سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


۲۷ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

فروختیم اقل التجاران آقا علی اکبر پسر تاجرباشی و کاظم آقا خلف مرحوم حاج محمد تقی تبریزی به آقا نعمت الله و آقا علی تاجران نراقی همدانی تمامی و همگی سرقفلی پنج باب بالا حجره هایی که در تصرف خودمان بود در سرای حاجی عبدالله در جنب یکدیگر(شهر همدان) بانضمام یکدستگاه پیچ فرنگی در عوض مقابل نوزده تومان قَران جدید چرخی نقد و وجه مرقوم را نقدا دریافت نمودم و بالا حجره های مرقوم مختص به ایشان می باشد و چنانچه منبعد جناب امین التجار و یا وَلَد ایشان و یا کَس دیگر ادعایی در این خصوص بنماید باید اینجانبان از عُهده برآییم و خود حقیران هم به هیچ وجه حق تصرف در حجره های مرقوم نداریم . سرقفلی مختص آقا نعمت اله و آقا علی تاجران است

این چند کلمه بر اساس سرقفلی نامچه تحریر شد شهر ذی الحجه 1327(برابر دی 1288)

این بنده که آقا علی اصغر هستم آقا علی اکبر و آقا کاظم حجره ها را از بنده خریده و به آقا نعمت اله فروخته اند
اقرار و اعتراف نمود امضاء عبدحسین
به اقرار ناقلان شهادت دارم امضاء فایق ایروانی
اقرار و اعتراف نمود امضاء نراقی
اقرار و اعتراف نمود امضاء نراقی
اقل الشهود امضاء همدانی
اقل عبدالصمد تبریزی شهادت دارم


                                    سید مجتبی غفاری                                                 محمود رضا رضایی نراقی
مدیر سایت سلحشوران شهر نراق از بابت ارائه سند ارزشمند 111 ساله توسط جناب دکتر محمودرضا رضایی نراقی فرزند حسن ابن محمود و از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود به دلیل بازخوانی این سند قدیمی صمیمانه قدردانی می نماید .

۰ نظر ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۴۲
سلحشوران شهر نراق

به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ جناب آقای حسن احمدی فرزند شجاع تاریخ 15 شهریور 1343 در روستای عبدالله آباد از بخش گرمخان شهرستان بجنورد استان خراسان شمالی متولد گردید .

در اوج جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران به خدمت سربازی اعزام و در لشکر 81 زرهی کرمانشاه – گردان 143 – گروهان 3 سازماندهی گردید .
آقای احمدی در منطقه عملیاتی میمک استان ایلام در دفاع مقدس تلاش های زیادی انجام داد تا اینکه طی دو نوبت در تاریخ های 21 دی 1363 و 19 اردیبهشت 1364 بر اثر اصابت ترکش های آتشبار ارتش متجاوز عراق به سختی مجروح گردید . تعدادی از دوستان وی شهید و مجروح گردیده و فشار روحی مضاعفی بر روحیه او وارد می نماید .

هر دو پا و دست و فَک ایشان آسیب جدی دید و موج انفجار نیز اعصاب و روان این سرباز عالی مرتبه را دچار مشکل نمود و دارای 45 % جانبازی است و با گذشت 30 سال عوارض مجروحیت زندگی را برایش سخت و مشکل نموده است .
مشخصا جانباز احمدی از سال 1390 الی 1395 به میزان 32 دفعه در بیمارستان بستری گردیده تا مداوای او تداوم یابد .

همسر مکرمه وی سرکار خانم زکیه السادات فضل پور اهل مشهد رضوی با داشتن یک دختر و دو پسر از این ازدواج رنج ها و ملامت های فراوانی جهت نگهداری از شوهرش را متحمل گردیده و از طرفی به دلیل مشکلات مالی و درمان های پی در پی روند زندگی آنان به سختی اداره می شود و در تنگنا به سر می برند . خانم فضل پور نیز مشکل قلبی دارد و چند نوبت عمل و یک نوبت هم سکته نموده است .

مشکلات عدیده ی جانباز احمدی در بُعد اعصاب و روان منجر به این گردید تا پزشکان محیط آرام و شرایط آب و هوای مناسب را تجویز نمایند که با مشاوره ی کارشناسان بنیاد جانبازان شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان برای ادامه زندگی آنان در نظر گرفته شد .
این خانواده از سال 1389 در نراق ساکن گردیده و اکنون در منزل استیجاری در کوچه شهید طالبی(شتران) در بدترین شرایط معیشتی و فاقد آرامش روانی زندگی را به سختی سپری و نیاز به هر نوع مساعدت می باشند .

روز سه شنبه 29 فروردین 1396 جناب سید مسعود موسوی رئیس شورای اسلامی شهر نراق به همراه جناب سید عباس حسینی نژاد عضو شورای اسلامی به حرمت انسانیّت و نوع دوستی به درب منزل این جانباز فداکار مراجعه نموده و وضعیت اسفبار زندگی این ولی نعمت کشور را مشاهده نمودند .


۳ نظر ۳۰ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۴۲
سلحشوران شهر نراق

پدر جان لحظات از پی هم می‌آیند و می‌روند اما تو نیستی
ولی یاد مهربانی و خوبی‌های بی منت تو گذر عمر را بر ما آسان نموده است.
بی تو زیستن برایمان سخت و دشوار است
اما ما صبر و مهربانی و خوب بودن را از تو آموختیم تا یاد و خاطره‌ات را زنده نگه داریم.

مرحوم حاج محمد گل سوسن

حاج محمد گل سوسن اهل تهران از فعالین انقلاب و نهضت امام خمینی(ره) بود. همسر مشارالیه سرکار خانم بابایی فرزند آقاسید رضا از زنان مومنه شهر نراق می باشد و حاصل ازدواج آنها  دو دختر و  فرزند ذکورشان استاد رضا گل سوسن از چهره های دوست داشتنی می باشد .

از راست : مرحوم حاج محمد گل سوسن ، مرحوم سید ابوالفضل بابایی ، مرحوم غلامرضا رزاقی

آقای گل سوسن طی دفاع مقدس ندای هل من ناصرا ینصرنی حسین زمان را لبیک گفته و در جبهه های کردستان و جنوب حضور به هم رسانید.

http://bayanbox.ir/view/6596681332383220179/0027.jpg

باجناق ایشان سردار شهید قاسم جعفری و برادران همسرش مرحوم حجت الاسلام سید ابوالفضل و سیدمرتضی  بابایی از زمره سلحشوران شهر نراق در جبهه بودند.

حاج محمد گل سوسن فرزند نصرالله سه شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۶ در اثر ایست قلبی بدرود حیات گفت و چهارشنبه صبح تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۶ مقرر است پس از تشییع پیکر پاکش در قطعه 5 بهشت زهراء(س) خاکسپاری گردد.

سلحشوران شهر نراق مصیبت وارده را به خاندان گل سوسن و بابایی تسلیت می گوید .


۰ نظر ۲۹ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۱۱
سلحشوران شهر نراق

تا سال ۱۳۵۷ در درمانگاه شهر نراق دکترهای هندی و پاکستانی برای مردم طبابت می کردند و از امکاناتی بهره مند بودند که با پیروزی انقلاب اسلامی طرح استفاده از  حضور آنها ملغی و به مرور با دانش افزایی دکترهای ایرانی جایگزین گردیدند.

راگوپاتی ردی

دکترهای هندی رابطه خوبی با مردم داشتند و فارسی صحبت کردن آنان بعضا باعث خنده بیماران می گشت.

 

۱۵ سال قبل در سال ۲۰۰۱ میلادی آقای  راگوپاتی ردی از آخرین دکترهایی که به کشورشان بازگشتند به دلیل ارادتمندی از حیدرآباد هندوستان کارت دعوت ازدواج همراه با کارت پستال برای جناب آقای یوسف عضایی به شهر نراق ارسال نموده است.

http://bayanbox.ir/view/8110632174918259202/423729334-10495.jpg

         حاج یوسف عضایی

سایت سلحشوران شهر نراق از آقای حاج یوسف عضایی فرزند ماشاءالله از بابت ارائه نامه و کارت ازدواج دکتر ردی هندوستانی سپاسگزار می باشد.

۲ نظر ۲۶ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۳۵
سلحشوران شهر نراق

خدا رحمتت کند بابای خوب و مهربون

درس راستی و صداقت را تو یادم دادی
💐

یاد دادی که نباید بخورم نان حرام

با درستکاری خود نان حلالم دادی
💐

نوجوان بودم و گستاخ و شرور و نادان

صبر و آرامش و ایثار تو یادم دادی
💐

گاه رفتم به خطا و ره خود گم کردم

لطف کردی و ز بیراهه نجاتم دادی
💐

گر نشانی ز صداقت به وجودم باشد

رهنما بودی و این ره تو نشانم دادی

💐
هر زمان خسته و درمانده و حیران بودم

تو شدی پیر خرابات و مرادم دادی
💐

پدرم،تاج سرم بودی و رفتی زبرم

نشد انجام دهم آنچه تو یادم دادی

سروده : آقای عباس عظیمی فرزند امیدعلی اهل شهر نراق

۱ نظر ۲۵ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۳۵
سلحشوران شهر نراق

تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۶۵ بسیجیان شهر نراق به ندای هل من ناصرا ینصرنی رهبرشان لبیک گفته و عازم جبهه شدند .
 

  

مرحوم حاج نوروز یوسفی                               مرحومه حاجیه معصومه عظیمی

حاج نوروز یوسفی فرزند عباس به هنگام بدرقه برای نیروها چاووشی خواند و مردم در میان دود اسپند و توزیع شکلات همنوا به او پاسخ دادند .
بهترین و جذاب ترین اشعاری که به صورت چاووشی خواند همان دعا و آرزویی است که همه دوست دارند :

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله
هر که دارد به سرش شور و نوا بسم الله

وقتی نوروز عباس حاجی چاووشی می خواند فرزند جوان و رعنایش غلامرضا یوسفی ۱۶ ساله بین جوانان اعزامی با غرور حرکت می کرد که مدرسه و تحصیل را رها کرده بود .چاووشی را برای مسافران کربلا می خوانند و حقا که فرزندش مسافر کربلا شد .
                      

 

شهید غلامرضا یوسفی

تازه دامادها و جوانان و پیران در میان شور و احساسات مردم از زیر قرآن عبور داده شده و راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شدند . غلامرضا شهادت طلب بود و راهش را عاشقانه انتخاب کرده بود .

تاریخ ۲۷ دی ۱۳۶۵ طی عملیات کربلای ۵ غلامرضا شهادت را در آغوش کشید و به آرزویش رسید.

حاج نوروز یوسفی پدر بزرگوار شهید آبان ۱۳۹۲ به شهیدش پیوست تا از امتیارات شفاعت وی بهره مند گردد.

 

جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵ حاجیه خانم معصومه عظیمی در چند متری فرزند شهیدش خاکسپاری می شود تا روسفید زهرای مرضیه(س)گردد.

   

علی اکبر ، علی اشرف و ابوالفضل یوسفی

دختران این خانواده معزز زینب گونه مسیر شهدا و الی الله را دنبال می کنند و سه فرزند ذکور (علی اکبر- علی اشرف -ابوالفضل) این خانواده از فعالین بسیج و از سابقه داران دفاع مقدس و از پشتیبانان ولایت به شمار می روند.


مرحومه حاجیه معصومه عظیمی

سایت سلحشوران شهر نراق فوت حاجیه خانم معصومه عظیمی را به خاندان معزا تسلیت و تعزیت می گوید.

۵ نظر ۲۴ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۸
سلحشوران شهر نراق

من چشم به راه تو اَم ای از همه بهتر
یک لحظه نشد چشم فرو بندم از این در
🌹🌹
ای کاش رسَد وقت خدایا، که ببینم
آن یوسف گم گشته زند حلقه بر این در
🍃🍃
من فرش نمودم به کف پای تو چشمم
قابل نشمارم به نثار تو تَن و سَر
🌹🌹
گر پای گذاری به سَرم فخر فروشم
هرگز نشود بهتر از این تاج بر این سَر.


اشعار آقای علی رضایی فرزند رضا اهل شهر ادبای نراق

۰ نظر ۲۱ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۵۴
سلحشوران شهر نراق

وصیت نامچه آقا صادق فرزند عبدالغفار در شهر نراق متعلق به 133 سال قبل


هو حی الذی لا یموت
چون خلع خلعت حیات از اندام هر فردی از افراد بنی آدم لازم و محتم است بمفاد کل نفس ذائقه الموت و بمصدوقه من مات بلا وصیت مات. ...جاهلیه موصی لازم لهذا توفیق شامل حال خجسته افعال اعلیحضرت مسعوده فطرت مجاهد آداب آقا صادق خلف مرحمت ماب آقا عبدالغفار گردیده در حالیکه جمیع حواس ظاهریه و باطنیه او بر قرار و کافه اقاریر شرعیه از او نافذ و ممضی بوده وصی و نایب مناب شرعی بعد از ممات خود نموده عالی مرتبت پسندیده خصلت آقا محمد کاظم اخوی خود را که بعد از اینکه داعی حق را لبیک گفت به نظاره علیا حضرت عفت پناه ... صاحب خانم والده ماجده خود جمیع تَرَکه و ملحقه او را و جمع آوری نموده
اولا قروض او را موافق ذیل ادا نماید
خیرالحاج حاجی علی کوره پَز پنجاه تومان
عالیقدر آقا مهدی ارسی دوز ( ده ) تومان
موافق قباله صداق زوجه او را بدهند
بعضی قروض خورده که خود والده اطلاع دارد بدهند
و نیم دانگ مشاع از سه دانگ مفروز از ششدانگ عمارت ملکی او را به قیمت عادله فروخته صرف مخارج ایام ثلاثه تعزیه داری موصی و مخارج کفن و حمل جنازه او به عتبات عالیات نماید و مابقی تَرَکه را از مطالبات و غیره مابین ورثه بعد از ادای دیون و مخارج مسطوره فوق کما فرض اله قسمت نماید
للذکر مثل خط الاثنین و اجر خود را از حضرت باری عزه و جل جلاله دریافت نماید

و در هر حال خداوند عالم را حاضر و ناظر داشته تخلف ازفقرات مسطوره ننماید این چند کلمه بر سبیل وصیت نامچه قلمی شد
و کان ذالک الوصیه من الوصی فی یوم الاحد رابع عشر من شهر جمادی الاول من سنه 1305هجری
(14 جمادی الاول 1305 برابر با 8 بهمن 1266)

بازخوانی نوشته های حاشیه سند :



بسمه تعالی
به شهادت جمعی از مومنین عدول محقق و معلوم شد وصیت مرحوم آقا صادق خلف مرحوم آقا غفار و در این ورقه ثبت و مرقوم شد اناالعبد
####
بسم الله تعالی
قد اوصی بما فیه لدی و اناالعبد
####
بسم الله تعالی
به شهادت جمعی عدول معلوم و محقق شد وصیت مرحوم آقا صادق ... که در این ورقه ثبت شده و حورّه العبد
####
بسم الله تعالی
آقا صادق مرحوم مراتب مرقوم متن را وصیت نمود
مرحوم آقا صادق به شرح مسطوروصیت نمود


                          استاد سید مجتبی غفاری                               دکتر محمودرضا رضایی نراقی

مدیر سایت سلحشوران شهر نراق از بابت ارائه سند ارزشمند 133 ساله توسط جناب دکتر محمودرضا رضایی نراقی فرزند حسن ابن محمود و از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود به دلیل بازخوانی این سند قدیمی صمیمانه قدردانی می نماید .

۰ نظر ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۵۱
سلحشوران شهر نراق

ای که از شیره ی جانت تو جانم دادی

هیچ بودم تو مرا رشد و توانم دادی

🌷🌷🌷
ناتوان بودم و بی بهره زهر بود و نبود

شیره دادی و مرا تاب و توانم دادی

🌷🌷🌷
بسکه خندیدی و گفتی و گرفتی دستم

خنده و گفتن و ره رفتن و یادم دادی

🌷🌷🌷
کودکی بود وضعیفی و نزاری اما

رنج بردی و به من درس شجاعت دادی

🌷🌷🌷
جان تو مادر خوبم به تو مدیونم من

جان فدایت که به من لطف و صفایی دادی

سروده: جناب آقای عباس عظیمی فرزند امیدعلی اهل شهر نراق

۱ نظر ۱۹ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۲۹
سلحشوران شهر نراق
عقدنامه 121 سال پیش متعلق به آقامحمدرضا تاجر نراقی فرزند محمدصادق با خانم بلقیس فرزند آقا محمدجواد تاجر نراقی

بسم اله الرحمن الرحیم
الحَمدُ للهِ الَّذِی أَحَلَّ النِّکاحَ وَ حَرَّمَ الزِّناء وَ السِّفاحَ وَ صل الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین الانجبین الاکرمین و لعنت اله علی اعداهم و مخالفیهم اجمعین
زیبنده زیوری که عارض عروس صفحه را به بهترین وجهی آراید و شایسته آرایشی که چهره شاهد در قراب خوشتر صورتی پیراید . حمد و ثنای حضرت ذوالجلال که طبقات سبعه سماوات در حریم حرم ابداعش شاهدی است .... کرده و بدر تابان در حجله خانه اختراعش دلبر قمر طلعتی است در پرده طره لیلای لیل از عنبر فشانی صنعت کامله اوست و سرخاب شفق و سفیداب صبح در عذار نهار از مشاطه کی حکمت بالغه او ازدواج آبای علوی و امهات سفلی غنچه قدرت شامله بی مثالش و اطفال موالید ثلاث در مشیمه عدم سفره صنع پی همالش ز صلب آورد نطفه را در رحم ز ابر آورد و قطره سوی بم از این لولایی لالا کند وز آن صورتی سرو و بالا کند .
سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَ مِمَّا لَا یَعْلَمُونَ (سوره 36. یس آیه)
سپاس و درود غبر معدود که مهوشان محافل غیبی و پرده کیان مجالس لارچی به نواختن نغمه ای
إِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ
میدانید شایسته دوش نازنین سید اولین والاخرین غنچه ازدواج حضرت آدم و حوا و غایت آفرینش ارض و سما فرمانفرمای کلمه
تناکحو و تناسلو فانی آبایکم هی الامم بوم القیامه ولو بالقسط
و بر آل طیبین و طاهرین او که بروج اثنی عشر امامت و شفعای یوم قیامت اند
اما بعد :
در بهترین وقتی از اوقات و خوش ترین ساعتی از ساعات که زهره عشرت در فلک مسرت و مشتری محبت قرین برج مودت بود به عقد دوام شرعی درآورد عالیشان سعادت نشان مبادی آداب آقا محمد رضای تاجر نراقی سلمه اله تعالی خلف مرحوم مغفور آقا محمد صادق رحمت اله و علیا مکرمه مخدره عفت پناه عصمت اکناه مسمات بلقیس خانم صبیه مرحمت و غفران ماب آقا محمد جواد تاجر نراقی به صداق مبلغ هفتاد و پنج تومان ریال چرخی مظفرالدین شاهی دانه دو هزاری پنج عدد یک تومان رواج عقد مبارکه مناکحه بینهما جاری شد و تمام صداق مسطور به ذمه ناکح استقرار یافت که عندالمطالبه مسترد و ... بدهد .
و کان ذالک فی یازدهم رجب المرجب مطابق سنه ... 1317 هجری
(11 رجب 1317 برابر با 24 آبان 1278)



                         دکتر محمودرضا رضایی نراقی                        استاد سید مجتبی غفاری     
 

مدیر سایت سلحشوران شهر نراق از بابت ارائه سند ارزشمند 121 ساله توسط جناب دکتر محمودرضا رضایی نراقی فرزند حسن ابن محمود و از جناب  استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود به دلیل بازخوانی این سند قدیمی صمیمانه قدردانی می نماید .
۲ نظر ۱۸ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۵۲
سلحشوران شهر نراق

نه کنون ،ربط به آن زلف چلیپا دارم
من به این سلسله عمری است که سودا
دارم
مهر بیرون نرود ظلمت کین از دل خصم
ورنه چون صبح در این فن،یدبیضا دارم
🌷
دشمنی ها همه از دوستی آید به ظهور
من که یک دوست ندارم ز که پروادارم
🌷
چه جفاها که ندیده ست دل از روزن خشم
شکوه ها از نظر هرزه تماشا دارم
🌷
در ره عشق تو ،با کم زتهی دستی نیست
زآنکه صد عقد گهر زآبله بر پا دارم
🌷
من که از دوستی بی خردان باکم نیست
چه غم از دشمنی مردم دانا دارم
🌷
"مخلص "از یمن جنون فارغم از فکر لباس
سنگ طفلان،به دل جامه ی خارا دارم




مخلص نراقی


۰ نظر ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۰۱
سلحشوران شهر نراق

با گشت و گذار در اسناد متنوعی که از مجموعه های خصوصی خانوادگی و مؤسسات متعددی از سراسر دنیا فراهم آمده با زندگی زنان در عصر قاجار(۱۲۱۰ق-۱۳۰۴ش) آشنا می شوید .

دنیای زنان در عصر قاجار دسترسی دو زبانه شما را به هزاران اوراق شخصی، اسناد دستنوشته و چاپی، عکس، اشیاء زندگی روزمره و آثار هنری، و اسناد صوتی - یعنی مجموعه دیجیتال بی نظیری برای تاریخ نگاری اجتماعی و فرهنگی عصر قاجار ممکن می کند .

در این مجموعه اثر زیبای دو قواره رومیزی ترمه متعلق به خانم شعری نراقی همراه با عکس به ثبت رسیده است .
شعری نراقی مادربزرگ پدری خانم آذرمیدخت کیوان فرزند زهرا حسام ابن فرشته علی آبادی است .

۱ نظر ۱۶ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۴۸
سلحشوران شهر نراق

از : مشهد رضوی
به : شهر نراق
تاریخ : حدود سال 1350

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم آخاله عزیز آقای مشهدی حسین اشرفی

پس از سلام ؛ من و همسرم(مرحومه نسترن اکبری) و 39 نفر نراقی دیگر روز جمعه ساعت 2 بعد از ظهر سالم وارد مشهد مقدس شدیم و همگی در پیشگاه سلطان خراسان به دعاگویی شما مشغولیم .

خانواده را سلام برسانید . سید محمد و سید حسین و سید عباس (برادران موسوی فرزندان سید حبیب)را با خانواده سلام برسانید . سید حلیمه با آقا رضا سوداگر را سلام برسانید . زن عموم را مخصوصا سلام برسانید .
سعادت خانم و سید باقر و سید مرتضی و سید مجتبی و مقدس خانم( فرزندان سید حسن موسوی) را مخصوصا دعا برسانید و آنها را توجه نمائید و بگوئید تا چند روز دیگر که آمدیم همه چیز برایتان میگیرم .
بهارعلی(مداح) و خانواده مشهدی نعمت الله(اکبری) و مشهدی شکرالله(اکبری) و خانواده سلام برسانید .
تمام فامیل و آشنایان را از کوچک و بزرگ سلام برسانید .
حضرت آقا ؛ آقای سید ابوالحسن موسوی(امام جماعت شهر نراق) را با خانواده سلام مخصوص برسانید .
نویسنده نامه علیرضا طالبی خدمت شما و خانواده سلام می رسانم .

عرضی نیست . سید حسن موسوی

۱ نظر ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۰۲
سلحشوران شهر نراق

با قهر میروم ،که به جایی سفر کنم
حرفی نزن که از تو هم ،قطع نظر کنم
🍃🌸
جای روم که آنچه شنیدم به گوش خویش
اظهار درد خویش، به کوه و کمر کنم
🌸🍃
در دادگاه عدل ‌الهی اگر رَوم
من شِکوه از جنایت بی دادگر کنم
🍃🌸
با گریه جوی خون بکشانم به پای تو
آرام کی شوم و از این هم بَتر کنم
🌸🍃
با ناله ها که می کنم از عمق دل بدان
کاخ بلند ظلم تو زیر و زِبَر کنم
🍃🌸
از من مباش غافل و ایمن که تا ابد
گوش فلک ز نعره جانسوز کَر کُنم
🌸🍃
من می روم که با کمک حامیان خود
زنجیر ظلم دشمنم از سَر بِدَر کنم
🍃🌸
تَن پروری خصلت ما نیست زین سبب
از جان و سر گذشته و هر دَم خطر کنم


اشعار آقای علی رضایی فرزند رضا اهل شهر ادبای نراق

۱ نظر ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۴۵
سلحشوران شهر نراق

گوهر از خاک بر آرند و عزیزش دارند
بخت بد بین که فلک گوهر ما برده به خاک

 

12 فروردین 1396 روح الله محمودی پس از هفت ماه معالجه و بستری در بیمارستان بعثت تهران بدرود حیات گفت و دنیا را ترک نمود .
مصیبت جانگاه فوت این جوان مومن را به خاندان معزز محمودی و اکبری تسلیت گفته و صبر و شکیبایی برای عزاداران را از خداوند قادر مسئلت می نماییم .

 

مرحوم حاج یوسف محمودی فرزند حسین و حاجیه خانم مقدس اکبری فرزند شکرالله از مدافعین انقلاب و دفاع مقدس هستند و دو فرزند دلیرشان در سرحدات ایران در غرب و جنوب به شهادت رسیدند :

نصرت الله محمودی متولد 1342 تاریخ 22 آذر 1359 در جبهه سر پل ذهاب استان کرمانشاه در مصاف با ارتش متجاوز عراق به شهادت رسید .

احمدرضا محمودی متولد 1345 تاریخ 13 تیر 1361 در جبهه کوشک طی عملیات رمضان به سعادت شهادت نایل آمد .


مرحوم روح الله محمودی

ضمنا پسر عموهای متوفی به اسامی عبدالله و کاظم محمودی فرزندان علی نیز از شهدای دفاع مقدس شهر نراق به شمار می روند .

۲ نظر ۱۳ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۰۳
سلحشوران شهر نراق

کهن شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی به علت قرارگرفتن در مسیر شهرهای بزرگی چون کاشان ، اصفهان، اراک و همدان در قدیم مورد توجه تجارو بازرگانان منطقه بود.

http://www.dana.ir/File/ImageThumb_0_608_458/673357

آثار و بناهای تاریخی بجا مانده مانند کاروانسراها ، بازار شمس السلطنه، وجود چندین حجر آسیاب آبی ، بیش از یکصد حلقه قنات، وفور انواع صنایع دستی و از همه مهمتر اشتغال عمده مردم این شهر به کار کشاورزی و دامپروری، همه و همه موید آن است که این کهن شهر با قدمتی ببش از 3000 سال از نظر اقتصادی نقش مهمی در تامین مایحتاج مردم منطقه ایفا می نموده است.

http://image.topak.ir/2015/09/273553/614671_101.jpg  http://www.honarnews.com/images/docs/000083/083511/images/1398_4xP4NPlE(1).JPG

از همه مهمتر وجود یک حجر آسیاب عصاری جهت تولید روغن چراغ از دانه های روغنی مانند پنبه دانه، کرچک،کنجد، منداب و... جهت تامین روشنایی ، خوراکی و دارویی مردم منطقه از جمله کاشان و دلیجان و روستاهای تابعه مورد توجه تجار و بازرگانان منطقه بوده است.در حال حاضر جاذبه گردشگری این شهر تاریخی به حدی مورد توجه علاقمندان و گردشگران داخلی و خارجی قرار گرفته که باعث احیای مجدد برخی سنت ها و صنایع دستی فراموش شده نراق گردیده است.

http://bayanbox.ir/view/8746588084896227602/%D9%86%D9%85.jpg

کشاورزان زحمتکش با دستان پینه بسته در حال انداختن(کاشت) تخمه لوبیا در بالای قنات آصیف آباد شهر نراق – سال 1358 - از راست : مرحوم جعفر حیدری فرزند عباس – مرحوم یوسف قجری فرزند محمود – مرحوم نادعلی حیدری فرزند عباس

برآنیم که در این بخش جوانان و علاقمندان شهرمان را با کشاورزی سنتی که شغل اصلی پدران آنان بوده و همچنین با وسایل و ابزار وابسته به این حرفه مهم آشنا نماییم تا ان شاءالله گامی در جهت رضایت خداوند متعال وخشنودی خویشتن بر داشته باشیم.


تاریخچه کشاورزی سنتی

ایران از قدیم الایام مهد تمدن های باستانی ویکی از مراکز تولید مواد کشاورزی دنیای باستان بوده است. به طوری که بسیاری پیشرفت های کشاورزی و دامپروری از جمله پرورش اسب و ترویج نباتات سودمند را باید مرهون زحمات و ابتکارات اهالی این مرزو بوم دانست.حفاری هایی که در تپه سیلک کاشان انجام یافته، نشان می دهد که حدود6000سال پیش ، کشاورزی در میان مردم آن منطقه معمول بوده و ایرانیان متمدن قرن ها پیش از این در این راه کار کرده اند.

از نقش روی استوانه ای که در شهر شوش کشف شده، معلوم گردیده که در 3000سال قبل از میلاد مسیح مردم ایران گندم را در مخزن هایی که امروز در بعضی نواحی دیده می شود، ریخته وانبار کرده اند. یونجه، این علوفه پر ارزش برای دام ها، توسط ایرانیان به یونان وسپس به روم وسایر نقاط برده شد.
ابزارهای کشاورزی که در ایران به کار می رفت شامل انواع ابزارهای دستی مانند بیل ها، کج بیل ها، داس های دسته کوتاه، کلنگ و وسایل دامی چوبی از قبیل گاو آهن، هرس های دندانه ای ، خرمنکوب ها بوده اند.

naragh1  naragh2

منبع توان و ابزارهای کشاورزی معمول امروزی در نقاط مختلف کشور به خصوص در نقاط دورافتاده به مرور زمان تغییرات زیادی پیدا نکرده و با ابزارهای قدیمی فرق چندانی ندارد.هنوز در اکثر نقاط دور افتاده کشوراز یک یا دو راس گاو نر ( وَرزاو) به عنوان توان کششی منحصر به فرد و از گاو آهن های دامی چوبی وهرس های دندانه ای، خرمنکوب هاو سایر وسایل که اکثرا از چوب ساخته شده اند به عنوان ابزارمورد نیاز استفاده می گردد.

مرحله کاشت محصول به روش سنتی


معمولا کشاورزان در شهر نراق در اواسط تابستان زمین های قابل کشت خود را بعد از پایان برداشت محصول همان سال برای کشت بعدی که همان کاشت گندم و جو می باشد آماده می کردند. سپس در اوایل پاییز زمین را آب داده و پس از به "دم آمدن" یا قابل کشت شدن، گندم یا جو را روی زمین مرطوب می پاشیدند و با گاو نر یا الاغ و گاو آهن سنتی که در گویش محلی به آن " خیش " می گفتند آن را شخم می زدند.

گاوآهن (خیش) ابزاری بود در کار کشاورزی برای کَندن، زیر و رو کردن و شخم زدن زمین که دارای یک تیغه فولادی به نام لَپک بود که با نیروی کششی توسط چهارپا بویژه گاونر (وَرزاو) بر روی زمین کشیده می شد بدین صورت که دو راس گاو نر یا به گویش محلی"یک بنده گاو" و یا دو راس الاغ انتخاب می کردند و سپس روی گردن آنها دو عدد " گردنی" که معمولا از جنس گلیم پشمی یا مویی بود و داخل آن با سیفال گندم پر شده بود و به صورت نیم دایره می گذاشتد و با بند مخصوص زیر گلوی حیوان مى بستند و بعد یک وسیله چوبی دیگر به نام "یو" (یوغ) روی گردن آنها می گذاشتند و سپس گاوآهن ( خیش) را به دو قلاب فلزی که در وسط یوغ نصب شده بود با یک قطعه چوب کوچک مخصوص می بستند و سپس یک نفر به نام گاویار(گاو ران) گاو ها را حرکت می داد و با خیش زمین را شخم می زد.

بدین صورت خاک زیر و و رو مى شد و بذرها به داخل خاک می رفتند. گاویار یک نفر کمک کار هم داشت که به آن مرزبند می گفتند که کارش مرزبستن کَردوها (کَرت) که توسط گاو آهن در حین شخم زدن خراب می شد کردوها را به شکل اول خود در می آورد.

تقسیم زمین به چند قطعه را کَردو گویند که معمولا این کرت ها به شکل مربع یا مستطیل بوده و اطراف آن توسط پشته کوچکی از خاک به نام "مرز" محصور است. البته برای مرزهای کوچک از بیل های معمولی استفاده می شد ولی برای مرزها با پشته بزرگ از بیل های مستطیل شکل مخصوص استفاده می شد که در گویش محلی به آن "پاشنه خر" می گفتند.

کار با پاشنه خر مستلزم همکاری دو یا سه کارگر است به این صورت که یکی دسته بیل را هدایت می کند و دیگری صفحه بیل را با طناب یا زنجیر می کِشد.در عمل ، ابتدا خاک را از یک سَمت می کِشند تا مرز کوتاهی بوجود آید.سپس خاک را از طرف دیگر به سوی پُشته می کِشند و مرز را تکمیل می کنند.
با پاشنه خر می توان برای جابجایی و جمع آوری خاک در زمین های ناهموار هم استفاده کرد. در پایان، گاویار گاو آهن (خیش) را باز می کرد و با وسیله چوبی دیگری به نام لَت یا ماله زمین را صاف می کرد.

لَت یک تخته چوبی مستطیل شکل صاف است که در سر آن دو حلقه وجود دارد . گاویار یک زنجیر مخصوص به دو قلاب طرفین لَت و سر دیگر زنجیر را به قلاب مخصوص یوغ مى بست و گاوها را حرکت مى داد . در حال حرکت خودش هم روی ماله مى ایستاد و زمین شخم زده و کاشته شده را صاف مى کرد و به این صورت محصول کاشته می شد.

برخی از کشاورزان هم برای سهولت کار بذر را "خشکه "کار مى کردند به این صورت که آن را داخل خاک خشک کاشته و سپس آب می دادند تا سبز شود.
در زمین هایی که مال رو نبود مانند داخل باغ یا زیر درختان، از نیروی انسانی استفاده و زمین را بیل مى زدند و بذرمی کاشتند.
معمولا اول بذر جو کاشته مى شد و بعد گندم . بذر جو به سرما و یخبندان حساس است ولی بر عکس بذر گندم مقاوم، خواه در گرما کاشته شود و خواه در سرما و یا یخبندان و مشکلی پبش نمی آید.

بعضی از کشاورزان در اوایل بهار شروع به کشت یک نوع جو می کردند که در مقایسه با جو معمولی محصول کمتری داشت و به آن "جو تورشه"یا ترشه می گفتند.
در کاشت محصول کشاورزان از کود دامی یا انسانی (توالت) استفاده می کردند و کود شیمیایی رایج نبود. یا گله گوسفندان را شب ها در زمین های قابل کشت مى خوابانیدند و به این صورت زمین تقویت و آباد مى شد.
در شهر نراق کشت محصول دیم در صورت وجود نزولات آسمانی امکان پذیر بود و عمده محصولات با روش آبی بود.

شخم زدن زمین با بیل

از روش های دیگر شخم زدن زمین ، کندن یا شخم زدن زمین با بیل بود که به گویش محلی به آن "بیل داری"می گفتند. بیل داری معمولا در جاهایی انجام می شد که شخم زدن آن با گاو غیر ممکن بود مانند باغ میوه جات که کشاورزان مجبور بودند که هر سال آن را شخم بزنند.

برای این کار از بیل های آهنی ضخیم و نوک تیز که آهنگرهای سنتی می ساختند، استفاده می شد. این کارهم به صورت انفرادی انجام می شد که به آن "یک بیله"می گفتند. گاهی دو نفر در کنارهم قرار می گرفتند و همزمان با هم زمین را می کندند و به آن در گویش محلی"دو بیله" می گفتند و گاهی هم به صورت کار گروهی این کار را انجام می دادند . از مهمترین مزایای بیل زدن ، از بین رفتن علف هرز و سهولت نفس کشیدن زمین بود.

اجرت روزانه این عمل (بیل زدن) در سال 1345 در شهر نراق 30 ریال با یک وعده ناهار بود

بیرینه زدن زمین

بیرینه یا "خاک لون" یکی از دنباله بندهای بومی کشور ماست که طی قرون گذشته در مقابله با افت یونجه کارایی داشته است.
بیرینه متشکل از یک تخته نسبتاً ضخیم و تعدادی میخ می باشد که به عنوان دنباله بند برای حیوانات زراعی و تراکتور کارایی دارد.

میخ های این دنباله بند قادر است زمین را خراش داده و مقدار قابل توجهی خاک را در هوا جابجا کند . با انجام این عمل ذرات گرد و خاک روی بدن کِرم سر خرطومی یونجه نشسته و آن را آغشته به خاک می کند که به گویش محلی " خاک لون "می گویند و بدبن صورت کِرم های خاک لون شده کشته می شوند.
بیرینه زدن زمین در نراق معمولا در اوایل بهار و قبل از سبز شده یونجه انجام می گرفت و بدین وسیله با آفت یونجه مبارزه می شد. این شیوه مبارزه قدیمی هنوز هم در اکثر نقاط کشور توسط کشاورزان به کار گرفته می شود و به نظر آنان خاک از بهترین سموم دفع آفات برای مبارزه با آفت یونجه است .

در شهر نراق هم در قدیم از خاکستر یا کود خیلی نرم برای از بین بردن آفات پیاز، گوجه فرنگی، بادمجان، خیارو... استفاده می کردند . به این صورت که سر کَردو، خاکستر را با بیل باد می دادند و بدینوسیله ذرات خاکستر روی برگ میوه می نشست و آفات آن را نابود می کرد.


مرحله داشت محصول

به طور کلی کارهایی که از موقع سبز شدن محصول تا برداشت آن صورت می گیرد "داشت"می گویند مانند آب دادن ، خاک دادن، کود دادن . البته در زمان قدیم فقط مسئله آب دادن به محصول مطرح بود و از نظر کود دادن مشکلی نداشت چون کود های شیمیایی امروزی وجود نداشت و کشاورزان قبل از کاشت، زمین های خود را با کود دامی تغذیه می کردند .

در مرحله داشت محصول که از آغاز بهار شروع می شد کشاورزان شروع به پاک کردن جوی های زمین های مزروعی و سخل آب مزرعه می کردند به عملیات پاک کردن جوب را "جوب بر رویی"و سخل پاک کردن را "سخل بررویی"می گفتند . به محل جمع شدن آب قنات به گویش محلی" سخل"یا استخر می گفتد.

سپس کار آبیاری شروع می شد و کشاورزان محصولات خود را که در پاییز کاشته بودند آبیاری می کردند. نحوه آبیاری هم به صورت کَردو (کرت) بود و سیستم آبیاری مدرن امروزی وجود نداشت و زمین را به صورت "غرقابی" آبیاری می کردند و این روش سنتی آبیاری هنوز هم در مزارع نراق وجود دارد.

این آبیاری تا زمان برداشت محصول ادامه داشت و بعد از آن شروع مرحله برداشت فرا می رسید.

مرحله برداشت

معمولا برداشت محصول غلات(گندم و جو) در شهر نراق از اواسط خرداد ماه شروع می شد. برای انجام این کار کشاورزانی که توان مالی بهتری داشتند، دروگر می گرفتند و اقدام به برداشت محصول خود می کردند. معمولا اول محصول جو و متعاقب آن گندم برداشت می شد.

دروگر به کسی گفته می شد که به وسیله داس (دسقاله)گندم و یا جو را درو می کرد و یا می چید و بافه (دسته) می کرد. برخی از دروگر ها وسیله مخصوصی داشتند که به آن (گل پنجه) و به درو گرها "گل پنجه چین"می گفتند. گل پنجه یک وسیله ای بود که دروگرها آن را به دست می بستند و شامل میله های فلزی سر خمیده ای بود که به کمک انگشتان دست باز و بسته می شد و محصول بیشتری در آن جا می گرفت و کار را آسان تر می کرد .

کشاورزان قشر ضعیف هم به صورت کار گروهی محصول خود را جمع آوری (درو) می کردند و به نوبت و کمک هم محصولات خود را جمع آوری مى کردند. این نوع همکاری هزینه اضافی به کشاورز تحمیل نمی کرد.در انجام این کار زن های خانواده هم نقش فعال داشتند و کمک کار مرد خانواده بودند. بعد از درو کردن و بافه کردن محصول، کشاورز بافه های گندم و یا جو را در یک زمین صاف و مسطح برای انجام مرحله بعدی خرمن می کردند.

معمولا بافه هاى جو را با چادرشب با الاغ حمل می کردند و به"خرمنگاه"می بردند و اگر خرمنگاه نزدیک بود چادر حاوی محصول جو را با پشت حمل می کردند ولی در مورد گندم باید بافه ها به صورت چپ و راست روی طناب مخصوص می گذاشتند و به اصطلاح محلی پشته (به ضم م) درست می کردندو سپس دو سر طناب را به طرز مخصوصی می بستند و یک نفر آن را با پشت حمل می کرد و به خرمنگاه می برد. به این فرد به گویش محلی (پشته کش) می گفتند.

بافه های جو را روی هم می ریختند و خرمن می کردن ولی بر عکس بافه های گندم را به صورت دایره ای می چیدند به طوری که سر بافه هاى گندم (خوشه) به طرف مرکز دایره قرار می گرفت و حالت استوانه ای پیدا می کرد . انجام این کار باعث می شد که محصول از دید دام و گوسفند در امان باشد و موقع خرمنکوبی هم کار خرمنکوب راحت تر گردد.ولی در مورد جو اینطور نبود و بافه ها همه روی هم ریخته می شد.منتها جو بعد از خرمن کردن باید به هم زده می شد و خرمن دایره وار باز می شد .انجام این کار باعث می شد که بافه هاى مرطوب جو زود تر خشک شود و از پوسیدگی آن جلوگیری گردد.

لازم به توضیح است که جو باید در هنگام درو کردن ساقه هاى آن کمی مرظوب باشد چرا که اگر خوب خشک شود در هنگام درو کردن به علت نرم بودن ساقه، خوشه شکسته می شود و روی زمین می ریزد و کار کشاورز را مشکل مى کند ولی بر عکس ساقه های گندم سفت هستند و هرچه هم که خشک باشند ریختن آنها امکان پذیر نیست حتی اگر از زمان برداشت آن گذشته باشد.

http://uploads.khanabadd.com/kharmankobi%20(3).JPG

هم زدن خرمن جو معمولا توسط بوجارها که در گویش محلی به آنها "مُقلبول" می گویند انجام می شد.مُقلبول همان بوجار است که باید خرمن را پاک (بوجاری)کند. آنها دارای یک چنگگ چوبی دو شاخ که به آن"دُولو" می گویند و به وسیله آن خرمنی را که بعدا باید بوجاری (پاک) کنند به هم می زدند و به اصطلاح دایره وار باز می کردند و برای مرحله بعدی که خرمنکوبی است آماده می ساختند.

http://uploads.khanabadd.com/1223.JPG

لازم به توضیح است که ازدروگر های معروف "گل پنجه چین"نراق می توان به مرحومان:محمدحسینی ، بشیرشفیعی ، حسین جعفری(محمد جعفر) ؛ نعمت الله پیشه ور ؛ ماشاءالله کریمی پور و ... اشاره نمود .

خرمنکوبی

خرمنکوبی(خرمن خرد کنی) مرحله بعد از برداشت است . برای کوبیدن خرمن از یک نوع خرمنکوب مخصوص سنتی که به آن"چُون" می گفتند استفاده می شد. این وسیله را در قدیم بَر خر و گاو و یا اسب و قاطر می بستند و آن را روی غلات به ویژه گندم مى کشیدند تا گندم از ساقه جدا شده وساقه هم تبدیل به کاه گردد.

این خرمنکوب در واقع دارای دو یا سه استوانه متحرک بود که که دارای پره های آهنی در اطراف بود و با کشیدن توسط حیوان به حرکت در می آمد و با حرکت از روی خرمن که دایره وار ایجاد می شد کار خرمن کوبی را انجام می داد.

در موقع خرمنکوبی معمولا دو راس گاو یا الاغ انتخاب می کردند و روی گردن هر کدام یک عدد "گردنی " قرار می دادند و بند آنها را به زیر گلوی حیوان می بستند. سپس یوغ را به همان روشی که در قسمت شخم زنی گفته شد روی گردن حیوان قرار می دادند.


بعد یک سر زنجیر را به حلقه مخصوص محور جلو چون و سر دیگرش را به حلقه مخصوص یوغ می بستند یک نفر هم روی سکوی چوبی"چون" می نشست و گاو یا الاغ ها را حرکت می داد. با این حرکت چون به همراه آنها کشیده می شد و پره ها به چرخش در می آمدند و به صورت دایره روی بافه هاى گندم، جو می چرخیدند و ساقه ها را خرد می کردند به طوری که دانه از ساقه جدا شود. یک نفر هم در اطراف خرمن کمک کار خرمنکوب بود و با یاشن (چنگک چوبی چند شاخه) ساقه (سیفال) خرد نشده را در جلو خرمنکوب مى ریخت تا خوب کوبیده می شد و سپس محصول کوبیده شده را انباشته می کردند. این کار آنقدر تکرار می شد تا کل خرمن کوبیده شود.

گاهی اوقات هم به جای الاغ یا گاو از قاطر استفاده می شد و کار سریعتر انجام می گرفت. به چونی که نیروی کششی آن به وسیله قاطر تامین می شد"چون قاطری" می گفتند. در چون قاطری بر عکس چون الاغی و یا گاوی از یک راس قاطر استفاده می شد درست عین یک دُرشکه که به یک اسب می بندند.

در شهر نراق مرحوم سید محمد موسوی فرزند سید مصطفی معروف به"بِرار" دو راس قاطر داشت که مسوولیت خرمنکوبی با خود او بود و همچنین مرحوم حاج رضا آعلی هم یک راس قاطر داشت که خرمن های خود را با آن مى کوبید.

این کار توسط ابوالقاسم کاظمی فرزند حسن ومرحوم سید ماشاالله جوادی فرزند سید جواد که در این کار خبره بودند انجام می گرفت و آقای مرتضی علی آقایی فرزند علی اکبر هم از فعالان خرمنکوبی با چون معمولی (گاو و الاغ) و همچنین چون قاطری در نراق بود . در پایان خرمنکوبی، کاه و دان توسط چون کوب روی هم دپو (انباشته) می شد و خرمنکوبی پایان می یافت و برای مرحله بعدی یعنی بوجاری (پاک کردن) آماده مى شد .

خرمن برداری

خرمن برداری یک اصطلاح محلی است .در این مرحله خرمن باید بوجاری شود یعنی دانه محصول از کاه یا ساقه جدا گردد . این کار توسط مُقلبول ها به وسیله نیروی باد انجام می گرفت. وسایل کار مقلبول ها جهت انجام این کار شامل 5قطعه به شرح زیر بود:

* یاشِن: یاشِن یک چنگگ چوبی است که توسط آن مُقلبول ها محتویات خرمن را در مقابل باد پراکنده می کردند و یا باد مى کشیدند به طوری که جربان باد دانه را از کاه جدا و کاه در یک طرف و دانه در طرف دیگر قرار می گرفت. این کار آنقدر ادامه می یافت تا کل دانه از کاه جدا می شد.اگر نیروی باد وجود نداشت انجام این کار غیر ممکن است و مقلبول ها مجبور بودند استراحت کنند تا وزش باد شروع شود.

بعد از پایان باد کشیدن دانه در یک طرف و کاه در طرف دیگر قرار می گرفت و منظره جالبی ایجاد می شد . به همین علت است که کوه " کاه و گندم یا کاه گندم " شهر نراق را به این نام خوانده اند. یعنی اگر این کوه را از دور مشاهده کنی به صورت یک خرمن باد کشیده گندم می باشد که کاه در یک طرف و گندم در طرف دیگر آن قرار گرفته است.

 

* غَربیل: به این غَربیل "سرندی"می گفتند و دارای طوقه و طوری گرد و یکنواخت بود و سوراخ های توری آن با توجه به ابعاد دانه فرق می کرد مانند غربیل گندم بیز، غربیل جو بیز واین غربیل ها توسط کولی ها بوسیله روده گوسفند و پوست بز و گوسفند درست می شد.
بعد از پایان باد کشیدن، گندم و یا جو را غربیل می کردند(می بیختند) و مجددا ناخالصی های آن را جدا می کردند . به این ناخالصی ها که در موقع بیختن گندم بدست می آمد و از سوراخ غربیل مربوطه خارج نمی شد کُوزِل می گفتند .
کُوزِل معمولا به خوشه های گندم و جو می گویند که در حین کوبیدن خرمن با خرمنکوب خرد نشده اند. بعد از غربیل کردن (سَرند کردن) گندم ، کوزل ها را یک طرف می ریختند و با چوب مخصوص "کوزل کوبی"آنقدر آن را می کوبیدند تا دانه از خوشه جدا می شد و اگر احیانا باز خوشه نکوبیده وجود داشت با تخت گیوه که به پای کشاورزان زحمتکش بود آن را له می کردند تا خوشه ها کاملا کوبیده شود . سپس کوزل های خرد شده را با یک غربال پاک می کردند.

* غَربال : غَربال بزرگتراز غَربیل است و دارای سوراخ های ریزی است که برای پاک کردن تَه خرمن از آن استفاده می شود و با فناوری خاص ساخته شده وهمزمان سه کار با هم انجام می دهد. دارای یک طوقه ی بزرگ است که بر عکس غربیل طوقه آن دارای خمیدگی و توری آن هم در قسمت وسط محدب (بر آمده) و در طرفین مقعر(گود) است و مقلبول برای حرکت دادن آن علاوه بر نیروی دست ها از قسمت پایین بدن هم کمک می گیرد . یعنی یک طرف آن کاملا به قسمت پایین بدن می چسبد و محصول را کاملا پاک و تمیز مى کند . در صورتی که دانه های بیخته شده توسط غربیل دارای ناخالصی بودند که قبل از رفتن به آسیاب و تبدیل به آرد شدن حتما باید مجددا توسط غربال پاک می شدند و علت آن هم این بود که تمام گرد وخاک، بذر ها ی علف همه از سوراخ های ریز غربال خارج می شدند .

* جارو : مقلبول ها دارای یک جاروی مخصوص بودند که تَه خرمن را با آن جارو می زدندو به وسیله تخته مخصوصی که به آن " شاگردک " می گفتند خاک و گندم را جمع می کردند. شاگردک تخته خمیده ی هلالی شکل بودکه حدود 30سانتى متر طول و10سانتی متر عرض داشت. با این تخته مقلبول محتویات ته خرمن را داخل غربال بزرگ می ریخت و سپس با نیروی دو دست تکان می داد تا گرد وخاک و نا خالصی های ریز از سوراخ های آن خارج شوند. در مرحله ی بعد از نیروی قسمت پایین بدن نیز کمک می گرفت. با حرکت دادن دست ها ، از قسمت برآمده غربال دانه ها به قسمت جلو وگود غربال مى ریخت و سایر ناخالصی ها مانند سنگ و کلوخ در طرف دیگر غربال جمع می شد و در پایان ،مقلبول گندم پاک شده را به صورت"بر پاش" جداگانه می ریخت. به دانه های جدا شده از خاک را به گویش محلی "گور بابا" یا (بُنه) می گفتند که متعلق به مقلبول بود و جدا از دستمزدی بود که دریافت می کرد و به اصطلاح رایگان بود و این یک سنت حسنه در بین مقلبول ها سال ها رایج بود . بعضی ها گور بابا را به دانه های حاصل شده از کوزل می گفتند که فلسفه آن مشخص نیست .

http://s5.picofile.com/file/8145658868/image12.jpeg

در مرحله پایانی ، مقلبول گندم ها را پیمانه می کرد و در جَوال یا گونی می ریخت و کشاورزهم درب جَوال یا گونی را با جوالدوز می دوخت و آنها را با الاغ به شهر مى آورد و داخل دولاب خانه تا زمان استفاده انبار می کرد ومازاد آن را هم می فروخت. به این صورت خرمن برداری هم با اتمام می رسید. گاه آن را هم جداگانه یا می فروختند و یا برای آذوقه زمستانی دام هایشان انبار می کردند. براى حمل کاه از " تور کاه"یا گونی های بزرگ که به آن " قناره"می گفتند استفاده می شد .

از محصول این خرمن دشتبان ها هم سهمیه خود را بابت حق الزحمه دشتبانی می بردند. لازم به ذکر است که فقط دشت بالا و دشت پایین نراق دشتبان داشت و مزارع فاقد دشتبان بودند.
یک سری هم "بافه گیر"بودند مانند حمامی و ارایشگر و احتمالا افراد مستحق که آنها هم سهمیه خود را در موقع درو کردن از کشاورز می گرفتند.
از دشتبان های نراق هم می توان به حسن کاشی و شکری هاشم اشاره کرد.
در پایان خرمن برداری ممکن بود یک مهمان ناخوانده به کشاورز برسد ؛ صاحب خرمن نمی گذاشت که این مهمان با دست خالی برود و مقداری از محصول خرمن را به عنوان " کوکوله " به مهمان می داد. این هم یکی از سنت های حسنه مردم فهیم ، میهمان دوست ، میهمان نواز و دست و دل باز نراق بود .

کوکوله شامل همه محصولات اعم از غلات، میوه، صیفی، سبزی و بطور کلی آنچه که کشاورز برداشت می کرد و فقط سَر خرمن به هر کس که وارد می شد می دادند .

مُقلبول کارهای شهر نراق

مُقلبول کارهای نراق عبارتند از :

1- مرحوم غلامعلی شاطری فرزند جواد

2- اصغر شاطری فرزندان جواد
3- آقا ماشاالله شاطری فرزند غلامعلی
4- مرحوم رمضان شاطری فرزندان غلامعلی
5- مرحوم حسین شاطری فرزند تقی
6- مرحوم عباس شاطری فرزند تقی
7- مرحوم اکبر شاطری فرزندان تقی
8- مرحوم ابراهیم ابراهیمی فرزند ...
9- مرحوم نصرالله رحمانی فرزند علی
10- مرحوم حسین پیشه ور فرزند فتح الله
11- حسین طهانی فرزند ...
12- غلامرضا لطفی فرزند حسین
13- محمد طهانی فرزند ...
14- حسن نبی زاده فرزند یوسف
15- مرحوم علیرضا رمضانی فرزند تقی
16- علی شاطری فرزند غلامعلی
17- مرحوم محمد نبی زاده فرزند نبی
18- حبیب الله رزاقی فرزند حسین
19- ماشاءالله رزاقی فرزند حسین
20- سید حسین حسینی فرزند سید اکبر
21- مرحوم بشیرعلی شفیعی فرزند علی
22- مرحوم نعمت الله پیشه ور فرزند فتح الله
23- مرحوم حسینعلی باقری فرزند تقی
24- حسین کمره ای فرزند رضا
25-

آسیاب و آسیابانی در شهر نراق

آسیابان به کسی گفته می شود که نگهداری و اداره آسیاب را به عهده دارد. آسیاب دستگاهی است که در گذشته برای خرد کردن گندم وسایر غلات و برای درست کردن آرد از آن استفاده می شد.

واژه آسیاب از در بخش"آس"و آب تشکبل شده است.آس در فارسی به معنای "نرم کردن دانه زیر سنگ است".
در آغاز ، انسان از نیروی بازوان خود برای آرد کردن غله یاری می گرفت و از نوعی آسیاب دستی استفاده می کرد که به آن "دست آس" می گفتند. پس از آنکه انسان ، دام را به کار گرفت، در برخی نقاط ایران اصطلاح"خرآس"پدید آمد.از آنجایی که این گونه آسیاب ها بیشتر با نیروی الاغ، شتر، اسب یا گاو می چرخید به آن خرآس می گفتند. از این گونه آسیاب ها تا این اواخر برای گرفتن روغن از دانه های روغنی استفاده می شد . اصطلاح عصاری و اسب عصاری هم از آن است .

حرفه ی ارزشمند آسیابانی در نراق سابقه دیرینه دارد و تمام آسیاب های آن تا بعد از انقلاب آبی بود و افراد زیادی در این کار تخصص داشتند. معمولا در نراق آسیابان ها گندم مشتری را در جلو منزل و یا حیاط مسکونی آن پاک می کردند و سپس آن را در جوال مویی یا گونی ریخته و با الاغ به آسیاب می بردند و سپس آن را تبدیل به آرد نموده و مجددا به مشتری بر می گرداندند.

http://payamedelijan.ir/uploads/posts/2016-07/1469959702_photo_2016-07-31_14-44-04.jpg

لازم به ذکر است که حتما گندم می بایست قبل از آسیاب کردن پاک می شد و این کار در موقع بوجاری انجام نمی گرفت و نا خالصی هایی از قبیل گرد و خاک، بذر علف و اسپور حشرات در آن وجود داشت که حتما آسیابان می بایست مجدداً با غربال بزرگ پاک کند و سپس به آسیاب برده و آرد نماید. این کار تقریباً تا دهه 40 ادامه داشت و مرحومان محمد علی نباتی ، ملک محمد مسلمی، حسین مسلمی و غلامرضا رضایی آخرین آسیابانانی بودند که تا آن زمان به این حرفه اشتغال داشتند.

   http://shohud.ir/files/images/martyrs/%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-1-1-1342/%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C%20%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AA%DB%8C.jpg

مرحوم ملک محمد مسلمی         شهید مندعلی نباتی

بعد از آن یک دستگاه آسیاب برقی خریداری شد و آن را در ساختمان آقای حاج اسدالله کمالی حومه سالن ورزشی شهید رجایی فعلی مستقر نمودند و با راه اندازی این آسیاب کار آسیابانان تا اندازه ای راحت شد. مسوولیت آن با برادران ملک محمد وحسین مسلمی فرزندان حسن بود. اگر چه کار آرد کردن گندم سریع تر انجام می گرفت ولی روال پاک کردن گندم کما فی السابق ادامه داشت و آنها گندم را جلو آسیاب پاک می کردند و سپس به آرد تبدیل می نمودند و تحویل مشتری می دادند.

 

مرحوم حسین مسلمی              مرحوم غلامرضا رضایی

این کار تا چند سال بعد از انقلاب هم ادامه داشت و بعد از فوت مرحوم ملک محمد مسلمی برادرش مرحوم حسین مسلمی به تنهایی این مسوولیت را به عهده گرفت و این آسیاب همچنان فعال بود تا اینکه نانوایی های صنعتی در نراق فعال شدند و آرد صنعتی به بازار آمد. بعد از آن فعالیت این آسیاب هم تعطیل شد و حرفه آسیابانی و نانوایی سنتی نراق هم تقریبا به بوته فراموشی سپرده شد.

در حال حاضر نه از آسیابان خبری است و آسیاب های نراق هم به حال خود رها شدند. برخی از آنها کاملا تخریب و بعضی هم نیمه تخریب و تعداد کمی هم وجود دارند که می توان برای جاذبه گردشگری وثبت آثار ملی آنها را احیا کرد .

بعد از تعطیل شدن آسیاب های آبی و برقی نراق و ورود نان صنعتی به بازار به فعالیت نانوایان خانگی که خانم ها عهده دار آن بودند خاتمه داده شد و سرکار خانم سیده فاطمه موسوی فرزند سید ماشاالله یکی از آخرین نانوایان بود که تا اواخر به این کار اشتغال داشت.

اسامی آسیابان های مشهور شهر نراق عبارتند از :

1- شهید مُندعلی نباتی فرزند حسین
2- مرحوم غلامرضا رضایی فرزندحسین
3- مرحوم ملک محمد مسلمی فرزند حسن
4- مرحوم حسن مسلمی فرزند حسن
5- مرحوم شکرالله عابدینی فرزند علی اکبر
6- مرحوم علی اصغر عابدینی فرزند شکرالله
7- مرحوم علیرضا عابدینی فرزند شکرالله
8- مرحوم اسفندیار مسلمی فرزند حسن
9- سلطانعلی پنبه زن فرزند خداداد
10-
مرحوم یوسف سلیمانی فرزند علی

ساختار آسیاب آبی

آسیاب از دو قسمت مجزا تشکیل شده است:

* قسمت خارجی : شامل ناسار (آبگیر یا تنوره) و چرخ و پره هاى آسیاب است.این قسمت آسیاب در فضای آزاد و در کنار نهر آب قنوات و رودخانه ها قرار داشتند به طوری که آب بر چرخ پره ها مسلط باشد.
ناسار به شکل یک مخروط وارونه بود و ارتفاع آن معمولا 6 الی8 متر بود و معمولا قبل از ورودی آن یک حوضچه قرار داشت که آب ابتدا داخل حوضچه ریخته می شد و سپس از طریق سوراخ های مخصوص وارد ناسار (تنوره) می گردید. این حوضچه به اصطلاح تنظیم کننده آب ناسار بود .


نمای داخلی آسیاب آبی

در ته ناسار سوراخی وجود داشت که آب از این سوراخ با فشار و مانند آبشار بر روی پره هاى چوبی آسیاب می ریخت و آن را به چرخش در می آورد. این پره ها محور را به چرخش در می آوردند. محور هم به سنگ رویین آسیاب داخل یک حفره مستطیل شکل متصل بود که روی سنگ زیرین می چرخید و دانه گندم به وسیله یک ناودان که به مخرن گندم که در بالا قرار داشت و به آن دَلو می گفتند و جنس آن از چرم محکم و دارای چهار پایه چوبی بود از طریق یک روزنه میان دو سنگ می ریخت.سپس بر اثر سایش و اصطکاک دو سنگ ، خرد و نرم می شد و به آرد تبدیل می گردید.شاعر سعدی به همین امر نظر دارد که می گوید:

"مرد باید که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیاب باشد".


نمای داخلی و خارجی آسیاب آبی

سپس آبی که از تنوره آسیاب به چرخ آسیاب می ریخت و آن را مى چرخاند، از طرف دیگر خارج به وسیله یک کانال خارج می شد.
اطراف این کانال و چرخ های چوبی آسیاب فضای تماشایی و زیبایی وجود داشت که معمولا صاحبان آسیاب با کاشتن درخت بید و چنار گردشگاه کوچک و خنکی برای استراحت مردم درست می کردند و فوران آب بر اثر چرخش پره های آسیاب بر خنکی و زیبایی این مکان می افزود.

* قسمت داخلی: ساختمان داخلی یا کارخانه آسیاب معمولا در دل زمین جای داشت و بخش نمایان آن شامل نورگیر ها و ورودی آسیاب بود. در این محل چند اتاق ساخته شده بود که یکی از آنها محل استراحت آسیابان بود و دیگری برای انبار گندم هایی که مى بایست آرد شود. اتاق سوم جهت انبار کردن آرد و بالاخره مخزنی که از سطح زمین بالاتر قرار گرفته بود و به اصطلاح دلو نام داشت و آسیابان گندم را داخل آن می ریخت و این مخرن در ته آن ناودانی قرار داشت که توسط آن گندم ها بین دو سنگ آسیاب ریخته و به آرد تبدیل می شد.در قسمت پایین این سطح کارخانه، مخزن دیگری به نام کته قرار داشت که آردهای آماده از لابلای دو سنگ آسیاب به وسیله ناودان دوم درون این مخزن ریخته و انبار می شد.


ناسار آسیاب آبی در حال آبگیری

در قدیم هر کس وارد این کارخانه یا به قولی آسیاب ها می شد ، آرد معلق در هوا به سَر و رویش مى نشست و گرد آلود می شد که بخصوص موهای سیاه او سفید می گشت و مَثل معروف " ما این موها رو تو آسیاب سفید نکردیم " از اینجا نشئت می گیرد.
در پایان آسیابان آردهای جمع شده در مخزن پایینی را به وسیله یک پیمانه سبک که گنجایش حدود نیم من (3کیلو) ) آرد را داشت و از پوست کدوی قلیانی درست شده بود داخل انبان، جَوال مویی یا گونی می کرد و به صاحبانشان باز می گرداند. گاهی مردم خود شخصا بار خود را به آسیاب آورده و سپس آرد کرده و می بردند . از این آرد آسیابان هم سهمی برای دستمزد بر می داشت که مقدار آن معمولا از هر 100 کیلو گندم 4/5کیلو آرد بود .
آسیابان برای آرد کردن گندم می بایست نهایت دقت و کوشش خود را به کار می بُرد تا گندم ها با هم مخلوط نشوند و گندم هر کَس را جداگانه آرد نموده و به صاحبش تحویل نماید. گاه اتفاق می افتاد که گندم های مرغوب و نا مرغوب با هم مخلوط می شدند و گاهی آردهای خوب نصیب کسی می شد که گندم نامرغوب تحوبل داده بود و وقتی که صاحبان گندم اعتراض می کردند، آسیابان هم همیشه جواب آماده داشت و می گفت "اشتباه است" که مَثل " اشتباه را آسیابان مى کند " نیز از همین جا پدید آمده است.


ناسار متروکه آسیاب غلامرضا انتهای کوچه شتران

معمولا آسیاب ها مالکیت خاص نداشته و متعلق به کسانی بود که در نزدیکی و حوالی آن سکونت داشت و اجازه مصرف آب را هم به آسیابان داده و حتی ثواب هم مى دانسته اند. اصولا جنبه عمومی وخیریه و اجتماعی آسیاب بیش از جنبه اقتصادی آن مد نظر بوده و استفاده از آب آن کم کم جزء حقوق ارتقایی شده است.
معمولا سنگ های آسیاب پس از مدتی کار کردن کند مى شدند و باید تیز مى شدند. تیز کردن سنگ آسیاب با کلنگ مخصوصی انجام می گرفت بدین صورت که سنگ زیرین را سوراخ سوراخ (آبله رو ) می کردند به طوری که دندانه های حاصل شده به یک طرف مثلا جهت حرکت عقربه ساعت اندکی متمایل باشد. سنگ رویین هم مثل سنگ زیرین منتهی سوراخ ها اندکی تمایل داشت و بر خلاف عقربه ساعت بود. این اختلاف باعث می شد که دندانه ها گندم را بهتر خرد و تند تر نرم نماید.

آسیاب بادی


روزگار بهره گیری از نیروی باد روشن نیست اما به گواه بسیاری از تحقیقات داخلی و خارجی، ایرانیان اولین ملتی بودند که باد را مهار کردند و از آن به عنوان نیروی محرکه آسیاب و چرخ چاه بهره گرفتند.

نمای خارجی آسیاب بادی

اگر چه در کتاب اسطخری (تاریخ نویس) که در آن اشاره به آسیاب بادی شده مربوط به پیش از سال 330 هجری قمری بوده است ولی در یکی از کتابهای مسعودی (مورخ) که چند سال بعد نوشته شده به داستانی اشاره می کند که در آن یک ایرانی به نزد عمر خلیفه دوم رفته و ادعا می کند می تواند یک آسیاب بادی بسازد و هم موفق می شود.


نمای داخلی آسیاب بادی

بنای اسیاب بادی از ساده ترین مصالح شامل خشت و گل و چوب ساخته شده و ساختمان آن از دوطبقه اصلی تشکیل شده است.طبقه همکف که سالن اصلی آسیاب به حساب می آید، محل قرار گرفتن سنگ بزرگ و مدور آسیاب است و کار اصلی آسیاب غلات در اینجا انجام می شود.

نراق شهر آسیاب ها


نراق به شهر آسیاب ها نیز مشهور است. تعداد زیادی آسیاب ها در نراق به علت وجود قنوات، شیب تند زمین و عبور کاروان های متعدد تجاری از مسیر نراق بوده که مجبور بوده اند ما یحتاج مورد نیاز خود را در نراق تهیه نمایند.
آسیابان هاى نراق از دامنه های کوه اُل شروع می شود و در قسمت انتهایی شهر نزدیک به مزرعه لاستان خاتمه می یابد. این مساحت حدود 11کیلو متر می باشد که در گذشته شامل چندین سنگ (حجر) آسیاب بوده که به ترتیب زیر می باشد:

1-اولین آسیاب در قسمت پایین دست چشمه رود که در مقابل قنات قبله وجود داشته است.

2-آسیاب راست غار، که تقریباً با آسیاب راست قبله 200 متر فاصله داشته است.

3 و 4 - آسیاب دو سنگ که روبروی مزرعه عباس فعلی قرار داشته که چند سال پیش سنگ های آن از 2 متری زیر خاک پیدا شدند. حدس زده مى شود که این دو حجر آسیاب مربوط به زمان مهرداد چهارم و یا اوایل قرن اول میلادی باشد.

5-آسیاب آب نما، که حدودا روبروی کاخ آب نما قرار داشته است.

6-آسیاب تپه گرینان : این آسیاب قسمت زیرین تپه های گرینان بوده که احتمالا مربوط به زمان ساسانیان قبل از اسلام باشد و چند سال پیش زمان خاک برداری کشف شد.

7-آسیاب برج : این آسیاب دارای برج دیده بانی بوده و از آب قنات کَلیله استفاده مى کرد .

8-آسیاب میرکی:این آسیاب در مسیر آب چشمه رود قرار داشته که سه دانگ آن وقف وسه دانگ دیگر در اجاره مرحوم حسن مسلمی بود.

9-آسیاب تقی نصرالله: این آسیاب از آب چشمه رود استفاده می کرد.

10-آسیاب حاج علی: این آسیاب در کنار درخت چنار قدیمی درب آسیاب قرار دارد.

11-آسیاب حاج میرزا ابوالقاسم: این آسیاب را مرحوم حسن مسلمی از مرحوع حاج محمد امینیان خریداری نمود و بعد از آن در اختیار فرزندش مرحوم حسین مسلمی بود که با توجه به عریض شدن خیابان اصلی نراق، قسمت عمده آن تخریب گردید.

12-آسیاب خواجه: این آسیاب در کنار ساختمان یخچال قدیمی نراق قرار دارد و بنای آن از سنگ و ساروج ساخته شده و دارای قدمتی حدود 700 سال می باشد.

13-آسیاب چنار سوخته:که تنها آثاری از آن مانده و با آسیاب آقا هر دو از قنات کلیله آبگیری می شد .

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/ee/Braine-le-Ch%C3%A2teau_JPG02.jpg/300px-Braine-le-Ch%C3%A2teau_JPG02.jpg

14-آسیاب آقا: در کنار جاده کاشان قرار دارد و کاملاً تخریب شد و نصف آن وقف امام زاده بود .

15-آسیاب آصف آباد: این آسیاب در مقابل مظهر قنات آصف آباد می باشد و از آب چشمه رود استفاده می کرد.

16-آسیاب حمید:این آسیاب در کنار جاده نراق مشهد اردهال معروف به کله قند قرار گرفته و از آب چشمه رود و قنات سالوار آبگیری می شد.

17-آسیاب چِکچِکه (پا قلعه) که از آب چشمه رود استفاده می کرد .

18-آسیاب سر ناسار: در کنار رودخانه و انتهای کوچه شتران قرار داردو معروف به آسیاب غلامرضا می باشد که در حال حاضر قسمتی از ناسار (تنوره) و دیواره آن باقی مانده و از آب چشمه رود و قنات کلیله استفاده می کرد.


19-آسیاب سَرَچه (سه سنگ): این آسیاب به صورت زیر زمینی بود وحدود 12متر در عمق زمین می باشد و برای داخل شدن آن باید از راه های پر پیچ و خم گذشت. این قنات از آب سَرچه و قنات دشت پایین استفاده می کرد.

20-آسیاب حاج شریف (باغ دشت): این آسیاب از آب قنات سَرچه استفاده می کرد .

21-آسیاب لاستان: نزدیک دهنه قنات لاستان ودامنه کوه دِرزو ودر مقابل رودخانه ابراهیم دباغ مى باشد. این آخرین آسیاب در کنار شهر می باشد و از آب دشت پایین وقنات سرچه استفاده می کرد. هم اکنون بنای آن پا بر جاست.

22-آسیاب حاج حیدر: این آسیاب برابر سند به دست آمده در درک سفلی قرار داشته لکن اثری از آن وجود ندارد.

داستان آسیاب های موجود در نراق احتمالا به این تعداد ختم نمی شود و احتمالا آسیاب های دیگری هم وجود داشته که به مرور زمان از بین رفته است.

با این حساب با توجه به آسیاب های فوق می توان گفت که روزانه حدود 50 تن گندم در این شهر به آرد تبدیل می شده و می توان چنین بر آورد کرد که این آسیاب ها در زمان اوج فعالیت خود تقریبا می توانسته اند ما یحتاج جمعیتی حدود 40000 نفر را تامین کنند .

داستان ها ، ضرب المثل ها و حکایت پیرامون آسیاب

1-پدر بیامرزی برای آسیابان پیر:
نقل می کنند در بعضی آسیاب ها ودر برخی از شهرها آسیابان ها مقداری از گندم مشتری را کِش مى رفتند . روزی یک آسیابان پیر که زمان مرگش فرا رسیده بود فرزندانش را دور خود جمع کرد و می گوید در کار آسیاب کردن گندم و برخورد با مردم کاری بکنید که برای من خدا بیامرزی داشته باشد. نا گفته نماند همین آسیابان ازهر بار گندمی که برای خرد کردن به آسیابش می آوردند صد درم (1.5کیلو) آن را کش می رفت و معروف به این کار بود. پس از مرگش پسرانش به وصیتش عمل کردند و از هر بار گندمی که به آسیابشان مى آورد ند نیم من (3کیلو) کش می رفتند. در نتیجه مردم عمل اینها در رابطه با عمل پدرشان مقایسه کردندو گفتند:
خدا پدرشان را بیامرزد مرد خوبی بود. او صد درم کش می رفت وپسران نیم من و به این صورت خدا بیامرزی دائمی برای پدرشان درست کردند!

http://media.mehrnews.com/old/Original/1393/01/08/IMG00020690.jpg

2-آسیاب است و پَسا : مثلی است معروف هر کس براى آرد کردن گندم به آسیاب مى رفت می بایست نوبت را رعایت کند.

3-ریشمان را که در آسیاب سفید نکرده ایم: کنایه از آن است که گذست زمان مو و ریشمان را سفید کرده نه اینکه به آسیاب رفته باشیم و با نشستن گرد آرد به صورتمان ریشمان سفید شده باشد.

4-آسیابمان کردی : کنایه از معطل ماندن زیاد برای انجام یک کار .

5-شعر: رسیده کار به جایی ز روسیاهی خلق که ریش سفید در این شهر،آسیابان است : کنایه از اینکه کار مردم به جایی رسیده که دیگر انسان رو سفید و رو راستی وجود ندارد .اگر کسی پیدا شد حتما آسیابان است که آن هم ریشش را در آسیاب سفید کرده.

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1394/6/21/312436_477.jpg

6-نرم خرد می کند و مزد بر نمی دارد: کنایه از صبر و تحمل در قبال مشکلات ومدارا کردن با مدعی است. در گذشته هر مشتری دائما به آسیابان توصیه می کرده که گندم را خوب خرد و نرم کند و در مقابل آسیابان هم با آنها رودر بایستی داشته، گندمشان را خوب نرم می کرده و مزد هم کمتر می گرفته.

7-شدیم آسیاب با اسب عصاری: کنایه از اینکه صبح تا شب در حرکت و فعالیت هستیم. چون نگاه می کنیم متوجه می شویم که تمام این وقت را گرد سنگ چرخیده ایم وهمان جا هستیم که صبح بوده ایم.

8- آب به آسیاب کسی ریختن: کنایه از پشتیبانی زیاد و بی مورد از شخص کردن است.

9-شعری است که ضرب المثل شده: مرد باید که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیاب باشد، کنایه از اینکه مرد باید در زندگی همچون سنگ زیرین آسیاب بتواند بار سنگین مشکلات زندگی را تحمل کند.

کلاه آسیابان : حکایت شخصی در آسیابی منزل کرد و به آسیابان گفت:سحر مرا بیدار کن.چون خوابش برد آسیابان کلاه او را بر داشت و کلاه خویش را بر سر او گذاشت و سحر او را بیدار کرد . چون قدری راه آمد و روز روشن شد به لب جوی آبی رسید، نظر در آب کرد ودید که کلاه آسیابان بر سر اوست. گفت :من به او گفتم که مرا بیدار کن او خودش را بیدار کرده است. مراجعت کرد و با آسیابان مخامصه کرد که چرا مرا بیدار نکردی .

خر را ول کن!
شیخی بار گندم خویش به آسیاب برد.آسیابان که بیوه زنی بودگفت بارت 2روز دیگر آماده است.شیخ با لحنی آمرانه گفت:گندم مرا زود تر آرد کن وگرنه دعا می کنم خرت که سنگ آسیاب را می چرخاند تبدبل به سنگ شود.
زن آسیابان گفت :اگر نفسی به این گیرایی داری دعا کن گندمت آرد شود!

آسیاب و محتسب

محتسب مقامی در ساختار دولت های اسلامی بود که در راس "نهاد حسبه" قرار می گرفت. نهاد حسبه در صدر اسلام براى اجرای امور حسبیه تاسیس شده بود و در ابتدا کار آن فقط محدود به تنظیم بازار می شد. اما در دوره اموی و عباسی دامنه فعالیت آنها بتدریج گسترش یافت و تقریباً تمام امور مربوط به امربه معروف و نهی از منکر را در بر می گرفت .محتسبان بر معاملات نظارت داشته ، مانع به کار بردن اوزان و مقادیر ناقص ، تقلب در معاملات و نپرداختن قرض بوده اند.

محتسبان علاوه بر امر به معروف و نهی از منکر که وظیفه اصلی وی بودبر کار اصناف و مشاغل مختلف هم نظارت داشت. اصناف مورد نظر محتسب حتی شامل بالاتربن مقامات شهر مانند قاضی نیز می شد. از شرایط دارا شدن این مقام آشنایی با احکام شرع و نیز دارا بودن پشتوانه سیاسی و اجتماعی بالا بود.
نظارت بر کار آسیابان از نظر توزین، سالم بودن کیسه های آرد ، تعیین دستمزد، میزان سهمیه آرد روزانه نانوایان ، عدم تداخل گندم در گندم دیگر و نظارت بر تیز کردن سنگ آسیاب از وظایف محتسبین بود و آسیابان ها هم ملزم به اجرای قوانین "حسبه"بودند .

نان و تاریخچه آن

غلات و فراورده های آن بویژه نان، غذای اصلی بسیاری از ملل دنیا را تشکیل می دهند. نان یکی از قدیمی ترین تولیدات بشر به شمار می آید. نانی که امروزه مصرف می کنیم تاریخچه 6000ساله دارد و از دیر باز استفاده از خمیر برآمده جهت پخت نان به طور تجربی کشف شده بود. مصریان قدیم از اولین اقوامی بودند که استفاده از"خمیرترش"را در تولید نان فرا گرفته بودند.

http://helmo.ir/wp-content/uploads/bread_15_20091104_1453783475.jpg   http://fapatogh.com/wp-content/uploads/2013/06/sangak.png

نان و فرآورده های آردی، مهمترین منابع غذایی در تغذیه مردم ایران و تامین کننده عمده کالری، پروتئین و ویتامین و از نظر مواد معدنی نیز دارای اهمیت ویژه ای هستند.
یکی از نان های سنتی خیلی قدیمی ایران نان سنگک است و همانطور که از نامش پیداست آن را روی سنگ ریزه های داغ در تنور می پزند.
در قدیم نان سنگک بیشتر با آبگوشت و کله پاچه مصرف می شدو به عنوان نان سفره عقد هم از آن استفاده می کردند و روی آن را با عسل وکنجد تزیین می نمودند..

http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1394/8/18/694055_863.jpg

در حال حاضر هم مانند گذشته این نان به صورت کاملا سنتی و قدیمی با بازار فروش عرضه می گردد. و تا کنون هیچ نانی حتی نان سنگک ماشینی هم نتوانسته است با آن رقابت نماید. بنابراین می توان آن را یک نان ملی نامید.

پیشینه نان سنگک در نراق را می توان بیش از یک قرن تخمین زد . تا نیم قرن پیش در ابتدای بازار شمس السلطنه و مقابل قهوه خانه استاد نعمت الله اکبری نانوایی سنکگی وجود داشت که مورد توجه اهالی بود .


سند 70 ساله تعلیمات و فرهنگ شهر نراق

موجر : آقای سید جلال صنیعی مدیر دبستان دولتی 8 نراق و نماینده از طرف اداره معارف و اوقاف قم و محلات ؛ مجهول التولیه * و متصرح  اوقاف

مستاجر : عالیقدر شاطر عبدالله نوروزی * دارای شناسنامه--- صادره از نراق و محلات

عین موجره : همگی و تمامی یکباب دکان سنگکی واقعه در بازار وقفی مرحومه شمس السلطنه وقف بر دبستان دولتی نراق و مال الاجاره آن همه ساله بعد از وضع مخارجات لازمه بقیه آن باید به مصارف دبستان دولتی قصبه نراق برسد .

ابتدا : از چهاردهم فروردین ماه 1321 الی مدت سه سال شمسی تمام مال الاجاره مبلغ یکصد و پنجاه ریال(150) وجه نقد رایج المعامله ایران مقرر و مشروط آنکه مستاجر مرقوم مال الاجاره موصوف را بقسط السنین * الی سه سال که سالی مبلغ پنجاه ریال وجه نقد در اول شهریور بدون عذر و مسامحه بموجر کارسازی داشته قبض رسید دریافت دارد .

و نیز مستاجر مرقوم حق ندارد بدون اجازه کتبی نماینده اوقاف مورد اجاره را بدیگری انتقال دهد . این نسخه در سه ورقه قلمی گردید که یک ورقه آن نزد مستاجر و دو نسخه دیگر آن باداره اوقاف ارسال میگردد .
تاریخ چهاردهم فروردین 1321

امضاهای کنار سند از سمت راست :

1- دهدار....؟
2- علی محمد مهدوی
3- غلامرضا فروغی
4- محمد طبیب زاده
5- جواد غفاری نراقی
6- نماینده اوقاف نراق سید جلال صنیعی

معانی :
🌴مجهول التولیه : موقوفه ای است که متولی آن به عنوان شخص یا اشخاص معین و نیز بر حسب اوصاف و خصوصیات که قابل انطباق بر شخص یا اشخاص معین باشد معلوم نباشد(ماده اول قانون اوقاف مصوب 3/10/1313)

🌴عبدالله نوروزی : ایشان فرزند غلامرضا اهل نراق و شاطر در نانوایی سنگکی بازار شمس السلطنه بوده است . وی زمستان 1350 به رحمت خدا پیوست و در امامزاده سلیمان نراق مدفون می باشد .

🌴قسط السنین : نوعی وام است که در ازای آن وام دهنده را مستحق دریافت یک مبلغ ثابت سالانه (مقدار آن از فبل تعیین شده) در طول یک دوره معین می باشد .


آشنایی با نان های سنتی نراق

معمولا برای پخت نان های سنتی نراق از آرد، نمک، آب و مایه خمیر یا (خمیرترش) استفاده می شد. فقط پخت نان پتیر در خمیر آن از مایه خمیر استفاده نمی شد و در تنور هم پخت نمی گردید وخمیر آن هم احتیاج به بر آمدن نداشت.

برخی ار نان های نراق را تخمه دار می پختند بدین معنی که قبل از پخت روی نان را با تخمه رونون شامل: گشنیز، سیاه تخمه، شنبلیله ، کنجد تزیین می کردند و به نان تولید شده نان تخمه دار می گفتند.


در ادامه با نان های محلی و سنتی نراق آشنا می شوید:


1- نان شاته : مانند نان لواشی صنعتی امروزی ولی گرد بود و ضخیم تر و آن را خشک می کردند و داخل صندوقچه های مخصوص و دولاب نگهداری می کردند. زمان ماندگاری آن هم زیاد بود.

http://axgig.com/images/76922382874253328491_thumb.jpg

2- نان دستی: نام دیگر آن گرده نان بود و ضخامت آن مانند نان های بربری گرد معمولا آن را تخمه دار می پختند و زمان ماندگاری آن کم بود .
وزن چانه آن هم بزرگتر از نان شاته بود .این نان بیشتر مورد استفاده صبحانه با سَرشیر و پذیرایی از مهمان بود که سرزده وارد می شد.

3- نان مغزی: که مغز گردو و پیاز را در سرکو می کوبیدند و با ادویه یا گل زردو (گلرنگ) مخلوط می کردند و به عنوان چاشنی نان قبل از پختن روی نان می مالیدند و با دست به تنور می بستند. احتیاج به نان بنده نداشت. این نان هم کوچکتر از نان دستی ، نیمه حجیم بود با زمان ماندگاری کم .

http://www.sooran.com/public/images/upload/19018

4- نان خشکبار: که در اصطلاح محلی به آن"نان نمدوو"می گفتند. این نان هم کوچک تر از نان دستی بود و داخل تنور خشک ، برشته و تُرد می شد و سپس از تنور خارج می کردند. زمان ماندگاری آن زیاد بود.

5- نان عباسعلی : که با شیر و شکر و آرد و زردچوبه می پختند. این نان نیمه حجیم و نوعی نان نذری بود که به مناسبت تاسوعا در ماه محرم پخته می شد وهمان طوری که از نامش پیداست نذر حضرت عباس (ع) بود و روز تاسوعا بین هیات کفن پوشان نراق توزیع می کردند و در حال حاضر هم پخت این نان کما فی السابق ادامه دارد و مصرف آن در دهه عاشورا فراگیر و بین همه ی مردم توزیع می شود و زمان ماندگاری آن کم است .

6- نان لولو: این نان نیمه حجیم و کو چک و کمی بزرگتر از کلوچه های امروزی گرد و بیضی شکل بود و براى بچه های کوچک می پختند و مورد استفاده کودکان بود. لولو بیست و هفتم هم از این اسم گرفته شده و به این معنی که خانم ها در روز 27ماه مبارک رمضان یک نوع لولو کوچک تقریبا حجیم وبه اندازه کوچک تر از کلوچه و معمولا تخمه دار می پختند و با نخ داخل دولاب نان آویزان می کردند تا برکت دولاب باشد. این کار یک سنت دیرینه نراقی ها بود و هنوز هم پخت این نان در بین خانم های قدیمی مرسوم است.

http://kobodena.com/images/igallery/resized/1-100/43-43-350-350-80.jpg

7- نان جو: که آن را با آرد جو ، آب ، نمک و خمیر ترش (مایه خمیر) می پختند و غالبا با شیر ترید (تلیت به زبان محلی) می کردند و می خوردند. نراقی ها وقتی می خوردند می گفتند : عجب شیر تلیتی!

8- نان جو گندم : این نان هم مانند نان جو با مخلوط آرد گندم و جو درست می شد و زمان ماندگاری آن زیاد بود.

9- نان چهار سنگ : این نان در جایی که تنور وجود نداشت مانند مزارع، چهار تخته سنگ مستطیل شکل را به صورت عمودی و استوانه ای قرار می دادند و مانند تنور معمولی نان را روی سنگ های داغ می چسباندند. سیده خانم آغا جوادی فرزند سید جواد در پخت نان چهار سنگ دارای مهارت بود.

http://fastnoon.ir/wp-content/uploads/2014/04/100924815610-275x207.jpg

10- نان ناخونی: این نان کوچک تر از نان شاته و شبیه نان تافتون امروزی بود و قبل از چسباندن به تنور روی آن را با پنجه و ناخن فشار می دادند که سوراخ ایجاد شود و با تخمه روی نان تزیین می کردند. نان بنده آن هم کوچک بود.این نان هم خشک و ترد بود و هنگام مصرف با کمی آب مرطوب و می خوردند. زمان ماندگاری آن هم زیاد بود.

11- نان آخر تنوری : این نان به گویش محلی "کوله مال" یا دوباره پزی می گفتند. به این معنی که خمیری که موقع چسباندن نان به داخل تنور می افتاد و آغشته به خاکستر می شد ، جمع آوری می کردند و در پایان کار مجددا چنگ می زدند و در صورت لزوم آرد اضافه می کردند و زمانی که آتش تنور خاکستر می انداخت همه نان ها را به تنور می چسباندند و در تنور را می گذاشتند. این نان ها با حرارت ملایم و زمان طولانی کاملا مغز پخت می شد و برشته می گردید. این نان برای افرادی که از مشکلات گوارشی رنج می بردند، نان مناسبی بود. این نان را قبل از مصرف با کمی آب مرطوب می ساختند و با چای و پنیر مخصوصا عصرانه میل می نمودند.

https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a8/A_plate_full_of_Fatirs.jpg/250px-A_plate_full_of_Fatirs.jpg

12- نان پتیر (فطیر-فتیر) : یکی از نان های سنتی نراق بود که به آن نان" تاوه ای" هم می گفتند چون در ماهی تابه یا سینی فلزی پخته می شد. فرق آن با نان های دیگر این بود که در خمیر این نان از خمیر مایه (خمیر ترش) استفاده نمی شد و در تنور هم پخت نمی کردند.
در شهر تاریخی نراق نان پتیر فقط به هنگام مناسب های مذهبی مانند آش حضرت فاطمه (س) یا آش بی بی سه شنبه که از سنت های کهن ودیرین مردم است پخت می گردید .
این نان همزمان با ساختن آش پخته می شد. بدین صورت که در کنار دیگ آش یک ماهیتابه یا سینی فلزی روی آتش می گذاشتند و موقعی که داغ می شد خمیر را به صورت لایه نازک داخل آن می انداختند تا پخته شود و در صورت نیاز نان را بر گردان می کردند تا خوب پخته شود. بعد داخل نان را حلوا (طرح حلوا) یا پنیر می گذاشتند و در موقع توزیع آش توزیع می کردند.

دستورالعمل غذایی ساده با نان :

معمولا در ایام قدیم در شهر نراق نان های سنتی خصوصا نان نمدوو، ناخنی و یا شاته را قبل از مصرف با کمی آب مر طوب می کردند. سه روش مصرف منحصر به فرد هم وجود داشت مخصوصاً برای کودکان و بعضاً نوزادان و بزرگسالان که به شرح زیر است:

در روش اول نان خشک را با مغز گردو در سرکو می کوبیدند سپس مواد کوبیده شده را با شکر مخلوط و با کمی آب مرطوب می کردند و خوب چنگ می زدند تا مواد داخل مشت فشرده گردد. به این ماده به دست آمده چنگولک و به گویش محلی کسوه می گفتند که خوشمزه و مقوی بود .

کسوه

برای مصرف کودکان یک قاشق غذاخوری پودر خشک را در یک استکان چای مخلوط می کردند و به کودکان به عنوان غذا می دادند.در حال حاضر مکمل های غذایی جایگزین آن شده است.
یا یک یا دو قاشق چای خوری پودر خشک را داخل یک تکه پارچه تمیز می ریختند و گوشه های آن را گره می زدند و به کودکان به عنوان پستانک می دادند. با مک زدن کودکان به وسیله آب دهن آنها محتوی داخل پارچه به صورت لعاب در آمده و مصرف می شد و بدین وسیله هم کودک غذا می خورد و هم ساکت بود. به این نوع غذا مُکه گفتند که ریشه در مکیدن دارد .

در روش دوم مخلوط نان و گردو را با پنیر مخلوط می گردند که به گویش محلی"پنیر مال" می گفتند سپس چنگ می زدند و به شکل گرد در آورده و با کمال میل مصرف می نمودند.

در روش سوم نان نرم و تاره را در مخلوط شیره و روغن بومی در داخل یک دیگ می ریختند و خوب چنگ می زدند و وَرز می دادند و از آن یک شیرینی خاص منحصر به فرد به نام"چنگال" می ساختند و آن را داخل بشقاب می ریختند و با قاشق یا چنگال مصرف می نمودند.
این شیرینی فقط در زمان " کلاقوچ یا کل و قوچ " که سنت دیرینه نراق در بین دامداران است ساخته می شد. کلاقوچ به معنی رها نمودن گوسفندان نر به داخل گله برای جفتگیری بود که معمولا در فصل پاییزطی مراسم با شکوهی انجام می گرفت.

یادی از نانوایان قدیمی نراق

چون کار نانوایی هم در ارتباط با کار آسیاب و آسیابانی است لازم است که اشاره ای به نام برخی ار نانوایان سنتی و پیشکسوت نراق داشته باشیم :
 
نانوایان قدیم تا جدید کُهَن شهر نراق(خانگی و صنعتی)

1- مرحوم شاطر عبدالله نوروزی فرزند غلامرضا متوفی به سال 1350

2- مرحومه عصمت جوادی فرزندسیدرضا همسر سید جواد جوادی
3- مرحومه بلقیس حبیبی فرزند عباس همسر مرحوم یوسف صالحی
4- مرحومه عزت حبیبی فرزند عباس همسر مرحوم رحمت الله قجری
5- مرحومه شهربانو نبئی فرزند ... همسرمرحوم سید مهدی موسوی
6- مرحومه فاطمه نبی زاده فرزند عزیزالله همسر مرحوم یوسف نبی زاده
7- مرحومه صغری سلیمانی فرزند اسماعیل همسر آقای صفر جوادی
8- مرحومه زیور اشرفی فرزند خسرو همسر مرحوم رضا رزاقی
9- مرحومه زیور خسروی فرزند محمد همسر مرحوم غلامحسین خسروی
10- سیده فاطمه(آغابیگم) موسوی فرزند سید ماشاالله همسر علی رزاقی

11- سید خانم آغا باشی فرزند سید کاظم همسر مرحوم محمد علی آقایی
12- مرحومه عزت فلاحتی فرزند رضا همسر رحمت الله صادقی
13- مرحومه رقیه عابدینی فرزند قاسم مادر مرحوم علی عابدینی
14- مرحومه سلطنت قجری فرزند محمد همسر آقای قربانعلی لطفعلی
15- مرحومه صاحب ... فرزند .... همسر غلام لطفعلی
16- مرحومه صنعت عابدی فرزند حسین همسر مرحوم رمضان قجری
17- مرحومه طلعت یوسفی فرزند غلامحسین همسر مرحوم عباس کمره ای
18- ماشال خانم خسروی فرزند محمد همسر حسین خسروی
19- مرحومه ستاره جعفری فرزند غلام همسر مرحوم محمدعلی حمزه ای
20- صغری جعفری فرزند غلام همسر مرحوم حسین کمره ای
21- مرحومه فاطمه کمره ای فرزند ... همسر رحمان مجیدی
22- مرحومه خانم سلطان قجری فرزند ... همسر رضا شریفی
23- مرحومه ماشال خانم عظیمی فرزند عبدالرسول همسر علی حیدری
24- مرحومه کشور اسماعیلی فرزند رمضان
25- مرحومه ماشال خانم رمضانی فرزند ... مادر غلامعلی رمضانی

26- مرحومه گوهر ترابی فرزند تقی همسر احمد ترابی
27- سکینه کاظمی فرزند حسین همسر نصرالله ترابی
28- مرحومه خانم قجری فرزند حبیب الله همسر مرحوم امیرقلی جعفری
29- مرحومه پری جعفری نراقی فرزند غلام همسر مرحوم رضا قجری
30- گوهر صفری فرزند طهماسب قلی همسر مرحوم رمضان عظیمی
31- معصومه رمضانی فرزند محمد همسر مرحوم فرج الله قجری
32- معصومه قجری فرزند نعمت الله همسر سید قاسم میرسلطانی
33- اقدس خسروی(سلیمانی) فرزند شهبازعلی همسر مرحوم حسن رمضانی
34- مرحومه لیلا حیدری فرزند طوقان همسر مرحوم ابراهیم کمالی
35- مرحومه معصومه السادات حسینی فرزند سید اکبر همسر حسین شاطری
36- لیلا باقری فرزند باقر همسر ابوالقاسم ایزدی
37- مرحومه معصومه عابدینی(عصاری) فرزند علی اکبر همسر شکرالله جعفری
38- مرحوم شیخ غلام جعفری(شاطر غلام) فرزند شیخ احمد

39- قمر مرادی فرزند ذبیح الله همسر سید حسین حسینی
40- مرحومه قمرتاج یوسفی فرزند ... همسر قاسم حمزه ای
41- جواهر ایزدی فرزند علی همسر مرحوم اصغر رزاقی
42- مرحومه جواهر اسماعیلی فرزند جعفر
43- صغری نبی زاده فرزند اسدالله همسر مرحوم علی حیدری
44- ربابه قجری فرزند رحمان همسر محمود ایزدی
45- شهناز مجیدی رضوانی فرزند علی همسر منصور رضی
46- مرحوم سید مرتضی باشی فرزند سید عباس
47- اصغر جعفری نراقی فرزند امیرقلی
48- رمضان کمره ای فرزند حسین
49- سید نصرت الله باشی فرزند سید ابراهیم
50- نجات عابدی فرزند کمال

51- سلطانعلی حمیدی فرزند حیدر
52- مرتضی(موسی) خاکی فرزند ابوالفضل
53- رضا کمره ای فرزند رمضان
54- سید جواد باشی فرزند سید مصطفی
55- سید محسن حسینی فرزند سید حسین
56- سید جواد خدا بخشی فرزند سیدعباس (نوه ماشاالله رزاقی)
57- هاجر جعفری فرزند محمد همسر غلامرضا قجری
58- مرحومه معصومه جعفری فرزند غلامرضا همسر اسماعیل شریفی
59- مرحوم علی رمضانی فرزند غلامعلی
60- مرحومه عزت بحرینی فرزند عبدالباقی همسر ابراهیم فروغی
61- کشور قجری فرزند غلامرضا همسر محمود قجری
62- ساره خاتون حیدری فرزند اسدالله همسر عباس حیدری
63- رقیه قجری فرزند صادق محمود همسر مرحوم محمد محمودی
64- فاطمه ایزدی فرزند علی همسر تقی رمضانی
65- خانم سلطان میرشکاری فرزند روح الله همسر رضا محمودی
66- فاطمه میرشکاری فرزند صبیه منصور رضی همسر علیرضا میرشکاری
67- بگم جعفری فرزند ... همسر رضا جعفری
68- منور آقاحسینی فرزند غلام همسرحسین ماهجان
69- شکرالله شریفی فرزند اسماعیل


از راست:خانم آغا جوادی نانوا چهار سنگ.مرحومه بلقیس رحمتی و عصمت جوادی

70- ربابه کاظمی فرزند حسین همسر حسین کاظمی
71- کوکب کمره ای فرزند رضا
72- مرحومه شهربانو میرمحمدی فرزند حسین همسر حسین سامری
74- مرحومه مرضیه .... فرزند ... همسر مرحوم سید ماشاالله موسوی
75- مرحومه فاطمه مسلمی فرزند حسن همسر سید محمد موسوی آقامیر
76-
مرحومه بتول لطفعلی فرزند حسین همسر مرحوم حاج مصطفی قجری

77- سکینه ماندنی فرزند حسین

78- مرحومه حاجیه خانم قجری فرزند حسن

79- خدیجه حیدری فرزند علی همسر مرحوم ابوالقاسم ایزدی

80- لیلا رمضانی فرزند رضا همسر علی محمد حیدری

81- توران(شهناز)رمضانی فرزند رضا همسر مرحوم حاج غلامعلی ایزدی

82- زهرا رضایی فرزند حسین فرزند حسین همسر مرحوم حاج حسین قجری

83- کشور رضایی فرزند حسین همسر مرحوم یدالله حیدری

84- فاطمه قجری فرزند قاسم همسر حبیب الله باقری

85 - مرحومه لیلا حیدری فرزند طغان همسر کربلایی قاسم...

86- مرحومه رقیه ایزدی فرزند ابوالحسن

87- مرحومه عذرا شریفی فرزند اسماعیل مادر سردار شهید قاسم جعفری

88- معصومه رمضانی فرزند فضل الله مادر شهید حجت الله ایزدی

89- معصومه حیدری فرزند علی همسر مرحوم حسین ایزدی

90- سعادت یوسفی فرزند عباس خواهر شهید غلامرضا یوسفی

91- مرحومه صنعت رضایی فرزند حسین همسر رضا رمضانی

92- مرحومه شهربانو رمضانی فرزند رضا همسر مرحوم خلیل الله حسنی

93- مرحومه بلقیس حیدری فرزند نادعلی همسر محمد حیدری

94- مرحومه ربابه لطفعلی فرزند...همسر علی لطفعلی

95- خانم صالحی فرزند رضا همسر علی جعفری

96-


نگاهی گذرا به عصارخان شهر نراق

عَصارخان از نظر لغوی به معنی عُصاره گیری و افشرده کردن و جایی که روغن در آنجا گرفته می شود به روغنگیرخانه یا عَصارخان (عَصار خانه)معروف است.
صَنعت عَصاری در تاریخ ایران سابقه دیرینه داشته تا جایی که در زمان داریوش، پادشاه هخامنشی کُنجِد جز کالاهایی بود که از ایران به مصر صادر می شده است. این صنعت در دوره صفویه ، همچون صنایع و هنرها در این دوران به رونق چشمگیری چه از منظر صنعت و چه از نظر معماری دست می یابد.

http://www.negahmedia.ir/assets/uploads/preview/87794.jpg

روغن تولید شده در این کارخانه که معمولا از دانه های روغنی مانند پنبه دانه، سیاه دانه، بزرک، خشخاش، منداب و... تولید وعلاوه بر مصرف صنعتی برای روشنایی خانه ها به عنوان روغن چراغ، به عنوان مصرف دارو برای چرب کردن بدن گوسفندان وچهارپایان جهت جلوگیری از بیماری و همچنین مصرف خوراکی و بهداشتی کاربرد داشته و تفاله های حاصل از آن به عنوان خوراک دام و یا به عنوان کود در کشاورزی استفاده می شد.

بر اساس اطلاعات بدست آمده پیشینه عَصارخان نراق به زمان علامه حاج ملا احمد نراقی (حدود 200سال پیش) باز می گردد. ساختمان زیبای این کارخانه که به صورت مهندسی و معماری پیچیده ساخته شده بود می توانست یکی از ارزشمند ترین جاذبه گردشگری شهر نراق باشد که در محله سفلی نراق جنب حمام پایین قرار داشت. سال 1359 این بنا تخریب و به ساختمان حمام عمومی اضافه شد که آن حمام هم پس از چند سال فاقد استفاده گردید و به موزه تبدیل شد.

http://www.honarnews.com/images/docs/000083/083511/images/1398_4xP4NPlE(1).JPG

در حال حاضر به همت شهرداری تنها تخته سنگی از عصارخانه به جا مانده که با ساخت"میدان عصارخان" و نصب سنگ و شتر یاد این کارخانه بزرگ و تاریخی را در نزد ساکنان شهر زنده کرده است.

ساختار عَصارخان نراق

* ورودی عصار خان : عًصارخان نراق شامل دو ورودی بود که یکی از آنها دارای یک جفت درب چوبی دو لنگه و بزرگ به ارتفاع حدود 3 متر بود و دو سکوی مخصوص در دو طرف آن قرار داشت و به سمت شرق ساختمان عصارخان یعنی کوچه فعلی که در قدیم به آن کوچه"شترخان" می گفتند باز می شد و احتمال ورود تجار و بازرگانان و محل بار اندازی دانه ها و همچنین محل خرید و فروش از این درب انجام می شد.
درب دیگر در طرف جنوبی ساختمان حد فاصل دیوار عَصارخان و حمام پایین بود یعنی پشت کارگاه گلابگیری فعلی و در جلو آن یک فضای باز قرار داشت که انتهای آن به یک فضای مخروبه منتهی می شد که احتمالا محل نگهداری حیوانات حمال (شترخان) بود و فقط از داخل ساختمان به این محل راه داشت.

* شتر خان : شترخان محلی براى نگهداری حیوانات حمال عَصارخان (شتر، اسب، گاو) که سنگ آسیاب را به حرکت در می آوردند و احتمالا چون این محل هم جنب کارخانه بوده ، کوچه شترخان به این نام خوانده شده است. نا گفته نماند که یک کوچه شیب دار در وسط شهر نراق وجود دارد که به " کوچه شُتران " مشهور می باشد و اوایل جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران به نام شهید مصطفی طالبی تغییر نام یافت و ارتباطی با کوچه شترخان ندارد .

* تون: تون یا گرمخانه محلی بود که برای بو دادن برخی از دانه های روغنی مانند کُنجد و کَرچَک استفاده می شد.کنجد و کرچک از دانه های روغنی هستند که باید برای آسیاب کردن پوست آنها گرفته مى شد و سپس بو می دادند تا تُرد شود و روغن آنها بهتر گرفته شود.

http://www.hodhodnews.ir/images/20170318/52038725109.jpg

* انبار غلات: این انبار محل نگهداری دانه هایی بود که می بایست آسیاب شوند و طوری ساخته شده بود که درهای آن همیشه بسته و از دسترس حیوانات و جانوران موذی در امان بود.

*انبار روغن: برای نگهداری خمره هاى روغن تولید شده استفاده می شد *

*آسیاب : آسیاب که شامل دو سنگ بود که روی یک سکوی حدود یک تا یک و نیم متری قرار داشت. سنگ زیرین افقی و ثابت بود که به وسیله یک میله چوبی که داخل سوراخ وسط قرار مى گرفت، داخل سکو ثابت شده و سنگ دیگری عمودی روی سنگ زیرین قرار می گرفت و"بار مالی" نام داشت . دارای یک سوراخی در وسط بود که به وسیله یک تیر چوبی 4 متری به شتر بسته می شد و با حرکت شتر به گردش در می آمد و دانه ها زیر آن له می شد.

http://www.iribnews.ir/files/fa/news/1395/12/18/824314_524.jpg

* تیرخانه : مهمترین قسمت و مهمترین فضای عَصارخانه است که عملیات روغنگیری در آن انجام می شد که از دو تیر قطور بزرگ از جنس چوب چنار ، قرقره و اهرم چوبی تشکیل شده و یک سر آن داخل دیوار قرار گرفته و با دندانه های مخصوص مهار شده بود. در صورت لزوم تیر بزرگ را پایین می آوردند، با فشار آوردن این تیر بر کوپی ها (سبدها) محتوی خمیر، روغن از آنها جدا می شد. پس از چند ساعت سنگ بزرگی به نام" بنه " را به وسیله طناب از تیر بزرگ آویزان می کردند تا فشار بیشتری بر "کوپی"ها وارد آید و روغن دانه ها به طور کامل گرفته شود. پس از 24ساعت تیر را به جای اول خود باز می گرداندند و روغن ها را در خمره ریخته و تفاله ها را بیرون می آوردند که هم کود بسیار مقوی در امر کشاورزی بود و هم برای مصرف دام استفاده می شد. لازم به ذکر است دانه های روغنی را بعد از آسیاب کردن و آب آغشته می کردند و سپس به قسمت تیرخانه می بردند و روغنگیری می کردند.

https://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/39904898.jpg

آسیاب های عصاری از ابتدا برای عصاره گیری نبود بلکه برای آرد کردن گندم، پودر ادویه جات و حنا سابی و عصاره گیری میوه های آبدار مورد استفاده قرار می گرفت و به اصطلاح چند منظوره بود. بعد از اختراع آسیاب آبی به کارخانه عصاره گیری و پودر کردن ادویه جات تبدیل شد. حتی از افراد بسیار قدیمی نراق که در قید حیات هستند می گویند: ما زمانی که بچه بودیم به یاد داریم که در عصارخان کشمش و غوره آسیاب می کردند .

 

مرحومین علیرضا ، علی اصغر و شکرالله عابدینی

از عصاران پیشکسوت نراق این افراد بیشتر شناخته شده هستند :
مرحوم شکرالله عابدینی فرزند علی اکبر مشهور به شکری عصار
مرحوم علیرضا عابدینی فرزند شکرالله
مرحوم علی اصغر عابدینی فرزند شکرالله


آسیاب ارده مالی

آسیاب ارده مالی (ارده گیری) هم شبیه آسیاب روغن گیری بود که دو سنگ زیر و روی آن را بر سکویی به طول یک متر متکی کرده بودند و سنگ رویین به وسیله شتر ، اسب یا قاطر مى چرخید و دانه های کنجد را که قبلا بو داده بودند زیر سنگ می ریختند تا له شود و سپس عصاره آن را می گرفتند. این عصاره ارده نام داشت و در صورت تبدیل آن به حلوا به یک " تیون "بزرگ مسی انتقال می دادند و می پختند و کمی شیره به آن اضافه می کردند تا شیرین شود و در پایان مقداری پودر پوشوه که در نراق از ریشه این گیاه می گرفتند، به آن اضافه می کردند تا ببندد . مواد بدست آمده را حلوا می گفتند که در نراق به " حلوا ارده" معروف بود .

http://media.mehrnews.com/old/Original/2011/12/731640.jpg

ارده خالص یک غذای مقوی است که می توان به طرق مختلف مصرف کرد. می توان به صورت خالص و بدون هیچ گونه افزودنی با نان مصرف کردو یا مواد شیرینی از قبیل عسل ، شیره اعم از شیره نبات، خرما، انگور و مربا به آن اضافه کرد. میزان افزودنی بسته به ذایقه افراد متفاوت است.

کارگاه ارده مالی نراق توسط مرحوم حاج رضا آعلی از تجار مشهور در محله بالا جنب حوضخانه راه اندازی شده بود و توسط فرزندش مرحوم حاج ابراهیم آعلی در زمینه تولید حلوا، ارده و شیره فعالیت می کرد که پس از فوت نامبرده به این حرفه نیز خاتمه داده شد.

http://bayanbox.ir/view/8490378987655900938/74999895762434425694.jpg    

            مرحوم حاج حسن قاسمی                                مرحوم ماشاالله عضایی      مرحوم حاج رضا آعلی

البته مرحوم حاج حسن قاسمی هم در این حرفه فعال بود منتها ایشان مواد اولیه را می خرید و به حلوا تبدبل می کرد و یا ارده و شیره را مستقیم می فروخت.
مرحوم ماشاالله عضایی فرزند حسین هم که از تجار مومن و سرشناس بود دهه 30 و 40 در بازار شمس السلطنه نراق مغاره داشت و از افراد پیشکسوت در تولید و توزیع حلوا و ارده شیره بود .


دشتبان های نراق

چند نفر از نراقی ها از سالیان دور حفاظت دشت های همشهریان
و زمین های زراعی مثل گندم را بر عهده داشتند که در گویش محلی به آنان دشتبان می گفتند . اسامی عده ای از آنان عبارتند از :

http://bayanbox.ir/view/1130510808959912091/422119816-146795.jpg  

  مرحوم شکرالله یوسفی      مرحوم سید محمد موسوی

1- مرحوم حسن یوسفی فرزند مهدی مشهور به حسن کاشی
2- مرحوم شکرالله یوسفی فرزند هاشم مشهور به شکری هاشم
3- مرحوم سید محمد موسوی فرزند سیدحبیب مشهور به سیدمحمد سیدحبیب
۴-مرحوم سیدحسین موسوی فرزند سیدحبیب مشهور به سیدحسین سیدحبیب
۵-آقای سیدعباس موسوی فرزند سیدحبیب مشهور به سیدعباس سیدحبیب
۶- مرحوم رضا رزاقی فرزند غلام مشهور به رضا عموغلام
۷- مرحوم سیدمحمد موسوی فرزند سیدمصطفی مشهور به سیدمحمد برار


      

         مرحوم حسن یوسفی            سید عباس موسوی       مرحوم سید محمد موسوی    مرحوم سید حسین موسوی


منابع مورد استفاده :

1-سایت سلحشوران نراق
2-اطلاعات شخصی نویسنده
3- بوجاری، آسیاب آبی، آسیاب بادی و آسیاب آرد ساز؛ ویگی پدیا، دانشنامه آزاد
4-خبر گزاری مهر، هفت اثر، مدیر پژوهش وباستان شناسی میراث فرهنگی استان مرکزی.
5-عصار و اسب عصاری، جانمایه سخت کوشی انسان و حیوان-صمت.صمت نیوز گزارش 6343
6-آسیاب ایرانی، معماری و بناها.
7-عصارخانه اصفهان، مکان بین
8-باشگاه خبرنگاران جوان اصفهان، گزارش 4122.
9-عصارخانه بهنام www.ichodc.ir
10- تاریخ نراق، علی عظیمی نراقی
11-آسیاب شیر خانه ، گذری به تاریخ
12-عصارخانه جلوه ای از هویت فرهنگی-صمت
13-شخم زدن رمین زراعی به روش سنتی و دروگر سنتی-آپارات
14-آبیاری سنتی و انواع آن:مهر و آب
15-ترویج و آموزش کشاورزی، آشنایی با وضعیت کشاورزی سنتی در ایران.
16-سفری به سرزمین های آسیاب بادی-باشگاه خبرنگاران جوان.
17-تاریخچه نان، دهمین نمایشگاه بین المللی صنعت آرد و نان.
18- سنگگ-ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد.

سایت سلحشوران شهر نراق ؛ از زحمات مخلصانه نویسنده جناب آقای مرتضی علی آقایی فرزند علی اکبر از بابت تهیه این پست صمیمانه قدردانی می نماید .

هر گونه استفاده از نوشته و یا جزء جزء آن منوط به ذکر نام منبع می باشد .


۷ نظر ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۴۶
سلحشوران شهر نراق

 فرهنگ نراق
دبستان سیاح
شهادتنامه پایان تحصیلات چهار ساله ابتدایی

چون دوشیزه احترام اشرفی فرزند حسین دارنده شناسنامه 14 صادره از نراق تحصیلات چهار ساله ابتدایی را بپایان رسانیده است این شهادتنامه باو اعطا میشود . بتاریخ دیماه 1333


آموزگار کلاس : خانم نصرت رضوانی
مدیر دبستان سیاح نراق : خانم فرخ رئوفی.


۰ نظر ۱۰ فروردين ۹۶ ، ۰۹:۰۱
سلحشوران شهر نراق

به درخواست سایت سلحشوران شهر نراق معلم گرانقدر جناب آقای سلطانعلی جعفری فرزند محمد اسامی معلمان ابتدایی و دبیرستان خود را همراه با عکس آنها که مربوط به 55 سال قبل است به زیبایی معرفی نموده است :


سلطانعلی جعفری


معلمین دوره ابتدایی از بالا به پایین :

مرحوم غلامحسین رحمانی فرزند رحمت الله مدیر دبستانم در سال 1341

مرحوم سلطانعلی غفاری فرزند جواد مدیریت دبستانم در سالهای 1342-1343-1344-1345

مرحوم حبیب الله تیموری فرزند علی اکبر آموزگار کلاس اولم درسال تحصیلی 1341-1342

جناب آقای علی اکبری فرزند حبیب الله آموزگار کلاس دومم درسال تحصیلی1342-1343

مرحوم ماشاءلله رحیمی فرزند اسکندر آموزگار کلاس سومم درسال تحصیلی1343-1344

جناب آقای حسن غفاری فرزند جواد آموزگار کلاس چهارمم درسال تحصیلی1344-1345

جناب آقای علی اکبر جعفری فرزند غلام آموزگار کلاس پنجمم در سال تحصیلی1345-1346
ومدیریت مدرسه در سال تحصیلی 1346-1347

جناب آقای ،،، منوچهری اهل خراسان رضوی آموزگار کلاس ششم درسال تحصیلی1346-1347

مرحومین سید ماشاءالله وسید مصطفی هاشمی فرزندان سید عباس پرسنل خدماتی درطول شش سال تحصیلی ام در سطح ابتدایی


مدیران و دبیران و پرسنل خدماتی دبیرستان امینیان شهر نراق درسال های تحصیلی(1347 الی 1349) که افتخار شاگردی آنها را داشته ام :

عکس مربع وسط کادر مرحوم حاج مرتضی یوسفی(رادفر) فرزند شکرالله رییس نمایندگی آموزش وپرورش شهر نراق ودبیر ریاضیات، (جبر وهندسه) در کلاس هفتم وهشتم ونهم دبیرستان سال های (1347 و1348 و1349)
چهار نفر بالای کادر به ترتیب از سمت راست :

جناب آقای علی کمره ای فرزند رمضان دبیر (ریاضیات و تعلیمات دینی) درکلاس هفتم دبیرستان سال تحصیلی 1347-1348

مرحوم آقای مهدی واثقی دبیر (زبان انگلیسی، تاریخ وعلوم اجتماعی ) کلاس هفتم سال تحصیلی(1347-1348)

مرحوم آقای محمد روفی فرزند حبیب الله دبیر هنر(نقاشی وخط ) کلاس هفتم سال تحصیلی (1347-1348)

جناب آقای عباس رضایی فرزند یوسف مدیریت دبیرستان و دبیر (زیست شناسی وعربی) در دو سال کلاس هفتم وهشتم سال های تحصیلی(1347و1348)

دونفر وسط سمت راست کادر : جناب آقای سید مصطفی غفاری فرزند سید محمود دبیر(فیزیک وشیمی)در دو سال کلاس هفتم وهشتم سال های 1347 و1348

مرحوم سید مهدی غفاری فرزند سید محمود دبیر(ادبیات فارسی) در دو سال کلاس هفتم وهشتم سالهای1347 و1348

دونفر وسط سمت چپ کادر مرحومین آقایان محمد( غلام) طالبی فرزند ... و سید حسین موسوی فرزند سید حبیب پرسنل خدماتی دبیرستان و نمایندگی در سه سال(1347 و1348 و1349)

چهار نفر پایین کادر به ترتیب از راست :
جناب آقای عبدالعلی عبدالله زاده ممقانی فرزند احمد دبیر(انگلیسی ، تاریخ و اجتماعی)در کلاس هشتم سال تحصیلی(1348-1349)

مرحوم آقای ابوالفضل افتخاری ممقانی فرزند عباسعلی مدیریت دبیرستان و دبیر(انگلیسی و شیمی ، دینی وعربی) در کلاس نهم سال تحصیلی (1349-1350)
جناب آقای علی نهری نیک نفس اهل ساوه دبیر(فیزیک و ادبیات وعلوم اجتماعی)در کلاس نهم سال تحصیلی1349-1350
جناب آقای مهدی آذرسینا فرزند اکبر اهل زنجان دبیر(ادبیات و هنر) در کلاس نهم سال تحصیلی (1349-1350)

باسپاس از زحمات همه این عوامل فرهنگی شهر نراق، که خداوند مرحومینشان را قرین رحمت خود بنماید و سایر عزیزان را عمر با عزت عنایت بفرماید.

از سایت سلحشوران شهر نراق نیز سپاسگزارم که با ارائه قسمتی از آرشیو عکس های فرهنگی های نراق بنده را تشویق و ترغیب نمود تا یادی از گذشته ها و زمان تحصیل خود نمایم و خاطرات شیرین مدرسه در ذهنم مرور گردد .

۰ نظر ۰۹ فروردين ۹۶ ، ۱۵:۵۸
سلحشوران شهر نراق


قرین شکوه ی روزی نشد ترانه من
یکی است همچو صدف گرچه آب و دانه من
🌷🌷🌷
مرا که نیست به جز داغ عشق دلسوزی
که غیر شعله کند سرکشی به خانه من؟
🌷🌷🌷
یکی ست طالع من با صدف در این دریا
کز اعتبار و هنر شدخراب خانه من
🌷🌷🌷
مرا که توبه زبی بادگی بهانه شده ست
کجاست شیشه که تا بشکند بهانه من


۰ نظر ۰۸ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۲۹
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook