سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


۳۹ مطلب در شهریور ۱۳۹۴ ثبت شده است

ای تامین هزینه های تحصیل و آشنایی به وضعیت بازار کار ؛ تابستان ها که دبیرستان حاج عباس معصومی تعطیل می شد به اشتغال سودمند روی می آوردیم .

ابتدای تیر ماه 1357 همراه پسر دایی ام کاظم محمودی فرزند علی از شهر نراق روانه پایتخت شدیم .

     img_3736.jpg
      سردار شهید کاظم محمودی

اینجانب محمد(غلام) ابوالحسنی منطقه یوسف آباد در مغازه فروش لوازم خانگی و کاظم خیابان آیزنهاور (انقلاب) در مغازه طلا فروشی عمویش ولی الله مشغول به کار شدیم .

فعالیت های انقلاب مردمی بر علیه رژیم ستم شاهی محمد رضا پهلوی به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) شدت گرفته بود و به اوج خود نزدیک می شد .


17-6-1391_image634826325104992616.jpg

پنج شنبه 16 شهریور 1357 تظاهرات خود جوش مردم از قیطریه تا میدان شهیاد(آزادی) اعلام گردید . موتور یاماها 100 سی سی را روشن کرده و به محل کار کاظم محمودی آمدم و هر دو در خروش میلیونی مردم شرکت کردیم .

روزنامه ها تعداد موتورسواران را پنج هزار نفر تخمین زدند و بعضا سیما این صحنه ها را نمایش می دهد .
17shahriavr.jpg
امت سرازیری خیابان کوروش کبیر(شریعتی) را پایین آمدند و جیب های ارتش و سربازان مسلح هم پشت سر آنان موضع گرفته بودند . روی پل سید خندان که هنوز تکمیل نشده بود عده ای از انقلابیون بر روی ارتشیان گل ریختند و شعار همبستگی دادند و اینکه برادر ارتشی چرا برادر کشی سر داده و شروع به تظلم خواهی کردند .

untitled.jpg

جمعیت مسیر را از پیچ شمیران به داخل خیابان آیزنهاور و میدان شهیاد(آزادی) ادامه دادند . چهار راه پهلوی(ولیعصر) پشت سر گذاشته شد حول و حوش ساعت 15 نیسان های حمل غذا بین هواداران انقلاب ساندویج و بعد هندوانه توزیع نمودند .


picture 004.jpg

پس از میدان 24 اسفند(انقلاب) یک دستگاه مینی بوس آمد که چند نفر از انقلابیون از جمله یک روحانی از روی سقف آن شعارها را هماهنگ کرده و تظاهرات را کنترل می کردند . یک سید جوان با شال سبز با صدای بلند گفت :

توجه داشته باشید که نام میدان ژاله به شهدا و... تغییر یافته است . و بعد مرتب اعلام کرد :

فردا صبح ؛ هشت صبح ؛ میدان ژاله


م
ن و کاظم محمودی برای اینکه بتوانیم صبح روز جمعه به راهپیمایی 17 شهریور 1357 برسیم با همان موتور آمدیم خیابان خراسان – کوچه محتشم منزل شوهر خواهرم ، سید علی مهرزاد فرزند سید شکرالله خوابیدیم تا راه را نزدیکتر کنیم .

77641.jpg

نزدیکی منزل خواهرم سرکار خانم زهره ابوالحسنی ،خانواده آلاد پوش های مشهور سکونت داشتند که چهار فرزندشان قبل انقلاب توسط ساواک شاه کشته شدند(حسن آلاد پوش و همسرش محبوبه متحدین – سرور آلاد پوش و همسرش محمد حسین اکبری آهنگران – مجتبی و مرتضی(حسین) آلادپوش) .

دایی ام آقا نصرالله محمودی فرزند حسین اهل شهر نراق که از زمره انقلابیون در بدنه ارتش شاهنشاهی بود نیز برای حضور در تظاهرات عظیم 17 شهریور از کرج به منزل خواهرم آمده بود .


picture 457.jpg
                                                                                                                                        نصرالله محمودی

رژیم منحوس پهلوی حکومت نظامی و مقررات منع عبور و مرور را اعلام کرده بود ولی مردم خشمگین از ظلم و بیداد شاه صبح ساعت شش میدان شهدا را در اختیار گرفته بودند .

بنده و کاظم و دایی نصرالله از منزل خارج و مشاهده کردیم تمام خیابان های منتهی به میدان شهدا توسط سربازان بسته شده و هلی کوپتر هم مرتب بر فراز آسمان منطقه پرواز می کند .هر چه تلاش کردیم با موتور خودمان را به قلب میدان برسانیم نظامیان اجازه نمی دادند و بعضا حمله می کردند که مجبور بودیم به داخل کوچه باز کردیم .

5_0.jpg

با هزار بدبختی از کوچه پس کوچه ها به حوالی بیمارستان سوم شعبان آمدیم . غیر قابل قبول بود که دژخیمان شاه به سوی مردم بی دفاع شلیک و عده ای را به شهادت رسانده و تعدادی نیز مجروح شده اند . مردم با هر وسیله ای مجروحین را برای مداوا به بیمارستان انتقال و از فرط ناراحتی بر سر و صورت زده و گریه می کردند .

عصر آن روز که به جمعه سیاه معروف شد ناراحت و نالان حدود ساعت 15 به اطراف میدان و خیابان های محل حادثه رسیدیم و مامورین دولتی با آب پاش مشغول شستشو و پاکسازی جنایت های حکومت پهلوی بودند .

اقوام ما ساعت 16 آقا نصرالله را مخفیانه به کرج رساندند تا شنبه 18 شهریور در آبیک سر کارش در ارتش حاضر باشد و مبارزه خودش را بر علیه دیکتاتوری شاه ادامه دهد .

picture 458.jpg

       نصرالله محمودی

انقلاب اسلامی پیروز شد ولی دشمنان جنگ را بر ایران تحمیل کردند . کاظم محمودی متولد 1338 تاریخ 16/8/1361 طی عملیات محرم در جبهه عین خوش موسیان ایلام به شهادت رسید . برادرش عبدالله محمودی نیز تاریخ 2/1/1361 طی عملیات فتح المبین آسمانی گردید


                                            0017.jpg      007.jpg 


وبلاگ سلحشوران شهر نراق :


آمار شهدای 17 شهریور 1357 تهران مجموعا 88 نفر به ثبت رسیده که 64 نفر در میدان شهدا(ژاله) به شهادت رسیده اند . همان روز در پانزده نقطه دیگر تهران 24 نفر طی درگیری با نیروهای شاه به شهادت می رسند .


0033.jpg

همچنین 205 نفر در واقعه جمعه سیاه توسط مامورین محمد رضا پهلوی مجروح گردیده اند .
سهم شهر نراق در حادثه 17 شهریور 1357 یک شهید به نام علیرضا صادقی فرد فرزند امرالله متولد 1338 در تظاهرات خیابان سبلان شمالی تهران می باشد .


.jpg

ایشان اولین شهید منتسب به نراق می باشد که در حادثه انقلاب به شهادت رسید و در قطعه 9 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .



وبلاگ سلحشوران شهر نراق 17 شهریور 1392


۰ نظر ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۲
سلحشوران شهر نراق

قبل از انقلاب حدودا روبروی مغازه آهنگری حاج محمود ایزدی یک منبع یا مخزنی بود که درون آن روغن های سوخته نگهداری می شد و اطراف آن سیاه و لجنی بود .
بچه های نراق که از دیوار صاف بالا می رفتند به این یک نقطه جرات نزدیک شدن را نداشتند.



hosini (5).jpg
شهید غلامرضا حسینی
اکثر روزها همه مشاهده می کردند دو برادر چاق و لاغر به اسامی نادعلی و محمد حسینی از این مخزن با چه زحمتی روغن ها را بیرون می آورند و داخل بشکه دویست لیتری می ریزند. لباس هایش سیاه و روغنی و عرق جبین از روی صورت هایش می ریخت .


hosini (4).jpg

آنگاه بشکه های پر شده روغن را با زحمت هل داده و اواخر نیز بر روی گاری گذاشته و توی سربالایی خیابان نراق نفس زنان به حمام عمومی که جنب مسجد جامع است می رساندند تا حمام شهر گرم بماند.
hosini (2).jpg
شهید حسینی در دوران سربازی

رفتارشان و آرامش گفتار آنها انگار نه انگار که چه سختی ها را به دوش می کشند و رضایت خداوند سر لوحه زندگی آنها بود. در این محیط با صفا فرزندی رشد کرد و به خدمت سربازی رفت .

hosini (3).jpg

                                                                                                                                            غلامرضا در جبهه سومار

روز 22 بهمن 1365 همزمان با برپایی جشن پیروزی انقلاب اسلامی و دهه مبارک فجر در شهر نراق مردم به تشیع جنازه فرزند یکی از این زحمتکشان رفتند .سرباز وطن غلامرضا حسینی فرزند محمد که در جبهه سومار در استان کرمانشاه در مصاف با بعثیان عراق به شهادت رسیده بود .


shahid_hosseini.gif

شهید غلامرضا حسینی در سال 1345 در خانواده مذهبی و زحمتکش شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان واقع در استان مرکزی دیده به جهان گشود .

در ابتدای طفولیت طعم تلخ فقر و مشقات را لمس نمود و پس از سپری نمودن دوران کودکی در دامن پدر و مادری دلسوز تحصیلات خود را شروع و تا مقطع پنجم ابتدایی به تحصیل ادامه داد .

img_4499.jpg

بعد از آن به کمک پدرش در امرار معاش خانواده به شغل کارگری پرداخت تا تمام زحمات بر دوش پدر نباشد .

در اوج جنگ و دفاع مقدس و با فرا رسیدن سن قانونی برای خدمت مقدس سربازی دفترچه دریافت نمود و پس از آموزش های لازم در ارتش جمهوری اسلامی به مناطق جنگی سومار در استان کرمانشاه اعزام گردید .

img_4500.jpg

مدت بیست ماه در جبهه های نور علیه ظلمت و اعتقاد به راه امام خمینی (ره) حضور داشت و در جبهه ؛ تحمل سختی را برای پیشرفت کشور ایران مایه افتخار می دانست .

سرانجام روز بیست و دوم بهمن سال 1365 در جبهه سومار به شهادت رسید و جایگاه خود را در جنت الهی تضمین نمود .


scan0032.jpg

مرحوم محمد حسینی پدر شهید غلامرضا

مردم شهید پرور نراق پیکر مطهر غلامرضا را با شکوه خاص تشیع و در گلزار شهدا در کنار دیگر شهدا به خاک سپردند .

تاریخ...... محمد حسینی فرزند....پدر مومن و زحمتکش شهید بدرود حیات گفت و در تاریخ  30/7/1390 خانم عصمت نبی زاده فرزند یوسف مادر گرامی شهید در شهر نراق به رحمت ایزدی پیوست .

۰ نظر ۳۱ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۱
سلحشوران شهر نراق

آن زمان که دل شیر می خواست مقابل سر نیزه های مامورین کم سواد پاسگاه ژاندارمری شهر نراق ایستادگی کرد تعداد کمی به تاسی از مولا و سرور شهیدان حسین بن علی(ع) و به عشق وجهه حق طلبانه رهبرشان امام خمینی(ره) قیام کردند .

یکی از آن شیر دلان مسلم مرادی بود . آرام ؛ ساده ؛ راحت و موذیانه فعالیت هایی را انجام می داد که کمتر ماموری به ذهنش خطور می کرد که او مبارز است .



مغازه شیشه بری اش پاتوغ بعضی از انقلابیون بود . او می دانست که روحانیون قوی ترین پایگاه های تبلیغی را در شهر قم در اختیار دارند فلذا رابطه تنگاتنگی با آنان داشت .

image4380.jpg


 فعالیت های سخت و طاقت فرسای انقلابیون انقلاب پا برهنه ها به رهبری سید روح الله را در مقابل ظلم و بیداد پهلوی به پیروزی رسید .

مغازه شیشه بری مسلم نیز متحول شده بود . علاوه بر انقلابیون قدیم سلحشوران جدید را جذب خودش کرد .



 یک تخته روی میز برای برش شیشه بود که با امضاهای متفاوت مزین شده بود . وقتی مشاهده می کردی متوجه می شدی این یاران همان بسیجیانی هستند که اکنون در گلزار شهدای نراق آرام خفته اند . متاسفانه در اثر جابجایی و تغییر این اثر و سند معتبر از بین رفته است .

5.jpg

مسلم روزهای اولیه بازگشایی بسیج شهر به صورت مستقیم همراه نبود ولی پشت صحنه از مدافعان آنها بود . اشکال می گرفت و خط و خطوط ارائه می داد . بعضا نیز عدم حضورش را بی دلیل یا با دلیل توجیه می نمود .


                          1 (53).jpg                          
حاج مسلم در سالهای دفاع مقدس
بسته به حالش داشت و مهمتر مسئول بسیج چه کسی است . اگر خوشش می آمد حضور به هم می رسانید و اگر مشکلی می دید غیابا مدافع حقوق آنها می شد .

اوج حضور و فعالیت هایش سال های 1360 و 1361 بود . عشق متقابل با بسیجیان و خصوصا شهیدان داشت . بعضا نیز انتقاداتی از رفتار ناشایست عده ای از فرماندهان داشت .



برخوردهای تند را نمی پذیرفت و اعتقاد داشت این نوجوانان و جوانان آمادگی و استحقاق تنبیه و فشار بیش از حد را ندارند .

برخوردهای فیزیکی با مخالفین از او مشاهده نشد و بر عکس مغازه اش همیشه به نام اقدامات جاسوسی به نفع جمهوری اسلامی مورد تهدید بود .

43.jpg

مرحوم حاج مسلم مرادی در کنار شهید مندعلی نباتی

حتی یکی دو مورد مغازه خود و برادرش علی محمد مرادی که ایشان نیز از زمره فعالین انقلاب و عاشق امام خمینی(ره) بود توسط پاسگاه ژاندارمری قبل از انقلاب و مخالفین بعد از انقلاب آسیب دید .


جنگ هشت ساله که بر ایران اسلامی تحمیل شد مسلم بسیجیان و رهبر بسیجیان را تنها نگذاشت و چندین نوبت در سرحدات استان خوزستان حضور پیدا کرد و اجازه نداد یک وجب از خاک پاک میهنش در اختیار دشمنان قرار گیرد .

se6tusfu.jpg

            پیکر مرحوم حاج مسلم مرادی

شاید فکر کنید این مرد ژنده پوش با لباس های رنگ پاشیده و ساده قابل این همه توصیف نیست . ولی بدانیم همچنان انسان های مومن و بهشتی اطراف ما زیاد هستند که نیاز است قدرشان را بدانیم تا باز افسوس گذشته را نخوریم .

10/4/1381 روز پایانی عمر مسلم مرادی رقم خورد و دعا می کنیم اجر شهیدان نصیبش شود . 

.jpg

مرحوم محمد مرادی

فرزند جوان و 23 ساله مرحوم به نام محمد مرادی تاریخ 20/02/1385 در اثر سقوط از کوه های منطقه جاسب فوت نمود و در قبرستان وادی السلام نراق دفن گردید .

بنابراین از افراد پیرامونمان تقدیر کنیم بهتر از انتقادهای بر باد رفته است .


1 (55).jpg

وبلاگ سلحشوران شهر نراق



۱ نظر ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۹
سلحشوران شهر نراق

من اهل شهر نراق هستم که با خانواده در تهران زندگی می کردیم . 31 شهریور 1359 بود .

 
img_0666.jpg
حاج سلطانعلی قجری

یکی از فرزندانم مهدی قجری متولد 1350 می بایست روز بعد در بازگشایی مدارس اول مهر ماه سر کلاس دوم ابتدایی مدرسه نظام مافی حاضر باشد . محل سکونت ما خیابان مهر آباد جنوبی و نزدیک فرودگاه مهرآباد بود .
dsc00009.jpg
                                                                                                                                 مهدی قجری
یک پارچه سفید روی دوش مهدی انداخته و به اصلاح موی سرش با ماشین دستی اقدام کردم . نیمی از کار تمام شده بود که ساعت چهارده و دوازده دقیقه بعد از ظهر صدای غرش رعد آسا و انفجارات پی در پی همه چیز و همه جا را متغیر کرد .

jkj (3).jpg

جماعت ابتدا ترسیدند . مهدی نیز همانگونه نشسته بود و نصف موی سرش کوتاه شده بود که من با مردم ریختیم تو کوچه و خیابان تا ببینیم چه خبر شده و کمکی بکنیم .

.jpg

در انتهای باند فرودگاه دود غلیظی به آسمان بالا می رفت . ابتدا کسی نمی دانست چه اتفاقی رخ داده است ولی ساعتی بعد جمعیت نجوا کنان گفتند که چهار فروند هواپیمای میگ 23 ارتش متجاوز عراق به فرودگاه مهر آباد حمله کرده و جنگ را بر ایران تحمیل نموده است .

  79.jpg                                                                          41.jpg
    کفن پوش عاشورایی مهدی قجری

 چند فروند هواپیمای ایران روی باند آسیب دیدند . سریعا اعلام شد هر کس گونی خالی دارد بیاورد فرودگاه که با جمعیت زیادی به آنجا رفته و شروع به سنگر بندی در اطراف پایگاه کردیم .


jkj (4).jpg
گوشه سمت چپ : حاج سلطانعلی قجری در تشیع پیکر شهید علیرضا قجری 17/2/1361

در حال انجام کار اطراف پایگاه یکم شکاری(بعد به نام خلبان شهید حسین لشکری نامگذاری شد) بودیم که آمبولانس ها آژیر کنان به سمت فرودگاه می آمد و داخل آنها خلبانان شجاع نیروی هوایی بودند .
.jpg
حاج سلطانعلی به همراه فرزندش مهدی

 فراخوان عقابان تیز پرواز به جهت مقابله به تهاجم دشمن بود . مهدی هم پس از ساعتی انتظار در محوطه خانه با همان سر و وضع نصف و نیمه و مضطرب مایوس می شود و به داخل اتاق بازگشته بود تا اینکه شب آمدم منزل و با نمره 4 موی او را کوتاه کردم ..


img_0667.jpg
حاج سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی اهل شهر نراق 5/10/1391 کربلای معلی





۳ نظر ۳۰ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۷
سلحشوران شهر نراق

دی ماه 1360 مجموعا از شهر نراق 25 رزمنده در جبهه محمدیه دارخوین بودیم .در امتداد خط پدافندی ارتشیان نیز در کنار بسیج در کنار رودخانه کارون به سمت آبادان استقرار داشتند .

 1 (53).jpg

 عباس باقری

یکی از سربازان ارتش علیرضا اسماعیلی فرزند باباخان اهل نراق بود که اغلب عصرها به مواضع یکدیگر برای دیدار دور هم جمع می شدیم .

12.jpg   13.jpg

علیرضا اسماعیلی

در یکی از روزها مطلع شدیم که علیرضا به وسیله ترکش خمپاره بعثیان به شدت مجروح گردیده است . من با حسین نباتی راهی آبادان شدیم و در بیمارستان ایشان را ملاقات کردیم و از ناحیه شکم آسیب شدیدی دیده بود ولیکن روحیه شوخ طبعی اش از بین نرفته بود.

 

 img_2441.jpg

 آزاده جانبازعباس باقری فرزند حسینعلی اهل شهر نراق 02/03/1390

۰ نظر ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۵
سلحشوران شهر نراق

سرانجام با هرکوششی بود توانستم در تاریخ 8/12/1360 از طریق بسیج شهر نراق به همراه هیجده نفر به جبهه اعزام شوم .

1 (253).jpg   image5400.jpg

اسماعیل حبیبی

بزرگترین سعادت نیز نصیبم شده بود که در جمع هسته اولیه تشکیل دهندگان بسیج قرار گیرم . تلاش می کردم دروس اخلاق ، تقوی ، پرهیزکاری  و... را از آنها بیاموزم . چون واقعا این افراد انسان های کمیابی در تاریخ هستند .

1 (211).jpg

بعدها نیز اکثر آنها به شهادت رسیدند .  با یک دستگاه مینی بوس آبی رنگ سپاه پاسداران به شهرستان محلات وارد شدیم .  بعد با جمع یاران دیگر به اهواز اعزام شدیم .

1 (207).jpg

مشخص بود یک حمله گسترده در پیش است و بر همین اساس بسیجیان نراق به دعوت سپاه ، محیط تحصیل دردبیرستان را ترک و به یاری حسین زمان امام خمینی شتافته اند . به همراه دیگر رزمندگان در پادگان نمونه یا جندی شاهپور اهواز استقرار یافتیم .

1 (171).jpg

روزها کلاس های مختلف و شب ها نیز تاکتیک های جنگ توسط مربیان مرور می گردید . اولین شب عید گذشت و شب دوم نوروز 1361 حمله بزرگ فتح المبین آغاز گردید .

تمامی جبهه ها فتح الفتوح شده بود و فقط جبهه شلش در غرب شهر شوش که ما مستقر بودیم رزمندگان برای سرگرم کردن نیروهای عراقی جان فدا شده بودند .

1 (37).jpg

   اسماعیل حبیبی ، محمد عضایی

صبح که هوا روشن شد دوستم محمد را غرق در خون دیدم . راستش اولین باربود که این صحنه ها را می دیدم و ابتدا کمی ترسیدم و چفیه همراهم را به سر او بستم ولی ترکش مجددی که خورد از زنده بودن ایشان قطع امید کردم .

1 (60).jpg

محمد رضا رمضانی زخمی شد . قاسم جعفری را دیدم که از ناحیه پا مجروح گردیده .سید غلامرضا باشی-ابوالفضل بیابانگرد-عبدالله محمودی و مهدی عباسی نیز شهید شده بودند . در این اثنا عباس رمضانی را دیدم که  از ناحیه دست و پا مجروح گردیده و از طرفی فرماندهان نیز دستور عقب نشینی داده بودند . با عباس به عقبه خط برگشتیم .

1 (34).jpg

حجت الاسلام  میرزاعلی رمضانی اهل نراق را دیدیم که ایشان آب برایمان آورد و کمک کرد سوارآمبولانس شدیم و تا شرکت نیشکر هفت تپه در پانزده کیلومتری شهر شوش آمدیم . من با هواپیما جهت درمان به یزد منتقل شدم و عباس رمضانی نیز به بیمارستان انتقال یافت .

1 (156).jpg

بعد خبر رسید که سه همرزم دیگر برادران عباس باقری-قدرت الله ایزدی و احمد ابوالحسنی نیز پس ازمجروحیت به اسارت دشمن در آمده اند . متعاقبا اخبار پیروزمندانه ای از عملیات فتح المبین سراسر میهن اسلامی را طنین انداز نمود و خوشحالی زایدالوصفی در امت حزب الله به وجود آمد .

img_4147.jpg      image5509.jpg

من مدتها راهم مشخص  و ادامه دهنده راه شهدا شده بودم . بر این اساس مسیر سبز حسینیان زمان ادامه یافت و همچنان به پیش می رود .

 

 dsc00194.jpg

   جانبازاسماعیل حبیبی فرزند اکبر اهل شهر نراق5/2/1390

۰ نظر ۲۹ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۴
سلحشوران شهر نراق
فرزندم سید حسن جوادی فرزند سید ماشاءالله سال 1344 در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد شد . در واقع با برادرش سید حسین جوادی دو قلو می باشند .

img_1646.jpg
سرکار خانم کبری کریمی

از زمانی که خود را شناخت به سوی حق و حقیقت روانه شد . ابتدا بسیجی بود که بعد به لباس سبز سپاه پاسداران ملبس شد . با ایمان و با خدا بود .

picture 432.jpg

همیشه در منزل به برادرانش توصیه می کرد نماز را در مساجد و با جماعت بخوانیم . با سختی و مشکلاتی که وجود داشت کارهایش را انجام می داد .

image2655.jpg
شهید سید حسن جوادی
 مقطع سوم دبیرستان در شهرستان دلیجان شبانه مشغول تحصیل شد و روزها نزد دایی اش به چله دانی می پرداخت . کار را عار نمی دانست . دفاع مقدس که آغاز شد احساس تکلیف نمود .
115 (7).jpg
با تمام علاقه ای که به والدینش داشت با برادرش سید حسین گفتند هم درس می خوانیم و هم جبهه می رویم .

8934~1.jpg 
سید ماشالله جوادی ، پدر شهید والامقام سید حسن جوادی
وقتی از جبهه باز می گشت و در منزل رزمندگان را از تلویزیون مشاهده می کرد همنوا با آنها سینه می زد و برای خودش نجوا می کرد و می گفت هنوز خدا من را دوست ندارد تا شهید شوم .

ازدواج هم مانع رفتن به جبهه اش نشد . وقتی ازدواج کرد گفت دیگر هیچ چیز از دنیا نمی خواهم .

115 (2).jpg

سید حسن مجموعا سیزده ماه سابقه جبهه داشت . عید نوروز را پشت سر گذاشتیم و تاریخ 17/1/1365 در شهر اهواز مرکز استان خوزستان در سن 21 سالگی به شهادت رسید . پیکر مطهرش در گلزار شهیدان نراق خاکسپاری شد .
115 (16).jpg
برادر دو قلویش سید حسین دی ماه 1365 طی عملیات کربلای 5 در شلمچه خرمشهر مجروح و جانباز 15 % می باشد .

image5174.jpg   image5179.jpg
سید حسین جوادی
دیگر برادرش سید عباس تاریخ 29/10/1363 در پدافندی جبهه طلاییه مجروح و جانباز 5 % است .

image2668.jpg   img_1633.jpg
سید عباس جوادی

فرزند دلبند دیگرم سید علی جوادی مشهور به غلامرضا که بسیجی بود با داشتن زن و بچه تاریخ 22/6/1391 در محور نراق - دلیجان در اثر تصادف فوت نمود .

picture 433.jpg       img_1811.jpg

                            مرحوم سید علی جوادی مشهور به غلامرضا                    سید ابوالفضل جوادی            

سید ابوالفضل جوادی فرزند دیگرم نیز بسیجی و خدمتگزار مردم است و در فعالیت های خیرخواهانه مساعدت دارد .

8d26~1.jpg

                     سرکار خانم کبری کریمی فرزند علی اکبر اهل خاوه اردهال 17/1/1392



قسمتی از وصیت نامه شهید والامقام سید حسن جوادی فرزند سید ماشاءالله اهل شهر نراق


عزیزان من از روی آگاهی کامل این راه پرافتخار را انتخاب نموده ام و هیچ رز و زوری مرا به این راه نکشانده است بلکه عشق به خدا و امام زمان«عج» و ندای هل من ناصر ینصرنی امام امت خمینی بت شکن و یاری از اسلام و مسلمین بود که به این راه کشیده شدم.

115 (8).jpg

پیام این حقیر به امت شهید پرور ایران این است ای امت مسلمان و غیور تا لحظه ای که آخرین نفسهایتان را می کشید و تا آن هنگام که قطره ی خونی در رگهایتان جریان دارد دست از اسلام و امام و روحانیت برندارید که تنها راه نجات مستضعفین ادامه خط امام که همان خط اصیل اسلام است می باشد.

0023.jpg

مادر من نمی خواهم که در بستر بمیرم بلکه می خواهم چند قطره خون ناچیزم را در راه خدا بدهم هر چند با کشته شدن من منافقین و ضد انقلاب خوشحال می شوند اما به آنها بگویید این زندگی بی روح و حیوانی که شما دارید نه تنها من بلکه هیچ جوانی که طعم مردانگی را چشیده است با شما دست بیعت نخواهد داد. 

115 (18).jpg

پدر جان اگر جنازه من به دست شما رسید در کنار دیگر شهیدان به خاک بسپارید ولی اگر نرسید یک قبر یادگاری برایم بسازید تا شبهای جمعه یک یادی از من هم بکنید.

نترسم ز مرگی که خود زندگی است شهادت سرآغاز بالندگی است



وبلاگ سلحشوران شهر نراق 06/05/1392


۰ نظر ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۷
سلحشوران شهر نراق

غلامحسین ایزدی فرزند حسن متولد 1345 در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی هستم .

a8a6~1.jpg

غلامحسین ایزدی

دارای 38 ماه گواهی جبهه می باشم که 10 ماه به صورت داوطلب بسیجی و 28 ماه پاسدار وظیفه در لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) بودم .


در عملیات های مهم از جمله والفجر هشت و فتح بندر فاو عراق در بهمن 1364 – کربلای یک و باز پس گیری شهر مهران ایلام در تیر ماه 1365 – کربلای های چهار و پنج در شلمچه خرمشهر دی ماه 1365 – کربلای 8 در شرق بصره عراق در فروردین 1366 – مرصاد در حومه کرمانشاه در مرداد 1367 و... شرکت داشتم .

1(2~1.jpg

بیشترین سازماندهی من در پدافند ضد هوایی بوده و طی عملیات های والفجر هشت و کربلای هشت به واسطه بمباران شیمیایی ارتش عراق به طور خفیف مجروح شیمیایی گردیدم .


تاریخ 18/1/1366 عملیات کربلای هشت با رمز یا صاحب الزمان(عج) آغاز شد و پنج روز طول کشید . قریب 20 نفر از سلحشوران شهر نراق در حماسه آفرینی کربلای هشت در شلمچه خرمشهر و شرق بصره حضور داشتند که چندین نفر مجروح شیمیایی و چهار نفرشان به شهادت رسیدند .


طی عملیات ظفرمند کربلای 8 ارتش عراق با حیله و دسیسه های زیادی تلاش کرد مواضع از دست داده خود در خاکشان را بازپس گیری کند که موفق نشد تا سرانجام به بمباران ناجوانمردانه شیمیایی روی آورد .

aaa8~1.jpg

شهید غلامرضا یوسفی فرزند عباس به همراه پسر خاله اش غلامحسین ایزدی


حتی تعدادی از نیروهای عراقی با لباس های فرم بسیج با پیشانی بندهای مخصوص قصد فریب رزمندگان ایرانی را داشتند که با هوشیاری نیرنگ آنها خنثی گردید .

1(5~1.jpg

سرانجام روز 24 فروردین 1366 توسط ارتش عراق منطقه عملیاتی بمباران شیمیایی گردید و خسارت هایی به ایرانی ها وارد شد . بنده به همراه حجت الله ایزدی فرزند عباس و غلامعباس کریمی فرزند حسین (طی عملیات های بعد به شهادت رسیدند) و چند نفر دیگر دچار مصدومیت شیمیایی شدیم که به بیمارستان صحرایی در خرمشهر منتقل و تحت معالجه اولیه قرار گرفتیم .

1(6~1.jpg

ضمنا برادرم محمد علی ایزدی مشهور به امیر تاریخ 13/1/1367 طی پدافندی عملیات والفجر 10 در حلبچه عراق شیمیایی و جانباز 15 % می باشد .

همچنین برادر همسرم به نام فرامرز محمدی فرزند مسلم اهل روستای دودهک از توابع شهرستان دلیجان که بسیجی بود طی عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر استان خوزستان در اردی بهشت 1361 به شهادت رسید .

1(4~4.jpg

پیکر مطهر شهید در صحنه درگیری باقی ماند و مفقود الجسد شناخته شد . پس از 31 سال خانواده شهید همچنان چشم به راه هستند تا آثاری از فرزندشان را بجویند .


img_2584.jpg

غلامحسین ایزدی فرزند حسن اهل شهر نراق 16/2/1390


۱ نظر ۲۸ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۲
سلحشوران شهر نراق
اینجانب مهدی جعفری متولد 1342 در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی هستم .

2011-09-19 (2).jpg
مهدی جعفری
فعالیت مردمی به رهبری آیت الله سید روح اله خمینی(ره) انقلاب اسلامی را در بهمن 1357 به پیروزی رساند . یکسال و نیم از پیروزی نگذشته بود که دشمنان بر نیافتند و جنگ هشت ساله را بر ایران تحمیل نمودند .
image5673.jpg

سال 1360 تحصیلاتم را در کلاس دوم دبیرستان حاج عباس معصومی سپری می کردم . یکماه به پایان تحصیلات من و سایر دوستان مانده بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات برای اعزام جوانان به جبهه فراخوان داد .
ما بسیجی بودیم و فعالیت می کردیم و لیکن پایگاه ثابتی برای فعالیت نداشتیم .
image5682.jpg
مهدی جعفری
سرنوشتم متغیر شد و کلاس و درس را برای همیشه رها کرده و به ندای حسین زمان خمینی(ره) کبیر رهبر انقلاب لبیک گفته و راهی استان جنگ زده خوزستان شدیم .


image5672.jpg
اسامی داوطلبین بسیجی نراق از تاریخ 29/2/1360 لغایت 1/5/1360 به مدت 45 روز ماموریت به جنوب عبارتند از :


1- سید غلامرضا باشی فرزند سید علی (شهید)

2- قدرت الله کمره ای فرزند رمضان(شهید)
3- محمد رضا بخشی فرزند عباس (شهید)
4- محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی (شهید)
5- عباس رمضانی فرزند حسن (شهید)
6- ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی (شهید)
7- مهدی عباسی فرزند غلام محمد (شهید)
8- مظاهر لطفی فرزند محمد (شهید)
9- عباس باقری فرزند حسینعلی (آزاده جانباز)
10- مهدی جعفری فرزند علی (جانباز)
11- احمد غریبی(طاهری نژاد) فرزند سلطانعلی(روحانی)
12- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی (جانباز)
13- پاسدار کاظم محمودی فرزند علی (شهید)
14- پاسدار محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله(جانباز)
15- پاسدار مصطفی قجری فرزند رمضان


سه نفر آخر که پاسدار رسمی سپاه پاسداران محلات بودند جداگانه اعزام و در جبهه مستقر شده بودند .
image5686.jpg   image5683.jpg
مهدی جعفری در سالهای دفاع مقدس

آن سوی رودخانه خروشان کارون در جنوب دارخوین جبهه ای به نام انرژی اتمی وجود داشت که رزمندگان شهرهای دلیجان ؛ محلات ؛ نراق و حومه در آن استقرار داشتند .

همچنین سه راهی شادگان یا سه راهی دارخوین نیز در اختیار سپاه پاسداران شهرستان محلات بود و تعدادی از رزمندگانش در آنجا استقرار داشتند .


     image5729.jpg                                                     scan1.jpg

در مقطع حضور نیروها در این قسمت جبهه ؛ سید ابوالحسن بنی صدر فرزند سید نصرالله اهل باغچه همدان رئیس جمهور ایران تاریخ 20/3/1360 توسط حضرت امام خمینی (ره) از فرمانده کل نیروهای مسلح برکنار گردید .


image5705.jpg

به میمنت و شادباش این خبر با توجه به زمینه های قبلی و آمادگی که وجود داشت بلافاصله تاریخ21/3/1360 عملیات " فرمانده کل قوا خمینی روح خدا " آغاز شد. بسیجیان و پاسداران نراقی در این عملیات و پدافندی آن کوشا بودند .


dsc00223.jpg

پاسدارسید مجتبی حسینی فرزند سید حسن اهل مشهد اردهال که قبل انقلاب در نراق تحصیل می کرد و دو نفر اهل شهرستان محلات به اسامی مهدی صفری فرزند علی اصغر و حسین بهرامی فرزند محمد طی عملیات فرمانده کل قوا به شهادت رسیدند . کاظم محمودی فرزند علی اهل شهرنراق نیز از ناحیه سر مجروح گردید .


image5680.jpg

رزمندگان که از اولین ماموریتشان از جبهه بازگشتند تاریخ 10/5/1360 زیر نظر بسیج و سپاه شهرستان محلات " ستاد ناحیه مقاومت شهر نراق" در ساختمان درمانگاه صفایی که نسبتا متروکه و بلا استفاده بود را راه اندازی نمودند .


image6297.jpg

به سفارش پاسدار غلام محمد ابوالحسنی اولین نگهبان مقابل بسیج نراق بنده با تفنگ ام یک بودم . چندین قبضه اسلحه ام یک و ژ3 توسط آقای ابوالحسنی از تسلیحات سپاه پاسداران محلات برای استفاده در بسیج نراق تحویل گرفته بود .


image5711.jpg

ایشان و همکارانشان از جمله حجت الاسلام حیدر زهرابی(ظهرابی) تلاش کردند تا در شور و عواطف جوانی ما خللی به پایگاه وارد نیاید . آن مقطع اوج فعالیت گروه های ضد انقلاب از جمله منافقین کور دل بود .بسیاری از موسسین بسیج همزمان عضو انجمن اسلامی دبیرستان حاج عباس معصومی نیز بودند .

اینجانب مهدی جعفری متولد 1342 در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی هستم .

2011-09-19 (2).jpg
مهدی جعفری
فعالیت مردمی به رهبری آیت الله سید روح اله خمینی(ره) انقلاب اسلامی را در بهمن 1357 به پیروزی رساند . یکسال و نیم از پیروزی نگذشته بود که دشمنان بر نیافتند و جنگ هشت ساله را بر ایران تحمیل نمودند .
image5673.jpg

سال 1360 تحصیلاتم را در کلاس دوم دبیرستان حاج عباس معصومی سپری می کردم . یکماه به پایان تحصیلات من و سایر دوستان مانده بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات برای اعزام جوانان به جبهه فراخوان داد .
ما بسیجی بودیم و فعالیت می کردیم و لیکن پایگاه ثابتی برای فعالیت نداشتیم .
image5682.jpg
مهدی جعفری
سرنوشتم متغیر شد و کلاس و درس را برای همیشه رها کرده و به ندای حسین زمان خمینی(ره) کبیر رهبر انقلاب لبیک گفته و راهی استان جنگ زده خوزستان شدیم .


image5672.jpg
اسامی داوطلبین بسیجی نراق از تاریخ 29/2/1360 لغایت 1/5/1360 به مدت 45 روز ماموریت به جنوب عبارتند از :


1- سید غلامرضا باشی فرزند سید علی (شهید)

2- قدرت الله کمره ای فرزند رمضان(شهید)
3- محمد رضا بخشی فرزند عباس (شهید)
4- محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی (شهید)
5- عباس رمضانی فرزند حسن (شهید)
6- ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی (شهید)
7- مهدی عباسی فرزند غلام محمد (شهید)
8- مظاهر لطفی فرزند محمد (شهید)
9- عباس باقری فرزند حسینعلی (آزاده جانباز)
10- مهدی جعفری فرزند علی (جانباز)
11- احمد غریبی(طاهری نژاد) فرزند سلطانعلی(روحانی)
12- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی (جانباز)
13- پاسدار کاظم محمودی فرزند علی (شهید)
14- پاسدار محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله(جانباز)
15- پاسدار مصطفی قجری فرزند رمضان


سه نفر آخر که پاسدار رسمی سپاه پاسداران محلات بودند جداگانه اعزام و در جبهه مستقر شده بودند .
image5686.jpg   image5683.jpg
مهدی جعفری در سالهای دفاع مقدس

آن سوی رودخانه خروشان کارون در جنوب دارخوین جبهه ای به نام انرژی اتمی وجود داشت که رزمندگان شهرهای دلیجان ؛ محلات ؛ نراق و حومه در آن استقرار داشتند .

همچنین سه راهی شادگان یا سه راهی دارخوین نیز در اختیار سپاه پاسداران شهرستان محلات بود و تعدادی از رزمندگانش در آنجا استقرار داشتند .


     image5729.jpg                                                     scan1.jpg

در مقطع حضور نیروها در این قسمت جبهه ؛ سید ابوالحسن بنی صدر فرزند سید نصرالله اهل باغچه همدان رئیس جمهور ایران تاریخ 20/3/1360 توسط حضرت امام خمینی (ره) از فرمانده کل نیروهای مسلح برکنار گردید .


image5705.jpg

به میمنت و شادباش این خبر با توجه به زمینه های قبلی و آمادگی که وجود داشت بلافاصله تاریخ21/3/1360 عملیات " فرمانده کل قوا خمینی روح خدا " آغاز شد. بسیجیان و پاسداران نراقی در این عملیات و پدافندی آن کوشا بودند .


dsc00223.jpg

پاسدارسید مجتبی حسینی فرزند سید حسن اهل مشهد اردهال که قبل انقلاب در نراق تحصیل می کرد و دو نفر اهل شهرستان محلات به اسامی مهدی صفری فرزند علی اصغر و حسین بهرامی فرزند محمد طی عملیات فرمانده کل قوا به شهادت رسیدند . کاظم محمودی فرزند علی اهل شهرنراق نیز از ناحیه سر مجروح گردید .


image5680.jpg

رزمندگان که از اولین ماموریتشان از جبهه بازگشتند تاریخ 10/5/1360 زیر نظر بسیج و سپاه شهرستان محلات " ستاد ناحیه مقاومت شهر نراق" در ساختمان درمانگاه صفایی که نسبتا متروکه و بلا استفاده بود را راه اندازی نمودند .


image6297.jpg

به سفارش پاسدار غلام محمد ابوالحسنی اولین نگهبان مقابل بسیج نراق بنده با تفنگ ام یک بودم . چندین قبضه اسلحه ام یک و ژ3 توسط آقای ابوالحسنی از تسلیحات سپاه پاسداران محلات برای استفاده در بسیج نراق تحویل گرفته بود .


image5711.jpg

ایشان و همکارانشان از جمله حجت الاسلام حیدر زهرابی(ظهرابی) تلاش کردند تا در شور و عواطف جوانی ما خللی به پایگاه وارد نیاید . آن مقطع اوج فعالیت گروه های ضد انقلاب از جمله منافقین کور دل بود .بسیاری از موسسین بسیج همزمان عضو انجمن اسلامی دبیرستان حاج عباس معصومی نیز بودند .


در راه اندازی پایگاه بسیج نراق تاریخ 10/5/1360 علاوه بر محمد ابوالحسنی دو پاسدار دیگر به اسامی حسین نباتی فرزند شهید مندعلی و مصطفی قجری فرزند رمضان جمعی سپاه پاسداران محلات نیز مساعدت داشتند .

image5681.jpg

اسامی موسسین بسیج نراق موسوم به گروه هجده نفره عبارتند از :


1- اسدالله خسروی فرزند احمد (شهید)

2- سید غلامرضا باشی فرزند سیدعلی (شهید)

3- عبدالله محمودی فرزند علی (شهید)

4- ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی (شهید)

5- مهدی عباسی فرزند غلام محمد (شهید)

6- غلامرضا قجری فرزند علی (شهید)

7- محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی (شهید)

8- محمد رضا بخشی فرزند عباس (شهید)

9- عباس رمضانی فرزند حسن (شهید)

10- مظاهر لطفی فرزند محمد (شهید)

11- قاسم جعفری فرزند ابراهیم (شهید)

12- قدرت الله کمره ای فرزند رمضان (شهید)

13- عباس باقری فرزند حسینعلی (آزاده جانباز)

14- احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله (آزاده جانباز)

15- مظاهر پیشه ور فرزند حسین (جانباز)

16- مهدی جعفری فرزند علی (جانباز)

17- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی (جانباز)

18- مرحوم حسین حیدری فرزند محمد علی (جانباز 55 %)


ضمنا شهیدان اسدالله خسروی و غلامرضا قجری روز بازگشایی بسیج نراق حضور نداشتند و حدود یک تا دو ماه بعد به جمع دوستان پیوستند .

dsc00148.jpg

جانباز مهدی جعفری فرزند علی اهل شهر نراق 1/7/1390


در راه اندازی پایگاه بسیج نراق تاریخ 10/5/1360 علاوه بر محمد ابوالحسنی دو پاسدار دیگر به اسامی حسین نباتی فرزند شهید مندعلی و مصطفی قجری فرزند رمضان جمعی سپاه پاسداران محلات نیز مساعدت داشتند .

image5681.jpg

اسامی موسسین بسیج نراق موسوم به گروه هجده نفره عبارتند از :


1- اسدالله خسروی فرزند احمد (شهید)

2- سید غلامرضا باشی فرزند سیدعلی (شهید)

3- عبدالله محمودی فرزند علی (شهید)

4- ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی (شهید)

5- مهدی عباسی فرزند غلام محمد (شهید)

6- غلامرضا قجری فرزند علی (شهید)

7- محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی (شهید)

8- محمد رضا بخشی فرزند عباس (شهید)

9- عباس رمضانی فرزند حسن (شهید)

10- مظاهر لطفی فرزند محمد (شهید)

11- قاسم جعفری فرزند ابراهیم (شهید)

12- قدرت الله کمره ای فرزند رمضان (شهید)

13- عباس باقری فرزند حسینعلی (آزاده جانباز)

14- احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله (آزاده جانباز)

15- مظاهر پیشه ور فرزند حسین (جانباز)

16- مهدی جعفری فرزند علی (جانباز)

17- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی (جانباز)

18- مرحوم حسین حیدری فرزند محمد علی (جانباز 55 %)


ضمنا شهیدان اسدالله خسروی و غلامرضا قجری روز بازگشایی بسیج نراق حضور نداشتند و حدود یک تا دو ماه بعد به جمع دوستان پیوستند .

dsc00148.jpg

جانباز مهدی جعفری فرزند علی اهل شهر نراق 1/7/1390


۰ نظر ۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۳
سلحشوران شهر نراق

زودتر باید خاطرات بازماندگان جنگ تحمیلی را دریافت کرد . در بیابان های تفتیده خوزستان به جزء چند دوست کسی شاهد نحوه زمین افتادن و پرتاب شهید از خاکریز نیست .
   

محمد رضا بخشی یکی از موسسین بسیج شهر نراق مورخ 24/4/1361 در پاسگاه زید به شهادت می رسد . دوست دیرینش عباس رمضانی بی تاب گردیده و از فراغش توان از دست داده و این شعر بابا طاهر را خواند و راهی جبهه گردید :

رفیقان می روند نوبت به نوبت                   خوش آن روزی که نوبت بر من آید


image2938.jpg    (15).jpg
شهید محمدرضا بخشی
مرحله پنجم عملیات رمضان در گرمای شدید تیر و مرداد 1361 ادامه می یابد . صداهای رعد آسای توپ و خمپاره فضای منطقه را در نوردیده و بوی باروت و خاک و خل همه جا را پوشانده است .

image2901.jpg
شهید عباس رمضانی ، شهید محمدرضا بخشی


موفقیت چندانی نیز در عملیات نصیب نمی گردد . تاریخ 7/5/1361 و ساعت هفت و ده دقیقه صبح می باشد .
5.jpg   (45)~1.jpg  image5564.jpg
          جانبازاسدالله محمدی                      شهید قاسم جعفری                               جانباز محمد کمره ای 

اسدالله محمدی فرزند علی اکبر اهل روستای مهدی آباد اردهال و محمد کمره ای فرزند حسین اهل شهر نراق و قاسم جعفری فرزند ابراهیم اهل نراق نظاره گر صحنه ای هستند که ثانیه ای دیگر سرداری با هیمنه روی دپو غلطیده و خون مطهرش از شاهرگ گردنش فوران می زند و ندای ناشنیدنی اش به گوش می رسد که :

لبیک یا خمینی

تانگ های ارتش عراق مثل دیوارهای فولادین به پیش می تازند . عباس رمضانی فرزند حسن یکی از موسسین بسیج شهر نراق موشک آر . پی . چی هفت را روی قبضه تنظیم نموده و به سوی هدف نشانه می رود .

image2758.jpg  
 شهید عباس رمضانی


قاسم جعفری دیگر موسس بسیج شهر نراق دور کمر عباس را محکم گرفته تا موشک دقیق تر و بدون لرزش به سوی تانگ های دشمن روانه گردد .

image2754.jpg
شهید قاسم جعفری ، شهید عباس رمضانی


اما قاسم ثانیه ای انتظار می کشد که در هیاهوی صداهای متفاوت و انفجار این دو را از همدیگر جدا کرده و ترکش به شاهرگ گردن عباس اصابت و غلطان غلطان به پایین خاکریز می رسد .

                                                                                                                                      
خدایا : قاسم ؛ اسدالله ؛ کمره ای و دوستان دیگر چه می بینند که نالان هستند . صحنه های درگیری دشوار است و کم کم به پایان عملیات نزدیک می شوند و اگر مساعدتی نکنند والدین شهید پیکر شهیدشان را نخواهند دید .


image5514.jpg    ttry.jpg
شهید قاسم جعفری                                    جانباز محمد کمره ای

کمره ای با خودکار نام و اهلیت شهید عباس رمضانی را روی لباس خاک آلود پر رنگ می کند تا بین شهدا آسانتر شناسایی شود . ماشین تویوتایی از راه می رسد و در آن هیاهو و صداهای ناهنجار انفجارات تصمیم دارند مجروحین را به عقبه خط انتقال دهد.

قاسم و کمره ای علی رغم توصیه های قبلی فرماندهان که به دوستان شهیدتان در اثنای عملیات کاری نداشته باشید با التماس از راننده می خواهند که جنازه عباسشان را هم بین مجروحین جا داده تا در صورت بازگشت به نراق خجل زده مادر و پدر شهید نباشند .

tr3e3.jpg

           محمد کمره ای

راننده مقاومت می کند ولی سرانجام به زور جنازه را کف ماشین خوابانده و مجروحین را روی آن قرار می دهند . محمد کمره ای ده دقیقه بعد از شهادت عباس در تاریخ 7/5/1361 به سختی مجروح می شود .


پیکر مطهر و آرام بخش عباس رمضانی به نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی منتقل و پس از تشیع مثال زدنی توسط خانواده و مردم ایثارگر در گلزار شهیدان آرام می گیرد .

http://images.hamshahrionline.ir/images/position36/2010/8/15-2_44464_.jpg

چهار سال بعد در دی ماه 1365 طی عملیات کربلای 5 در شلمچه خرمشهر استان خوزستان اسدالله محمدی مجروح شیمیایی گردیده و قاسم جعفری به شهادت می رسد .

0027.jpg

شهیدان و جانبازان اکنون به نظاره نشسته اند که ما چگونه حرمت این ایثارگری ها و جانفشانی ها را ارج نهاده و از تلاش های آنان در مقابل تجاوز بیگانگان پاسداری کنیم .

     
                       dsc00474.jpg     img_3302.jpg

                                                      محمد کمره ای                                                     اسدالله محمدی

با تشکر از اطلاعات جانبازان محمد کمره ای فرزند حسین و اسدالله محمدی فرزند علی اکبر



وبلاگ سلحشوران شهر نراق12/05/1392 



۰ نظر ۲۷ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۲
سلحشوران شهر نراق

سال 1335 در یکی از خانواده های مذهبی و کشاورز شهر نراق کودکی چشم به جهان هستی گشود که نامش را سید حسین گذاشتند . خانواده ای از سلسله جلیله سادات و از محبین و پیروان اهل بیت علیه السلام بودند .
1.jpg
حجت الاسلام سید حسین حسینی نژاد

 سید حسین باشی که چند سالی است شهرت خود را به حسینی نژاد تغییر داده اند تحت تربیت و تعالیم صحیح پدرش آقا سید میرزاآقا و مادرش خانم ملوک رزاقی در فضایی آکنده از مهر و معنویت پرورش یافت و با مذهب تشیع و احکام اسلام آشنا شد .
0.jpg
صدای صوت دلنشین اذان پدرش مرحوم سید میرزاآقا در سه نوبت از مسجد امام حسن مجتبی(ع) گوش ها را نوازش می داد . آنگاه که ابتدای اذان بانک بر می آورد : افوض امری الی الله .ان الله بصیر بالعباد.

xfhxf.jpg
مرحوم سید میرزا آقا حسینی نژاد

در سال 1341 تحصیلات ابتدایی را در دبستان نراق آغاز و تا کلاس دوم راهنمایی را در شهر نراق ادامه می دهد .

سال 1352 در سن هفده سالگی وارد حوزه علمیه شهر قم گردیده و در مدرسه رضویه به دروس حوزوی می پردازد .


image3817.jpg
صرف و نحو را در مدرسه آیت الله العظمی محمدرضا گلپایگانی و سطوح یک ، دو و سه را در محضر اساتید از جمله آیت الله حاج مصطفی اعتمادی تبریزی و آیت الله محمدتقی ستوده طی نمود.

1 (53).jpg

حجت الاسلام سید حسین حسینی نژاد درکنار سپهبد شهید علی صیاد شیرازی

ایشان در نهضت امام خمینی(ره) و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی سال 1357 در راهپیمایی های ضد طاغوت شرکت داشته و بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی سخنرانی می نمود .

1 (84).jpg   rtyfydsatryt.jpg
با شروع جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران از ابتدای مهر ماه سال1359 تا مرداد سال 1367 به تاکید رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) مبنی بر دفاع مقدس شانزده مرتبه به یاری رزمندگان در جبهه ها شتافت و مجموعا قریب به هفده ماه سابقه حضور در جبهه های حق علیه باطل را در کارنامه خود دارد .

1 (295).jpg

اعزام های آقا سید حسین حسینی نژاد به جبهه های نور علیه ظلمت به شرح ذیل است :

1- 7/3/1361 لغایت 25/3/1361

2- 2/4/1361 لغایت 2/5/1361

3- 25/7/1361 لغایت 14/8/1361

4- 14/9/1361 لغایت 30/9/1361

5- 29/4/1362 لغایت 31/5/1362

6- 13/7/1362 لغایت 30/7/1362

7- 4/9/1362 لغایت 17/9/1362

8- 28/12/1362 لغایت 10/1/1363

9- 10/3/1363 لغایت 11/4/1363

10- 10/5/1363 لغایت 12/6/1363

11- 5/7/1363 لغایت 19/7/1363

12- 18/8/1363 لغایت 4/9/1363

13- 11/11/1363 لغایت 25/12/1363

14- 29/2/1364 لغایت 2/9/1364

15- 23/4/1366 لغایت 21/5/1366

16- 24/6/1368 لغایت 11/7/1368


بر اساس ردیف 14 جدول آقای حسینی نژاد تاریخ 29/2/1364 لغایت 2/9/1364 به مدت شش ماه از مسئولین عقیدتی ؛ سیاسی لشکر 58 تکاور ذوالفقار ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده است .

1 (16).jpg     1 (10).jpg

ایشان از سال 1370 در درس خارج آیات عظام ناصر مکارم شیرازی و حسین نوری همدانی شرکت می نماید . در طول تحصیلات حوزوی به جهت مناسبت های مختلف برای تبلیغات دینی و مذهبی به اقصی نقاط کشور اسلامی ایران مسافرت داشته است .

1 (31).jpg     rtyfy.jpg

حجت الاسلام سید حسین حسینی نژاد به همراه سپهبد شهید علی صیاد شیرازی


لازم به ذکر است مشارالیه دارای دو برادر می باشد که منشاء خیر هستند :

img_2440.jpg

1- پاسدار بازنشسته سید حسن حسینی نژاد از رزمندگان سلحشور دفاع مقدس و جانباز 25 % جنگ تحمیلی

img_4145.jpg

2- پاسدار بازنشسته سید عباس حسینی نژاد از رزمندگان سلحشور دفاع مقدس و از جانبازان جنگ تحمیلی و عضو شورای شهر نراق



dsc00422.jpg

وبلاگ سلحشوران شهر نراق 13/05/1392


۰ نظر ۲۶ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۱
سلحشوران شهر نراق

حجت الاسلام عبدالحسن محمودی بهبهانی فرزند شیخ هلیباز متولد 1311 و اهل روستای زیدون از توابع شهرستان بهبهان استان خوزستان می باشد . سال 1325 در سن 14 سالگی وارد حوزه علمیه شده است . بعدا در شهر قم به ادامه تحصیلات حوزوی پرداخته و سکونت یافته است .


دارای دو برادر به اسامی عبدالحسین و عبدالسید محمودی است که هر دو معمم و در قم اهل منبر هستند . برادر زاده اش به نام مالک محمودی فرزند عبدالحسین نویسنده چندین کتاب می باشد که از جمله آنها دعا درمانی ، آوای ملکوتیان ، فضایل و خواص سوره های قرآن کریم ، ترجمه المناقب و... از تالیفات اوست .

http://expert.irc.ir/irc/var/tmp/img_cache_resize/be9d149b6b4b2dd8a2bbcc3cc9e04700.jpg

حجت الاسلام عبدالحسن محمودی بهبهانی به سفارش آیت الله العظمی سید رضا بهاءالدینی فرزند سید صفی الدین( 1286 – 1376) از سال 1355 تا فروردین سال 1358 به عنوان امام جماعت در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی سکونت یافت .

559051_372663186184195_1177416357_n.jpg
کوه آل نماد شهر تاریخی نراق

پس از مدتی که قصد بازگشت به شهر قم را داشت به درخواست عده ای از مردم و مراجعه به آیت الله سید مرتضی پسندیده فرزند سید مصطفی(1275 – 1375) و تاکید آقای پسندیده(برادر بزرگ امام خمینی) مجددا با اعضای خانواده اش در نراق ماندگار و به فعالیت های تبلیغی مشغول گردید .
      
                     
یکی از فرزندان ذکورش به نام علی محمودی سه سال در مدارس نراق به تحصیل مشغول بود و با تعدادی از جوانان علقه و رابطه دوستی داشت و اکنون در تهران سکونت دارد .

آقای محمودی در بحبوحه انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) در نراق حضور داشته است . قبل از بهمن ماه 1357 چند نوبت راهپیمایی مردم با حضور ایشان و روحانیون شهر از مقابل پاسگاه ژاندارمری نراق عبور داده شد و شعارهایی مبنی بر سقوط رژیم شاهنشاهی سر داده شد .
http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1391/10/26/261515_980.jpg

نامبرده پس از ترک نراق امام جماعت شهرستان درود استان لرستان گردید . ولی سال های متمادی است که در شهر قم سکونت دارد . ایشان فعلا در بیت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی فرزند محمد جواد(1297 - . ) در ایام خاص به منبر رفته و روضه می خواند .

مشارالیه تا کنون چندین سفر علمی به خارج از کشور داشته است . به مدت یکماه توسط شرکت فولاد مبارکه سفر تبلیغی به کشور ایتالیا اعزام گردیده و همچنین از سوی سازمان حج و زیارت مسافرت های تبلیغی به کشورهای عربستان سعودی – سوریه – اردن و ترکیه داشته است .


                                  http://img.tebyan.net/big/1386/09/1957007612023824551536169179251126787.jpg   http://lists.jamaran.ir/fa/Files/NewsImage/2010/emeam-hosin.jpg

در تماس هایی که با معظم له برقرار گردید اظهار داشت به رهبری و ولایتمداری حضرت آیت الله سید علی خامنه ای(حفظه الله) پایبند می باشم . همچنین علاقه مند ی خود را به مردم نراق اعلام داشت . وی ادامه داد امکان ارتباط با همه روحانیون نراق وجود دارد و حتی از من برای بازدید حوزه علمیه الغدیر شهرشان دعوت کرده اند .



وبلاگ سلحشوران شهر نراق 14/05/1392


۱ نظر ۲۶ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۵۰
سلحشوران شهر نراق

بهار سال 1361 که عمویم علی قاسمی در عملیات بیت المقدس مجروح شده بود رندی به کمیته انقلاب قم گزارش میده در شهر نراق فردی به نام حاج حسن قاسمی ؛  هم شیره میسازه ، هم میکشه ، هم میفروشه و هم میخوره .


img_2752.jpg
مرحوم حاج حسن قاسمی در مغازه شیره فروشی


  آدرسش مطالبه می شه که مخاطب میگه مغازش پایین تر از مسجد جامع است و به هر که بگی حاج حسن شیره ای او را میشناسن .

                                                                                                                                                          

مامور به آدرس ماموریت یافته و بر حسب اتفاق پیر مردی را در تختگاه آب انبار مقابل مسجد می بینه و به او میگه شما حاج حسن شیره ای می شناسی؟

میگه بله خودم هستم . درخدمتم .

img_2725.jpg    img_2728.jpg

مرحوم حاج حسن قاسمی                     مرحومه نصرت بیابانی

مامور ادامه میده گزارش کردند شما شیره میفروشی ؟

حاجی میگه بله صحیح گفتن . چقدر میخوای ؟

مامور ناراحت میشه و میگه چقدر پر رو هستی اظهار نیز میکنی !



img_2719.jpg
از راست : محسن قاسمی ، رضا قاسمی مشهور به حمید ، مرحوم حسین قاسمی

به اتفاق به مغازه میرن و پدر یزرگم میگه ببین قربان من اینجا شیره می سازم و بعد با ترازو میکشم و پولش را از مشتری دریافت میکنم . بعضا نیز شیره به این خوشمزه ای را میخورم و شغلم همینه .

مامور متوجه میشه سر کار رفته و خنده کنان موقعیت را ترک می کنه .



img_2720.jpg
محسن قاسمی نراقی فرزند رضا اهل شهر نراق9/1/1392




وبلاگ سلحشوران شهر نراق :
روح مرحوم حاج حسن قاسمی نراقی و همسر مکرمه اش مرحومه نصرت بیابانی فرزند رضا شاد باشد .

img_2330.jpg
رضا (حمید) قاسمی ، محمدرضا(علی)قاسمی
 دو فرزند مشارالیهم به اسامی محمد رضا(علی) و رضا(حمید) قاسمی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس هستند و علی جانباز می باشد . این خانواده سختی های زیادی در زمان جنگ کشیدند و برای رضای حق تحمل کردند .

۰ نظر ۲۵ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۶
سلحشوران شهر نراق

بنده و سردارقدرت الله کمره ای تاریخ 24/5/1364 در عملیات عاشورای 2 در منطقه چنگوله از توابع مهران استان ایلام شرکت داشتیم که مطلع شدیم بسیجی محسن کمره ای فرزند رضاعلی به شهادت رسیده است .


127 (23).jpg
سردار شهید قدرت الله کمره ای ، جانباز غلامرضا قجری
محسن روز 25/5/1345 در شهر نراق متولد گردیده و بعدها به همراه خانواده در شهر قم سکونت یافتند ولی مدتی است مجددا به نراق بازگشته اند .

1 (1).jpg    
        شهید محسن کمره ای


وی از بسیج قم به جبهه اعزام شده بود و دقیقا در سن 19 سالگی تاریخ 24/5/1364 طی عملیات عاشورای 2 بال در بال فرشتگان گشود و به شهادت رسید .



   image4328.jpg
ازراست : شهید محسن کمره ای به همراه عموی بزرگوارش سردار شهید قدرت الله کمره ای
قبل عملیات در جبهه چنگوله این شهید جوان و بزرگوار را ملاقات می کردیم و انسان مومن و وارسته ای بود که وصیت نامه اش مملو از پند و اندرز است .
1 (4).jpg

پیکر مطهر محسن هشت سال بعد تفحص و به شهر قم منتقل و در گلزار شهدای علی ابن جعفر به خاک سپرده شد .
127 (13).jpg

عمویش سردارقدرت الله کمره ای فرزند رمضان نیز تاریخ 4/3/1367 در جبهه شلمچه به شهادت رسید و در ایوان عرش منزل گرفت .


به همت شهرداری سنگ یادبودی به نام دریا دل بسیجی محسن کمره ای در میان هشتاد شهید گلگون کفن گلزار شهدای شهر نراق مورد امعان نظر قرار گرفته است .
img_2664.jpg

جانباز غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی اهل شهر نراق  15/1/1390



۰ نظر ۲۵ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۴
سلحشوران شهر نراق

17بهمن ماه 1361 عملیات والفجر مقدماتی تیربارچی عراقی مرتب برای رزمندگان ایجاد مزاحمت می کرد تا پیشروی نکنند .


 فرمانده ما از لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) گفت کی حاضر است صدای تیربار را خاموش کند ؟ من 16 ساله بودم و پر احساس و گفتم من حاضرم . با یک رزمنده اهل قم آماده حرکت شدیم و نزدیک سنگر او موضع گرفتیم و...دیگر هیچ متوجه نشدم.

     2011-09-11 (13).jpg                                                                         2011-09-11 (10).jpg

توپ مستقیم تانگ اطرافم اصابت و دوستم شهید و من مجروح شدم . افزایش اسیران ایرانی برای عراق مهم بود . سه ماه به صورت اغما در بیمارستان زندان بغداد بستری بودم.



2011-09-11 (12).jpg
آزاده جانباز حسین اکبری در بیمارستان اردوگاه عنبر شهر الانبار
ماه چهارم کمی به هوش آمدم و متوجه شدم اسیر شده ام. بعد به بیمارستان اردوگاه الانبار منتقل و آنجا با احمد ابوالحسنی اهل شهر نراق آشنا شدم.

dsc00149.jpg

مجموعا 28 ماه در اسارت بودم که به دلیل وخامت حالم به همراه 30 اسیر از من بدتر با تعدادی اسیر عراقی در خرداد ماه 1364 معاوضه شدم.




اکنون با جانبازی 70 درصد به همراه همسر و فرزندانم در شهر نراق از توابع دلیجان و در پناه حق و ولایتمداری امام خامنه ای زندگی را سپری می کنیم .
new image.jpg

آزاده جانباز حسین اکبری فرزند اکبر اهل جاسب ساکن نراق 11/11/1389

۰ نظر ۲۴ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۳۹
سلحشوران شهر نراق

پاسدار وظیفه علی اکبر حیدری فرزند رضا اهل شهر نراق تاریخ 5/4/1367 در جاده خرمشهر استان خوزستان توسط نیروهای ارتش عراق به شهادت می رسد و جنازه اش آسیب جدی می بیند .
cficfy.jpg
آزاده جانبازعلی اکبر حیدری


پس از بیست روز اضطراب و دلهره سرانجام پیکر مطهر تاریخ 25/4/1367 به شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی انتقال و پس از تشیع جنازه با شکوه در جوار دیگر قدسیان در گلزار شهدا خاکسپاری می گردد .

img_4572.jpg

هفته بعد سنگ قبری نیز بر مزارش نهاده می شود . مراسم های سوم و هفت در اندوه تمام به پایان می رسد .هر شب جمعه دوستان و خانواده و از جمله مادر بر سر مزار این جوان بیست ساله آه و فغان نموده و لیکن خوشحال از این هستند که فرزندشان در مسیر ابا عبدالله الحسین(ع) قدم برداشته است .
khifuyrr.jpg
بر روی اعلامیه ای که از ناحیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مناسبت مجلس اربعین شهید صادر شده است نوشته :


scan.jpg

الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا

فرزندان دلیر اسلام ؛ رهروان پاکباز حسین زمان ؛ خمینی بت شکن معتصم بحبل الله و در پی تداوم بخشیدن به انقلاب اسلامی تا بر طرف شدن فتنه و فساد از روی زمین و تحقق کامل حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) در سرتاسر زمین و اجرای کامل احکام الهی در پهنه زمین به جهاد بی امان خود علیه کفر و استکبار جهانی و مزدوران بی اراده آنان در تمامی سنگرها ؛ آخرین لحظه عمر پر برکت خویش ادامه میدهند... .
از خیل این عزیزان برادر شهید پاسدار رشید اسلام علی اکبر حیدری به درجه شهادت نایل آمد .
مراسم اربعین : روز پنجشنبه 7/5/1367 ساعت 17 الی 19

مکان : مسجد جامع شهر نراق

تاریخ و محل شهادت : 5/4/1367 در جاده خرمشهر


ده روز بعد تاریخ 17/5/1367 هلال احمر جمهوری اسلامی نامه اسیری از عراق را به خانواده حیدری تحویل می دهد که همه را در بهت و حیرت فرو می برد . باور کردنش مشکل و بیان لحظاتش غیر توصیف است .



در عالم شوک و ناباوری در متن نامه نوشته شده اینجانب علی اکبر حیدری سالم هستم و با شماره کارت اسارت 17104 در اردوگاه رومادیه 13 عراق به سر می برم .


untitled-17.jpg

آزاده جانبازعلی اکبر حیدری اردوگاه رومادیه 13 عراق


خانواده خوشحال می شوند ولی شهیدی که به اشتباه دفن شده "گمنام" معرفی می شود . سنگ قبر به نام شهید علی اکبر حیدری برداشته می شود و سنگ جدید که بر روی آن نام شهید گمنام نقش بسته است کار گذاشته می شود .


                           fyjdfhkghk.jpg      

سنگ های قدیم و جدید شهید گمنام در گلزار شهدای نراق که به جای سنگ قبر علی اکبر حیدری کار گذاشته شد


جنگ پایان می پذیرد و دو سال و دو ماه از اسارت ایشان گذشته است . تاریخ 5/6/1369 است و روز سرنوشت سازی در حال رقم خوردن است . حیدری با جمع دیگر اسرا از مرز خسروی وارد کرمانشاه و سپس زادگاهش نراق می شود .


        scan0007.jpg    scan0008.jpg

آزاده جانبازعلی اکبر حیدری بردستان مردم شهر نراق و استقبال از ایشان در گلزار شهدا

مردم مومن و وطن دوست نراق علی اکبرشان را قلم دوش کرده و اجازه نمی دهند هنگام ورود بر روی زمین قدم گذارد . گلزار شهیدان میعاد عاشقان است و حیدری در جایگاه قرار می گیرد .

پدر و مادر می گویند :

علی اکبر جان ، مدتی قبل به تصور شهادت تو جنازه مثله ات را بغل نمودیم و اکنون به خواست پروردگار ، خودت در آغوش ما هستی . ما ناراحتیم برای دل غم زده آن مادری که چشم انتظار جنازه جوانش است ولی خبر ندارد در این شهر کوچک نراق میهمان قلب های مردم است .


sryufy.jpg

23 سال از آن واقعه تاریخی می گذرد . علی اکبر حیدری اکنون با 30 درصد جانبازی به همراه دوستانش از پیروان راستین حضرت آیت الله امام خامنه ای هستند و برای پیشبرد اهداف مقدس جمهوری اسلامی فعالیت دارند .


img_2399.jpg

وبلاگ سلحشوران شهر نراق 26/5/1392



۰ نظر ۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۴۲
سلحشوران شهر نراق

راهیابی جنابعالی در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی هسته ای با گرایش راکتور دانشگاه صنعتی شریف تهران را صمیمانه تبریک می گوییم .

شما از نخبه گان تحصیل در شهر نراق و افتخار ایران اسلامی هستید. 


لازم به ذکر است نام پدرت مرحوم علی رمضانی و مادر مکرمه ی شما خانم عزیزی که زحمات قابل تحسینی را برای آینده موفق شماکشیدندبه نیکی یاد شود. 

پدر نخبه علمی شهر نراق مرحوم علی رمضانی برادر شهید محمد رضا رمضانی از زمره بسیجیان مخلص شهر نراق بوده که در 48 سالگی تاریخ 30 بهمن 93در اثر سکته فوت نمود.



                                                                            سلحشوران شهر نراق  94/6/22      

۱ نظر ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۲۳:۱۴
سلحشوران شهر نراق

اوج جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران بود . علیرضا کاظمی فرزند سلطانعلی که در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان سکونت دارد برای دفاع مقدس دفترچه دریافت و به خدمت مقدس سربازی در ارتش اعزام گردید .

image5228.jpg
آزاده علیرضا کاظمی
او به همراه دیگر مرزداران حافظ ثبات و امنیت کردستان بود که مرداد 1362 در جاده پیرانشهر – سردشت در حومه میرآباد توسط تجزیه طلبان و پوچ گرایان حزب منحله دمکرات کردستان به اسارت گرفته می شود .
134492369693.jpg
پنج ماه در زندان غیر قانونی دمکرات محبوس و بعضا نیز از وی و بقیه اسرا بیکاری گرفته می شد . حزب دمکرات از آغاز تا کنون با حمایت های بی دریغ بیگانگان از جمله رژیم بعث عراق بر پایه خشونت و فعالیت های قهر آمیز و قتل و کشتار استوار بوده و علاوه بر نیروهای دولتی آسیب های جدی به هموطنان کرد وارد کرده است .

r5814_img_2830.jpg

ایشان نهایتا پس از پنج ماه حبس در زندان گروهک و خارج از هرگونه ضوابط تشکیلاتی و انسانی دی ماه 1362 در اثر پیروزی های رزمندگان اسلام از چنگال تهی مغزان دمکرات آزاد و مورد استقبال بی دریغ مردم خداجوی شهر نراق قرار گرفت .

q943_img_2845.jpg

حاج سلطانعلی کاظمی و مرحومه خانم عزت آعلی فرزند رضا(تاریخ فوت 2/11/1391) طی پنج ماه اسارت فرزندشان آسیب های فراوان روحی را تحمل کردند . بیشترین نگرانی خانواده ها به علت شکنجه های قرون وسطایی و غیر انسانی چته های حزب دمکرات بوده است .


سی امین سالگرد آزادی علیرضا کاظمی اولین آزاده نراق را تبریک می گوییم .

glpgiz0jd5zb5xg4sy9.jpg
وبلاگ سلحشوران شهر نراق28/05/1392

۰ نظر ۲۲ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۰۷
سلحشوران شهر نراق

اهل شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی می باشم . تاریخ 2/1/1361 در سن 16 سالگی طی عملیات فتح المبین مجروح و به اسارت نیروهای ارتش عراق در آمدم .


drtyigu.jpg
آزاده جانباز احمد ابوالحسنی
 مورخ 29/5/1369 در میان استقبال بی نظیر مردم دلیجان و نراق به میهن اسلامی بازگشتم .
با سایر اسیران در اردوگاه عنبر در شهر الانبار در استان پر مساحت الانبار نگهداری می شدیم و مرکز این استان شهر الرمادی می باشد .

http://8pic.ir/images/hyxousjdcljxyw4zfift.jpg      29.jpg

آزاده جانباز احمد ابوالحسنی  در اردوگاه عنبر در شهر الانبار عراق


یکبار شاکر از کوله من دعا پیدا کرد و گفت ام المشاکل این ها چیه ؟

من اتهام را نپذیرفتم و به شاکر گفتم من 16 ساله ام و سنم کم است و افراد داخل وسایل من دعا گذاشته اند .



gyofhi.jpg   
      
سال 1363 سازمان صدا و سیمای عراق به اردوگاه ما آمدند تا از اسیران در بند عکس و فیلم و مصاحبه تهیه تا بتوانند با انتشار آن پیروزی های چشمگیر رزمندگان اسلام در جبهه ها را خدشه دار کنند .

http://ibna.ir/images/docs/000115/n00115880-b.jpg


من به دلیل شلوغی و درگیری مداوم با ماموران دشمن به " ام المشاکل " مشهور شده بودم . حمله کردیم و دوربین فیلمبرداری را شکستیم و از فعالیت آنان جلوگیری نمودیم .

درگیری شدت گرفت و در اثر تیر اندازی یکی از اسیران اهل یزد یک چشمش تیر خورد و نابینا گردید .

y90-.jpg
12 نفر از مجموع اسرا به عنوان شرور و بی انضباط برای تنبیه و محاکمه انتخاب شدند . باز " ام المشاکل" بین معترضین بود .

ما را بردند استخبارات بغداد و مورد برخورد شدید قرار گرفتیم . من دو سال قبل نیز جهت مواخذه و تنبیه به این مکان منتقل شده و آشنایی داشتم .



1 (26).jpg
آزاده جانباز احمد ابوالحسنی  بر دستان مردم شهر نراق 29/5/1369


گفتند حکم شما 12 نفر اعدام می باشد و برای ما غیر قابل تحمل هست که اسیر ایرانی به هنگام حبس بیاید دوربین سیمای عراق را بشکند .


15 روز بازداشت بودیم که مامورین گفتند شانس آوردید و صدام حسین رئیس جمهور دولت بعث عراق شما را مورد عفو و بخشش قرار داده است . بنابراین در بازگشت به جای اردوگاه الانبار به اردوگاه موصل انتقال داده شدیم .


21.jpg

اولین ملاقات حاج احمد با مادر مرحومش سرکار خانم محمودی پس از آزادی


به جای اینکه از لحاظ روحی تحت فشار قرار بگیرم بر عکس شد و در موصل با اسرای شهرستان محلات از جمله دو اسیر شهر نراق آقایان قدرت الله ایزدی و عباس باقری که با هم در فتح المبین اسیر شده بودیم هم اردوگاهی شدم . از این طریق اطلاعات و اخبار زادگاهمان را بین خودمان مطرح می کردیم .

دانلود آهنگ جدید

اردوگاه موصل عراق محل نگهداری اسرای ایران


ایستاده از راست :
آزاده رضا الماسی مسئول انتظامات اردوگاه اسرا - آزاده حسین رشتی مسئول آرایشگاه اردوگاه اسرا - ناشناس -آزاده یوسف قاسمی اهل همدان - آزاده مرتضی فلاحتی اهل کرمانشاه مسئول آشپزخانه اردوگاه اسرا

نشسته از راست : قدرت الله ایزدی ،احمد ابوالحسنی ، آزاده حشمت جهانگیری مسئول آشپزخانه اردوگاه اسرا ، عباس باقری از اهالی شهر نراق


من همیشه با امید زندگی کرده ام و بر این اساس طی هشت سال مقتدرانه به سایر اسرا نیز روحیه می دادم تا در مقابل دشمن سست نشویم .


88.jpg

آزاده جانباز احمد ابوالحسنی در کنار آزاده جانباز مرحوم حاج آقا ابوترابی


اکنون جانباز 55 % جنگ تحمیلی می باشم و همچنان پیشتاز برای مقابله با هر گونه دفع خطر از کشور و ولایت می باشم .


آزاده جانباز احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق 11/8/1390



۱ نظر ۲۱ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۰۱
سلحشوران شهر نراق

خانواده های 80 شهید نراق در کشور پراکنده اند . نراق ، تهران ، الیگودرز ، قم و نهایتا شهر کرج باید طی شوند تا آنان را بیابیم . در واقع خویشتن خود را بیابیم و گرنه آنها مثل شهیدانشان هویدا هستند .
image7764.jpg
شهید سید محمد جوادی

گشتیم تا تابلوی خیابان شهید سید محمد جوادی در کوی کارمندان کرج در تاریکی شب بر ما درخشید . همانگونه که شهیدان با روشنایی خود سیاهی ها را می زدایند .
img_3680.jpg

خانه ای معمولی و زوج خوشوقت اهل شهر نراق حاج سید رضا جوادی و همسرش خانم افسر محمودی در هیاهوی کرج ساده و بی آلایش گذران زندگی می کنند .

دستان پدر در ابتدا نظرمان را جلب می کند که چه سخت و جدی برای عائله خویش کسب در آمد مشروع داشته است .
img_3719.jpg
  حاج سید رضا جوادی و همسرش خانم افسر محمودی

 چهره نورانی اش نمایان است که با همه پیراستگی اش محبت اهل بیت در سینه دارد و فرزندان با نام ائمه خو گرفته اند .

 کلام مادر نشان از صبوری در تربیت فرزندان دارد . در وهله اول نظرمان به تعداد افراد منزل جلب می گردد و تابلوی شهیدی که روی طاقچه اتاق ها نظاره گر اعمال ماست .
 http://www.8pic.ir/images/53303257264569026263.jpg
بعضی قسمت های منزل عمدا برای چیدمان عکس ساخته شده زیرا خانواده آنان پر شهید هستند . انگار وارد نمایشگاه کوچکی از شهدای دفاع مقدس شده ایم .

img_3708.jpg
         سید محمود جوادی برادر شهید

این زوج دختر ندارند و پنج پسر نیکو خرد دارند که به مثابه خمس خانواده یکی از آنها حضور فیزیکی در منزل ندارد . سید محمد جوادی زنده هست ولی نزد پروردگارش روزی می خورد .

     img_3720.jpg       img_3738.jpg
             سیداحمد جوادی و سید کاظم جوادی در کنار مادرشان                           سید مهدی جوادی برادر شهید

خانم محمودی مادر شهید بزرگوار می فرماید دو برادرم عبدالله و کاظم محمودی و دو پسر عمویم نصرت الله و احمد رضا محمودی قبلا به شهادت رسیده بودند . من راه و رسم پایمردی و مقاومت را آموخته بودم و تمرین صبر و شکیبایی را خداوند در من ایجاد کرده بود .

image7858.jpg

             شهید سید محمد جوادی

به این جهت وقتی پسرم شهید شد آمادگی شرایط را داشتم . ولی مظلومیت و غریبی فرزندم در شهادتش کمی دشوار بود . چون مانند حضرت زهرا(س) بارگاه و چراغی نداشت و تا سال ها چشم به درب منزل دوخته بودم تا از جنازه اش خبری برسد .

img_3705.jpg

آقای جوادی پدر شهید گرانقدر می فرماید خداوند بر شهادت جوان 17 ساله ام در تاریخ 18/12/1362 طی عملیات خیبر بردباری و توان داد تا زانوانم سست نگردد .
ولی قبری که عقده هایم را خالی کنم وجود نداشت تا اینکه چهارده سال بعد پیکر مطهرش تاریخ 28 تیر ماه 1376 تفحص گردید و اکنون در گلزار شهدا واقع در امامزاده محمد کرج جایگاه
بلند مرتبه ای دارد .

image7839.jpg

                                                                                                                      شهید سید محمد جوادی

شهادت برادر زاده ام سید حسن جوادی و برادران همسرم گرچه آسیب روحی در ما ایجاد کرد لیکن خللی در عزم و اراده ما در راه دین و مملکت به وجود نیاورد .

این خانواده بزرگوار دارای دو افتخار هستند . اول شهادت سید محمد جوادی در راه خدا و دومین افتخار وجود چهار فرزند دیگرشان که در زمره تحصیل کرده های جامعه می باشند و هر کدام منشا خیر و نیکوداری هستند .

1- سید احمد جوادی متولد 1349 لیسانس
2- سید محمود جوادی متولد 1356 فوق لیسانس
3- سید کاظم جوادی متولد 1361 لیسانس
4- سید مهدی جوادی متولد 1363 لیسانس

در بین برادران سید احمد به دلیل اینکه در اوایل جنگ تحمیلی حدود 13 ساله بوده شاهد خیلی از مراسم و وقایع شهیدان خانواده از جمله دایی ها و برادرش بوده و ذهن او مملو از خاطرات می باشد


برادران سند به جای مانده از شهید که نامه ای از جبهه هست را ارائه دادند . در نامه پس از حمد ثنای الهی و عرض ارادت به بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت سید روح الله خمینی(ره) توصیه هایی به برادران مبنی بر جدیت در تحصیلات می کند که الحق آنها رعایت می کنند .
آدرس روی نامه : لشکر محمد رسول الله(ص) – تیپ 3 ابوذر – گردان مسلم – گروهان 3 شهادت – دسته 3 – سید محمد جوادی

img_3717.jpg

چهار نفر از دوستان صمیمی شهید که در متن نامه نامش را ذکر نموده عبارتند از :

ناصر احمد زاده(استاد دانشگاه) – سلیمان مختاری(بازنشسته آموزش و پرورش) – سید محمد موسوی(دکتر) - علی هدایتی(آزاد) و همچنین سید جمال هاشمی مسئول وقت بسیج دوست او بوده است .

image7845.jpg

این نامه تاریخ 17/12/1362 توسط سید محمد در پادگان دوکوهه اندیمشک نوشته شده و اشاره کرده که از تاریخ چهارم تا سیزدهم اسفند 1362 در خط پدافندی بوده و به پادگان بازگشته اند . روز بعد 18/12/1362 پس از اعزام به خطوط مقدم که عملیات خیبر در جزیره مجنون عراق صورت می گیرد مجنون گردیده و به عرش خدا پرواز می کند .

   img_3714.jpg

از حاج احمد رضایی فرزند رضا و همسر مکرمه اش سرکار خانم محمودی که مقدمات مصاحبه و دیدار با خانواده شهید جوادی را فراهم نمودند صمیمانه تشکر می نماییم .



زندگینامه شهید سید محمد جوادی فرزند سید رضا

در سپیده دم 21 خرداد ماه 1346 در شهرک بیلقان کرج کودکی به دنیا آمد که نام مبارکش را سید محمد گذاشتند .

0057.jpg

پدرش سید رضا و مادرش خانم افسر محمودی وی را در خانواده مومن و مذهبی رشد و پویایی دادند . او اولین میوه زندگی مشترکشان بود . تا کلاس سوم ابتدایی را در بیلقان و از سال 1356 به منزل همیشگی اشان در کوی کارمندان جنوبی نقل مکان نمودند .

image7885.jpg  image7884.jpg  image7883.jpg

 سید محمد در نوجوانی

دو سال مابقی ابتدایی را در مدرسه شهید نامجو (یدالله عقیلی) به پایان رسانید . سه سال راهنمایی را در مدرسه سوم شعبان واقع در سه راه رجایی شهر کرج با موفقیت پشت سر نهاد .

image7782.jpg

پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در بهمن 1357 به رهبری حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) درخشش خاصی در دانش آموزان ایجاد کرده بود . روح لطیف سید محمد از برکات انقلاب خمینی بهره مند گردید و از ابتدای انقلاب با قرآن و وعظ و منبر و سخنرانی روحانیون عجین گردید .

image7795.jpg

اولین مکان فعالیت های انقلابی و مذهبی و ورود به بسیج مستضعفین ایشان " مسجد المهدی " در کوی کارمندان می باشد که سال 1357 تاسیس گردید .

او به قرائت قرآن عشق می ورزید و همواره سرلوحه و چراغ راه زندگیش قرار می داد . پایگاه بسیج شهید حسین ناصر خاکی مسجد المهدی(عج) مدرسه عشق او بود .

image7775.jpg

31 شهریور 1359 که رژیم عراق با حمایت جهانیان جنگ هشت ساله را بر ایران اسلامی تحمیل نمود سید محمد جوادی 13 ساله و دانش آموز بود . وی در فعالیت های مختلف به نفع مردم و انقلاب اسلامی کوشا بود .

image7789.jpg

دو نفر از دایی هایش اهل شهر نراق به اسامی عبدالله محمودی تاریخ 2/1/1361 در عملیات فتح المبین و سردار کاظم محمودی تاریخ 16/8/1361 طی عملیات محرم در مصاف با ارتش عراق به شهادت رسیدند و تاثیر به سزایی در روحیه اش ایجاد گردید .

2b2j4xyf75s464m0xb7.jpg

پدر و مادر شهید بزرگوار اهل شهر نراق از توابع دلیجان در استان مرکزی می باشند . بر این اساس سید محمد تابستان ها و ایام تعطیل مرتب به نراق مسافرت و کمک حال پدر بزرگش حاج علی و مادرش بزرگش خانم فاطمه رضایی بود .

121.jpg

مزرعه کندقه به دلیل تردد دایی های شهیدش و رزمندگان نراقی قطعه کوچکی از بهشت برایش محسوب می شد . منزل سایر اقوام از جمله آزاده جانباز احمد ابوالحسنی و پسر عموی شهیدش سید حسن جوادی فرزند سید ماشاءالله نیز در نراق می باشد . گلزار شهدای نراق بارها به قدوم این شهید مزین شده بود .

image7791.jpg           0023.jpg

اواسط سال 1362 دفاع مقدس مردم ایران در اوج خودش بود و جبهه های نبرد حق علیه باطل نیار به نیرو پیدا کرد . هفده ساله بود و در سال سوم دبیرستان رودکی تحصیل می کرد که با چند تن از دانش آموزان درس و مدرسه را ترک و به عشق لبیک گفتن به ندای پاک رهبرشان خمینی(ره) کبیر راهی جبهه گردید .

image7815.jpg

عملیات والفجر 4 تاریخ 27/7/1362 با رمز یا الله طی چند مرحله و به مدت یکماه در نوار مرزی مقابل شهرستان های مریوان و بانه کردستان آغاز و تا عمق استان سلیمانیه عراق پیشروی حاصل گردید . بسیاری از ارتفاعات سوق الجیشی منطقه در تصرف سلحشوران ایران قرار گرفت . سید محمد به عنوان کمک آر پی جی زن حماسه های به یاد ماندنی از خود خلق کرد و نهایتا از ناحیه پا توسط خصم دون مجروح گردید .

image7838.jpg

نفر وسط : شهید سید محمد جوادی

با هر مشقتی او را به بیمارستان امام حسین(ع) تهران منتقل و بستری کردند . پس از بهبودی نسبی طاقت ماندن در شهر را نداشت . باز به دلیل نیاز جبهه ها فراخوان عمومی اعلام کردید .


img_3716.jpg   img_3712.jpg

جوادی تاریخ 26/11/1362 برای دومین بار با رزمندگان " طرح لبیک یا خمینی " عازم مناطق عملیاتی در جنوب گردید . شوق دیدار یار داشت و بارها همرزمان می شنیدند که در قنوتش دعای" اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک "را زمزمه می کرد .

image7857.jpg

عملیات مهم خیبر با رمز یا رسول الله(ص) از تاریخ 3 اسفند لغایت 22 اسفند 1362 در هورالهویزه و شمال بصره بر علیه نیروهای متجاوز ارتش عراق سازماندهی گردید . سید محمد جوادی با اینکه 17 سال بیش نداشت ولیکن با اندیشه های بلند در جزیره مجنون حضور پیدا کرد و از اولین نفراتی که به سوی دشمن بعثی یورش بردند .

image7874.jpg

پیروزی از آن رزمندگان ایران بود ولی سید مجنون دوست گردید و پس از شهادت ؛ پیکر مطهرش در صحنه درگیری مفقود و گمنام ماند .

14 سال بعد تاریخ 28/4/1376 جنازه اش تفحص گردید و پس از تشیع باشکوه در گلزار شهدای امامزاده محمد(ص) کرج در دل خاک آرام گرفت .

image7868.jpg

با توجه به علاقه زیادش به نراق و اهلیت خانواده و اقوام ؛ سنگ یادبودی به پاس ایثارگری های شهید توسط شهرداری در گلزار شهدای شهر نراق مد نظر قرار داده شده است .

همچنین سال هاست خیابان منتهی به منزل پدری به نام این شهید از سوی شهرداری کرج مورد توجه قرار گرفته است .
از شهید سید محمد جوادی وصیتنامه موجود نیست ولیکن جمله ای مشهور دارد که خود از وصیت کمتر نیست که مرتب می فرمود :

هر کس لباس بسیج پوشید باید آمادگی برای شهادت داشته باشد .



تهیه و تنظیم : وبلاگ سلحشوران شهر نراق 26/2/1392

۱ نظر ۲۰ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۵۹
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook