سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


بایـگـانی
آخـریـن مـطـالـب

۲۶ مطلب در بهمن ۱۳۹۷ ثبت شده است

 بر اساس گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ در ماه های آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یعنی بهمن ماه 1359 بنده و سه تَن از دوستانم به اسامی : محمدرضا پاینده(شهید دلیجانی عملیات فتح المبین) اسماعیل قهاری دلیجانی و حسن نجفی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات عازم جبهه دارخوین در محور آبادان استان خوزستان شدیم .

در آنجا با جمع پاسداران و بسیجی های اعزامی از محلات استان مرکزی دو وظیفه داشتیم : یکی مراقبت از سه راه دارخوین در محور اهواز – آبادان که به سه راهی شادگان نیز مشهور می باشد . دیگری  مراقبت از قبضه خمپاره 120 میلی متری عقاب مستقر در جبهه روستای سَلمانه(جَنب جبهه محمدیه) که فرمانده آن جوان با وقاری به نام محمد جواد دل آذر نام داشت.

محمد جواد  دل آذر از پاسداران سپاه شهر قم بود که بعدها فرمانده بزرگی شد و تاریخ 13 اسفند 1364 در جبهه فاو عراق  به فیض شهادت نایل آمد .
 آشنایی با تعدادی از سلحشوران شایسته بسیجی و پاسدار از توفیقات بنده در دو ماه حضور در اولین اعزامم به جبهه بود. من در آن زمان 17 ساله بودم اما هنوز هم خاطرات بیاد ماندنی از تک تک آنان در ذهن دارم  .

از راست : دکتر محمد حسنی ، شهید سید عباس حسینی

 یکی از این قهرمانان ؛ جوانی بی آلایش ؛ صمیمی ؛ با ایمان و شجاع به نام سیدعباس حسینی اهل روستای جوشق از توابع دلیجان بود که مدتی قبل انقلاب در شهر نراق تحصیل می کرد و با مردم این دیار آشنایی داشت.
ما با هم در سنگر خمپاره عقاب مدتی را کنارهم بودیم . یکی از یادگارهایم از او عکسی است که  در نزدیکی سنگر خمپاره عقاب در اسفند 1359 با هم انداختیم . در فرصت ها و شرایط های دیگر جبهه با پسر عمویش به نام سید مجتبی حسینی آشنا شدم که از مجاهدان فی سبیل الله و هر دو جمعی سپاه پاسداران شهرستان محلات بودند . 

شهید سید عباس حسینی

 اندوه و ناراحتی ام زمانی بود که شنیدم سید مجتبی حسینی تاریخ 21 خرداد 1360 در عملیات فرمانده کل قوا و سید عباس حسینی تاریخ 20 بهمن 1361 طی عملیات والفجر مقدماتی به شهادت رسیدند . هر دو شهید مجرد بودند و مسیر الی الله و شهادت را برگزیدند تا دیگران از نور مسیرشان بهره مند گردند .

بعد از سال ها هنوز هم وقتی توفیق زیارت حضرت سلطانعلی ابن امام محمد باقر علیه السلام در مشهد اردهال نصیبم می شود داخل صحن و ابتدای پله ها صلوات و فاتحه ای بر سَر مزار شهیدان حسینی و سایر شهدا قرائت می کنم و یاد و خاطرشان را گرامی می دارم .

 راوی : دکتر محمد حسنی فرزند علی اهل شهر دلیجان  20 بهمن 1397


۲ نظر ۳۰ بهمن ۹۷ ، ۲۰:۴۵
سلحشوران شهر نراق

 یاهو یا علی مدد
یادبودی این حقیرالفقیر محمود ابن استاد شکرالله بناء نراقی که یوم شنبه ششم مُحرم الحرام سَنه 1344 (برابر 5 مرداد 1304) در ساعت 12 ظهر قلمی گردید . به عنوان نان پختن دراینجا آمده بودیم واستدعا دارم از کسانیکه این قرآن را تلاوت می کنند این حقیر را به فاتحه ای یادآوری فرمایند.
محمود کریمی

توضیحات سایت سلحشوران شهر نراق
استاد محمود کریمی فرزند استاد شکرالله از بنّاهای مشهور و خدادوست نراق در یک قرن قبل بود . ایشان و همراهان به مناسبت پخت نان تنوری هیئت مذهبی در ایّام محرم و یا به طور شخصی در منزل مرحوم محمد ابراهیم رحمانی(تاریخ فوت 13 اردیبهشت 1333) فرزند ... کارمند اداره دارائی یا منزل پدری ایشان گرد آمده بودند .
97 سال قبل استاد محمود کریمی(اخوی استاد عباس کریمی) در حاشیه قرآن یاداشتی را قلمی نموده که همیشه یاد و ذکر او به هنگام مطالعه قرآن گرامی داشته شود .

از جناب آقای قاسم قجری فرزند رضا(سلطانعلی) از بابت ارائه تصویر یاداشت ورقی از قرآن قدردانی می گردد .

سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی حاشیه نویسی کتاب قرآن و ادعیه ؛ رسمی بیش از یک قرن پیش در شهر نراق سپاسگزار می باشد . 

۱ نظر ۲۹ بهمن ۹۷ ، ۲۰:۴۵
سلحشوران شهر نراق

ای که پُرسی از چه رو قلب خود آذین میکنم
بهرِ فردای قیامت اسب را زین می کنم

می روم در محفل فرزانگان با دستِ خود
شِکوه از نامَردمِ رسوایِ بی دین می کنم

دَردِ دل را آشکارا می کُنم بَر دِل سِتان
پایِ آن درد نامه را امضای خونین می کنم

ای خدا ای آگَه از حالِ دلِ غم دیده ها
هر زمان با یادِ تو این کام شیرین می کُنم

تا که میزان می نماید حق و باطل را جدا
تکیه بر روزِ حساب و مَحشر و دین می کُنم

اسب را زین کرده تا روزی سَر آید انتظار
جانِ خود را من فدایِ یارِ دیرین می کُنم

اشعار از : آقای میرزاعلی قجری فرزند غلامعلی اهل شهر نراق - بهمن 1397

۰ نظر ۲۸ بهمن ۹۷ ، ۰۷:۳۳
سلحشوران شهر نراق
مبلغ دویست ریال وجه نقد و جنس که از مغازه جناب آقای حاج رضا علیئی نراقی بر ذِمّه اینجانب فضل الله مهدوی نراقی است که در شهریور ماه به ایشان پرداخت نمایم .
توضیح آنکه مبلغ بالا را در تهران و یا در نراق هر زمان هر یک از آقازاده گانش مراجعه فرمودند بایشان تحویل نمایم .
بتاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۳۳

امضاء :  فضل الله مهدوی نراقی( فرزند میرزا عبدالحسین مهدوی فرزند فضل الله نراقی معاون التجار)
۰ نظر ۲۷ بهمن ۹۷ ، ۱۳:۳۹
سلحشوران شهر نراق











ما را در سر سودای عاشقی است

                                                  و دفاع همچنان باقیست

                                                                                         و تا انتها ایستاده ایم.....

۰ نظر ۲۵ بهمن ۹۷ ، ۱۴:۲۳
سلحشوران شهر نراق

مبلغ بیست و پنج تومان که عبارت از دو هزار و پانصد ریال می باشد از مال خالص آقای حاج رضا علیئی نراقی شرعا بر ذِمه(ضمانت) و رقبه(گردن) خود شرعی دارد آقا نصراله شعبانی اردهالی(اهل مشهد اردهال) که ان شاءالله وجه نامبرده را از حال تحریر الی انقضاء مدت پانزده یوم دیگر اداء(پرداختن) و کارسازی(چاره گری) و عذری نیاورد .
و کان ذالک تحریر فی تاریخ ۱۳۳۴/۰۷/۰۱
امضاء : نصراله شعبانی

امضاء و ضمانت : آقا نصرالله شعبانی اقرار به مراتب نمود . عباس اکبری(فرزند حبیب الله اهل نراق) تاریخ ۱۳۳۴/۷/۱

از استاد حاج سید مجتبی غفاری به جهت بازخوانی متن سپاسگزاریم.

۰ نظر ۲۴ بهمن ۹۷ ، ۱۶:۳۳
سلحشوران شهر نراق

  بر اساس گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛  علی مهدی زاده نراقی سال 1339 در نراق متولد گردید . وی از پیروان راستین نهضت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) بود و به سهم خود در پیروزی انقلاب سال 1357 نقش داشت .

شهید علی مهدی زاده نراقی

علی که به سلطانعلی نیز شناخته شده است همزمان با اشتغال عضو پایگاه بسیج مسجد مسلم ابن عقیل تهران بود . 31 شهریور 1359 که جنگ بر ایران تحمیل شد او تحمل حضور چکمه های دشمن بعثی را در سرزمین ایران نداشت فلذا داوطلبانه وارد نبرد در جبهه های نور علیه ظلمت گردید .

 

علی شجاعانه در دفاع مقدس حضور داشت و پس از خلق حماسه جاودان تاریخ 22 فروردین 1362 طی عملیات والفجر 1 در جبهه فکه خوزستان به درجه رفیع شهادت نائل آمد ولیکن پیکر مطهرش در صحنه درگیری مفقود گردید .

 

پیکر مطهر این نراقی قهرمان  11 سال بعد مورد تفحص قرار گرفت و پس از تشییع در قطعه 26 ردیف 94 شماره 22 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

 

مراسم چهلمین روز رجعت پیکر شهید تاریخ 31 تیر 1373 در مسجد مسلم ابن عقیل در خیابان نبرد در شرق تهران منعقد گردید . علاوه بر شهید علی مهدی زاده نراقی این مراسم یادبود برای چهار شهید دیگر نیز مد نظر بود :
علیرضا نوروزی نراقی فرزند عباسعلی – سید حسن دریاباری – حمید نوفلاح – وسعت الله شهرایی فراهانی

 مادر شهید به نام سلطان رمضانی فرزند حسین اهل شهر نراق  خرداد 1353 طی سانحه تصادف فوت نمود و در قطعه 8 ردیف 42 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری شد .

 پدر شهید به نام ابوالفضل مهدی زاده نراقی فرزند اسماعیل فروردین 1354 بدرود حیات گفته و کنار همسرش خاکسپاری گردید .

 شهید علی مهدی زاده کارمند خودروسازی سازمان صنایع دفاع وابسته به وزارت دفاع و به هنگام شهادت 23 ساله و مجرد بود . به روح پاک شهید و والدینش صلوات نثار می کنیم .

۰ نظر ۲۳ بهمن ۹۷ ، ۱۶:۳۷
سلحشوران شهر نراق

قربان حضور اَنورَت شوم
امید است که بزودی بِشارت سُرور افزای صحت جانبخش شود . تازه ای که قابل عرض باشد نیست . دو یوم(روز) قبل دستورالعمل را بتوسط پُست عرض نمودم البته به لحاظ اَنور گذشته است .
عَشبه(نام گیاه با خواص درمانی) تمام شده بود در همه کارگاه ها تجسس کرده ده مثقال یافت شد تقدیم شد .
هرگاه در خودِ نراق یافت شد ده مثقال دیگر ضمیمه نموده که روزی یک مثقال چوب کیاک (درخت کوچک گایاک که در تولید محصولات صابون و عطر استفاده می شود) و یکمثقال عَشبه باشد . هرگاه یافت نشد روزی یکمثقال چوب کیاک و نیم عشبه میل فرمائید . 

به همچنین عصرها شیشه کوچک که برای شستن در اوست سه چهار دفعه آب جوشیده در آن بریزید و خوب تکان بدهید جزء آن صد دَر هم آب نمائید ؛ حتی چوب پنبه او را هم احتیاط فرمائید که خوب شُسته شود و دَوا تَه شیشه نماند .
تریاق کبیر ۲ ریال
محلول شستن ۴ ریال
روغن ۴ ریال
کپسول تربانتین ۴ ریال
دو چوب کیاک ۲ یکتومان
سه عَشبه ۱۰ ریال
اُجرت پُست تا معلوم شود

 سایت سلحشوران شهر نراق از استاد حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود به جهت بازخوانی نامه حکیم به فضل الله نراقی(معاون التجار) فرزند محمد جواد مبنی بر مصرف داروهای گیاهی عَشبه و چوب گایاک در بیش از یک قرن پیش در نراق قدردانی می نماید .

۱ نظر ۲۲ بهمن ۹۷ ، ۱۶:۳۲
سلحشوران شهر نراق

 آقای مهدی واثقی اهل کَله و اَرمک کاشان و در دهه ۴۰ یکی از دبیران با تجربه شهر نراق بود . وی دبیر انگلیسی ، تاریخ وعلوم اجتماعی این شهر بود که فرهنگیان بازنشسته نراق اکثرا شاگرد او بودند .

مرحوم مهدی واثقی

مردی  بود با سواد و دوست داشت که شاگردان و زیر دستانش هم با سواد مناسب به رتبه های بالاتر ارتقاء یابند.

اینجانب مرتضی علی آقایی از شاگردان مرحوم  واثقی بودم و اگر کوره سوادی از زبان انگلیسی دارم  مرهون زحمات او می باشد. الفبای انگلیسی را از ریشه آموزش می داد و تا حروف انگلیسی را کاملا یاد نمی گرفتی سراغ کتاب نمی رفت. روش تدریسش عالی بود و اهل ارفاق نمره نبود .

کارش به صورت تئوری وعملی بود و دانش آموز را مجبور می کرد که از زمان شروع درس همزمان صحبت کردن را به روش انگلیسی فرا گیرد. بعد از رفتن او از این دیار  دانش آموزان و فرهنگیان کمتری به زبان انگلیسی مسلط شدند .
بعد از اینکه واثقی از نراق رفت کلاسش برای مدتی تعطیل شد و قرار بود مرحوم رضا خان امینیان را از مزرعه امین آباد برای تدریس زبان بیاورند که به عللی میسر نشد و سرانجام به یکی از فرهنگیان زحمتکش به نام آقای عبدالعلی عبدالله زاده ممقانی این مسئولیت سپرده شد .

دوره اول  متوسطه ما به پایان رسید و حدود ۹۵ % شاگردان در مقطع اول دبیرستان یعنی بعد از کلاس ۹ فارغ التحصیل شدند و ترک تحصیل نمودند و دنبال کار و زندگی رفتند و درصد کمی در سطح متوسطه در شهر دلیجان و در زمان تصدی حسام الدین نراقی پور مدیر وقت آموزش و پرورش محلات فارغ التحصیل گردیدند که از جمله بنده یکی از آنها می باشم.

از هم دوره های مرحوم مهدی واثقی تا آنجا که یاد دارم اساتید : علی اکبر جعفری، علی اکبری، عباس رضایی و علی کمره ای در قید حیات هستند که اینجانب در نزد هر چهار نفر افتخار شاگردی داشته ام.

خداوند همه شان را عاقبت به خیر و مرحوم مهدی واثقی کاشانی راهم غریق رحمت بگرداند و شادی روحش صلوات نثار می کنیم .

۱ نظر ۲۱ بهمن ۹۷ ، ۱۶:۳۶
سلحشوران شهر نراق

وزارت داخله
اداره جنوب  دائره
نمره : ۴۹۳۶
مورخ : ۱۶حوت ۱۲شهر جمادی الاولی۱۳۳۵
12 جمادی الاول 1335(برابر 15 اسفند 1295)

رعایای(قوم و عامه ٔ مردم) نراق
کاغذ شما در شکایت در زمین مالیه چون مربوط به وزارت جلیله مالیه بود عینا به آنجا فرستاده شد . شما هم به آن وزارت خانه رجوع و مطالبه ی جواب نمائید .
 مُهر :  وزارت داخله – فتح الله

روی پاکت نامه : به رعایای نراق
پشت پاک نامه : مُهر وزارت داخلی
وصول 18 جمادی الاول 1335(برابر 21 اسفند 1295)
مُهر وزارت داخله و پست تهران

از جناب استاد سید مجتبی غفاری بابت بازنویسی نامه سپاسگزاریم .

۰ نظر ۲۰ بهمن ۹۷ ، ۱۶:۳۹
سلحشوران شهر نراق

 در صفحه های 135 و 136  کتاب صحیفه عاشقان نور (زندگینامه و وصیتنامه شهدای شهر نراق) نوشته شده :

حسین قجری سال 1345 در خانواده مذهبی و زحمتکش در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی دیده به جهان گشود.

  

 پدرش حاج علی محمد قجری فرزند حبیب الله ابن کاظم و مادرش خانم جمیله قاسمی فرزند علی از زمره خانواده های مومن و اصیل در شهر نراق هستند . 
پدر او از طریق کشاورزی و دامپروری امرار معاش می کند . حسین دوران کودکی را در دامان پدر و مادری دلسوز و مهربان سپری نمود و تحصیلات خود را تا مقطع چهارم دبستان ادامه داد و بخاطر کاستن فشارهای ناشی از کار از دوش پدرش درهمان نوجوانی در امر دامپروری وارد شد .

شهید حسین قجری

این دوران را با تلاش و زحمت فراوان و کمک خانواده سپری نمود تا پانزده سالگی در بسیج نراق ثبت نام و به خیل عاشقان ولایت و امامت پیوست . در بسیج که به عنوان مدرسه عشق بود درس عاشقی و ایثارگری را آموخت و در پشت جبهه روزها در سنگر کار و تولید  و شب ها در بسیج از حریم ارزش های اسلامی دفاع می کرد.

یکی از پسر خاله های وی به نام مهدی عباسی فرزند غلام محمد عضو پایگاه بسیج بود که تاریخ 2 فروردین 1361 طی عملیات فتح المبین شربت شهادت نوشید .

حسین در مراسم های مختلف که از طرف بسیج اعلام می شد شرکت داشت. ایشان در اولین اعزام که به جبهه داشت تصمیم گرفت خدمت سربازی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و در لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) بگذراند؛ به همین لحاظ در اهواز ماند و به عنوان کادر لشکر مشغول خدمت شد .

عملیات والفجر ۸ که از آن به عنوان نبرد اول فاو نیز نام برده می‌شود، عملیات آبی خاکی بود که در آن نیروهای سپاه پاسداران و ارتش با غافلگیری نیروهای عراقی از اروندرود عبور کرده و شبه‌ جزیره فاو در جنوب عراق را به اشغال خود درآوردند. این عملیات روز ۲۰ بهمن ۱۳۶۴ با رمز « یا فاطمه الزهرا » در منطقه خسروآباد تا راس‌البیشه آغاز گردید و موفق‌ترین عملیات جنگ ایران و عراق بود که طی آن دسترسی عراق از آب‌های خلیج فارس قطع شد .

در عملیات والفجر 8 که رزمندگان ضربات سهمگینی به دشمن بعثی وارد نمودند، نیروی هوایی عراق نیز با هواپیما عقبه سپاهیان اسلام را زیر آتش داشت که در یکی از بمباران ها تاریخ 3 اسفند 1364 مقر ستاد لشکر 17 علی ابن ابیطلب(ع) در انرژی اتمی دارخوین در محور اهواز – آبادان استان خوزستان مورد هدف هواپیماهای دشمن قرار گرفت .

 سرباز وظیفه حسین قجری جوان متدین تاریخ 3 اسفند 1364 از ناحیه سَر مورد اصابت ترکش راکت قرار گرفت و با خون خود وفاداری به انقلاب و امام و نظام جمهوری اسلامی را امضاء نمود و به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در گلزار شهدای شهر نراق خاکسپاری گردید .

از شهید قجری وصیتنامه وجود ندارد و فرازی از زندگینامه ایشان با بازبینی  توسط سایت سلحشوران شهر نراق بازنشرگردید .

 روح بلندش با قرائت صلوات بر محمد و آل محمد شاد گردد .

۱ نظر ۱۹ بهمن ۹۷ ، ۱۶:۳۵
سلحشوران شهر نراق

 فدایت شوم
پاکت جناب عالی رسید چون مشعر(شعور – خبردهنده) بر سلامتی وجود شریف مَسرت روی داد .
در خصوص فقها ؛ جناب صمصام السلطان(میرزا محمودخان صمصام السلطان نایب الحکومه محلات) مرقوم داشته بودند اَبدا شکایت از جناب ایشان در این کارَت شنیده نشده است مگر جناب آقای حاجی میرزا سیّاح ( احتمالا حاج میرزا محمدعلی فرزند محمدرضا مشهور به حاج سیّاح محلاتی – تولد 1215 خورشیدی – فوت 1304 خورشیدی) اظهار فرمودند من عرض کردم خلاف است چون جناب معظم له این اوقات خیلی اظهار یگانگی می نماید .

حضرت مستطاب جناب صدرالاشراف( سید محسن صدر محلاتی فرزند سید فخرالذاکرین تولد 1250 خورشیدی – فوت 27 مهر 1341) و جناب مستطاب آقای حاجی اسدالله سَلمه الله باشد همراه می باشند چیزی که اسباب خیال شده است دو سه مجلس جناب آقا شیخ سید حسین پدر زن جناب معظم له ملاقات کردم صریح می فرمایند ایشان محلات نخواهد رفت من همه روزه جواب و سوال دارم ؛ استعفا داده از کابینه وزارت جویا شدم می فرمایند قرار است لکن چند نفر ..... هستند و طالب شده اند یکی جناب ..... دوبار رفته است جناب مستطاب حاجی سیّاح واسطه کرده نزد من جواب سخت دادم خود ایشان مانع شدم همراه نباشد .
به هر حال من با میل دوستان همراه هستم بعد از آنکه خودشان بخواهند چه باید کرد چاره ندارد به بنده هیچ مرقوم‌ نداشته حتی پاکتی نوشته بودم محلات جواب نرسیده است ؛ ممکن نیست من راضی شوم آقای سهام (آقای سهام نظام ؛ حاکم محلات و سایر البلوک و بلاد تابعه) محلات بیایند ؛ بیت .... همه دیدند که شب و روز دوندگی می نماید ؛ دو نفر دیگر در کار هستند ؛ هر دو را نزد من آمده اند ؛ لکن من انتظار دارم مطلب آقای صمصام(میرزا محمودخان صمصام السلطان نایب الحکومه محلات) معین گردد .

هرگاه میل ندارد مجبور نمی توان کرد ؛ به هر حال همین دو روزها معین خواهد شد ؛ خاطر مبارک آسوده باشد من خود همه جا همراه هستم تا حاکم معین نشود نخواهم آمد ... .... را دیدم یکی دیگر معامله پیش آمده است املاک ییلاقی با عمارت و هر چه مرحوم اتابک اعظم(میرزا علی اصغرخان تولد 1236 فوت 1286 ملقب به امین السلطان) داشت ؛ حال مِلک های امین السلطان(صدر اعظم) است گفتگو کرده ایم خریداری شود با مبل و فرش و عمارات و باغات و پیشنهاد می شود شش مزرعه خریداری شود شراکت یکنفر دوست خودتان نصف مال من است قرار طهران دیده شود .
ختم عمل همین دو روز است یقین دارم همه دوستان همراهی خواهند فرمود و کمک در ..... خواهند کرد . قیمت گندم مرقوم داشته بودید به جناب خیرالحاج حاجی میرزا عبداله زحمت دادم کمی گندم امانت نزد ایشان است هرروز مَظنه(گمان) بفرمائید مصرف کرد پول او را بَرات(نوشته مالی) تهران بگیرند با تنخواه که خودشان بدهکارند کمک بفرمائید ؛ مُسَلّم است تمام دوستان همراهی می فرمایند که تدارک خوبی برای همگی کمال بود .

دو جلد تقویم فرستاده شد یکی بزرگ یکی بغلی ؛ باز لازم است بفرمائید ان شاءالله تعالی خود فدوی زود خدمت می رسم . روز .... توقیف است ؛ مطالب بسیار است . پنجاه هزار نفر فقیر تا بحال تلف شده است ؛ گندم خرواری یکصد و پانزده تومان است ؛ خداوند شرح بدهد . حضور تمام آقایان و دوستان سلام می رسانم .
زیاده مزاحم نمی شوم . والسلام               

اقل محمد هاشم

سایت سلحشوران شهر نراق ؛ از استاد حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از جهت بازخوانی نامه محمد هاشم به فضل الله نراقی(معاون التجار) فرزند محمد جواد حدود 105 سال قبل قدردانی می نماید .

۰ نظر ۱۸ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۲۶
سلحشوران شهر نراق

دامی که از شیر دادن به بَره یا بزغاله ی خود، خودداری می کند به آن گوسفند " ناوَردار " یا نابَردار می گویند و به گویش نراقی " بَرنَدار" یعنی بچه اش را بر نمی دارد و یا به عبارتی به بچه اش شیر نمی دهد .

قدیم در شهر نراق در یک محدوده زمان معیّن تقریبا از اواسط زمستان به بعد گوسفندان شروع به زایش می کردند. معمولا هر گوسفند بعد از زایمان بلافاصله بَره یا بُزغاله خود را تمیز می کند و با او مانوس می شود و شروع به شیر دادن آن می نماید. این روال تا پایان مدت شیردهی ادامه دارد و مادر بچه ی خود و بچه هم مادر خود را می شناسد و در جمع گوسفندان یکدیگر را گم نمی کنند.


طرح توجیهی گوسفند

ولی برعکس در مواردی کم معمولا 5 % گوسفندان بعد از زایمان بلافاصله بچه را از خود طرد می نماید و نه تنها باعث تمیز کردن او بلکه از شیردادن هم خودداری می کند که به گویش محلی گفته می شود : بز یا میش بچه اش را " بَر نمی داره " یعنی به او شیر نمی دهد .
در حال حاظر در اینگونه موارد چوپان ها یک شیشه را پُر از شیر گرم می کنند و با پستانک دهن بره یا بزغاله می گذارند و نیاز های غذایی او را بر طرف می نمایند. ولی در قدیم نه چوپان وقت این کار را داشت و نه مانند امروز شیشه ای برای تغذیه در اختیارش بود.

چه کار می بایست می کرد؟ یا می بایست سَر گوسفند مربوطه را نگه می داشت تا بره یا بزغاله از شیر مادر تغذیه نماید و این کار هم زمانبر بود چرا که گوسفندان در اوج زایش بودند و فرصتی برای شیردادن مورد یا موارد فوق را به چوپان نمی دادند.
بنابراین چوپان راه دوم را انتخاب می کرد : گوسفند مربوطه را یک شب یا یک روز گرسنه نگه می داشت تا شاید مادر بچه اش را قبول کند.سپس مقداری خمیر به پشت بره یا بزغاله می مالید و آن را پیش مادر رها می کرد تا شاید مادر خمیرها را از روی بدن بچه لیس بزند و با او مانوس شده و او را به اصطلاح بَردارَد و به او شیر بدهد.

اگر در این مرحله هم چوپان موفق نمی شد راه سوم و آخرین راهکار را انتخاب می کرد یک چاله یا گودال به ارتفاع یک متر و قد یک متر حفر می کرد و گوسفند را با بچه اش به مدت چند ساعت در این چاله رها می کرد تا زمانی که بره یا بزغاله پذیرش گردد و گوسفند ناوَردار هم چاره ای جز پذیرش نداشت و مجبور بود که بچه را بپذیرد و به او شیر بدهد و مانوس گردد. نراقی ها به این جا و مکان نگیردونی می گویند . این روش را چوپان ها در نراق اعمال می کردند چون صد در صد جوابگو بود . مشاهده شده در این روش حتی بره را با بُز و بالعکس وَردار می کنند .

در زمان های نه چندان دور و درموقع زایش گوسفندان در نراق ، اگر کسی به دَرِ کَنده ، آغل یا گُولِ گله داران می رفت با دیدن چندین چاله در محوطه اطراف مواجه می شد و متوجه می گردید که هدف چوپان از حفر این چاله ها چه بوده است.لازم به توضیح است که این چاله ها را به گویش نراقی"نگیر دونی" می گفتند یعنی گوسفند در آن نمی دانست به هیچ طرف بچرخد یا بگردد .

سایت سلحشوران شهر نراق از نویسنده و پژوهشگر ارزشمند جناب آقای مرتضی علی آقایی بابت این تحقیق سپاسگزار می باشد .

۰ نظر ۱۷ بهمن ۹۷ ، ۲۲:۰۰
سلحشوران شهر نراق

 به اجاره شرعیه دادند آقایان مالکین قریه دَربِجوقا(روستای دَربِجُوقا از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی) تمامی منافع کتیرای گوَن(کتیرا ترشحات صمغی خشک شده حاصل از چندین گونهٔ گیاه گوَن است) صحاری(بیابان) دَربِجوقا تا از بُنیه(توان) گوَن و رزوه گوَن که حدود صحاری مزبور طبق حدودی است و محدود به صحاری قالهَر(روستای قالهَر از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی) و صحاری مُزوَش(روستای مُزوَش از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی) و صحاری قریه شانَق(روستای شانَق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی) به آقای اسماعیل علیئی(آعلی) فرزند آقای حاج رضا علیئی نراقی به مال الاجاره(اجاره بها) مبلغ هشتصد تومان که هشتهزار ریال بوده باشد که از تاریخ زیر الی مدت یکماه دیگربه مالکین دَربِجوقا تادیه(اَدا کردن) دارند نسبت به سهم خود و رسید کتبی دریافت دارند و قرار شد گون صحاری را برای یکمرتبه بهره برداری نمایند و باید در مِهر 1334 گوَن صحاری بهره برداری شود .
چنانچه قسمتی از صحاری گوَنَش ماند می توانند در مِهر 1335 تیغ بزنند ولی بیش از یکمرتبه حق تیغ زدن گوَن را ندارند و صیغه مواجره جاری شد و مستاجر مزبور اقرار به متصرف شدن عین مستاجره را نمود . و باید دل صحاری روی هیجده طاق دَربجوقا بین مالکین تقسیم شود
بتاریخ سوم شهریور ماه 1334

 اثر سبابه راست آقا محمد امرالهی کدخدا و مالک ده دَربِجوقا مورد گواهی است
 کدخدای رسمی قالهَر عبدالحسین معصومی
 اثر انگشت صفرعلی  ابراهیم
 و اینجانب به سهم خود امضاء می نمایم
 اثر انگشت آقا حبیب اسماعیلی
 اثر انگشت قاسم عبدالله

 سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی قرارداد منافع کتیرای گوَن بین اسماعیل علیئی نراقی فرزند رضا و مالکین روستاهای دَربِجوقا – قالهَر – مُزوَش – شانَق در 63 سال قبل سپاسگزار می باشد .

۰ نظر ۱۶ بهمن ۹۷ ، ۱۳:۱۱
سلحشوران شهر نراق

 آقای رضا حیدری فرزند طوقان و خانم مولود رمضانی فرزند محمد از اهالی مومن و خداپرست شهر نراق بوده و هستند . آنان فرزندان شایسته ای تربیت و تحویل جامعه دادند .

مرحوم محمدعلی حیدری

 این خانواده در فعالیت های پشتیبانی بسیج و دفاع مقدس نقش آفرین بودند . حاج نصرالله و قاسم حیدری از نیروهای پر تلاش در جنگ تحمیلی هستند که قاسم زخم جنگ و جانبازی در بدن دارد . مهدی نیز از چهره های خدوم مردم می باشد .

 دختران این خانواده نیز در جامعه زنان فعالیت های موثر دارند و خانم زهرا حیدری از خادمین بقعه زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد علیه السلام در شهر نراق بود که زودهنگام تاریخ 4/4/1394 بدرود حیات گفت .

 خانم مولود رمضانی فرزند محمد مادر فرزندان تاریخ 16 اسفند 1394 که در مقابل ناملایمات دارای ایمان بالا بود دارفانی را وداع گفت .  ولی محمد علی حیدری که در نراق او را به علی خطاب می گردند چهره ای دیگر از اخلاق و فعالیت های اجتماعی بود .

محمد علی در عرصه های گوناگون تلاش می کرد تا بتواند در زمینه های کاری پیشرفت ایجاد نماید . ایشان یک بسیجی عاشق پیشه که دغدغه اش حفظ آرمان های الهی بود .
از طرفی تلاش های مختلف در راستای معرفی زادگاهش نراق به عنوان راهنمای صنعت گردشگری بود . او یکی از راویان غار چال نخجیر نراقِ دلیجان بود که گردشگران و توریست ها از صدا و اطلاعات زیبایش در خصوص ویژگی های آن بهره مند می شدند .

 علی در ایام سوگواری ائمه معصومین خصوصا محرم یک پارچه شور و شعور گردیده و علاوه بر زحمت در گرمای آشپزخانه حسینیه سیدالشهدا(ع) در هیئت کفن پوشان و هیئات مذهبی و تکایا فعالیت های قابل ستایشی داشت .

 محمدعلی مدتی از بیماری رنج می بُرد و زیر تیغ جراحی در بیمارستان هم رفت . لیکن مشیّت خداوند بر این امر قرار گرفت که وی از بین ما رخت بربندد و همسر و دو فرزند و دوستان و اقوام را تنها بگذارد .

 

 در یکی از روزهای سالگرد چهلمین دهه فجر انقلاب اسلامی و هوای سرد زمستان تاریخ 14 بهمن 1397 برابر 27 جمادی الاول 1440 مردم نوع دوست و وفادار شهر نراق به مساعدت خانواده داغدار حیدری آمده و در تشییع و خاکسپاری محمدعلی در وادی السلام شرکت داشتند و زنان نیز در حق او خواهری و مادری نشان دادند .

 سایت سلحشوران شهر نراق درگذشت یکی از یاران با وفای خود را به خانواده های معزا تسلیت گفته و برای بازماندگان شکیبایی و برای متوفی درجات عالی بهشت برین از معبود تمنا دارد .

۱۳ نظر ۱۵ بهمن ۹۷ ، ۲۰:۰۸
سلحشوران شهر نراق

ساقی بریز بادهِ مَستی به جام ما
یک اربعین گذشت زِ عُمر قیام ما

جاری بِزن به کُل جهان تا که بشنوند
" ثبت است بَر جریده عالم دَوام ما "

شیرین نَما همچو عَسل کام دوستان
پاینده باد ملت ما و نظام ما

ما ملتی شریف و نجیب و مبارزیم
دین محوری در همه جا شد مَرام ما

برقُله های سَر به فَلَک ما عَلَم  زنیم
تا بَر جهان مخابره گردد پیام ما

ای کاش تا که مهدی زهرا زِ رَه رَسَد
تقدیم او شود به حضورش سلام ما

هر چند جای روح خدا نزد ما تهی است
با رهبریم تا که بماند قَوام ما

شُکر خدا که دشمنان در گور خفته اند
چهل ساله شد نهضت شیرین بِکام ما

 شاعر: آقای علی رضایی فرزند رضا اهل شهر نراق
۰ نظر ۱۴ بهمن ۹۷ ، ۲۰:۱۰
سلحشوران شهر نراق

تقسیم بندی فضای خانه های کهن قبل از هر چیز نشانگر آن است که پیشینیان ما برای حفظ حریم خصوصی خانه ارزش و اهمیت قائل بودند .هشتی خانه ، دالان ، ورودی ، میهمانخانه ، جدایی تالار پذیرایی از نشیمن و... همه نشان دهنده اهمیت تقیسم بندی در معماری خانه های قدیمی است.

اگر راهی نراق دلیجان استان مرکزی هستید حتما سری به خانه های قدیمی و تاریخی این کهن شهر بزنید و از نزدیک با این عناصر معماری ایرانی آشنا شوید که در ادامه به چند مورد آن اشاره می شود:

۱-تخت گاه
تخگاه یا سکوی انتظار محلی در دو سوی در ورودی ، برای استراحت در هنگام انتظار، برای ورود یا گفتگو با همسایه ها طراحی شده است.این سکو به عنوان یکی از اِلمان های معماری سنتی نراق تبدیل شده است.

۲-سَر در ورودی
در قدیم دیوارهای کاهگی ساده را برای نمای بیرونی خانه ترجیح می دادند و تنها چیزی که از بیرون خانه به آن زیبایی داده، سر درهای هلالی با طرح های متفاوت است و معمولاّ طوری ساخته شده که در زمستان ها مانع از ریزش برف و باران بود و در تابستان ها نیز مانعی برای تابش مستقیم آفتاب به شمار می رفت که بسته به اعتقاد صاحبخانه در بالای سردرِ بیشتر آنها آیاتی از قرآن کریم یا عبارات مذهبی نوشته می شد تا هنگام ورود و خروج از زیر آیات قرآنی یا روایات و عبارات دینی عبور کنند.

۳-درب ورودی
در بیشتر خانه های سنتی ، درهای ورودی دو لنگه و چوبی با کوبه های متمایز برای استفاده مردان و زنان بود. زن ها کوبهٔ حلقه ای که صدای زیری داشت ، به صدا در می آوردند و مردها کوبه ی چکشی شکل را که صدای بمی داشت دق الباب می کردند.

۴-هَشتی
در خانه های سنتی پس از عبور از سر در وارد فضایی که " هشتی" نامیده می شود.این طرح در معماری کهن ایرانی رکن اساسی خانه بود.هشتی خانه در واقع یک فضای هشت ضلعی یا مربع و مستطیل را بعد از ورودی خانه به وجود می آوردند. دور تا دور هشتی سکوهایی در دل دیوار قرار گرفته بود که افراد روی آنها نشسته و منتظر استقبال صاحب خانه بمانند. در این هشتی ها در بعضی مواقع گفتگوها آنقدر طولانی می شد که صاحبخانه مجبور می شد در همین مکان از میهمان پذیرایی نماید .
پس از هشتی وارد فضای باریک و منحنی شکل می شویم که راهرو یا دالان است و به حیاط اندرونی و بیرونی یا مرکزی منتهی شده است. دالان ها تعیین کننده قلمروهشتی می باشند یعنی مهمان ابتدا از ورودی خانه وارد هشتی می شود و سپس از دالان عبور می کند. دالان به عنوان فضایی است که مهمانان را به اتاق های مختلف هدایت نماید و افراد غریبه را به داخل حیاط مرکزی رهنمون کند .

فضای هشتی دارای دو عملکرد است : اولا هشتی به عنوان فضای تقسیم خانه در نظر گرفته شده است که فضای اندرونی را از فضای بیرونی مجزا کرده است.ثانیا هشتی فضای توافقی است که افرادی که برای بازدید صاحب خانه آمده اند بایستی در این فضا صبر می کردند.
نقش هشتی در تعریف کردن روابط همسایه و تقویت آن مهم بوده است. بعضی از هشتی ها بین چند خانه مشترک بود اهالی آن خانه که با هم فامیل بودند و یا به هم نزدیک بودند ،از فضای هشتی برای دور هم نشینی و گپ زدن استفاده می کردند.
برخی هشتی ها ساده بودند و بعضی پر نقش و نگار دارای تزئینات معماری و گچ بری و همچنین در برخی هشتی ها دارای سقف گنبدی شکل و روزنه نورگیر دار داشتند که از آنجا نور به داخل هشتی می تابید و تا غروب آفتاب می چرخید .در موقعی که هوا تاریک می شد همسایه ها یک چراغ موشی یا بادی (فانوس) تا زمانی که نیاز بود داخل آن روشن می کردند .در کف هشتی ها نیز تقسیم بندی هندسی وجود داشت و با قلوه سنگ مفروش می شد.
در مجموع می توان گفت که مهمترین کار هشتی،تقسیم مسیر ورودی به دو یا چند خانه و در عین حال حفظ قسمتی از حریم خانه بوده است.
به هشتی : آرامگاه،طاق،ایوان،رواق و آسمانه هم می گویند.

۵-دالان
دالان راهروی باریکی بود که با پیچ و خم وارد شونده را از هشتی به حیاط خانه هدایت می کرد. پیچ و خم دالان برای رعایت حریم خصوصی خانه بود تا عابر نتواند سریعاً فعالیت های جاری در حیاط را متوجه شود. در دالان ها معمولا از دکوراسیون های ساده و مجلل استفاده می شد که فرد را مجذوب خود می کرد.

۶-حیاط
حیاط در خانه های قدیمی مرکز و قلب ساختمان بود. ، حیاط مرکزی همراه با ایوان در هر سمت ، ویژگی بود که از گذشته های دور در معماری ایرانی حضور داشت ؛ البته این امکان وجود داشت که حیاط از نظر هندسی مرکز خانه نباشد اما از نظر زندگی و انجام فعالیت ها و ایجاد ارتباط بین قسمت های مختلف خانه و سایر مسائل مرکز خانه محسوب می شد.
حیاط محلی برای برگزاری مراسم مختلف نظیر مراسم مذهبی ، عروسی و تجمع اقوام و معمولاً چهار گوش بود. ابعاد حیات را تعداد و عملکرد فضاهای اطراف آن تعیین می کنند. هر حیاط معمولاً یک حوض و چند باغچه دارد که بسته به شرایط مختلف محلی نظیر آب و هوا و عوامل فرهنگی اشکال متفاوتی می باشد. سازمان دهی فضاهای محصور حیاط به گونه ای بود که با تغییرات فصلی وکارکردهای مختلف اتاق های مجاور متناسب باشد.در طراحی ودکوراسیون حیاط ها معمولا از کاشی های رنگی ورنگارنگ شاد استفاده می شد.

اتاق ها در یک خانه سنتی بر اساس اهمیت و کاربردشان دور تا دور حیاط قرار می گرفتند.اتاق های تابستانی معمولا در ضلع جنوبی خانه قرار داشتند تا در طول روز تابستان کمتر در معرض آفتاب باشند و اتاق های زمستان نشین روبروی اتاق های تابستان نشین و دقیقا روی ضلعی قرار می گرفتند که در طول روز ، بیشترین آفتاب به آنها بتابد. باقی مانده مانند انبار، آشپزخانه و...در ردیف دوم و پشت اتاق ها جا می گرفتند.
اگر به خانه نخجیر نراق گذرتان افتاد حتما اتاق های تابستان نشین و زمستان نشین را ببینید و از طراحی و معماری های ایرانی لذت ببرید.

خانه‌های قدیمی نراق

۷-پنج دری
پنج دَری یکی از عناصر سنتی معماری ایرانی است.پنج دری به طور معمول یک اتاق بزرگ است که در واقع همان تالار اصلی خانه محسوب می شود که اغلب اوقات رو به ایوان بزرگی است که پنج در یا پنجره پیوسته برای آن در نظر گرفته شده است.
پنج دری عموماً فضائی بود با دکوراسیون داخلی زیبا و پرکار که در کنار اتاق های ساده زندگی در خانه های سنتی مشهود بود. تالار با گچبری، آئینه کاری، نقاشی روی گچ، مقرنس و با نقاشی روی چوب تزئین می شدند. جبهه رو به حیاط تالار با اُرسی های ۳ دری یا ۵ دری به حیاط خانه مربوط می شدند. تالار برای پذیرایی از مهمانان محترم مورد استفاده قرار می گرفت.

۸-سه دری
در معماری سنتی به اتاقی (غرفه ای) که سه در داشته باشد سه دری می گویند.این فضا در واقع واحد بنیادین فضای معماری ایرانی است که فضایی از ایوان تا اتاق و پَستو را شکل می دهد.در فضاهایی که این تقسیم سه تایی بر روی وجهه اصلی(رو به حیاط) باشد نام سه دری را به خود می گیرد که حتما در صورتی که فضا بسته مورد نظر باشد فضا توسط سه در و پنجره بسته می شود.انعکاس این تقسیم سه تایی بر روی دیوار مقابل وجود دارد.
سه دری یا نشیمن،‌ اتاق هائی بود که از پنج دری (تالار) اهمیت کمتری داشتند و از اتاق های ساده مهمتر بودند . نشیمن، محل تجمع افراد خانواده و مهمان های نزدیک به حساب می آمد . طراحی داخلی نشیمن به گونه ای بود که احساس آرامش را به افرد می داد.

۹-ایوان
ایوان ها بلندای زیبایی در معماری ایران می باشند. ایوان ها نشست گاه هایی بودند که بیشتر در جدار بیرونی خانه ها بنا می شدند. می توان ساعت ها در ایوان های مرتفع نشست ودیگر زیبایی های معماری نراقی را نظاره گر بود و خسته نشد. ایوان ها در همه خانه های تاریخی نراق قابل مشاهده است.

۱۰-طاقچه و رَف
طاقچه و رَف دوعنصر کوچک اما دوست داشتنی در معماری ایرانی است و همه ایرانی ها آن ها را دوست دارند و درهمه خانه های ایرانی پیدا می شود. گاهی روی طاقچه ها را پُر می کنیم از عکس های عزیزانمان و گاهی هم با گلدان های زیبا م‍ی آراییم. رَف های خانه های قدیمی نراق یاد آور گذاشتن هندوانه بود که این میوه ها تا چله زمستان می ماندند و در مراسم های دورهمی و زیر کرسی های گرم خوردن هندوانه واقعا لذت بخش بود.از رَف های اتاق برای قرار دادن انواع وسایل قدیمی و انتیک به عنوان دکور استفاده می شد.ولی هر چه که هست می دانیم این عناصر کوچک (تاقچه و رف)تاثیر بر زیبایی دکوراسیون منزل های قدیمی دارند.اگر به خانه نخجیر نراق رفتید حتما از نزدیک آنها را ببینید ولذت ببرید.

خانه قدیمی در نراق

۱۱-باد گیر
استفاده از بادگیر از سنوات قدیم در ایران متداول است . باد گیرها به اشکال مختلف در شهر های مرکزی و جنوب ایران ساخته شده اند که هر کدام بر حسب ارتفاع و جهت باد مطلوب طراحی واجرا شده اند و از عناصر و سمبل های معماری ایرانی هستند.
باد گیرهای شهر ۳۰۰۰ ساله نراق که یکی از آثار باستانی با معماری ایرانی و دیدنی این شهر می باشند بیش از ۲۰۰سال قدمت دارند و طراحی آنها بدین صورت است که بر بلند ترین قسمت بام خانه ها،آب انبارها ومساجد تعبیه شده اند .باد گیرهای شهر نراق معمولا چهار طرفه می باشند و در هر طرف آن چند سوراخ تعبیه شده و درون آنها با تیغه ها و جدارهایی از چوب و خشت ساخته شده است.
طرز کار بادگیر
تا قبل از اختراع کولر وگسترش آن در شهرهای مختلف ، بادگیر به عنوان یک سیستم خنک کننده هوا کاربرد داشت وهنوز هم آثار و بقایای آنها را می توان در اقلیم گرم و مرطوب نواحی جنوبی واقلیم گرم وخشک نواحی مرکزی کشور مشاهده کرد.

طرز کار بادگیر به این صورت است که باد مطلوب را گرفته واز طریق جدارها و تیغه های خشتی و چوبی چهار طرف به داخل اتاق های ساختمان هدایت می کند وآنجا را خنک می کند.
بعضی از بادگیرها فقط از طریق جا به جایی هوا ،داخل بنا را خنک می کند مانند شهرهایی که هوای گرم و مرطوب دارند ودر مناطق مرکزی که هوای آنها گرم و خشک است مانند شهر نراق، جابجایی هوا در ساختمان های آن از طریق تبخیر انجام می شود بدین صورت که داخل ساختمان و در زیر بادگیر یک حوضچه مصنوعی قرار می دهند و جریان باد پس از ورود به داخل ساختمان از روی حوض کوچک آب عبور می کند و پس از برخورد بر روی آب عمل تبخیر انجام می شود.
تا قبل از پیدایش یخچال برقی در بسیاری از خانه ها ،مواد غذایی را در محوطه زیر باد گیر نگه می داشتندتا خنک بماند تا از فاسد شدن جلوگیری شود . .
شهر نراق به شهر بادگیرها معروف است.اگر به این شهر تاریخی رفتید حتما بادگیرهای شهر را که جلوه ای از معماری ایرانی است ببینید و از نزدیک با نحوه کار آن آشنا شوید.

۱۲-اُروسّی
اُروسّی از عناصر معماری ایرانی و پنجره مُشبّکی است که به جای گذاشتن روی پاشنه گَرد، بالا می رود و در محفظه ای که روی آن قرار گرفته جای می گیرد(مانند کرکره). نقش شبکه اروسی مانند پنجره ها و روزنه های چوبی است و نمونه های زیبای آن در خانه های قدیمی نراق و خصوصا در مسجد جامع شهر نراق به چشم می خورد. اروسی در صنایع دستی به قطعه مشبّکی ساخته شده از چوب گفته می شود که نقش زیبایی در آن ایجاد کرده اند که دارای شیشه های رنگی کوچک داخل گرِه های چوبی قرار گرفته اند ویا ممکن است فاقد شیشه باشند.
اگر به شهر تاریخی نراق رفتید بازدید از خانه تاریخی آمیرزا منصور قاسمی را فراموش نکنید.این خانه بزرگترین بادگیر نراق،زیباترین درهای گره کاری شده و پنجره های مشبک همراه با شیشه های رنگی و زیباترین گچ بری و تزئینات داخل ساختمان را در شهر نراق در دل خود جای داده است.

۱۳-دولاب
دولاب هم یکی از عناصر معماری سنتی ایرانی در همه خانه های قدیمی نراق به چشم می خورد که در دل دیوارهای گلی وضخیم ساخته شده اند و دارای دو لنگه درِ چوبی کوچک می باشند که به آنها درِ دولاب گفته می شود و قسمتی از فضای اتاق یا حیاط خانه است که در قدیم و حال از آن به عنوان کمد دیواری استفاده می شود. از دولاب ها در قدیم به عنوان انبار ذخیره گندم ،جو،غلات و همچنین نگهداری مواد غذایی مانند،نان، بیرهٔ قرمه (گوشت پخته شده ) واز رَفِ دولاب هم برای نگهداری جوزغند،آجیل و سایر وسایل دم دست خانگی استفاده می شد.اگر به خانه های قدیمی نراق خصوصا خانه نخجیر رفتید حتما از این عناصر معماری ایرانی و کمد دیواری های دوست داشتنی دیدن نمایید.

۱۴-آشپز خانه
در بررسی خانه های قدیمی به اتاق هایی برخورد می کنیم که در پنهان ترین بخش خانه و در پشت اتاق های اصلی قرار گرفته اند که به آنها مُدبَخ(مطبخ)می گویند. یعنی برای پختن غذا ونان. به این آشپزخانه،آشپز خانه دودی یا هیزمی هم می گویند.
طراحی داخلی این مجموعه به گونه ای است که دور تا دور آن سکوهایی ساخته شده که زیر و روی آنها ظروف آشپزخانه چیده می شود و دارای طاقچه هایی که روی آنها هم برای چیدن ظروف وهم برای وسایل پخت و پز استفاده می گردد.در قسمت کف آن اجاق های گلی و سه پایه های آهنی قرار دارد که برای پخت غذاهای هیزمی در ظروف مسی مانند کمجدان ،تیمچه و سایر ظروف مورد استفاده قرار می گیرد.در طرف دیگر آشپزخانه تنور نانوایی قرار گرفته که برای پخت نان مورد استفاده قرار می گیرد ودر کنار آن انبار هیزم یا هیمه دان قرار دارد.
نورگیر این آشپزخانه از سوراخ هایی که روی بام آن قرار گرفته و به شکل مختلف می باشد تامین می شود .فقط در تاریکی شب از چراغ های موشی یا بادی برای روشنایی هسته مرکزی آن استفاده می گردد.

۱۵-بام
بام در معماری ایران به جرأت بخشی از فضای زندگی است و علاوه بر وجود حجم های پیچیده و زیبا،به عنوان حیاط هم مورد استفاده قرار می گرفت. در خانه های قدیمی اطراف بام را تا حدود یک متر و نیم بالا آورده و نوعی حیاط در بام بوجود می آورند که در شب های تابستان برای خواب استفاده می شد . همچنین این دیوارها با سایه اندازی بر بخشی از بام در ساعات مختلف روز نقش اقلیمی ثانویه ای داشته اند.این دیوارها دور بام خانه نخجیر نراق به راحتی قابل مشاهده است و برای گردشگران در ساعات خنک روز، و در هنگام شب علاوه بر چشم انداز عالی برای استراحت و خواب عالی است .

۱۶-اطاق کرسی
کرسی ها گرمابخش معماری و خانه های ایرانی هستند. در شب ها سرد زمستان این کرسی ها بودند که گرما را به خانواده ها باز می گرداندند و باعث می شد تا خانواده ها از کنار هم بودن لذت ببرند .اتاق کرسی در مجموعه ی زمستان نشین و اغلب در گوشه های این بخش که در و پنجره ی کمتری به حیاط دارند، ساخته می شده تا در زمستان با بستن در و پنجره ها بتوان آنرا گرم کرد. در وسط اتاق، چال کرسی قرار داشته و ابعاد اتاق تابع ابعاد کرسی بود، چون دیواره های آن برای تکیه دادن مورد استفاده قرار می گرفته اند. این فضا در همه خانه های اقلیم سرد و کوهستانی وجود دارد .اگر در نراق به خانه تاریخی آقا تقی رئوفی رفتید دیدار از اتاق کرسی را فراموش نکنید.

۱۷-سیپک نراق
در خانه های قدیمی نراق سازه ای منحصر به فرد به شکل آب انبار احداث گردیده که جوی آب قناتی از وسط آن جاری است.
می گویند ۲۰۰سال پیش حاج الله داد ( خیّرنراق) این قنات را حفر می کند و آن را وقف آب شرب مردم می سازد.آب این قنات از بالا دست نراق سرازیر می شود وبه خانه های مردم راه می یابد.هر خانه ای سازه ای به نام "سیپک "دارد که شبیه آب انبار است و محل برداشتن آب شرب و نگهداری میوه ها،سبزی جات،صیفی جات وگوشت بود.این سیپک ها به تناسب سطح ارتفاع خانه دارای ۳طبقه یا کمتر می باشد که به این طبقات "بهار خواب"می گویند که محل استراحت اهل خانه در هوای گرم بوده است.

"پَک"در گویش نراقی به معنی پله است و سی پک (سیپک) یعنی جایی که ۳۰ پله دارد وآب قنات از زیر آن جاری است.این محل ها از دیدنی های منحصر به فرد شهر نراق می باشد.سیپک ها در عمق ۷ الی۱۰متری زمین قرار دارند و دمای داخل آنها بین ۱۵تا۱۸ درجه سانتی گراد است و دمای محیطی خنکی را برای اهل خانه مهیا می سازد.سیپک به نوعی از یخچال های خانه های قدیمی مردم نراق بود.
اگر به شهر تاریخی نراق رفتید حتما از سیپک دو طبقه و منحصر به فرد منزل آقا تقی رئوفی دیدن نموده و" بهار خواب" آن را از نزدیک ببینید.

18-پیش تاق
پیش تاق در معماری اسلامی یا معماری ایرانی به درهای چوبی ِعظیم و بزرگی گفته می شود که ورودی مساجد،کاروانسرا یا زیارتگاه ها را مشخص می کند.عموما ارتفاع پیش تاق از ارتفاع سایر اجزای نمای ساختمان بیشتر است تا ضمن نمایش دادن اهمیت ساختمان ورودی و موقعیت آن را نیز مشخص می کند. در قدیم ورودی حصار کربلایی مهدی در محل سفلی نراق از این درها بود. جنس این درها معمولا از چوب گردو می باشد که توسط نجارهای چیره دست نراق در حدود ۲ قرن پیش و بیشتر،ساخته شده است.
اگر گذرتان به شهر تاریخی نراق افتاد به کاروان سراهای حاج مهدی و بازار تاریخی و حسینیه مسجد جامع سر بزنید و این درهای چوبی بلند را که نمونه هایی از معماری سنتی ایرانی است از نزدیک ببینید.

سایت سلحشوران شهر نراق ؛ از محقق ؛ پژوهشگر و نویسنده گرانقدر جناب آقای مرتضی علی آقایی نراقی از بابت این تحقیق قدردانی می نماید .

۲ نظر ۱۳ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۲۶
سلحشوران شهر نراق

از مال خالص آقای عبدالکریم احمدی نراقی(متولد 1275 فوت 1352 فرزند حبیب الله) مبلغ ششصد و پانزده تومان که عبارت از ششهزارو یکصد و پنجاه ریال بوده باشد دین است شرعا به ذِمه و رقبه(گَردن) اینجانب سید تقی  پیغمبرزاده وِشتَکانی(روستای وِشتَکان از دهستان جاسب شهرستان دلیجان استان مرکزی) که از حال تحریر لغایت یکماه تمام دیگر اَدا نمایم و به عذری معطل ندارم و کان ذالک تحریرا
بتاریخ ۱۳۳۳/۶/۲۹مطابق پانزده(به عدد 29 نوشته شده) شهریور سنه یکهزار و سیصد و سی و سه

 امضاء : سید تقی  پیغمبرزاده

 سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی دریافت مبلغ معیّن قرض توسط سید تقی پیغمبرزاده وشتکانی از عبدالکریم احمدی نراقی در 64 سال قبل سپاسگزار می باشد .

۰ نظر ۱۲ بهمن ۹۷ ، ۱۳:۱۲
سلحشوران شهر نراق

ای که پُرسی از چه رو قلب خود آذین می کنم
بَهر فردای قیامت اسب را زین می کنم

می رَوَم در محضر فرزانگان با دست خود
شِکوِه از نامَردم رُسوای بی دین می کنم

سِرِ دل را باز می گویم به هر دَرد آشنا
زیر آن دَردنامه را امضای خونین می کنم

میرزاعلی قجری فرزند غلامعلی اهل شهر نراق
۰ نظر ۱۱ بهمن ۹۷ ، ۱۳:۰۰
سلحشوران شهر نراق

حاضر گردید آقای یوسف ایزدی فرزند مرحوم اسدالله بَک نراقی( همسر اسدالله بَک به نام مُرَصَع ایزدی فرزند آقاعلی و مادر مرصع به نام آسیه بوده) و بفروخت به آقای آقا تقی رئوفی نراقی تعداد دو فرد قالیچه نخ فرنگ بوم گلی تُرَنج و محراب که فعلا در خانه آقا یوسف نامبرده بافندگی می شود بدون عیب و نقص و سره و کیس و بدون زدن ریشه جفتی بمبلغ ده هزار ریال وجه نقد و مبلغ نامبرده از طرف آقای تقی رئوفی واصل و عاید آقا یوسف نامبرده گردید و شرط شرعی شد که یک زوج قالیچه نامبرده به ضرب مضروب پنج ذرع شاه می باشد از تاریخ زیرالی مدت شش ماه شمسی تمام تحویل آقای رئوفی بدون هیچگونه عذری داده و این سند را دریافت دارد .

 بتاریخ سیزدهم آذرماه یکهزاروسیصد و سی و شش شمسی 1336
13 آذر 1336(برابر 11 جمادی الاول 1377)
 امضاء : صحیح است یوسف ایزدی
اینجانب عباس اوضاعی(مرحوم حاج عباس عُضایی فرزند ماشاءالله) ملتزم گردیدم که قالیچه های نامبرده را چنانچه آقا یوسف نامبرده در مدت قرارداد تحویل آقای آقا تقی رئوفی نداد به مدت یکماه کم و زیاد قالیچه ها را در حق آقای رئوفی کارسازی نمایم بتاریخ در متن 1336(13 آذر 1336)
 امضاء : عباس اوضاعی
امضای آقای عباس اوضاعی مورد گواهی است
امضاء احمد فروغی(ملا احمد فروغی فرزند ملا غلامرضا)

 

 اثر انگشت حاج رضا علیئی(مرحوم حاج رضا علیئی فرزند اسماعیل) مورد گواهی است
امضاء احمد فروغی
 
 اعترف بمارقم فیه
امضاء : منصور رضائی(فرزند محمد)

اعترف فیه
امضاء طبیب زاده(مرحوم ابراهیم طبیب زاده فرزند میرزاعبدالباقی)

 اعترف بمارقم فیه
امضاء احمد فروغی

 اقرار بمراتب
امضاء حاج عباس مهدوی

سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی سند بافندگی دو قالیچه  نخ فرنگ بوم گلی تُرَنج و مِحراب در نراق توسط خانم ربابه اسکندر رستمی فرزند اسکندر(همسر یوسف ایزدی فرزند اسدالله بَک) و فروش آن به آقا تقی رئوفی فرزند محمدرضا در 61 سال قبل با وساطت شاهدین سپاسگزار می باشد .

۰ نظر ۰۷ بهمن ۹۷ ، ۱۵:۳۰
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook