بسیج شهر نراق قطعه ای از بهشت نصیب بهشتیان
سی و یک سال پیش تاریخ 10/5/1360 روز فاخر و شکوهمندی رقم خورد و با پشتیبانی مردم " بسیج شهر نراق " راه اندازی گردید و عاشقان مکتب حسین(ع) و پیروان روح الله گرداگرد هم جمع شده و یک نوا را طنین انداز کردند :
لبیک یا خمینی لبیک یا حسین است
پس از فرمان حضرت سید روح الله خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب در تاریخ 05/09/1358 مبنی بر تاسیس بسیج مستضعفین جوانان شهر نراق نیز فعالیت هایی را در دستور کار قرار دادند .
آن مقطع حفاظت شهرها توسط نیروها در مساجد و مراکز دولتی و با استفاده از چوب به جای سلاح به کارگیری می شد . آغاز مهر ماه 1359 و شروع تحصیلی مدارس که جنگ عراق بر ایران تحمیل شد فعالیت جوانان شهر نیز برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی افزایش یافت و خود را برای دفاع مقدس نیز آماده نمودند .در تاریخ 29/12/1359 اولین دوره نسبتا طولانی آموزش بسیجیان نراق و محلات چهارده روز در مرکز آموزش صفی آباد محلات صورت گرفت .مربیان آموزش در صفی آباد آقایان علی اصغر هادی زاده مشهور به حاج کویت و پاسدار سید محمد حسینی فرزند عباس بودند. یک مربی دیگر به نام مجتبی شعبانی اهل محلات نیز مختص تدریس کلاس آر. پی. جی هفت بود .
یکی از ویژگی این دوره آموزش این بود که تقریبا بسیجیان برای اولین بار به مدت کوتاهی از خانواده و شهر دور بودند و راه را برای ماموریت های خطیر آینده هموار می نمودند.بسیجیان نراق 13 نفر و تاریخ اعزام به دوره آموزش 29/12/1359 لغایت 13/01/1360بود.علت اعزام در ایام نوروز و تعطیلات عید به دلیل تحصیلات اغلب بسیجیان در دوره متوسطه(سوم و چهارم دبیرستان) بوده است.روز سیزده بدر آخرین روز تعطیلات نوروزی به دلیل بارش باران امکان تمرین تیراندازی به وجود نیامد ولیکن یک هفته بعد تاریخ 20/1/1360 فراگیران آموزش به یکی از بیابان های شهرستان محلات عزیمت و با اسلحه ژ3 بر سیبل های آماده تیراندازی و نمره قبولی را دریافت کردند . چند نفر از بسیجیان که موفق به حضور در دوره آموزش نشدند در روز تیراندازی حضور داشتند که از جمله آنان مظاهر لطفی فرزند محمد - ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی و محمود مرادی فرزند علیرضا بودند .
اسامی فراگیران آموزش
در صفی آباد محلات عبارت بودند از :
1- سید غلامرضا باشی فرزند سید علی(شهید)
2- مهدی ایزدی فرزند عباس
3- عباس باقری فرزند حسینعلی(آزاده جانباز)
4- احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله(آزاده جانباز)
5- عبدالله محمودی فرزند علی(شهید)
6- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی(جانباز)
7- غلامرضا قجری فرزند علی (شهید)
8- اکبر قجری فرزند احمد(جانباز)
9- حسین حیدری فرزند محمدعلی(جانباز متوفی)
10- مهدی عباسی فرزند غلام محمد(شهید)
11- عباس رمضانی فرزند حسن(شهید)
12- محمد رضا بخشی فرزند عباس(شهید)
13- محمد عضایی فرزند ابراهیم
14- محمد رضا رحمانی فرزند نصرالله
یک دوره آموزش دیگر تعدادی از افراد فوق الذکر حدود اوایل اردیبهشت سال 1360 یک هفته طول کشید و در اردوگاه منظریه واقع در شمال تهران که اکنون به آن اردوگاه شهید باهنر می گویند صورت گرفت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات فرا خوان داد و جوانان به تاسی از فرمان مقتدا و ولی شان امام خمینی برای رفتن به جبهه درس و تحصیل را رها نموده و اولین اعزام گروهی بسیجیان از تاریخ 29/2/1360 لغایت 1/5/1360 به جبهه شکل گرفت .
محل استقرار رزمندگان انرژی اتمی و سه راهی دارخوین و شرکت در پدافندی عملیات فرمانده کل قوا در مقطع عزل ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی کل قوا بود . پس از بازگشت بسیجیان سلحشور از جبهه های نور علیه ظلمت در خطه مورد تهاجم خوزستان تاریخ 10/5/1360 بسیج مستضعفین شهر تحت نام " ستاد ناحیه مقاومت نراق " در محل درمانگاه صفایی عملا راه اندازی گردید .
درمانگاه صفایی در داخل قبرستان قدیم در سال 1337 با همت و مساعدت آقای دکتر حسینعلی صفایی فرزند شکرالله راه اندازی می شود و تا سال 1352 فعالیت عام المنفعه مناسبی به شهروندان داشته است . پس از بازگشایی مرکز بهداشت و درمان مرحوم شنتیایی نراق در تاریخ 6/6/1352 عموم مردم از این مرکز استفاده می کنند . دکتر حسینعلی صفایی چندین سال در آمریکا سکونت داشت و همچنین به میهن اسلامی ایران نیز تردد می نمود و مدتی در تهران زندگی می کرد تا اینکه تاریخ 14/11/1374 در تهران فوت نمود و پس از انتقال جنازه به شهر مقدس قم در " قبرستان نو " مقابل بارگاه کریمه اهل بیت حضرت معصومه(س) به خاک سپرده می شود .
حسینعلی صفایی
در اینجا لازم است از مرحوم امرالله تیموری فرزند علی اکبر از خدمت گزاران شهر که صادقانه در درمانگاه صفایی فعالیت پزشکی انجام داده و در تاریخ31/3/1350 فوت نمود یاد شود .
امرالله تیموری
زمزمه های وجود داشت که سپاه پاسداران محلات قصد دارد برای فعالیت بسیجیان نراق ساختمان تعطیل شده درمانگاه صفایی را تحویل بگیرد . رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان دلیجان آقای ابراهیم نجفی برای حفظ این مکان و استفاده در راستای فعالیت های پزشکی به کارکنان درمانگاه شنتیایی ابلاغ نموده بود عصرها ویزیت اهالی را در یکی از اتاق های درمانگاه صفایی انجام دهند تا ساختمان مورد استفاده باشد . پس از طرح خروج دکترهای هندی و پاکستانی از ایران اولین دکتر ایرانی آقای محمدعلی کریم زاده اهل تهران از شیراز به نراق منتقل گردید و خدمات شایسته ای ارائه نمود . ایشان نیز توجیه شده بود تلاش نماید درمانگاه صفایی محفوظ نگه داشته شود . کلید های درمانگاه صفایی در اختیار کارکنان مرکز بهداشت شنتیایی بود . لذا بسیجیان برای استفاده بهینه از این ساختمان متروکه با اذن سلسله مراتب این مکان را در اختیار گرفتند. یک تخت بالینی-چند نیمکت - چند میز و صندلی- وسایل بیمارستانی که اکثرا کهنه بودند بنا به تشخیص در اختیار مرکز بهداشت قرار گرفت .
دراولین اقدام مکاتبه ای از درمانگاه شنتیایی به مرکز بهداشت و درمان دلیجان صورت می گیرد و سلب مسئولیت از اموال مستعمل و ساختمان می گردد . حدود هشت سال نیز در دادگاه های دلیجان و محلات پرونده ساختمان مذکور و قبرستان قدیمی و متروکه بررسی و نهایتا پس از کش و قوس های زیاد و مسافرت آقای حسینعلی صفایی از آمریکا به ایران و حضور در جلسه قضایی سرانجام دادگاه در تاریخ 18/11/1369 شش دانگ پلاک شماره ملک 2586 فرعی 4224 به مساحت یک هزار و هشتصد و سی و چهار متر مربع ، رای به نفع ستاد ناحیه دو مقاومت ثارالله شهر نراق وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دلیجان صادر و توسط اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان دلیجان سند مالکیت آن صادر می گردد
سند مالکیت بسیج شهر نراق
یادآوری می شود قسمت اعظم قبرستان متروکه در تصرف شهرداری بود که با تحویل یک قطعه زمین در شهرک فاضل نراقی از سوی بسیج به شهرداری معامله قانونی و پایاپای صورت می گیرد . ضمنا پس از راه اندازی بسیج در مهر ماه 1360 یک نامه تحریک آمیز نیز از سوی دبیرستان حاج عباس معصومی به ریاست پاسگاه ژاندارمری نراق ارسال می شود که چند نفر از دانش آموزان این محیط از جمله عباس باقری ، وارد درمانگاه صفایی شده اند فلذا نیاز است با آنها برخورد قانونی صورت گیرد . لیکن هیچ توجهی به نامه نمی شود . هسته اولیه به گروه هجده نفره مشهور بودند. قبلا در مراکز مختلف فعالیت داشتند تا اینکه مورخ 10/5/1360 در ساختمان متروکه و بلا استفاده درمانگاه صفایی " ستاد ناحیه مقاومت شهر نراق " را تاسیس نمودند و به مرور نسبت به بازسازی ساختمان اقدام کردند . این قطعه مکانی شد برای رشد و تعالی خیل عظیم جوانان و آمادگی لازم برای دفاع مقدس . از آن زمان تاکنون 480 نفر در بسیج ثبت نام نموده و پرونده فعالیت تشکیل داده اند .
این 18 نفر عبارتند از :
1- سید غلامرضا باشی فرزند سید علی( تاریخ 2/1/1361 طی عملیات فتح المبین به شهادت رسید)
2- عبدالله محمودی فرزند علی( تاریخ 2/1/1361 طی عملیات فتح المبین به شهادت رسید)
3- ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی( تاریخ 2/1/1361 طی عملیات فتح المبین به شهادت رسید)
4- مهدی عباسی فرزند غلام محمد( تاریخ 2/1/1361 طی عملیات فتح المبین به شهادت رسید)
5- محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی( تاریخ2/3/1361 طی عملیات بیت المقدس شهید شد)
6- محمد رضا بخشی فرزند عباس ( تاریخ23/4/1361 طی عملیات رمضان شهید شد)
7- عباس رمضانی فرزند حسن ( تاریخ 7/5/1361 طی عملیات رمضان شهید شد)
8- مظاهر لطفی فرزند محمد ( تاریخ 11/8/1361 طی عملیات محرم شهید شد)
9- قاسم جعفری فرزند ابراهیم (تاریخ 3/11/1365 طی عملیات کربلای پنج شهید شد)
10- قدرت الله کمره ای فرزند رمضان(تاریخ 4/3/1367 پدافندی جبهه شلمچه شهید شد)
11- عباس باقری فرزند حسینعلی - جانباز و آزاده
12- احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله – جانباز و آزاده
13- مظاهر پیشه ور فرزند حسین - جانباز
14- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی - جانباز
15- حسین حیدری فرزند محمدعلی - جانباز متوفی
16- مهدی جعفری فرزند علی - جانباز
17- اسدالله خسروی فرزند احمد(مدتی پس از تاسیس در بسیج عضویت یافت و22/9/1360 شهید شد)
18- غلامرضا قجری فرزندعلی(مدتی پس از تاسیس در بسیج عضویت یافت و17/2/1361 شهید شد)
سه پاسدار اهل شهر نراق جمعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات نیز در روز بازگشایی بسیج حضور داشته و نسبت به راه اندازی پایگاه فعالیت موثری داشتند به اسامی :
پاسدارحسین نباتی فرزند مندعلی - جانباز
پاسدارمحمد (غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله - جانباز
پاسدارمصطفی قجری فرزند رمضان
اکثر نیروها و پایگاه ها زیر نظر بسیج و سپاه محلات و آنان نیز زیر نظر سپاه شهر قم اداره می شدند .فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات حاج محمد مهدیزاده فرزند غلامحسین (برادر شهید آیت الله فضل الله مهدیزاده) بود که پس از ایشان پاسدار سید هاشم فراهانی این مسئولیت را بر عهده گرفت . حجت الاسلام حیدر زهرابی(ظهرابی) فرزند ابراهیم اهل ور سفلی از توابع شهرستان محلات از فرماندهان وقت سپاه پاسداران در راه اندازی بسیج نراق حضور داشته و مساعدت نمودند .
حیدر ظهرابی
اسامی مسئولین بسیج شهر نراق از ابتدای تاسیس تاکنون
1- بسیجی عباس باقری فرزند حسینعلی از مرداد 1360
2- پاسدار علیرضا خراسانی فرزند علی اکبر اهل محلات از شهریور 1360
3- پاسدار ولی الله قربانی فرزند رحمت الله اهل محلات از مهر 1360
4- پاسدار حسن محمد کریمی فرزند علی اهل مشهد اردهال از آبان 1360
5- پاسدار امرالله احمدعلی بیگ فرزند عزیزالله اهل محلات از آبان 1360
6- پاسدار حمید(امیر)حسینی فرزند حسینجان اهل محلات(شهید) از آذر الی دی 1360
7- پاسدار حسن ایرانشاهی فرزند جعفر اهل خمین و ساکن محلات (شهید) دی و بهمن و.. 1360
8- پاسدار احمد روحانی فرزند حسین اهل محلات از 1361
9- پاسدار نورالله رجبی فرزند ولی الله اهل محلات( به مدت دو ماه در سال1361)
10- پاسدار حمید رضا بهرامی ترابی فرزند محمد جواد اهل محلات حدود خرداد تا اوایل تیر1361
11- پاسدار محمد ابوالحسنی فرزند عزت الله مشهور به غلام (تیر و مرداد و...1361)
12- پاسدار محمد هادی فرزند غلام اهل محلات (شهید) شهریور تا مهر1361
13- پاسدار ... کلهر فرزند.... اهل شهر قم (مهر 1361 )
14- بسیجی صادق رضی فرزند منصور(آبان تا بهمن سال 1361به مدت سه ماه)
15- پاسدار صفرعلی غضنفری فرزند محمدتقی اهل محلات(اسفند1361 (فرمانده سابق سپاه محلات)
16- پاسدار حسین یوسفی فرزند محمدعلی اهل جاسب(از تاریخ 17/5/1363 لغایت 18/11/1363)
17- پاسدارمحمد رضا عابدینی فرزند علی (از اسفند 1363 .. .الی 1363
18- پاسدارقاسم جعفری فرزند ابراهیم(شهید) ( از ./11/1363 الی./9/1365 )
19- پاسدارمحمد رضا(علی) قاسمی نراقی فرزند حسن(در مقطع آزادی اسرا 29/5/1369)
20- پاسدارحبیب الله شعبانی فرزندعباس اهل ریجان مشهد اردهال 1367
21- پاسدار علی محمد رجبی فرزند بخشعلی اهل ریجان مشهد اردهال دی ماه سال 1368
22- پاسدار محمد علیخانی فرزند احمد اهل سینقان
23- پاسدارقدرت الله آقاصادقی فرزند علی محمد حدودا از تابستان 1371 الی 1373
24- پاسدارعباس حیدری فرزند حسن ( حدودا از سال 1373 الی 1379 )
25- پاسدارسید حسن باشی(حسینی نژاد) فرزند سید میرزاآقا(از 11/1/1382 لغایت 31/1/1386)
26- پاسدار مهدی نباتی فرزند مندعلی از اردی بهشت 1386 الی بهمن 1386
27- پاسدارمصطفی فروغی فرزند حسین از بهمن 1386 تا اسفند 1389
28- پاسدار مهدی یوسفی فرزند عباس از فروردین 1390 الی فروردین 1391
29- پاسدار مهدی نباتی فرزند مندعلی از فروردین 1391 تا کنون
از روز بازگشایی بسیج نراق تاریخ 10/5/1360 تا کنون 28 فرمانده معرفی شده که چهار نفرشان به شهادت رسیده اند به اسامی :
پاسدار حمید(امیر) حسینی فرزند حسینجان اهل محلات
پاسدار حسن ایرانشاهی فرزند جعفر اهل خمین ساکن محلات
پاسدار قاسم جعفری فرزند ابراهیم اهل شهر نراق
پاسدار محمد هادی فرزند غلام اهل محلات
علت تغییرات فرماندهی بسیج طی سال های 1360 و 1361 اعزام های فوری جبهه و تحصیل مسئولیت های مهمتر و شهادت پاسداران بوده است . به دلیل جایگاه بسیج نراق و حضور گسترده مردم در تمامی صحنه ها از جمله دفاع مقدس به جزء یکی دو مورد تا کنون مسئولیت این پایگاه در اختیار پاسداران با درجات شایسته بوده است .بسیج که راه اندازی می شود شور و شعف خاصی ایجاد شده بود . مردم نراق به بسیجیان احترام ویژه ای قایل بودند.در داخل محوطه درمانگاه به محض ورود تمیز کاری و نظافت شروع شد . سه چهار روزی طول کشید تا پاکسازی ساختمان تمام شود .داروها و آمپولهای تاریخ گذشته جمع آوری شد. بعضا نیزشیشه های آمپول شکسته و دست افراد را می برید.یکی از نو جوانان آن روزگار در سن چهارده سالگی آقای هادی ایزدی فرزند عباس بود که در هنگام پاکسازی محوطه دستش با همین آمپول ها بریده و خونین شده بود.
هادی ایزدی
نوجوانان پر شوری مثل حسن نباتی فرزند مندعلی که آن موقع دوازده ساله بود به دلیل حضور برادرش حسین در سپاه به بسیج تردد داشت .
حسن نباتی
علی قجری فرزند غلامعلی که برای دیدار خانواده اش از تهران به نراق مسافرت نموده بود در روز بازگشایی بسیج با یک جعبه شیرینی وارد ساختمان شد و به برادران تبریک گفت . ایشان اوایل نوروز 1361 در نراق سکونت یافت و پس از عضویت در بسیج به دایی میرزاعلی مشهور گردید.
علی قجری
اسماعیل عضایی فرزند ابراهیم که در آموزش و پرورش شاغل بود به بسیج تردد داشت و کمک حال برادران بود .
اسماعیل عضایی
در محوطه ساختمان قبور اموات مربوط به بیش از هشتاد سال وجود داشت .مختصری از سنگ قبور خوانا و ناخوانا و شکسته بود. به یکباره قبری زیر پایت خالی می شد و استخوان و جمجمه ای نمایان می شد که به حرمت اموات روی آنها خاک ریخته می شد و نهایتا به مرور صاف شد. و خار و خاشاک و آشغال ها جمع آوری گردید.
اتاق ها تقسیم شد . تک اتاق جلوی ساختمان به دفتر بسیج تا سال ها مشهور بود .
اتاق کوچک به اسلحه خانه تبدیل گردید و یک اتاق نسبتا بزرگ نیز آشپزخانه شد . یک اتاق کناری به روابط عمومی و تبلیغات و آموزش تعلق گرفت. در سالن بزرگ نیز دوازده تخت خواب های فلزی دو طبقه برای استراحت بر پا گردید . این تخت ها نسبتا مستعمل و بلا استفاده و مربوط به دانشسرای مقدماتی سابق نراق (مستقر در دبیرستان معصومی) بود . اولین فردی که هفته اول در حالت خواب از طبقه دوم تخت به زمین افتاد مظاهر پیشه ور بود که از ناحیه دندان آسیب دید . زیر زمینی نیز از سطح زمین به وسیله نرده بان به پائین راه داشت که اغلب به صورت انباری استفاده می شد .
برای هر کدام از بسیجی ها یک پست و جایگاه در نظر گرفته شد . به تعدادی که مسئولیت آنها تهیه شده اشاره می شود :
عباس باقری فرزند حسینعلی مسئول ستاد مقاومت
عباس رمضانی فرزند حسن جانشین ستاد مقاومت
محمدرضا رمضانی فرزند غلامعلی مسئول امور مالی
سید غلامرضا باشی فرزند سید علی مسئول تبلیغات
ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی مسئول تسلیحات
عبدالله محمودی فرزند علی مسئول تربیت بدنی
محمدرضا بخشی فرزند عباس مسئول موتوری
مظاهر پیشه ور فرزند حسین مسئول تدارکات
قدرت الله کمره ای فرزند رمضان مسئول اطلاعات
مهدی جعفری فرزند علی مسئول عملیات
غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی مسئول مخابرات
حسین حیدری فرزند محمد علی مسئول پشتیبانی
قاسم جعفری فرزند ابراهیم مسئول طرح و برنامه
مظاهر لطفی فرزند محمد مسئول پذیرش
و یک نفر نیز مسئول بهداشت
اولین فردی که با اسلحه ام یک خالی از فشنگ مقابل درب ورودی ساختمان بسیج به نگهبانی ایستاد مهدی جعفری بود .ابتدا یک نگهبان روی پشت بام و یک نگهبان جلوی درب ورودی بسیج پست می دادند. برای رفتن به بام از پشت ساختمان نردبان آهنی بلند کار گذاشته شده بود . از زمان تاسیس بسیج و همزمان با جنگ تا چندین سال یک نگهبان به صورت نوبه ای جلوی بسیج به طور مسلح حضور داشت و بعضا پاسخگوی مراجعین بود . سمت راست در قسمت غرب ، قبرستان متروکه ای بود که از ناحیه شهرداری در سال 1377 به پارک تبدیل شد و نام آن بوستان بسیج گذاشته شد . سمت چپ در قسمت شرق نیز زمین خالی بود که در سال 1374 سالن چند منظوره ورزشی به نام شهید رجایی احداث گردید .
سالن ورزشی شهید رجایی بوستان بسیج
تنها همسایه شمالی بسیج ، منزل و باغ آقای علیرضا یوسفی فرزند شکرالله بود . اوایل دیوار حایلی وجود نداشت که به مرور از ناحیه طرفین دیوار کشی صورت گرفت . آقای یوسفی نیز در تاریخ 3/7/1385 به رحمت خدا پیوست و در شهر اصفهان به خاک سپرده شد .
حوض زیبایی در محوطه وجود داشت که به صورت اس انگلیسی طراحی گردیده بود .
بهار 1362 نیز این حوض با سبک آبی لاجوردی توسط بسیجی تقی باقری رنگ آمیزی شد و صفای خاصی به محوطه داد. همچنین درختکاری و سبزی جات و گل نیز کاشته شد و یکی دو سال بعد قسمت اعظم باغبانی و فضای سبز توسط بسیجیان از جمله حاج محمود رزاقی ، حاج سید حسن حسینی نژاد ، حاج قنبرعلی عابدی، حاج سید رضا بابایی، حاج اسدالله کمالی و... درخشش بیشتری به محوطه داد . یادآوری می گردد این مکان که قسمت اعظم آن را قبرستان متروکه ای احاطه کرده بود سال ها بسته بود و کسی در آن تردد نداشت
اولین پرچمی که بر گنبد مبارک شاه سلیمان نصب گردید در سال 1361 توسط یک بسیجی به نام محمد با سختی از داخل گنبد انجام گرفت .اولین تابلوی آهنی که نام علامه فاضل نراقی درآن نقش بست به همت چند بسیجی در ابتدای ورودی شهر در سال 1361 نصب گردید که روی آن نوشته شده بود : به شهر ملا احمد و ملا مهدی نراقی خوش آمدید .
اولین طاق نصرت شهر با استفاده از پوکه های مهمات جنگی مقابل بسیج و شهرداری به همت چند بسیجی و هنرنمایی آهنگر بسیجی محمود ایزدی فرزند حسین در سال 1362 ساخته و نصب گردید . پاسدار جانباز هادی ایزدی فرزند عباس در ادامه بر روی طاق نصرت دو موشک رنگ آمیز شده که انتهای آن چراغ های رنگارنگ خاموش و روشن می شد نصب نمود . مرمی این موشک ها از جنس چوب توسط یک هنرمند لال اهل محلات درست شده بود .
طرح آرم جلاله الله مزین به پرچم مقدس جمهوری اسلامی در سال 1364 به همت بسیجیان از جمله سردار شهید قاسم جعفری بر روی اولین تپه ورودی شهر نراق که اکنون به تپه شهدا نام گذاری شده نصب گردید . سازنده این تابلوی بلند آهنی، ناصر خسروی فرزند غلامرضا (برادرشهید جهانگیرخسروی) می باشد .
قبل از آن نیز در سال 1361 این تپه با همت بسیجی مجید قیومی فرزند سلطانعلی(برادر شهید مهدی قیومی) با سنگ مرمر مزین به آرم جمهوری اسلامی شده بود .
بسیجیان مرتب در حال فراگیری آموزش های مختلف عقیدتی وسیاسی و نظامی بودند. این آموزشها در مناطقی از شهر از جمله کتابخانه مقابل مسجد جامع (اکنون تخریب شده) و در شهرستان محلات و از جمله صفی آباد صورت می گرفت.
دو نفر به اسامی علی اصغر هادی زاده فرزند محمد مشهور به حاج کویت و پاسدار سید محمد حسینی فرزند عباس از اهالی شهرستان محلات مربیان اولیه آموزش بسیجیان نراق طی سال های 1359 و 1360 بودند . مسئول بسیج محلات نیز سید حسن رضوانی فرزند سید مدیر بود که رابطه صمیمانه ای با نیروهای نراقی داشت .
سید حسن رضوانی
حجت الاسلام سید محمد باقر موسوی همدانی فرزند سید هادی اهل روستای آل کبود بخش گروس همدان در مسئولیت اولین امام جمعه شهر نراق نیز از حامیان بسیجیان بود . ایشان از تیر ماه 1359 تا بهمن ماه 1360 امام جمعه و همچنین دبیر علوم دینی مدارس نراق بودند . آقای موسوی تاریخ 7/10/1379 در سن 75 سالگی در قم فوت نمود .
سید محمد باقر شریف موسوی همدانی
حجت الاسلام هبت الله نوروزی فرزند حسنعلی اهل همدان به عنوان دومین امام جمعه از مدافعین بسیج و دفاع مقدس بود و زحمات زیادی برای جمع آوری کمک های مردمی و ارسال به جبهه ها کشید و خودش چندین نوبت برای بازدید از مناطق عملیاتی و ملاقات با رزمندگان راهی جبهه گردید .آقای نوروزی از اسفند 1360 تا سال 1374 دومین امام جمعه شهر نراق بود . وی تاریخ 10/12/1382 در سن 72 سالگی زمانی که امام جمعه رامهرمز بوده فوت نموده و در شهر قم مدفون گردید .
هبت الله نوروزی
حجت الاسلام علی اکبر حیدری فرزند حسین سومین امام جمعه شهر نراق همگام با بسیجیان در جبهه های جنگ حضور داشت و یار و یاور آنان بود .آقای حیدری تاریخ 20/1/1374 لغایت 7/5/1390 امام جمعه نراق بودند و سپس به عنوان امام جمعه شازند اراک در استان مرکزی انتخاب گردیدند .
علی اکبر حیدری
چهارمین امام جمعه نراق حجت الاسلام مهدی ایمانی فرزند آشورعلی اهل مشهد مقدس نیز خود بسیجی و از مربیان حلقه صالحین می باشد . ایشان از تاریخ 18/6/1390 در مسئولیت امام جمعه وارد نراق شده اند .
مهدی ایمانی
چون همه می دانستند این جوانان هفده هجده ساله بسیجی فقط علاقه دارند اسلام ناب محمدی را با فرامین امام خمینی (ره) اجرا و از ناموس و وطن و... دفاع کنند.ابتدا سمت راست درب بسیج یک سنگر با گونی خاک ساخته شد و بعد به سنگر آجری و سیمانی و خاطره انگیز تبدیل شد.این سنگر از ابتدای شکل گیری بسیج تا سال های بعد دارای نگهبان بود و به صورت شبانه روزی شیفت داده می شد.
با ایجاد ایست و بازرسی جلوی بسیج دیگر کسی جرات نداشت محموله های قاچاق که آن زمان به نام احتکار بود را عبور دهند . و کنترل های دیگر که ضروری بود انجام می گرفت.
بعدا برای پیش گیری از دزیدی احتمالی از بانک ملی به طور غیر محسوس به بسیج سیم کشی صورت گرفته بود و زنگی با صدای بلند در نزدیکی کنتور ساختمان تعبیه شده بود و در صورت هرگونه اتفاقی کلید از ناحیه کارمندان بانک به صدا در می آمد ولی این زنگ به جزء موارد آزمایشی هیچوقت به صدا در نیامد . در ابتدای شروع به کار بسیج عضویت و جذب نیرو کمی به سختی انجام می گرفت و علاقمندانی برای حضور آمادگی داشتند . اولین نیروهایی که کمتر از سه چهار ماه در صف بسیجیان عضویت یافتند برادران اسدالله خسروی فرزند احمد – غلامرضا قجری فرزند علی و... بودند .
به جهت تناسب و ایجاد افکار مثبت ابتدا دو نفر از مسن ترها به اسامی سید عباس موسوی فرزند سید حبیب و علی محمد صادقی فرزند اسماعیل به عضویت بسیج درآمدند . به مرور نیز افراد دیگر جذب بسیج گردیدند .
همزمان با گسترش بسیج ، حضور فعال زنان نیز در عرصه فعالیت و خصوصا سهمی در اداره دفاع مقدس باعث تشکیل " واحد بسیج خواهران " گردید و اولین مسئول آنها سرکار خانم جمیله قاسمی نراقی فرزند حسن به همراه سایر خواهران موفقیت های چشمگیری در عرصه های مختلف فرهنگی و سیاسی و... داشتند .حضور بسیج خواهران در کنار زنان قهرمان شهر نراق و فعالیت در راستای پشتیبانی از اعزام نیرو و جنگ و جهاد در سطح استان مرکزی نمونه است . شرکت فعال در مراسم های گوناگون از جمله تشیع پیکر مطهر شهدا ، ادعیه ها ، راهپیمایی های حمایت از جنگ و نظام از نمونه های تلاش آنان می باشد . زنان فداکار در اهدا’ طلا و جواهرات به جبهه های دفاع مقدس مقام اول را دارند . رسید های به جای مانده از مقطع جنگ آمار بالایی از اهدا’ النگو ؛ گوشواره ؛ انگشتر ؛ سینه ریز ؛ پلاک ، پول نقد و ... را نشان می دهد که از فروش آنها و کمک به جبهه زنان سهم به سزایی داشته اند . انتقال مرتب پتوهای گل آلود به وسیله کامیون به نراق و شستن دست جمعی در سرآسیاب آصیف آباد و عودت مجدد آن به خطوط نبرد از اقدام های افتخار آفرین زنان بوده است .
جمع آوری مایحتاج رزمندگان ، ساخت جوزقند ، بافتن بلوز و کلاه ، درست کردن ماست کیسه ای و قره قوروت ، بافتن سالی یک تخته فرش 12 متری ، بسته بندی انواع آجیل های محلی ، ساخت انواع مربا و ترشیجات و ده ها فعالیت دیگر نشان از عزم راسخ زنان نراقی می دهد تا همپای مردان بتوانند نقش خودشان را در جهاد با جهانیان به منصه ظهور برسانند .پنج نفر از زنان فهیم شهر نراق به دلیل سهم بردن در اجر معنوی به طور داوطلبانه با چهار نفر از آزادگان و جانبازان دفاع مقدس ازدواج نموده و فشارهای سنگین خانه داری و پرستاری از معلولین جنگ را همزمان با شرایط دشوار زندگی را به جان و دل خریده و ثواب و اجر اخروی را نصیب خود کردند :
خانم جمیله قاسمی فرزند حسن ازدواج با آزاده جانباز 70 درصد محمدرضا بنی اسد فرزند فضل الله
خانم فاطمه حبیبی فرزند اکبر ازدواج با آزاده جانباز 70 درصد حسین اکبری فرزند اکبر
خانم عشرت قجری فرزند علی جعفرازدواج با جانباز 70 درصد عباسعلی ترقی فرزند یعقوبعلی
خانم توران آقاصادقی فرزند علی محمد ازدواج با جانباز 70 درصد رضا مهرانی فرزند علی اکبر(شهید شد)
خانم اکرم رضایی فرزند قنبر ازدواج با جانباز 50 درصد عزت الله سکارا فرزند صفدرعلی
امام جمعه شهر آیت الله سید محمد باقر شریف موسوی همدانی پس از شکل گیری پایگاه ستاد مقاومت با بسیجیان همراهی خوبی داشت و پشتیبانی های مورد نیاز بسیج و جبهه را انجام داد و دو پسرش سید محمد حسین و سید علی شریف موسوی در زمینه های تبلیغاتی وفرهنگی با بسیج مستضعفین همکاری داشتند و بعدها در جبهه ها نیز حضور پیدا نمودند.
سید محمد حسین و سید علی شریف موسوی فرزندان سید محمد باقر
آقای موسوی برای توزیع بعضی از اقلام ضروری مردم مثل تیرآهن و...از بسیجیان نیز کمک می گرفت. که از جمله محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی ( شهید ) در توزیع آنها مساعدت داشت .قبل از این نیز برادران در توزیع عادلانه اقلام ضروری مردم مثل رادیو ضیط ،تلویزیون،یخچال و... که ثبت نام آن در مسجد جامع انجام می گرفت فعالیت داشتند.با اذن آقای موسوی امام جمعه یک درصد سود حاصله از فروش آهن برای مصرف و هزینه بسیج نراق مورد استفاده قرار می گرفت .
همچنین از ناحیه ستاد جنگ زدگان میزانی مساعدت برای اداره امور بسیج نراق صورت می گرفت . این ستاد با پشتیبانی بی دریغ حجت الاسلام سید محمدباقر شریف موسوی به مسئولیت افتخاری حسینعلی محمودی فرزند علی راه اندازی و سرویس لازم برای چهار صد نفر از مهاجرین جنگ انجام می گرفت .
متعاقب اینکه همه صنوف و ادارات در امر یاری بسیجیان فعالیت می کردند 38 نفر از رانندگان زحمتکش شهر نراق نیز به میزان مشارکشان در دفاع مقدس نقش داشتند .در صورت علاقمندی و استقبال عمومی مطالب نانوشته و دست اول در خصوص بسیج نراق ادامه خواهد یافت .
وبلاگ سلحشوران شهر نراق این روز با برکت را گرامی داشته و به کلیه بسیجیان نراق تبریک و تهنیت می گوید .