانش آموزان از معلمانی چون آقای محمدعلی رجایی (1312 قزوین – شهادت 1360تهران ) درس زندگی و شهامت آموختند .

سال 1354 الی 1358 این خانواده متشکل از پنج پسر به اسامی ناصر ، ایرج ، فرهاد ، داریوش و جهانگیر خسروی از تهران به زادگاه والدین خود وارد نراق شدند و به ادامه تحصیل پرداختند .
تنها دختر خانواده خانم ملک خسروی نیز به همراه همسرش آقای یوسف جوانبخت به نراق تردد داشتند .

سال 1357 که انقلاب تحت رهبری داهیانه آیت الله سید روح الله خمینی(ره) پیروز شد جهانگیر به همراه خانواده اش همگام با مردم نراق جشن پیروزی گرفتند .

جهانگیر چهار سال از عمر کوتاهش را در نراق گذراند . شهری زیبا و دوست داشتنی با کوه سرکشیده اُل که با عظمت و استواری بر تارک تاریخ کهن آن سامان ایستاده و در پای آن غار چال نخجیر به ابهت منطقه افزوده است .

                                                                          

بیشترین درس دلدادگی و راستی را از مردم مومن و درستکار نراق آموخت . معلمانی همچون فروغی ها و جعفری ها و رحیمی ها و قبل از آن ها و نسل های قبل معلمانی همچون علامه فاضل نراقی در تربیت و تعلیم چنین افرادی تاثیر گزار بوده است .

جهان یکی از چهره های ورزشی بود و در رشته فوتبال علاقمندی بیشتری نشان می داد . وی در کنار سه تن از برادرانش در تیم فوتبال شهر نراق فعالیت داشت و در مسابقات مختلف عموما برتر میدان بودند .

از راست : فرهاد ، جهانگیر ، داریوش خسروی

این تیم فوتبال زمانی که در تهران تمرین یا مسابقه داشت به نام شهید فریدفر مطرح بود لیکن پس از شهادت ابوالفضل بیابانگرد در نوروز سال 1361 طی عملیات بزرگ فتح المبین به دلیل اینکه دو تن از برادرانش آقایان علی اصغر و محمدرضا بیابانگرد عضو فعال تیم بودند و از طرفی شهادت جهانگیر خسروی در اسفند 1361 به دلیل اینکه سه تن از برادرانش در این تیم کوشا بودند از اوایل سال 1362 نام تیم به دو شهید تغییر نام داد . تیم فوتبال دو شهید که کاپیتانش فرهاد خسروی بود آوازه ای برای خود بدست آورده و علاوه بر نراق در تهران نیز تمرین و مسابقات برگزار می کردند .

تیم فوتبال شهر نراق – سال 1361
ایستاده از راست : محمدرضا بحرینی فرزند حسین(هوادار تیم) - جمشید توکلی فرزند علی محمد(دروازه بان) - شهید جهانگیر خسروی فرزند غلامرضا - محمدرضا بیابانگرد فرزند حسین - علی عضایی فرزند ابراهیم - احمد عابدی فرزند ماشاالله - حسن مرادی نراقی فرزند علیرضا - مرحوم ایرج خسروی فرزند غلامرضا -


نشسته از راست : غلامحسین رمضانی فرزند غلامعلی - علی اکبر عضایی فرزند عباس - سید تقی نقیبیان فرزند آقاسلطان - فرهاد خسروی فرزند غلامرضا - داریوش خسروی فرزند غلامرضا - مرحوم اسماعیل سلمانی فرزند احمد


تعطیلات نوروز بهانه ای بود تا جوانان پر شور در زمین خاکی شهرک فاضلین نراقی در پای کوه سترک اُل در غالب چند تیم مسابقه فوتبال برگزار نمایند و در پایان مسابقات علاوه بر جوایز به تیم های برتر از خانواده های معزز شهیدان تجلیل به عمل می آورند .

نیمه سال 1359 رژیم بعث عراق با حمایت بعضی از کشورها برای جلوگیری و مقابله با انقلاب تهاجم گسترده ای به ایران اسلامی را آغاز کرد . تمام ملت غیور ایران به پا خواستند تا در مقابل تجاوز دشمن ایستادگی نمایند . دانش آموزان که موثرترین نیروهای نبرد بودند به خروش در آمدند .

تیم فوتبال شهر نراق – سال 1361

ایستاده از راست :
جمشید توکلی فرزند علی محمد(دروازه بان) – علی عضایی فرزند ابراهیم - محمدرضا بیابانگرد فرزند حسین- احمد عابدی فرزند ماشاالله - حسن مرادی نراقی فرزند علیرضا -مرحوم ایرج خسروی فرزند غلامرضا

نشسته از راست : علی اکبر عضایی فرزند عباس - سید تقی نقیبیان فرزند آقاسلطان - فرهاد خسروی فرزند غلامرضا - شهید جهانگیر خسروی فرزند غلامرضا - داریوش خسروی فرزند غلامرضا

 

ستاد پشتیبانی جنگ آموزش و پرورش راه اندازی شد و با کمک بسیج نیازمندی های جبهه را خصوصا در پشتیبانی دفاع مقدس تامین می کردند . بر این اساس جهانگیر خسروی تحصیل در سال چهارم دبیرستان و دریافت دیپلم را رها و داوطلبانه از محیط آموزشی در منطقه اتابک تهران ثبت نام نمود و با عده ای از دوستان دانش آموزش تاریخ 26/11/1361 از طریق قطار وارد اهواز مرکز استان خوزستان گردیدند تا ماموریت 45 روزه را به سرانجام برسانند .

عملیات غیر موفق والفجر مقدماتی با رمز یا الله از تاریخ 17/11/1361 لغایت 21/11/1361 در محور فکه – چزابه پایان یافته بود .

تیم فوتبال شهر نراق – سال 1361

ایستاده از راست : محمدرضا بیابانگرد فرزند حسین – ناشناس – غلامحسین رمضانی فرزند غلامعلی – علی اصغر بیابانگرد فرزند حسین – نصرت الله حسنی فرزند حبیب الله -- شهید جهانگیر خسروی فرزند غلامرضا - علی عضایی فرزند ابراهیم

نشسته از راست : سید تقی نقیبیان فرزند آقاسلطان - فرهاد خسروی فرزند غلامرضا- حسن مرادی نراقی فرزند علیرضا- غلامحسین بیابانگرد فرزند غلامرضا -- داریوش خسروی فرزند غلامرضا- سید عباس میرسلطانی فرزند سید احمد

 

نامبرده و عده ای دیگر در غالب بسیج مردمی از محیط های دبیرستان های مناطق تهران در واحدهای پشتیبانی سازماندهی شدند . جهانگیر و دوستانش از منطقه اتابک به دلیل عدم توانایی لازم در بعد نظامی در پادگان شهید رستم پور واقع در اهواز ؛ جاده قدیم ماهشهر ؛ بعد از پلیس راه بومی مستقر گردیده و از تجهیزات ؛ امکانات جنگی و به خصوص از زاغه مهمات های این موقعیت نظامی نگهبانی و محافظت می کردند .

                                               

پادگان رستم پور مورد توجه بمباران هواپیماهای نیروی هوایی ارتش عراق بود و به واسطه بزرگی پادگان اتفاقات گوناگون نیز در آنجا حادث می گردید . تاریخ 3/12/1361 روز عروج ملکوتی و پرواز جهانگیر فرا رسید و جان تابناکش را هدیه به درگاه دوست نهاد .

مراسم یادبود شهید جهانگیر خسروی در شهر نراق - اسفند سال1361

برادران ناصر و فرهاد خسروی در حال حمل دسته گل برادر شهیدشان جهانگیر

پیکر مطهر جهانگیر به طرز با شکوهی توسط مردم و همکلاسی هایش و همچنین خانواده معزز او تشییع و در قطعه 28 ردیف 95 شماره 5 بهشت زهرا(س) تهران در ایوان عرش منزل گرفت . علاوه بر مجالس سوگواری تهران در شهر نراق نیز مجلس با عظمتی در مسجد جامع منعقد گردید .

                                         

      سنگ قبر شهید در بهشت زهرا(س)                                                     سنگ یادبود در گلزار شهدای شهر نراق

به مناسبت ایثارگری های وی سنگ قبری توسط شهرداری به نام این شهید والا مقام در گلزار شهدای شهر نراق در نظر گرفته شده است .

از شهید جهانگیر خسروی وصیتنامه به جای نمانده و لیکن سفارش موکد ایشان در هنگام اعزام به جبهه چنین است :

وظیفه ما جوانان این است که برای دفاع از دین و وطن و ایجاد امنیت برای مردم و خانواده به جنگ با دشمن متجاوز برویم . فرصت برای درس خواندن همیشه وجود دارد .

برادر زاده شهید مرحوم سعید خسروی فرزند ایرج تاریخ 27/2/1383 در اثر غرق شدن فوت و در قطعه 229 ردیف 117 شماره 52 خاکسپاری شد .

   مرحوم ایرج خسروی
برادر شهید مرحوم ایرج خسروی فرزند غلامرضا از رانندگان زحمتکش دفاع مقدس در شهر نراق تاریخ 15/9/1383 فوت و در قطعه 214 ردیف 24 شماره 43 به خاک سپرده شد .

   مرحوم غلامرضا خسروی

پدر شهید مرحوم غلامرضا خسروی فرزند محمد متولد 1298 تاریخ 27/10/1371 فوت و در قطعه 57 ردیف 7 شماره 79 خاکسپاری گردید .

مادر شهید مرحومه صاحب خانم خسروی فرزند شکرالله متولد 1309 تاریخ 13/6/1386 فوت و در قطعه 57 ردیف 79 شماره 7 دفن گردید .


                     

                                                  فرهاد و داریوش خسروی
سلحشوران شهر نراق از آقایان فرهاد و داریوش خسروی جهت تهیه زندگینامه برادر شهیدشان که پس از 33 سال برای اولین بار در فضای مجازی انعکاس می یابد صمیمانه تشکر و قدردانی می نماید .

سلحشوران شهر نراق

۸ نظر ۲۳ آبان ۹۴ ، ۲۲:۰۴
سلحشوران شهر نراق

روز چهارشنبه تاریخ 18 اسفند 1350 بانک ملی شهر نراق با حضور جناب آقای فرماندار شهرستان محلات و جناب آقای رئیس دادگستری افتتاح و شروع به کار نمود .


اهالی نراق از اقدامات و زحمت های رئیس بانک ملی دلیجان اظهار تشکر و سپاس گذاری می نمایند . آقای شاه احمدی ریاست بانک ملی را عهده دار است .

شماره : 161
تاریخ 18/12/1350
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

۰ نظر ۲۲ آبان ۹۴ ، ۱۵:۳۱
سلحشوران شهر نراق

 ترکیه - سال ...
مرحوم حاج علیرضا عابدی فرزند حسین بن غلامرضا


دوران آموزشی خدمت سربازی جوانان غیور شهر نراق - یگان پدافند هوایی سیرجان – سال 1360

ایستاده از راست : عباس سلیمانی فرزند احمد – سید مجتبی موسوی فرزند سید احمد – سید حبیب موسوی فرزند سید محمد
نشسته از راست : سید غلامرضا موسوی فرزند سید علی– سید محمد هاشمی فرزند سید علی – احمد لطفعلی فرزند قربانعلی




//bayanbox.ir/view/7123356170582246750/%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF.jpg
شهر نراق - سال 1368
از راست : احمد ایزدی فرزند حسین - محمود ایزدی فرزند حسین -  سلطانعلی ایزدی فرزند حسین - ناشناس اهل قم -

//bayanbox.ir/view/3805457184032709137/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%84%D8%B7%D9%81%DB%8C4.jpg
بنز ده تن علی عشقی در مزرعه پیدنا شهر نراق – سال ...

عباسعلی علی اکبری فرزند علی اکبر – حسین علی اکبری فرزند علی اکبر - ... علی اکبری فرزند علی اکبر – علی لطفعلی فرزند حسین – کودکان ایستاده روی ماشین مصطفی پیشه ور فرزند نعمت الله


//bayanbox.ir/view/2823586542948750670/image9227.jpg
[جشن ازدواج غلامحسین رمضانی فرزند غلامعلی در شهر نراق – سال ...

از راست :  سید حسین جوادی فرزند سید ماشاالله – مرحوم عباس بیابانگرد فرزند غلامرضا – غلامحسین بیابانگرد فرزند غلامرضا – اصغر اشرفی فرزند حسین – جواد آعلی فرزند اسماعیل – علی حیدری فرزند غلامحسین – ناشناس

//bayanbox.ir/view/2673822123453170025/IMG-20150409-WA0012.jpg
سال ...
از راست : عباس اشرفی فرزند علی – مرحوم قاسم کاظمی فرزند ... – محمود کاظمی فرزند قاسم – مرحوم عباس بحرینی فرزند عبدالباقی – غلامعباس ماندنی فرزند حسین

//bayanbox.ir/view/7009372826929456680/image8843.jpg
مرحوم سید محمد حسینی فرزند سید رضا در مقطع خدمت سربازی – سال 1359

//bayanbox.ir/view/6513980224126392682/IMG-20150412-WA0036.jpg
دایی رحمت و دو فرزند مرحومش – سال ...

از راست : مرحوم رمضان عابدی فرزند رحمت الله – رحمت الله عابدی فرزند محمدباقر– ملک محمد عابدی فرزند رحمت الله

//bayanbox.ir/view/604647646686393424/image9000.jpg
شهر نراق - سال 1353
از راست : سید عباس حسینی فرزند سید حسین - ولی الله ایزدی فرزند محمود - حسین احمدی فرزند .... - رمضان اسماعیلی فرزند ....- عیاس طالبی فرزند ... - سلطانعلی باقری فرزند حسینعلی


//bayanbox.ir/view/4160314402033252928/image9160.jpg
شهر نراق – سال ...
مرحوم رحمت الله قجری فرزند رحمان –رضا کاظمی فرزند...

//bayanbox.ir/view/8219234250624636141/image8687.jpg

شهر نراق - سال 1366
از راست : اسماعیل عضایی فرزند ابراهیم ، عباس(حسینعلی) پیشه ور فرزند غلام محمد ،سید قاسم موسوی فرزند سید حسن ، مرتضی محمودی فرزند علی

//bayanbox.ir/view/7945781285012874663/CIMG1272.jpg
مرحومه حاجیه خانم مرحمت اکبری فرزند نعمت الله


//bayanbox.ir/view/1045513706990046660/image7604.jpg
دفتر دبیرستان مشهد اردهال -سال 1354
عبدالعلی عبدالله زاده فرزند احمدعلی اهل ممقان از توابع آذرشهر استان آذربایجانشرقی
مرحوم کیقباد غلامی اردجانی فرزند ... اهل اردجان از توابع شهرستان طالش استان گیلان

//bayanbox.ir/view/4141626630903008083/image9034.jpg
شهر نراق - سال....
مرحوم حاج احمد قطبی فرزند نصرالله(1276 – 1368) – مرتضی اصفهانی فرزند قاسم


//bayanbox.ir/view/3916801642522674284/image8671.jpg
اعزام نیرو به جبهه های نبرد حق علیه باطل از شهر مذهبی نراق - زمستان 1365

غلامرضا حیدری فرزند غلام محمد - موسی عابدینی فرزند علی - حمیدرضا پریشانی فرزند عبدالله - ناشناس - سید حسین حسینی فرزند سید علی - غلامرضا حسینی فرزند شعبانعلی

//bayanbox.ir/view/5437698356374200415/image8675.jpg
شهرداری نراق - سال 1379
از راست : اصغر صالحی فرزند علیرضا ،مرحوم ابوالقاسم ایزدی فرزند حسین


۶ نظر ۲۱ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۶
سلحشوران شهر نراق

آبان 1360 بنده جوانی15 ساله بودم که قرار شد برای آموزش عمومی بسیج و اعزام به جبهه با دوستان عزیزم اسماعیل جبیبی و حسن ترابی وارد عمل شویم . فلذا تحصیل را رها کرده و اعلام آمادگی نمودیم .

http://8pic.ir/images/7ots43qnd88x05ls09j.jpg

سید مهدی موسوی

راهی بسیج شهرستان محلات شدیم و دوره آموزش حدود یک هفته طول کشید . محل آموزش نیز اردوگاه بسیج مشرف به تفرجگاه زیبای سرچشمه بود .آن زمان چند جوان نراقی از جمله آقای قدرت الله ایزدی عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات بودند .

حاج قدرت الله یک دستگاه موتور سیکلت سوزوکی 100 قرمز رنگ داشت که بعضی موقع ها به زادگاهمان تردد داشت . از ایشان خواستم اینبار که به نراق می روی یک احوالپرسی از والدینم داشته باش و از مادرم یک دست لباس گرم و مایحتاج دیگر را برایم بیاور .


این بزرگوار زحمت کشید و لباس و آجیل و از جمله جوزغند محلی شهر نراق را آورد . روزهای خوش سپری شد و دلمان به این خوش بود که تا چند روز دیگر همراه با هسته اولیه تشکیل دهندگان بسیج نراق که از بهترین بندگان خدا هستند راهی جبهه می شویم .

اما 8 آبان 1360 بیست و پنج نفر نراقی همراه با قریب شصت رزمنده محلاتی به مدت سه ماه عازم جبهه شدند تا در پدافندی عملیات ثامن الائمه و شکست حصرت آبادان در جبهه محمدیه دارخوین حضور داشته باشند .

اسامی بنده و اسماعیل حبیبی و حسن ترابی را به علت قد و سن کوچک از لیست حذف نمودند . همانجا سه نفر گریه کردیم ولی مسیر هموار نگردید و ما را به نراق بر گرداندند . من خیلی پیش همکلاسی هایم که هنوز هم از بهترین دوستانم می باشند شرمنده شدم .

چهار ؛ پنج ماه بعد آن گروه دوباره به جبهه اعزام شدند و عملیات پیروزمندانه فتح المبین در اولین روز نوروز 1361 آغاز شد و حاج قدرت ایزدی به همراه دو بسیجی نراق آقایان عباس باقری و احمد ابوالحسنی به اسارت عراقی ها گرفتار شدند و چهار شهید و هشت مجروح نیز از آن جمع تقدیم آرمان ها گردید .

جا ماندن من از این روزهای سرنوشت ساز خاطره ای برایم ساخت که تا همیشه در ذهنم تجلی می کند و تا ابد به مشارالهیما ارادت خاصی خواهم داشت و از صمیم قلب دوستشان دارم .


http://8pic.ir/images/98200102326008536407.jpg

پاسدار جانباز حاج سید مهدی موسوی فرزند سید احمد – 9/9/1393

۳ نظر ۲۰ آبان ۹۴ ، ۲۳:۵۹
سلحشوران شهر نراق

کتاب " میر عزا کاشانی در قلمرو تعزیه "

کتاب میرز عزا کاشانی در قلمرو تعزیه در 630 صفحه تالیف خانم سمانه کاظمی متولد 1359 در سال 1386 توسط انتشارات سوره مهر چاپ گردیده است .


خانم کاظمی در زمان جمع آوری مطالب کتاب دانشجو و 27 ساله و توسط پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی راهنمایی شده است .


توضیحات سلحشوران شهر نراق

در ایران هیچ هنری به قدرت هنر تعزیه این چنین گسترده ؛ تاثیرگذار و مداوم نبوده است . خانم سمانه کاظمی سال 1381 دانشجوی سال سوم دانشگاه سوره بوده و ظاهرا به نام پایان نامه مبادرت به جمع آوری نسخه های تعزیه خوانی نموه است .

در کتابش به تعزیه خوانی سید مصطفی میرعزا اهل کاشان از تعزیه گردانان و تعزیه سازان دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه پرداخته است . منبع تحقیقات مشارالیها نیز مصاحبه با استاد هاشم فیاض فرزند رضا متولد 1295 شمسی و اهل تهران می باشد که اخیرا فوت نمود .

استاد هاشم فیاض به شغل برق کاری مشغول بوده و اغلب در امامزاده داود تهران فعالیت داشته و در تعزیه خوانی از اشعار قدیمی سید مصطفی میرعزا و فرزندانش بهره می برده است .

واقعا خانم سمانه کاظمی زحمات طاقت فرسایی برای جمع آوری و معرفی تعزیه خوانی اصیل ایران و منطقه کاشان و تهران کشیده و رنج های زیادی متحمل شده است .

بهترین توجه نویسنده به اشعار تعزیه مربوط به مصیبت هایی که دشمنان در صحرای کربلا نسبت به امام سوم شیعیان حسین بن علی علیه السلام و همراهانش روا شده و سَر از بدنش جدا نمودند و نسبت نزدیک آن با واقعه شهادت سلطانعلی بن باقر(ع) فرزند بلافصل امام پنجم شیعیان در مشهد اردهال که سَر مبارک از تنش جدا کرده اند را مقایسه نموده است .

نویسنده محترم اَجر و مُزد معنوی بالایی برای عاقبت دنیا و اقوای خود ذخیره کرده ولیکن در بعضی نسبت ها کم توجهی نموده و مردمان بعضی از آبادی های حومه مشهد اردهال را به شایستگی معرفی ننموده و آثار انتقادی بر جای گذاشته که در صورت عدم اصلاح در چاپ های بعدی کتاب ؛ همچنان پایبندی دوستداران ائمه معصومین و منتسبین به آنان را خدشه دار می کند .

برای روشن شدن موضوع به بعضی از نوشته های کتاب که نیاز به اصلاح دارد اشاره می شود :

* در صفحه 95 یکی از مخالفین حضرت سلطانعلی بن امام محمد باقر (ع) به نام زرین کفش را نراقی معرفی نموده در صورتیکه این فرد والی باریکرسف است و در صفحه 101 نویسنده به طور صحیح نوشته حکومت که دارالسلطنه ی آن قزوین بوده " حارث " که ملقب به زرین نعل(زرین کفش) بود و اهل باری کرز(باریکرسف) بود از جانب وی حکومت اردهار(اردهال) و قم و باری کرز را داشت .

در همین صفحه و ادامه به اهالی کرجار( کلجار یا مهدی آباد فعلی) ؛ آران با اصطلاحاتی توهین گردیده است .

* در صفحه 98 کتاب زبیر اهل بصره عراق را نراقی دانسته در صورتیکه در صفحات دیگر همین نویسنده زبیر عَرب را به درستی والی نراق معرفی نموده است .

* در صفحه 102 باز نویسنده با بی توجهی از روی نوشته دستخط یک فرد تعزیه خوان زبیر عرب را به درستی معرفی نکرده و باید می نوشت : زُبیر عَرب اهل بصره والی نَراق بود .

نوشته صحیح اینچنین است :
ازرق ابرح حاکم قزوین که حکمرانی داشته در قبال نامه زرین نعل( کفش) والی مشهد اردهال پاسخ می دهد که سه سال است سلطانعلی بن باقر(ع) به این حدود آمده و مردم بسیاری به او گرویده و تو حالا من را با خبر می کنی ؟ نامه ای به ارقم شامی فرمانده لشکر نوشته ام به قرای خوابق(خاوه) و بارکرز(باریکرسف) ماموریت یابد و سَر علی بن باقر را برای من بفرستد . نامه ای هم به والی نراق به نام زبیر نوشته ام تا به یاری شما بشتابد و... .

* در صفحه 133 نویسنده دسته بندی نموده و غیر حرفه ای به هر مکانی نسبت داده که ننوشتنش به مصلحت تر بود :

- نشلجیان : مخالف علی بن باقر(ع) ؛ منظور یک نماینده ی نشلجی و سایر نشلجیان است که سپس پشیمان شدند .
- جوشقانی : مخالف علی بن باقر(ع) ؛ نماینده اهل جوشقان که باغ های انار ایشان بعد از انار فین از مرغوبیت خاصی برخوردار است .
- نظرآبادی : مخالف علی بن باقر(ع) ؛ منظور اهل نظر آبادند که خربزه های آنان در منطقه ی کاشان بعد از خربزه گرگاب در اصفهان از شهرتی برخوردار بوده است .
- بیدگلی : مخالف علی بن باقر(ع) ؛ اهالی روستای بیدگل اند که نزدیکی آران است .
- کله جاری : مخالف علی بن باقر(ع) ؛ اهل کله جار که چغندر کار بوده اند .
- آرونی : مخالف علی بن باقر(ع) اهل روستای آرون یا همان آران که معمولا آران و بیدگل به لحاظ نزدیکی دو روستا به هم ؛ با هم به کار می روند و مردمی پاپَهن توصیف می شوند .


- زبیر : مخالف علی بن باقر(ع) ؛ حاکم نراق ؛ شهری میان کاشان و اصفهان از راه مشهد اردهال که یادآور زبیر پسر عمه ی علی بن ابیطالب است که در جمل با او جنگید و بعد از هشدار علی (ع) میدان جنگ را ترک گفت و به دست یک بادیه نشین به قتل رسید و سرش را برای گرفتن هدیه ؛ نزد علی(ع) آوردند و علی (ع) او را نفرین کرد و بشارت داد از جانب پیامبر(ص) که کشنده ی زبیر در آتش جهنم خواهد سوخت .

نیز اشاره به اسم عبدالله بن زبیر پسر زبیر است که جزو مخالفین طراز اول امیرالمومنین و پسر اسماء خواهر عایشه ام المومنین(اسما و عایشه هر دو دختران ابوبکر بودند) بود که در میانه ی راه حوئب به بصره ؛ از جانب عایشه ؛ سِمَت امام جماعتی یافت . زیرا میان طلحه و زبیر اختلاف در گرفت که پیش نماز کدام یک از ایشان باشد .

زبیربن عبدالله که پیدا نیست به چه دلیل علی رغم خویشاوندی نزدیک با امیرالمومنین علی(ع) به او و فرزندانش کینه می ورزیده است ؛ جزو اشقیا محسوب است .

# آنقدر خانم سمانه کاظمی در خصوص اسامی زبیرها در اینجا بی ربط نوشته است که آدم علاقه دارد نام های زبیر در سطح جهان را برایش تهیه کند تا ورق های کتاب افزایش داده شود. چون هر چقدر تفکر و تعامل می شود هیچ ارتباطی بین زبیر حاکم نراق با زبیرهای معرفی شده وجود ندارد به جز اتلاف وقت و پُر کردن صفحات ورق و توضیح اضافی که دلالتی به بحث ندارد .

* در صفحه 138 نویسنده به صراحت توهین به اهالی مردم چند روستا مشاهده کرده که اگر نوشته نمی شد ثوابش بیشتر بود :

- در این صحنه(تعزیه) سید مصطفی میرعزا همه ی مخالف ها(مخالف سلطانعلی بن باقرع) را یک جا جمع کرده است . به نظر می رسد او همه ی خشم فرو خفته ی خود را بر سر اهالی روستاهای نشلج ؛ جوشقان ؛ نظرآباد ؛ بیدگل ؛ کله جار و آرون ریخته باشد . چون نمایندگان ایشان بلافاصله و لاینقطع سخن می گویند و هیچ شخصیت دیگری مجال سخن گفتن نمی یابد . حتی حضرت سلطانعلی که مورد خطاب آنهاست . در این صحنه نشلجیان به گیوه چینی ؛ جوشقانی ها را به انارداری ؛ نظرآبادی ها به خربزه کاری ؛ بیدگلی ها به بزرگ پایی ؛ کله جاری ها به چغندر کاری ؛ آرونی ها به پا پَهنی و تاک داری(انگورداری) معرفی می شوند . چون منظور از شیره که مثل عسا باشد ؛ شیره ی انگور است . در این صحنه 18 بیت خوانده می شود و در پایان (تعزیه) سلطانعلی با یک بیت به همه ی آنها پاسخ می گوید و تکلیف ایشان را روشن می کند :
خوش آمدید اَیا قوم بی وفا بر من
ز راه مهر نشیند جمله پهلوی من

* در صفحه 139 به نام صحنه ی بیست و پنجم تعزیه توسط نویسنده و به نام تعزیه گردان عنوان شده که کله جاری به میدان جنگ می آید و در لشکر حارث(زرین نعل) و ارقم قرار می گیرد و علیه سلطانعلی می جنگد . کله جاری حیله گر ؛ تمهیدی می اندیشد ؛ زنان را برهنه به میدان می فرستد ؛ چون می داند که حضرت سلطانعلی زنان را نمی نگرد و همچون جدش علی(ع) در جنگ صفین در برخورد با عمروعاص ؛ عمل می کند .
و توهین ها ادامه می یابد .

خانم سمانه کاظمی؛ آیا نپرداختن به اشعار زمان مظفر و ناصرالدین شاه که در شرایط فعلی برای عاشقان اهل بیت ایجاد شبهه می کند شایسته تر نبود ؟
شما خودتان نوشته اید که سید مصطفی میرعزا شناخته شده نیست ؛ پس بنابراین سطح سواد و معلومات این خدا بیامرز در دو سه قرن قبل را رصد می کردید و نسبت به شرایط کنونی سنجش می کردید . هر مطلب غیر مستند و شعر گونه که فاقد سندیت و وجاهت است که داخل کتاب نمی برند .

* در اشعار صفحات 177 و 178 که مربوط به بیش از دو قرن است ؛ در شرایط فعلی اغلب توهین به روستا و آبادی های با مردم مومن و دوستداران علی بن باقر(ع) تلقی می گردد .


نمونه در خصوص مردم نشلج :
ما همه اهل گیوه ایم و درفش
نتوانیم جنگ زرین کفش

نمونه در ارتباط با مردم نظرآباد :
کی به حال از کمانداری
می رویم ده به خربزه کاری

نمونه برای زبیر عرب اهل بصره والی نراق :
افتاده زین خبر شررم بر روان و تن
باید روم نراق نزد زبیر؛من

نمونه برای کله جار :
کله جاری هست توی کوهسار
جنگ نتوانیم ما سازیم فرار

نمونه برای حارث(زرین نعل) والی مشهد اردهال :
زنید بر فرق این محزون مضطر
جدا سازم سر او را ز حنجر


به همین سبک و سیاق اشعار تعزیه برای حضرت سلطانعلی 123 بیت – حارث 60 بیت – کله جاری 17 بیت – زبیر عرب 7 بیت – نشلجی 6 بیت – جوشقانی 4 بیت – نظرآبادی 4 بیت – آراونی 4 بیت – بیدگلی 3 بیت و ... توسط مرحوم میرعزا کاشانی در حدود یکی دو قرن قبل سروده و اجرا گردیده و مرحوم هاشم فیاض نیز در سال 1340 در مشهد اردهال اجرا نموده است .

آیا باید این نمونه اشعار میرعزا کاشانی مورد ستایش قرار گیرد یا اینکه با این اختلاف انگیزی مورد شماتت باشد ؟ یا بهتر از هر کسی خانم کاظمی مورد انتقاد باشد که سراسر ایران پهناور گونی و کیسه و به قول خودش دستمال های فراوان اشعار کم توجه در هر کوی برزن پیدا می شود ؛ آیا موقع برداشت و استفاده نباید قربالگری صورت گیرد .

آخرین انتقاد به خانم سمانه کاظمی و تیم زحمتکش که پُر توان برای کتابشان زحمت کشیده و اذیت شدند اینکه نحوه شهادت امام سوم حسین بن علی(ع) و فرزند بلافصل امام پنجم حضرت سلطانعلی(ع) به همدیگر شباهت دارد و در تعزیه و تعزیت سالار شهیدان به تمام دشمنان او از جمله معاویه بن ابی سفیان ؛ یزید بن معاویه ؛ مروان بن حکم ؛ شمربن ذی الجوشن ؛ حرمله بن کاهل اسدی و... لعنت فرستاده می شود ولی در ارتباط با علی بن باقر(ع) چه افراد یا اهالی چه روستایی باید لعن شوند و این مقایسه مد نظر شما مورد شماتت است .


                                                  =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

سلحشوران شهر نراق :

چند مدتی که مشغول مطالعه و رصد کردن و بررسی کتاب میر عزا کاشانی اثر خانم سمانه کاظمی بودم مرتب غبطه می خوردم که یکی از تعزیه خوانان و لیدر این کار به نام مرحوم حسن کاظمی فرزند رضا اهل شهر نراق استاد مبرز تعزیه در سطح استان مرکزی و اطراف بود و با لباس قرمز در نقش شمر ایفای نقش می کرد و ای کاش نویسنده یا دانشجویی به نوشته های فراوان و اشعار نغز و نسبتا بی اشکال او مراجعه و برای نوشتن کتاب تعزیه جمع آوری می کردند .

مرحوم حسن کاظمی متولد 1285 بود و قریب یک قرن تعزیه گردان و ذاکر اهل بیت بود و تاریخ 26/6/1389 به رحمت خدا پیوست و در وادی السلام شهر نراق به خاک سپرده شد .


حسن ختام مطلب ؛ یاداشت یکی از نویسندگان حاج محمود مرادی فرزند علی محمد شهردار نراق را در ارتباط با علت حضور زبیر عرب اهل بصره به عنوان والی نراق جلب می کنم :

محمود مرادی شهردار نراق

نراق بیش از 3000 سال سابقه سکونت دارد . نراق بیش از 1300 سال سابقه مرکزیت حکومت منطقه و نقطه سکونت شهری به شکل امروزی دارد( سابقه مدنیت ) . در ادعای اول اسنادی همچون آثار به جای مانده از سکونت در قلعه و دژ مستحکم اُل ، آثار و شواهد موجود در تپه تاریخی گرینان ، آثار به جای مانده در تپه تاریخی کافران در منطقه بیدشکین ( بقعه زبیده خاتون ) ، آثار به جای مانده در کوه دِرزو ، آثار به جای مانده در منطقه دَرچاله سرخ و مُرغزار و منطقه شریف آباد تمامی آنها اثبات می کند که اقوامی به صورت پراکنده در این نواحی زندگی کرده و دارای تمدن و فرهنگ خاص خود بوده اند .
برای مثال سفال های عصر ساسانی ، اشکانی ، سلوکیان و هخامنشیان در تپه کوه کافران به وضوح در روی بستر تپه دیده می شود و در حال حاضر این مناطق توسط سازمان میراث فرهنگی به عنوان تپه های باستانی به ثبت رسیده است تا در زمان مناسب بر روی آنها کاوش های باستان شناسی صورت گیرد .

       

مرحوم حسن کاظمی

نمونه آثار کشف شده از این مناطق در حال حاضر در موزه های کشور نگهداری می شود. اما ادعای دوم ؛ قوی ترین سند و مدرک تاریخی در قدمت مرکزیت حکومت در 1300 سال پیش شهر نراق حادثه تاریخی به شهادت رساندن امامزاده حضرت سلطانعلی ابن امام محمد باقر (ع) می باشد .


از مطالعه کتاب های تاریخی که پیرامون این حادثه و شرح آن مطلب نوشته اند می توان نتیجه گرفت در سال 116هجری قمری این اتفاق در منطقه اردهال رخ می دهد و حاکم وقت نراق به اسم زبیر عرب بوده در آن نقش ایفا می نماید . اگر تاریخ ورود امامزاده به ایران ونهایتا رسیدن به کاشان و نحوه شهادت آن بزرگوار را در منطقه اردهال مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه خواهیم رسید که این فرزند بزرگوار رسول خدا در فاصله بین سالهای 113 تا 114 هجری قمری به دعوت مردم چهل حصاران (کاشان فعلی ) و فین به ایران آمده و در مسیر رسیدن خود به کاشان چون زبیر به عنوان نماینده حکومت وقت امویان بر نراق مسلط بوده ؛ راه خود رابه طرف جاسب منحرف و از طریق جاسب وارد خاوه و اردهال و بعد کاشان می گردد .

                       http://gardeshgariiran.ir/wp-content/uploads/2014/03/%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%82-12.jpg

در مدت دو سال اقامت ایشان افراد زیادی به ایشان گرویده و حکومت منطقه اردهال(حارث ملقب به زرین کفش یا زرین نعل) متوجه این خطر می گردد لذا با ارسال نامه ای کوتاهی زبیر حاکم نراق را به اطلاع حاکم اموی مستقر در قزوین(ازرق ابرح) می رساند .
نقطه فعلی محل دفن خیمه آن بزرگوار بوده که هر جمعه در این مکان نماز جمعه برگزار و مردم نراق ، جاسب ، قراء مشهد و کاشان نزد آن حضرت مشرف و از تعلیمات ایشان استفاده می نموده اند . انتخاب منطقه مشهد اردهال برای تبلیغ و نماز جماعت به لحاظ استفاده مردم تمامی مناطق پیرامون از جمله نراق بوده که به شدت از طرف زبیر حاکم مستبد نراق مورد کنترل قرار داشته اند .



امامزاده طبق اسناد موجود دو سال در این منطقه تبلیغ نموده و جمع زیادی را به گرد خود جمع کرده که با اعلام خبر نفوذ معنوی ایشان توسط حاکم وقت مشهد اردهال ( زرین نعل ) و کوتاهی زبیر در کنترل این موضوع به نماینده حکومت امویان در قزوین دستور شهادت امام به همراه 400 سواره نظام از قزوین به فرماندهی ارقم شامی راهی نراق می گردد و مدتی در نراق مقدمات حمله به امامزاده را فراهم و در نهایت شبانه به اردهال رفته و در حالی که مردم از اطراف امامزاده پراکنده شده بودند ایشان را مظلومانه به شهادت می رسانند و حوادث بعدی که قیام مردم فین و دفن امامزاده و گرفتن انتقام از عاملان این جنایت بوده صورت می گیرد .

زبیر عرب درهمان جنگ به تاریخ 27 جمادی الثانی 116 هجری قمری برابر 15 مرداد 113 هجری شمسی با یاران امامزاده کشته می شود و از این به بعد اشعریون و نراقی ها از شَر او خلاص می شوند . فینی ها زرین نعل حاکم مشهد اردهال را در کوره قناتی یافته وبه قتل می رسانند و هر فردی را که در کشتن امامزاده علی بن باقر(ع)شریک بوده قصاص می کنند .

آستان مقدس امامزاده علی ابن باقر (ع) واقع در مشهد اردهال

بعد ها حکومت به خاطر کمک مردم خاوه اردهال به امامزاده این روستا را با خاک یکسان می کند و تعداد زیادی از ساکنان آن را شهید می کند. مردم خاوه از همان ابتدا در رکاب علی بن باقر(ع) بوده و روستای خود را وقف ایشان می کنند که حضرت مقداری را برای امرار معاش و سکونت خودشان به آنها باز می گرداند . در جنگ امامزاده تعداد از اهالی جاسب به شهادت می رسند .
مراسم آئینی قالی شویان که بیش از 1300 سال قدمت دارد بیان نحوه قیام مردم فین و دفن امامزاده می باشد که هر سال سیل مشتاقان آن امامزاده واجب التعظیم رابه سوی خود روان می سازد .
موقعیت سوق الجیشی و وجود اشعریون شورش گر در شهر نراق موجب گردیده بود که حکومت وقت فردی متعصب از اهالی بصره را به حکومت نراق منصوب نماید و زبیر توانست با قوایی که در اختیار داشت اشعریون را در نراق سرکوب و کنترل نماید . شرح این داستان و نقش زبیر در این حادثه بیان قسمتی از جایگاه تاریخی شهر نراق است که در آن مقطع از تاریخ یعنی 1300 سال پیش پادگان یا ساخلو و مرکز کنترل حکومت در منطقه فلات مرکزی ایران بوده است تا کنترل و رفت و آمد سادات علوی و اشعریون را به کاشان ، قم ، یزد ، کرمان و ری را تحت نظر بگیرند .

                       
                 

در کتاب تاریخ قم تالیف حسن قمی در قرن چهارم هجری از شهر نراق نام برده و قلعه اُل را یکی از قلعه های مستحکم منطقه ذکر کرده است . از همان ابتدای شکل گیری شهر نراق پیوند عجیبی بین مردم نراق ، کاشان ، قم و همدان برقرار بوده و همین پیوند باعث گردیده از قرن شش هجری به بعد مسیر تجاری مهمی بین این شهر ها شکل گیرد که بعدها در توسعه شهر تاثیر زیادی داشته و این مسیر به جاده ابریشم معروف است که در توسعه و پیشرفت شهر نراق تاثیر گذار بوده است .



موقعیت قرار گرفتن شهر نراق در مسیر کاروان سادات علوی و ولایت مداری مردم این شهر در طول سالهای متمادی موجب گردیده که خانواده های سادات در این شهر احساس آرامش داشته و زندگی نمایند . بقعه های شش گانه در شاه سلیمان (ع) و بقعه های شاه یحیی و زبیده خاتون و احترامی که در اذهان تاریخی نراقی ها دارند گواه بر این ادعا است .

شهر نراق در طول تاریخ خود حوادث و بالا و پائین های زیادی را به خود دیده است . در مقطعی از زمان خراب و در مقطعی آباد بوده است . اما نکته ای مهم و حائز اهمیت این است که مردم این خطه از ایران اسلامی همچون دیگر مناطق فلات مرکزی و بخصوص کاشان،قم و یزد و کرمان فرهنگشان با فرهنگ شیعی و علوی عجین گردیده است .



محمد عضایی – آبان 1394 برابر محرم 1437

سلحشوران شهر نراق

۵ نظر ۱۹ آبان ۹۴ ، ۱۷:۵۹
سلحشوران شهر نراق


ساختمان شهرداری نراق که مدت یکسال در دست ساخت بود اینک رو به اتمام است و با تحویل دادن پیمانکار امید می رود که همزمان با جشن های ششم بهمن افتتاح گردد و شهرداری به محل جدید نقل مکان کند .

آقای ابراهیم پور فرماندار محلات - افتتاح ساختمان شهرداری نراق- بهمن 1351

عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق


شهرداری جدید دارای یک سالن کنفرانس و اطاق های متعدد می باشد که با افتتاح آن از این اطاق ها استفاده می شود .


شماره 148
تاریخ 23/10/1351
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

۱ نظر ۱۸ آبان ۹۴ ، ۱۷:۳۴
سلحشوران شهر نراق


حاج میرزا محمد نراقی متخلص به مخلص و مخلصا سال 1090 هجری قمری(347 سال قبل) در نراق متولد گردید . از شعرای اواخر قرن 11 و نیمه اول قرن 12 می باشد .

حاج میرزا محمد نراقی (مخلص و مخلصا) پس از سپری شدن مدتی از عمر شریفش در زادگاهش نراق به کاشان رفت و فنون شاعری را ادامه داد .وی طرفدار سبک هندی بود و پس از کسب شهرت در شاعری مورد توجه دربار صفوی قرار گرفت .
در سنین بالای عمرش بود که آوازه اش به پایتخت ایران در اصفهان رسید. در دوران حکومت شاه سلطان حسین صفوی(۱۱۰۵-۱۱۳۵قمری) ،اعتماد الدوله محمد مومن خان شاملو، او را از کاشان به اصفهان فرا خواند .

بدین گونه حاج میرزا محمد نراقی (مخلص نراقی) راهی شهر اصفهان شد و در آن جا ماندگار گردید تا اینکه به سال۱۱۵۰هجری قمری(287 سال قبل) در سن 60 سالگی در شهر اصفهان چشم از جهان فرو بست . پیکر این چهره پر آوازه نراقی پس از تشییع با شکوه توسط مردم و علاقمندانش در مقبرهٔ جامع عتیق اصفهان به خاک سپرده شد .


مخلص نراقی اهل سیر و سفر هم بود و در دیوانش از مسافرت به کرمانشاه ، تبریز ؛ عتبات عالیات عراق و مشخصا از نجف و کربلا و خانه ی خدا در مکه یاد کرده است .

متاسفانه در اثر بی توجهی فرهنگ دوستان استان مرکزی به ویژه علاقمندان به شعر و ادب نراق و دلیجان کم کم کاشی ها پسوند نراقی را از شهرت این شهره تاریخ برداشته و اکنون به مخلص کاشی ملقب نموده اند و حتی نام حاج میرزا محمد هم کمتر مورد نظر قرار می گیرد .

برخی از تذکره نویسان از مخلص نراقی با عنوان"مخلص قمی" نیز نام برده اند . این عنوان از آن جهت است که از دوره ی افشاریه و زندیه به بعد ، منطقه ی ارزشمند نراق از توابع قم محسوب می شده و به این دلیل، افرادی همچون لطفعلی بیک فرزند آقاخان مشهور به آذر بیگدلی(1134 ه.ق – 1195 ه.ق ) و تنی چند، از حاج میرزا محمد نراقی با عنوان "مخلص قمی"یاد کرده اند .

مخلص نراقی به شعر میرزا محمد علی صائب تبریزی(حدود 1016ه.ق – 1080 ه.ق) عنایت بسیار داشت و با محمدعلی بن ابوطالب مشهور به حَزین لاهیجی(1103 ه.ق – 1180 ه.ق ) معاصر و معاشر بود .

حَزین لاهیجی در مورد شاعر حاج میرزا محمد نراقی می‌گوید : طبعی به سخن آشنا و رغبت و میلی وافر به شعرا داشت .

بنابر این آنچه مسلم است مخلص در نراق زاده و نشو و نمو نموده و به زادگاهش علاقه وافر داشته است .

نسخه ی دیوان شعر حاج میرزا محمد نراقی با نزدیک چهار هزار بیت در کتابخانه موزه بریتانیا یافت می شود . دیوان شعر این رادمرد نراقی به اصطلاح به نام مخلص کاشانی توسط میراث مکتوب در سال ۱۳۷۹ و به کوشش حسن عاطفی چاپ شده است .

http://www.8pic.ir/images/28232702420965331642.jpg


قطعه ای شورانگیز اشعار پارسی مخلص نراقی این نامدار و مشاهیر شهر نراق :

روز ما بی تو سیاهست ، بیا
حال ما بی تو تباهست ، بیا
دیده‌ها بس که بود در راهت
جاده یک مد نگاهست ، بیا
گر خریــدار متــاع نظری
چشم بسیار به راهست ، بیا
وحشت از کثرت عشاق مکن !
حشمت شه ز سپاهست ، بیا
رنگ ما رونق مهتاب شکست
فیض ها با شب ماهست ، بیا
گفتی : آیم به وداعت دم نزع
تا رمق در تن ماهست ، بیا
گر سر پرسش "مخلص" داری
حال بیچاره ، تباهست ، بیا



شناخت بیشتر از حاج میرزا محمد نراقی متخلص به مخلص نراقی :

تذکره نویسان و افرادی از شعر و زندگی مخلص نراقی سخن به میان آورده اند که باعث شناخت بیشتر از شعر و زندگی وی شده است .


نام افراد با ذکر نام کتابشان به ترتیب زیر است :

۱- تذکره ی حَزین:نوشته ی حَزین لاهیجی
۲- تذکره ی آتشکده:نوشته ی لطفعلی بیگ بن آقا خان شاملو،متخلص به آذر،معروف به آذر بیگدلی
۳- تذکره ی شمع انجمن:نوشته ی امیرالملک سید محمد صدیق حسن خان بهادر
۴- کتاب ریاض الشعرا:نوشته ی علیقلی خان واله داغستانی
۵- کتاب گلزار جاویدان:نوشته ی محمود هدایت
۶- تذکره ی نتایج الافکار:نوشته ی محمد قدرت الله گوپاموی هندی
۷- تذکره ی سرو آزاد:نوشته ی میرغلام علی آزاد بلگرامی
۸- مجمع النفائس:نوشته ی سراج الدین علیخان آرزو
۹- تذکره ی شعرای کشمیر:نوشته ی ابن حاجی محمد اسلم خان سالم کشمیری،متخلص به میرزا
۱۰- تاریخ ادبیات ایران:نوشته ی دکتر ذبیح الله صفا



سلحشوران شهر نراق افتخار دارد برای اولین بار یکی از مشاهیر نامدار شهر نراق از توابع دلیجان استان مرکزی را به تاریخ دانان منطقه مرکزی ؛ محققین ؛ علاقمندان به شعر و ادبیات معرفی نماید .


محمد عضایی

 سلحشوران شهر نراق

۹ نظر ۱۷ آبان ۹۴ ، ۲۱:۱۸
سلحشوران شهر نراق

کتاب " بزرگان کاشان "

کتاب بزرگان کاشان در سه جلد را آقای افشین عاطفی متولد 1354 توسط انتشارات مرسل ؛ چاپخانه نهضت در سال 1381 چاپ و توزیع گردید . دومین بار سال 1390 نیز کتاب های سه جلدی تجدید چاپ شده است .


موضوع کتاب در خصوص مجتهدان و علمای منطقه کاشان می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

در جای جای کتاب بزرگان کاشان نام عالمان طراز اول شهر نراق به چشم می خورد و این بزرگان باعث افتخار و مباهات منطقه کاشان و نراق بوده اند . در قدیم نراق از توابع کاشان محسوب می شد و تردد مردم بین این شهرها به کثرت انجام می گرفت و بر این اساس بزرگان کاشان در کنار مشاهیر و علمای نراق که عمدتا در کاشان سکونت یافته نوشته شده است .

اینجا ایران است و مشاهیر مربوط به سرافرازی ایرانیان است ولی در نوشته ها و کتب منتشره توسط نویسندگان کاشان ؛ مجتهدین و شعرا و علمای تمام روستا و شهرها از جمله نراق را به نوعی به کاشان دلالت و نسبت داده اند و یک کاشی یا کاشانی به انتهای هر اسمی چسبانده اند .



مثلا در بعضی از نوشته ها علامه ملا محمد مهدی و علامه ملا احمد نراقی از اهالی نراق را به نام کاشانی تلقی نموده اند . حتی احفاد خاندان معزز نراقی را اینچنین معرفی کرده اند . این مطلب شامل فقط نراقی ها نمی شود حتی دامنه جسارت نویسنده به تبریز و تهران نیز سرایت کرده است . برای نمونه به چند مورد از این منظور اشاره می شود :

* در صفحه 24 جلد دوم کتاب بزرگان کاشان در ارتباط با برادر حاجی ملا احمد نراقی نوشته : حاج میرزا ابوالقاسم کاشانی نجل المحقق نراقی .

* در صفحه 25 همین کتاب در خصوص علامه ابوالقاسم (نجم الدین) نراقی نوشته میرزا ابوالقاسم کاشانی فرزند ملا محمد .

در صفحه 208 از عجایب است که که یک تبریزی را کاشانی معرفی نموده است . *
در اصل سند نوشته الملا عبدالله التبریزی المعروف بالترک (ملا عبدالله تبریزی معروف به ترک) از عالمان در مدرسه سلطانی بوده و لیکن در سر تیتر مطلب نویسنده زبر دست کاشی نوشته است :
عبدالله تبریزی کاشانی .


* در صفحه 214 در خصوص کمال الدین علی متخلص به محتشم(۹۰۵ ه.ق در نراق کاشان - ۹۹۶ ه.ق در کاشان) که اصالتش بر همه مبرهن است که از نراق است نوشته است : مولانا محتشم ؛ از کاشان است و خیلی شهرت دارد .

* در صفحه 231 و 232 محمودخان ملک الشعراء(۱۲۲۸ هجری قمری -۱۳۱۱هجری قمری) فرزند محمد حسن عندلیب که در تهران به دنیا آمده و به محمود دُنبُلی مشهور است و اجدادش همه اهل دُنبُلی آذربایجان می باشند را صرفا به علت اینکه نوه فتحعلی صبا بوده نوشته اند : محمود خان ملک الشعراء کاشانی .

* در صفحه 237 میرزا محمد نراقی شاعر اهل نراق که متخلص به مخلص می سروده است را به کاشان و کاشی بودن نسبت داده و بدونِ ذکر نام اصلی اش او را مخلص کاشی معرفی نموده است .

                                                                                                                            افشین عاطفی

قطعا و بدون شک نوشتن و تحقیقات آنهم از بزرگانی مربوط به قرن های گذشته کاری بسیار دشوار و طاقت فرسا است ولی تصاحب مشاهیر روستا و شهرها به شهری دیگر در کتابی که مرجع می شود ضمن اینکه تحریف تاریخ را به دنبال دارد باعث پریشانی افکار و تشویش خاطر مردم آن سامان خواهد شد .

در کتاب ارزشمند بزرگان کاشان قریب به 30 نفر از مشاهیر ؛ عالمان ؛ شاعران و دانشمندان شهر نراق مورد توجه قرار گرفته اند .

سلحشوران شهر نراق
۰ نظر ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۶:۵۶
سلحشوران شهر نراق

محمد علی قجری یکی از قاریان ممتاز قرآن بود و در قرائت های هفتگی قرآن شرکت می کرد . خیلی علاقه داشت که مراسم خواندن قرآن در منزلشان برگزار شود . در قرائت قران شب های ماه رمضان در مسجد جامع یکی از افرادی بود که دعای افتتاح را می خواند .

قبل انقلاب کمتر کسی بود که بتواند بدون اشتباه دعا و قرآن بخواند . در شبهای قدر نیز یکی از نفراتی بود که دعای جوش کبیر را در مسجد جامع قرائت می کرد .

http://8pic.ir/images/38569752469125177135.jpg

سردار پاسدار محمد علی قجری فرزند یوسف متولد 1336 با داشتن همسر تاریخ 8 اردی بهشت 1359 در مقام فرماندهی اولین گروه اعزامی از استان مرکزی به کردستان در مصاف با نیروهای الحادی سازمان کومله در سنندج به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به عنوان اولین شهید منطقه در بقعه شاه سلیمان نراق سر بر آستان تراب نهاد .

http://www.8pic.ir/images/55371707577221270123.jpg

                                 رزمنده جانباز حاج غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی اهل شهر نراق 16/10/1393

۳ نظر ۱۵ آبان ۹۴ ، ۱۶:۵۶
سلحشوران شهر نراق


به زودی ساختمان جدیدی برای ژاندارمری تهیه خواهد شد


ژاندارمری شهر نراق که از سال ها پیش در یک خانه کوچک و فاقد نور و حیاط بود به زودی به محلی که به وسیله دو تَن از اهالی ساخته شده منتقل می شود .


ساختمان ژاندارمری جنب ساختمان هایی است که برای سیل زدگان تهیه شده و چنانچه این ساختمان مورد تایید ژاندارمری محلات و هنگ ژاندارمری مرکز قرار گیرد جای مناسب و خوبی خواهد بود .


از این نظر افراد پاسگاه هم در نهایت ایمنی و راحتی به سَر خواهند برد .

شماره 164
تاریخ 18/8/1348
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

۰ نظر ۱۴ آبان ۹۴ ، ۱۶:۵۸
سلحشوران شهر نراق

جوانترین فاتح لانه جاسوسی ، اولین شهید دانشجوی خط امام در جبهه ، اولین شهید دانشگاه صنعتی شریف در دفاع مقدس،اولین فرمانده آموزشگاه سید الشهدا(ع) تبریز(خاصبان) سید حسین میرسلطانی اهل شهر نراق بوده است

 

پنج شنبه تاریخ 11/8/1391 در آستانه سی و سومین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی آمریکا سلحشوران شهر نراق در منزل شهید سید حسین میرسلطانی مهمان شدند تا صحبت های سرکار خانم اقدس دخت طالبی فرزند حسین را بشنوند .

balbbtl95qq1mxlku907.jpg
خانم اقدس دخت طالبی با عکس شهیدش سید حسین میرسلطانی

مقاوم ، صبور ، دارای سواد تحصیلی قدیم و آشنا به گذشته و سیاست روز ، علاقمند به راه و رسم رهبر کبیر انقلاب خمینی راحل و امام خامنه ای می باشد .

خانم اقدس دخت طالبی در معرفی اعضای خانواده اظهار نمود :
بنده متولد 1320 و اهل شهر نراق هستم . در زادگاهمان به " نوه کربلایی علی ابوطالب " شهره هستیم .

سال 1333 با سید آقا نصرت
میرسلطانی فرزند سید محمود که ایشان نیز نراقی هستند ازدواج نمودم و به دلیل اشتغال همسرم در وزارت پست و تلگراف و تلفن به تهران نقل مکان کردیم ولی مرتب به زادگاهمان تردد داشتیم . ضمنا مدتی نیز آقا نصرت الله در اداره پست نراق خدمت می کرد و آنجا زندگی می کردیم .

    5x7bfev4dis8w863c39k.jpg

حاصل ازدواج ما پنج نعمت و رحمت از موهبات الهی بود که به زندگی ما هدیه نمود.


سید حسین و تحصیلات با بصیرت


سید حسین سال 1346 وارد مدرسه شد و پس از قبولی در کلاس سوم ابتدایی و در تابستان سال 1349  با هماهنگی مسئولین سال های چهارم ، پنجم و ششم ابتدایی را به صورت جهشی با موفقیت به پایان رسانید . از کودکی با قرآن و عترت مانوس بود و به دلیل صوت زیبایی که داشت اکثرا در مدرسه پشت بلندگو برنامه اجرا می کرد که تعدادی عکس های آن موجود است . حتی در زمان برپایی اردوی دانش آموزی ایشان پیشقدم در برنامه های مذهبی و قرآن  و سرود بود .


bf2tit4eegbgvvykpg.jpg            iz1p1d8vpsar46dkyd8.jpg

شهید سید حسین میرسلطانی و استاد قرآنش مرتضی سالار طایفه(دومین فرد عینکی از راست)


نابغه تحصیل بود و پنج سال اول دبیرستان را دبیرستان آزادگان و سپس ششم دبیرستان را برای دریافت دیپلم در دبیرستان خوارزمی شماره یک گذراند .


سید حسین میرسلطانی و دانشگاه


 سال 1356 در سن 16 سالگی پس از موفقیت در کنکور وارد دانشگاه صنعتی شریف در رشته شیمی گردید. سه ترم را گذراند و اولین نیروی اعزامی از دانشگاه شریف و اولین شهید این مرکز آموزشی می باشد .


سید حسین میرسلطانی و انقلاب اسلامی


برای پیروزی انقلاب به رهبری قائد اعظم امام خمینی (ره) همگام با مردم انقلابی شب و روز نداشت . به همراه پدرش در راهپیمایی 17 شهریور 1357 حضور داشت که برای مبارزه بشتر بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی از پدرش جدا می شود و پس از اینکه مامورین مردم را به رگبار می بندند نگران بودیم که مبادا جزء شهیدان  جمعه سیاه باشد .


علقه سید حسین به مردم و شهر نراق


شهر تاریخی و مذهبی نراق از توابع دلیجان در استان مرکزی زادگاه من و پدر سید حسین می باشد . در این شهر منزل ، باغ و اقوام زیادی داریم . اکثر تعطیلی ها و اوقات فراغت و شرایط مناسب به همراه اعضای خانواده و به ویژه آقا سید حسین به نراق مسافرت و مدتی آنجا به سر می بردیم . فرزندم علاقه خاصی به مردم و فامیل ها داشت . آنان نیز متقابل به دلیل ادب سید به او احترام می گذاشتند .


سید حسین میرسلطانی جوانترین فاتح لانه جاسوسی


پس از انقلاب با انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف همکاری داشت . برای مقابله با گروه های منافقین و کمونیست ها نیز مقابله داشت . تا اینکه همراه با عده ای قلیل از خیل دانشجویان تهران برای تسخیر سفارتخانه ایالات متحده آمریکا انتخاب و سرانجام روز سیزده آبان 1358 به همراه دانشجویان خط امام خمینی وارد سفارت شدند و به دلیل افشاگری از اسناد مکشوفه از آن به بعد این مکان به لانه جاسوسی مشهور گردید .


4rdf9kqjbvikyp0eqhv.jpg    kexstwv6c3rrbmk6b6.jpg

سید حسین میرسلطانی اهل شهر نراق (دانشجوی رشته شیمی دانشگاه صنعتی شریف)

دانشجوی پیرو خط امام و جوانترین فاتح لانه جاسوسی آمریکا -

محل عکس لانه جاسوسی مقابل خانه موسوم به خانه سفیر- تاریخ 20/8/1358


خیلی از روزها من می رفتم لانه جاسوسی و می دیدم که فرزندم با دوستانش از جمله عبدالرحمان دادمان ( شهید) و مهدی رجب بیگی ( شهید) و فضل الله میرعابدینی و ... مشغول فعالیت هستند .


پشتیبانی کفن پوشان نراق از دانشجویان خط امام


یک روز جمعه اهالی انقلابی و خمینی دوست شهر نراق همگام با سراسر کشور از این حرکت دانشجویان پشتیبانی نموده و به صورت  کفن پوش راهپیمایی باشکوهی را در  شهر به راه انداختند . بعد با چند دستگاه اتوبوس و وسایط نقلیه دیگر به تهران عزیمت و در مسجد اکباتان در خیابان ملت (چراغ برق) مورد استقبال کم نظیر نراقی های مقیم مرکز قرار می گیرند .

http://revolution.shirazu.ac.ir/wp-content/uploads/2011/11/trt.jpg
راهپیمایی تاریخی کفن پوشان شهر نراق مقابل لانه جاسوسی آمریکا در حمایت از دانشجویان خط امام - آبان 1358

افراد قابل تشخیص : قنبر(قنبرعلی) عابدی فرزند کمال - مرحوم سید حسین موسوی فرزند سید حبیب - شهید مندعلی نباتی فرزند حسین - قدرت الله یوسفی فرزند ... - مرحوم عباس بحرینی فرزند عبدالباقی - سید جمال موسوی فرزند سید محمد

صبح روز جمعه بالغ بر دویست نفر از اهالی نراق کفن پوشان و سازماندهی شده خود را به میدان آزادی رسانده و حرکت خود را به سمت دانشگاه تهران آغاز می کنند . چندین پلاکارد در دستان اهالی که روی آنها نوشته” جانبازان نراق و الثوره ، الثوره حتی النصر مبارزه ، مبارزه تا پیروزی” فضا را مزین نموده بود .


         http://revolution.shirazu.ac.ir/wp-content/uploads/2011/11/fgg.jpg
راهپیمایی تاریخی کفن پوشان شهر نراق مقابل لانه جاسوسی آمریکا در حمایت از دانشجویان خط امام - آبان 1358

افراد قابل تشخیص : علی اصغر عابدینی فرزند شکرالله - سلطانعلی قجری فرزند عبدالرحمن - مرتضی خسروی فرزند حسین - سید احمد باشی فرزند سید کاظم - مرحوم بشیر شفیعی فرزند علی - مرحوم عبدالله پریشانی فرزند عباس - ... قجری فرزند ...

شعار های این راهپیمایی به دفاع از امام خمینی و دانشجویان بوده و آرایش کفن پوشان که بر روی کفنشان نوشته بود ” جان بر کفیم خمینی” مردم و خبرنگاران را متحیر می کند و در بین مسیر از آنها عکس و فیلم تهیه می شود .نزدیکی های ظهر به مقابل دانشگاه رسیده و مورد استقبال نمازگزاران قرار می گیرند. آنگاه نماز جمعه را به امامت آیت الله سید محمود دعایی طالقانی اقامه می کنند.



پشتیبانی کفن پوشان شهر نراق از دانشجویان پیرو خط امام مقابل لانه جاسوسی آمریکا در تهران پس از تسخیر لانه در 13 آبان 1358
از راست : علی (میرزاعلی) قجری فرزند نعمت الله - رمضان قجری فرزند سلطانعلی - ناشناس احتمالا محسن اشرفی فرزند علی - مرحوم علیرضا عابدینی فرزند شکرالله - مرحوم بشیر شفیعی فرزند علی - ناشناس

سپس به سمت لانه جاسوسی راهپیمایی ادامه یافته و در پایان مقابل سفارتخانه اشغال شده حجت الاسلام علی محمد حیدری یکی از روحانیون نراق به ایراد سخنرانی افشاگرانه بر علیه چپاولگری دولتمردان ایالات متحده آمریکا می پردازد که مورد توجه حضار قرار می گیرد . این حرکت خودجوش و مردمی که در سطح استان مرکزی بی نظیر بوده است ، نقطه عطفی در مبارزات انقلابی و هوشمندانه  مردم شهید پرور و با بصیرت شهر نراق می باشد.

آن روز فرزندم سید حسین میرسلطانی همچنان در لانه حضور داشت و از حضور نراقی ها که برای پشتیبانی دانشجویان خط امام به تهران آمده بودند اطلاع داشت .

yxzd.gif

پشتیبانی کفن پوشان شهر نراق از دانشجویان پیرو خط امام مقابل لانه جاسوسی آمریکا در تهران پس از تسخیر لانه در 13 آبان 1358
روی کفن نراقی ها نوشته : جان بر کفیم خمینی

از راست :
علی حیدری فرزند غلامحسین –سید جمال موسوی فرزند سید محمد – قدرت یوسفی فرزند... – مرحوم بشیر شفیعی فرزند علی – مرتضی خسروی فرزند حسین– غلام محمد حیدری فرزند علی– احمد عضایی فرزند یوسف


خوشحالی سید حسین میرسلطانی از حضور سید احمد خمینی در لانه جاسوسی

فرزندم سید حسین میرسلطانی از اینکه روز بعد از از تسخیر سفارتخانه آمریکا در تهران فرزند رهبرشان را در بین خود دیدند خیلی خوشحال بود . حجت الاسلام حاج آقا سید احمد خمینی ساعت 15 و چهل دقیقه روز چهاردهم آبان 1358 وارد لانه جاسوسی شده و مورد استقبال دانشجویان پیرو خط امام قرار گرفت .

پسرم گفت از آقا سید احمد درخواست کرده بودیم به نزد ما بیاید و وقتی حضور پیدا کرد باور کردنی نبود . در این عکسی که از 33 سال قبل به یادگار مانده و اولین بار در اختیار وبلاگ سلحشوران شهر نراق قرار می دهم فرزندم سید حسین دقیقا پشت سر مرحوم سید احمد قرار داد و خنده هایش نشان از ذوق حضور
یار در بین خودشان دارد .

    f7gvb450ow2rjoowa65k.jpg     
بازدید حجت الاسلام سید احمد خمینی از لانه جاسوسی و ملاقات با دانشجویان خط امام
 شهید سید حسین میرسلطانی پشت سید احمد قرار دارد- 14آبان 1358


  
عکس دیگری هم به همین مناسبت است و فرزندم سید حسین میرسلطانی نفر دوم کنار یک روحانی قابل مشاهده است و حجت الاسلام سید محمد موسوی خوئینی ها فرزند سید حسین اهل قزوین که از لیدرهای مذهبی دانشجویان مسلمان خط امام بود در حال ارائه گزارش به آقای سید احمد خمینی می باشد .

r0vzbjdrcfgi4ismv494.jpg

بازدید حجت الاسلام سید احمد خمینی از لانه جاسوسی و گزارش عملکرد دانشجویان خط امام
توسط حجت الاسلام سید محمد موسوی خوئینی ها - نفر دوم راست کنار روحانی
و پشت سر آقا سید احمد شهید سید حسین میرسلطانی می باشد - 14 آبان 1358



رابطه صمیمی سید حسین میرسلطانی با گروگان ها و احساس آنها

اگر شما خاطرات گروگان های آمریکایی در لانه جاسوسی را خوانده باشید تقریبا همه به اتفاق نوشته و گفته اند رفتار دانشجویان پیرو خط امام خمینی با آنها انسانی و با عطوفت بوده است . بالطبع سید حسین میرسلطانی نیز ذاتا انسان با محبت و نجیی بود . به من گفت اند پس از شهادت فرزندم در حماسه مقاومت سوسنگرد در تاریخ 27/8/1359 چند نفر از گروگان ها که سید حسین را می شناخته اند متاثر شده بودند .

 
      ozypbhsyqlyfg0ltie8j.jpg

گروگان گیری آقای بیل بلک مامور مخابرات سفارت آمریکا در طبقه دوم لانه جاسوسی موسوم به دبیرخانه و شهید سید حسین میرسلطانی مقابل این فرد می باشد . دانشجویان یک حوله سفید رنگ روی سر بیل بلک آمریکایی انداخته اند . بعد ظهر 13 آبان 1358

من پس از 33 سال برای اولین بار عکسی را از نحوه دستگیری یکی از آمریکایی ها در طبقه دوم سفارت را به شما تقدیم می کنم که نشان دهنده روحیه انسان دوستانه و عاطفی دانشجویان با فرد اسیر خود را نمایان می کند و فرزند من دقیقا مقابل فرد آمریکائی قرار دارد و هیچ خشونتی در کار نبوده است .


توضیح برای عکس های رهبرمان آیت اله سید علی خامنه ای در لانه جاسوسی

درست نمی دانم که فرزندم سید حسین میرسلطانی عکس های آیت الله سید علی خامنه ای که خداوند حفظش کند مربوط به چه زمانی است و در آلبومش گذاشته است . ولی آنچه که مشخص است معظم له در حال سخنرانی مقابل لانه جاسوسی آمریکا در سال 1358 برای مردم است . یکبار نیز ایشان برای بازرسی و بازدید از گروگان های آمریکایی به سفارتخانه رفته بود و با اکثر گروگان ها صحبت کرده و مشکلاتشان را بررسی نموده بود که بارها تلویزیون نشان داده است .

   
                 5tp3prfyqku7l2w34a.jpg
سخنرانی امام آیت الله سید علی حسینی خامنه در مقابل لانه جاسوسی آمریکا - آبان 1358

 و احتمالا آن موقع برای مردم هم سخنرانی داشته است . یکبار هم عاشورای 1358 سخنرانی نمود که باز محتمل است آن زمان باشد . در یکی از صحنه ها دو روحانی دیگر از جمله حجت الاسلام سید محمد موسوی خوئینی ها هم حضور دارند .

واقعه طبس و انتقال گروگان ها به شهرها از جمله تبریز


پنجم اردیبهشت 1359 واقعه طبس رخ داد و آمریکائی ها برای آزادی نیروهایش شکست می خورند .  دانشجویان تصمیم گرفتند گروگان های آمریکایی را به شهر های مختلف انتقال دهند تا به طور متمرکز نباشند . یک تیم از دانشجویان تعدادی از جاسوسان را به تبریز انتقال می دهند که یکی از آنان سید حسین میرسطانی بود .


عضویت سید حسین در سپاه و فرمانده آموزشگاه خاصبان(سیدالشهدا)


 در این شهر توسط دوستش عبدالرحمان دادمان(شهید) اهل اردبیل که فرمانده سپاه تبریز بود جذب سپاه می شود . عبدالرحمان که ما به او آقا رحمان می گفتیم با سید حسین در لانه آشنا بودند . فرزندم در آموزشگاه خاصبان در حومه تبریز به عنوان مربی تاکتیک و بعد فرمانده آنجا فعالیت می کند .

 

    http://8pic.ir/images/ucumy87jtuwycie18cs9.jpg


در مدت این شش ماه حضورش در این پایگاه به همراه سایر مربیان نیروهای زیادی را آموزش می دهند و موفقیت های شایسته ای را کسب می کنند . یکی از دوستانش در آموزشگاه حسین یحیوی می باشد که خود جزء فرماندهان گردیده بود .


آغاز جنگ تحمیلی و اعزام سید حسین به جبهه


31/6/1359 عراق با حمایت سران کفر جنگ را بر ایران تحمیل می کند و کار سید حسین و دوستانش مضاعف می گردد . کمتر از دو ماه از جنگ نگذشته بود که عزیز دلبند من و پاره جگر مادر تاریخ 20/8/1359 به فرمان رهبرش داوطلب عزیمت به جبهه می شود و با نیروهایی که خود آموزش داده بود وارد شهرستان سوسنگرد اشغال شده توسط ارتش عراق می شوند .


a5xiffblc9ss0ltm2cv.jpg


با مساعدت نیروهای ستاد جنگ های نامنظم مهندس چمران یک هفته ای در حال جنگ و درگیری با عراقی های متجاوزگربوده اند تا اینکه 27/8/1359 مصادف با روز تاسوعای اباعبدالحسین(ع) به آرزویش شهادت می رسد . سید حسین اولین دانشجوی خط امام بود که در دفاع مقدس جانش را تقدیم آرمانش نمود .


تشیع پیکر شهید میرسلطانی و سخنرانی خانم اقدس دخت طالبی برای مردم


چند روز بعد از انتقال جنازه قهرمان من به تهران و یکی دو روز هم صبر کردند تا روز جمعه شود و علاوه بر پاره تن من حدود شش جوان رعنای دیگر از جمله شهید فضل الله  میرعابدینی که دانشجوی خط امام بوده تشیع گردید . فضل الله همیشه به عابدینی معرفی شده و حتی روی پلاکارد آبان 1359 نوشته شده شهید عابدی و او دانشجوی دامپزشکی دانشگاه تهران و در واقع اولین شهید دفاع مقدس رشته دامپزشکی می باشد .


q5wy2sic5wcog5rnqycc.jpg

تشییع پیکر مطهر شهید سید حسین میرسلطانی اهل شهر نراق مقابل لانه جاسوسی آمریکا
جمعه 30/08/1359 از راست : ......قجری فرزند.... - علی نوروزی فرزند رمضان اهل شهر نراق


من بر عزای فرزندم صبر پیشه کردم و خداوند همانگونه که وعده داده بود به من مقاومت و شکیبایی داد . مقابل لانه جاسوسی آمریکا مملو از جمعیت بود . تمامی اقوام ما و خصوصا اکثر نراقی های همیشه در صحنه به همراه خانواده های دیگر شهدا و مردم حضور داشتند . من بر جایگاهی برای امت سخنرانی حماسی انجام دادم و آنگونه که بعد مشخص شد حضرت امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب خرسند شده بودند و طی یک سخنرانی از فداکاری مادران شهدا تجلیل نموده بود .


z946pid87qk9hfmhwn9h.jpg

سخنرانی حماسی خانم اقدس دخت طالبی در روز تشیع جنازه فرزندش سید حسین میرسلطانی جمعه - 30/08/1359


بعد به من رخصت دادند پیکر مطهر پاره تنم را مشاهده کردم که ترکش خمپاره از ناحیه شاهرگ کردن ایشان را صدمه زده و باعث شهادتش شده بود . پسر عمویش سید فضل  میرسلطانی فرزند سید اصغر آن موقع که همه شرایط روحی مناسبی نداشتند همت کرد و تعدادی عکس از مراسم تشیع و جنازه دلبندم گرفت که اکنون به عنوان یادگار برای زنده نگاه داشتن خاطرات به آنها نظر داریم .


kpdkrdvnbdvd8eox972.jpg

تشیع پیکر مطهر هفت نفر از شهدا از جمله دو دانشجوی خط امام سید حسین میرسلطانی و فضل الله میرعابدینی - جمعه 30/08/1359


محل دفن شهید سید حسین میرسلطانی فرزند سید نصرت الله


 پیکر مطهر شهید در قطعه24 بهشت زهرا(س) تهران در دل خاک ماوی گرفته است .

ni0prf4kcniwvgf4l6o.jpg

پیکر مطهر سید حسین میرسلطانی اهل شهر نراق جوانترین فاتح لانه جاسوسی ، اولین شهید دانشجوی خط امام در جبهه ، اولین شهید دانشگاه صنعتی شریف در دفاع مقدس،اولین فرمانده آموزشگاه سید الشهداء تبریز(خاصبان) تاریخ شهادت 27/8/1359 در حماسه مقاومت سوسنگرد


 

نام گذاری پادگان خاصبان به نام شهید سید حسین میرسلطانی نراقی


آموزشگاه خاصبان تبریز سال 1358 راه اندازی شده بود و سید حسین میرسلطانی اولین فرمانده پایگاه بود که به شهادت می رسد و اولین شهید از دانشجویان خط امام بود که به جبهه رفت و اولین شهید دانشجویان خط امام بود. جوان ترین فاتح لانه جاسوسی نیز سید حسین بود .

فلذا مسئولین وقت نام آموزشگاه خاصبان را "شهید میرسلطانی" می گذارند . 7 تیر 1360 که منافقین حمله تروریستی بر علیه دفتر حزب جمهوری اسلامی انجام می دهند نام آموزشگاه به "شهید بهشتی" تغییر می کند و چند سالی است که این مکان را به " آموزشگاه درجه داری سیدالشهداء(ع) سپاه تبریز" نام گذاری کرده اند .

هر از گاهی دوستان سید حسین و مربیان و فرماندهان آموزشگاه سید الشهداء تبریز به دیدن ما به تهران می آیند و از سجایای اخلاقی سید و رشادت هایش برایمان صحبت می کنند . همچنین از نهادهای دیگر فرهنگی و آموزش و دولتی نیز به ملاقات ما می آیند و ما را خوشحال می کنند .


http://revolution.shirazu.ac.ir/wp-content/uploads/2011/11/df.jpg

                                  شهید سیدحسین میرسلطانی جوانترین دانشجوی خط امام و فاتح لانه جاسوسی


بالندگی خانواده میرسلطانی


خانواده ما تحصیل کرده و برای مفید بودن در جامعه تلاش داشته اند . دو فرزند پسرم در انقلاب و دفاع مقدس کوشش داشتند و از اینکه چکمه خصم در سرزمینشان ایران اسلامی فرود آمده بود ناراحت بودند و لذا سید حسین تا مرز شهادت مبارزه کرد و پیروز شد و سید حسن زخم جنگ در بدن دارد . دامادم آقای محمد حسین  ثمره گلستانی نیز از زمره رزمندگان سلحشوری بود که اکنون جانباز می باشد . هر سه دخترم دارای تحصیلات و هم زندگی سعادتمندی دارند و هم برای سربلندی کشور ایران موفق بوده اند .

به لطف و عنایت حقتعالی همه فرزندانم از جمله فرزندم سید حسین میرسلطانی دارای نبوغ تحصیلی بودند و باعث افتخار وطن می باشند .


eye1gntnx0h3mpkhgehr.jpg

محمد مهدی ایزدی خبرنگار نراق در حال مساعدت به سلحشوران شهر نراق در حال ثبت خاطرات خانم اقدس دخت طالبی مادر شهید سید حسین میرسلطانی


کلام آخر


از همه کسانی که برای سربلندی و عزت ایران اسلامی تلاش می کنند آرزوی پیروزی دارم و برای زحمتکشان سلحشوران شهر نراق نیز که برای سیره شهیدان و در کنار آن پیشرفت و شکوفایی نراق کوشش می کنند سلامتی و عاقبت به خیری از خداوند طلب می کنم . از طریق سایت سلام من را به تمامی همشهریان برسانید .


 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

۷ نظر ۱۳ آبان ۹۴ ، ۲۳:۲۲
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook