سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


آخـریـن مـطـالـب

۱۲ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

نراق بخشی از شهرستان دلیجان در استان مرکزی واقع است . به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق از بین هشتاد شهید گلگون کفن شهر تاریخی نراق چهار شهید بزرگوار در مهر ماه به شهادت رسیدند :

1- غلامعباس علی آقایی فرزند یوسف متولد 1338 تاریخ 9 مهر 1361 طی عملیات مسلم ابن عقیل در جبهه سومار استان کرمانشاه به شهادت رسید .

2- امیر محمودی فرزند اکبر متولد 1343 تاریخ 22 مهر 1361 طی عملیات مسلم ابن عقیل در جبهه سومار استان کرمانشاه به شهادت رسید .

3- علی اصغر رحیمی فرزند علی متولد 1329 تاریخ 7 مهر 1366 طی بمباران هوایی ارتش متجاوز عراق در نیروگاه شهرستان نکا استان مازندران به شهادت رسید .

4- حمیدرضا انصاری فرزند حسن متولد 1344 تاریخ ا مهر 1367 در منطقه عملیاتی دهلران استان ایلام به شهادت رسید و پیکر مطهرش در صحنه درگیری مفقود گردید و همچنان مفقود الجسد است .


به روح پاک و مطهرشان صلوات نثار می کنیم :

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

۲ نظر ۳۰ مهر ۹۵ ، ۱۴:۲۱
سلحشوران شهر نراق

نراق بخشی از شهرستان دلیجان در استان مرکزی واقع است . به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق در طول هشت سال دفاع مقدس  تعداد 48 راننده اتوبوس، مینی بوس، کامیون، بنز خاور، آمبولانس ، وانت و نیسان از شهر نراق در جبهه ها فعالیت مخلصانه داشتند . از این تعداد نه نفر از رانندگان زحمتکش دفاع مقدس از شهر نراق به رحمت خدا پیوسته اند :   

1- غلامحسین آقاعباسی فرزندعلی اکبر متولد 1330تاریخ فوت1مهر1368(داماد نادعلی اشرفی)

2- غلامرضا قاسمی فرزند علی متولد 1312 تاریخ فوت 20 شهریور1381


3-علی(محمد)اشرفی فرزند نادعلی تاریخ فوت 23 شهریور 1381

4- سلطانعلی شریفی فرزندحسن متولد1302 تاریخ فوت بهمن 1381

5- غلامرضا رمضانی فرزند محمد تقی متولد 1313 تاریخ فوت 5 تیر 1383

http://bayanbox.ir/preview/6895872022700508390/lv.jpg

6- ایرج خسروی فرزند غلامرضا تاریخ فوت 15 آذر 1383

7- اسماعیل سلیمانی فرزنداحمد متولد1331 تاریخ فوت4 بهمن 1388


8- علی اکبر علی اکبری فرزند شکرالله تاریخ فوت27 اسفند1393


9- علیرضا عضایی فرزندعباس متولد1329 تاریخ فوت 4 آبان 1394


سلحشوران شهر نراق برای رانندگان زحمتکش دفاع مقدس که دارفانی را ترک نموده اند علو درجات از خداوند مسئلت می نماید.

۵ نظر ۲۹ مهر ۹۵ ، ۲۳:۵۸
سلحشوران شهر نراق

نراق بخشی از شهرستان دلیجان در استان مرکزی واقع است . بدنبال درخواستی که سلحشوران شهر نراق از جناب آقای علی رضایی فرزند رضانظر مبنی بر سرودن اشعار خودمانی در خصوص شهر زیبای نراق نمود این اشعار تحصیل گردید :

علی رضایی

شهر زیبای نراق

من سرا پای تو را غرق دو صد بوسه کنم
نیست روزی که شوم غافل از افکار نراق

دل من دیر زمانی است هوایی شده است
قلب من همچو پرستو بزند بال نراق

گرچه دوریم ولی بوی تو آید به مشام
طی شود زَجر فِراق لحظه دیدار نراق

قلب من مرغ غزل گشت چه مستانه سرود
که منم عاشق و معشوق و خریدار نراق

تا گشودم دَرِ دیوان تو حافظ گفتی
احسن الحال بود وقت سحر فال نراق

گفتمش وقت فراغت به کجا باید رفت
گفت بر روی جِبالی که بُوَد بام نراق

کاش یک بار دِگر جمع شویم با رفقا
پرچمی را بِفرازیم به سَر آل نراق

ای می آلوده نِگر؛فصل خماری طی شد
تا بنوشی قَدَحی یک نفس از جام نراق

لذتی نیست مرا جز که ببینم روزی
همه گویند چه شیرین بُوَد این کام نراق

بلبلان رقص کنان کوچ خود آغاز کنند
بر لب جوی که زیباست به اشجار نراق

دوستان شهر در اندیشه یک لبخند است
که به لب آوری و زنده کنی نام نراق

۱۱ نظر ۲۸ مهر ۹۵ ، ۲۰:۲۹
سلحشوران شهر نراق

باز استعدادی دیگر از جناب سرگرد پاسدار محمد شریفی و یارانش از جمله حجت الاسلام علی آعلی در حوزه مقاومت بسیج ثارالله شهر نراق شکوفا شد و مراسم با شکوه و قابل تحسین را در شهر شهیدان به مورد اجرا گذاشتند .

طی دو سال و نیم فرماندهی سرگرد شریفی انسجام شایسته ای بین بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس و مردم شهید دوست از طریق جلسات ؛ مراسم ؛ همایش ؛ کنگره ؛ طرح صالحین و جمع های خودمانی در شهر مذهبی نراق ایجاد گردیده که این فعالیت ها قابل ستایش است .

به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق : 22 مهر 1395 کنگره سیّد شهیدان شهر نراق سید غلامرضا باشی به همت حوزه مقاومت بسیج ثارالله و تلاش وافر جوان شایسته آقای علی آعلی تحت نام آبروی محله ؛ افتخار کوچه در سالن شهدای شهر نراق به طرز با شکوه برگزار گردید .

 

علاوه بر مردم مومن نراق از شهرستان های محلات و دلیجان نیز مومنانی تشریف فرما شده بودند که از جمله آنان رزمنده دفاع مقدس دکتر هادی فدایی فرماندار ولایتمدار شهرستان دلیجان و هیئت همراه بود .

مجری توانمند آقای مجتبی عابدی فرزند شهید غیاث با قوت الهی با اجرای جذابش مسلط بر فضای معنوی سالن بود . به دعوت ایشان مدعوین به پا خواسته و سرود زیبای جمهوری اسلامی ایران را قرائت نمودند تا شروع قشنگی استارت بخورد .

تلاوت با حلاوت قرآن مجید توسط آقای مجتبی رمضانی برادر شهید محمدرضا فضای سالن کنگره را عطرآگین نمود و دقایقی آیات الهی طنین افکن شد .

استاد حاج عزیز فروغی که یکی از معلمین شهید سید غلامرضا باشی بود مطالب حائز اهمیتی از سجایای اخلاقی وی گوشزد کرد که همراه با حزن بود . استاد به نوعی عنوان فرمود : زمانی شهید باشی ها شاگردان ما بودند ولی اکنون که شهید شده اند ما شاگردان آنها هستیم .

سخنرانی حجت الاسلام حسن حاج رضایی اهل شهرستان محلات آنقدر دلچسب و تاثیرگزار بود که پس از پایان کنگره در نظرسنجی عموما علاقمندی نشان دادند که برای همایش های آینده رزمندگان و شهدا از ایشان دعوت به عمل آید .

اثرگذاری صحبت های آقای حاج رضایی به واسطه بزرگ شدن در خانواده سه شهید خانواده شان(مهدی – محسن – علی) مطالبش بر دل و جان مردم نشست و مهم تر اینکه وی در حین سخنرانی به دلیل مطالعات شایسته به تعریف کردن خواب و خرافه گرایی متوسل نشد .

دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی سرکار خانم رضوانه ایزدی فرزند عباس که در مسابقه بزرگ نامه ای به شهید محله ام حائز رتبه شده بود نامه خود را در جایگاه قرائت نمود که شجاعت و اجرای زیبایش بهت مدعوین را به دنبال داشت .

شرح زندگی بسیجی شهید سید غلامرضا باشی در قالب دکلمه خوانی مورد توجه مدعوین قرار گرفت .مراحل سه بار اعزام به جبهه و مجروحیت شهید طی یکی از عملیات ها و ترک کلاس درس و مشق و تبعیت از فرمان رهبر کبیر انقلاب حضرت سید روح الله فضای حزن و اندوه معنوی در سالن کنگره ایجاد نمود .

دو جوان طلبه در لباس و قامت شهیدان سید غلامرضا باشی و دوست شفیقش پاسدار شهید مهدی حاج رضایی محلاتی تاتر دلپسندی را به مورد اجرا گذاشتند که حال و هوای ملکوتی بین مردم ایجاد گردید . زیباترین قسمت تاتر زمان نوشتن وصیت نامه های شهیدان باشی و حاج رضایی بود که به زیبایی وصیت نامه شهید باشی قرائت گردید .

گروه سرود پایگاه شهید محمدعلی قجری شهر نراق به سرپرستی طلبه نیکوکار امیرحسین کمره ای فرزند محمدرضا سرود قابل ستایشی را اجرا کردند که در پایان اجرایشان فرماندار دلیجان به تقدیر از تلاششان از جلوی پایشان بلند شد و نسبت به فعالیت های قشنگشان کرنش نمود .

ذاکر اهل بیت حاج مسعود پیرایش با مدیحه سرایی اش از شهدا و ظلم و مصیبت هایی که بر امام حسین علیه السلام و خاندانش روا داشتند مجلس را در ایام محرم به نام آنها زینت بخشید .

در پایان کنگره جوایز نفرات برتر مسابقه بزرگ نامه ای به شهید محله ام ویژه دانش آموزان(رضوانه ایزدی فرزند عباس – فاطمه السادات موسوی فرزند سید داود – زهرا قجری فرزند رضا– فاطمه آعلی فرزند تقی – مریم السادات موسویان فرزند سید حسن – رضوانه عابدی فرزند مرتضی) و همچنین هدایای به رسم یادبود به خانواده معزز و مکرم شهید سید غلامرضا باشی از دستان حجت الاسلام حسن حاج رضایی - حجت الاسلام سید مجتبی میرکریمی - مهندس محمود مرادی شهردار – سید مسعود موسوی رئیس شورای اسلامی – سرهنگ مهدی نباتی جانشین سپاه ناحیه دلیجان دریافت نمودند .

مدعوین نیز هر کدام یک پلاک و زنجیر و قاب عکس چوبی منقش به تمثال شهید باشی و تنقلات دریافت نمودند .

پس از پایان کنگره حاضرین در فاصله 50 متری به گلزار شهدا تشریف فرما شدند و همزمان با خانواده محترم دور قبر شهید حلقه زده و عهد کردند راه شهدا را همچنان مورد احترام قرار دهند .

یاور همیشگی سلحشوران شهر نراق آقای ابوالفضل جعفری بردار سردار شهید قاسم جعفری با خوراک عدسی خوشمزه ای که پخته بود از عموم زنان و مردان در گلزار شهدای شهر نراق پذیرایی به عمل آورد که از ایشان قدردانی می کنیم .


فرازی کوتاه از زندگینامه بسیجی شهید سید غلامرضا باشی


سید غلامرضا باشی
اسوه اخلاق ناب محمدی(ص) بود.خنده هایش آرام و متین بود.خیلی با قرآن و نهج البلاغه مانوس بود.

در زمان حضور در جبهه و مقرهای پشت خط علاوه بر رزمندگان نراق خیلی از رزمندگان سایر شهرها علاقه به مصاحبت با سیّد را داشتند. ذاکر اهل بیت بود و در حد توانش شعر می سرود .

دعا های مختلف از جمله کمیل و توسل را به زیبایی در مراسم های عمومی قرائت می کرد. صدا و صوت دلنشینش هنوز در گوش خیلی از رزمندگان طنین انداز است.

  

مادر مکرمه اش برایش مقدس و پدرش مورد احترام ویژه اش بود و به بقیه اعضای خانواده مساعدت داشت. در مقطع تحصیلات راهنمایی در امر قالی بافی و نظافت منزل به مادرش کمک می کرد.این ویژگی کمتر در بین جوانان رایج بود.

عاشق ولایت مداری امام خمینی(ره) بود .به تهذیب نفس و خود سازی اهمیت ویژه ای قایل بود.حتی در جبهه نیز با مطالعه کتاب های اخلاقی از نفس خودش حساب کشی می کرد.

یادآوری می گردد بسیجی دانش آموز سید غلامرضا باشی فرزند سید علی پس از سه نوبت ماموریت به جبهه نهایتا تاریخ 2 فروردین 1361 طی عملیات فتح المبین در جبهه شوش استان خوزستان در مصاف با ارتش بعث عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمد .

پیکر مطهرش به همراه سه همرزمش(عبدالله محمودی – ابوالفضل بیابانگرد – مهدی عباسی) در گلزار شهدای زادگاهش شهر نراق آرام گرفت .


http://roozgozar.com/piczibasazi/matlab/01/roozgozar.com-0019.gif
۱۳ نظر ۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۱:۵۲
سلحشوران شهر نراق

...............آقا میرزا ابوتراب خلف مرحوم علی آفا  میرزا نراقی به عزت .......آقا نظر علی ولد مرحوم آقا حسن همگی. ....................همگی و تمامی مجرای المیاه پنج سراجه آب سفلای نراق را واقعه در طاق سیم که مدارش در ده شبانه روز است به ثمن مبلغ بیست و هفت تومان (ریال ده عدد یک تومان) رواج بین الجارین قبض و اقباض والتعلیم والتعلم و. .....تصرف و ضمان کاشف فساد و اسقاط خیار غبن فاحش بل افحش ولو کان فاحشا به عمل آمد و در ضمن العقد ملتزم شرعی گردید بایع مرقوم از حال الی پنجاه سال دیگر که چنانچه بیع مزبور مستحقا للغیر بر آید و به ثبوت شرعی برسد خود بایع از عهده غرامات شرعیه آن بر آید و صیغه مبایعه مولقه جاری گردید
تحریر فی یازدهم رجب المرجب سنه 1338
 
( برابر 11 فروردین 1299)


سلحشوران شهر نراق از جناب آقای حاج علی اکبر رضایی فرزند نظرعلی از بابت ارائه این سند سپاسگزار است و از حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی این سند ارزشمند قدردانی می نماید .

۵ نظر ۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۰:۲۶
سلحشوران شهر نراق

السلام علیک ایها السید الصالحین
اینجا کوچه پس کوچه های شهر نراق است و فصل سپری شدن از کودکی ات . ابتدایی و بعد راهنمایی را با موفقیت پشت سر گذاشتی تا نهضت امام خمینی رحمت الله علیه شکوفا شد .

سال 1356 سال سوم راهنمایی همزمان با اوج مبارزه تو با رژیم محمدرضا پهلوی بود که در تمام راهپیمایی ها و مراسم ها شرکت فعال داشتی . بهمن 1357 که سال تحصیلی اول دبیرستان را می گذراندی همزمان با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی بود که همه با هم در سراسر کشور جشن شادمانی گرفتند .

دوم دبیرستان در سال 1358 اوج شکوفایی استعدادهای نهفته تو و یارانت بود .شما و دوستان اولین انجمن اسلامی دبیرستان را بعد انقلاب راه اندازی کردید . کتابخانه دبیرستان را پاکسازی و مجددا با عضوگیری اعضاء جوانان را با شرایط جدید رهنمون شدید .

اولین روز مهر 1359 که وارد کلاس سوم دبیرستان شدی ارتش متجاوز عراق حمله به ایران را آغاز کرد و تو و یارانت بُهت زده شدید . بسیجی بودی ولی همزمان با تحصیل لباس رزم هم تهیه کردی تا آمادگی دفاعی ات را بالا ببری .
جنگ مراحل حساس را طی کرد و حضرت سید روح الله فرمان داد جبهه ها را پرکنید و آنجا بود که دیگر تحمل نیاوردی و اردیبهشت 1360 و نزدیک به پایان تحصیل درس و مشق و کلاس را رها و به اتفاق همرزمان راهی جبهه شدی .

 

اولین دستاورد ماموریت گروه 16 نفره شما که 45 روزه بود شرکت در پدافندی عملیات فرمانده کل قوا - خمینی روح خدا بود .

وقتی بازگشتید تاریخ 5 مرداد 1360 ساختمان بسیج را راه اندازی کردید و این مکان مامن و منزل شما و قطعه کوچکی از بهشت برایتان محسوب می شد . تو در روابط عمومی ستاد مقاومت فعالیت های موثری را برای جذب جوانان انجام و راهگشای آنها گردیدی .

مهر 1360 برای پایان تحصیل متوسطه وارد دبیرستان معصومی نراق شدی. یک ماه نشده بود که مجددا رهبر کبیر انقلاب پیام داد مردم جبهه ها را پر کنند و تو با اینکه نمونه ی دانش آموز ممتاز استان مرکزی بودی از اولین نفرات بودی که ثبت نام و با خیل عاشقان روانه جبهه شدی .

شما و 26 نفر از همرزمانت در پدافندی عملیات ثامن الائمه و شکست حصر آبادان در جبهه محمدیه دارخوین مستقر شدید . اواخر دی ماه 1360 ترکش خمپاره خصم کتف و پهلوی نازنینت را شکافت و در بیمارستان چمران شیراز استان فارس بستری شدی .
من طاقت دوریت را نداشتم و ندیدن روی ماهت روحیه ام را خدشه دار می کرد فلذا در مرخصی که از فرماندهان خط گرفتیم با عزیزمان عباس باقری راهی شیراز شدم و روی تخت که دیدمت قلبم آرامش گرفت . تو بهتر شدی و دوستان نیز از جبهه بازگشتند و همه دوباره کلاس چهارم را شکل دادید . دبیران و دانش آموزان خوشحال شدند که رزمندگان برای تحصیل دوباره به دبیرستان رونق داده اند . ولی یک ماه نشد که بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات فراخوان داد که عملیات مهم و حساسی در پیش است و علاقمندان ثبت نام و راهی سرحدات شوند .

باز تو و یارانت پیش قراول جوانان شایسته شدید و مجدد کلاس درس را رها و برای سومین بار در اسفند 1360 با 20 نفر روانه خطوط جبهه جنوب شدید . دیگر خودت نبودی و نگاه هایت متفاوت شده بود . یکپارچه عشق و سرمستی بودی . مثل گل های زیبا بوئیدنی شده بودی و هر خمینی ؛ محلاتی ؛ نراقی و دلیجانی علاقه داشت لحظه و دقایقی با تو مصاحبت کند .
منم کم کم حس حسادتم به تو بیشتر می شد که نمی توانم مانند تو باشم . سرعت آسمانی و پرواز کردنت در آفاق متفاوت از گذشته شده بود و حتی دیگر مثل سابق نیاز به برپایی نماز شب هم نداشتی . چون لحظه ها برایت خود ثواب نماز شب داشت .

کم کم سال 1361 فرا می رسید و تو علی اکبری بودی بسان علی اکبر سال 61 هجری قمری .
بوسه بر صورت ماهت دیگر امکان پذیر نبود و ثانیه و لحظه های بی برادری نزدیک می شد .
آن شب آسمانی فرا رسید تا صبح آن ؛ نمونه ای کوچک از دشت کربلا تکرار شود . نمی دانم چرا من و تو در آخرین وداع سفارشی با هم نداشتیم . همین فقط خداحافظی بود و گریه و اِنابه . چون بقیه هم ظاهرا سفارشی نداشتند جز گریه و طلب حلالیت از همدیگر .
نه محمدرضا بخشی به عباس رمضانی سفارشی نمود
نه محمدرضا رمضانی به عبدالله محمودی
نه قاسم جعفری به مهدی عباسی
نه قدرت الله ایزدی به احمد ابوالحسنی
فقط ابوالفضل بیابانگرد با عباس باقری پیمان برادری را تجدید و سفارش نمودند که هر کدام در عملیات فتح المبین زنده ماند فرزند دو خانواده خواهد بود و باقری پس از شهادت ابوالفضل و بازگشت از اسارت فرزند دو خانواده شد .

شِلِش در سرزمین تفتیده شوش استان خوزستان سحرگاه 2 فروردین 1361 نمونه ای از صحرای کربلا شد . سیّد تو کجا دستانت از من جدا شد و ندیدم که چگونه در کمینگاه وارد میدان مین شدی . منورها منطقه را روشن کردند و صحنه را برای آتش پر حجم دشمن فراهم ساخت . علاقه داشتم ثانیه های آخر حیاتت آخرین کلامت را بشنوم .
سیّد جان من جرات مقایسه شِلِش با صحرای کربلا را ندارم و خجالت زده از روی امامم و فرزندانش هستم . اما آنچه که مشهود بود تو به سمت مِیمنه و راست رودخانه رفتی و ما به سمت مِیسره . همین چند متر باعث گردید که آن ثانیه های ارزشمند شهادتت پنهان بماند .


سّید جان بگو ؛ توی این سه چهار ساعت گرفتاری در میدان مین چند بار توپ و ترکش و تیر به بدن نازنینت اصابت کرد ؟ نگو دو سه بار که باور نمی کنم چون بیش از این حرف ها بود.
آیا وقتی تیر و ترکش خوردی جدّه ات را صدا زدی؟
آیا وقتی اربا اربا شدی کسی از دوستان شهادتین آخرینت را گوش کرد؟
آنجا عباس ها قرار نبود به نهر علقمه برسند چون خاکریز دشمن ملاک بود . آنجا جوانان رجز می خوانند که من فرزند سید روح الله هستم و بر خلاف رجز خوانی دشت کربلا بود.

شِلش هم کمی خار مغیلان داشت اما تیر و ترکش هم می بارید . آنجا نوع عمود آهنینش با نینوا فرق داشت که بر سر فرزندان فرود آمد .
36 نفر از بهترین بندگان مخلص خدا از دلیجان و محلات و نراق در شِلش جانفدا شدند تا بقیه نیروها از خطوط مختلف مواضع دشمن را فتح کنند .بسیاری از آنان اربا اربا شدند .

شِلِش ناحیه کوچکی است با رزمندگان زیاد. اولین رزمنده مقابل دیدگان بقیه روی مین رفت. دشمن تا بُن مسلح آنچه که از ابزارهای جنگی در اختیار داشت به روی این مظلومین فرو ریخت . نه فکر کنید که یک مجروح و یا یک شهید فقط با یک تیر و ترکش شهید و یا زخمی گردید . به میزان چهار پنج ساعت اولیه آتش دشمن هر کدام از نیروها دو بار ؛ سه بار و شاید بیشتر زخم مضاعف بر تن برداشتند .
صحنه کوچک بود و رزمنده ها زمینگیر شده بودند و یارای مقابله با دشمن هم فراهم نبود و بدین جهت بعضی از آنها مثله شدند؛ آتش گرفتند؛ سوختند ؛ خون در خاک جاری شد .
بعضی ها هم آنقدر شجاعانه به پیش رفته بودند که با تنی مجروح به اسارت دشمن گرفتار شدند .

     

بمیرم ؛ فدایتان شوم : این قسمت پیکر مطهر شهید سید غلامرضا باشی است .
آن قسمت پیکر تیر در چشم خورده شهید مهدی عباسی است
آن کنارتر پیکر رشید شهید عبدالله محمودی است
کمی آن طرف تر پیکر رعنا جوان شهید ابوالفضل بیابانگرد غلطان به خون افتاده اند .
اینان نمونه بارز سربازان سید روح الله بودند که ندای حسین زمان را لبیک گفتند و عاشقانه او را یاری کردند تا آرامش و آسایش جامعه را به خود مدیون باشند .
12 روز بعد با مشکلات و مکافات موجود در صحنه درگیری پیکر مطهر این چهار شهید شهر شیران به نراق وارد شد و ابتدا روز 12 فروردین پیکر مطهر عبدالله محمودی گلزار شهدا را افتتاح نمود .

13 نوروز 1361 آنچه شهید مهدی عباسی پیش بینی کرده بود اتفاق افتاد و مردم مومن و با ایمان شهر تاریخی نراق هیچ کدام به تفرجگاه سَر دَهَنه آصیف آباد نرفتند و جملگی آمدند و پیکر سه جوان متدین از بهترین علی اکبر های روزگار را بر سر و دوش کشیدند و پس از اجر و ثواب عظیم در گلزار شهدای نراق به خاک سپردند .
ممنونیم از همه مردم که قداست خون شهدا را ارج می نهند .

فدایتان محمد

۱۴ نظر ۲۴ مهر ۹۵ ، ۲۱:۳۱
سلحشوران شهر نراق

پنج شنبه 22 مهر 1395 راس ساعت 14:30 کنگره ی بزرگداشت سیّد شهیدان شهر نراق در سالن شهدای این شهر برگزار می گردد .
مراسم این بزرگداشت تحت نام آبروی محله ؛ افتخار کوچه همزمان با ایّام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در شهر تاریخی نراق صورت می گیرد .

برنامه های متنوع در این کنگره در اولویت هستند که از جمله آن ها عبارتند :

خاطره گویی حجت الاسلام حسن حاج رضایی برادر سه شهید شهرستان محلات
نغمه خوانی ذاکر اهل بیت حاج مسعود پیرایش
سرودخوانی نوجوانان
دکلمه خوانی بر اساس زندگینامه شهید باشی
مسابقه نامه ای به شهید باشی با جوایز

اجرای تاتر در خصوص شهید


مردم شهید دوست منطقه با حلقه زدن پیرامون خانواده های شهدای شهر مذهبی نراق از جمله خانواده شهید بزرگوار سید غلامرضا باشی تلاش می کنند حضور شایسته و خاطره انگیزی را در این مراسم ارزشمند به اجرا بگذارند .

یادآوری می گردد سیّد غلامرضا باشی فرزند سیّد علی متولد 1342 تاریخ 2 فروردین 1361 طی عملیات ظفرمند فتح المبین در جبهه شِلِش شهر شوش استان خوزستان مظلومانه به شهادت رسید و پیکر مطهرش به همراه سه شهید دیگر در گلزار شهدای زادگاهش نراق آرام گرفت .

۳ نظر ۱۸ مهر ۹۵ ، ۰۵:۵۴
سلحشوران شهر نراق

تاریخ 17 مرداد 1342 در شهر تاریخی نراق که زادگاه علامه فاضلین نراقی و بیش از 100 تن از دانشمندان و مشاهیر است فرزندی متولد شد که نامش را سید غلامرضا نهادند .

  

پدرش حاج سید علی باشی فرزند سید ابراهیم و مادرش حاجیه خانم کلثوم مجیدی رضوانی فرزند علی از اهالی مومن شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی می باشند .

دوران کودکی را سپری نمود تا اینکه مهر 1349 در هفت سالگی تحصیلات خویش را آغاز نمود . ایشان از زمره دانش اموزان تیزهوش مدرسه بود. سال 1356 سال آخر راهنمایی را می گذراند که نهضت امام خمینی(ره) در حال پیروزی بر اهریمن پهلوی بود .


شهید سید غلامرضا یاشی

سال تحصیلی 1357 در کلاس اول دبیرستان در سنین نوجوانی در همه ی راهپیمایی ها و فعالیت های عمومی مبارزه بر علیه رژیم محمدرضا پهلوی شرکت فعال داشت و نهایتا بهمن 1357 جشن پیروزی گرفتند .

سال 1358 در کلاس دوم دبیرستان به همراه یارانش انجمن اسلامی دبیرستان را شکل دادند و از اعضای فعال کتابخانه دبیرستان معصومی بود که جوانانی را به مطالعه و کتاب خوانی رهنمون شد .

اولین روز مهر 1359 که سال سوم دبیرستان را ثبت نام نمود جنگ عراق بر علیه ایران اسلامی تحمیل شد و سید غلامرضا مترصد این بود که در شرایط مورد نیاز به جبهه اعزام شود که انتهای سال تحصیلی در اردی بهشت 1360 به همراه همرزمانش راهی جبهه گردیدند تا ماموریت 45 روزه ای را سپری کنند . نامبرده در جبهه های انرژی اتمی و سه راه دارخوین(شادگان) در پدافندی عملیات فرمانده کل قوا . خمینی روح خدا حضور داشت .

مشارالیه و یارانش وقتی از جبهه بازگشتند تاریخ 5 مرداد 1360 ساختمان بسیج را افتتاح کردند و خود یکی از تشکیل دهندگان آن بود . دومین اعزام در پی نیاز جبهه و فرمان رهبر کبیر انقلاب حضرت سید روح الله بود که 9 آبان 1360 سال چهارم دبیرستان را ترک و راهی جبهه گردید تا در پدافندی عملیات ثامن الائمه و شکست حصرآبادان حضور داشته باشد .

وی دی ماه در جبهه محمدیه دارخوین بر اثر اصابت ترکش ارتش بعث عراق از ناحیه پهلو و کتف مجروح گردید و در بیمارستان چمران شیراز استان فارس بستری شد .
سومین اعزام اسفند 1360 باز بدنبال نیاز جبهه ها به نیرو و فرمان رهبر انقلاب سال چهارم دبیرستان را ترک و به جبهه جنوب اعزام گردید تا در عملیات بزرگ و ظفرمند فتح المبین شرکت نماید .

سید غلامرضا باشی به همراه 36 نفر از بهترین مومنین مخلص از شهرهای محلات ؛ دلیجان و نراق در روستای زَعَن در منطقه شِلِش حومه شوش استان خوزستان تاریخ 2 فروردین 1361 مظلومه به شهادت رسید و روز 13 فروردین پیکر مطهرش به همراه سایر شهیدان این عملیات در گلزار شهدای شهر تاریخی نراق خاکسپاری گردید .

پیکر مطهر سید شهیدان شهر نراق شهید سید غلامرضا باشی


وصیت نامه شهید سید غلامرضا باشی فرزند سید علی اهل شهر نراق

و من یقاتل فی سبیل الله ؛ فلیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجرا عظیما - سوره نساء .آیه 74
و هر که در راه خدا جنگ کند ؛ پس کشته یا فاتح گردد ؛ بزودی او را در بهشت ابدی ؛ اجری عظیم عطا کنیم .

به نام خدا که نامش سر لوحه دفتر هستی است ؛ به نام خدا که جانم در گرو قدرت اوست . با درود به روان پاک شهیدان از تبار هابیلیان و با درود به آن یگانه رهبر ملت ؛ آیینه جهان ؛ کوه ایمان ؛ هابیل زمان ؛ خمینی کبیر .

الهی در دلم نوری بَر اَفروز
مرا تقوای قُدّسیان بیاموز
الهی جان من توحیدگر کُن
مرا زین شِرک مَن زیر و زبر کن
الهی ریشه کِبرَم بسوزان
گل پاکِ بِهی در من برویان
(اشعار از سید علی موسوی گرمارودی)

  

شهادت حد نهایی تکامل است
از اینکه حس می کردم در مکانی راحت قرار بگیرم و در سنگر نباشم غمگین بودم . من نمی توانستم به خود بقبولانم که برادران خودم در مرزها شهید بشوند و من هر روز شاهد آن باشم .

از این رو وظیفه شرعی خود دانستم که در این جهاد اصغر شرکت کنم تا بلکه از زیر بار مسئولیتی که بر دوش دارم با سربلندی و سرافرازی بیرون آیم .
ای پدر ارجمندم مرا حلال کن و با استقامت و صبر و شکیبایی از انقلاب اسلامی دفاع کن . مبادا روحیه خود را ببازی و گریه کنی ؛ چون گریه تو باعث ناراحتی من است .

پدرجان دیگر پیش جدّمان سرشکسته نیستم ؛ چون پسرت راهی را رفت که آنها رفته اند و امیدم این است که در شب اول قبر به پابوس آنها بروم . باز از شما می خواهم پدرجان ؛ اگر در طول زندگی موجبات ناراحتی شما را فراهم ساختم مرا حلال کنید .

ای مادر مهربان و عزیزم ؛ سلام مرا بپذیر ؛ حلالم کن ؛ مبادا در فقدان من گریه کنی . در بالای خانه مان پرچم های سبز سوار کن و دوستانم را به مهمانی دعوت کن . افتخار کن که فرزندت در راه خدا به این مقام بزرگ رسیده است .

مادرم ؛ من پسری خوبی برای تو نبودم ؛ امیدواترم که مرا عفو کنی .
مادر جان ؛ بعد از مرگم مبادا گریه کنی ؛ چون هر گونه ناراحتی و افسردگی مطمئنا باعث عذاب روح من می شود .
امیدوارم که برادرانم را طوری تربیت کنی که ادامه دهنده راهم باشند و اسلحه ام را زمین نگذارند .

و ای برادران عزیز ؛ سلام گرم مرا بپذیرید و از انقلاب خونبارمان با تمام وجود دفاع کنید و سعی کنید برای حفظ اسلام از بذل جان و مال هیچ دریغ نکنید .
و ای مسلمانان ؛ شما را به جان عزیزانتان ؛ علی وار ؛ حسین گونه و خمینی مانند ؛ بر همه دشمنان اسلام و انقلاب بخروشید و صدای این انقلاب را به سراسر گیتی برسانید ؛ چون ما هم اکنون پرچمدار اسلام هستیم .

ای امت شهید پرور ایران ؛ خون شهیدان را پایمال نکنید و از توطئه های دشمن آگاه باشید و هیچوقت رهبر عزیزمان را تنها نگذارید . در هر کجا هستید از روحانیت مبارز دفاع کنید تا اسلام را به تمام جهانیان بشناسانید و همیشه پشتیبانی قاطع و بیدریغ خود را از دولت جمهوری اسلامی و پیوستن به خط امام که همان خط اصیل اسلام و محمد(ص) است اعلام کنید .

 

خداحافظ خانواده عزیزم
اسفند 1360 جبهه شوش 27/12/1360
فدایی روح الله - سید غلامرضا باشی

۵ نظر ۱۷ مهر ۹۵ ، ۰۵:۴۷
سلحشوران شهر نراق

۳ نظر ۱۶ مهر ۹۵ ، ۰۵:۵۴
سلحشوران شهر نراق

نراق بخشی از شهرستان دلیجان در استان مرکزی واقع است . به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق در طول هشت سال دفاع مقدس  تعداد  180 نفر از غیور مردان شهر نراق به دفعات در جبهه های نبرد حق علیه باطل فعالیت داشتند  . از این تعداد 16  نفر از رزمنده های دفاع مقدس  به رحمت خدا پیوسته اند :   
 

1- سید مرتضی باشی فرزند سید عباس متولد 1344 تاریخ فوت 22 بهمن 1364

http://bayanbox.ir/view/1979599833730770695/image615.jpg

2- امیدعلی عظیمی فرزند صفر متولد 1306 تاریخ فوت 7 مهر 1366

http://8pic.ir/images/4tcmpiuig933yt8hzj.jpg

3- اکبر عبدلی فرزند حسین متولد 1348تاریخ فوت 23 خرداد 1370

4- حسن عابدینی فرزند رضا متولد 1341 تاریخ فوت 21 اسفند 1370

5- سید ابوالفضل بابایی فرزند سید رضا متولد 1342 تاریخ فوت 22 مهر 1372

http://www.8pic.ir/images/29747913976820792272.jpg

۶- مسلم مرادی فرزند نصرالله متولد ۱۳۲۸ تاریخ فوت ۱۰ تیر ۱۳۸۱

http://bayanbox.ir/view/7502343695828763955/%D8%A7%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D9%85-23.jpg

۷- غلامرضا(علی اکبر)بیابانگرد فرزندحسن متولد 1315تاریخ فوت 8 آبان 1381

http://s4.picofile.com/file/8168662550/%D8%AD%D8%A7%D8%AC_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF.png

8- محمود رزاقی فرزند صفرعلی متولد 1303 تاریخ فوت 28 اردیبهشت 1389-جانباز

9- سیف الله اکبری فرزند شکرالله متولد 1310 تاریخ فوت 6 شهریور 1389

http://www.8pic.ir/images/74775035401795043681.jpg

10- حسین حیدری فرزند محمدعلی متولد 1341 تاریخ فوت 17 تیر 1391 – جانباز

http://bayanbox.ir/view/6065691978921799902/814707026-67871.jpg

11- ابوالقاسم ایزدی فرزند حسین متولد 1339 تاریخ فوت 23 مرداد 1392

http://8pic.ir/images/71639983962159846110.jpg

12- حسین کرباسی فرزند علی متولد1344 تاریخ فوت 19 آبان 1392- جانباز

http://bayanbox.ir/view/7053918262423261924/image3033.jpg

13- سید نظام الدین موسویان فرزند سید علی متولد... تاریخ فوت 15 آذر 1393 – جانباز


14- علی رمضانی فرزند غلامعلی متولد 1345 تاریخ فوت 30 بهمن 1393

http://bayanbox.ir/preview/5445185058145737545/IMG-20150718-WA0012.jpg

15- علی اکبر حیدری فرزند حسین متولد1335 تاریخ فوت 19 دی1394(امام جمعه فقید)

http://bayanbox.ir/view/7230816002664578495/423828418-39101.jpg

16- علی اصغر عابدینی فرزند شکرالله متولد1310 تاریخ فوت 13اردیبهشت1395


۳ نظر ۰۹ مهر ۹۵ ، ۱۴:۰۹
سلحشوران شهر نراق

جمعه تاریخ 2 مهر 1395 به مناسبت هفته دفاع مقدس همایش پیاده روی خانوادگی توسط مردم شهر خوبان نراق برگزار گردید .

به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ پس از پایان دعای ندبه و صرف صبحانه توسط مومنین حرکت پیاده روی مردم شهر همیشه در صحنه از گلزار شهدای شهر نراق تا مقبره شهدای گمنام در مقابل دانشگاه آزاد اسلامی صورت گرفت.

در طول مسیر راهپیمایی آقای مجتبی عابدی فرزند بزرگوار شهید غیاث از طریق بلندگوی سیار جملات حماسی و اشعاری مربوط به دفاع مقدس و سیره شهدا بیان می کرد.

زنان ومردان هنگامی که به مقبره الشهدای گمنام رسیدند لحظاتی به ذکر مصیبت و فاتحه خوانی مبادرت کردند .
سپس از طرف متولیان برگزاری این مراسم به قید قرعه به تعدادی از شرکت کنندگان جوایزی اهدا شد.

همچنین یک دستگاه دوچرخه نیز در این قرعه کشی به یکی از راهپیمایان تعلق گرفت .
در پایان مراسم حدود 25 نفر از بسیجیان برای بازدید از میل یا دیده بانی نراق به منطقه گدار در محور مشهد اردهال رفتند و از یکی از بناهای ارزشمند تاریخی بازدید به عمل آوردند .

همایش پیاده روی خانوادگی توسط سه نهاد اداره گردید:

بسیج دانشجویی و بسیج اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق
شهرداری شهر نراق
حوزه مقاومت بسیج ثارالله شهر نراق


سلحشوران شهر نراق از همه دست اندرکاران این همایش با شکوه تقدیر و تشکر می نماید .


http://roozgozar.com/piczibasazi/matlab/01/roozgozar.com-0019.gif

۶ نظر ۰۴ مهر ۹۵ ، ۱۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق

به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق  :  به همت حوزه مقاومت بسیج ثارالله شهر نراق مراسم نهمین همایش خاطره گویی رزمندگان شهر نراق پنج شنبه تاریخ اول مهر 1395 به طرز با شکوه برگزار گردید .

نهمین همایش به مناسبت گرامی داشت هفته دفاع مقدس از ساعت 18 با گلباران یادمان و قبور 80 شهید گلگون کفن و شهدای گمنام در گلزار شهدای شهر نراق آغاز گردید .

سپس مردم و رزمندگان به اتفاق تعدادی از خانواده های معزز شهدا در سالن شهدای نراق حضور یافته و نماز جماعت مغرب و عشاء را به امامت حجت الاسلام سید علی اکبر حسینی راد اقامه نمودند .

برنامه خاطره گویی با تلاوت با حلاوت قاری قرآن جناب آقای محمد حسین رمضانی فرزند علیرضا ادامه یافت .

مدیر اجرایی و تزیین سالن همایش بر عهده بسیجی ارزشمند دکتر میلاد طالبی بود که به همراه سربازان گرانقدر حوزه ثارالله و بسیجیان زحمات سختی را متحمل شدند که جا دارد از مشارالیهم قدردانی داشته باشیم.

مجری توانمند همایش حاج تقی آعلی که خود از جانبازان جنگ تحمیلی می باشد به شایستکی برنامه را اداره نمود .
علاوه بر عکاسان سلحشوران شهر نراق بسیجیان دیگر من الجمله آقایان میثم کاظمی فرزند غلامرضا و علیرضا حیدری فرزند حسین و ... تصاویر به یاد ماندنی و خاطره انگیزی از صحنه های زیبایی مراسم گرفتند.

حجت الاسلام سید علی اکبر حسینی راد امام جمعه شریف شهر نراق که خود از سابقه داران در جبهه ها و برادر شهید می باشد ضمن خیر مقدم به مدعوین مطالب کوتاهی بیان داشت .

فرمانده شایسته دفاع مقدس سردار علی اصغر  علی اکبری دلیجانی از خاطرات خود و نحوه شهادت و حماسه آفرینی چند تن از شهدای نراق مطالبی عنوان نمود که اشک و فغان را بر چهره زنان و مردان جاری ساخت .

حجت الاسلام مهدی ربانی(خانمیرزا) امام جمعه شهرستان محلات که به همراه اعضای خانواده به سالن همایش تشریف فرما شده بود از خاطرات زیبایش با رزمندگان شهر نراق در جبهه مطالب ارزشمندی ایراد فرمود .

گروه سرود پایگاه شهید محمدعلی قجری یکی از زیباترین برنامه خود را به اجرا گذاشتند که مورد توجه و تشویق حاضرین گردید . گروه سرود با پیراهن های منقش به تمثال سردار شهید محمدعلی قجری نراقی اولین شهید مناطق دلیجان ؛ نراق ؛ محلات و استان مرکزی فضای قابل توجه ای را در سالن همایش ایجاد نمودند . از اعضای گروه سرود و مسئولشان جناب آقای امیرحسین کمره ای تقدیر و تشکر می نماییم .

خاطرات پاسدار سبزپوش جناب سرهنگ حاج محمدرضا عسگری فرمانده ناحیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان از جنگ نابرابر رزمندگان در سوریه و مدافعان حرم به همایش جذابیت ویژه ای داد .

در خلال برنامه ها کلیپ های بومی و ساخته شده در خصوص ایثارگری های مردم شهر خوبان نراق توسط بسیجی جناب آقای امیرحسین قجری به نمایش گذاشته شد .

دکتر هادی فدایی فرماندار محترم شهرستان دلیجان خاطرات جذاب خود از حضورش در نبردهای جبهه علیه ارتش متجاوز بعث عراق و حضور در کنار رزمنده های نراق خاطرات تلخ و شیرینی بیان داشت که مورد توجه زنان و مردان نراقی قرار گرفت .

مسابقه پیامکی فرازهایی از وصیت نامه شهید سید غلامرضا باشی که به سیّد شهدای نراق ملقب است جذابیت خاصی در بین زنان و مردان ایجاد نمود و نهایتا ده نفر برنده کارت هدیه نقدی گردیدند .

شام خوشمزه دست پخت یار همیشگی سلحشوران شهر نراق جناب آقای ابوالفضل جعفری(برادر سردار شهید قاسم جعفری) کام مدعوین را گوارا نمود.

از فرمانده پر تلاش و دلسوز حوزه مقاومت بسیج ثارالله شهر نراق جناب سرگرد محمد شریفی که بی ریا فعالیت های موثری در معرفی سیره شهدا و ایثارگری های رزمندگان دارد صمیمانه قدردانی می نماییم .

به مناسبت گرامی داشت هفته دفاع مقدس نوشته ای تقدیم به دوستان می کنیم :

حماسه‌های پرشور جنگ تحمیلی و صحنه‌های شگرفی که رزمندگان پرتوان سپاه توحید در دفاع از انقلاب و میهن اسلامی در جای جای جبهه‌های نبرد حق علیه باطل؛ از کوهستان‌های صعب‌العبور و سر به فلک کشیده غرب تا دشت‌های تفتیده جنوب و آب‌های گرم خلیج‌فارس آفریدند، آنچنان پرشکوه و پرتوان و سرشار از عشق و ایثار و شجاعت بود که هیچ قلم و زبانی را یارای بازگو کردن آن نیست.

با تحقق انقلاب اسلامی در ایران و برهم خوردن موازنه‌های موجود در روابط بین‌المللی منطقه، مسائل جدید و پیش‌بینی نشده‌ای حادث شد. نیرویی در منطقه به‌وجود آمد که محتوایی متفاوت از دیگر حکومت‌های قبلی داشت؛ یعنی نخستین انقلاب اجتماعی در تاریخ نوین خاورمیانه. این نخستین انقلاب سیاسی - اجتماعی، مدعی اسلام و هویت اسلامی است.

و بالاخره این انقلاب در کشوری روی داد که از لحاظ موقعیت جغرافیایی، امکانات اقتصادی و تعداد جمعیت مقامی غیرقابل رقابت را به‌خود اختصاص داده است. اینها زمینه‌های حمله عراق به ایران در 31شهریور 1359و نهایتا شکل‌گیری طولانی‌ترین جنگ را در منطقه سبب شد.

این جنگ که قرار بود براساس محاسبات عراق ظرف 3تا چند هفته به انجام برسد، بیش از 96‌ماه به‌طول انجامید که این رقم به تنهایی 27بار طولانی‌تر از تمام جنگ‌های میان اعراب و اسرائیل است ضمن اینکه از پیچیده‌‌ترین جنگ‌های جهان و منطقه بود چراکه در حقیقت 36کشور چرخ‌های ماشین جنگی عراق را روغن می‌زدند.

اما سرانجام واقعیت آن شد که تاریخ از 8سال جنگ، برای ایران، شرف و آزادگی و مقاومت و ایمان به خدا را در صفحات خود ثبت کرد و از متجاوز و متحدان او جز به زشتی یاد نکرده و نخواهد کرد. به همین‌خاطر است که نباید تجلیل و قدردانی از افرادی که بدون هیچ چشمداشت مالی با نثار جان و مالشان و صرفا با هدف صیانت از اسلام و دفاع از تمامیت ارضی این مرز و بوم قیام و در جبهه‌های حق علیه باطل شرکت کردند، به دوره‌ای کوتاه و فقط هفته دفاع‌مقدس محدود شود.

به یاد بیاوریم که در دوران جنگ انبوهی از فرهنگ‌ها و شخصیت‌ها شکل گرفت و دست آخر جمعی از رزمندگان دعوت حق را لبیک گفته و به درجه رفیع شهادت نایل آمدند، تعداد دیگری جانباز و ایثارگر شدند، گروهی در زمره آزادگان قرار گرفتند و جمعی دیگر با یاد و خاطره جبهه و جنگ در عرصه‌های سازندگی کشور حضور یافتند.

مطالعه تاریخ جنگ‌های کشورهای مختلف دنیا به‌ویژه جنگ اول و دوم جهانی موید این موضوع است که نویسندگان، فیلمسازان و هنرمندان کشورهای پیروز در جنگ همواره کوشیده‌اند ضمن توصیف ایثار و مقاومت مردمشان به طرح فداکاری‌ها، باورهای اخلاقی، آزادیخواهانه و میهن‌پرستانه آنان در جنگ بپردازند و حتی امروز پس از گذشت حدود 75سال از جنگ جهانی علاوه بر اینها، به مناسبت‌های مختلف از قربانیان، رزمندگان و بازماندگان جنگ تجلیل به‌عمل می‌آورند.

ما نیز که با باورهای اسلامی و دینی علیه نظام ستمشاهی قیام و دفاع‌مقدس را سپری کردیم و از اندیشه‌های مذهبی پیروی می‌کنیم بیش از دیگران بایستی نسبت به پاسداشت خون شهدا و زنده نگهداشتن یاد و خاطره آنان و همچنین ارج نهادن به جانفشانی‌های جانبازان، ایثارگران و رزمندگان با حفظ کرامت‌شان اقدام کنیم.

آنانی که حتی پس از سال‌ها با به یادگار داشتن سوغات جبهه و جنگ با تحمل رنج و درد بسیار امروز شربت شهادت را می‌نوشند و در این مسیر بی‌هیچ ادعا همواره بر کوس رسوایی دشمن در بهره‌گیری از سلا ح‌های شیمیایی و کمک‌های جهانی به رژیم جنگ ستیز بعثی می‌کوبند.



http://roozgozar.com/piczibasazi/matlab/01/roozgozar.com-0019.gif

۶ نظر ۰۳ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۱
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook