سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

عـکـس، خـاطـرات ، دل نـوشـتـه هـای دفـاع مـقـدس ، انـقـلـاب و اطـلـاعـات عـمـومـی

سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلین نراقی)
بیش از 100 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است.


بایـگـانی
آخـریـن مـطـالـب

۴۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۹ ثبت شده است

۲۹ فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران را تبریک می گوییم. به پاس ایثارگری های ارتشی های قهرمان اسامی شهدای ارتشی شهر نراق را معرفی می کنیم:

۱- سرباز شهید احمد ابراهیمی فرزند عباس


۲- سرباز شهید محمدرضا پورصادقی فرزند علی اکبر

۳- سرباز شهید مفقودالجسد علی اصغر مهدوی فرزند حسین

۴- درجه دار شهید غلامعباس علی آقایی فرزند یوسف

۵- سرباز شهید مصطفی طالبی فرزند حسین


۶- سرباز شهید غلامرضا حسینی فرزند محمد

۷- درجه دار شهید غلامرضا حمزه ای فرزند محمدعلی

۸- درجه دار شهید حسین مهدی زاده فرزند عبداله

۹- درجه دار شهید علی مهدی زاده نراقی فرزند ابوالفضل

۱۰- سرباز شهید حسن(حمید) ابراهیمی فرزند علی

۱۱- سرباز شهید علیرضا قجری فرزند علی محمد

۱۲- سرباز شهید محمود ترابی فرزند علیرضا

۱۳- درجه دار شهید احمدرضا مهدوی فرزند کاظم

14 - سرباز شهید مهرداد(محمد) حسینی فرزند علی محمد

15- درجه دار شهید محمد شوری فرزند موسی

16- سرباز شهید مفقودالجسد حمیدرضا انصاری فرزند حسن

17- درجه دار شهید بهرام قاسمی فرزند مظفر

18- سرباز شهید رضا مهرانی فرزند علی اکبر

 

شادی روح مطهرشان صلوات نثار می کنیم
۰ نظر ۲۹ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۵۴
سلحشوران شهر نراق

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله الذی جعل المداد(تقلب در نوشتن) والقِرطاس(نشانه جُرم) حجج(بی اساس) و دلائل و برهان بین الناس و صل الله علی محمد و آله قارع الوسواس(فال زننده به قرعه)
بعد الحمد والصلاه غرض از اِستکتاب(طلب نوشتن) و اِسترقام این کلمات میمنت انجام خجسته فرجام ذکر و بیان آنست که چهارده سال قبل از تاریخ ذیل مرحوم مغفور جنت و رضوان آرامگاه خیرالحاج حاجی محمد باقر خلف مرحوم آقا ابراهیم برحمت ایزدی پیوست و پنج شَعیرو نیم(متر) از خانه حاجی تقی شهره که متوفی مالک بود حق السدس(یک ششم) والده او هی المسماه نساء خانم بنت مرحوم حاجی عبدالعظیم شد پس از چند مدت او نیز متوفیه شد و از او یک پسر و پنج نفر دختر وارث باقی ماند که اسماء(نام) ایشان به تفصیل ذیل است :
 خیرالحاج حاجی محمد جعفر
و ... خانم زوجه مرحوم آقا علی
و ماه جهان خانم زوجه مرحوم حاجی کریم
و طیبه نساء خانم زوجه مرحوم‌ حاجی عبدالصمد
و لطیفه نساء خانم زوجه عالیحضرت آقا زمان
و ام کلثوم خانم زوجه عالیحضرت آقا عبدالهادی
و خانه مرقوم فوق مشترک مابین ایشان بود و خیرالحاج حاجی محمد جعفر با صغار مرحوم‌حاجی محمد باقر مصالحه نمود به نصف از خانه علیخان شهره که بالمناصفه مالک بودند و مدعی گردید بر اینکه سایر وراث را حقی در این خانه مرقوم فوق نیست به سبب اینکه از والده ام طلب داشتم استیفای حق خود را نموده ام و گذشته از این مقام نیز به استثنای همشیره زوجه مرحوم آقا علی به من مصالحه نموده اند حق خود را به یکصد دینار نقد و یکصد درهم گندم ایشان در جواب مرفوع(پی گیری) داشتند که اولاً طلب از والده نداشتید و ثانی در خصوص مصالحه افواهاً بوده و صیغه در اوجاری نشده است و گفت و شنود افواهاً غَش و رَش نموده با ما گفتید که حق شما بقدر طاقچه است بنابر گفتگوی طرفین منجر به بانیان قسم‌میشد .

لهذا با صلاح مصلحین خیراندیش و مومنین صلاحیت کیش کائناً ما کان(هر چه باشد) ادعای خود را مصالحه نمودند به مبلغ هشت عدد اشرفی محمد شاهی هیجده نخود وزن و یکتومان رواج بتفصیل ذیل :
 نرگس خانم (۲۵ ریال ) بیست و پنجهزار دینار رایج سلطان
ماه جهان خانم (۲۵ ریال) بیست و پنجهزار دینار سلطان
طیبه نساء خانم (۱۰ ریال) یکتومان رایج سلطان
لطیفه نساء خانم (۱۰ ریال) یکتومان رایج سلطان
ام کلثوم‌خانم‌( ۱۰ ریال) یکتومان رایج سلطان
و مال المصالحه نقداً فی المجلس واصل و عاید هریک از ..... فوق گردید و پس الیوم خانه مرقوم ملک طلق خیرالحاج حاجی محمد جعفر می باشد هر یک ادعائی باشد باطل و از درجه اعتبار ساقط خواهد بود .
تحریراً فی شهر شعبان المعظم ۱۲۶۲
۱شعبان ۱۲۶۲(برابر ۳ مرداد ۱۲۲۵)
آقا نصرالله بوکالت از جانب والده خود اقرار بمراتب مذکور در متن و حاشیه نمود
بتاریخ شهر ذی الحجه الحرام ۱۲۶۲
۱ شعبان ۱۲۶۲ (برابر ۳ مرداد ۱۲۲۵)
الشهود آقا محمد مهدی اقرار بمصالحه ماه جهان خانم نمود.
الشهود اقرار بمصالحه طیبه نساء خانم نمود.
الشهود اقرار بمصالحه لطیفه نساء خانم نمود .
الشهود اقرار بمصالحه ام کلثوم خانم نمود .
الشهود اقرار بمصالحه نرگس خانم نمود.
مُهر یا جواد.
مُهر عبدالعظیم.
مُهر های نامعلوم

سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی سند مصالحه خانه بین شریکان سپاس گزار می باشد .

۰ نظر ۲۹ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۴۲
سلحشوران شهر نراق
از آن وقتی که ویروس آمد و بُرد

سلامت از بزرگ و کوچک  و خُرد

 

به شهرم  همتی چندان روانه  
شدن عاشق به یاری  آن  زمانه

 

جوانان وطن با شور و حالی
کُنند شهر را ز این  ویروس  خالی

 

سپاهی و بسیجی دست در دست
همیشه پای کار تا می توان  هست

 

همه اهل محل از مرد و از  زن
که یاریِ کرده اند این جمع بیست تَن

 

به تهران و به قم از هر دیاری
کمک های فراوان داده یاری
      
بسازند همتی در طول دوران  
همه فعال کار تا زیر باران

 

بنازم شهر فاضل ای نراقی
حریفش هم نشد ویروس یاغی

 

شکستش داده اند در خانه هاشان
 که حداقل نمود رفت آمداشان

 

هم اینک داده اند فرمان آخر
شده ماموریت اتمام  بر سر

 

چو احسن بایدت گفتن به آنان
که خوب بودند اول تا به پایان
 
مرادی،  چون رَوی روزی به شَهرَت
همه باشند سلامت در سلامت

 

احمد مرادی فرزند علی محمد اهل شهر نراق فروردین ١٣٩٩

۱ نظر ۲۸ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۵۷
سلحشوران شهر نراق

آنچه باید آقایان به رضا و رغبت به جهت مخارج مرحمت فرمایند :
جناب حاج ‌محمد رضا اخوان دو تومان
جناب حاجی محمد علی یکتومان
جناب حاجی اسدالله یکتومان
آقا محمدعلی ملا ابوالقاسم یکتومان(ملا محمدعلی فروغی فرزند ملا ابوالقاسم)
آقا محمد کاظم آقا جعفر پنج ریال(محمد کاظم فرزند جعفر)
آقا محمد آقا مهدی پنج ریال
جناب رئیس التجار یکتومان(حبیب اله نراقی فرزند حاج محمد مهدی)
جناب آقا محمد ابراهیم یکتومان
جناب معاون التجار یکتومان(فضل اله نراقی فرزند محمد جواد)
آقا میرزا شکرالله خان یکتومان
سرهنگ یکتومان
آقا میرزا ابوتراب پنج ریال(میرزا ابوتراب نراقی فرزند میرزا علی اکبر)

سید یوسف اخوی یکتومان
ابراهیم عابدین یکتومان(ابراهیم شَبان فرزند عابدین) 
کریم ابراهیم یکتومان(کریم فرزند ابراهیم)
محمد حاجی مهدی یکتومان(محمد فرزند حاج مهدی)
شکرالله حاجی مهدی یکتومان(شکراله فرزند حاج مهدی)
محمد حسن پنج ریال
کربلائی علی یکتومان
ابوالقاسم یکتومان
میرزا حسن میرزا محمود پنج ریال(میرزا حسن فرزند میرزا محمود)
نصرالله شعبان پنج ریال(نصراله فرزند شعبان)
آقاخان محمدعلی دوازده ریال(آقاجان ابن محمد علی نراقی ابن خالو آبابای نراقی)
قاسم گوهابا پنج ریال
غلامحسین ولد محمد پنج ریال(غلامحسین فرزند محمد)
ابراهیم دباغ یکتومان(ابراهیم دباغ نراقی فرزند استاد میرزا)
معاون‌ ... یکتومان(میرزا غلامحسین خان امینیان معاون الممالک)
ولدان عبدالرزاق یکتومان(فرزندان عبدالرزاق همچون حاج محمدعلی غفاری)
ولد علی .... پنج ریال
بی ....بخانه رفته
از جعفر هندوانه صدو چهل و چهار تومان
خربزه جعفر نود و نه تومان
هندوانه عباسعلی چهل و هشت تومان
هندوانه مهدی سی و دو تومان
نشست آباد(قلعه نشست آباد دلیجان) صدو بیست تومان
خربزه محمد آباد(مزرعه محمدآباد شهر نراق) صدو شصت و پنج تومان
از نصرت آباد(مزرعه نصرت آباد شهر نراق) دویست و هشتاد و سه تومان
خیار چهل تومان
جمع نهصدو سی و یکتومان
ایضا حاج علی ملک دویست و پانزده تومان.
جمع هزارو صدو چهل و شش تومان

 

سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی جمع آوری هزینه های عام المنفعه در نراق سپاس گزار می باشد .

۰ نظر ۲۸ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۳۸
سلحشوران شهر نراق

یکی از رسم های پسندیده مردم ایران هدیه به دختر برای تولد اولین فرزندش به عنوان سیسمونی است که این آیین از گذشته معمول است. سیسمونی عبارت است از رخت و لباس و لوازم خواب نوزاد اول .

در فرهنگ ایرانی رسم بر آن است که برای نوزاد اول ‌وسایل مورد نیاز توسط خانواده عروس تهیه و به خانه عروس و داماد می فرستند.شاید یکی از نام آشناترین رسم و رسومات در ایران خرید سیسمونی باشد.رسمی که با گذشت زمان آنقدر پیچیده شده وتغییر شکل داده که دیگر‌نمی توان آن را رسمی اصیل دانست.

در کهن شهر نراق سیسمونی را بعد از ماه ششم و معمولا در ماه های طاق(فرد) حاملگی و اغلب در ماه هفتم به خانه عروس می فرستادند .در باورهای عامیانه ،فرستادن سیسمونی در ماه های زوج بارداری بد شگون است و در ماه هفتم به خانه داماد فرستاده شود.احتمال ارزش شمردن عدد هفت ریشه این اعتقادات بوده که فکر می کردند‌ بر سلامت و برکت فرزند نو رسیده اثر می گذارد. در روز ارسال سیسمونی معمولا خانواده داماد برای نهار به خانه پدر عروس دعوت می شدند و پس از پذیرایی و صرف نهار سیسمونی را به خانه عروس می بردند .

اقلام سیسمونی

 در گذشته اقلام سیسمونی در مناطق مختلف متغیر بود. در شهر نراق سیسمونی شامل موارد زیر می شد:
چند تکه لباس در سایزهای مختلف که معمولا خانواده عروس خودشان با پارچه چیت و قدک با دست می دوختند
کلاه از جنس های مختلف(کاموایی،پارچه ای)
ست قنداق که شامل چاچَب قنداق
چند تکه دستمال وکهنه از جنس چیت
مشمع
بند قنداق
روپوش
ناف بند
سینه بند
گوشبند(لچک سفید)
کمرچین
شانه پیچ
بقچه لحاف و تشکچه وبالش پَرقو یا پشم
یک عدد نَنی یا نَنُو (گهواره تابستانی ) و یک گهواره چوبی
مُکَّه یا پستانی(وسیله پارچه ای که داخل آن نبات یا مواد قندی می گذاشتند و گِرِه می زدند ودر دهن بچه می گذاشتند تا بِمکد و به اصطلاح کارپستانک های امروزی را می کرد)
آرد برنج
زعفران ، هِل ، بودل
عروسک پنبه ای برای دختر و اسب چوبی تیله و مُهره برای پسر
مُهره چشم و مازو برای نظر زدن کودک

با نگاهی به آنچه در باره رسم خانواده های ایرانی در سیسمونی رخ داده به وضوح مشاهده می نماییم که تمامی آنچه توسط خانواده عروس به عنوان سیسمونی تهیه می شده  با محوریت نوزاد پروری و سنین نوباوه گی فرزند بوده که از آن می توان به عنوان یک رسم دلنشین برای استقبال از نَوه آینده توسط خانواده های ایرانی یاد کرد و پای بندی به این رسم به شیوه کاملا ایرانی زحمتی برای خانواده عروس به همراه نداشت.
اما آنچه که به تدریج واسطه فرهنگ برتری جویی بزرگسالان با محوریت کالانمایی در تهیه سیسمونی به صورت روزافزون شاهد آن هستیم نشان دهنده این واقعیت است که درحال حاظر به آن توجه نمی شود.

درتهیه سیسمونی ساده در شهر نراق زنان باردار ،آرامش و آسایش بیشتری داشتند و مانند زنان امروزی درگیر زرق و برق و تجملات نبودند. امروز تهیه سیسمونی‌ به یک دغدغه بزرگ برای زنان باردار تبدیل شده، طوری که مادر بزرگ های کنونی دیگر مانند گذشته از نوه دار شدن به دلیل هزینه های زیاد سیسمونی های پر طمطراق، ذوق و شوق گذشتگان را ندارند.
استفاده از سنت های قدیمی در تهیه سیسمونی ها کم رنگ شده و به دلیل تجمل  گرایی و چشم وهم چشمی دغدغه خرید سیسمونی گران قیمت ، به چشم می خورد .

اوج تجمل گرایی

امروزه والدین خرید وسایل گران قیمت ‌را برای تامین سیسمونی کودک در اولویت قرار داده اند . هزینه بالای تهیه سیسمونی و اوج تجمل گرایی آرامش زنان باردار را به هم زده است. امروزه تهیه سیسمونی هزینه های زیادی را به خانواده ها تحمیل کرده و روز به روز هم به این هزینه ها افزوده می شود تا جایی که در بعضی مواقع تهیه یک سیسمونی فراتر از میزان جهیزیه ای است که پدر و مادر به دختر داده است .

چک لیست سیسمونی

در گذشته سیسمونی به چند دست لباس ساده ، قنداق ، چند کهنه نخی و... ختم می شد اما شرایط فعلی معضل برای خانواده ها ایجاد کرده است.در قدیم از شیشه شیر مارک دار و پستانک و کالسکه فلان مدل اثری نبود و برای آرام کردن فرزند مقداری مواد قندی را گوشه یک دستمال می بستند و به بچه می دادند تا بمکد وساکت شود و به این صورت او را سرگرم می کردند.در قدیم از اطاق کودک اثری نبود ولی امروزه اتاق کودک شبیه یک فروشگاه سیسمونی با انواع و اقسام لوازم گران قیمت است .
امروزه  اکثر خانواده ها فقط یک اتاق با وسایل گرانقیمت آنچنانی را به نوزاد اختصاص داده اند. در صورتی که در شهر نراق اکثر خانواده ها فقط در یک یا دو اتاق زندگی می کردند  که ازآن به عنوان مهمانخانه، آشپزخانه، قالی باف خانه و تربیت فرزند استفاده می شد! مادرِ خانواده ،شب ها بچه ها را به ردیف داخل همین اطاق می خواباند وروی همه را یک لحاف قدکی می کشید که بخوابند.
تمام اعضای خانواده که تعداد آنها حتی به ۱۰ نفر و بیشتر هم می رسید در همین اتاق ۱۵ یا ۲۰ متری زندگی می کردند. فقط اشخاص متمکن خانه های مخصوص و دارای چند اتاق داشتند وبقیه می بایست به همین یک یا دو اتاق روزگار بگذرانند.

به بافت قدیمی نراق نگاهی بیندازید خانه هایی را می بینید که در قدیم چند خانوار در آن زندگی می کردند. به این منازل به اصطلاح "قلعه"می گفتند.بیشتر آنها دارای یک ورودی و یک سرویس بهداشتی و یک حلقه چاه آب یا سیپک  مشترک بودند. در آن زمان شیشه شیر، پوشک ، مواد غذایی آماده مخصوص کودک نبود و بچه ها سالم تر از امروز بودند و مادران آنها را با داروهای خانگی وگیاهی درمان می کردند.
نَنُوی بچه شبیه یک جسم چهار گوش از جنس چرم یا پنبه تقریبا شبیه یک تکه زیلوی کوچک  که چهار گوشه آن چهار حلقه نخی داشت و مادران طنابی به دو طرف نَنُو می بستند و یک سر طناب را به چفت دولاب و سر دیگر آن را چفت ورودی اتاق می بستند و بچه را در آن می خواباندند وتکان می دادند تا ساکت شود. اگر بچه دل درد داشت یک گمی قنداق یا نبات داغ با قاشق چای خوری به او می خوراندند واگر بچه گوش درد می گرفت با دود قلیان وسیگار آن را تسکین می دادند.

لوازم ضروری برای سیسمونی نوزاد شامل لباس نوزاد و وسایل بهداشتی

امروزه برخی زنان باردار بیش از آنکه به فکر سلامت خود و فرزندشان باشند،نگران تهیه سیسمونی و رقابت با دیگران در این زمینه هستند. دختران به محض اینکه بارداری را در خود احساس می کردند خودشان با امکانات ساده و اولیه ای که در خانه مادرشان وجود داشت شروع به دوخت لباس های ساده ، بافت عروسک کاموایی و ساخت اسباب بازی های مختلف  محلی می کردند و به همین مقدار قانع بودند ولی امروزه تهیه سیسمونی کار پر دردسری شده است . امروزه تجمل گرایی  وعدم تمکن مالی ،اضطراب و استرس نه تنها جان مادر را به خطر انداخته بلکه باعث آسیب رسیدن به جنین هم می گردد .

جشن سیسمونی

جشن سیسمونی هم یکی از جشن هایی است که در تمام شهرها به شکل های متفاوتی برگزار می شود. جشن سیسمونی جشنی است که اقوام و آشنایان کنار همدیگر جمع می شوند و کادوهایی را به فرزند جدید هدیه می دهند. این جشن در نراق بعد از روز دهم که نوزاد را به حمام می بردند انجام می گرفت و تقریبا جشنی زنانه بود .دلیل این جشن ،مشترک شدن در شادی مادر و پدراز داشتن فرزند بود.

برخی از خانواده ها در نراق با اقوام خود راحتی بیشتری داشتند و لوازمی که نیاز داشتند به آنها می گفتند. اقوام آنها نیز همان وسایل را به عنوان هدیه تهیه به فرزند نو رسیده می دادند.برخی دیگر به جای تهیه لوازم پول هدیه می دادند تا تازه مادرها هر آنچه که نیاز دارند برای فرزند خود تهیه کنند.این جشن ساده هنوز هم در برخی از خانواده های مردم شهر نراق پا برجا مانده است .

جاخالَگی

جا خالگی هم یکی دیگر از رسم و رسومات مردم نراق می باشد و به معنی کادو بردن برای فرزندان دوم به بعد خانواده ها می باشد.این رسم کهن هنوز هم در میان مردم نراق رایج است و فرق آن با سیسمونی این است که سیسمونی صرفا به عنوان کادو دادن به فرزند اول خانواده است در صورتی که جا خالگی برای فرزندان دوم به بعد است.
امید است که مردم عزیز شهرمان مانند پدران ومادران خویش با امکانات در حد توان زمینه خوشبختی را برای فرزندان خویش فراهم آورند و از هزینه های هنگفت و مازاد در امر ازدواج برای عزیزان خویش پرهیز نمایند.

سایت سلحشوران شهر نراق از محقق ، نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ شهر تاریخی نراق جناب آقای مرتضی  علی آقایی از بابت تهیه این تحقیق سپاس گزار می باشد .

۰ نظر ۲۵ فروردين ۹۹ ، ۱۲:۳۵
سلحشوران شهر نراق

مبلغ سه تومان و سه قِران(یکای پول ایران دوران قاجاریان) که عبارت از سی و سه ریال باشد از مال خاص خالص آقا میرزا محمودآقا معتقدی نراقی بر ذمه(ضمانت) و رقبه(گردن) خود قبول شرعی دارد آقا محمد ابراهیم رحمانی نراقی که ان شاءاله تعالی وجه مرقوم در فوق را از حال تحریر الی انقضاء مدت دو ماه تمام دیگر اَداء و کارسازی نماید و عذری نیاورد .
و کان ذالک تحریر فی تاریخ 13 شهر رمضان المبارک سنه 1351
13 رمضان 1351(برابر 20 دی 1311)

بازخوانی شاهدین در حاشیه سند :
اعترف بما رقم ‌شکراله رحیمی
به مراتب متن شهادت دارم ‌سید محمود غفاری نراقی(فرزند سید جعفر)

سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی کارسازی مَبلغ پول بین نراقی ها سپاس گزار می باشد .

۰ نظر ۲۵ فروردين ۹۹ ، ۱۲:۲۹
سلحشوران شهر نراق

 

ما را در سر سودای عاشقی است

                                                  و دفاع همچنان باقیست

                                                                                    و تا انتها ایستاده ایم.....

۰ نظر ۲۴ فروردين ۹۹ ، ۱۳:۲۷
سلحشوران شهر نراق

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدُ ِلله الذی أحَلَّ النِکاحَ و حَرَّمَ السّفاحَ و الزِّنا، ولصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلَی نَبیِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِه  

فیکل مساء و صباح .
اما بعد غرض اصلی از نگارش این سطور میمنت مسطور آنکه چون نظام عالم ‌و بقاء نسل بنی آدم بمناکحت منوط و بمزاوجت مربوط و ارتکاب ازدواج متضمن وسعت رزق و غناست و متکفل رفع فقر و عناست لهذا بفرمان واجب الاذعان
وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‌ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ (سوره نور آیه 32)
و بحکم مطاع عالم‌ مطیع : النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی‏
عقد مناکحت و مزاوجت دائمی واقع شد فیمابین عالیحضرت آقا عبدالرحیم وَلَد صدق عالیحضرت ستوده خصلت کربلائی آقاجانی نراقی و حره مخدره بالغه باکره رشیده المسماه جواهر خانم صبیه عالیحضرت آقا محمد صادق من القصه علی کتاب الله تعالی و منهاج ائمه الهدی و سنه سیه نبیه المعلی والصداق المعین مبلغ یکصدو بیست تومان رایج سلطان روپیه جدیدالضرب ناصرالدین شاهی عددی ....... بیست و چهار نخود موجب تفصیل ذیل الکتاب .

هدیه کلام الله مجید یکجلد دو تومان
نقد مافی الذمه بیست تومان
رخوت ملبوس از حریر و چیت دودسته شانزده تومان
فرش اطاق یکدسته پانزده تومان
رختخواب قلمکار موهوبی والد ناکح دسته پنج تومان
طلا حمرا به مثقال صرفی چهار مثقال سه تومان
مسینه آلات ساخته و پرداخته چهارمَن ده تومان
ماده گاو سلیمه الاعضاء یک راس پنج تومان
گوسفند از جنسین شش راس سه تومان
پول ملک ان شاالله ابتیاع نماید بیست تومان
خانه شهره به خانه ورثه مرحوم آقا مهدی حاجی عبدالله واقع در محله در صلبال که محدود است به حدود اربعه
حدّی به خانه آقا ابراهیم پاره دوز(پینه گری)
حدّی به خانه استاد غلام رضا سلمانی و
حدّی به شارع مع ممر و مدخل و مشاع و باغچه و چاه آب و مستراح و ابواب(درها) و اِغلاق(دربستن) و کلما یتعلق بها بقدرالحصه از جمله ششدانگ یکدانگ‌ که مفروض شده نیمدانگ ‌موهوبی(خداداده) والد ناکح و نیمدانگ موهوبی والده ناکح بمبلغ بیست و یکتومان مناکحه صحیحه شرعیه مشتمله بر صیغه ایجاب و قبول صادرین من وکیلهما بعد اثبات وکالتهما و متی ..... صداقها وجب علی الزوج ادائها .......الکسوه بقدرالقوه و علیها الاطاعه کما فرره الشارع المصطفویه اللهم الف بینهما و طیب نسلهما و بارک لهما بالخیر والبرکته والعافیه . و تحریر ذالک یوم شنبه سلح شهرربیع الثانی مطابق سنه 1300
ربیع الثانی 1300(برابر اسفند 1261)
تعریف الشهود
عالیجناب ملا محمدعلی ولد مرحوم ملا ابوالحسن
سعادت پناه آقا سید هادی ولد مرحوم‌آقا سیدعبداله
عزت نصاب آقا احمد ولد مرحوم حاجی حسین آقامحمد صادق اب منکوحه(پدر عروس)
عالیحضرت آقا محمد حسین ولد مرحوم آقا عبدالکریم
کُلهم نراقیون

حضار مجلس :
عالیحضرت حاجی میرزا کوچک(احتمالا فرزند حاج علی نقی نراقی)
و حاجی اسدالله ولد مرحوم حاجی محمد ابراهیم
آقا میرزا ابوتراب خلف مرحمتشان حاجی میرزا محمد
و آقا میرزا ابوتراب ولد مرحوم‌ مغفور حاجی علی اکبر
و آقا محمدحسین ولد مرحوم حاجی جعفر
و آقا حسن بیک عم‌ناکح
و آقا محمدصادق اب منکوحه(پدر زوجه)
و آقا محمدحسین عم‌ناکح
و آقا محمدعلی ولد مرحوم‌حاجی اسماعیل
کُلهم نراقیون

کانال نراق شهر من از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی عقدنامه عبدالرحیم فرزند آقاجان نراقی و جواهر فرزند محمد صادق قریب یک قرن و نیم سپاس گزار می باشد .

علاوه بر زیبایی خط و نگارش در این سند ، قریب یک قرن و نیم پیش در نراق خاندان مشهوری به نام آقاجان و محله ای به نام صلبال وجود داشته که الان کمتر کسی از آنان آگاهی دارد .

۰ نظر ۲۴ فروردين ۹۹ ، ۱۲:۵۵
سلحشوران شهر نراق

 آید زمان آن که به رویش نظر کنیم
پروانه وار توانیم زِ کویش گذر کنیم

 

اسب خِرَد طلب کنیم و از جان بگذریم
این گونه می توان که به سویش سفر کنیم

 

درماندگان بلا را بگو چه باک
تا ناخداست نباید ز طوفان حذر کنیم

 

از حق طلب نموده ، شَود عمر او دراز
دست دعا و توسل به سویش سَحَر کنیم

 

میرزاعلی قجری فرزند غلامعلی اهل شهر نراق 20 فروردین 1399

۰ نظر ۲۳ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۳۷
سلحشوران شهر نراق

ساوجبلاغ - حضور مبارک جناب مستطاب عمدةالاعاظم والتجار،قبله و امیدگاهی ام  آقامیرزا فضل الله معاون التجار نراقی(فضل اله نراقی فرزند محمد جواد) دام اقبالهم العالی شرف باد.
قبله و امیدگاها
ازحق جل جلاله مسئلت می نمایم که وجود مبارک حضرت مستطاب، عالی مقرون به صحت و سلامتی بوده، ملالی در خاطر شریف نیست. از حالات بخواهید بحمدالله همگی سلامت و تامین صحت برقرار و به دعاگویی وجود مبارک مشغولیم. دواعلی دستخط مبارک بتوسط پست دولتی واصل و زیارت شد ، از صحت و سلامتی وجود مبارک کمال مسرت و خورسندی رخ نمود .

خداوند سایه مبارک را از سر ماها کم و کوتاه نگرداند. شرحی از بابت غارت نمودن خانه مرقوم داشته بودید. خیلی غمگین شدیم.ولی قربان شما،تمام تقصیرات از خود سرکار می باشد. و والده عبدالله اگر روز اول که ماها آمدیم تشریف آورده بودید نه اینهمه ضرر کرده بودید و نه اینقدر ذلت کشیده بودید.
باری گذشته است،جان خود شما سلامت باشد. و اما از بابت اینکه مرقوم داشته بودید که کوس لِمَن المُلکی(طبل و دعوی مالکیت کردن) زده ای و گفته ای اگر نراق برسم آقا محمد کاظم را می کُشم و چه می کنم.
فرمایشات سرکار را قبول دارم ، ولی به جان عزیزت قَسَم می دهم که این مطلب را کی به شما گفته؟ خدا شاهد است که چنین حرفی تا بحال نزده ام و نخواهم زد.استدعا دارم مرقوم دارید که روبرو نموده آنوقت صِدق و کذب معلوم می شود که سرکار بدون جهت چاکر را مقصر نفرمایید.

و اما از بابت اینکه مرقوم داشته اید که بچه های هم قد شما صاحب آلاف و الوف(به یکباره ثروتمند شدن) شده اند و مشغول کسب و کار شدند و شما تابحال بیکار هستید.  فرمایشات شما قبول ولی پدرهای مردم اولاد خود را تنخواه داده مشغول کردند و شما ندادید و می فرمایید که چرا بیکار هستید و تا وقتی که کار بود و نوکری هم بود کردیم. حالا که خداوند اسبابش را مهیا نمی کند دیگر ماها چه تقصیر داریم؟

و دو مرتبه از نراق نوشته ام که اجازه بدهند جناب آقاخاله تا دویست تومان تنخواه بدهد ،آنوقت مثل بچه های مردم مشغول کسب شویم.
علیمحمد پسر جناب آقا سلیمان صد تومان تنخواه دارد، با او شریک خواهم شد به صوابدید(به صلاح) آقاخاله آقا محمدکاظم،اگر مصلحت می دانید اجازه بدهید. ولله خود مرقوم داشته اید که چرا دو کلمه از حالات خود ورودتان ننوشته اید. جناب والد به جان شما این مکتوب چهارم است که از خط نراق نوشته ام. و از قم و عراق(عراق عجم) و همدان و در بین راه ساوجبلاغ ، ده عریضه عرض کرده ام.اگر نرسیده باشد تقصیر بنده چیست؟
آب و هوای نراق هم اگر تغییر کرده باشد به جهت ما نکرده بجهت کسان دیگر کرده ، نوشته اید پدر را مرده که نکرد . فکری بحال خود و صغار نمایید. نمی دانم چه خاکی بر سرم کنم؟  بدست تنها که نمی شود کسب نمود، تنخواه لازم دارد . شما مرحمت بفرمایید که ماها مشغول شویم.

مرقوم داشته اید که این املاک و خانه پدرت مخارج دو سال شما را نمی دهد.
پدرجان مگر من چه کرده ام ؟ نراق جایی نیست که ماها مشغول بزم و نشاط شویم. خدا شاهد است از صبح تا غروب بیکار هستیم و کاری نیست که بکنیم و کسبی هم نداریم. لابدیم بیکار باشیم. و اینکه عبدالحسین(عبدالحسین نراقی فرزند فضل اله معاون التجار) خانه شما را به باد خواهد داد هم چنین نیست. خاطر شما جمع باشد عبدالحسین از همه ما دلسوزتر است. و شب و روز در صحرا مشغول زراعت هستند و به کارهای زراعتی رسیدگی می‌کند. و حالا مثل ساوجبلاغ نیست. حالش خیلی تفاوت نموده اگر تشریف آوردید معلوم خواهد شد. و اما اینکه نوشته اید عیال جناب آقاخاله رضایت ندارد و به او بد می گذرد اشتباه فرموده اید.زمان حضور معلوم خواهد شد.

شما که حالا غایب هستید تا از دست ماها بَرآید کوچکیِ جناب آقاخاله و اهل ‌بیت آقاخاله را خواهیم کرد و همچنین کوچکی اولادان او را. و اما از بابت والده هر وقت که کاغذ شما می رسد شکایت از دست والده دارید.نمی دانم والده چه بشما کرده که اگر فی الواقع او را نمی خواهید یکدفعه جواب دهید. رسم زن و شوهر که اینطور نیست. و شما هم در نراق دیگر چیزی ندارید که مادرم بفروشد و بخورد و یا به خانه مادرش و برادرش ببرد.حیف است از شما !
نمی دانم والله. عبدالله(عبداله نراقی فرزند فضل اله معاون التجار) این زیرآب زنی را که می کند. ماها که درباره مادر عبدالله کاری و بدی نکرده ایم که او شب و روز آب را زیر کاه می کند .
خودش می داند سزای هرکسی با خداست. باری جناب والد. شما را قَسَم می دهم به حق حضرت عبدالبهاء(عباس افندی فرزند حسینعلی نوری) این مطلب را کی به شما گفته که جناب آقا محمد کاظم را خواهم کشت؟

 استدعا می کنم این مطلب را مرقوم دارید که دیگر هوش بر سَرم نمانده ، مستدعی هستم مرقوم دارید. و یخدان ما را مدتی است که به کاروانسرا می بردیم و در خانه نمانده آسوده خاطر جمع باشید .
خدمت جناب حاجی محمد صالح و آقا میرزاعلی و آقا میرزا حاجی و آقامیرزا عبدالخالق و میرزامحمد رشید عرض سلام مخصوص برسانید. مادر و بچه های او را با مریم دعا برسانید.از مقتول شدن رحمان خیلی دلتنگ شدیم.خداوند او را رحمت نماید.سرسلامتی به همگی بدهد.خدا او را رحمت کند. استاد رحمان را با عیالش و بچه هایش دعا برسانید. اهل خانه حاجی کریم را با بچه هایش ، میرزاعلی و میرزا محمدصالح سلام برسانید و احوالپرسی کنید. زیاده زحمت نمی دهد جان نثار شما.

از آنجایی که پسر مرحوم آخوند ملا محمد تقی شاگرد زیاد داشت و نمی رسید که زیاد توجه از فتح الله بکند و فایده هم نداشت جناب آقاخاله مصلحت در این دانستند که فتح الله برود به حجره آقا میرزا عبدالمبین در آنجا مشغول خدمت حجره بشود.

در ضمن هم درس و مشق بنویسد و فردا که ۳ صیام(سوم ماه رمضان) است می رود. دانسته باشید. ستاره و اسماعیل سلام می رسانند و احوالپرسی می کنند. اقل الحقیر عبدالحسین مخصوصا سلام می رسانم. والده عبدالله را با عبدالله سلام برسانید و طاهره را دیده بوسی نمایید.
همه روزه پشت در و دکان های دیگر می روم و کمال توجه را از همه کارها دارم. خواهش می کنم که حضرتعالی هم نظر مرحمت را درباره چاکر داشته باشید. زیاده سلامتی شما را طالبم. مجدد عرض می شود که پاکتی را که به همراه آورده بودیم در همدان نزد جناب حاجی محمدرضا گذاردم. البته وقتی که تشریف آوردید یا بفروشید یا به همراه بیاورید ، مقصود این بود که فراموش نشود.
آقابیگم مخصوصا عرض سلام می رساند و احوالپرسی می کند. دائی ها عرض سلام می رسانند. حضرات نراقی ها را مخصوصا جناب آقا فتح الله سلام برسانید .

 روی پاکت:

 

ساوجبلاغ - سرای حاجی عبدالله - حضور مبارک جناب مستطاب عمدةالاعاظم والتجار قبله و امیدگاهی ام خدایگانی آقامیرزا فضل الله معاون التجار تاجر نراقی دام اقبالهم العالی شرف باد.

لیل بیستم شهر رمضان المبارک سنه 1333
20 رمضان 1333(برابر 9 مرداد 1294)

از استاد گرانقدر آقای حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی سند  سپاس گزار می باشیم .

از جناب آقای حمیدرضا  سلطانی شایان فرزند اکبر اهل شهر نراق از بابت بازنویسی ، تایپ و تنظیم متن سند مربوط به 108 سال پیش قدردانی می گردد .

۰ نظر ۲۳ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۰۸
سلحشوران شهر نراق

عیدست ولی بر تن ما رخت قدیم است
طوفان بلا در همه جا، جای نسیم است

امسال؛ نه ایران که جهان تیره و تار است
گویند که این فتنه، ز شیطان رجیم است

ترسی نَبُوَد بر دل طوفان زده ی ما
وقتی که توکّل به خداوند کریم است

هر چند که دوریم ز خویشان و  عزیزان
جای همه عمریست در این قلب سلیم است

باید که صبوری کنم و خانه بمانم
فاتح بُوَد آنکس‌ که شکیبا و حلیم است

ما منتظر آمدن صبح بهاریم
چشمم به دَر انگار که از عهد قدیم است

راضی به رضای تو اَم ای خالقِ سبحان
امید من هر لحظه به رحمانِ رحیم است

مقاوم باش :: سلـحــشـوران شـهـر نــراق

شعر از علی رضایی نراقی - عید نوروز  ۱۳۹۹

۰ نظر ۲۲ فروردين ۹۹ ، ۱۱:۰۸
سلحشوران شهر نراق

به اجاره صحیحه شرعیه دادم اینجانب عباس خان همگی و تمامی نصف از یکدرب قهوه خانه و نصف از یکباب طویله مع کاهدان مالکی خودم را در مرغ سرخه هستیجان(دهستان هستیجان دلیجان) از تحریر الی مدت یکسال شمسی تمام دیگر به عالیجاه محمد ابراهیم خلف مرحوم آقا نصرالله نراقی بمبلغ نه تومان و شش قِران وجه نقد که هر ماهی مبلغ هشت قِران بدون عذر کارسازی دارد و همه نوع در طویله و کاهدان و قهوه خانه کمال توجه را داشته باشد که خرابی پیدا نشود .
توضیح آنکه هرگاه اجاره آن ماه بماه برسد خودم وکیل هستم که قهوه خانه را خالی نمایم .

تحریرا بتاریخ 21 محرم الحرام 1345
21 محرم 1345(برابر با 9 مرداد 1305)
امضاء عباس ابوالحسنی(عباس ابوالحسنی فرزند علی ابن میرزاآقا ابن فرج اله)
اعترف بما رقم فیه لدی
مُهر عبده فتح الله(فتح اله غفاری ابوالزوجه همسر دوم آقا علی خان ابوالحسنی)

سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود به جهت بازخوانی اجاره قهوه خانه و کاهدان و طویله نزدیک یک قرن پیش در روستای هستیجانِ دلیجان توسط عباس خان ابوالحسنی نراقی سپاس گزار می باشد .

توضیحات سایت سلحشوران شهر نراق :
عباس خان ابوالحسنی سال 1270 در نراق از خانم عفیفه طوبی ابوالحسنی متولد شد . ایشان تاریخ 17 آبان 1345 در سن 75 ساگی فوت و در نزدیکی های مقبره پدرش آقا علی خان نایب الحکومه جَنب بقعه شاه سلیمان نراق خاکسپاری گردید . ایشان یک دختر به نام طوبی ابوالحسنی داشت که در امریکا فوت نمود .

یادآوری می گردد نصف بنای ذکر شده در متن سند به حاج میرزا عباس خان منصوری نراقی فرزند میرزا ابوتراب تعلق داشته که آنان نیز همزمان اجاره داده بودند و در سند شماره 395 شرح آن در سایت نمایش گردید .

۰ نظر ۲۲ فروردين ۹۹ ، ۱۰:۵۸
سلحشوران شهر نراق

اشاره
اقامتگاه بومگردی به معنی محل اقامت مسافر یا گردشگر است و منطبق بر فرهنگ و جغرافیای آن منطقه. بومیان هر منطقه  جغرافیایی بر اساس شرایط ساخت و ساز و مهمتر از آن فرهنگ منطقه، خودشان دست به ساخت چنین اقامتگاه هایی می زنند.

این اقامتگاه ها جایی است که انتقال حس٘ ایرانی زیستن و تجربه زندگی ایرانی با اقلیم های مختلف با تکیه بر مهمان نوازی و مهرورزی ایرانی" گردشگری " را به سمت خود می کشاند. مهمان نوازی ایرانی که در خون هر ایرانی جریان دارد و با تعبیر جغرافیای اقلیمی وقومی رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد.

اهداف تاسیس اقامتگاه بوم گردی

از جمله اهداف تاسیس اقامتگاه های  بوم گردی،می توان به توسعه پایدار گردشگری،احیای ارزش سنتی و بومی، کمک به اقتصاد جامعه محلی و حفظ محیط زیست اشاره کرد. در واقع گردشگری فرصت های زیادی را برای کسب و کار کوچک خانوادگی و جوامع محلی ایجاد می کند که از جمله این فرصت ها توسعه اقامتگاه های بوم گردی در نواحی مختلف کشور است.

اقامتگاه بومگردی سرای شمس نراق

اغلب این اقامتگاه ها خانه های قدیمی می باشند که احیا و بازسازی شده اند.در این نوع اقامتگاه ها تلاش بر این است تا گردشگران با آداب و رسوم، روش سنتی زندگی مردم بومی وغذاهای محلی آشنا شوند.
در این اقامتگاه ها که تقریبا همگی آنها به صورت خانوادگی ارائه خدمات می کنند سعی بر این است تا مهمانان با شیوه سنتی درآن محل خاص آشنا شده و ازغذاهای محلی آنجا استفاده و در محیطی طبیعی، سفر خود را به انجام برسانند. در نهایت می توان گفت آنچه امروز می تواند سبب توسعه پایدار گردشگری در کشور شود، به رسمیت شناختن اقامتگاه های بوم گردی است.

اقامتگاه بومگردی سرای شمس نراق

یکی از مصداق های مهمان نوازی ایرانی را می توان در اقامتگاه های بوم گردی دید. دو دهه از تاسیس این اقامتگاه ها در ایران می گذرد و با رشد صنعت گردشگری و استقبال گردشگران داخلی وخارجی از گردشگری بومی ، تبدیل به یکی از ظرفیت های اقتصادی و سیاست های کلان کشور شده است.

آشنایی با اقامتگاه بومگردی سرای شمس شهر تاریخی نراق

نراق شهری کهن در شهرستان دلیجان واقع در استان مرکزی ایران می باشد که با جاذبه های طبیعی وگردشگری متعدد،هر ساله میزبان گردشگران است.

شهر زیبا و تاریخی نراق ،یکی از نواحی دوست داشتنی و دیدنی در استان مرکزی است که از سه جهت گرداگرد آن را کوه فرا گرفته است .همین امر مهمترین دلایل برخورداری این شهر کهن از آب وهوایی مطلوب و دلچسب است که در کنار آثار تاریخی ودیدنی های طبیعی ،آن را به یکی از جاذبه های گردشگری در مرکز کشور تبدیل ساخته است.

 اقامتگاه بوم گردی شمس سومین اقامتگاه بومگردی این شهر تاریخی حد فاصل مسجد جامع ومسجد امام حسن مجتبی (ع) واقع شده است .

به دلیل قرار گرفتن در بافت تاریخی وهمجواری بناهای قدیمی نراق و دسترسی آسان به جاذبه های طبیعی و گردشگری ، گزینه مناسبی برای اقامت میهمانان و توریست ها می باشد.

 خانه اولیه این اقامتگاه بیش از یک قرن قدمت دارد و دارای مساحت ۲۵۰ متر می باشد و به صورت همکف بنا شده است . در سال ۱۳۹۶ این بنا توسط آقای مجید احمدی خریداری گردید و با هزینه ای بالغ بر دومیلیارد ریال در طی مدت یک سال به سبک سنتی و با ذوق و سلیقه زیبا بازسازی ، مرمت و احیا شد .

تاریخ 17 مهر 1397 سید علی آقازاده استاندار و مسئولین استانی و شهرستان دلیجان و شهر نراق از سرای شمس بازدید داشتند و 21 بهمن 1397 در دهه فجر راه اندازی شد ولی تاریخ 13 بهمن 1398 همزمان با چهل و یکمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی توسط آقای دکترعلیرضا ایزدی  مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان مرکزی ومسوولین شهر و شهرستان رسما افتتاح گردید و زمینه اشتغال ۳ نفر را فراهم نمود .

مسئولین مربوطه پس از افتتاح اظهار کردند اقامتگاه بومگردی سرای شمس سومین اقامتگاه بومگردی شهر نراق پس از خانه نخجیر و نراقی ها و  شانزدهمین اقامتگاه افتتاح شده استان مرکزی می باشد .
 ساختار اقامتگاه

این اقامتگاه که در منطقه کوهستانی و درقلب بافت کهن شهر نراق ، در کوچه پس کوچه های بکر و قدیمی با معماری کم نظیر ایرانی به سبک دوره قاجاریه ساخته شده به طوری که اتاق ها دور تا دور حیاط قرار دارند. حیاط خانه و طراحی کم نظیرش جلوه ویژه ای به اقامتگاه بخشیده به طوری که هر گردشگری برای اولین بار وارد خانه می شود شیفته ومجذوب اقامتگاه می گردد چرا که‌ با ذوق و سلیقه طراحی شده و دارای فضایی دل انگیز است.

این مجموعه دارای ۴ اتاق که دو باب اتاق ها ۱۲ متری و دو باب دیگر ۱۸ متری می باشد . یک باب اتاق های ۱۸ متری دارای سرویس بهداشتی مستقل، توالت فرنگی ، حمام و یخچال داخل اتاق است و۳ باب دیگر سرویس های مشترک خارج از اتاق و داخل حیاط قرار دارند همچنین دارای یخچال مشترک در آشپزخانه هستند.

اتاق ها فاقد تختخواب و به صورت کف خواب و رختخواب پیچ است. به این صورت که صبح بعد از بلند شدن از خواب رختخواب ها که شامل لحاف، تشک و پتو جمع آوری(پیچیده)می شوند و داخل کمد دیواری اتاق که به گویش محلی به آن " پَرگَه "می گویند چیده می شوند و روی آنها با یک ملافه کشیده می شود.
اتاق ها مجهز به سیستم گرمایشی( بخاری گازی و کرسی) و سیستم سرمایشی(پنکه) می باشد.

پارکینک مجتمع کمی پایین تر و حدود ۱۰۰ متری در محدوده مجتمع حسینیّه و آب انبار حاج عبدالباقی  وجای امن قرار گرفته است .

از امکانات جانبی اقامتگاه می توان به شربت خانه که انواع دمنوش های گیاهی ، تنقلات ارائه می دهد اشاره کرد که داخل حیاط مجتمع قرار دارد و خدمات آن مجزا می باشد.

غذاهای محلی اقامتگاه شامل کالجوش، کشک بادمجان، کوکو سبزی، قیمه سیب زمینی، قرمه سبزی ، شفته و سایر غذاهای محلی دیگر است که میهمانان می توانند قبل از ورود و با توجه به لیست منوی غذا نوع غذای خود اعم از ناهار یا شام را سفارش داده وهماهنگی های لازم را با پرسنل اقامتگاه به عمل آورند.

 

میهمانان عزیز این اقامتگاه همچنین می توانند در صورت تمایل از آشپزخانه اقامتگاه برای پخت و پز استفاده نمایند. در این اقامتگاه فقط از غذاهای محلی استفاده می شود و از فست فودها و غذاهای فرنگی دیگر خبری نیست .

توضیح
براساس قانون خوابگاه استعمال هر نوع دخانیات در بوم گردی  ممنوع بوده و از ورود هر نوع حیوان خانگی به اقامتگاه جلوگیری می شود.

در پایان اگر علاقمند به سفر در اقامتگاه بوم گردی سرای شمس شهر تاریخی نراق هستید به شما پیشنهاد می کنیم که قبل از سفر جستجوی کوتاهی در اینترنت بکنید چرا که بسیاری از بومگردی ها برای معرفی خود در فضای اینترنت فعال هستند و توضیحاتی از مجموعه های خود را برایتان مهیا کرده اند.

همچنین می توانید به سایت سلحشوران شهرنراق به آدرس:www.salahshorannaragh.blog.ir مراجعه نموده و با جاذبه های گردشگری این کهن شهر، آداب و رسوم، شناخت مشاهیر و فرهیختگان و...، به عنوان دومین شهر گردشگری کشور به لحاظ معماری سنتی بی نظیرش آشنا شوید.

سایت سلحشوران شهر نراق از محقق ، نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ شهر نراق استاد مرتضی علی آقایی نراقی از بابت تهیه این تحقیق سپاس گزار می باشد .

۰ نظر ۱۷ فروردين ۹۹ ، ۱۹:۳۳
سلحشوران شهر نراق

مخفی نماند اینجانب عباس .... منصوری نصف یکدرب قهوه خانه و کاه انبار و طویله واقع است در مرغ سرخه هستیجان(هَستیجان روستایی از توابع دلیجان استان مرکزی) واگذار نمودم از حال تحریر الی شب عید نوروز که هر ماهی پانزده قِران بابت اجاره آن ۳ یورت(جا و مکان) و اثاثیه مطابق صورت .... پنج‌تومان مصالحه بپردازد و عذری نیاورم الی شب عید اینجانب حقی به قهوه خانه نداشته باشم و نصفه دیگر ساختمان آنجا متعلق است به فرزندان سرکار آقا علی خان( آقا علی خان ابوالحسنی نایب الحکومه نراق) از تاریخ ۲۱ محرم الی شب عید نوروز و شب عید مشارالیه پنج تومان مصالحه را با اثاثیه باقیمانده اجاره‌ بپردازد .
تاریخ 21 ربیع الثانی 1345(برابر 6 آبان 1305)
امضاء عباس منصوری نراقی

از جناب استاد حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود به جهت بازخوانی اجاره نصف قهوه خانه و کاه انبار و طویله قریب یک قرن پیش در روستای هستیجانِ دلیجان توسط عباس منصوری نراقی(نصف ساختمان به فرزندان آقا علی خان تعلق دارد) سپاس گزار می باشیم .

توضیحات سایت سلحشوران شهر نراق :
اجاره دهنده و امضاء کننده سند آقای حاج میرزا عباس خان منصوری نراقی فرزند میرزا ابوتراب می باشد . همسرش خانم آغا و دو تَن از فرزندانشان به اسامی مرحوم محمود متولد 1296 و غلام علی منصوری متولد 1319 از زمره ی نخبه های بین الملی در حرفه وکالت و علم هستند .

حاج میرزا عباس خان  منصوری فرزند میرزا ابوتراب نراقی متولد سال 1280 شمسی از زمره انسان های شایسته و خیرخواه نراق بود که تاریخ 26 خرداد 1355 بدرود حیات گفت و در مقبره خانوادگی  شماره 821 داخل بهشت زهراء تهران خاکسپاری گردید . 

همسر میرزا عباس به نام سیّده حاجیه خانم آغا اسلامی(منصوری) فرزند میرزا سیّد ابوالقاسم  نیم وَری  نام داشت که اصالتا اهل شهر نیم وَر محلات بود و زنی نمونه و در تربیت فرزندان همت والایی داشت و نهایتا تاریخ 10 خرداد 1363 نخل قامتش به اعلا علییّن سفر کرد و کنار همسرش دفن گردید .  .

۰ نظر ۱۷ فروردين ۹۹ ، ۱۵:۴۸
سلحشوران شهر نراق
مُقنیان شهر نراق و به طور کلی همه مقنّیان ، فناوری خاصی برای مسقر کردن چرخ در سَرِچاه  داشتند بدین صورت که قبل از شروع کار سه عدد سنگ به اندازه یک دانه گردو در دست می گرفتند و سر دهانه چاه می ایستادند.

سپس دستان خویش را طوری در دهانه چاه  طوری تنطیم می کردند که سنگ وسط بین هر دو دست در مرکز دایره شکل میله چاه قرار گیرد.این کار با دقت زیاد انجام می گرفت. بعد از تنطیم دست ها در حالی که دست ها رو به جلو و در دهانه چاه قرار گرفته بود، سنگ وسط را به صورت عمودی داخل چاه رها می نمودند و بلافاصله در همان حالت دو دست خویش را به صورت افقی باز می کردند و سنگ ها را بیرون سر چاه روی زمین رها می کردند‌‌‌‌(می انداختند).

سپس هر کجا که سنگ ها می افتاد همان جا چاله ای به ارتفاع تقریبا ۳۰ سانتی متر حفر می کردند و پایه های چرخ را داخل آن قرار می دادند و بعد چرخ چاه راروی پایه ها مستقر می کردند.
انجام این کار باعث می شد که هنگام بالا کشیدن دَلو(دول) از چاه توسط چرخ کِش، دلو به دیواره چاه نخورد ومستقیم از وسط میله چاه بالا یا پایین بیاید.این هم یک نمونه از شاهکار های مقنی ها قبل از شروع کار بود.

از مزایای دیگر این کار به این صورت بود که  مقنی یا شاگرد مقنی اگر می خواستند به وسیله طناب به داخل چاه بروند و یا از چاه بیرون بیایند مشکلی نداشتند. یا چرخ را پابند می کردند و به وسیله طناب به تنهایی به داخل چاه می رفتند و یا با کمک چرخ کش این کار انجام می شد.

دو روش فوق بیشتر برای میله چاه هایی که چای پا نداشتند و یا میله عریض بود یا به طور کلی مقنی می خواست راحت تر به داخل چاه رفته یا خارج شود، کاربرد داشت. بنابراین تمام کار مقنی ها روی اصول و فناوری خاصی انجام می گرفت.

منبع:
salahshorannaragh.blog.ir

حرف دل

سلامم به قنّاهای نراق
که زحمت کشیدند برای نراق

 

به استاد رحمان واستاد حسن
به استاد امّید رادمرد کهن

 

به عبدالمبین مرد نیکو صفت
علی جعفری مومن چیره دست

 

به استاد رمضان که هر کار بود
هم او کاسب کوی و بازار بود

 

حسین عظیمی بُوَد پور او
درودم بر خُلقِ نیکوی او

سایت سلحشوران شهر نراق از محقق ، نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ شهر نراق و منطقه جناب حاج مرتضی علی آقایی نراقی از بابت تهیه این تحقیق سپاس گزار می باشد .

۱ نظر ۱۵ فروردين ۹۹ ، ۱۴:۳۷
سلحشوران شهر نراق
مقدار موازی ده مَن(نصف پنج مَن)بادام شیرین بوزن شاه بادام خشک زمین نراق کدخداپسند از مال خالص جناب آقا میرزا علی اکبر خَلف صِدق جناب مستطاب اشرف الحاج حاجی حبیب الله تاجر نراقی بر ذمه(ضمانت) و رقبه(به گردن) خود قبول شرعی دارد عالیقدر آقا محمد جواد خَلف صِدق آقا حبیب‌الله حاجی کاظم نراقی که انشاالله رحمان رفع محصول بادام کارسازی نماید و عذری نیاورد .
وکان ذالک التحریر بتاریخ یازده شهر جمادی الثانی سنه 1332
11 جمادی الثانی 1332(برابر با 16 اردیبهشت 1293)



سایت سلحشوران شهر نراق ، از استاد گرانقدر آقای حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی فروش بادام نراق در 110 سال قبل سپاس گزار می باشد .
۰ نظر ۱۵ فروردين ۹۹ ، ۱۴:۱۴
سلحشوران شهر نراق

 

ما را در سر سودای عاشقی است

                                                  و دفاع همچنان باقیست

                                                                                    و تا انتها ایستاده ایم.....

۱ نظر ۱۴ فروردين ۹۹ ، ۱۸:۰۸
سلحشوران شهر نراق

غرض از تحریر و ترقیم این نگارش وسطور خالی از عیب آنست که در بهترین ساعتی از ساعات و وقتی از اوقات عقد و مناکحت و مزاوجت همیشگی و دائمی واقع گردید فیمابین میرزا ابراهیم رحمانی نراقی محل سکونت میمه جوشقان قالی فرزند مرحوم نصرالله نراقی و عصمت پناه بانو سکینه کاشانی فرزند مرحوم جعفر عمو حسین دارای شناسنامه ۱۶۶۳۹ به مِهر و صداق معین و مشخص بمبلغ یکصدو یکتومان نقد ما فی الذمه بعهده زوج نام نامبرده بالا می باشد که در ساعت مطالبه زوجه زوج فوق الذکر تسلیم و تادیه نماید مناکحه صحیحه شرعیه و معاقده صریحه اسلامیه بنهج شرع انور به صیغه عربیه و فارسیه بینهما جاری گردید .این چند کلمه بر سبیل برگ عقد نامچه قلمی گردید تا واضح بوده باشد .
و کان ذالک تحریرو وقوعا بتاریخ سال یکهزارو سیصدو بیست و چهار شمسی عقد مناکحت واقع شد ۱۳۲۴
مُهر : ابراهیم رحمانی

امضاء حاشیه سند :
قد صدرالایجاب حر... شیخ عبدالرسول کاشانی

 

سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی عقدنامه محمدابراهیم رحمانی و سکینه کاشانی سپاس گزار می باشد.

توضیحات سایت :
عقدنامه متعلق به آقای محمد ابراهیم رحمانی فرزند نصراله اهل شهر نراق و خدمتگزار اداره دارایی بروجرد و میمه بود که تاریخ 13 اردیبهشت 1333 دار فانی را وداع گفت و پیکرش در گورستان میمه اصفهان خاکسپاری گردید . وی پدر مرحوم غلامحسین رحمانی است که در بقعه زبیده خاتون نراق دفن می باشد .

۰ نظر ۱۴ فروردين ۹۹ ، ۱۶:۵۲
سلحشوران شهر نراق

 اینجانب از سال ۱۳۳۳ الی ۱۳۳۹در دبستان فاضل نراقی شهر نراق دوران ابتدائی را به تحصیل اشتغال داشتم که در این زمان زمینی در کنار دبستان توسط حاج احمدخان امینیان اهدا شد و دبیرستان سه کلاسه افتتاح گردید و به نام دبیرستان امینیان نراقی نامگذاری شد و سه سال دبیرستان را هم در آنجا گذراندم .

خاطرات زیاد و فراموش نشدنی دارم که از آن جمله بخاری های هیزمی بود که روی آن شن ریخته بودند و ما برف ها را می آوردیم روی آن سنگ ها می گذاشتیم و چون سریعاً بخار می شد و هوا را مرطوب می کرد خوشحال می شدیم .

بعدها هم بخاری های هیزمی با بخاری نفتی (مارک فرکار) جایگزین شد و روزی سه لیتر سهمیه نفت داشت .روزهای سرد که بالاجبار بایستی شیر نفت را بیشتر باز می کردیم نفت زود تر تمام می شد و شاگردان باید از جیب خودشان نفت می خریدند و منبع بخاری را پر می کردند.

در آن موقع سازمانی بود به نام (اصل۴) که در سال یکی دو نوبت ماشین این موسسه که در واقع سینمای سیّار بود به نراق می آمد و در انتهای راهرو دبستان پرده نمایش نصب می کرد و فیلم های مستند به نمایش می گذاشت.
در تابستان هم آموزگاران انتهای همان راهرو را با نیمکت ها سکو(سِن نمایش) درست می کردند تا نمایش اجرا شود و اهالی نراق می توانستند تماشاگر باشند .
 چون آن زمان بلندگو در نراق نبود از طریق بلندگوی رادیو صدایشان پخش می شد.

جشن های ملی و مسابقات والیبال هم که بین تیم های نراق و دلیجان برگزار می شد در حیاط دبستان اجرا می گردید و یادم هست یکی از معلمین به طور جدی می گفت به جای اینکه ما برویم دلیجان و یا دلیجانی ها بیایند اینجا می توانیم یک زمین والیبال درست کنیم و زیر آن بلبرینگ بگذاریم هرموقع دلیجان مسابقه داشتیم زمین را هول بدهیم ببریم دلیجان و یا بلعکس که اطمینان دارم خالی از شوخی می گفت چون سال های بعد وسیله نقلیه زیاد شد و به سهولت می شد بین آن تردد داشت و خاطرات بسیار دیگری که اکثر عزیزان در دوران تحصیل دارند.

در ضمن یاد تمامی عزیزانی را که سِمَت مربی بر من داشتند گرامی می دارم و برای درگذشتگان طلب آمرزش و برای بقیه سلامتی و خیرعاقبت آرزو دارم :

آقایان :
محمد رئوفی ،خسرو اورمزدی خرمشاهی،قدرت اله عامری ،سلطانعلی غفاری ،ابوالقاسم سلیمی،علی اکبر غفاری،علیرضا طبیب زاده،علی اکبری،علیرضا عابدینی،مهدی عسگری درمنکی،احمد امیری،رحمانی،مرتضی رادفر،علی اصغر صدرالدینی،فضل الله شهیدی،احمد روحانی،غلام طالبی،سید احمد جوکار،حسین اشرفی ،هدایت الله رحیمی،سید حسین موسوی،سید ماشااله هاشمی،سید مصطفی هاشمی،حسن غفاری،حبیب اله تیموری، سید مهدی غفاری،مرتضی جعفری،سیدعلی جلالی و عزیزان دیگر .

راوی : سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود

۰ نظر ۱۳ فروردين ۹۹ ، ۱۶:۵۵
سلحشوران شهر نراق

مخفی نماناد که خیرالحاج حاجی میرزا محمد خَلَف مرحوم میرزا اسماعیل نراقی در حضور اینجانب شهادت داد که امر زوجه محمد خلیل با اولاد مرحوم حاجی محمد جعفر و زوجه و ادعای او ........... که خود حاجی مشارالیه در نظر دارد با وجود و مراتب مجدد در مسجد در ملاء عام جمعی از اقوام زوجه محمد خلیل به نزد او رفته و محمد خلیل زوج خود را مجددا وکیل ساخته .... با وجود عدم تسلط بر اولاد ........ مصالحه جدیده نمود و محمد خلیل مال المصالحه را در حضور اینجانب حواله شرعی به دیگری ساخت که به طلبکار خود بدهد
بعد از مراتب زوجه .... به شکایت محمد خلیل به نزداینجانب آمد که ... ... محمد خلیل گذشته بود دیگر این ... تحمیلی است اما می شود او را جواب دادم که مصلحت تو در این است اگر چه خلاف مصلحت صغار باشد و این ضرر را لاجرم متحمل شو ، چرا که گریبان را از دست چنین شخصی مخلص کردن عین مصلحت است .

این بیچاره هم قبول این عمل را نمود بعد از آن محمد خلیل خود نزدم آمده او را نصیحت کردم .... نداد زوجه خود را فرستاد بعد از اینکه مطلب حالی او شد چندی گوش سخن زوج خود بکرد ....... رفته است مرقوم می شود که اصلا و مطلقا تسلطی در هیچ باب بر ایشان ندارد و اهل شرع و عرف و مومنین ........
لازم است که محمد خلیل و زوجه او را و...... و شر او را از ... صغار و والده بیچاره ...
فی یازدهم شهر شعبان المعظم سنه 1343
11 شعبان 1343(برابر 16 اسفند 1303)


سایت سلحشوران شهر نراق از جناب استاد سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی  مصالحه بین طرفین نراقی سپاس گزار می باشد .

۰ نظر ۱۳ فروردين ۹۹ ، ۱۵:۰۲
سلحشوران شهر نراق

هدایت به بالای

folder98 facebook