شیعه بگریید به شور و نوا بهر غریبی زشه کربلا
گفته حسین این عجب است این عجب آب فرات از من و من تشنه لب
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع
از عمود آهنین عباس شد نقش زمین وای بر ام البنین
میزند بر سر از این ماتم امیرالمومنین وای بر ام البنین
روز عزای شاه گلگون قباست امروز
چه کربلاست امروز چه پربلاست امروز
سر حسین مظلوم از تن جداست امروز
یاد مدافعان حرم آل الله
مدد میگیریم از ذکر ثارالله و از ساقی علم به دوش ثارالله
یاد مدافعان حرم آل الله
همه هیئتی ها همه غیرتی ها به یاد شهدا بگو یا حیدرآفرینش را نمیدانم چه شوری بر سر است
روز عاشوراست یا غوغای صبح محشر است
انبیاء در این مصیبت خاک بر سر ریختند
شاهدم روی غبارآلوده پیغمبر است
استاد مصطفی کیانی - استاد عزیزالله فروغی
مصطفی کیانی - عزیزالله فروغی - علی آعلی
سال 1350 استاد مصطفی کیانی با فرزندانش کیقباد - مژگان - بابک و کتایون
یادگارهایی از مرحوم مصطفی کیانی و ماشین تایپ المپیای قدیمی که زمانی برنامه هایش را با آن تایپ می کردند
استاد مصطفی کیانی - آقای محمود مرادی شهردار محترم نراق
شاعران اصفهان در انجمن ادبی اصفهان
از راست : آقایان بهشتی ، بصیری(بصیر) ، نوابخش(نوا)،سرگرد سعادت، حسن بهنیا(متین اصفهانی)،احمد غفورزاده(طلائی)،اشتری،دکتر محمدسیاسی ، اکبرجمشیدی ، محمدپرستش
عکس خانوادگی مربوط به سال 1317 در شهر تاریخی نراق (78سال پیش)
از راست : بتول صدیق پور فرزند محمود - محمود صدیق پور فرزند عبدالغفور - کودک حسین صدیق پور فرزند محمود - رباب کیانی فرزند حسین - فأطمه صدیق پور فرزند محمود - هما کیانی فرزند ابوالقاسم خلیلی - علی اکبر کیانی فرزند حسین - کودک مصطفی کیانی فرزند علی اکبر
مرحوم مصطفی کیانی نراقی در حال اجرای برنامه ادبی
رادیو ارتش
از راست : مصطفی کیانی - سرهنگ پورکلباسی
از راست : دکتر حمید مصدق - استاد مصطفی کیانی
مرحوم مصطفی کیانی نراقی
عده ای از شاعران پس از مرگ استاد مصطفی کیانی نراقی اشعار مختلف در خصوص این شخصیت برجسته سرودند که بعضی از آنها عبارتند از :
پروین
اسحاقی – ابراهیم اسماعیلی اراضی – فریبا امجد – عباسعلی باباشاهی – حکیمی
نجف آبادی – محمد علی دادور(فرهاد) – آیت دشتی – حسین سرور اصفهانی – دکتر
محمد سپاسی – محمد شیران(عاصم) – فضل الله شیرانی(سخا) – علی شیران
بیداباد(صحت) – صدیقه صابری(شهلا) – مهرداد عطایی – کچویی(عطا) – عباس
کیقبادی – مهدی ملکی
به دلیل اینکه نمایش همه ی سرود ها به علت حجم بالای ان مقدور نگردید فقط به سروده های خانم پروین اسحاقی اشاره می گردد :
شد نهان در خاک، آن کوه، گوهری ارزنده بود
آسمان شاعری را، اختری تابنده بود
شد چراغ انجمن ها، بی وجود او خموش
شور و حالی داشت با یادش، سخن تا زنده بود
آن کیانی مصطفی در اوج شعر اصفهان
در تمام عمر در اندیشه ی آینده بود
یک جهان فضل و محبّت گشت پنهان زیر خاک
سرد شد قلبی که از مهر و وفا آکنده بود
خبر ناگوار شوک وارد می کند
مخصوصا خبر ناگواری که از مردان نیک خدا باشد
مرتضی لطفعلی سال 1336 در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد گردید .
مادرش مرحومه حاجیه فاطمه قجری فرزند محمد و پدرش مرحوم کربلایی حسین لطفعلی فرزند لطفعلی از زمره مردمان مومن و نان حلال خور جامعه بودند .
برادرانش : رمضان - اصغر - علی ماشاءالله و محمد و خواهران گرانقدراز چهره های نیکوکار و دست بخیر می باشند . تاریخ 7 فروردین 1360 با خانم جعفری ازدواج و زندگی مشترک را آغاز نمودند.
مرتضی معلم نمونه با افکار بسیجی بود . نیمه دوم 1360 که بسیجیان نراق
در ساختمانی که مدرسه عشقشان خطاب می شد مستقر شدند او همراه و هم مسلک
آنان بود .
چون در خطاطی و نوشتن روی مقوا و پارچه نسبتا وارد بود در
واحد تبلیغات کمک حال دوستان بسیجی اش بود . به دلیل علاقمندی به ورزش در
تیم فوتبال فاضل نراقی و پرسپولیس نراق هم حضور داشت و بازی خوبی ارائه می داد .
ندای
هل من ناصرا ینصرنی حسین زمان حضرت سید روح الله طنین افکن شد که جبهه ها
را پر کنید و مرتضی لبیک یا خمینی را سر داد و برای دفع تجاوز ارتش بعث
عراق با سلحشوران دیگر راهی سرحدات گردید .
از راست : میرزاعلی قجری - مرحوم مرتضی لطفعلی - علی اکبر کمره ای
دشمن همچنان در سرزمین
ایران بود و مرتضی ها تاب و تحملشان به سر رسید و یورشی به نام الی بیت
المقدس به دشمن زدند و اجازه ندادند چکمه های بیگانه خاک پاک شیران را
مورد تعرض قرار دهد .
مرتضی در حومه خرمشهر در اثر موج انفجار آسیب می
بیند . اجازه نمی دهد کسی مطلع شود و هیچگاه برای تشکیل پرونده اقدام ننمود
و پس از گذشت 34 سال کسی مطلع نیست که ایشان در بازپس گیری خرمشهر در اردی
بهشت و خرداد 1361 مجروح گردیده است .
ایستاده از راست : بهرامی محلاتی - میرزاعلی قجری - ناشناس - ناشناس - شهید مندعلی نباتی - مرحوم حسین کرباسی
نشسته از راست : مرحوم مرتضی لطفعلی - ناشناس - ناشناس - علی اکبر کمره ای - ناشناس - ناشناس اهل محلات
مرتضی و مرتضی ها و پنج شهید
شهر تاریخی نراق(غلامرضا قجری – علیرضا قجری – محمدرضا رمضانی – محمدرضا
باقری – علی اصغر عبدالهی) و شهدای کشور فاتحین اصلی خرمشهر هستند ولیکن
این افتخار عظیم به نام عده ای از فرماندهان جنگ نوشته شد .
بی سبب نیست شاعر نراقی علی رضایی فرزند رضا در وصف خرمشهر اینچنین سروده است :
امروز به دیوار تو ای خرمشهر
افتاد نگاهم و چنین میخوانم
صدام به آن خط کریهش بنوشت
من آمده ام و تا ابد می مانم
گفتم که تو فرزند پدر هرگز نه
این گفته حقیقت است و من میدانم
گفتی که سه روزه فاتح تهرانی
مسدود کنم راه تورا با جانم
صدبار اگر تکه شود جان و تنم
بهتر بود ار سست شود پیمانم
تنها نشدم گمان مکن ای مزدور
قرص است دلم به بیشه ی شیرانم
ناموس و وطن برای من محترم است
جانم به فدای رهبر و ایرانم
از راست : علی اکبر کمره ای - مرحوم مرتضی لطفعلی - میرزاعلی قجری
سنگر
و جبهه دیگر مرتضی کلاس درس بود که به همراه همسر گرانقدرش سرکار خانم
فروغ جعفری به تربیت نسلی از دانش آموزان به فراگیری علم و دانش مشغول
باشند و آنها در این رابطه فعالیت های مضاعفی داشتند .
مرحوم مرتضی لطفعلی و ابوالزوجه اش استاد علی اکبر جعفری
جنگ تحمیلی به
درازا کشید و شرایط را دشوار می کرد و معمار کبیر انقلاب باز از مردم خواست
جبهه ها را پر کنند . برادران همسر آقا مرتضی به اسامی علی اصغر و ایرج
جعفری فرزندا ن علی اکبر در خطوط مقدم درگیری جانفشانی می کنند و اصغر سخت
مجروح و به خیل جانبازان نائل گردید .
از راست : محمدرضا قاسمی - مرحوم حسین کرباسی - شهید مندعلی نباتی - مرحوم مرتضی لطفعلی - میرزاعلی قجری
مرتضی سال 1363 با گروهی از
جهادگران سازندگی از جمله آقایان سیف الله شریفی و اسماعیل حبیبی راهی
استان خوزستان گردید تا در جبهه های هویزه و سوسنگرد و پشتیبانی از دفاع
مقدس سهم مهمی ایفاد نماید .
آقا مرتضی و همسرش بازنشسته شدند و در
اصفهان سکونت یافتند تا زندگانی شیرینی به همراه دو فرزندشان سحر و محسن لطفعلی را سپری نمایند .
اربعین حسینی نزدیک است و این عاشق دلپاخته شور
و شعور در ضمیرش به هیجان در آمده و تصمیم می گیرد به همراه دوستانش راهی
عتبات عالیات شده تا بعد در راهپیمایی عظیم چند میلیونی مسیر عشق نجف به
کربلا شرکت داشته باشد .
بعد از ظهر شنبه 15 آبان 1395 زمان حرکت فرا
رسید و خداحافظی با دوستان و به ویژه همسر و فرزندان صورت می گیرد و لیکن
ساعاتی بعد در منطقه داران اصفهان وسیله نقلیه سواری حامل آنها واژگون شده و
متاسفانه خورشید مرتضی لطفعلی غروب کرد .
مرتضی زائر شوریده دل اربعین حسین ابن علی(ع) بود و در مسیر الی الحسین که به الی الله ختم می شود جانباخت و کربلایی شد .
صبح دوشنبه تاریخ 17 آبان 1395 پیکر پاک سلحشور شهر نراق و عاشق اهل بیت تشییع تا در وادی السلام زادگاهش نراق سر در نقاب خاک کِشد .
مرحوم مرتضی لطفعلی جمعه تاریخ 14 آبان 1395 یعنی روز قبل از مسافرت معنوی
به عتبات عالیات و ملحق شدن به راهپیمایی عظیم جهانی از نجف به کربلا
وصیتنامه خود با خط زیبایش را نوشته که روز بعد شنبه 15 آبان 1395 پس از
سانحه تصادف منجر به فوت از جیبش بدست آمد .
عینا موارد مندرج در وصیتنامه ایشان توسط سایت سلحشوران شهر نراق بازخوانی می گردد :
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فی فرج مولانا صاحب العصر والزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
الهم النصر دینا و ملتنا واحفظ مملکتنا و ایّد قائدنا واغفر شهدانا و امواتنا برحمتک یا ارحم الراحمین
الهی
پیش از آنکه من تو را خدای خود بدانم تو مرا بنده خود کردی ؛ اکنون نیز
اگر بر من پیشی بگیری و بنده خود را که خسته و نگران از عاقبت کار خویش است
؛ همان روغن سوخته به حساب آوری او را کفایت می کند ؛ خطاهایش فراوان ولی
امیدش به رحمت تو بیشتر است .
از همه حلالیت می طلبم ؛ خصوصا همسر عزیزم ؛ او را به خدا می سپارم و در مورد آنچه از من باقی مانده اختیار تام می دهم .
از
فرزندان عزیزم مُصرانه می خواهم بیش از پیش تنهایی مادرشان را احساس کنند و
در مراقبت از او بکوشند تا عاقبت به خیر شوند ؛ این تنها نگرانی من است .
برای من بیقراری نکنید که این عاقبت کار برای من خوشایند است ؛ خوشا راهی که پایانش حسین(ع) است .
برای من یک مجلس بگیرید و مرا خاک ِ پای مادرم کنید .
همسر عزیزم و فرزندان و برادران و خواهران عزیزم را به خدا می سپارم .
14/8/1395
امضا : مرتضی لطفعلی
بنا به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ به درخواست عده ای از دانشجویان و اساتید دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر نراق پنج تن از شهدای گمنام دفاع مقدس تاریخ 20 دی 1380 همزمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق علیه السلام در بلوار ورودی دانشگاه خاکسپاری گردید .
نورالشهداء مقبره قدیمی شهدای گمنام شهر نراق
مسئولین و مردم شهید دوست شهر تاریخی نراق به همراه فرهنگیان معزز در تشییع پیکر جوانان وطن شرکت فعال داشتند .
در بازسازی های اخیر و ساخت سردرب دانشگاه آزاد نراق و نصب تابلوی دانشگاه ؛بنای مقبره پنج شهید گمنام دقیقا پشت درب ورودی قرار گرفت و از محور اصلی دلیجان به مشهد اردهال یا بالعکس قابل مشاهده نبود .
دوشنبه 10 آبان 1395 برابر 29 محرم 1438 پیکر پنج شهید گمنام دفاع مقدس از مکان سابق خود که 15 سال خاکسپاری بودند به حدود 150 متر کنارتر طی مراسمی جابجا و مجددا خاکسپاری گردیدند .
هنوز مسئولین امر دلیل یا دلایل این اقدام را رسما اعلام نکرده اند ولی علی الظاهر یکی از دلایل تغییر مقبره الشهدای گمنام به علت قرار داشتن بنای مقبره در مسیر لوله اصلی خط انتقال گاز عنوان شده که امکان خطر پذیری وجود داشته است .
به هنگام جابجایی بقایای پیکر این پنج شهید گمنام و راه اندازی مقبره جدید از بقایای پیکر آنان آزمایش دی ان ای صورت پذیرفت .
ضمنا در هنگام عملیاتی کردن فعل و انفعالات اجازه گرفتن هیچگونه عکس و فیلم از سوی دست اندرکاران داده نشد و شرعا حرام اعلام نمودند .
عده ای از شهید دوستان و خانواده ها علاقمند بودند مزار این پنج شهید گمنام جنگ تحمیلی در مکانی بیرون از محیط آموزشی دانشگاه نراق و حوالی آن باشد تا هر ساعت تمایل داشتند به گرد این امامزادگان عشق حلقه زده تا تسکینی بر آلام آنان گردد.
با وجودیکه طی این 15سال تابلوی آهنی مبنی بر راهنمایی و تاریخ دفن شهدای گمنام در مقابل دیدگان توریست ها و سرنشینان وسائط نقلیه ی عبوری نصب نشده بود امید است این بار به حرمت عظمت شهدا تابلوی راهنما نصب گردد .
مادرم یاسها عطرشان را از بوی تن تو به عاریت میگیرند
شبنم گل واژه اشکهای توست
ای شقایق دشتستان صبوری
ای هم آغوش پروانهها
ای صفای گل سرخ
ای نرگس عشق
تو از همه گلها زیباتر و از همه آنها خوشبوتری
عطر همه گلهای شگفته را نثارت میکنیم
جنگ
تحمیلی که آغاز شد انبوه خانواده های ایرانی دفاع مقدس را برای خود تکلیف
دانستند . از نمونه های درخشان این لشکر خانواده ها حاج حسین پیشه ور فرزند
فتح الله و مهری اوضایی بودند که با تحمل مشقت های پیش آمده کنار آمدند و
معمار کبیر انقلاب حضرت سید روح الله را پشتیبانی نمودند .
حاجیه خانم مهری(نقلی) اوضایی فرزند خانواده ای است که مردم نراق و منطقه ایشان را به صداقت و پاکی می شناسند .
مرحومه بهجت یوسفی و مرحوم حاج محمد اوضایی
مرحوم
حاج محمد اوضایی فرزند شیرعلی ابن حسین از فعالان طب سنتی در نیم الی یک
قرن پیش بود . همسرش مرحومه بهجت یوسفی فرزند حسین ابن حاج ابوالقاسم نام
داشت . حاج محمد خدمات عام المنفعه ای در زمانی که امکانات ضعیف بود برای
مردم انجام داد . کسب درآمد از نان حلال زندگی باعث شد فرزندان سالم و
دلسوز به جامعه تحویل دهند . یکی از این فرزندان شیر زنی به نام مهری(نقلی)
اوضایی بود که به همراه همسرش حاج حسین پیشه ور سه فرزندشان را راهی جبهه
های حق علیه ظلمت نمودند .
* عباس(غلامعباس) پیشه ور از نیروهای
جهاد سازندگی بود و علاوه بر پشتیبانی از دفاع مقدس خود جهادگری بود که در
خطوط جبهه حضور فعال داشت .
* مظاهر پیشه ور از نیروهای اولیه در
راه اندازی بسیج نراق هست که بعد به سبزپوشان سپاه پیوست . خدمات موثری در
دفاع مقدس داشت که از جمله آن حضور و سلحشوری درعملیات غرورآفرین بیت
المقدس و بازپس گیری خرمشهر از دشمن بعث عراق بود که طی درگیری به شدت
مجروح گردید و مدتی در بیمارستان بستری بود . ایشان از جانبازان جنگ تحمیلی
می باشد .
* علی محمد پیشه ور از فعالین بسیج بود و از زمستان
1360 تا مدتی مسئولیت کتابخانه ولیعصر(عج) شهر نراق جنب مسجد جامع را عهده
دار بود . این کتابخانه بعد به دلیل تعریض خیابان تخریب شد . ایشان به جمع
سلحشوران برای دفع تجاوز ارتش عراق پیوست و طی عملیات حیرت آور کربلای 5
از ناحیه چشم به شدت آسیب دید تا جایی که یکی از چشمانش را از دست داد و
اکنون از زمره جانبازان دفاع مقدس می باشد .
* مهدی پیشه ور از فعالین بسیج یود و زحمات قابل شایانی را برای حوزه مقاومت ثارالله شهر نراق و نیز پایگاه شهدای شهر نراق متحمل گردید.
علی اشرف یوسفی علی رضایی
*
دو داماد این خانواده معزز نیز به اسامی علی اشرف یوسفی فرزند نوروز و
علی رضایی فرزند رضا از مدافعین و رزمنده های دفاع مقدس می باشند .
پنج
شنبه 13 آبان 1395 حاجیه خانم مهری(نقلی) اوضایی در سن 75 سالگی بدرود حیات گفت
و صبح جمعه 14 آبان 1395 پیکر پاکش در زادگاهش نراق تشییع و خاکسپاری گردید.
بدترین حادثه متوجه جانباز فداکار علی محمد پیشه ور اتفاق افتاد
که در یک روز مادرهمسر و مادر خودش فوت شدند . حاجیه خانم بهجت ابراهیمی
فرزند ابراهیم و مهری اوضایی همزمان با هم دار دنیا را ترک و به رحمت
خداوند پیوستند .
سلحشوران شهر نراق مصیبت وارده را به هر دو خاندان تسلیت می گوید .
کوره راهی است
جاده ی پر پیچ و خم کهنه قمار زندگی
وقتی که تنها موسیقی اش
ضجه های رفتن بی بازگشت تو باشد
در هجومِ بُهت ِ بی باورِ زهرِ هجرِ تو
نای رفتن نیست
برای این تن خسته یِ راه مانده یِ دلمرده زِکوچِ تلخِ تو
راه بسته
کوچه تاریک
و
دل داغ حسرت به تن دارد
هیهات از ندیدن ها
نگفتن ها
نرفتن ها
وقتی که همه دیدیم تنهاییت را
غربتت را
کوه های غمت را
سنگینی ِ حزنِ بی صدایت را
و بی تفاوت گذشتیم و
ندیدیم و
نکردیم و
نگفتیم
آن چه بایدرا.......
اما تو
با کوله باری از غم و درد
تنها سایه سار امن دل های ما بودی
آرامش لحظه های بی کسی
دست هایت بوی مهربانی می داد
و نگاهت
از پس ِ آن همه غم
آن همه درد
شهدِ مهر می پراکند و مرهم بود
بر ریشِ دلِ هر خسته دلِ بی پناه
درد واره ی تلخی است
دردِ نبودنت
برای آنان که حتی یک لحظه
بودنت را تجربه کردند
و قطره ای از زلال ِ مهر مادرانه ات را
در تشنگی ِ کویرِ خشکِ محبت ها چشیدند
که تومادر بودی همه را
ای نازنین
مرحوم کربلایی ابراهیم عضایی مرحومه حاجیه مرحمت خانم اکبری
پنج
شنبه 13 آبان 1395 مصادف با 3 صفر 1438 سومین سالگرد درگذشت مادرمان مرحومه مرحمت
خانم اکبری فرزند نعمت الله است . توفیق داشته باشیم دور قبرش حلقه زده و
اشک چشمی روی سنگ قبرش روان کرده و شستشو دهیم تا از دلتنگی های بی مادری
تسکین یابیم و هم روح بلندش با قرائت فاتحه و صلوات خوشنود شود .
بیشترین
خوشحالی ما فرزندان توفیق خدمتگزاری بود که در حیات والدینمان انجام دادیم
و مرتب دعای خیر آنها را با صدای بلند می شنویدیم .
مبلغ هفت
هزار ریال ناصرالدین شاهی معادی یکهزار دینار رایج از مال خالص آقا محمد
یوسف خلف مرحوم حاج محمد نراقی بر ذمه و رقبه خود قبول داد آقا علی اکبر
ولد آقا شعبان مشهدی که ان شاءالله تعالی وجه مزبور را از حین تحریریه الی
انقضای مدت یک ماه و نیم دیگر ادا و کارسازی نماید و عذری که خلاف شرع انور
باشد نیاورد و مدیون .... وکیل مطلق بلاعزل نموده که چنانچه در راس موعد
نرسد از قرار ماهی تومانی نیم قران تجدید معامله نماید .
تحریریه هجدهم شهر جمادی الثانی سنه 1275 (برابر 3 بهمن 1237)
از جناب حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی سند 163 ساله صمیمانه تشکر می کنیم.
به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ فریدون فروغی نراقی تاریخ ۹ بهمن ۱۳۲۹ در تهران متولد شد . وی آهنگساز، نوازنده (گیتار، پیانو، درامز)، ترانه سرا و از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایران بود .
پدرش فتح الله فروغی
فرزند علی محمد کارمند اداره دخانیات و از شهروندان متمکن شهر نراق از
توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی بود . آقا فتح الله بهمن 1356 در اثر
بیماری ذات الریه در بیمارستان بانک ملی فوت و در گورستان مسگر آباد تهران
دفن شد .
خانه پدری فریدون فروغی در شهر نراق
مادرش خانم فخریه غفاری فرزند حاج محمد علی اهل شهر نراق
تاریخ 10/4/1381 در منزل دخترش پروانه بدرود حیات گفت . مشارالیها در قطعه
213 ردیف 48 شماره 43 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .
فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ فروغی دارد .
فریدون روز جمعه 13 مهر۱۳۸۰ در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در
روستای کوچک قُرقُرک در حومه بوئین زهرا استان قزوین(جاده اشتهارد کرج)
خاکسپاری کردند .
این عکس فروغی خواننده مردمی مربوط به حدود سال 1368 در جمع فامیل های نراقی در تهران گرفته شده که تقدیم علاقمندان می گردد :
از
راست : آقای علی ضیایی فرزند نصرت الله – مرحوم فریدون فروغی نراقی فرزند
فتح الله – آقای عزت الله طبیب زاده غفاری فرزند ابراهیم
به گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ شنبه 8 آبان 1395 در تقویم رسمی به مناسبت شهادت محمدحسین فهمیده دانش آموز 13 ساله در دفاع مقدس به روز نوجوان و بسیج دانش آموزی نام گذاری گردیده است .
به جهت گرامی داشت این روز اسامی دانش آموزان شهید شهر تاریخی نراق که موفق شدند نام خود را در جرگه لایقان لقاءالله ثبت نمایند ذکر می شود .
این آمار صرفا به شهدایی اختصاص دارد که مزارشان در گلزار شهدای شهر نراق می باشد :
1- سیدغلامرضا باشی فرزندعلی متولد 1342 تاریخ شهادت 2 فروردین 1361
2- عبدالله محمودی فرزند علی متولد 1343 تاریخ شهادت 2 فروردین 1361
3- ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسین متولد 1343 تاریخ شهادت 2 فروردین 1361
4- مهدی عباسی فرزند غلام محمد متولد 1341 تاریخ شهادت 2 فروردین 1361
5- محمدرضا رمضانی فرزند غلامعلی متولد 1342 تاریخ شهادت 2 خرداد 1361
6- محمدرضا بخشی فرزند عباس متولد 1341 تاریخ شهادت 24 تیر 1361
7- عباس رمضانی فرزند حسن متولد 1341 تاریخ شهادت 7 مرداد 1361
8- علی رزاقی فرزند مصطفی متولد 1345 تاریخ شهادت 17 آذر 1361
9- محمد علی نوری فرزند حسین متولد 1347 تاریخ شهادت 22 اسفند 1364
10- حسن کرباسی فرزندعلی متولد1348 شهادت21 فروردین1365(طلبه حوزه)
11- غلامرضا یوسفی فرزند عباس متولد 1347 تاریخ شهادت 22 دی 1365
12- غلامرضا یوسفی فرزند نوروز متولد 1349 تاریخ شهادت 27 دی 1365
دو قرن پیش در اثنای جنگ ایران و روسیه یکی از تجار مشهور نراق به نام محمد ولی خان در گمرک نوار مرزی مشغول فعالیت بود که در افواه مردم به میرزا محمد ولی خان باجگیر(مالیات گیر) مشهور بود .
به دلیل اشغال کشورش و تنفر از حرکات
وقیحانه نیروهای روس سرزمین آذربایجان را ترک و به زادگاهش نراق که یکی از
مراکز بزرگ علم و فرهنگ و تجارت در مسیر راه ابریشم بود بازگشت .
ایشان
در نراق زندگی تشکیل داد و به مکه مکرمه و مدینه منوره مشرف و حاجی شد و
زین پس به حاج محمد ولی باجگیر(مالیات گیر) خطاب گردید .
حاج محمد ولی
برادر نداشت ولی خواهری به نام گوهر داشت که با میرزا عبدالباقی طبیب غفاری
فرزند میرزا حسن ازدواج نمود و صاحب اولاد شدند. یکی از فرزندان حاج محمد ولی خان به نام میرزا محمد تقی خان متولد حدود سال 1229 شمسی از جمله مردان نیک روزگار خویش بود .
میرزا محمد تقی خان با یکی
از زنان مومنه و پاکدامن نراق به نام سکینه غفاری مشهور به خانم بزرگ
ازدواج نمود . مدتی بعد از نراق به روستای گل زرد از توابع الیگودرز مهاجرت
نمود و تقریبا قسمت اعظم زمین های زراعی آنجا را تحت اجاره خود درآورد و
رعیت های زیادی را به تولید مایحتاج عمومی مشغول نمود .
گل زرد روستایی
از توابع بخش مرکزی شهرستان الیگودرز در استان لرستان و در دهستان خمه
قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1385 جمعیت آن 281 نفر
بود .
همسر و دختران میرزا محمد تقی خان اهل شهر تاریخی نراق
از راست : خانم آغا غفاری - شوکت غفاری - سکینه غفاری (خانم بزرگ) همسر میرزا محمد تقی خان - فاطمه غفاری
بر اساس سند معتبر مربوط به 111 سال پیش قراردادی بین خانم
فاطمه بیگم زوجه مرحوم حجت الاسلام آقا میرزا محمد باقر صدرالعلماء با آقا
میرزا تقی خان فرزند حاج محمد ولی تاجر بزرگ نراق منعقد می گردد که برای
تنویر افکار عمومی سند مذکور نمایش می گردد :
تاریخ ... شهر جمادی الاول 1327 (... اردیبهشت 1288)
بسم اله وله الحمد قد صدرالعتراف عنها دامت شوکتها و عفتها بما فضل فی الورقه
فبعد.
به اجاره صحیحه شرعیه ملیه اسلامیه دادند گماشتکان صدر نشین مسند عفت و
عصمت و قدرافزای محفل نجابت و اصالت حضرت علیه عالیه متعالیه فی بیت
الشریفه فاطمه بیگم خانم دامت برکاتهامتعلقه مرحوم علیین مکان حجت الاسلام
آقای آقامیرزامحمد باقرصدر العلماء طاب الثراه یحل الجنت الماواء به
عالیجاه فخامت اکتناه مقرب الخاقان آقامیرزاتقی خان خلف مرحمت پناه حاجی
محمدولی تاجر نراقی طاب الثراه .
مقرنا بقبوله همگی و تمامی چهاردانگ مفروز از ششدانگ قریه گل زرد (از توابع الیگودرز استان لرستان) من محال کرار عراق مع کافه ملحقات و منضمات و متعلقات چهار دانگ مرقوم ابتدا و از تاریخ ذیل لغایت مدت یکسال تمام هلالی به مال الاجاره مبلغ پانصد تومان وجه نقدی فضل رایج خزانه عامره و موازی یکصد خروار گندم بی عیب که انشااله تعالی گندم مرقوم را به هر کس حضرت علیه موجره مسطوره حواله بفرمایند بعد از رفع محصول کارسازی نمایند و قبض الواصل دریافت نموده که در عین محاسبه محسوب دارند .
و پانصد تومان نقدی را ابتدا از اول ماه سرطان که ماه اول تابستان است الی ده ماه از قرارقسط الشهور متساوی در هر ماهی پنجاه تومان موصوف به تاجر مرقوم حواله نمایند در طهران تسلیم گماشتگان حضرت علیه نمایند و قبض الوصول دریافت دارند و شروط فی ضمن العقد آنکه مالیات و عوارضات و پول سرباز و غیره ........در عهده مستاجر مزبور است .
میرزا
محمد تقی خان مردم را دوست داشت و حقی از کسی ضایع نمی کرد و به حقوق
فردی ظلم نمی نمود و تلاشش راستی و درستکاری بود . مردم روستای مذهبی و
مومن گل زرد به او احترام قایل بودند و حتی کدخدای آنجا او را ستایش می کرد
.
یکی از روزهای زیبای خدا اهالی اطلاع یافتند که قشون یاغی و
چپاولگری به گل زرد حمله می کنند و اگر فردی مقابله و مقاومت کند کشته
خواهد شد . میرزای نراقی هر آنچه که امکانات و اندوخته داشت را رها و به
همراه خانواده گل زرد را به سمت تهران ترک می نماید.
سمت راست میرزا محمد تقی خان نراقی - جوان پسر کدخدای - کد خدای روستای گل زرد الیگودرز استان لرستان . سال 1327 هجری قمری ( 1288 هجری شمسی)
روز بعد قشون خیانت پیشه لرها با اسب و تفنگ و نیروهایش گل زرد را مورد تاخت و تاز قرار داد و آسیب های فراوان وارد می کنند .
چند
روز بعد داماد میرزا به نام علی نیکزاد نراقی به گل زرد عزیمت و اسب ها و
امکانات باقیمانده را به نراق انتقال می دهد ولی میرزا محمدتقی خان دست از
تلاش و کوشش برنداشت و با اینکه در تهران سکونت یافت در ورامین زمین های
زراعی زیادی را در قلعه ایرج که دژی باستانی است اجاره کرد و به زیر زراعت
برد . یکی از دامادهایش علی نیک زاد نراقی نسبت به رعیت ها و زمین های
کشاورزی سرکشی داشت .
فرزندان میرزا محمد تقی خان به دلیل اینکه از
خاندان صاحب نفوذ حاجی عبدالغفار بودند بعدا شهرت غفاری بر خود نهادند.
میرزا محمدتقی نهایتا به پا درد مبتلا و خانه نشین گردید و نهایتا در سن 62
سالگی سال 1291 شمسی از دار دنیا رحلت نمود و پیکرش در قبرستان امامزاده
معصوم تهران بین گمرگ و سه راه آذری خاکسپاری گردید.
از راست : مرحوم علی اصغر طبیب زاده - سکینه غفاری مشهور به خانم بزرگ - عبدالله رضوانی
همسرش سکینه (خانم
بزرگ) نیز سال 1336 شمسی زمانی که در منزل فرزندش عبدالله غفاری در شهر
اهواز مرکز استان خوزستان بود فوت نمود و جنازه اش در قبرستان اهواز
خاکسپاری گردید . همان سال فرزندش عبدالله به اصفهان منتقل شد.
حاصل زندگی سکینه( خانم بزرگ) و میرزا محمد تقی چهار دختر و دو پسر بود :
1- خانم آغا غفاری فرزند میرزا محمد تقی خان
خانم
آغا غفاری و همسرش میرزا فضل الله خان نام داشت . فضل الله یکی از روسای
دادگستری تهران در زمان احمد شاه بود و زمان فوت در یکی از قبرستان های
تهران دفن گردید .
مرحومه خانم آغا غفاری
آنها دارای چند فرزند بودند :
ایران خانم و همسرش دکتر علی اکبرخان شریف فرزند حسین نراقی
ملاحت خانم و همسرش فضل الله غفاری فرزند آقا میرزا علی محمد
شرافت خانم و همسرش عبدالله رضوانی فرزند فضل الله
عبدالله رضوانی مرحوم میرزا محمود طبیب زاده غفاری جمشید طبیب زاده
فاطمه
همسر آقای میرزا حسین غفاری(1269 – 1/1/1356) فرزند عبدالباقی طبیب بن
میرزا حسن بود .
فاطمه غفاری میرزا حسین غفاری
فرزندانشان علی اکبر - علی اشرف– بتول– شمسی و ملوک می
باشند . سه تن از دامادهای یاد شدگان آقایان اسدالله غفاری ؛ سلطانعلی
غفاری و نعمت الله تیموری می باشند .
3- تاج خانم غفاری فرزند میرزا محمد تقی خان
تاج
خانم غفاری همسر پسر خاله اش آقای علی نیک زاد نراقی فرزند محمدرضا بود .
این زوج از اهالی شهر نراق مدتی در ساری استان مازندران زندگی می کردند و
آقای نیکزاد در اداره دارایی ساری اشتغال داشت .
رضا نیکزاد
دختر این خانواده به نام
نصرت خانم(همسر علیرضا طبیب زاده غفاری فرزند میرزا محمود بن میرزا
عبدالباقی) که متولد 1304 می باشد جنگ جهانی دوم و اشغال ساری در شهریور
1320را به یاد می آورد .
شهر نراق - سال 1333
از راست : عبدالله رضوانی - عبدالله غفاری - حسینعلی طبیب زاده- میرزاعلی محمد غفاری - حسین غفاری
علی نیک زاد نراقی همسر تاج خانم غفاری تاریخ 6 بهمن 1352 فوت و در قطعه 7 ردیف 113 شماره 10 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .تاج خانم نیز پس از مرگ در بهشت زهراء تهران به خاک سپرده شد .
4- شوکت غفاری فرزند میرزا محمد تقی خان
شوکت همسر
آقای ابراهیم طبیب زاده غفاری فرزند میرزا عبدالباقی بن حسن بود .
مرحومه شوکت غفاری
مشارالیها متولد 1285 شمسی و تاریخ 26 شهریور 1381 در سن 95 سالگی دارفانی را وداع گفت و در کنار قبر خواهرش فاطمه در وادی السلام شهر نراق خاکسپاری گردید .
مرحوم ابراهیم طبیب زاده نصرت الله طبیب زاده حسینعلی طبیب زاده عزت الله طبیب زاده
فرزندانشان حسینعلی – نصرت الله و عزت الله نام دارند . هنگامی که پدرش میرزا محمد تقی خان در سال 1291 شمسی فوت می کند شوکت خانم شش ساله بود .
5- میرزا عبدالله غفاری فرزند میرزا محمد تقی خان
سال
1280 هجری قمری در شهر نراق متولد گردید. مدیر آمار چندین شهر و استان از
جمله اهواز ، ساری ، اصفهان و کاشان را بر عهده داشت و از چهره های با نفوذ
که برای پیشبرد فرهنگ و تعلیم زادگاهش خیلی تلاش نمود.
میرزا عبدالله غفاری
وی تاریخ 16/2/1353 فوت و در قطعه 2 ردیف 6 شماره 1 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید. همسرش مرحومه مرحمت غفاری فرزند فتح الله و طلعت تاریخ 29 اسفند 1373 فوت و در قطعه 2 ردیف 7 بهشت زهرا(س) تهران دفن می باشد . پسرشان به نام پرویزدر جوانی فوت نمود .
احمد غفاری منوچهر غفاری تقی غفاری
فرزندان دیگرشان منوچهر – تقی – احمد و پروین غفاری نام
دارند .
6- میرزا علی محمد غفاری فرزند میرزا محمد تقی
همسرش
ماشال خانم(ماشاءالله) غفاری فرزند محمد علی تاریخ 1 مهر 1367 فوت و در
قطعه 110 ردیف 124 شماره 30 بهشت زهرا(س) بهشت زهرا تهران خاکسپاری می گردد
.
میرزا علی محمد غفاری
میرزا علی محمد پس از فوت در یکی از قبرستان های تهران خاکسپاری می گردد .
اسامی فرزندانشان عبارتند از : فضل الله ، شکرالله ، اسدالله ، رضا ، اقدس ، نعمت الله ، حبیب الله و عنایت الله
منزل غفاری ها در شهر تاریخی نراق - سال 1390
از راست : احمد غفاری فرزند غبدالله - منوچهر غفاری فرزند عبدالله - حسن غفاری فرزند جواد
آقای علی اکبر غفاری فرزند حسین و فرزند برومندش آقا فریدون غفاری
آقای حسن غفاری فرزند جواد
آقای علیرضا طبیب زاده غفاری فرزند محمود و همسر مکرمه اش خانم نصرت نیکزاد نراقی فرزند علی
آقای عزت الله طبیب زاده غفاری فرزند ابراهیم و صبیه محترمشان سرکار خانم افسون(آفتاب) طبیب زاده
آقای سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود
به اجاره
شرعی دادم حاجی محمد جواد خلف مرحوم ملا آقاجان نراقی به جناب آقا محمد
جواد خلف مرحوم مغفور حاج محمد مهدی من الحصه همگی و تمامی یک در باغچه واقع
در لاستان که محدود به حدود اربعه حدی به باغچه آقا محمد اسماعیل حاجی
محمد تقی و حدی به باغچه حاجی عمورضا و و دو حد هم به صحرا به مال الاجاره
سی و شش من(نصف هیجده من) به وزن شاه گندم و جو بالمناصفه از حین التحریر
الی مدت سه سال تمام که هر سال در موقع محصول موازی دوازده من جو و گندم
کارسازی نماید و صیغه مواجره علی .... شرع جاری گردید .
این چند کلمه جهت اجاره نامچه قلمی گردید بتاریخ هفدهم مهر ماه سنه 1294(101 سال قبل)
توضیح آنکه اخیار فسخ سال آخر با جناب آقا محمد جواد مستاجر است .... دو سال گفته شده است تا واضح بوده باشد .
سلحشوران شهر نراق از جناب حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود از بابت بازخوانی سند یکصد ساله شهر تاریخی نراق سپاسگزار است .